خبرگزاري آريا - هفته نامه چلچراغ - بابک توانايي: سرزمين آمريکا در دو جنگ جهاني اول و دوم توانسته بود خودش را از زخم ها و خسارت هاي عظيم فيزيکي دور نگه دارد. اما ادبيات و هنرش بعد از هر دو جنگ به شدت دگرگون شدند و جنبش هاي اعتراضي متعددي در آن ها شکل گرفت و همين موج ها به تدريج در قاره هاي ديگر نيز بازتاب پيدا کرد.

جنگ جهاني دوم وقتي تمام شد، به تدريج گروهي در نيويورک پديد آمد که بعدها عنوان «نسل بيت» را روي خود گذاشتند؛ نسلي که درواقع بي طبقه بودند و با داعيه اخلاق منزه طلبانه فاصله زيادي داشتند و دغدغه شان لحظه هاي شاد و کوچک بود. آن ها به شکلي آگاهانه با جنايت کاران رفت و آمد مي کردند و نگاهشان به مخدرها و نوشيدني هاي الکلي به عنوان راه هايي بود که مي توانستند آن ها را به رهايي و شادماني برسانند.
درباره نسل بيت و آثارشان فراوان نوشته اند. اما بدون شک مهم ترين اثر داستاني اين گروه عجيب و غريب رمان «در راه» يا همان «در جاده» است، رماني که معروف است جک کروآک آن را سه هفته اي نوشت. «در راه» درواقع سال 1975 منتشر شد. دست نوشته آن مربوط به سال 1948 است و نويسنده اش تا سال 1956 به صورت مستمر روي آن کار کرد. کروآک آن را ابتدا روي کاغذ رُلي به طول 60 متر نوشت، ايده اي که درواقع نشان دهنده همان جاده اي است که نويسنده معتقد است انسان را به سمت نوعي پاکي هدايت مي کند.
image
آن چه در رمان «در راه» روايت مي شود، اتوبيوگرافي نسلي است که روزهاي خود را با هم سپري کرده بودند. در سال هاي بعد از جنگ جهاني دوم سَل پارادايز که درواقع همان جک کروآک است، در شهر نيويورک با زني به نام دين موريارتي آشنا مي شود. اين زن همان نيل کسيدي است که يکي از اعضاي نسل بيت به شمار مي رود. دين موريارتي تاثير زيادي روي سَل پارادايز مي گذارد او زني است که ميل شديدي به زندگي دارد و براي زيستن است که زندگي مي کند.
جک کروآک بعدها گفته بود که مي دانسته در جاده به روياها و خواستني هاي زيادي برخورد خواهدکرد و در جاده است که به گوهر زندگي دست مي يابد. درواقع ماشين که در سال هاي بعد از جنگ جهاني دوم به ابزاري براي نشان دادن رفاه و خلاصه خوبي هاي زندگي تبدل مي شود، در رمان جک کروآک نيز به ابزاري براي جست و جوي پاکي و زندگي مبدل مي شود. براي همين است که «در راه» خيلي زود به رماني تبديل شد که توانست چهره آمريکايي بعد از سال هاي جنگ را نشان دهد.سال هاست در ايران از نسل بيت صحبت مي شود و حالا مهم ترين رمان اين نسل که همين «در راه» است، به فارسي منشتر شده؛ رماني که از آن در ادبيات آمريکا به عنوان نماد مکتوب نسل بيت ياد مي شود.
سيماي سرکش يک نويسنده
فريد قدمي: هر نويسنده بزرگي پا از عرصه ادبيات فرا مي گذارد و عرصه هاي گوناگون زندگي را متاثر مي کند؛ و جک کروآک نيز نويسندهاي است بزرگ. کروآک خودش مي گويد که علاقه اي به حرف زدن درباره کارهايش ندارد، چرا که در رمان هايش همه چيز را درباره خودش، سبکش، ذهن و زبانش و نسلش گفته است. اما شايد «ولگردهاي دارما» که تنها ترجمه همين رمان از کروآک را به فارسي پيش رو دارد، حرف هايي هنوز براي گفتن باشد.
جک کروآک؛ اتوبيوگرافي يک بَبر
جک کروآک در 12 مارس 1922 در لاول ايالت ماساچوست از پدر و مادري فرانسوي- کانادايي به دنيا آمد و تا شش سالگي حتي زبان انگليسي هم نمي دانست. بعد از اتمام دبيرستان، بورس فوتبال دانشگاه کلمبيا را برد و راهي نيويورک شد. اما پس از يک سال، در پي مشاجره اي با مربي اش، دانشگاه را رها و ولگردي پيشه کرد.
