به گزارش ایکنا؛ رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر حوزه شعر آئینی در یادداشتی به واکاوی شعر مذهبی و آئینی پرداخته و می‌گوید؛ شعر مذهبی امروز ما از فقر معنویت رنج می برد. فرق مذهبیت با معنویت مثل فرق «اسلام آوردن» با «ایمان آوردن» است که در آیه 14 سوره حجرات به آن اشاره شده است.
«قالَتِ الْاَعْرابُ آمَنّا قُلْ لَمْ تُوْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا اَسْلَمْنا وَ لَمّا یَدْخُلِ الْاِیمانُ فِی قُلُوبِکُم: اعراب بادیه نشین گفتند: ایمان آورده ایم، به آنها بگو: شما ایمان نیاورده اید، بگوئید اسلام آورده ایم، ولى هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است.

»

غفلت از «توحید» در شعر مذهبی

آری، بعد از دهه شصت به علت توجه افراطی به پوسته دین(شعائر و مناسک) و غفلت از وجوه معرفت‌شناسانه، در شعر دینی و آیینی ما مذهبیت از معنویت سبقت گرفته است. یعنی پیش و بیش از آن که روح معنویت در کالبد شعر آیینی ما حلول کند، روح مذهبیت در کالبد آن حلول کرده است. در نتیجه در بسیاری از موارد موضوع شعر ما مذهبی شده، ولی موضع شعر ما نه. افزایش کمی زیرشاخه‌های شعر آیینی نیز موید این معناست. یعنی بسیاری از شاعران علی رغم پرداختن به اکثر مناسبت‌های مذهبی در طول سال، جان و جهان شعرشان از معنویت اصیل دینی خالی است. از همین روست که حلقه گمشده شعر آیینی روزگار ما «توحید» است، و این شاخه از شعر آیینی در مقایسه با سایر زیرشاخه‌ها، نحیف‌تر و فقیرتر است. زیرا در این حوزه سفارشی در کار نیست که بر مبنای آن شاعر دست به تولید اثر بزند. از همین رو شاعران ما در شعر آیینی به همه موضوعات می‌پردازند جز «خدا» که اصل و اساس و عصاره همه معارف دینی است.

توصیف و تجلیل، به جای تبیین و تحلیل

در شعر مذهبی زمانه ما توجه به شعائر و مناسک دینی خیلی زیاد شده است، ولی متأسفانه در پس پشت این ظاهر دینی، معنویت اصیل و ناب در شعرها کمتر دیده می‌شود.علت این امر تقدم «تربیت مذهبی» بر «تربیت معنوی» است. تربیت مذهبی ظاهر ما را مذهبی می‌کند، تربیت معنوی باطن ما را. شخصیت‌هایی امثال فردوسی، مولانا، ناصرخسرو، سعدی و حافظ که جان و جهان شعرشان سرشار از معارف اصیل توحیدی، حکمی و اخلاقی است، محصول تربیت معنوی هستند. از همین روست که به مثنوی مولانا «مثنوی معنوی» می‌گوییم و از حافظ با عنوان «لسان الغیب» نام می‌بریم. زیرا مضامین مثنوی معنوی برگرفته از آموزه‌های وحیانی و قرآنی و به نوعی تفسیر وحی الهی است. سرچشمه غزل‌های حافظ نیز قرآن و کلام الهی است. چنان که حافظ خود گفته است:
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ/قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
در واقع مولانا و حافظ به مدد معرفت عمیق عرفانی، گوهر و جوهر دین را دریافته و به عالم معنا و معنویت راه یافته‌اند. از همین رو سروده‌هایشان شب‌چراغ هدایت و راهنمای انسان برای رسیدن به سرمنزل مقصود سعادت و رستگاری است.
اما بعضی از شاعران روز و روزگار ما که شعرشان انباشته از واژه‌های دینی است، در پله اول دینداری که اقرار به زبان و پذیرش صوری احکام و اعتقادات است، متوقف مانده‌اند و دین و آیین در چشم‌شان به مجموعه‌ای از شعائر و مناسک خشک عبادی خلاصه می‌شود. این گروه از شاعران مذهبی‌سرا، بیش تر مشاطه گر صورت‌اند تا سیرت و حقیقت، و جز مدح و منقبت و سوگ و مرثیه حرف دیگری برای گفتن ندارند. به این معنا که غایت و نهایت شعرشان توصیف و تجلیل است، حال آن که غایت و نهایت «شعر معنوی» تبیین و تحلیل است.

