Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «رکنا»
2023-01-27@08:41:09 GMT

مسئول حمله ویروس واناکری کره شمالی است

تاریخ انتشار: ۲۹ آذر ۱۳۹۶ | کد خبر: ۱۶۱۵۴۲۸۵

مسئول حمله ویروس واناکری کره شمالی است

رکنا:دولت آمریکا عامل حمله ویروس واناکری را کره شمالی اعلام کرد.

به گزارش وال استریت ژورنال، تام بوزرت مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ Trump اعلام کرد کره شمالی حمله سایبری ویروس «واناکری» را انجام داده است.این حمله میلیاردها دلار خسارت به بار آورده است.

او در این نشریه نوشته است: پس از تحقیقات دقیق امروز به طور علنی کره شمالی را مسئول حمله سایبری واناکری می دانیم.

بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان

ویروس واناکری در ماه می در سراسر جهان منتشر شد و صدها هزار رایانه در بیمارستان، مدارس، کسب و کار و منازل را مختل کرد.هرچند برای قربانیان پیام های باج خواهی ارسال شده بود، اما حتی پس از پرداخت آن نیز رایانه ها همچنان قفل بودند.

صرافی ارز دیجیتال

منبع: رکنا

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.rokna.net دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «رکنا» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۱۶۱۵۴۲۸۵ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

تمدن در گذار سایبری/ ویژگیهای ذاتی تمدن صنعتی – بخش اول

اردوان مجیدی

در سلسله یادداشتهائی، به تحلیل ابعادی از تحول و چالشهای تمدن سایبری و گذار از آن می‌پرداختیم. این یازدهمین یادداشت از این مجموعه است.

پس از اشاره‌ای مقدماتی به برخی ابعاد و مسائلی که در تمدن سایبری با آن مواجهیم، در مرور چند تمدن محوری گذشته که در تحلیل تمدن گذار سایبری موثر است، پس از پرداختن به دامنه جهانی تمدن اسلامی اول، در یادداشت دهم به تمدنی نوزائی در اروپا پرداختیم. در ادامه مرور گذشته تمدنی، در این یادداشت و یادداشت بعدی، سعی می کنیم نگاهی اجمالی به تمدن صنعتی و ویژگیهای ذاتی آن، داشته باشیم.

تمدن صنعتی، عصر فناوری و رسانه

اختراع ماشین بخار، الکتریسیته، تلفن،‌ اتومبیل و مقدمات ساخت هواپیما،‌ پیشرفتهای فراوان در علوم پزشکی، جامعه شناسی و نیز پیشرفت در طبقه بندی دانش و شناخت ابعاد آن،‌ سطح علم بشری را ناگهان به مقدار قابل ملاحظه‌ای افزایش داد.

ماشینهای پیچیده و بزرگ، و تحول سطح نیازهای جامعه

 

ابزارهای تکامل یافته،‌کارهای پیچیده را انجام می‏ دادند،‌ اما استفاده از آنها دشوار و پیچیده بود. لذا‌ خودکار سازی به این ابزارها اضافه شد و استفاده از آنها را به صورتی بسیار ساده در آورد. هر یک از ابزارها با کشیدن یک دسته یا وصل کردن یک کلید به کار می ‏افتاد و کنترل کار خود را خود انجام می‏داد. حتی افراد بدون مهارت هم می‏ توانستند با یکی دو روز آموزش، به کار با تجهیزات و ابزارها بپردازند. بتدریج اهمیت مهارتهای انسانی کاسته شد. ماشینهای خودکار، عدم مهارت انسانها را جبران می کردند.

بتدریج اهمیت مهارتهای انسانی کاسته شد. ماشینهای خودکار، عدم مهارت انسانها را جبران می ‏کردند.