اولين رمان کروآک «شهرستان و شهر» نام داشت که در 1950 منتشر شد، تحت تاثير آثار توماس ولف، رماني ناکروآکي، کروآک خودش مي گويد اين ولف بوده که چشمش را به روي آمريکا باز کرده. اما پيش از آن که «شهرستان و شهر» منتشر شود، کروآک در نيويورک پا به دنياي تازه اي گذاشته بود. در نيويورک او از طرفي با روشن فکران جوان چپ گرايي مثل ويليام باروز و آلن گينزبرگ آشنا شده و از طرف ديگر به واسطه دوستي اش با نيل کسيدي چشمش بيشتر به دنياي زيرزميني آمريکا باز شده بود.
image
شهرت در 1957 با انتشار رمان «در راه» به سراغ کروآک آمد؛ رماني درباره سفرهاي جاده اي اش در آمريکا به همراه نيل کسيدي که ظرف دو، سه هفته نوشته شد، روي کاغذي طومار مانند و با همان شيوه نوشتار خو به خودي که مشخصه برجسته آثار کروآک در رمان هاي بعدي اش شد. نيل کسيدي پسرکي آنارشيست بود که بخشي از نوجواني اش را در دارالتاديب گذرانده بود، آن هم به خاطر سرقت ماشين، کلاه برداري، کتک کاري و فهرست متنوعي از ريزه کاري هاي ديگر.
«ولگردهاي دارما» يک سال پس از «در راه» در 1958 منتشر شد؛ رماني که بخش بزرگي از آن درباره سفرهاي کروآک در کوه ها، جنگل ها و جاده هاي آمريکا و مکزيک است؛ درباره مراقبه هاي بوديستي، مکاشفه ها، مفت سواري ها و مهماني هاي بزرگ. درباره قهرماني نو در فرهنگ آمريکا که کسي نيست جز گري اسنايدر، شاعر بزرگ بوديست آمريکايي، که با نام جافي رايدر در رمان ظاهر مي شود. «ولگردهاي دارما» آن چنان مخاطبانش را تحت تاثير قرار داد که جنبش عظيم کوله پشتي را در ميان جوانان امريکا به راه انداخت؛ جواناني که پس از خواندن رمان کوله هاشان را بستند و به دل کوه ها و جنگل ها و جاده ها زدند.با انتشار رمان هاي بعدي، روز به روز بر شهرت کروآک افزوده مي شود و با آغاز دهه 1960 اين شهرت ديگر کروآک را به ستوه مي آورد؛ «پادشاه بيتنيک ها» يک سره در حال گريز به تنهايي خودش است و هميشه هم ناکام مي ماند. اين که جوانان چپ گرا و آنارشيست اين همه از کارهاي او تاثير گرفته اند، افسرده اش کرده. خودش مي گويد که کاتوليک تر از اين حرف هاست، گرچه رمان هايش چيز ديگري مي گويند.
در رمان «بيگ سور» کروآک را در دوره شهرت و افسردگي اش مي بينيم، کروآکي که حالا ديگر دوره سفرهاي جاده اي اش تمام شده و آن قدري مشهور شده که حتي در اتاق خوابش هم از دست خبرنگارها و طرفدارهايش در امان نيست و ناچار است مخفيانه سفر کند تا به تنهايي خودش برسد.افسردگي ناشي از شهرت و بدفهمي آثارش، توام با اعتياد به الکل، سرانجام کروآک را در 21 اکتبر در 47 سالگي به کام مرگ مي کشاند، به خاطر افراطش در نوشيدن الکل؛ همان مرگي که گري اسنايدر در «ولگردهاي دارما» برايش پيش بيني کرده بود.
image
وليام باروز وقتي هنوز کودکي بيش نبود، داستاني نوشته و اسمش را گذاشته بود «اتوبيوگرافي يک گرگ» و والدينش نتوانسته بودند متقاعدش کنند که عنوان داستان را به «بيوگرافي يک گرگ» تغيير دهد. شايد باروز از همان کودکي مي دانست که قرار است با رمان هاي اتوبيوگرافيکش، در کنار ديگر شاعران و نويسندگان نسل بيت، همچون گرگي بيفتد به جان فرهنگ مصرف گرا و اخته آمريکايي. گري اسنايدر (جافي) هم در رمان «ولگردهاي دارما» پس از صعودي طاقت فرسا به قله کوه، لقب ببر را مي دهد به کروآک (ريموند). شايد رمان هاي جک کروآک هم اتوبيوگرافي يک ببر باشند، هان؟
نوشتار خود به خودي
«در راه»، «ولگردهاي دارما»، «فرشتگان دسوليشن»، «بيگ سور» و همه رمان هاي ديگر کروآک اتوبيوگرافيک اند. گوته و داستايوسکي زماني گفته بودند که ادبيات بايستي شکلي اعتراف گونه به خود بگيرد و هنري ميلر هم گفته بود که هر رمان بزرگي در آينده رماني اتوبيوگرافيک است. رمان کروآک رماني است که، همچون هر اثر ادبي بزرگ ديگري، پا از محدوده ادبيات فرا مي گذارد و مرزها و فرم هاي زيستن را گسترش مي دهد. سبک اتوبيوگرافيک کروآک را بايستي در کنار نوشتار خود به خودي اش سنجيد.
