خبرگزاري آريا -

افراد خودشيفته معتقدند که خاص و بي همتا هستند
در سال هاي اخير، توجه روان شناسان اجتماعي و شخصيت، همچنين منتقدان اجتماعي- فرهنگي، به مقوله خودشيفتگي در جوامع امروزي افزايش پيدا کرده است؛ زيرا طبق بررسي هاي انجام شده توسط يکي از منتقدان، به نام «کريستوفر لش»، به دليل ايجاد تغييرات زيربنايي در جوامع امروزي، خودشيفتگي در ميان نسل امروز شيوع بالايي پيدا کرده است، به طوري که وي اين احتمال را تحت عنوان «روان رنجوري عصر حاضر» مورد بررسي قرار داده است. افراد مبتلا به اختلال شخصيت خودشيفته، درکي غيرواقع بينانه و کاذب از اهميت خود دارند؛ صفتي که به خودبزرگ‌بيني معروف است.
اين افراد معتقدند که خاص و بي همتا هستند و فقط افراد يا موسسات خاص يا عالي رتبه قادر به درک آن ها هستند و لذا تنها بايد چنين افرادي در ارتباط باشند. افراد خودشيفته نياز مفرطي به تحسين شدن دارند لذا ممکن است به صورت دائمي به اين موضوع اشتغال ذهني داشته باشند که تا چه اندازه کارهاي خود را خوب و درست انجام مي دهند و تا چه اندازه ديگران نظر مساعدي نسبت به آن ها دارند. اين اشتغال ذهني اغلب به شکل نياز مداوم به توجه، تحسين و تاييد از سوي ديگران در مي آيد.
ويژگي ديگر اين افراد اين است که همواره احساس محق بودن مي کنند، يعني به شکل نامعقولي انتظار دارند که ديگران برخورد بسيار مطلوبي با آن ها داشته باشند و با بي چون و چرا تسليم خواسته هاي آن ها شوند. اين افراد در روابط ميان فردي خود استثمارگر هستند، يعني از ديگران براي رسيدن به اهداف خود سوءاستفاده مي کنند و ممکن است از آن ها بيگاري بکشند و معمولا تنها در صورتي با ديگران روابط دوستانه يا عاشقانه برقرار مي کنند که احتمال بدهند طرف مقابل شان به پيشبرد مقاصد آن ها کمک کرده و يا به طريقي عزت نفس شان را افزايش مي دهد.
فرد خودشيفته توانايي همدلي با ديگران را ندارد و تمايلي براي دريک يا شناخت احساسات و نيازهاي ديگران نشان نمي دهد و اغلب نسبت به افرادي که درباره نگراني ها و مشکلات خود صحبت مي کنند بي صبر و تحقيرکننده رفتار مي کند؛ اين در حالي است که او از ديگران توقع دارد که او را تحسين کرده و تمامي خواسته ها و نيازهاي او را برآورده سازند. همچنين نقص شديد در برقراري روابط صميمانه، سردي هيجاني و فقدان علاقه متقابل در افراد خودشيفته کاملا مشهود است.
فرد خودشيفته اغلب به آساني آزرده خاطر مي شود و زماني اين آزردگي رخ مي دهد که احساس عزت نفس کاذب فرد خودشيفته مورد تهديد قرار مي گيرد. معمولا افراد خودشيفته به ديگران حسادت مي ورزند و سعي دارند ويژگي ها و محسنات ديگران را ناديده بگيرند و همواره اعتقاد دارند که خودشان بيش از ديگران مستحق پيشرفت هستند. در مورد اين افراد، اگر شخصي نقشي در پيشرفت آن ها داشته باشد. بي رحمانه زحمات او را بي ارزش جلوه مي دهند. به علاوه اين افراد معمولا رفتارها و نگرش هاي پرنخوت و متکبرانه اي از خود نشان مي دهند که مي تواند به طور جدي در روابط ميان فردي آن ها اختلال ايجاد کند.