 

بهره کشی از کودکان در کارخانه ها با ساده سازی و کاهش نیاز به مهارت در انقلاب صنعتی

با توجه به تکامل ابزارهای نسبتا پیشرفته و تولید انبوه آنها به صورتی که در دسترس عموم قرار گرفت، نیاز به سطح محدودی از دانش برای گذراندن زندگی در زندگی روزمره عموم جامعه پدید آمد. همه باید می توانستند از این ابزارها استفاده کنند،‌ وگرنه مصرف کننده‌ای برای تولیدات انبوه بوجود نمی آمد.

ترسیمی ژاپنی از تحول انقلاب صنعتی؛ از صنعت تا تغییر محیط زندگی روزمره مردم عادی

تغییر در این تمدن سرعت بیشتری یافت. با توجه به تغییر دائمی‏ و سریع شرایط محیطی یافته ‏ها‏ی پدران،‌ دیگر برای پسران همواره معتبر نبود. آنها در دنیای دیگر و در شرایط دیگری زندگی می ‏کردند. در حمل و نقل فیزیکی با ایجاد وسایل نقلیه سریع،‌ جاده ‏ها‏ و خطوط هوائی، امکان برقراری سریع ارتباط فیزیکی فراهم آمد. از طرف دیگر با ایجاد تلفن،‌ امکان ارتباط غیر حضوری و مکالمه و ارسال پیام بصورت همزمان فراهم شد. این باعث شد که تصمیم‌گیریها دیگر محدود به یک روستا یا شهر نباشد و همین منجر به تمرکز تصمیم‌گیری گردید.

رسانه‏ ها‏ در تمدن صنعتی با انتشار روزنامه‏ ها‏ و مجلات و بخصوص با بوجود آمدن رسانه ‏ها‏ئی نظیر رادیو و تلویزیون،‌ شکل وسیعی از انتقال اطلاعات یک به چند را فراهم نمود. رسانه ‏ها‏ در این تمدن، منعکس کننده مطالبی بودند که دولتها یا صاحبان قدرت و صنایع بزرگ می ‏خواستند. اولا سرعت رساندن اطلاعات به پائین‌ترین سطوح جامعه از این طریق افزایش چشمگیری پیدا کرد،‌ ثانیا ابزاری فراهم شد تا اطلاعاتی که به افراد جامعه می ‏رسید از این طریق کانالیزه و فیلتر شود.

رسانه‏ ها‏ بخصوص برای القای الگوهای واحد و یکسان و بخصوص الگوهای فرهنگی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

 

اطلاعاتی از این کانال عبور می ‏کرد که صاحبان قدرت می‏ خواستند و در جهت اهداف و مسیری بود که آنان انتخاب کرده بودند. رسانه ‏ها‏ بخصوص برای القای الگوهای واحد و یکسان و بخصوص الگوهای فرهنگی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

تلویزیون و رسانه ها در تمدن صنعتی؛ جریان قدرتمند و القائی تاثیرگذار یک سویه اطلاعات

همسانی در خدمت تمرکز

یکی از شاخصهای مهم این تمدن،‌ همسانی است. در این دوران همه چیزهای همسان در کنار هم متراکم می‏ شوند. تولید انبوه،‌ محصولاتی همسان را روانه بازار جامعه کرد. همه افراد به شکل استاندارد شده و همسان زندگی می‏ کردند. تولید انبوه با اتکاء به خصوصیت همسان سازی شکل گرفت. همه باید غذاهای همسانی می‏ خوردند، مانند هم کار می ‏کردند، مانند هم تفریح می ‏کردند. حتی زمان هم همسان شد. همه در یک ساعت از خواب بر می ‏خواستند،‌ در یک ساعت غذا می ‏خوردند و‌ در یک ساعت به سر کار می‏ رفتند. در تولید انبوه، کارها هم همسان و استاندارد شد. یک کارگر مانند بقیه کارگرها می‏ توانست این کار را انجام دهد. هویت افراد در انجام کارهایشان اهمیتی نداشت. همه چیز به سمت استاندارد شدن و همسان شدن بیشتر، پیش می‏ رفت.

