به گزارش گروه خط رسانه های خبرگزاری برنا، با اوج‌گیری جنگ کردستان علی‌اکبر شیرودی و چند نفر دیگر از خلبانان وارد جبهه‌های جنگ شدند. او در عملیات‌های پروازی خود تلفات سنگینی به نیروها و تجهیزات دشمن در نقاط استراتژیکی غرب کشور وارد کرد. در 13 دی ماه 1359 شیرودی وقتی کوتاهی های بنی صدر را دید به افشاگری پرداخت و از شنوندگان سخنانش خواست با ایمان و اسلحه و چنگ و دندان از میهن اسلامی دفاع کنند. در همین ایام این خلبان زبده را به خاطر باز پس‌گیری ارتفاعات بازی دراز بازداشت تنبیهی کردند که در واکنش به این مسأله روحانیون متعهد و اعضای سپاه کرمانشاه مراتب ناراحتی خود را در اسرع وقت به اطلاع اعضای شورای عالی دفاع رساندند و درنتیجه حکم بازداشت او منتفی شد. شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت و با بیش از 40 بار سانحه و بیش از 300 مورد اصابت گلوله به هلی کوپترش، باز سرسختانه می‌جنگید. او پس از تعداد زیادی مأموریت‌های هوایی و انجام بالاترین پروازهای جنگی در دنیا و نجات یافتن از 360 خطر مرگ سرانجام در آخرین عملیات پروازی خود (8 اردیبهشت 1360) در منطقه بازی دراز، هنگامی که عراق لشکری زرهی با 250 تانک و با پشتیبانی توپخانه و خمپاره‌انداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی، برای بازپس‌گیری ارتفاعات بازی دراز به سوی سر پل ذهاب فرستاده بود، به مقابله با آنان پرداخت و پس از انهدام چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله یک تانک قرار گرفت و به شهادت رسید. مشغله و مسئولیت فراوان شیرودی در بحرانی‌ترین برهه‌های تاریخی کشور سبب شد که دخترش آناهیتا آن‌گونه که باید نتواند زندگی را در کنار او به تجربه بنشیند، با این همه کیفیت بالای تربیتی و تجربه‌های او آن‌طور بوده که آناهیتا شیرودی بعد از سالیان طولانی، همچنان از سلوک پدر درس می‌گیرد و تنها حسرتش این است که چرا نتوانست بیش از این بیاموزد.

آناهیتا شیرودی فرزند ارشد شهید علی‌اکبر شیرودی متولد بهمن 1357، فوق لیسانس مدیریت شاخه منابع انسانی و در حال حاضر دانشجوی دکتری رشته مدیریت است. به سراغ او که یک سالی است سرپرستی مجموعه ورزشی شهید کشوری تهران را برعهده دارد، رفتیم تا درباره دغدغه‌هایش و آنچه درباره اندیشه و نگاه‌های پدرش می‌داند برایمان بگوید. اگر حتی مثل من، فقط زندگینامه شهید شیرودی را خوانده باشید و عکس‌هایش را دیده باشید، با نخستین نگاه می‌توانید به‌تمام شباهت‌های او به پدرش پی ببرید؛ چهره‌ای شبیه آنچه در عکس‌های پدرش دیده‌اید و رفتاری کاملاً شبیه آنچه از شهید شیرودی برایتان تعریف کرده‌اند یا درباره‌اش مطالعه کرده اید. صریح در پاسخ دادن، واقع بین، خوش رو و فوق‌العاده بی‌تکلف.

زمان شهادت پدرتان، شما خیلی کوچک بودید، چه تصویری از پدر در ذهن‌تان دارید؟

بله، آن موقع من 3 ساله بودم و خودم خاطره‌ای از پدر ندارم. او برای من همیشه مثل یک قهرمان بوده. یادم می‌آید همیشه در مدرسه، خانواده و جامعه هر کجا نام پدر می‌آمد فقط از رشادت‌ها و خاطرات او صحبت می‌کردند. همرزمان پدر در اصفهان هم همیشه از خاطرات‌شان با او تعریف می‌کنند. من پدرم را ندیدم اما واقعاً می‌توانم تجسم کنم که اگر بود چطور پدری می‌توانست باشد.

