به گزارش جام نیوز، تا همین دیروز در همین جامعه سنتی، رابطه دختر و پسر به شدت مورد نکوهش قرار می گرفت، رابطه ای که از کریه ترین رفتارها بود و گناه نابخشوده ای به شمار می آمد که به هیچ وجه من الوجوه قابل پذیرش و توجیه نبود.



در همین جامعه، دختر و پسر جوانی که شاید به خاطر تلاطم نوجوانی و کنجکاوی مختص آن دوران، جنس مخالف شان را رصد می کردند و گاها نیز به دور از چشم بزرگترهایش رابطه پنهانی عاشقانه ای را برقرار می کردند، مورد تنبیه و مواخذه قرار می گرفتند اما در همین جامعه، چند سالی است که دختران و پسران جوان دیگر قابل تادیب و تنبیه نیستند، رفتار بسیاری از زنان و مردان متاهل روی آنان را سفید کرده است و راه توجیهی را برای عشق ورزی های جوانی شان گشوده است.


دیگر با دیدن چنین افرادی نمی توان جوان مجردی که شناخت جنس مخالف حق مسلم اوست را زیر سوال برد و توبیخش نمود.


عشق ورزی های بوالهوسانه زنان و مردان متاهل داستانی است که قلب هر فردی را جریحه دار می کند و هر عقل سلیمی را به تفکر وا می دارد!


عشق ورزی مردان بعد از تاهل ، داستان تازه ای نیست از دور زمانها بوده و هم اکنون نیز ادامه دارد!!


اما آنچه باعث تبلور دو شاخ بر سر می شود عشق ورزی زنان متاهل است ، زنانی که همسر و فرزند دارند و اما به دنبال دوستی و برقراری رابطه محبت آمیز و صمیمانه با مردان متاهل و یا پسران مجرد هستند!!


متاسفانه این حقیقت تلخی است که در سالهای اخیر متوجه برخی از افراد جامعه شده و ترس شدیدی را بر دل روانشناسان و جامعه شناسان نشانده است که با ادامه این روند و ریخته شدن قبح این رفتار در زنان ، عاقبت خانواده ها به کجا پیش خواهد رفت؟!


اما به راستی علت این خیانت زنانه چیست؟

به چه دلیل یک زن شوهردار، با مردان دیگر ارتباط عاطفی و یا جنسی برقرار می کند؟


در این یادداشت به برخی از دلایل این معضل اشاره شده است:


وقتی جای محبت و عشق خالی است


وای به حال مردی که نتواند همسر خود را از عشق و محبت خود سیراب و اغناء کند. چه بسا یکی از مهمترین علت های خیانت زنان به مردان، کیفیت و چگونگی رابطه زن و مرد با یکدیگر است. وقتی روابط زناشویی خوبی بین زوجین نباشد و مرد به هر دلیل موجه و ناموجه ای نتواند به همسر خود محبت کند و خریدار عشق او باشد،امکان خطا بیشتر می شود. فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی، به مرور زمان روح لطیف و مهربان زن را جریحه دار می کند و انگیزه زندگی و کنار هم بودن را از او سلب می کند وگاها زمینه ای را فراهم می آورد که زن فکر خیانت در ذهن بپروراند و یا در منجلابی فرو رود که لذتی جزء هراس و احساس گناه نخواهد داشت.

 


وقتی ترک عادت موجب مرض می شود

تربیت غلط و پرورش در یک خانواده بی بند وبار و خیلی آزاد، گذشته نه چندان پاک و مطهر گاهی چنان با گوشت و خون یک زن عجین می شود که تعهد بعد از تاهل هم چندان مورد نظر و توجه قرار نمی گیرد. زنی که روابط صمیمانه زیادی را تجربه کرده است و دوستی های مکرری را در تجرد خود داشته است، بی گمان برایش بسیار سخت خواهد بود که بتواند زیر بار تعهد تاهل برود و خود را کنترل کند و به مرد زندگی خود قانع بوده و درهمان چارچوب به روابط خود ادامه دهد.

 


وقتی زنی تنوع طلب است

ازدواج های مکرر، بی مسئولیتی و عدم تعهد، نقش پذیری جنسی غلط، الگوهای نامناسب، کمبودهایی با رنگ و بویی اغراق آمیز، چشم چرانی و حسادت های زنانه ، گاها یک زن را همانند یک مرد تنوع طلب و حریص می کند و موجب خیانت از نوع زنانه می شود.