همسان سازی - الگوی راهبردی در تمدن صنعتی

و همه چیز در یک جا متمرکز شد. وقتی چیزهای همسانی داشته باشیم،‌ می‏ توانیم آنها را کنار هم مجتمع کنیم. وقتی انسانهای همسانی داشته باشیم، می‏ توانیم خانه ‏ها‏ی همسانی در مجتمع های آپارتمانی به آنها بدهیم. غذای همسانی را در غذاخوری ها و سلف سرویسها بدهیم. همه را در شهرهای بزرگی در کنار هم جمع کنیم. جامعه صنعتی به دنبال بیشینه سازی و بزرگتر ساختن هر چیز بود. شهرهای بزرگتر، ساختمانهای بزرگتر، کارخانه ‏ها‏ی به هم پیوسته و بزرگتر. همه اینها آرمان جامعه صنعتی بود.

شهرهای بزرگتر، ساختمانهای بزرگتر، کارخانه ‏ها‏ی به هم پیوسته و بزرگتر، آرمان جامعه صنعتی بود.

 

مصرف و بازار

کاری که در دورانهای قبلی در خانه‏ ها‏ و کارگاه های کوچک سازماندهی می ‏شد،‌ در تمدن صنعتی به دلیل تمرکز و ایجاد کارخانه ‏ها‏ و تولید انبوه و از رونق افتادن کارگاه های کوچک،‌ به محدوده کارخانه ‏ها‏ی بزرگ کشیده شد. دیگر افراد برای خود تولید نمی ‏کردند. زیرا تولید، فردی نبود. مفهوم بازار، معادلات قبلی را در تولید برای مصرف شخصی به هم زد.

”بیشتر کار کن تا بتوانی بیشتر مصرف کنی“، به عنوان شعار اجتماعی در آمد. 

 

همه در ساعات کار به عنوان یک کارگر خوب در تولید و در باقی ساعات،‌ به عنوان یک مصرف کننده خوب در آمدند. ”بیشتر کار کن تا بتوانی بیشتر مصرف کنی“، به عنوان شعار اجتماعی در آمد.

 

 

بیشتر کار کن تا بیشتر مصرف کنی

روابط اجتماعی و سازماندهی و نهادهای حکومتی در این دوران،‌ با شکل‌گیری ساختارهای پیچیده بازار و تولید و مصرف،‌ به‌ تدریج پیچیده شد. وزارتخانه‏ ها‏ی مختلف شکل گرفت و سازمانهای متعدد تو در تو ایجاد شدند. برای کنترل و هدایت این نهادهای پیچیده، دولتهای پیچیده شکل گرفت. این پیچیدگی به حدی رسید که حتی کسی که در راس یک سازمان یا نهاد یا دولت قرار داشت،‌ از تمام فعالیتها و چگونگی انجام امور در محدوده تحت ریاست خود خبر نداشت. با توجه به اینکه در این تمدن همه چیز به سمت متراکم شدن پیش می ‏رفت،‌ همه نهادهای اجتماعی و حکومتی به سمت تمرکز و اعمال تصمیم‌گیری از طریق این تمرکز پیش رفتند.

بازی قدرت با قواعدی متفاوت

تصمیم‌گیری متمرکز که در آن تصمیمات اصلی توسط یک نفر گرفته شود، در مورد ساختارهای پیچیده و نهادهای تودرتوی تمدن صنعتی کارائی نداشت. ساختار تصمیم‌گیری متمرکز شد‌،‌ اما امکان تمرکز در یک فرد وجود نداشت، بلکه باید عده بیشتری در اخذ این تصمیمات دخیل می ‏شدند. باید نظامی‏ ایجاد می ‏شد که عده خاصی از افراد در یک ساختار متمرکز تصمیم‌گیری، به هدایت جامعه بپردازند. بخشی به قانونگذاری، بخشی به اجرا و هدایت امور و بخشی به ارزیابی و نظارت. داخل کردن تعداد زیادی از افراد در تصمیم‌گیری، مهمترین مشکلی را که پدید می‏ آورد بحث انتخاب بود. چه افرادی باید در این مجموعه تصمیم‌گیری و هدایت قرار گیرند؟ اینجا است که پای دموکراسی یا مردم سالاری باز می‏ شد.