افراد خودشيفته عزت نفسي بسيار شکننده دارند، به طوري که اين خصوصيت، آن ها را نسبت به ضربه ناشي از انتقاد و يا شکست بسيار حساس و آسيب پذير مي سازد، به طوري که اين افراد در برابر انتقاد ديگران به شدت دچار احساس حقارت، تهي بودن و بي ارزش مي شوند، بنابراين ممکن است در برابر اين عمل ديگران متقابلا با نفرت، خشم يا حمله گستاخانه واکنش نشان دهند؛ چنين تجاربي اغلب منجر به انزواي اجتماعي، يا تظاهري از فروتني کاذب در فرد خودشيفته مي شود که مي تواند خود بزرگ بيني فرد را پنهان کرده و از آن محافظت نمايد.
پژوهش هاي روان شناختي انجام شده در حوزه عوامل ايجاد خودشيفتگي در افراد، نظام خانواده و پويايي هاي آن را در شکل گيري اين اختلال بسيار موثر ارزيابي کرده اند. در نظام خانواده، نوع اعتقادات، نگرش ها، فعاليت ها و نحوه برخورد والدين با فرزندان، در قالب الگوهاي خانوادگي و سبک هاي فرزندپروري نمود پيدا مي کند؛ حال اين که والدين در هر عصري چه سبک و الگويي را براي تربيت فرزندان خود انتخاب مي کنند، تحت تاثير عوامل گوناگوني است که مهم ترين اين عوامل شرايط و مقتضيات حاکم بر جامعه در آن دوره زماني است؛
افراد خودشيفته نياز مفرطي به تحسين شدن دارند
بدين صورت که ساختار و پويايي نظام خانواده، در پاسخ به تغييرات جامعه، تغيير مي يابد که اين دگرگوني در نهايت منجر به ايجاد تغييرات عمده اي در ويژگي هاي شخصيتي فرزندان آن نسل خواهدشد. عامل ديگري که بر چگونگي سبک هاي فرزندپروري در يک نظام پوياي خانواده تاثير مي گذارد، فضاي عاطفي حاکم بر خانواده است که درواقع نشأت گرفته از چگونگي روابط همسران با يکديگر است. فضاي متشنج و ناامن حاکم بر خانواده، مي تواند اثرات بسيار مخربي را بر شخصيت فرزندان آن خانواده بر جاي بگذارد.
در رابطه با علل شيوع خودشيفتگي در عصر حاضر، بايد گفت که نظام هاي خانوادگي شکل گرفته در اين عصر، متاثر از عوامل فوق الذکر، عملکرد مناسب و صحيحي در رابطه با فرزندپروري نداشته اند که در نتيجه آن شاهد افزايش اين اختلال در فرزندان امروز هستيم که در ادامه، اين دو عامل مورد بررسي قرار خواهدگرفت.
در مورد عامل اول شيوع بالاي خودشيفتگي در نسل امروز، اين نکته قابل توجه است که امروزه والدين، در مقايسه با نسل پيشين خود، حساسيت بيشتري نسبت به افکار و الگوهاي حاکم بر جامعه دارند؛ به گونه اي که به دليل يکسري تغييرات صورت گرفته در اذهان عمومي، براي نمونه، در اين عصر ازدواج ها معمولا با انتخاب جوانان صورت مي گيرد و تقريبا اجبار والدين براي ازدواج با يک فرد خاص، ديگر رايج نيست و يا تنبيه بدني کودکان در جوامع امروزي تقريبا منسوخ شده است و در مقابل احترام به فرزندان و حفاظت از عزت نفس آن ها، بيش از پيش مورد توجه والدين امروز قرار گرفته است.