یادتان هست نخستین بار که مفهوم شهادت را متوجه شدید کی بود؟

چون من خیلی کوچک بودم که پدرم را از دست دادم مفهوم اینکه پدرم نیست اوایل برایم قابل درک نبود. اما کمی که بزرگ شدم این موضوع برایم معنا پیدا کرد. واقعیت این است که ما فرزندان شهدا اول نسبت به شهادت اعضای خانواده مخصوصاً پدر احساس خوبی نداریم و همه ما نخستین سؤال‌هایی که در ذهن‌مان می‌آید این است که چرا پدر باید ما را تنها بگذارد و برود؟ چرا برای فرزندش نباید ارزش قائل شود؟ چرا نباید فکر کند که دخترش چند سال بعد نیاز دارد به جایگاه پدر. برای همین در وهله اول موضوع شهادت و نبودن پدر برایم حس خوبی نبود. همیشه یک قاب روی دیوار اتاقمان بود و من می‌دانستم که عکس داخل قاب پدر است. از روزی هم که دست چپ و راستم را شناختم فهمیدم حرف‌های پدر دختری‌ام را باید با همان عکس داخل قاب روی دیوار بزنم.

دختر شهید شیرودی بودن چه احساسی را در شما به وجود می‌آورد و شرایط برایتان چطور است؟

از همان زمان شهادت به پدر م می‌گفتند «قهرمان» و در تمام مقاطع مدرسه من به‌عنوان فرزند یک شهید قهرمان شناخته می‌شدم. افتخار می‌کنم به پدرم اما همیشه ناراحت هم بودم که شاید اگر این احساس افتخار نبود و پدرم خودش بود خیلی بهتر می‌شد. متأسفانه مسأله‌ای در جامعه ما جا افتاده است که همه احساس می‌کنند فرزندان شهید شرایط خوبی دارند و غمی ندارند، همه اصول درباره آنها رعایت می‌شود و خودشان از اینکه فرزند شهید‌ند خوشحال هستند و هر کجا می‌توانند از سهمیه فرزند شهید بودنشان استفاده ‌کنند یا اینکه می‌توانند جایگاهی به‌دست آورند و... درصورتی که اصلاً این‌طور نیست و شرایط ما فرزندان شهید نسبت به سایر افراد واقعاً سخت‌تر است. بازهم می‌گویم متأسفانه ما مدام در معرض افترا و طعنه برخی هستیم، حتی اگر توانمندی داشته باشیم، اگر تحصیلات داشته باشیم، حتی اگر پیشرفتی در زندگی کنیم باز هم به ما تهمت زده می‌شود که فرزند شهیدیم و به این توجه نمی‌شود که هر کدام از ما که در جایگاهی قرار گرفته‌ایم خودمان چه توانمندی‌هایی داشتیم، تحصیلاتمان چیست، سابقه کارمان چه بوده، همین که می‌گویند آناهیتا فرزند شهید شیرودی پسِ ذهن‌شان می‌آید پس دختر شهید شیرودی است که اینجاست! خیلی‌ها بر این باورند که ما از فرزند شهید بودن و این شرایط خوشحال هستیم اما واقعاً این‌طور نیست شرایط ما خیلی شرایط سختی است من حاضر هستم دنیایم را بدهم اما یک لحظه پدرم کنارم باشد.

از مادرتان بگویید و اینکه ایشان چطور جای خالی پدر را برای شما پر کردند؟

مادرم اصفهانی است و پدرم آنجا با او آشنا شد و ازدواج کردند. بعد از ازدواج باهم به کرمانشاه رفتند. مادر من در 22 سالگی در شرایطی که یک دختر 3 ساله داشت همسرش را از دست داد و باید شرایط سختی را مدیریت می‌کرد. برای همین بعد از شهادت پدر، مادرم برگشت اصفهان. من هم تا 18 سالگی در اصفهان درس خواندم و بعد از اینکه ازدواج کردم به تهران آمدم. احساس می‌کنم زنانی که فرزندان شهید را بزرگ می‌کنند و آنها را موفق بار می‌آورند خیلی کار سختی انجام می‌دهند. خیلی سخت است که هم مادر باشی و هم پدر و شرایط جامعه را هم طوری مدیریت کنی که به بچه‌ها آسیبی نرسد.