کروآک روايتي منسجم از زندگي اش به دست نمي دهد، بلکه با نوشتار خود به خودي اش ذهن و زندگي اش را با همه تناقض ها و کاستي هايش نشان مي دهد؛ تجربه اي ناب از زيست که با تصنع اديبانه بي روح و خنثي نشده است.از نگاه کروآک، نوشتار خود به خودي مثل يک بداهه نوازي جز است؛ نوازنده آن قدر در ساکسيفونش مي دمد تا نفسش تمام شود و کروآک هم جمله هاش را آن جا تمام مي کند که نفس ذهنش بگيرد؛ آن وقت نفس تازه مي کند و دوباره مي نويسد.از نگاه کروآک، نويسنده بايد مثل کسي بنويسد که در کافه اي نشسته و دارد ماجرايي را تعريف مي کند، پس نمي تواند به جمله اي که پيش از اين گفته برگردد و اصلاحش کند. هر چيزي که همان لحظه به ذهنش مي آيد، مي نويسد و مي رود. کروآک مي گويد سال ها عمرش را صرف نوشتن به شيوه مرسوم کرده و ناگهان دريافته که ويرايش کردن متن تند و تيزي نوشتار را مي گيرد و روح اثر را نابود مي کند.
image
مخاطب بايد فرايند ذهن در نوشتن را ببيند و بخواند، و اين هم تنها با نوشتار خود به خودي امکان پذير است. ايده نوشتار خود به خودي را کروآک از نامه هاي نيل کسيدي گرفته، نامه هايي که به قول او ديوانه وار، سريع و صريح، با جزييات بسيار و به شکلي اعتراف گونه نوشته شده بودند. اما اين کروآک است که نوشتار خود به خودي را به اوج مي رساند و با اين شيوه نوشتار رمان هايي يک سره اتوبيوگرافيک مي نويسد؛ شاهکارهايي همچون «در راه»، «ولگردهاي دارما» و «بيگ سور».در رمان کروآک از پيرنگ خبري نيست، چرا که او يک سره از زندگي مي گويد و زندگي مرگ پيرنگ نيست، خودش؟ نوشتار خود به خودي کروآک مثل بداهه نوازي جَز است، پرشور و برانگيزاننده. ترومن کاپوتي مي گويد: «سبک کروآک نوشتن (Writing) نيست، تايپ کردن (Typing) است.»
نسل بيت؛ گينزبرگ، باروز و ديگر شياطين
واژه بيت (Beat) را کروآک براي نخستين بار در اشاره به دوستان هم نسلش، همچون نيل کسيدي، که شيوه زيستني يک سره نامتعارف را برگزيده بودند و در خيابان ها و جاده ها پي خوش گذراني خودشان بودند، به کار برد؛ اما پس از انتشار «در راه» اين واژه ديگر به نام جاودانه نسلي بدل شد که با آثار راديکال و نامتعارفشان تحولي بزرگ در ادبيات آمريکا پديد آوردند.
جک کروآک در کنار ويليام باروز و آلن گينزبرگ مثل نسل بيت را تشکيل مي دهد؛ نسلي که گذشته از دستاورد عظيم ادبي اش، دست کم براي دو دهه تاثير بسياري بر فضاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي آمريکا و حتي اروپا گذاشت. ويليام باروز با رمان شگفت آورش «ناهار لخت» و آلن گينزبرگ با شعر شاهکار بلندش «زوزه» به همان شهرت و اعتباري رسيدند که کروآک با انتشار «در راه» به آن رسيد.
در کنار اين سه، مي شود از چهره هاي ديگر نسل بيت نيز حرف زد، که هر کدامشان حرف هاي تازه اي براي زدن داشتند: نيل کسيدي، گري اسنايدر، پتر اورلوسکي، مايکل مک کلور، لارنس فرلينگتي، گريگوري کورسو، اميري باراکا و...
image
هسته اصلي نسل بيت در اواخر دهه 1940 با دوستي کروآک، باروز، کسيدي و گينزبرگ شکل گرفت. آن ها به ادبياتي نو فکر مي کردند؛ حاوي ارزش هايي نو که آمريکاي ملا آور بعد از جنگ جهاني دوم را دگرگون کند. اما نسل بيت در ادامه با رنسانس ادبي سانفرانسيسکو پيوند مي خورد و چهره هاي ديگري به نسل بيت مي پيوندند.