بسياري از اين گونه تغييرات اجتماعي، تاثيرات مثبتي را بر نظام هاي حاکم بر خانواده هاي امروزي داشته است ولي در مقابل، تغييرات نامناسبي نيز در برخي عقايد حاکم بر جامعه ايجاد شده است که به تغييراتي در نحوه فرزندپروري والدين و ايجاد مشکلات و آسيب هايي در فرزندان نسل امروز منجر شده است؛ يکي از اين تغييرات، کم شدن اقتدار در والدين امروز است.
درواقع در نسل امروز، يک جا به جايي قدرت اتفاق افتاده است، به اين صورت که امروزه والدين به عنوان مراجع قدرت از سوي فرزندان در نظر گرفته نمي شوند و دوران کودکي آن ها، بدون وجوه درکي از اقتدار والدين سپري شده و قدرت با فاصله زماني به نهادهاي آموزشي و اجتماعي انتقال يافته است، اين حالت، رسيدن به استقلال عاطفي را براي فرزندان نسل امروز دشوار مي سازد. اين درحالي است که تا پيش از اين، فرزندان نسل هاي پيشين، به والدين خود به عنوان مراجع قدرتي نگاه مي کردند که در عين حال که تکيه گاه قدرتمندي براي آنان بودند، در مواقع لزوم آن ها را به دليل اشتباهات شان مورد مواخذه قرار مي دادند و در عين حال محبت کافي را نيز نثارشان مي کردند؛ اين تجربه فرزندان نسل هاي گذشته، باعث مي شد تا آن ها با تصويري کاملا آرماني يا کاملا اهريمني از والدين خود بزرگ نشوند و تصورشان از والدين خود، به واقعيت نزديک باشد.
در عين حال، اين تجربه هم زمان عشق و تنبيه از سوي والدين نسل ديروز، به فرزندان آن نسل، درس بزرگي آموخت، از جمله اين که مي توان به اين والدين قدرتمند اعتماد کرد و در نتيجه در کودک ديروز، خودپنداره سالم عزت نفس متعادلي شکل مي گرفت که باعث مي شد در آينده، وقتي از سوي ديگران مورد انتقاد قرار مي گرفت، احساس حقارت و بي ارزشي در او ايجاد نشود. بدين ترتيب فرزندان نسل هاي گذشته اي که با سبک فرزندپروري مقتدرانه و محبت آميز، بارآمده بودند از امنيت عاطفي بنياديني برخوردار مي شدند که آن ها را قادر مي ساخت که در طول زمان، خود را از پوسته تخيلات و تفکرات کودکي رها کرده و در نهايت به بلوغ رواني- عاطفي دست پيدا کنند.
اما در عصر امروز، ستايش افراطي کودکان توسط والدين آن ها، غلو کردن در توانايي هاي آن ها، تحسين و تمجيد بي مورد و در عين حال عدم انتقاد از کودکان در مواقع لزوم، همچنين ارضاي بي چون و چرا و دائمي نيازهاي فرزندان و عدم اقتدار لازم در والدين، باعث شکل گيري شخصيت ناپخته، بسيار شکننده و پرتوقع در کودکان امروز شده است. فرزنداني که در نتيجه چنين تربيتي، واجد نشانه هاي خودشيفتگي شده اند و به دريافت تحسين و تمجيد مداوم و ارضاي بي چون و چراي خواسته هايشان عادت کرده اند و توقع دارند که تمامي افرادي که با آنان در ارتباط هستند، چنين برخوردي را با آنان داشته باشند، وقتي در مراحل بعدي زندگي و ورود به محيط هاي اجتماعي، با برخورد ديگري از سوي ديگران مواجه مي شوند، سرخورده و منزوي خواهند شد.