خاطره‌‌ای از مادر درباره پدرتان شنیده اید که در این سال‌ها کمتر به آن پرداخته شده باشد؟

خاطره‌های مادرم بیشتر مربوط به زندگی مشترک و خانوادگی است؛ مادرم همیشه تعریف می‌کند که چقدر پدر در کارهای خانه کمکش می‌کرده و خیلی هوای مادرم را داشته و خیلی هم دختردوست بوده است. من نخستین فرزند بودم و پدر اسمم را از روی معبد «آناهیتا» در کرمانشاه انتخاب کرد. او خیلی روی من حساسیت داشته و مادر همیشه می‌گوید که وقتی پدرم از مأموریت برمی گشت بیشترین دغدغه‌اش این بود که زود من را ببیند و وقت اش را با من بگذراند.

با تعاریف و شناختی که از پدرتان پیدا کردید بارزترین ویژگی شهید شیرودی را چه می‌دانید و کدام خصلت او را الگوی زندگی‌تان کرده‌اید؟

ویژگی خاصی که شهید شیرودی داشت و همیشه در ذهن من ملکه شده سه خصلت یعنی حرف حق زدن، عدالت و رک گویی است که همه از آن یاد می‌کنند. شهید شیرودی برایش مهم نبود که چه شخصی مقابلش ایستاده است، چیزی که برایش مهم بود عدالت، مردم، مقابله با ظلم و ستم و مقابله با بی‌عدالتی بود. خصیصه رک گویی پدرم خیلی خیلی در من هم وجود دارد. همرزمان پدرم همیشه به من می‌گویند که نترس بودن، رک صحبت کردن به‌معنای حرف حق زدن را از پدر به ارث بردم و به این فکر نمی‌کنم که بعد از صحبت هایم برای خودم ممکن است چه اتفاقی بیفتد! خانواده پدری‌ام همین را به من می‌گویند که من خیلی راحت حرفم را می‌زنم، خیلی سعی نمی‌کنم در لفافه صحبت کنم و اگر احساس کنم جایی واقعاً در یک موردی دارد ظلم می‌شود یا جایی بی‌قانونی اتفاق می‌افتد خیلی سریع برخورد می‌کنم و به این نگاه نمی‌کنم که طرف مقابلم چه کسی با چه پست و مقامی است.

یکی از راه‌های معرفی افرادی که در 8 سال دفاع مقدس نقش پررنگی داشتند به نسل جوان، عرصه فرهنگی بخصوص سینماست، به نظر شما سینما و سینماگران دین خود را به شهدا ادا کرده‌اند؟

بله، درست است سینما عرصه خوبی برای انتقال مفاهیم است اما اگر سینماگران بتوانند واقعیات را نشان دهند نه اینکه دروغ‌پردازی کنند. متأسفانه سینمای ما سینمایی نیست که به واقعیات بپردازد و بیشتر براساس خیال‌پردازی فیلم‌هایی از زندگی افراد بخصوص شهدا می‌سازند. یعنی هر چیزی را که دوست دارند بزرگ نمایی می‌کنند و یک چیزهایی را کاملاً پنهان می‌گذارند و متأسفانه آن چیزی که هست را نشان نمی‌دهند. در صورتی که فرهنگ جنگ ما، فرهنگ دفاع مقدس ما، فرهنگ رشادت‌های شهیدان ما ،موضوعی نیست که ما بخواهیم بزرگنمایی‌اش کنیم یا چیزی نیست که ما بخواهیم تغییرش بدهیم. اگر همان را بتوانیم به صحنه بیاوریم و از خیال‌پردازی در فیلم‌ها بپرهیزیم و رشادت‌های بزرگ و واقعی هر کدام از آنها را نشان دهیم کافی است.

بهترین فیلم سینمایی یا سریالی که در حوزه دفاع مقدس در چند سال اخیر دیده اید، کدام است؟

فیلم «شوق پرواز» که درباره زندگی شهید بابایی بود. من این سریال را دوست داشتم چون خیلی به واقعیت شخصیت شهید بابایی نزدیک بود. همچنین هنرپیشه‌های خوبی هم در آن ایفای نقش کردند و توانسته بودند رشادت‌های این شهید را تا حدودی منتقل کنند. البته این مجموعه هم مشکلاتی داشت اما نسبت به فیلم‌های دیگر بهتر بود.

سریالی به نام «سیمرغ» درباره زندگی و شخصیت پدر شما هم ساخته و پخش شده است. نظرتان درباره آن چیست؟

بله این فیلم جزو نخستین فیلم‌هایی بود که درباره شهدای هوانیروز ساخته شد. اما قسمت‌هایی که مربوط به زندگی و شخصیت پدر ساخته بودند اصلاً نزدیک و شبیه به واقعیت و چیزهایی که ما از او می‌دانستیم نبود.