روز جمعه، هفدهم اکتبر 955، گالري سيکس سانفرانسيسکو شاهد شعرخواني پنج شاعر جوان است که اين شعرخواني به ناگاه به رنانسي ادبي و فرهنگي در سراسر آمريکا بدل مي شود و آلن گنيزبرگ، گري اسنايدر، مايکل مکل کلور، فيليپ والن و فيليپ لامانتيا در آن شب تاريخي شعر مي خوانند. کروآک در فصل دوم رمان «ولگردهاي دارما» ماجراي آن شب را باز مي گويد.
کروآک بر دو راس ديگر مثل نسل بيت نيز تاثير بسياري گذاشت؛ نوشتار خود به خودي که او در «در راه» و «ولگردهاي دارما» بنيان گذاشت و در آثار بعدي اش هم دنبال کرد، الهام دهنده آلن گينزبرگ در شعر «زوزه» و ويليام باروز در رمان «ناهار لخت» بود.
image
باروز و گينزبرگ تمايلات سياسي چپ داشتند اما کروآک مي گويد که مثل جويس کاري به کار سياست ندارد. وقتي در اواسط دهه 1960 جنبش دانشجويي، هيپيزم، جنبش سياهان و ديگر جنبش هاي اجتماعي جواناني که به شدت از آثار نسل بيت متاثر بودند، آمريکا را به آشوب مي کشند و در 1968 اين آشوب با تسخير دانشگاه کلمبيا به اوج خودش مي رسد، کروآک مي گويد اين رفتارهاي افراطي را نمي پسندد و نمي خواهد با کشوري که ميزبان او و خانواده اش بوده، بد تا کند. اما باروز و گينزبرگ از چهره هاي اصلي مي 68 اند. اين گونه است که کروآک در دهه 1960 کم کم از نسل بيت فاصله مي گيرد و هرچه بيشتر به آغوش کاتوليسم، افسردگي و الکل پناه مي برد. مرگ او نيز به معناي دقيق کلمه نسل بيتاي بود.
ولگردهاي دارما
جک کروآک نه تنها خالق سبکي نوين در نوشتار بود، بلکه با آثارش تاثير شگفتي بر زندگي مخاطبانش نيز گذاشت؛ از جمي موريسون، باب ديلن و تام ويتز آوازخوان گرفته تا جاني دپ بازيگر، از چارلز بوکفسکي و ريچارد برايتگان نويسنده گرفته تا رابرت فرانک عکاس، از دنيس هاپر که فيلم مشهور «ايزي رايدر»اش يک سره از رمان هاي جک کروآک تاثير گرفته تا فيلم هاي ويم وندرس، از جنبش دانشجويي 1968 آمريکا گرفته تا دانشجويان عاصي آلمان و فرانسه، خيل عظيمي از جوانان نسل جديد از آثار جک کروآک متاثر شدند.
بوديسم، سفر، جاده، جشن، مواد مخدر، الکل، ماوراء طبيعت، موزيک جز و شعر از مضامين اصلي اغلب رمان هاي کروآک اند؛ اما گاهي يکي در اين ميان برجسته مي شود و در «ولگردهاي دارما» اين مضمون برجسته بوديسم است. کروآک در اوايل دهه 1950 شروع به خواندن آثار بوديسمي مي کند و تاثير فراواني از اين آيين شرقي مي گيرد. اما بوديسم او با ديگر وجوه تفکر او هم آميخته و شايد بشود گفت که يک بوديسم پاپ کروآکي است. گري اسنايدر، که شرق شناس برجسته اي نيز هست، پس از انتشار «ولگردهاي دارما» گفته بود که درک کروآک از بوديسم التقاطي است و کروآک بودا را نفهميده.
