Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «جام جم آنلاین»
2024-04-27@22:14:22 GMT

کاهش فشار تحریم‌ها با پیمان پولی دوجانبه

تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۶ | کد خبر: ۱۴۹۲۷۴۶۳

کاهش فشار تحریم‌ها با پیمان پولی دوجانبه

یکی از مهم‌ترین روش‌ها برای انجام تبادلات مالی بین‌المللی استفاده از پیمان‌های پولی دوجانبه است. در این شیوه، به‌جای استفاده از یک واحد پولی، از واحدهای پولی دو کشور برای تسویه تجاری استفاده می‌شود؛ به عبارتی، پیمان پولی دوجانبه ابزاری برای استفاده از ارز محلی دو کشور مبدأ و مقصد بدون استفاده از ارز ثالث است.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

برای اجرایی شدن این طرح، تنها کافی است دو کشور باهم وارد مذاکره شوند و پیمان پولی دوجانبه امضا کنند.

برای اجرایی شدن این طرح‌ها باید تغییر رویکردی در جهتگیری راهبردی بانک مرکزی شکل بگیرد که گام نخست این حرکت، اصلاح شیوه نگرش به جایگاه پول ملی در تجارت بین‌المللی است؛ در گام بعدی، ریسک‌پذیری و پیگیری مستمر می‌تواند گشایشی برای حل مشکلات کشور باشد. روی آوردن به پیمان‌های پولی دوجانبه، نه‌تنها باعث دور زدن تحریم‌های بانکی می‌شود، که باعث رهایی از وابستگی به سامانه‌های بانکی کشورهای تحریم‌کننده نیز می‌شود؛ بااین‌حال اگر کشورهایی همانند آمریکا و دیگر کشورهای متحد آن بخواهند با ایران تبادل تجاری برقرار کنند، در این صورت، ریال ایران به‌اندازه جایگاه این کشور در اقتصاد بین‌المللی نقش خواهد داشت. اجرای چنین پیمان‌هایی منافعی برای کشور دارد که در ادامه به این موضوع پرداخته می‌شود:

کاهش فشار تحریم‌های بانکی

مهم‌ترین دستاورد پیمان‌های پولی را می‌توان ارتقای جایگاه ریال به‌عنوان پول ملی ایران در تجارت بین‌الملل دانست و همچنین با استفاده از این فرآیند، می‌توان ارز ایران را به یک «ارز قابل‌خرید برای ذخیره ارزی» استفاده کرد؛ در این صورت، اعتبار ارز معادل صادرات کشور خواهد بود، لیکن به‌جای استفاده از چند ارز محدود، می‌توان از ارزهای کشورهای مختلف استفاده کرد.

تأثیر مهم دیگری که می‌تواند این پیمان‌ها ایجاد کند، کاهش آثار تحریم‌های بانکی است. در صورت اجرایی شدن این پیمان‌ها، بخشی از مشکلات تحریمی بانکی ایران حل می‌شود؛ آن‌هم در شرایطی که تنها از ارز دو کشور مبدأ و مقصد در تجارت استفاده می‌شود و ارزهای معیار جهانی همچون دلار در این تجارت جایگاهی ندارند.

افزایش قدرت چانه‌زنی

از دیگر آثار اجرایی شدن این پیمان‌ها، افزایش قدرت چانه‌زنی کشور است؛ به‌گونه‌ای که ایران در مواردی نظیر مواد دارویی، تجهیزات پزشکی، محصولات کشاورزی، مواد خوراکی و... که در لیست تحریمی سازمان ملل و اروپا نیستند، می‌تواند بدون وجود موانع، به واردات و صادرات این اقلام اقدام کند؛ زیرا عمده مشکل تجارت اقلام ذکرشده نقل و انتقالات پولی و بانکی بین واردکننده و صادرکننده است.

منافع بخش خصوصی

مهم‌ترین مشکل فعلی تجار بخش خصوصی را می‌توان انتقال ارز با ریسک بالا دانست که با امضای پیمان پولی و استفاده از پول‌های محلی، این مشکل تا حد زیادی برطرف می‌شود. بخش خصوصی می‌تواند نقش بسیار مهمی در اجرای این پیمان‌ها داشته باشد؛ زیرا می‌توانند با فشار آوردن به اتاق‌های بازرگانی دو کشور و از آن طریق، به بانک‌های مرکزی و نهادهای تصمیم‌گیر، فرآیند امضای پیمان‌ها را تسهیل کنند.

در شرایط فعلی کشور که بانک‌های بزرگ جهان حاضر به نقل‌وانتقال درآمدهای ایران نیستند و عمدتاً از جریمه‌های آمریکا واهمه دارند، هیچ نشانه‌ای از بهبود روابط بانکی ایران با خارج از کشور دیده نمی‌شود و تا هنگامی‌که ایران نیازمند نظام مالی آمریکا و اروپا باقی بماند، فشارها نیز باقی خواهند ماند. در این وضعیت، راهکار اصلی برای مساله عدم همکاری بانک‌های خارجی، خروج از نظام پرداخت دلار و یورو و ایجاد نظامات پرداخت دوجانبه با دیگر کشورهاست؛ بنابراین لازم است چنین پیمان‌هایی با کشورهایی منعقد شود که توانمندی اقتصادی و سیاسی لازم را برای پایبندی به تعهداتشان داشته باشند.