 


وقتی تنهایی بر زنی غلبه کند

برخی از زنان، بعد از تاهل تنهاتر از مجردی شان زندگی می کنند، آنچنان که گویی ازدواج نکرده اند و شریکی ندارند. زنان تنهایی که برای پر کردن وقت و تحمل تنهایی خود مجبور به ارتباط با دیگران و جنس مخالف می شوند. مردان کار و پر مشغله، مردان درون گرا و منزوی، مردان قهر قرو و کودک مآب ، مردان خودخواه و متعصب، مردان بی تعهد و بی مسئولیت، گاهی چنان سرنوشت تنها و بی کسی را برای همسرشان رقم می زنند که راه مفری جز خیانت را بر زن نمی گذارند.

 


وقتی شخصیت به لرزه بیفتد

رواج روابط ناشایست و ریختن قبح آن در جامعه ممکن است پای زنانی را که اختلال شخصیت، مشکلات فردی و خانوادگی دارند را بلرزاند و همچون وسوسه ای برای زن باشد که او را برای تجربه این روابط سوق دهد. چه بسا ترغیب و تشویق افراد به روابط آزاد زن و مرد در ماهواره، اینترنت، الگوهای فرهنگی نابهنجار و غلط، فشار دوستان و آشنایان و.... باعث شده است که بسیاری از زنان هتک حرمت کرده و حریم خانواده را شکسته و پایبند به چارچوب های اخلاقی نباشند.

 


وقتی پای جبران گذشته در میان است

زنانی که دوران مجردی محدودی داشته اند و یا گذشته خوبی نداشته اند و یا درد التیام نیافته ای از گذشته بر دل داشته اند، وقتی در شرایط آزادی قرار می گیرند،ممکن است درصدد جبران گذشته برآیند و به گونه ای ناخودآگاه قدم در راه خیانت بگذارند.

 


علاج خیانت زناشویی چیست؟!

روان شناسان معتقدند بهتر راه حل پیشگیری و یا جلوگیری از پیشرفت معضل خیانت زناشویی، جستجوی علت ها در سطح فردی،خانوادگی و اجتماعی است. اختلالات شخصیتی نه تنها می تواند فرد را نابهنجار و ضد اجتماعی کند بلکه موجب درگیری فرد در روابط چند گانه می شود و عدم وفاداری نیز نمود بسیار می یابد، شکست های عاطفی و مشکلات خانوادگی که گاها ریشه در کودکی دارد نیز می تواند مسبب رفتار کنونی فرد باشد. هزاران علت خانوادگی و فردی دیگری نیز وجود دارند که می توان با مراجعه به یک روان شناس و شناخت آنها، مشکل را رفع نمود و در جهت اصلاح گام برداشت.

از سوی دیگر، عوامل اجتماعی متعددی نیز در این امر دخالت دارند که مسئولین بایستی نسبت به آنها بی تفاوت نباشند و تا دیر نشده کمر همت ببنند. برای جلوگیری از آسیب زنان و حفظ حریم خانواده، می توان با آموزش های متعدد رسانه ای، درجهت آگاهی وشناخت افراد حرکت کرد و خانواده ها را با آسیب هایی که به موجب خیانت، بر فرد و خانواده وارد می شود، مطلع ساخت.

 

 

رابطه زن شوهردار با پسر مجرد به خونریزی ختم شد | جزئیات رابطه نامشروع سمیه با امیر

رابطه زن شوهردار با پسر مجرد به خونریزی ختم شد. زن با این که شوهر داشت و سر خانه زندگی اش بود، پس از آشنایی با پسر مجرد به او گفت تازه طلاق گرفته و می خواهد با او در ارتباط باشد. پسر پذیرفت، اما کمی بعد فهمید که زن خیانت کار شوهردار است و بنا بر طلاق هم ندارد... پس؛ تفنگ، شلیک، قتل زن شوهردار!


درآمد ماهانه امیر از کار در رستوران یک میلیون تومان بود، اما هر بار که با سمیه بیرون می‌رفت، چند صد هزار تومان هزینه می‌کرد. سمیه گفته بود مطلقه است و پرستاری دو کودک را بر عهده دارد، اما این طور نبود. او متاهل بود و همراه شوهرش، در یک شرکت، سرایداری می‌کرد. چند ماه گذشت تا این که امیر به رفتارهای سمیه شک کرد و از راز او باخبر شد. کینه‌اش را به دل گرفت و ماجرای ارتباط پنهانی‌شان را برای شوهر و برادر سمیه تعریف کرد.


آنها از امیر خواستند همه چیز را فراموش کند و مزاحمشان نشود، اما این اتفاق نیفتاد. برای همین سلاحی تهیه کرد و با آن سمیه و شوهرش را به گلوله بست که باعث مرگ سمیه شد. این قتل، زمستان 95 در شمال تهران رخ داده است.