علاقه‌ای دارید درباره زندگی پدرتان فیلم جدیدی بر اساس واقعیاتی که خودتان می‌گویید بسازند؟

دغدغه من بیشتر راه‌اندازی سایت و بنیادی به نام پدرم است تا از این طریق بتوانیم فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی درباره شخصیت و سبک زندگی‌اش داشته باشیم.

به‌نظر شما سیره و منش شهید شیرودی و امثال او امروز چگونه می‌تواند در جامعه ادامه پیدا کند؟

شهیدان ما انسان‌های خاصی بودند که انگار همه یک زمانی آمدند و رفتند. متأسفانه ما الان دیگر کمتر از این دست آدم‌ها اطرافمان می‌بینیم. انسان‌هایی مثل شیرودی و بابایی و باکری دیگر نداریم. متأسفانه الان احترام گذاشتن به فرهنگ شهادت و احترام گذاشتن به خانواده شهدا و احترام گذاشتن به فرزندان شهدا کمرنگ شده است.ما فرهنگسازی را باید از خودمان شروع کنیم. مسئولان می‌توانند با درست رفتار کردن الگوی خوبی برای جوانان باشند. قبل از عید برنامه‌ای گذاشتیم و من و همه همکارانم رفتیم آسایشگاه «ثارالله»، وضعیت واقعاً اسفناک بود، فکر کردم وضعیت من که فرزند یک شهید ملی هستم این است وای به حال خانواده‌های شهدایی که گمنام اند! ما حتی بازمانده‌های دوران جنگ را در نمی‌یابیم، اما آنها همچنان آدم‌های متواضعی هستند و هر موقع با آنها صحبت می‌کنیم شرمنده می‌شویم. از یکی‌شان سؤال کردم چند وقت است که اینجایید؟ گفت: «خیلی نیست، 32 سال!» ما اگر نتوانیم به قهرمانان جنگ‌مان احترام بگذاریم، اگر نتوانیم به بازمانده‌های جنگ احترام بگذاریم و این فرهنگ کلاً برچیده شود به ضرر جامعه خودمان است چون ما نسلی داریم که اصلاً جنگ را ندیده و با فرهنگ ایثار و شهادت آشنایی ندارد، اصلاً دفاع مقدس نمی‌دانند چیست؟ فقط یک مواردی را برایشان گفته‌اند. شیرودی، باکری، کشوری، بابایی و... فقط چند اسم که اینها را هم خوب به آنها نشناساندند. ما هرچه بیشتر جلو می‌رویم شیرودی‌ها کمتر شناخته می‌شوند کم کم از آنها هم فقط یک اسم می‌ماند، خلبانی به نام شیرودی اما جوان‌های ما نمی‌دانند که این شیرودی چه کار کرده که الان اسمش را می‌گویند. چه رشادت‌هایی داشته، هنوز که هنوز است پدر من رکورد بالاترین پرواز جنگی جهان را دارد، هنوز که هنوز است در کشورهای اروپایی و دیگر کشورهای بزرگ جهان که صنعت‌های بزرگی هم دارند از شیرودی به‌عنوان بهترین خلبان صحبت می‌کنند اما در کشور خودمان کم کم همه چیز دارد شبیه به یک سایه می‌شود.

شما هیچ‌وقت دوست داشتید مثل پدرتان خلبان می‌شدید؟

نه زیاد، به این موضوع فکر نکردم شاید هم به خاطر اینکه پسر نبودم. شاید اگر پسر بودم علایق‌ام چیزهای دیگری می‌شد و فکرم به آن سمت هم می‌رفت.

همانطور که قبل‌تر خودتان هم اشاره کردید، جامعه گاهی انتصاب مدیریت‌های فرزندان شهدا را با توجه به شرایط می‌بینند، که این پست و مقام حاصل تلاش خودشان بوده یا اینکه مثلاً شما بواسطه دختر شهید شیرودی بودن در این جایگاه قرار گرفتید؟