فرد خودشيفته اغلب به آساني آزرده خاطر مي شود
همان طور که اشاره شد، خودشيفتگي در فرزندان امروز، علاوه بر فقدان اقتدار والدين، مي تواند نتيجه عامل ديگري نيز در پويايي نظام خانواده هاي امروز باشد و آن افزايش شمار خانواده هاي آشفته و تشنج در جوامع امروز است.
در جو آشفته و نابسامان چنين خانواده هايي، فرزندان آزاد و بي اعتنايي هاي بسيار شديدي را تجربه مي کنند که در نتيجه اين آسيب ها، به شکل ديگري، زمينه براي ايجاد خودشيفتگي در فرزندان ايجاد مي شود که در اين حالت به آن خودشيفتگي جبراني مي گويند؛ در اين حالت، مطابق با نظريه روابط شيء که بر تاثير رابطه آشفته والد- فرزند بر رشدِ «درک خويشتن» تاکيد مي کند، خودشيفتگي بيمارگونه نتيجه فقدان همدلي بدرفتاري جسمي و رواني و بي توجهي والدين، رد طول دوره رشد کودک است.
هر کودکي نياز دارد که از سوي والدين خود، براي دستاوردها و کارهاي مثبتي که انجام مي دهد، مورد تشويق و تاييد قرار بگيرد و بدون دريافت چنين بازخوردهاي مثبتي، تنها دو راه انتخاب براي ادامه مسير زندگي کودک باقي مي ماند؛ مسير اول، انتخاب يأس و نااميدي و افسردگي در زندگي که به شخصيتي افسرده‌خو در بزرگسالي منجر خواهدشد و مسير دوم پناه بردن به خيال پردازي هاي خودبزرگ‌بينانه براي جبران آن چيزي است که کودک در زندگي خود از آن بي بهره بوده است.
اين خيال پردازي هاي خودبزرگ‌بينانه و اين خودشيفتگي جبراني، به کودک ناايمن، احساس امنيت کاذبي مي دهد که در نتيجه آن خودِ چندپاره اي ايجاد مي شود که به طور متزلزلي بر عقايد خودبزرگ‌بينانه و غيرواقعي در مورد شايستگي و جذابيت فرد استوار است. در حقيقت، کودکي که در يک خانواده آشفته و نابسامان، به طور مکرر مورد آزارد جسمي، رواني و بي توجهي والدين قرار مي گيرد، اين خودشيفتگي جبراني، مي تواند راه حل سازگارانه اي براي او محسوب شود؛ او با استراتژي افکار واقعيت و غوطه ور شدن در جهان تخيل خود، مي تواند از رويارويي با احساسات دردناک دروني خودش اجتناب ورزد.
هنگامي که اين کودک به دوران بزرگ سالي خود مي رسد، خودشيفتگي جبراني او، به صورت جنبه هاي تثبيت شده و ناخودآگاه از نماي شخصيت او جلوه گر مي شود. با توجه به آنچه گفته شد، به نظر مي رسد فقدان آگاهي خانواده هاي امروز از شيوه هاي درست فرزندپروري و تاثيرات مخربي که جو ناسالم خانواده بر روي شخصيت فرزندان مي گذارد، مهم ترين عوامل ايجاد چنين معضلي در جامعه امروز است؛ معضلي که تبعات منفي اجتماعي و حتي اقتصادي در بر خواهدداشت، زيرا افراد خودشيفته بسيار مستعد ابتلا به افسردگي هستند که اين امر مشکلاتي را براي آن ها ايجاد کرده و حضور موثر آن ها را در جامعه کاهش مي دهد.
همچنين بررسي ها نشان مي دهد که يکي از عوامل ايجاد خودشيفتگي در فرزندان، خودشيفتگي والدين است؛ بدين ترتيب انتظار مي رود که خودشيفتگي در نسل هاي آينده نيز ادامه يابد و اثرات مخربي را بر پيکر جامعه وارد سازد. بنابراين بهتر است در اين زمينه، توجه متخصصان امر، به جاي درمان، معطوف به پيشگيري از بروز اين مشکل در جامعه باشد. در اين رابطه، نياز به ارائه برنامه هاي گسترده آموزشي در سطح جامعه در زمينه شيوه هاي صحيح فرزندپروري و تحکيم ساختار خانواده کاملا احساس مي شود.
منابع:
1. انجمن روان پزشکي آمريکا. راهنماي تشخيصي و آماري اختلال هاي رواني (DSM- 5). ترجمه رضاعي، فرزين؛ فخرايي، سيد علي؛ فرمند، آتوسا؛ نيلوفري، علي؛ هاشمي آذر، ژانت؛ شاملو، فرهاد. چاپ اول، 1393. انتشارات ارجمند.
2. جانسون، براد؛ موري، کلي. عشق ويرانگر. ترجمه حسين زاده، زهرا؛ شفيعي، الهام. چاپ اول. 1388. انتشارات رسا.
3. هالجين، ريچاردپي؛ وتيبورن، سوزان. آسيب شناسي رواني (جلد دوم). ترجمه سيد مهدي، يحيي. چاپ چهارم، 1386. نشر روان.
4. MC Lean J. Psychotherapy With a Narcissistic Patient Using Kohert’s Self Psychology Model. Psychaitry (Edgmont) 2007, 4 (10): 40- 47.
5. Lasch, Christopher. Haven in a hearltless World, the family besieged. Wwnorton &
ماهنامه سپيده دانايي - زهرا نعمتي پور،