«شعر مذهبی»، توجیه‌کننده «وضع موجود»

نکته دیگر این که شعر مذهبی لهجه‌ای منفعل دارد و بیشتر توجیه کننده «وضع موجود» است، شعر معنوی اما لهجه‌ای معترض دارد و برای تحقق «آینده موعود» تلاش می‌کند. بنیان شعر معنوی بر«اصلاح گری» و «روشنگری» دینی است. از همین روست که در شعر معنوی نقد و آسیب‌شناسی دینی جایگاهی رفیع دارد، حال آن که خط قرمز شاعر دینی نقد و«آسیب‌شناسی» است و جان و جهان شعرش سرشار از کژتابی‌های مضمونی و اعتقادی.
شاعر مذهبی با این استدلال که بدون اذن و عنایت اهل بیت(ع) و روح القدس نمی‌توان به حریم شعر آیینی پا نهاد و در مدح و منقبت آنان شعر گفت، شعر آیینی را در هاله‌ای از تقدس می‌پیچد و به هیچ کس اجازه ورود به حوزه نقد و آسیب شناسی آن را نمی دهد. اما شاعر معنوی بر این اعتقاد و باور است که آسیب‌شناسی از جنس امر به معروف و نهی از منکر است و برای رشد و ارتقای کیفی شعر آیینی، باید تابوی «نقدناپذیری» آن را شکست؛ چرا که شعر آیینی نیز همچون همه گونه‌های ادبی، برای باروری و بالندگی بیش تر نیازمند نقد و آسیب‌شناسی است.

«فطرت»، سرچشمه شعر معنوی

شعر مذهبی از آنجا که بیشتر محصول سفارش و متکی بر انگیزه‌های بیرونی است، ریشه در «کوشش» صرف دارد. شعری است «ساختنی» و «پرداختنی» با مؤلفه‌هایی چون زبان آوری، صنعتگری و دلبرانگی. از همین رو بدون جشنواره، سوگواره، کنگره و همایش نمی‌تواند به زندگی خود ادامه دهد. این شعر هویت مستقلی ندارد و بر مبنای «آنچه شما خواسته اید»، مطابق با ذوق و ذائقه جشنواره‌ها و سوگواره‌ها شکل می‌گیرد. از این منظر، در شعر مذهبی تقدم با «چگونه گفتن» است، در شعر معنوی با «چه گفتن».
«شعر معنوی» اما از آنجا که منبعث از فطرت حقیقت جوی شاعر است، همچون شعر حافظ آمیزه‌ای از«جوشش و کوشش» است. شعری است که در بستر«جوشش» و کشف و شهود، و با تکانه‌های تکاپو به بار می‌نشیند و در کارگاه کوششی مومنانه صیقل می‌خورد.
به تعبیر دیگر می‌توان گفت که شعر مذهبی بیشتر محصول «جلوت» است، ولی شعر معنوی محصول «خلوت». شاعر مذهبی تابعی از تشویق و تنبیه و عقاب و ثواب است و نیاز به جلوه‌فروشی و دیده شدن دارد، ولی شاعر معنوی بی‌نیاز از تشویق و تنبیه است و برای امری قدسی که شایستگی پیروی دارد حرکت می‌کند.
جان کلام آن که برای اصلاح، تربیت و تزکیه جامعه و رسیدن به افق موعود «سبک زندگی اسلامی»، امروز به «شعر معنوی» بیش از «شعر مذهبی» نیاز داریم. شعری که وجوه تمایز قابل تأملی با شعر مذهبی دارد. امید آن که برای باروری و بالندگی هر چه بیشتر شجره طیبه شعر آیینی، با نصب العین قرار دادن آموزه‌های اصیل وحیانی و قرآنی در این مسیر روشن گام برداریم.