کاخ چاوشسکو یا خانه مردم، رومانی، بخارست - بزرگترین ساختمان اداری برای استفاده غیرنظامی در جهان و نماد دولت بزرگ

نکته مهم، طبق قاعده در آمدن و منسجم شدن فعالیتهای افراد برای به دست آوردن قدرت در سطوح مختلف بالا یا پائین بود. مفهوم سیاست و بازیهای سیاسی، در این دوران شکل جدیدی را به خود گرفت. با توجه به پیچیده شدن سازمانها و نهادهای حکومتی،‌ سعی برای به ‌دست گرفتن قدرت تصمیم‌گیری در محدوده‏ ها‏ی کوچک یا بزرگ،‌ اشکال جدیدی از ساختارهای تصمیم‌گیری را وارد میدان نمود. شاید بهترین حربه برای به ‌دست گرفتن قدرت، استفاده از قدرت اذهان مردم ‏بود.

شاید بهترین حربه برای به ‌دست گرفتن قدرت، استفاده از قدرت اذهان مردم ‏بود.

 

اینجا دموکراسی که از دو هزار سال پیش در آتن و یونان قدیم شکل گرفته بود،‌ به عنوان بهترین ساختار اجتماعی برای دسترسی به این اهداف مطرح شد. شاید به جرات بتوان گفت که ساختار دموکراسی در تمدن صنعتی،‌ برای حکومت مردم بر مردم شکل نگرفت. بلکه تنها به عنوان ابزاری برای به ‌دست آوردن قدرت تصمیم‌گیری توسط عده معدودی از افراد جامعه مورد استفاده قرار گرفت.

کاریکاتور دموکراسی مردم یا دموکراسی بر مردم

این مردم سالاری به معنای دخالت تمام اقشار جامعه در تصمیم‌گیریها نیست. بلکه آنها تنها در مرحله خاص که قرار است برای پستهای تصمیم‌گیری افرادی انتخاب شوند،‌ به تعدادی از افراد شرکت کننده در این رقابت رای می‏ دهند. از این جا به بعد تصمیم‌گیریها بر عهده عده خاصی است که به مدت معینی زمام امور را در دست دارند. و آنها نیز معمولا هر آنچه خود بخواهند می‏ کنند، نه آنکه مردم می‏ خواستند.

صنعت خط تولید انبوه

توسعه اقتصادی و رونق بازرگانی که از قرن پانزدهم به بعد به‌ تدریج در اروپا شکل گرفت،‌ نیاز به تولیدات بیشتر را به‌ تدریج افزایش داد. کارخانه کشتی سازی ونیز که به عنوان نخستین کارخانه بزرگ صنعتی جهان در قرن شانزدهم تاسیس شد، با ایجاد نظامهائی در فعالیتها و ایجاد قطعات استاندارد کشتی، و ایجاد مفهوم زنجیره و خط تولید، نگرش جدیدی را شکل داد. این اولین زمزمه آغاز انقلاب صنعتی بود.

جریان خط تولید در کارخانه کشتی سازی ونیز - اولین زنجیره عظیم خط تولید در تمدن صنعتی

این دوران بخصوص با طرح ایده‏ ها‏ی تیلور[1] در مدیریت علمی‏ در انتهای قرن نوزدهم، به اوج اقتدار خود رسید. جامعه صنعتی به کارگرانی نیاز داشت که همانند ماشینها بتوانند، بدون اعتراض و خستگی، کارهای تکراری،‌ انبوه و همانند را انجام دهند. زندگی همانندی داشته باشند و در جامعه متراکم زندگی کنند. روستائیانی که از مزارع خود به امید زندگی بهتر و رفاه بیشتر، دل می‏ کندند و به کارخانه‏ ها‏ روی می‏ آوردند،‌ با عادات روستائی خود نظم کار در کارخانه را مختل می‏ کردند. آنها حرف شنو نبودند، طاقت انجام کارهای تکراری را نداشتند، به وقت به صورت دقیق اهمیت نمی‏ دادند و هر جور که خود می‏ خواستند کار می‏ کردند. اینجا بود که تمدن صنعتی به لزوم آموزش این روستائیان پی برد. اما چه آموزشی،‌ آموزشی که بتواند آنها را به افراد حرف شنو و مطیع،‌ تابع نظم زمانی کارخانه، و قادر به انجام کارهای تکراری تبدیل کند.