منبع: خبرگزاری آریا

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

روش‌ مدیریت غریزه جنسی در طوفان ابتلائات آخرالزمانی/ چه کسانی خیانت می‌کنند؟

یک کارشناس دینی گفت: یکی از دلایلی که امروز زیاد خیانت زناشویی داریم این است که وقتی از افراد تست‌های روانشناسی می‌گیریم می‌بینیم که افراد برای خود چهارچوبی مبنی بر عدم رابطه جنسی و عاطفی خارج از خانواده ندارند.به گزارش بلاغ، نشست «مدیریت غریزه جنسی در طوفان ابتلائات آخرالزمانی» از سلسله نشست‌های فرهنگ مهدوی با سخنرانی حجت الاسلام رضا مهکام کارشناس دینی و استاد دانشگاه عصر پنجشنبه ۲۷ تیر ماه در سالن سوره حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شد.

اروپا از چه زمانی به برهنگی روی آورد؟

حجت‌الاسلام مهکام با اشاره به تاریخ تحولات جنسی در غرب بیان داشت: اگر به فیلم‌ها، عکس‌ها و مستندها در اروپا و آمریکا نگاه کنید متوجه می‌شوید که قبل از سال ۱۹۶۰ بسیاری از مردان و زنان با لباس پوشیده بوده‌اند. خانم‌ها معمولاً روسری سرشان بوده و دامنی بلند می‌پوشیدند.

وی افزود: از سال ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۸ اروپا به سمت برهنگی می‌رود که بعدها نامش را انقلاب جنسی می‌گذارند. در مقالاتشان می‌بینیم که اعتراف می‌کنند که به هیچ وجه این انقلاب جنسی یک خیزش اجتماعی نبوده، بلکه یک نمایشی بوده که پشت آن سرمایه‌داران و سیاست‌مداران بودند.

 

این استاد دانشگاه با بیان اینکه از هم پاشیدن بنیان خانواده از هدف اصلی این تحول بوده است،‌ ابراز داشت: وقتی فرد خانواده نداشته باشد، ساعات بیشتری از روز را می‌تواند مشغول کار شود. به علاوه زنان نیز مشغول به کار می‌شوند و نیروی کار دو برابر می شود. در بسیاری از جاها از زنان کار بیشتری می‌کشند و مزد کمتری می‌دهند.

هدف از انقلاب جنسی در اروپا

وی با اشاره به اینکه برخی از کشورها از صنعت سکس به عنوان جاذبه گردشگری استفاده می‌شود، ادامه داد:‌ هدف از انقلاب جنسی رسیدن به لذت و شادی بدون تعهد بوده است. آزادسازی جنسی، رواج جلوگیری از آبستنی با قرص‌های ضد بارداری، برهنگی در ملأعام و در حضور دیگران، گسترش روابط جنسی پیش از ازدواج و تبدیل آن به امری معمولی، هنجار شدن همجنس‌گرایی و ارضای میل جنسی به شکل‌های دیگر و قانونی شدن سقط جنین، نتایج انقلاب جنسی در غرب است.

حجت‌الاسلام مهکام با بیان اینکه در جامعه امروز اروپا برای گرفتن شناسنامه برای فرزند نیازی به ذکر نام پدر نیست، تصریح کرد:‌ تمام این فرآیندهایی که در غرب اتفاق افتاد با فرآیندی مرموز در کشورهای جهان سوم به ویژه اسلامی دارد اتفاق می‌افتد. اگر مثلثی را شامل نیاز نوجوان، جوان و بزرگسال به مسایل جنسی و هجمه‌های گوناگون از همه طرف و بی‌برنامگی مسئولان فرهنگی در نظر بگیریم، می‌بینیم که این‌ها جوانان و نوجوانان ما را تحت الشعاع قرار داده که فشار بسیار زیادی بر روی او می‌آورد.

نظر اسلام درباره غرایز انسانی

وی گفت: در تمام غرایز در اسلام اصل بر مدیریت و ارضای سالم است. در حالی در روانشناسی ملاک ارضا در چهارچوب رضایت فرد و محیط است. در اسلام ملاک در چهارچوب هنجار عقلی و شرعی است و باید تعادل را حفظ کرد.

 

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه در اسلام فقط در چهارچوب ازدواج مشروع انسان حق دارد رابطه جنسی داشته باشد، اظهار داشت: اسلام مداخله در فرد و محیط را در دستور کار قرار می‌دهد. برخی پدیده‌ها مثل کشف حجاب به دیگران آسیب وارد می‌کند و قوه جنسی دیگران تحت فشار قرار می‌گیرد. در اسلام قاعده لا ضرر و لا ضرار وجود دارد و ما نه حق داریم به خود ضرر برسانیم و نه به دیگران.