«پروین»، الگوی کامل یک شاعر معنوی

برای تأکید بر این دقیقه – بازگشت به شعر معنوی - حسن ختام این نوشتار را شعری از پروین اعتصامی قرار می‌دهم. شاعر جان آگاه و نجیبی که هر چند به صورت صریح و مستقیم در باره بسیاری از بزرگان دینی شعری نگفته است، ولی وقتی در مضامین اشعارش دقیق می‌شویم، سیمای یک شاعر مومن و باورمند را می‌بینیم که بیش از همه ما که در باره تک تک بزرگان دینی شعر گفته‌ایم، دغدغه دین و آیین دارد و بیش از همه ما حقیقت و جان و جهان دین را دریافته است. «پروین» محصول«تربیت معنوی» و اشعارش مرامنامه «سبک زندگی اسلامی» است. او به راستی و درستی الگوی کامل یک شاعر اصیل آیینی است:
ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن
دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن
نزد شاهین محبت بی پر و بال آمدن
پیش باز عشق آئین کبوتر داشتن
سوختن، بگداختن، چون شمع و بزم افروختن
تن به یاد روی جانان اندر آذر داشتن
اشک را چون لعل پروردن به خوناب جگر
دیده را سوداگر یاقوت احمر داشتن
هر کجا نور است چون پروانه خود را باختن
هر کجا نار است خود را چون سمندر داشتن
آب حیوان یافتن بی رنج در ظلمات دل
زان همی نوشیدن و یاد سکندر داشتن
از برای سود، در دریای بی پایان علم
عقل را مانند غواصان، شناور داشتن
گوشوار حکمت اندر گوش جان آویختن
چشم دل را با چراغ جان منور داشتن
در گلستان هنر چون نخل بودن بارور
عار از ناچیزی سرو و صنوبر داشتن
از مس دل ساختن با دست دانش زر ناب
علم و جان را کیمیا و کیمیاگر داشتن
همچو مور اندر ره همت همی پا کوفتن
چون مگس همواره دست شوق بر سر داشتن
انتهای پیام

منبع: ایکنا

مطالب پیشنهادی:

نخستین تصاویر از شبنم نعمت‌زاده در دادگاه

واکنش سحر قریشی به درگذشت دختر آبی

ریزش کوه در شهرک باغمیشه تبریز

منبع این خبر، وبسایت iqna.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۱۸۶۹۰۳۰۰ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
خبر بعدی:

شهریار یکی از بزرگترین شاعران همه‌ی دوران‌های تاریخ ایران است

خبرگزاری میزان- شهریار یکی از بزرگترین شاعران همه‌ی دوران‌های تاریخ ایران است. و آن به لحاظ «حیدر بابایه سلام» است. «حیدر بابایه سلام» یک شعر استثنایی است. همه‌ی خصوصیات شعری مثبت شهریار در این شعر هست. تاریخ انتشار: 06:00 - 27 شهريور 1398 - کد خبر: ۵۵۰۲۹۵

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۷۱، در دیدار اعضای کنگره بزرگداشت استاد شهریار، بیاناتی را ایراد فرمودند.

بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار به نقل از KHAMENEI.IR، به شرح زیر است:

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

اولاً به برادران عزیزی که از آن سوی مرز تشریف آورده‌اند، خوشامد میگوییم. باید به آنها عرض کنیم که در حقیقت به خانه‌ی خودشان و وطن خودشان آمده‌اند. ما آنها را هم جزو خودمان و از خودمان میشماریم. ما این‌جا را خانه‌ی خود شما به حساب میآوریم. ما مرز جغرافیایی را فاصل نمیشماریم. همچنین، از همه‌ی برادران و خواهران عزیزی که در کنگره شرکت کردند - چه برادران این‌جا و چه برادران آن‌جا - به جهت ایجاد این کنگره، تشکر میکنیم. ان‌شاءاللَّه که در مجموع، برای این شاعر عزیزمان، یادبود مناسبی بوده باشد.

درباره‌ی استاد شهریار، گفتنی زیاد است. یک مقوله، مقوله‌ی شاعری اوست. درباره‌ی شاعری شهریار، دو حرف میشود زد: یک حرف این است که شهریار، یکی از بزرگترین شعرای معاصر ماست؛ هم در شعر فارسی و هم در شعر ترکی. البته شعر فارسی او خیلی بیشتر از شعر ترکی است و به نظر میرسد که اولین و معروفترین شعرهای او به زبان فارسی است. البته منظومه‌ی «حیدر بابایه سلام» را بایستی استثناء کرد؛ چون «حیدر بابایه سلام»، داستان جداگانه‌ای دارد که آن را در بخش دوم راجع به شاعری شهریار، باید عرض کنیم. لکن اگر «حیدر بابایه سلام» را کنار بگذاریم، در مجموع، شعر فارسی شهریار اوج بیشتری از شعر ترکیاش دارد.