دوستي کورآک با نيل کسيدي در 1955 بسيار کم رنگ مي شود و در همان دوره کروآک با گري اسنايدر آشنا مي شود؛ قهرمان رمان «ولگردهاي دارما» که تمايلات بوديستي اش وجه بوديستي کروآک را هم پررنگ تر مي کند. اگر رمان «در راه» تحت تاثير نيل کسيدي وجه آنارشيستي پررنگ تري داشت، «ولگردهاي دارما» هم تحت تاثير گري اسنايدر بوديستي تر از ديگر آثار کروآک از آب درآمد.
image
حضور نيل کسدي (کادي) در اين رمان کم رنگ است، اما فصل درخشاني از رمان به خودکشي ناتالي جکسون (رُزي)، عشق بزگر کسدي، پرداخته. آلن گينزبرگ بعد از خواندن «ولگردهاي دارما» گفته بود که کروآک تراژدي مرگ ناتالي جکسون را درک نکرده و آن طور که بايد، روايتش نکرده. گينزبرگ در «ولگردهاي دارما» با نام الواه گلدبوک ظاهر مي شود و فصل درخشان ديگري از رمان به شبي مي پردازد که در آن گينزبرگ، در سيکس گالري سانفرانسيسکو، شعر مشهور «زوزه»اش را مي خواند؛ همان شبي که رنسانس سانفرانسيسکو متولد مي شود و تاثيري انقلابي بر ادبيات آمريکا مي گذارد.
نورمن ميلر مي گويد: «کروآک هنگامي که بر صحنه ادبيات ظاهر شد، همچون هواي تازه بود. او هم چنين يک نيرو، يک تراژدي و يک پيروزي براي ادبيات بود و تاثيري فزاينده بر ادبيات داشت و هم چنان نيز بر ما تاثيرمي گذارد.» آلن گينزبرگ مي گويد: «هر کتابي از کروآک کتابي منحصر به فرد است، يک ناسازه تله پاتي. چنين نوشتار طبيعي و غني اي در قرن بيستم بي همتاست؛ ترکيبي از پروست، سلين، توماس ولف، همينگوي، ژنه، تلونيوس مونک، باشو، چارلي پارکر و بصيرت مذهبي و قهرمانانه خودش. همان طور که همتاي بزرگ او ويليام اس. باروز مي گويد، جک کروآک يک «نويسنده» بود.»
چه شد که نسل بيت در آمريکا سر برآورد؟
تک نوازي با ساز عصيان
علي مسعودي نيا: 1-نويسندگان و شاعران نسل بيت محصول يک بزنگاه تاريخي بحران زده در آمريکاي پس از جنگ جهاني دوم بودند. آن ها هرگز بدل به يک جنبش فراگير و گسترده نشدند. الگوهاي رفتاري و زيبايي شناسي راديکال و تابوشکن و پيوند مداومشان با عصيان شايد دليلي بود براي آن که تعداد اعضاي سمپات اين جنبش چندان زياد نباشد. اما همين تعداد اندک تاثير فرهنگي شگرفي بر آمريکا گذاشتند. درست پس از رکود اقتصادي دوران پس از جنگ، جوانان و به ويژه دانشجويان آمريکايي بنا را بر مواخذه از ماترياليسم رايج در آمريکا نهادند. شايد بتوان گفت که بيت ها نتيجه اين مواخذه ها بودند. سارا هاينس مي نويسد: «آن ها کاپيتاليسم را مايه تخريب روح انسان و ناقض عدالت اجتماعي مي دانستند. آن ها از فرهنگ مصرفي حاکم بر جامعه ناراضي بودند. قيام آن ها از سويي هم عليه کوته فکري هاي والدينشان بود.
بنيان گذاران نسل بيت در اوايل دهه 40 ميلادي در دانشگاه کلمبيا به هم رسيدند. جک کروآک و آلن گينزبرگ هسته مرکزي اين جريان را تشکيل دادند و در سال هاي بعد نيز حاميان سنگر بيت باقي ماندند. اين جک کروآک بود که اصطلاح «نسل بيت» را باب کرد. نسل بيت نقبي زدند به عمق فرهنگ اجتماعي شان و از دل بافت هاي متنوع يان فرهنگ به ديدگاه هايي تازه دست يافتند. براي حصول به چنين ديدگاهي، آنان به منابعي غني و گوناگون دست يازيدند؛ از شعر رمانتيک گرفته تا شعر رمانتيک مقدس. از پرس بيش شلي گرفته تا ويليام بليک.
بعدها توجه شاعران اين نسل به والت ويتمن جلب شد. فرماليسم، ايماژيسم، ابژکتيويسم، سمبوليسم، داداييسم، موسيقي جز والبته بوديسم، ساير منابعي بودند که مستقيم يا غيرمستقيم موجب تکوين نگاه نسل بيتي ها شدند.
image
2- جايگاه جک کروآک در دنياي ادبيات در دهه 50 ميلادي و با انتشار رمان «در راه» تثبيت شد. اين شاعر و رمان نويس بدل شده به چهره شاخص و سخن گوي نسل بيت. جک کروآک به دنبال معاني فلسفي و عرفاني کهني بود، اما رويکردش براي دست يابي به اين معاني کاملا تازگي داشت. او به دنبال نوعي آزادي روح از قيود بود. چيزي که در حقيقت هسته فحوايي رمان «در راه» را نيز تشکيل مي دهد. او در اين رمان کم و بيش زندگي نامه وار سفر فيزيکال را به سفر ذهني پيوند مي زند.