وی ادامه داد: در اسلام صرفاً توصیه برای فرد نیست، بلکه برای محیط هم توصیه وجود دارد. خیلی از اوقات از جوانان می‌شنویم که می‌گویند وضعیت ما خیلی سخت است و باید این سخن آنان را بپذیریم. باید بپذیریم در شرایط هجمه‌هایی که امروز وجود دارد مدیریت غریزه جنسی بسیار کار سختی است. نباید به هیچ وجه حریف را دست کم گرفت.

دلمان هر چیزی خواست بلافاصله به او ندهیم

حجت‌الاسلام مهکام خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین (ع) قوه جنسی و تمام تمایلات انسان را به یک اسب تشبیه می‌کند که می‌تواند رم کند و سوارکار بی‌اراده را به سمت تباهی و هلاکت می‌راند. اما خویشتنداری و پرهیزکاری فرد را به ایمنی، آسایش و خوشبختی می‌رساند. باید خود را عادت دهیم دلمان هر چیزی خواست بلافاصله به او ندهیم و با کمی تأخیر بدهیم. این کار باعث می‌شود ما مدیر نفس خود شویم.

وی با اشاره به هجمه‌های جنسی در فضای مجازی گفت:‌ مثلاً گاهی در فضای مجازی می‌رویم و به این سادگی نمی‌توانیم از آن دل بکنیم. اگر در زمینه‌های مختلف این مدیریت را انجام دهیم در غریزه جنسی هم می‌توانیم این مدیریت را صورت دهیم. خیلی‌ها را در جامعه داریم که توانسته‌اند در این شرایط سخت خود را نگاه دارند. 

راه‌های مدیریت فکر از پر کردن اوقات فراغت تا  کوچک نشمردن گناه

این کارشناس دینی با تأکید بر اینکه با مدیریت فکر و تخیل می‌توان جلوی خیلی از رفتارهای نامناسب را گرفت، بیان داشت:‌ راه‌های مدیریت فکر شامل فکر کردن به مسایل خوب و مثبت،  پر کردن اوقات فراغت است. همچنین ترسیم چهارچوب ذهنی و مسیر عملی یکی دیگر از راه‌های مدیریت غریزه جنسی است.

وی افزود: یکی از دلایلی که امروز زیاد خیانت زناشویی داریم این است که وقتی از افراد تست‌های روانشناسی می‌گیریم می‌بینیم که افراد برای خود چهارچوبی مبنی بر عدم رابطه جنسی و عاطفی خارج از خانواده ندارند. اگر برای خود چهارچوبی تعریف کردیم اثرات محرکات بیرونی خنثی می‌شود.

حجت‌الاسلام مهکام کوچک نشمردن گناه را یکی دیگر از راهکارهای مدیریت نفس برشمرد و گفت:‌ گاهی بسیاری از مقدمات گناه را ساده می‌شماریم و خیلی راحت اعتماد می‌کنیم. علی(ع) می‌فرمایند: با قمع با خواهش‌های خود مخالفت کنید. یعنی محکم در برابر آن‌ها بایستید. در آموزش‌های جنسی به کودکان نیز گفته می‌شود نه گفتن بلند و محکم در برابر سوء استفاده دیگران را به آنان آموزش دهید.

وی ادامه داد:‌ جلوگیری از افراط در تأمین نیازها راهکار دیگر است. برخی افراد تا هر وقت که دلشان می خواهد تلویزیون می‌بینند، تا هر وقت که دلشان می‌خواهد استراحت می‌کنند، همچنین در مسایل جنسی نیز این گونه عمل می‌کنند.

این استاد دانشگاه ابراز داشت: اقدامات زمینه‌ای در فضای سبک زندگی راهکار بعدی است. برنامه‌ریزی برای کار مداوم و عدم داشتن وقت بیکاری که در روش کاردرمانی به آن پرداخته می‌شود، موجب می‌شود فضای ذهنی انسان درگیر کار شود و کمتر تخیلات جنسی داشته باشد.