در کشور ما خانم‌ها محدودیت‌های خاص خودشان را دارند که مانند یک سد آهنین بسیار بزرگ برای پست گرفتن در ارگان‌های دولتی مقابلشان قرار گرفته حال برای افرادی مثل من علاوه بر این مشکل یک عنوان فرزند شهید هم قرار دارد که کارم را بسیار سخت کرده است و احساس می‌کنم واقعاً اگر این موارد نبود جایگاهم الان خیلی بالاتر از این می‌توانست باشد. براساس اینکه فرزند شهید بودم خیلی از مواقع حقم را بهم ندادند، خیلی مواقع سعی کردم حرف نزنم و سکوت کنم و اعتراضی نکنم به خاطر اینکه فرزند شهید هستم و باید حرمت یک چیزهایی را نگه می‌داشتم، اگر در جایگاه یک فرد عادی بودم می‌توانستم بر اساس تجربیات، داشته هایم، سابقه کاری‌ام و تحصیلاتی که دارم بیشتر از الان رشد کنم. اما خیلی مواقع مجبور شدم سکوت کنم به‌خاطر پدر و اینکه شرایط خاص خودم را داشتم و اگر صحبتی می‌کردم می‌گفتند دختر شهید شیرودی است می‌خواهد سوء‌استفاده کند.

کمی از سوابق کاری و فعالیت‌هایی که تاکنون داشته‌اید بگویید؟

من 18 سال سابقه کار در وزارت ورزش و جوانان دارم و کارم را از حوزه ورزش بانوان شروع کردم. مدتی در قسمت برگزاری مسابقات بودم، یک مدت در قسمت آموزش، مدتی مسئول اداری ورزش بانوان بودم بعد از آن در امور مجلس کار کردم. من براساس سلسله مراتب بالا آمدم و اصلاً بر اساس شیرودی بودنم بالا نیامدم. چون این موضوع برایم همیشه خیلی مهم بوده این را می‌گویم، من از صفر شروع کردم حتی می‌توانم بگویم از زیر صفر و سلسله مراتب را به معنای واقعی طی کردم تا به اینجا رسیدم. این‌طور نبود که من بیایم در وزارت ورزش بگویند چون تو فرزند شیرودی هستی مدیر فلان جا می‌شوید، من چندین و چند جا به‌عنوان کارشناس کار کردم حتی خیلی زودتر از این‌ها باید پست‌های مختلف را تجربه می‌کردم اما به خاطر همین شیرودی بودنم آن مسئولیت‌ها را به من ندادند و من هم نتوانستم حرفی بزنم. از دیگر سوابق کاری‌ام این بود که در مورد امور رفاهی مشاور معاون وزیر بودم و... و بعد از آن پارسال آمدم اینجا و به‌عنوان نخستین خانم مدیر یک مجموعه ورزشی کارم را شروع کردم.

درباره شهید شیرودی یا فعالیت‌هایی که انجام می‌دهید صحبت دیگری هست که دوست داشته باشید بگویید؟

من همه تلاشم را می‌کنم که شیرودی بودنم بیشتر افتخار باشد پشت سرم نه اینکه وسیله‌ای باشد برای اینکه بخواهم در یک موقعیتی قرار بگیرم. از موقعی که من آمدم به مجموعه ورزشی شهید کشوری سعی کردم بیشتر شرایطی را ایجاد کنم برای خانم ها. همیشه از دغدغه هایم بوده که بتوانم برای پیشرفت خانم‌های جامعه‌ام یک قدم هم که شده در زمینه ورزشی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی بردارم تا آنها هم بتوانند توانمندی هایشان را بشناسند و به‌کار بگیرند تا هر کدام به سهم خود به کشور خدمت کنیم.

منبع: مرجان قندی، ایران

منبع: خبرگزاری برنا

خبر بعدی:

فشار همه جانبه به فردوسی پور برای قبول پست مدیریتی در صداوسیما و کنار رفتن از جلوی دوربین / از پایان نامه دکتری عادل تا شاکیانی که ناگهان دوباره پیدا شدند! / تصمیم حذف کجا گرفته شده؟ / تشکیک جدی در نفوذ حرف رییس رسانه ملی در صداوسیما

حذف یکی از قدیمی ترین مجریان سیمای جمهوری اسلامی از آنتن برنامه ای که 20سال است همواره عنوان پربیننده ترین را به خود اختصاص داده ، پروژه کوچکی نبود که بشود با استفاده از سکوت رسانه ای تعطیل نوروز هم از بزرگی موج خبری اش کاست.

به گزارش تابناک ورزشی، عواقب این تصمیم بحث برانگیز و خارج از عرف مدیر جوان شبکه سه که با واکنش های صورت گرفته ثابت شده است بدون هماهنگی قبلی با رییس سارمان بوده است، به سطوح مدیران سیاسی کشور رسیده است و ماجرای حذف فردوسی پور می رود تا سوژه ای برای ورود نمایندگان مجلس به این ماجرا و بررسی جوانب پشت پرده این موضوع شود.