جک کروآک به همراه گروهي ديگر از جوانان آمريکايي در دوران پس از جنگ جهاني دوم به اعتراض و عصيان عليه وضعيت موجود در جامعه پرداخت؛ وضعيتي که از منظر او هم فکرانش سر به راهي و توسري خوري و فقدان هدف فرهنگي در زندگي طبقه متوسط آمريکا بود. آن ها عليه زندگي عادي و نجيب نسل هاي پيش از خود قيام کردند؛ ازدواجي و خانه اي در حاشيه شهر و چند فرزند و کاري با حقوق متوسط و ديگر هيچ. از نظر کروآک و هم فکرانش، اين سبک زندگي هيچ تفاوتي با مرگ نداشت و نفي مطلق ارزش هاي فردي به شمار مي رفت.
3- جک کروآک در نوشتن به شدت متاثر بود از موسيقي جز. او نوشتن را چون تک نوازي در يک ارکستر موسيقي جز مي دانست: همانند يک تک نواز ساکسوفون که نت ها را بي ملاحظه کاري در فضا پخش مي کند، بايد کلمات را بدون ملاحظه کاري بر صفحه کاغذ پاشيد. خوانندگان آثار کروآک معمولا مجذوب همين شيوه نوشتار او مي شوند و توانايي او در دگرديسي بخشيدن به رويدادهاي عادي و روزمره و رد و بدل کردن آن ها به لحظاتي ناب و حتي مقدس.
تا مدت مديدي نهادهاي ادبي آمريکا از عمد کروآک را ناديده مي گرفتند و کارهياش را فاقد ارزش تلقي مي کردند. بسياري از چهره هاي ادبي آکادميک و نويسندگان جريان غالب نوشتار او را تايپ بي هدف حروف بر صفحه کاغذ مي پنداشتند و حتي براي ناديده گرفتن او، همچون منتقدان کلاسيک، مصداق هايي از ناهنجاري هاي ذهني و رفتاري او را ارائه مي کردند. اما منتقدان به تدريج نيروي خلاقيت کروآک را درک مي کردندو او را در زمره نوينسدگان صاحب سبک آمريکايي پذيرفتند. هرچند هنوز هم نمي توان گفت که تمامي آثار او ارزش هنري والايي دارند. اما مي توان امروزه با اطمينان از اهميت آثاري چون «در راه»، «ولگردهاي دارما»، «تريستسا» و چند اثر ديگرش سخن گفت.
4- معمولا در توصيف شگرد نوشتاري کروآک به آموزه هاي 30 گانه اي اشاره مي شود که خود او در خلال مصاحبه ها و نوشته هايش ارائه کرده است. آموزه هايي که نشان مي دهد او تا چه حد به ارتباط خلاقيت و ساز و کار ناخودآگاه آدمي معتقد بوده است. آموزه هايي چون: «براي لذت خودتان هم که شده مدام توي دفترچه هاي يادداشت و کاغذهاي توي ماشين تحرير چيزي بنويسيد/ در برابر همه چيز تسليم باشيد و با سعه صدر به هر سختي گوش فرا دهيد/ چيزي که بتوانيد حسش کنيد، فرم خودش را پيدا خواهدکرد.
از محدوديت ذهن بگريزيد و بدون قيد و بند هرچه دلتان مي خواهد بنويسيد/ موانعي چون ادبيات، اصول نحوي و صناعات مربوط به آن را ناديده بگيريد/ داستان واقعي دنيا را در خلال يک مونولوگ دروني تعريف کنيد/ در درياي زبان شناور باشيد/ از دست دادن هر چيزي را بپذيريد/ وقتي حين نوشتن مکشي رخ مي دهد، به انتخاب واژه هاي فکر نکنيد، بلکه به فکر مشاهده بهترين تصوير باشيد/ هر زماني، زمان نبوغ است/...»
5- بسياري از منتقدان بر اين باورند که بهترين تلاش او در حيطه فرم را بايد در رمان «ولگردهاي دارما» (1958) جست و جو کرد. کروآک بين سال هاي 1953 تا 1956 به شدت درگير مطالعه آموزه هاي بوديستي و ممارست در الگوهاي عرفاني اين بارو شرقي بود. در سال 1957 کروآک کار روي اين رمان را آغاز کرد. مشهور است که او اين رمان را تنها طي 10 نشست نوشت و در هر نشست 15 تا 20 هزار کلمه نوشت و سال بعد به چاپ سپرد.