گاهی فرزندان ساعت‌ها در خانه تنها هستند/ راهکار کنترل نیاز جنسی فرزندان

وی ادامه داد: دوری از محیط‌های آلوده و ناسالم نکته دیگر است. استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت نکته دیگر است. گاهی فرزندان ساعت‌ها در خانه تنها هستند و اینکه چه کارهایی انجام می‌دهند را خدا می‌داند. پیشگیری از روابط ناسالم و پرورش تقوا و معنویت در وجود خویش از راهکارهای دیگر است. راهکار مهم دیگر تسهیل و تسریع در امر ازدواج است. 

حجت‌الاسلام مهکام تصریح کرد:‌ از لحظه‌ای که قوه جنسی به ما دست می‌دهد تا روزی که می‌خواهیم ازدواج کنیم باید عفاف و خودمهارگری جنسی داشته باشیم تا وقتی که بتوانیم ازدواج کنیم. از ابتدا باید کودکان را در مسایل مختلف خویشتن‌دار بار آورد.

وی افزود: کودک را تا ۴ سالگی باید کنترل کنیم. از ۴ تا ۱۵ سالگی باید به او یاد دهیم که خودش روی خود کنترل درونی داشته باشد. از ۱۵ سالگی تا زمان ازدواج یعنی حدود ۲۲ سالگی نیز خویشتنداری را در او تقویت کنیم. نباید سن ازدواج را به تأخیر بیندازیم. سنت غلط بالا رفتن سن ازدواج را باید شکست.

احمدی‌نژاد خواستار مذاکره ایران با امریکا شد؛ مذاکره درباره مسائل اساسی مهم‌تر از حیات یا مرگ "برجام" است

واکنش فائزه هاشمی به ولنگار خطاب‌کردن زنان توسط علم‌الهدی و کمپین «چهارشنبه‌های طلایی»: اگر صاحبان قدرت به دنبال وزن‌کشی هستند، اجازه دهند کسانی که مانند آنها فکر نمی‌کنند هم تجمع برگزار کنند| سیاست‌های چکشی دیگر جوابگو نیست

دلارام هاشمی، بازیگر جوان تئاتر درگذشت

منبع این خبر، وبسایت www.aryanews.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۱۶۱۳۲۰۶۶ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • پرهیز والدین از فشار مضاعف آموزشی به دانش‌آموزان
  • بکوشیم سوادهای نوین خود و دیگران را افزایش دهیم
  • اصفهان| کلاف سر درگم ثبت‌نام در مدارس؛ هزینه‌های اجباری ثبت نام رایگان
  • خودشیفتگی شدید آقای بادیگارد بازیگر+عکس
  • الگوپذیری فرزندان ما از معلمین بیشتر از حتی والدین وجامعه است
  • نارضایتی خانواده‌های دانش آموزان از اجباری بودن پرداخت کمک‌های مالی به مدرسه سرگردانی والدین در ادارات آموزش و پرورش یک مسئول: اجباری نیست ؛ چاره‌ای نداریم
  • انقلاب جنسی یک خیزش اجتماعی نبود
  • پوشک هوشمند؛ چشم سوم والدین!
  • از دریافت شهریه در مدارس دولتی تا تفاوت هزینه‌ها در نقاط مختلف شهر/ واقعیت ماجرای تجمع والدین دانش آموزان در یزد چه بود؟
  • فرایند دوست‌یابی را به نوجوان بیاموزیم
  • انقلاب جنسی یک خیزش اجتماعی نبود/ تحولات جنسی در غرب
  • کودکان کار در پی کسب روزی و قربانی بی تدبیری والدین
  • اوقات فراغت؛ تحمیل سلیقه یا فرصتی برای شکوفایی استعداد
  • اهمیت نقش مادر در تربیت فرزندان در خانواده
  • آشنایی با خانواده ١٨ نفره روحانی ٣٧ ساله+عکس
  • والدین از فشار مضاعف آموزشی به دانش‌آموزان اجتناب کنند
  • تأثیر نقش مادر بر روی فرزندان و خانواده
  • رفع عادت‌های بد در کودکان با چه روش‌هایی امکان‌پذیر است؟
  • طلبه پدربزرگ ۳۷ ساله‌ که صاحب پرجمعیت‌ترین خانواده ایرانی است