خط تولید کارخانه هنری فورد - تحول در تولید و شکل گیری دانش مدیریت و برنامه‌ریزی صنعتی در تمدن صنعتی

دیگر مسئله استعداد و هوش در بین نبود. بلکه همه باید می‌توانستند دستورالعملهائی را که برای آنها تنظیم شده،‌ به سهولت درک کنند. به نظامی ‏احتیاج بود که بتواند آموزش را به صورت یک دستورالعمل مشخص، همانند آنچه در کارخانه ‏ها‏ مرسوم بود، انجام دهد.

کارگران مطیع برای کار تکراری طبق دستورالعمل مشخص در کارخانه ها

مدرسه در خدمت صنعت

در مدارس، ‌یک برنامه درسی آشکار وجود داشت که شامل حساب و تاریخ و دروس دیگر بود. اما در پشت آن، یک برنامه درسی پنهان وجود داشت که سه درس وقت شناسی (نه به معنای مصطلح آن، بلکه به معنای زندگی کردن بر طبق وقت کلیشه‌ای و سازگاری با کلیشه ‏ها‏ی زمانی تحمیلی)، اطاعت و کار تکراری طوطی وار وجود داشت. کار در کارخانه به کارگرانی نیاز داشت که بخصوص در مورد کار زنجیره‌ای بموقع در سرکار حاضر شوند، از مقامات بالا دستور بگیرند، بی چون و چرا دستورات را اجرا کنند و غلام حلقه بگوش ماشین یا اداره باشند. آنها باید می‌توانستند کارهای تکراری و یکنواخت را بی چون و چرا انجام دهند.

کار تکراری - صحنه ای از فیلم عصر جدید چارلی چاپلین

چنین نظامی‏ به کلیشه‏ ها‏ و قالبهای استاندارد نیاز داشت. یک کلیشه و قالب استاندارد که در مورد مجموعه وسیعی از فراگیران اعمال ‏شود. درسهای استاندارد و کلیشه‌ای و کتابهای یکسان، مربی و شاگردان را به شکل ابزارها و کالاهائی در آورده و هویت آنها را سلب کرده و در فرایندی کارخانه‌ای، محصولات یکسان و یک شکل را تولید می‏ کرد. هویت شاگردان و فارغ التحصیلان در اینجا دیگر اهمیتی نداشت. اینجا نیاز به ماشینهائی بود که بتواند دستورالعملهای ساده یا پیچیده را بخواند و انجام دهد.

هویت شاگردان و فارغ التحصیلان در اینجا دیگر اهمیتی نداشت.

 

این دیدگاه فقط محدود به کارگران نبود. متخصصان و حتی فراتر از آن، دانشمندان و محققان را هم در بر می‏ گرفت. هویت هیچ یک از اینها اهمیت نداشت. آنچه اهمیت داشت این بود که همه آنها باید مراحلی خاص را در همه فعالیتهای خود، حتی اگر یک اکتشاف علمی‏ هم باشد طی کنند.

جعبه سیاه مفهوم متداولی در طراحی است. این اصطلاح زمانی به کار می ‏رود که می‏ خواهیم عملکرد یک زیر سیستم، سیستم یا دستگاه را، بدون توجه به داخل آن مورد بررسی قرار دهیم. نگرش به یک سیستم به شکل جعبه سیاه به معنای آن است که فقط می ‏دانیم چه ورودیهائی به این سیستم وارد و چه خروجیهائی خارج می‏ شود. فکر می ‏کنم کار در دوران صنعتی نیز بر اساس مفهوم جعبه سیاه شکل گرفت. شخص پیچی را می‏ گرداند، فقط چون دستور داشت که این کار را انجام دهد. از آنچه اتفاق می ‏افتاد با خبر نبود.