 

امیر با نقاب بر صورت، در کوچه منتظر ماند تا سمیه و شوهرش از مهمانی برگردند. سپس با شلیک چهار گلوله، سمیه را کشت و شوهر او را نیز بشدت مجروح کرد که پس از انتقال به بیمارستان مداوا شد. امیر به غرب کشور گریخت، اما یک ماه بعد به دام پلیس افتاد.


او در گفت‌وگویی، جزئیات بیشتری از حادثه را بازگو کرده است.



آخر عشق تو به کجا رسید؟
دارم اعدام می‌شوم.



چند سال داری؟ از کی به تهران آمدی؟
23 ساله هستم. هفت سال پیش به تهران آمدم و در یک رستوران مشغول کار شدم. پسر عمویم رحیم مرا به تهران آورد.به خاطر وضعیت مالی نامناسبی که داشتم، برای کار به تهران آمدم. من سومین فرزند خانواده هستم و سوم دبیرستان ترک تحصیل کردم. دو خواهر دارم که یکی از آنها ازدواج کرده است.



در ماه چقدر درآمد داشتی؟
ماهی یک میلیون تومان. نصفش را خرج خودم می‌کردم و بقیه‌اش را برای خانواده‌ام می‌فرستادم.



از کی با تلگرام و فضای مجازی آشنا شدی؟
پاییز 94، همان روز آشنایی با سمیه، روی گوشی‌ام تلگرام نصب کرده بودم.



چطور با سمیه آشنا شدی؟
دوستم رحیم مرا در یک گروه تلگرامی عضو کرد که سمیه هم آنجا بود. او پس از مدتی به من پیشنهاد دوستی داد.



سمیه چه ویژگی‌هایی داشت که پیشنهادش را پذیرفتی؟
26 ساله بود. ظاهری آراسته داشت و کم توقع بود. گفت مدتی قبل از همسرش جدا شده. برادرش سرایدار است و خودش هم از دو تا کودک پرستاری می‌کند.



چند روز بعد با هم قرار گذاشتید؟
10 روز در تلگرام با هم در ارتباط بودیم تا این که در تجریش به ملاقات هم رفتیم.



همانی بود که فکر می‌کردی؟
بله، من گفتم شما لیاقت بیشتر از من را داری، اما او گفت از مرامم خوشش آمده . وقتی ارتباطمان قوی‌تر شد، گفتم قصدم ازدواج است و چیزی هم ندارم برای دوستی خرج کنم. البته چند سری 400 هزار تومان هزینه خرید لباس و این جور چیزهایش شد. او هم گفت مدتی با هم باشیم تا اگر به تفاهم رسیدیم، ازدواج کنیم.



این که مطلقه بود، در تصمیمت تاثیری نداشت؟
نه، این چیزها برای من مهم نبود. مهم وفاداری است.



خانواده‌‌ات در جریان بودند؟
به آنها گفته بودم، اما مخالفت نکردند.



هیچ وقت خانواده سمیه را دیدی؟
نه، می‌گفت زود است. یک بار هم گفت برادرش همیشه سر کار است و اگر شد، جور می‌کند با او در محل کارش قرار بگذارم.



مخالـفت‌های او برای دیــدن ‌خانواده‌اش شک‌برانگیز نبود؟
او از ساعت 6 صبح تا 12 شب به من پیامک می‌داد. اصلا معلوم نبود چیزی را پنهان می‌کند. هر وقت می‌خواستم با من بیرون می‌آمد؛ ‌حتی نیمه‌های شب.



اولین دروغ سمیه به تو چه بود؟
این که شوهر ندارد.



کی از این موضوع باخبر شدی؟
اواسط زمستان 95 بود. به رفتارهای رحیم و سمیه شک کردم. پس از مدتی فهمیدم این دو با هم هستند.



کی فهمیدی سمیه شوهر دارد؟
از رحیم پرسیدم. او هم گفت سمیه متاهل است و دیگر نمی‌خواهد با هیچ کدام از ما باشد.



با خود سمیه حرف زدی؟
بله، گفت طلاق می‌گیرد، چون وابستگی من را دیده و نمی‌خواهد از دستم بدهد.



وقتی فهمیدی قصد جدا شدن از همسرش را ندارد، چه کار کردی؟
با شماره شوهر و برادرش تماس گرفتم و ماجرای خیانتش را لو دادم. چون دروغش باعث شده بود بین دوستانم سرافکنده شوم و این به غرورم برخورده بود. او به من ضربه زده بود.


واکنش خانـواده‌اش چه بود؟
برادرش گفت به من ربطی ندارد. شوهرش هم خواست مزاحمشان نشوم و ارتباطم را قطع کنم.