اين رمان نيز همانند «در راه» اثري زندگي نامه اي است. کاراکتر اصلي داستان- ري اسميت- همانندي هاي بسياري با خود کروآک دارد. بازتاب معضلات شخصي زندگي کروآک در اين اثر کاملا مشهود است. زماني که اثر منتشر شد، منتقدان استقبال چنداني از آن نکردند، هرچند فروش اين اثر نسبتا مطلوب بود. آلن گينزبرگ در نوامبر 1958 درباره اين اثر نوشت: «ولگردهاي دارما» را بايد وصيت نامه به رمز نوشته شده کروآک دانست... جملات اين بار کوتاه تر از هميشه اند. انگار داشته کتابي مي نوشته متشکل از هزار هايکو با ديدگاه بوديستي. او در دوران نوشتن اين اثر تجربه مذهبي طولاني و کاملي داشت.»
image
6- در سال 2008 برخي از هواداران پروپاقرص جک کروآک، پنجاهمين سالگرد انتشار کتاب «ولگردهاي دارما» را گرامي داشتند. در نوشتارها و کفتارهايي که اين هواداران در آن روز ويژه عرضه کردند، يک نکته مشترک وجود داشت: همه بر اين باور بودند که اين اثر تاکنون آن قدري که سزاوارش بوده، مورد توجه قرار نگرفته و همواره در سايه رمان «در راه» مانده است. آن ها بخشي از اين در محاق ماندگي را به اظهارنظر آلن گينزبرگ درباره اثر مذکور نسبت مي دهند.
گينزبرگ «ولگردهاي دارمام را در قياس با «در راه» اثري دانسته بود که چندان «شخصي و وحشي» نيست. در همان اثنا آن داگلاس در وايکنيگ پرس مطلبي به مناسبت گذشت نيم قرن از انتشار «ولگردهاي دارما» نوشت و اتفاقا همين نقل قول گينزبرگ را عالم مثور و مهم دانست براي بررسي دوباره اين رمان، چرا که دوري از نوشتار «شخصي و وحش» را نشانه بلوغ نوشتاري کروآک مي دانست.
باز در همان ايام گرگوري مک نيمي در ژورنال بريتانيکا نوشت: «هر دو اثر همانند پيکره بسياري (و نه تمامي) آثار کروآک، در ساليان اخير ارزش خواندن و بازخواندن را دارند. در «ولگردهاي دارما» نيز مثل «در راه» رخدادهاي سال 1955 ميلادي راوي خودش را مي يابد. ري اسميت- که شايد نسخه بدل خود نويسنده باشد- سالکي فلسفه باف است که اين بار ساحل کاليفرنيا را بالا و پايين مي کند، اما به جاي شرح مشاهداتش بيشتر از همراهي خود با فردي به نام جفي رايدر سخن مي گويد که اتفاق اين يکي هم احتمالا نسخه بدلي رفيق شاعر جک کروآک- يعني گري اسنايدر- است که همواره از تمدن گريزان بود.
جک کروآک بعد از انتشار «ولگردهاي دارما» تنها 11 سال زنده ماند و در 47 سالگي چشم از جهان فروبست. امروزه تنها اندکي از نويسندگان نسل بيت زنده مانده اند؛ از جمله اسنايدر، لاورنس فرلينگتي، دايان دي پريما، مايکل مک کلور و اميري باراکا که همه شان به نوعي در صفحه اي از کتاب ظاهر شده اند.»
در اين خصيصه آموزه اي هست: حتي در راديکال ترين رويکردهاي نوشتاري، در جنون آميزترين اسلوب هاي نوشتار، باز هم اين واقعيت و زندگي است که نيروي محرکه تخيل و جهان واره سوبژکتيو و سودازده است. دقيقا همين جاست که متوجه مي شويم اصالت نوشتارهاي نسل بيت مرهون زيست واقعي آن ها و انتقال تفسيرشان از دنيا به ساحت شعرها و داستان هايشان بوده و خلاف آن چه معمولا در کشور ما استنباط مي شود، فرم هاي من درآوردي و بدون کارکرد و منتزع و منفصل از زيست نويسنده، نمي توانند عمق و مانايي هنري و مفهومي داشته باشند.
image
7- جک کروآک و نسل بيت حيثيت خود را از آنتي تز بودن کسب کردند. آن ها در موضعي متعارض با جريان هاي غالب قرار گرفتند و از همين ناگزير بودند عليه زيبايي شناسي هژمونيک حاکم برجامعه، دستگاه هاي زيبايي شناسانه تازه اي تعريف کنند. از منظر آن ها، هارموني ديکته شده توسط کاپيتاليسم، اصول و فروع زندگي آمريکايي را به نوعي مسخ توام با تسليم و رضا کشانده بود. پس حرکت ادبي نويسندگان هم فکر با اين جنبش، حرکتي بود عصياني عليه اين وضعيت هارمونيک: اگر جريان غالب پيرنگ داستاني را تبليغ مي کند، بايد عليه پيرنگ عمل کرد.