در شعر فارسی شهریار، خصوصیت عمده‌ای که برای برادران ترک وجود دارد، این است که شعر به معنای حقیقی کلمه است. شعر به معنای حقیقی کلمه، معنای حقیقی شعر است. یعنی نظم کلمات فقط نیست؛ لب احساس و خیال است. این را که عرض میکنم، ترکهای فارسیدان - مثل آقای تجلیل(۱) - خودشان خوب میدانند. گاهی این زبان اوج میگیرد. یعنی ما غزلهایی در شعر فارسی شهریار داریم که در ردیف غزلهای درجه‌ی یک فارسی است. البته اینها زیاد نیست؛ اما هست. گاهی هم البته زبان تنزل میکند. ما توقعی هم از شاعری که در یک منطقه‌ی غیرفارس زبان متولد شده، نداریم. ولی آنچه که از شهریار در شعر فارسی میبینیم، او را در ردیف یکی از بزرگترین شعرای زمان ما قرار میدهد. مطلب دومی که در مورد شاعری شهریار باید گفت، یک چیز بالاتر از این است؛ و آن این است که میشود گفت: شهریار یکی از بزرگترین شاعران همه‌ی دورانهای تاریخ ایران است. و آن به لحاظ «حیدر بابایه سلام» است. «حیدر بابایه سلام» یک شعر استثنایی است. همه‌ی خصوصیات شعری مثبت شهریار در این شعر هست. یعنی روانی، صفا، ذوق و دیگر خصایصی که مربوط به شعر است، همه در «حیدر بابایه سلام» جمع شده است. لکن علاوه بر اینها، ویژگی دیگری هم در «حیدر بابایه سلام» هست و آن این است که در این شعر که تصویری از سابقه‌ی ذهنی خود شاعر است، مطالب بسیار حکمت‌آمیز وجود دارد. با این حساب، میتوان شهریار را یک حکیم به حساب آورد. پایه‌ی شعر «حیدر بابایه سلام» به نظر ما خیلی بالاست. فکر میکنیم که آمیزه‌ی بسیار هنرمندانه‌ای است از شعر و حکمت و زبان زیبا و قدرت فوق‌العاده‌ی تصویر. شهریار این منظومه را در هنگامی گفته که بسیار جوان بوده است. ایشان خودش در آن نسخه‌ای که برای من فرستاده، بالای صفحه‌ی اول نوشته است: «گمان میکنم این را در سال ۱۳۲۴ شمسی سرودم.» و در این سال، شهریار بسیار جوان بوده است. من حالا برای این‌که آقای شاهرخی(۲) و آقای ستوده(۳) و سایر برادران شاعر این‌جا نشسته‌اند، چیزی به‌عنوان شیرینی مجلس عرض میکنم. این غزل شهریار در ذهن من هست که میگوید:
در وصل هم ز شوق تو ای گل در آتشم
عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم

ببینید، این بیت واقعاً در ردیف بالاترین شعرهای فارسی است:
با عقل، آب عشق به یک جو نمیرود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

البته در همین غزل، شهریار یک بیت بسیار پایین دارد، که قافیه‌اش «پیراهن کشم» است، که این هم از خصوصیات شهریار است. همین‌طور یک خط زیگزاگی در این شعر طی میشود: میرود بالا و می‌آید پایین! یعنی اگر امکان داشت به همان روال مطلع، همه‌ی شعر را بگوید، سروده‌ی فوق‌العاده‌ای میشد.
از «حیدر بابایه سلام» هم یک بندش را بخوانیم:
حیدر بابا دنیا یالان دنیادی
سلیمان‌دان، نوح‌دان قالان دنیادی

هر کیمسیه هر نه وریب آلیبدیر
افلاطوننان بیرقوری آدقالیب دیر

لکن یک نکته‌ی اساسی هم درباره‌ی شهریار هست که اگر رویش تکیه کنیم، به نظر من شایسته است. آن نکته این است که شهریار در دوران مهمی از زندگیاش - در حدود شاید سیسال آخر زندگیاش - دوران عرفانی و معنوی بسیار زیبایی را گذراند و به انس با قرآن و انس با معنویات و خودسازی پرداخت. یعنی به خودش رسید و سعی کرد باطن و معنویت خودش را صفایی ببخشد.