قطع کردی؟
بله، اما نهم عید بود که دوباره زنگ زد و گفت همه به خاطر این ماجرا اذیتش می‌کنند و شوهرش طلاقش نمی‌دهد. از من خواست به خانه‌اش بروم و به شوهرش بگویم ارتباطمان در حد خواهر و برادری بوده است. من هم با یکی از دوستانم رفتم. او تصور کرده بود من به خواست او عمل می‌کنم و برای حفظ زندگی اش دروغ می‌گویم.



برای کمک به سمیه رفتی؟
نه، هنوز بعضی‌ها باور نکرده بودند او درباره تاهلش به من دروغ گفته است. می‌خواستم 10 برابر بدی‌ای که به من کرده بود را نسبت به خودش انجام دهم. وقتی به خانه‌اش رفتم، پیامک‌ها و تصاویرمان را به شوهرش نشان دادم. با این‌کار قصد داشتم ثابت کنم که همسرش دروغ می گوید و مدت زیادی با من رابطه دوستی داشته است.



واکنشش چه بود؟
گفت هر چه بوده، رها کن و تعهد بده، دیگر کاری با ما نخواهی داشت. باورم نمی شد که این واکنش را نشان دهد .



پذیرفتی؟
سه ماه هیچ رابطه‌ای با سمیه نداشتم تا این که به رحیم گفت از من 50 میلیون تومان پول می‌خواهد. من نمی‌توانستم این مبلغ را جور کنم. از این حرفش هم عصبانی شدم.



چرا از تو پول می خواست؟
ادعای دروغی را مطرح کرده بود. نمی دانم چرا تصور می کرد من به خاطر این ادعا 50 میلیون تومان به او می دهم. وقتی متوجه شدم ، خیلی عصبانی شدم و بیشتر به انتقام فکر کردم.



واکنشت چه بود؟
مدتی که گذشت، رحیم گفت سلاح دارد و می‌توانیم سمیه را بکشیم. روز حادثه سلاح را برداشتم و مقابل خانه سمیه و شوهرش رفتم. آنجا هر دویشان را به گلوله بستم و فرار کردم. سمیه کشته شد، اما شوهرش زنده ماند.



چطور دستگیر شدی؟
به غرب کشور فرار کرده بودم که پلیس دستگیرم کرد. 

 

مردم درگیر مشکلات اقتصادی، برخی نمایندگان به‌دنبال مسائل شخصی| چرا بخاطر توهین یک نماینده، وزیر اقتصاد باید استیضاح شود؟! آیا فحاشی برای نمایندگان آزاد است؟+فیلم

مردم درگیر مشکلات اقتصادی، برخی نمایندگان به‌دنبال مسائل شخصی| آیا فحاشی برای نمایندگان آزاد است؟+فیلم

«شیرین ن» اخلال‌گر اقتصادی کیست؟ +جزئیات

منبع: جام نیوز

منبع این خبر، وبسایت www.jamnews.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۱۶۱۴۹۴۱۹ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • مردان صاحبان اصلی فضاهای شهری‌ هستند
  • پیروزی نماینده فارس در دسته ۲ هندبال مردان
  • چرا طلاق برای مردان سخت‌تر از زنان است؟
  • «هفت» بدون غرض‌ورزی به سینما می‌پردازد
  • ​سری جدید «هفت» بدون غرض‌ورزی به سینما می‌پردازد
  • بحران خشونت علیه زنان در انگلیس
  • علائم،تشخیص و درمان سرطان سینه مردان
  • ازدواج کنید تا سکته نکنید
  • کاهش مصرف ۴ هزار متر مکعبی آب در کشاورزی
  • کار‌های ممنوعه برای متاهل‌ها در اینستاگرام
  • سفر به دیار مردان و زنان مومن، شجاع و تاریخ ساز
  • مردان صاحبان اصلی فضا‌های شهری‌اند
  • چند درصد افراد خود ارضایی دارند ؟
  • راز طول عمر زنان نسبت به مردان +عکس
  • کارگران کشاورز سال۹۷ چقدر مزد گرفتند؟
  • جایگاه پانزدهم ایران در تولید علم دنیا/ امید به زندگی در زنان ۸۰ و در مردان به ۷۵ سال رسیده است
  • کارگران کشاورز سال ۹۷ چقدر مزد گرفتند؟
  • امام جمعه کرمان : دیانت انسان‌ها زمانی کامل می‌شود که بر هوا و هوس آنها غلبه کند
  • دانش‌آموزان متاهل را تبعید نکنید!
  • زندگی آرمانی در سایه محبت ورزی و بخشش میسر می شود