فشارهای رو به افزایش علیه منبع تصمیم عجیب

این نوع برخورد با مجری محبوب آن هم درست چند روز بعد از کسب آرای مردمی در جشنواره سیما، دستمایه حملات تندی از سوی اپوزیسیون نظام در رسانه های خارج نشین شده است و اظهار نظر های مردمی نیز حاکی از بازخورد به شدت منفی طبقات مختلف جامعه نسبت به این حذف ناگهانی است. در این میان تقلب صورت گرفته در مکانیزم دریافت و ثبت آرای مخاطبان تلویزیون هم مورد اشاره اغلب مخالفان قرار گرفته تا با استناد به آن، به مسایل سیاسی کلان تر در کشور حمله کنند، در حالی که می شد با کمی تدبیر از وقوع چنین موج بی دلیلی، جلوگیری کرد.

علاقمندان عادل فردوسی پور نیز با هجوم به صفحه علی فروغی مدیر شبکه سوم سیما بیش از 77هزار کامنت و پیام زیر آخرین پست او گذاشته اند که اکثر قریب به اتفاق آنها انتقادی و با مضمون مخالفت به حذف مجری برنامه نود است. چنین حجمی از واکنش عمومی به یک رخداد در کمتر مورد مشابه و یا حتی کلان مملکت مشاهده شده است و نشان از ابعاد وسیع ماجرا برای متخصصان مباحث امنیت ملی دارد. همه اینها گوشه ای از پیامدهای یک تصمیم غیرکارشناسی و ضربتی است که حداقل پیش از اعمال آن، حتی همکاران شال در شبکه سه هم از آن بی اطلاع بوده اند.

کنارگذاشتن قهری فردوسی پور از اجرای برنامه نود ، طی چند روز اخیر در کنار بحران جاری شدن سیل در نوار شمالی کشور به سوژه پررنگ شبکه های اجتماعی نیز تبدیل شده و انبوه واکنش های چهره های شاخص فرهنگی، ورزشی، سیاسی و هنری را در پی داشته است که بعضا تند و تیز بوده اند و برخی نیز «تحریم صداوسیما» را به عنوان راهکاری برای مقابله با تصمیمات خودسر مطرح کرده اند.

فشار جانبی به فردوسی پور برای پذیرش حکم مدیریتی

اما گویا همه این فشارها بجای تجدیدنظر در ماجرای برکناری فردوسی پور ، دردسرهای تازه ای برای این مجری کهنه کار و تحصیلکرده سیما ایجاد کرده است. 

به نظر می رسد میدان کشمکش عادل با مدیران بالادستی از ساختمان شبکه و حتی حصارهای طویل محوطه پهناور سازمان و تپه های اطرافش فراتر رفته است و کم کم زندگی شخصی و خصوصی فردوسی پور را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. گویا همه این اتفاق ها در جهت فشار مستقیم به خود فردوسی پور است تا دست از سکوت بردارد و با گردن نهادن به تصمیم روسا ، به تغییرات عجیب چراغ سبز نشان داده و به قول خودِ عادل، فرزندش را با پست و مقام عوض کند.

این فشارها چنان پراکنده و متفاوت است که شناخت منبع آن نیاز به کار پلیسی دارد اما وقوع اینهمه حادثه همزمان علیه منافع فردوسی پور جای تردیدی باقی نمی گذارد که عادل ، حالا حالاها با این بحران ها دست و پنجه نرم خواهد کرد.

رساله دکتری عادل و انتشار نقد همزمان اساتید در رسانه ها

موضوع نخست رساله دکتری فردوسی پور در پردیس دانشگاهی فارابی قم است که ناگهان و برخلاف عرف وروال، با چندین واکنش انتقادی اساتید این دانشگاه علیه دانشجویخود در مقطع دکترا مواجه شده است. موضوع رساله عادل «طراحی و تدوین مدل برای شهرت رسانه‌ای ؛شهرت پایدار با مطالعه موردی درباره برنامه ۹۰» بود که گفته می شود با نمره ۱۸.۷۵ قبول شد اما ناگهان و «خودجوش» ایرادهایی علیه این رساله منتشر شد. رساله ای که چنین نمره ای می گیرد قاعدتا قوی و از لحاظ بار علمی پربار بوده است اما این جملات، مستقیما اعتبار علمی وی را با تردید مواجه می کند.