مسئله جعبه سیاه و وارد شدن آن به صنعت اتفاقی نبود، بلکه کاملا حساب شده انجام شد. ما باید کارهای پیچیده‌ای را که در صنعت جدید شکل می‏ گرفت،‌ به نحوی ساده می‏ کردیم که افراد بتوانند با عملیات ساده‌ای آن را انجام دهند. چون مسئله فعالیتهای انبوه مطرح بود، نیاز به چیزی وجود داشت که بتواند هر شخص تازه واردی را به سادگی با چگونگی انجام کار آشنا کند. اینجا مفهوم رویه[2] پدیدار شده و رواج یافت. یک رویه مشخص می‏ کرد که یک کار مشخص،‌ طبق چه مراحلی و چگونه باید انجام شود. رویه یک دستورالعمل مرحله به مرحله است که چگونگی انجام کار را توسط عملیات ساده و ابتدائی[3] تعیین می‏ کند[4]. یک رویه می‏ توانست توسط هر شخصی که معلومات مشخص و ابتدائی داشت انجام شود. شخص انجام دهنده رویه فقط باید در سطح تعریف شده رویه، دارای اطلاعات اولیه و عمومی‏ باشد.

مدارس دوران صنعتی - کلیشه ای و قالب بندی شده

 همین جا بود که آموزشهای استاندارد و دوره‏ ها‏ و سطوح استاندارد ایجاد شد. باید برای انجام رویه ها‏ی مختلف که در صنایع و تحقیقات مطرح می ‏شد،‌ معلوماتی را به عنوان استاندارد تعریف می‏ کردیم. برای انجام شغل الف نیاز به سطح فلان و برای انجام شغل ب نیاز به سطح بهمان بود. این سطحها به شکلی که امروزه می‏ بینیم استاندارد شد. سیکل، دیپلم، لیسانس و دکتری و سطوح میانی هر یک از آنها. دیگر کافی بود که هر کس که دارای هر یک از این سطوح استاندارد باشد،‌ بتواند یک دستورالعمل خاص را انجام دهد. مهم نبود چه کسی با چه هویتی این کار را انجام می ‏دهد. بلکه فقط مهم بود که دارای این سطح استاندارد باشد. دیگر معلوم بود که این دستورالعمل را یک شخص دیپلم یا یک مهندس الکترونیک یا یک دکترای جامعه شناسی،‌ می ‏تواند انجام دهد.

همه چیز باید در این دوران به شکل استاندارد و همسان در می ‏آمد.

 

همه چیز باید در این دوران به شکل استاندارد و همسان در می ‏آمد. مدارس استاندارد و هم شکل، دروس استاندارد،‌ برنامه درسی استاندارد،‌ شاگرد استاندارد و فارغ التحصیل استاندارد. استاندارد ابزاری مهم برای اعمال تفکر تمدن صنعتی بود. با هر عنصری که می‌خواست خارج از استاندارد باشد، به شدت مقابله می‏ شد. زیرا هر عنصر خارج از استاندارد،‌ امکان اعمال قاعده جعبه سیاه را از بین می‏ برد. حتی اگر این عنصر غیر استاندارد،‌ و غیر همسان با سایر عنصرها در بالاترین درجه از کیفیت بود. چنین چیزی باعث می‏ شد تا نیازی به درک عمیق مفاهیم و مطالب توسط شاگردان وجود نداشته باشد. بیشتر به دانسته‏ ها‏ی سطحی و عمومی نیاز بود. کسب دانش از آموزش چراها به آموزش چیست ها روی آورد.

کسب دانش از آموزش چراها به آموزش چیست ها روی آورد.