اگر خلوص و آرايه بندي و بلاغت زبان نشان دهنده سر به راه بودن و تن دادن به وضعيت موجود است، بايد عليه اين خلوص عمل کرد. بايد سلامت نحو را هدف گرفت و آن را از برج عاجش پايين کشيد. ارزش عمده نسل بيت در همين خصيصه است؛ آن ها تنها در مقام مخالف جريان و سليقه غالب باقي نمي مانند، بلکه راه کاري تازه و تبيين شده براي گريز از پارادايم ها و شکستن تابوها ارائه مي دهند و به اين ترتيب به عصيان خود وجهي پراگماتيک مي بخشند.
به خوبي از خلال گفته ها و نوشته هاي کروآک و ساير نويسندگان نسل بيت مي توان اين رويکرد را رصد کرد. آن ها حتي شگردهاي نوشتاري خاصي را توصيه مي کنند براي گريز از آگاهي، گريز از قالب هاي پيش ساخته زيبايي شناسي ادبي.
به قول کروآک: «پنج صبح از خواب بيدار شويد و فورا مداد را برداريد و هرچه به ذهنتان رسيد، روي کاغذ بنويسيد.» اين همان تک نوازي عصياني است عليه سليقه هايي که رکود و فساد را ترويج مي کنند. درست مثل همان نوازنده ساکسوفون يک گروه موسيقي جز که عليه موقعيت هارمونيک قطعه اي که مي نوازند، عمل مي کند و بي آن که از پيش تصميمي براي اجراي نت خاصي داشته باشد، خود را در درياي نت ها شناور مي سازد.

وحید مظلومین، معروف به سلطان سکه و همدستش اعدام شدند+فیلم و عکس

روایت ظریف از پشت‌پرده فضاسازی‌های تبلیغاتی علیه "FATF" و پولشویی‌های بزرگ در کشور+ویدئو

احمد تن تن کیست؟ توضیحات پلیس شوشتر در خصوص تصاویر منتشر شده

منبع: خبرگزاری آریا

منبع این خبر، وبسایت www.aryanews.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۱۵۲۱۶۳۵۵ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • دو مقام ارشد سابق خمرهای سرخ به اتهام نسل‌کشی به حبس ابد محکوم شدند
  • دادگاه بین المللی نخستین بار جنایات خمرهای سرخ را نسل کشی عنوان کرد
  • ارزهای دیجیتال اهرمی مهم برای دورزدن تحریم‌ها/ حساب‌های بیت کوین قابل ردیابی از سوی آمریکا نیست
  • شیخ حسین انصاریان: روحانیون در زمینه ترویج معارف دین از اهل بیت (ع) الگوگیری کنند
  • مراسم عزاداری در هيئت بيت الشهداء پرند
  • جان‌فشانی رزمندگان دفاع مقدس در قالب هنر برای نسل جوان بازگو شود
  • رمان خوانی، نردبان برپایی کتابخانه های خانگی در جرگلان شد/جلد جلد مهربانی مردم، تقدیم جرگلان می شود
  • کتاب هایی که کاربران "عصرایران" خوانده اند و به دیگران هم پیشنهاد می کنند / بخش 41
  • قیمت «بیت کوین» به پایین‌ترین سطح در یک سال گذشته رسید
  • اسکن قلب هزار بیمار با نسل سوم دستگاه تصویربرداری هسته‌ای قلب
  • جدول پخش برنامه های سیمای مرکز اردبیل پنجشنبه 24 آبان ماه
  • ای قطره های باران
  • برگزیده رمان استرالیا در ایران به چاپ سوم رسید
  • سؤال ایکنا از نسل چهارم انقلاب؛ «آماده‌اید؟»
  • سؤال از ایکنا جواب از نسل چهارم انقلاب؛ «آماده‌اید؟»
  • برنامه‌های سیمای شبکه آفتاب در بیست و چهارم آبانماه ۹۷
  • تألیف کتاب رمان توسط یکی از بسیجیان ناحیه روح الله یزد
  • تلاش برای بازگرداندن تابعیت نویسنده مشهور
  • فراست: نویسنده باید زبان گویای جامعه باشد
  • نشر اسم رمان پل را منتشر کرد