احسان شاه قاسمی، استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران: «رساله دکتری عادل فردوسی پور اشکالات زیادی دارد که برخی از آن‌ها قابل اصلاح نیست. در واقع می‌توان گفت: این رساله در حد مقطع کارشناسی ارشد هم نیست چه برسد به دکتری!»

حمیدرضا یزدانی، استاد داور رساله دکتری عادل فردوسی پور: «در جلسه پیش دفاع به دلیل مشکلاتی که پایان نامه داشت، داوران تاکید کردند که با این شرایط رساله غیرقابل دفاع است و به دانشجو فرصت داده شد تا اشکالات را رفع کند.»

حسین شرف الدین، دیگر استاد داور رساله دکتری عادل فردوسی پور: «در رساله این دانشجو آرا و دیدگاه اندیشمندان مختلف نقل شده بود، اما این آرا دسته بندی صحیحی نداشت که وی این موضوع را اصلاح کرد»

جالب اینکه قبل از دفاع اصلی و حدود دو ماه قبل، عادل در جلسه پیش دفاع با انتقاد اساتیدش در زمان نگارش ابتدایی پایان نامه روبرو می‌شود. او پایان‌نامه اش را ارائه می‌کند و ایراد‌هایی که به کارش گرفته می‌شود تقریبا همین‌هایی بوده که منتشر شده اند. عادل هم در این مدت همه این ایرادها را برطرف کرده و مشخص نیست چرا در این مقطع دوباره همین نقدها رسانه ای شده و مورد تاکید قرار گرفته اند؟!

بازگشت شاکیان قبلی برنامه نود این بار علیه شخص عادل

طبیعی است که در برنامه انتقادی همچون نود، دهها و شاید صدها چهره مورد نقد و بعضا افشاگری قرار گیرند و نسبت به حقوق خود معترض باشند. طی سالیان طولانی پخش نود هم این اتفاق افتاده است و دهها مدیر و بازیکن و مربی و دلال و داور و رشوه دهنده و رشوه گیرنده و تبانی کننده و ...  از آنچه روی آنتن رفته شاکی شده اند و حتی برخی از آنها به دستگاه قضایی شکایت برده اند.

حالا شنیده می شود که پرونده بسیاری از این شاکیان سابق که به دلایلی موضوع شکایت شان مسکوت مانده بود و یا از پیگیری دست کشیده بودند، دوباره به جریان افتاده است. در سالهای اخیر مواردی همچون پرونده رییس هیات فوتبال قم با ماجرای دریافت پول از برخی بازیکنان رده های پایه و باشگاه صبا و حتی مورد تصاحب ماشین اهدایی فدراسیون به هیات فوتبال قم در برنامه نود پخش شده که هیچگاه جواب منطقی به آن داده نشد. موردهای متعدد مدارس فوتبال و اخاذی از بازیکنان و حتی گزارش جنجالی مرگ دو بازیکن نوجوان در گرجستان هم بوده اند که مدام پای فردوسی پور را به دادگاه کشانده است.

حتی کار به جایی کشیده که دو سه فرد معروف به جادو و جنبل در فوتبال نیز علیه عادل گارد گرفته اند و می خواهند برای احقاق حق خود شکایت کنند و عادل را به راهروهای دادگاه بکشانند! در این هجمه تازه ، دلال هایی هم هستند که نتایج بازی ها را تغییر داده اند و یا برای انتقال بازیکن بنجل به تیمهای سرشناس، از بیت المال هزاران دلار به جیب زده اند. آنها نیز در صف شاکیان فردوسی پور هستند که در کمال ناباوری می خواهند حالا که عادل از زیر چتر حمایتی سازمان صداوسیما خارج شده، شکایت های خود را پیگیری کنند.

مطالب هماهنگ چند خبرگزاری و رسانه مشخص علیه مجری مطرود

در حالی که اغلب سایت های خبری در کنار صفحات پربیننده سلبریتی های ورزشی و هنری، مخالف رویه عجیب مدیر شبکه سه هستند، اما چند رسانه رسمی و خبرگزاری خاص وابسته به برخی نهادها هم هستند که در مخالفت با عادل فردوسی پور و تایید تصمیم فروغی، پای خود را پدال گاز فشرده اند و پیاپی گزارش هایی در نقد فردوسی پور منتشر می کنند. جان کلام اغلب آنها هم ساختارشکنی عادل و خارج زدن او از چارچوب مناسبات سازمانی است. آنها معتقدند عادل در تشکیلات شبه دولتی صداوسیما، تکروی می کند و در چارت نمی گنجد. او را متهم به خودمختاری و بی توجهی به دستورات مقامات بالاتر می  خوانند و در این میان مصاحبه مربیان منتقد او را نیز منتشر می کنند که معایب اجرای برنامه توسط فردوسی پور را برشمارند.