سجاد طاهری

منبع: جام جم آنلاین

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت jamejamonline.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «جام جم آنلاین» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۱۴۹۲۷۴۶۳ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

ناتو، قلدر ۷۵ساله

به گزارش جام جم آنلاین، ۷۵ سالگی تأسیس ناتو زمانی است که بتوان به بررسی وضعیت فعلی این سازمان پرداخت و از اختلافاتی که گریبانگیر اعضای آن است گفت؛ اینکه چگونه کشور‌های اروپایی در داخل این ائتلاف باید برای تجدید سیاست‌های فعلی خود برای آینده‌ای بهتر در قاره اروپا تلاش کنند.

نظام غربی همچنان لفاظی‌های قانع کننده خود را درباره دلایل تأسیس سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در ۷۵ سال پیش ادامه می‌دهد. این توجیهات بیش از حد پیش پا افتاده باید مورد مطالعه قرار گیرد تا دلایل انحطاط فعلی سازمان، در بحبوحه سیاست‌هایی که به جای منافع مشترک، در خدمت منافع خودخواهانه اعضای پیمان هستند، مشخص شود.

یادداشت‌های مربوط به وزارت امور خارجه ایالات آمریکا دلیل اختراع ناتو را به زبانی مناسب برای کتاب تاریخ دوره راهنمایی بیان می‌کند و می‌نویسد: بعد از ویرانی‌های جنگ جهانی دوم کشور‌های اروپایی برای بازسازی اقتصاد و تضمین امنیت خود تلاش کردند و ایالات متحده برای جلوگیری از گسترش فرهنگ کمونیستی شوروی به سمت قاره اروپا و سایر نقاط جهان مجبور شد ناتو را در اروپا تأسیس کند.

این استدلال‌های نمادین برای دکترین ناتو بسیار ابتدایی هستند و آن را می‌توان از بیشتر اظهارات مقام‌های کشور‌های غربی که این سازمان را تأسیس کردند و همچنان بر آن تسلط دارند، استخراج کرد. لفاظی‌های ناتو مواقعی میان دوستی و تهدید در نوسان است. هری ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا در سال ۱۹۴۵، تشکیل این پیمان را برای عملیات مرزی مهم دانست و نسبت به کسانی که ممکن بود خود را متمایل به جنگ نشان دهند، سختگیری می‌کرد.

این نوع گفتمان حقایق انکارناپذیری را مخفی می‌کند که نمی‌توان آن‌ها را انکار کرد. در واقع، ایالات متحده از نظر نظامی و اقتصادی پس از جنگ جهانی دوم قدرتمندتر بود و این به سرعت در «برنامه‌های پنج گانه مارشال» با هدف بهبود اقتصادی نمایان شد.

یک بُعد این برنامه‌ها راهبردی است و اقدام خیرخواهانه واشنگتن به شمار نمی‌رود که با هدف بهبود شرایط اقتصادی کشور‌های منتخب مهندسی شده باشد؛ کشور‌هایی که برای دهه‌های آینده متحدان ثابت قدم ایالات متحده خواهند بود. در همین راستا لستر پیرسون، وزیر امور خارجه کانادا تأسیس ناتو در آن زمان را به شرایط قدرتی که از آن به عنوان حافظ صلح جهانی یاد می‌شد، مرتبط دانست.

بنابراین، رابطه پدرانه‌ای میان ناتوی تحت سلطه ایالات متحده ایجاد شد که به سایر نقاط جهان گسترش یافت و به اعضای قدرتمند این سازمان اجازه داد به نمایندگی از بقیه کشور‌ها و بیشتر خارج از چتر سازمان ملل متحد مفاهیمی مانند صلح و امنیت، خطرات و درنهایت تروریسم را تعریف کنند.

با وجود این، نخستین درگیری بزرگی که به وسیله ناتو ایجاد شد، بر سر تهدیدات خارجی علیه اروپا یا قلمرو آمریکا نبود، بلکه هزاران مایل دورتر از هر دو سوی اقیانوس اطلس، در شبه جزیره کره شکل گرفت؛ جایی که گفتمان سیاسی اعضای ناتو حول محور متمرکز جنگ داخلی در شبه جزیره بود و از آن به عنوان نمونه‌ای از «تجاوز کمونیستی» یاد می‌کردند. این نوع تعریف ناتو را مجبور به واکنش، مداخله و شرکت در جنگ ویرانگر کره میان سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۵۳ کرد.