خود او در اشعار بیست، سی سال اخیر، این معنا را به روشنی بیان کرده است. حتی آن‌طور که شنیدم - شاید از خودش شنیدم؛ الان درست یادم نیست - ایشان یک قرآن هم به خط خودش نوشت. شاید هم تمام نکرده ... به‌هرحال، این در ذهنم هست که مشغول نوشتن قرآنی بوده است. وقتی انقلاب پیروز شد، او با همان روحیه‌ی دینی و ذهنیت صاف و روشن خودش، از انقلاب استقبال بسیار خوبی کرد. شاید در آن یکی دو سال اول انقلاب، کسی از ما به یاد شهریار نبود. یعنی گرفتاریها آن‌قدر زیاد بود که مجالی برای این یادها پیش نمیآمد. یک وقت دیدیم صدای شهریار، در ستایش انقلاب، از تبریز بلند شد. دیدیم همه‌ی جزئیات انقلاب را او تعقیب میکند.

در همه‌ی مواقع حساس انقلاب، او نقش مؤثری ایفا کرد. یک جنگ هشت ساله بر ما تحمیل شد که یکی از سخت‌ترین تجربه‌های ما بعد از انقلاب بود. تعداد شعرهایی که شهریار برای جنگ گفته؛ حضوری که او در مراکز مربوط به جنگ، مثل کنگره‌های مربوط به جنگ و شعر جنگ پیدا کرده و مدحی که او از بسیج عمومی مردم یا از سپاه یا ارتش کرده، به قدری زیاد است که اگر انسان نمیدید و نمیشنید و خودش لمس نمیکرد، به دشواری میتوانست آن را باور کند. مردی در حدود هشتاد سال سن - بلکه بیش از هشتاد سال - در مجامع شعری حضور پیدا کند و برای هر مراسمی، شعر یا شعرهایی بگوید! این در حالی بود که از مثل او، چنین توقعی هم نبود. این، نشان‌دهنده‌ی نهایت اخلاص و صفا و بزرگواری آن مرد بود.

به‌هرحال، شهریار یک شاعر اسلامی و انقلابی بود. من خبر داشتم در همان اوقاتی که شهریار برای انقلاب میسرود، یک عده از روشنفکران وابسته به رژیم گذشته که با او سابقه‌ی دوستی داشتند، مرتب فشار میآوردند، نامه برایش مینوشتند و شعر در هجوش میگفتند. حتی اطلاع داشتم که رفته بودند و او را ملامت کرده بودند که «تو چرا برای انقلاب اسلامی، این‌طور دل میسوزانی!؟» و او مثل کوه ایستاده بود.

من حقیقتاً تعجب میکردم. من بعضی از کسانی را که به ایشان فشار میآوردند، از نزدیک میشناختم و شعر و سابقه‌ی ذهنیشان را میدانستم. بعضی از آنها وابسته به رژیم سابق بودند. مستقیماً مربوط به آن جناح بودند، و جزو دربار پهلوی و آن دستگاه محسوب میشدند. بعضی دیگر هم توده‌ای و کسانی بودند که جیره‌خور شوروی سابق به حساب میآمدند. همه‌ی اینها، با این‌که به لحاظ مبنا و منطق، به ظاهر بینشان فاصله‌ای وجود داشت، در وارد آوردن فشار روی شهریار شریک بودند، و شهریار، محکم و قرص ایستاده بود.