تیر خلاص از قلم علی مطهری به نقشه حذف فردوسی پور

بدون تردید مهمترین واکنش از شب حذف آخرین برنامه نود سال از کنداکتور شبکه سه تا امروز متعلق به علی مطهری است که زوایای متعددی را روشن می کند. نایب رییس مجلس در یک پیام کوتاه ، غیر از دزدانه و مستبدانه خواندن تصمیم برکناری فردوسی پور، بر اتخاذ این تصمیم از سوی مراجع بیرون از سازمان صداوسیما تاکید داشت که ارزشی برای رای مردم قائل نیست. نکته مهم پیام مطهری به جایی بر می گردد که او علی عسکری را در این ماجرا بی اختیار دانسته و خبر از ورود مجلس به کاجرا می دهد! پرسش مهم اینجاست که اگر رییس سازمان صداوسیما که مستقیما منصوب مقام رهبری است بر امورات داخلی سازمان متبوعش تسلط و قدرت تاثیر ندارد، چه گروه یا فردی در سایه چنین اختیار یا نقشی را ایفا می کند؟ او در پی شناسایی جایی است که این تصمیم از آنجا منبعث شده و می خواهد پای خانه ملت را برای بررسی بیشتر ماجرا به جام جم باز کند.

نویسنده : مجید کوهستانی

سیل در شیراز؛ ١٩ کشته و ده‎ها نفر مصدوم شدند| بیش از ۱۰۰ خودرو‌ گرفتار در سیل+فیلم و عکس

سیل در شیراز؛ ١٩ کشته و ده‎ها نفر مصدوم شدند| ۱۰۰ خودرو‌ گرفتار در سیل+فیلم و عکس

هشدار سونامی در بوشهر + فیلم

کلیدواژه: پدر جنگ خانواده رشد هشت سال دفاع مقدس

منبع این خبر، وبسایت www.borna.news است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۱۹۱۵۸۵۲۱ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • ۴ دلیل اصالت نامه«عزل» منتظری/وقتی اشک در چشمان رهبرانقلاب جمع شد
  • عکس های مدلینگ و زیبای بهاری الهام طهموری بازیگر سریال پدر
  • طلاق در دوران عقد،تبعات و راه‌های کنار آمدن با آن
  • عابدزاده: برای رسیدن به خواسته هایم سخت تلاش کردم
  • باید به گونه‌ای با دشمنان حرف زد که سفره فتنه‌های خود را جمع کنند
  • «زندانی ها» ساده با مخاطب حرف می‌زند/ در فیلم جدید ده نمکی دوربین روی دست کمتر استفاده شد
  • فغانی: قطعا ازایران می روم، مردش هستید داور خارجی بیاورید
  • دیوار ساحلی شهر پلدختر درخطر تخریب است؛ آب‌گرفتگی منازل مسکونی
  • سه روش آسان باز کردن سر حرف در هر مکانی
  • فغانی: مردش هستید داور خارجی بیاورید
  • زوج‌های افسانه‌ای دنیای فوتبال؛ ژاوی و اینیستا، دو نابغه‌ای که نیازی به حرف زدن در زمین نداشتند
  • سیلی امواج بر در و دیوار آق قلا
  • دچار بدترین نوع سیاست‌زدگی هستیم
  • قلعه‌نویی: دربی اصفهان هم مثل دربی تهران مهم است/ نایب قهرمانی‌ام با ذوب آهن به اندازه قهرمانی ارزش داشت/ 10 سال است حرف دل مردم را می‌زنم
  • نکاتی کلیدی درباره چیدمان قاب‌های دیواری
  • تخت جمشید جای بازی نیست
  • دیوار کشی مجتمع ورزشی شریعتی قلعه تل
  • «واسونک» رستاک / «رو در و دیوار این شهر» محمد زارع / «سولو شنگ» وو تنگ / «ارواح طبیعت» لئو روخاس / تهران در 1333 / بزرگ‌ترین الماس بی‌‌نقص جهان
  • پدر شهید سید محمد عقیلی به فرزند شهیدش پیوست