بیش از هفت دهه از عمر این پیمان می‌گذرد و نتیجه جنگ کره، شکنندگی استدلال‌هایی را که برای توجیه مداخله مطرح شد، زمانی که کره شمالی سخت می‌جنگید تا دایره انزوای خود را بشکند، ثابت کرده است. با وجود این، جنگ کره بدون پایان رسمی متوقف شد و مردم آن منطقه تا امروز در وضعیت متناقض میان جنگ و صلح زندگی می‌کنند؛ یعنی ممکن است در هر لحظه جنگی همه جانبه آغاز و توجیهی دائمی برای حضور نظامی آمریکا در آن منطقه باشد. رویکرد مشابهی که در بیشتر مداخلات ناتو در سایر مناطق جهان ازجمله عراق (۱۹۹۱ و ۲۰۰۳)، یوگسلاوی (۱۹۹۹)، افغانستان (۲۰۰۱)، لیبی (۲۰۱۱) و سایر مناطق و کشور‌ها دنبال شده است.

با وجود این، ناتو اکنون توانایی آغاز و افزایش تنش دارد و شاید هم نسبت به پایان دائمی درگیری‌ها بی میل نباشد، بحرانی واقعی که این سازمان ۷۵ ساله تمایلی به دست کشیدن از آن ندارد. گرانت شاپس، وزیر دفاع بریتانیا در روزنامه دیلی تلگراف گفت، ناتو باید بپذیرد که اکنون در دنیای قبل از جنگ است. وی به اعضای ناتو انتقاد کرد که همچنان نمی‌توانند حداقل هزینه‌های دفاعی مورد نیاز خود را برآورده کنند که معادل دو درصد تولید ناخالص داخلی آنهاست.

این نوع نگرانی‌ها بیشتر به وسیله سران و مقام‌های ارشد ناتو بیان می‌شود که یا درباره جنگ قریب‌الوقوع با روسیه هشدار می‌دهند یا از یکدیگر به دلیل کاهش نفوذ این سازمان که زمانی قدرتمند بود، انتقاد می‌کنند.

در حال حاضر بیشتر تقصیر‌ها گردن دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکاست که آشکارا تهدید کرد ناتو را در دوره ریاست جمهوری اش ترک خواهد کرد. با وجود این، اظهارات و تهدید‌های توهین آمیز ترامپ به همان اندازه که ناشی از علائم و مشکلات فزاینده‌ای است که سال‌ها قبل از ورود وی به کاخ سفید و خروج چشمگیرش از آنجا ادامه داشت، محصول بحران پیمان ناتو نیست.

بحران ناتو را می‌توان با این واقعیت خلاصه کرد که تشکیلات ژئوپلیتیکی‌ای که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پیمان ورشو وجود داشت، دیگر وجود ندارد. جنبه اصلی رقابت جدید جهانی را نمی‌توان تنها به جنبه‌های نظامی کاهش داد، زیرا در دو دهه گذشته اروپا تا حد زیادی بر منابع انرژی، مبادلات تجاری و حتی تبادل فناوری با کشور‌هایی که ایالات متحده دشمنان خود می‌داند؛ مانند چین، روسیه و دیگران متکی بوده است.

بنابراین، اگر اروپا به خود اجازه دهد زبان تک قطبی ایالات متحده را درباره دشمنان و متحدانش بپذیرد، این قاره بهای سنگینی پرداخت خواهد کرد، به ویژه اینکه اقتصاد‌های اتحادیه اروپا در حال حاضر زیر بار جنگ‌های مداوم و محدودیت‌ها در تأمین است. همه این چالش‌ها را دیگر نمی‌توان با انداختن بمب بر سر دشمن حل کرد و تغییر ماهیت جنگ، جنگ‌های سنتی را تا حد زیادی بی‌اثر می‌کند.

گرچه جهان تا حد زیادی تغییر کرده، اما ناتو همچنان به دکترین سیاسی‌ای متعهد است که به دوران گذشته بازمی گردد. در هر صورت زمان آن فرا رسیده است ناتو در میراث ۷۵ ساله خود تجدید نظر کند، آنقدر شجاع باشد که مسیر را کاملاً تغییر دهد و به جای اینکه همیشه در حالت جنگی باشد، برای صلح واقعی تلاش کند.

منبع: راهبرد معاصر

دیگر خبرها

  • امیدواری برای توسعه روزافزون روابط دوجانبه ایران و آفریقای جنوبی
  • اتاق فکر دشمنان چگونه در برابر جمهوری اسلامی شکست خورد؟
  • ضد حمله آمریکا به توسعه روابط ایران با شرق | فشار بر مالزی
  • کاهش غیر منتظره نرخ تورم در حوزه پولی یورو /انتظارات بازار و بانک مرکزی اروپا
  • افرادی که فشار خون بالا دارند ماست را با این ماده غذایی ترکیب کنند
  • ناتو، قلدر ۷۵ساله
  • ایران و پاکستان در اجرایی کردن توافقات همکاری دوجانبه مصمم هستند
  • واکنش مداخله جویانه آمریکا به صدور حکم بدوی برای خواننده رپ زیرزمینی | ادعای مقام آمریکایی برای اعمال فشار بر ایران
  • مناسبات دوجانبه و مهمی میان ایران و پاکستان وجود دارد
  • حضور ایران در بریکس تاکنون مثمرثمر بوده است