به‌هرحال، شهریار شاعر متواضعی بود. دنبال نام و نشان نبود و برای خدا و وظیفه کار میکرد، و حالا خدای متعال، پاداش او را میدهد. امروز شهریار در داخل کشور ما یک چهره‌ی بسیار نورانی است. چند شب پیش، سیما مراسمی را به مناسبت هفته‌ی بسیج نشان میداد، که شهریار در آن مراسم بود. این چند روزه، هفته‌ی بسیج بود و در یکی از مراسم بسیج، شهریار شعر میخواند و در سیما او را نشان میدادند. من مطمئنم که آن بخش از برنامه را همه‌ی مردم؛ یعنی هرکس که توانست تماشا کرد. من خودم میخواستم بخوابم، دیدم در اتاق بچه‌ها تلویزیون روشن است و صدای شهریار می‌آید. رفتم تماشا کنم، دیدم بچه‌ها همه‌شان ایستاده‌اند و تماشا میکنند. این، محبوبیت عجیبی است که شهریار پیدا کرده. این، به خاطر خدمات و کار برای خدا بود، که او انجام داد. شهریار قطعاً ماندنی است. از آن شعرایی است که مثل سعدی و حافظ و از این قبیل، در دورانهای بعد از دوران خودش، معروفتر و بزرگتر خواهد شد. لذا، هرچه آقایان درباره‌ی او انجام دهند، از نظر ما زیاد نیست. حضور شهریار در هر کشوری و در میان هر ملتی، حضور مبارک و مفیدی است.

برادران ما در جمهوری آذربایجان، اگر چه از شعر فارسی او قاعدتاً استفاده‌ای نمیکنند، اما از همان شعر ترکی او هم که استفاده میکنند، خیلی مغتنم است. کاش میتوانستند خط حروف فارسی و عربی را بخوانند، تا دستخط خود شهریار را هم میدیدند و میفهمیدند که شهریار از آن افراد بسیار خوش خط بود و تا سالهای آخر عمرش هم مشق خط میکرد. اگر آن را هم میتوانستند بخوانند، برای معرفت به او، پله‌ی بلندتری بود. ما از آقای دکتر لاریجانی صمیمانه تشکر میکنیم؛ همچنین از همه برادران و خواهرانی که این کنگره را به راه انداختند. از آقایان و خانمهایی هم که زحمت کشیدند و از جمهوری آذربایجان تشریف آوردند، تشکر میکنیم. ان‌شاءاللَّه که در تهران به شما خوش بگذرد و خاطرات خوبی داشته باشید. از برادران شاعر و ادیب و نویسنده و محقق خودمان هم که این‌جا تشریف دارند، خیلی متشکریم. خدا شما را برای ما نگه دارد و ان‌شاءاللَّه که همه‌ی شما مایه‌ی خیر و برکت برای این کشور و این ملت و تاریخ ما باشید.

والسّلام علیکم و رحمه اللَّه و برکاته

۱) مقصود معظم له «دکتر جلیل تجلیل» استاد دانشگاه و ادیب و محقّق است.
۲) محمد شاهرخی (جذبه)
۳) سید ابراهیم ستوده

انتهای پیام/

دیگر خبرها

  • «خواب زمین بلند»
  • اخلاق و معنویت در بین دانش‌آموزان نهادینه شود
  • شاعر، نویسنده و حافظ‌پژوه شیراز درگذشت
  • شاعر، نویسنده و حافظ‌پژوه شیرازی درگذشت
  • پرویز خائفی شاعر شیرازی در گذشت
  • علی داودی: اوضاع شعری هیئات مذهبی ما رو به ترقی است/ مواظب باشیم که شعر هیئات را یک‌بار مصرف نکنیم
  • «شب شعر» شبکه چهار ویژه روز شعر و ادب فارسی
  • خاطره‌نگاری و شعر عاشورایی در عصر ما توفیق داشته‌اند/ خوانندگان اثر موفق را رها نمی‌کنند/ نکاتی که رهبر انقلاب بیان می‌کنند، چراغ راه شعر امروز ماست
  • حمایت مسئولان استان سمنان از تولیدات معنوی افزایش یابد
  • برنامه «شب شعر» با محوریت شهریار پخش می‌شود
  • بزرگداشت استاد شهریار در برنامه «شب شعر»
  • بزرگداشت شهریار در «شب شعر»
  • برگزاری سومین کنگره «نماز، سلامت روان و نشاط معنوی»
  • شاعر و طنزپرداز پیشکسوت درگذشت
  • نمایش آیینی «حبیب حرم» در آران و بیدگل به روی صحنه می‌رود
  • بیکاری و تورم ارتباط غیرمستقیم با خودکشی دارند/ برای مبارزه با فقر باید به فکر ریشه کن کردن فقر بود
  • از پدرخوانده‌ها تا چاپ اثر برای کمان ابروی شاعر
  • از هر پنج سالمند آلمانی، یک نفر در معرض فقر قرار دارد
  • افزایش فقر در بین بازنشستگان آلمانی