 

یکی از نکات جالب توجه این دوران،‌ آن بود که با توجه به گسترش زمینه‏ ها‏ و موضوعات علمی، افراد از استدلالات و ریشه‏ ها‏ی بحث دور شدند. اینکه چرا چنین چیزی واقع می‏ شود، یا چرا فلان موضوع علمی‏ آنطور است، جای خود را به این داد که فلان موضوع فلان طور است. دیگر کسی به علت و عوامل و ریشه‏ ها‏ توجهی نداشت. زیرا کسی به آنها نیازی نداشت،‌ فلسفه جعبه سیاه برای همین خلق شده بود.

کاریکاتوری از نظام کارخانه ای آموزشی - زدودن هوش و خلاقیت و تزریق انضباط قالب بندی  شده (آوانتنا آرتیگالا – کاریکاتوریست سریلانکائی)

با پائین آوردن سطح آموزش از سطح چرائی آن به سطح چیستی،‌ عبور از مراحل و سطوح، آموزش را به صورت یک رویه در می ‏آورد، و همه اشخاص را‌ به ادامه تحصیل،‌ در هر رشته‌ای که شد، ترغیب می‏ کنند. به جای آنکه هر شخص را با توانائیها و استعدادهای خود، به محل مناسب و سطح مناسب هدایت کند. زیرا برای این نظام فرقی نمی‏ کرد که چه کسی و با چه استعدادی‌، به چه تخصصی دست پیدا کند. این نظام تنها به تعداد مشخصی افراد دارای تحصیلات و تخصص در هر زمینه نیاز داشت. برای این نظام کافی بود که آمار فارغ التحصیلان مدارس و دانشکده ‏ها‏ در حد کفایت باشد. هویت فراگیران در این بین نه تنها بی‌اهمیت،‌ بلکه دردسر آفرین هم بود[5].

کنکوری شدن ارزشیابی و تعلیم مبتنی بر آن - نماد تبدیل فهم چرائی به چیستی، رویه ای شدن آموزش، و هویت زدائی

*****

در سلسله یادداشتهائی در مورد تمدن در گذار سایبری، به تحلیل گذشته تمدنی رسیدیم. در این یادداشت، اشاره‌ای اجمالی به تمدن صنعتی و ویژگیهای ذاتی آن کردیم. در یادداشت بعدی، به ابعاد دیگری از ویژگیهای تمدن صنعتی خواهیم پرداخت. ان شاء الله. الحمد لله رب العالمین.

 

پی نوشتها

[1] - F. W. Taylor

[2] - ‍‍Procedure

[3] ‍- Primitive Operation

[4] - در مورد تعریف رویه نگاه کنید به [Witten90] ص 365.

[5] - در کتاب نظام برتر (اردوان مجیدی، نظام برتر، آینده آموزش و آموزش آینده، نشر ترمه، 1380)، بخصوص در فصل نهم، به صورت مفصل تری به این ویژگیها پرداخته ایم، و مطالب مطرح شده در این یادداشت و یادداشت بعد، بعضا منتخبی از آن کتاب است.

دیگر خبرها

  • ببینید | حمله مسلحانه به سفارت آذربایجان در تهران | مسئول امنیتی سفارت کشته شد | مهاجم که بود؟
  • حمله مسلحانه به سفارت آذربایجان در تهران | مسئول امنیتی سفارت کشته شد | مهاجم بازداشت است
  • صدور حکم جزای نقدی برای متهم حفاری غیرمجاز در رازوجرگلان
  • تمدن در گذار سایبری/ ویژگیهای ذاتی تمدن صنعتی – بخش اول
  • شیوع بیماری ناشناس در کره شمالی
  • بسته شدن کامل پایتخت کره شمالی به دلیل یک بیماری نامشخص و ذخیره کالا توسط ساکنان
  • پاکستان: قطع برق ممکن است نتیجه یک حمله سایبری خارجی باشد
  • چطور از هک شدن سازمان خود جلوگیری کنیم؟
  • پاکستان احتمال حمله سایبری را در جریان قطع برق این کشور بعید ندانست
  • ببینید | بهار انقلاب با «شهباز»