به گزارش پارس نیوز، 

رامبد جوان بار دیگر همراه با مهمانان پرشور برنامه خندوانه از شبکه نسیم مهمان خانه های مردم شد.

در این قسمت از برنامه کلیپی از بازدید رامبد جوان و عوامل خندوانه از شهر تبریز که به تازگی پایتخت گردشگری ایران در فصل تابستان معرفی شده است، پخش شد.

در ادامه رامبد جوان در صحبت های خود از مردم درخواست کرد که در طرح آزادسازی زندانیان بی گناه مشارکت کنند و ضمن اشاره به حواشی موجود گفت: اگر کسی مارا متهم نکند با جمعی از هموطنان عزیزمان قصد کمک به زندانی های بی گناه را داریم.

پس از این امیرکربلایی زاده برای اجرای استندآپ کمدی بر روی صحنه آمد.

کربلایی زاده با صحبت های طنزآمیز خود روسای جمهور را یار دوازدهم در بازی های جام جهانی معرفی کرد و گفت: پاقدم روسای جمهور در برد و باخت هر تیم متفاوت است. با حضور برخی از روسای جمهور ،تیم با اختلاف دو گل جلو می افتد و بعضی مواقع هم تیم ،بازی در حال بُرد را با 28 گل خورده می بازد.

وی در ادامه به واکنش سرمربیان تیم ها در کنار زمین اشاره کرد و درباره بازیکنان اظهار داشت: در جام جهانی چهره بازیکنان تغییر می کند، واکنش هایشان پس از گل زنی هم صورت های مختلف دارد که کاشت و برداشت، خواباندن بچه و تیراندازی چند نمونه از آن است.

کربلایی زاده در پایان استندآپ خود از کسانی که با برگزاری جام جهانی برای چند روز هم که شده دل کودکان نیازمند، کودکان کار و کودکانی که زیر بمب های شیمیایی قرار دارند را خوشحال می کنند، تشکر کرد.

در ادامه رامبد جوان درباره برنامه قاچ که از شنبه تا سه شنبه پخش می شود، توضیح داد: در این برنامه نوجوانان می توانند بازی های جام جهانی حتی بازی های فینال را گزارش کنند.

در ادامه نازنین بیاتی بازیگر سینما و تلویزیون به جمع خندوانه ای ها پیوست.

وی درباره فعالیت های بازیگری خود گفت: در حال حاضر 28 ساله هستم. از سال 1390 بازیگری را آغاز کردم و در این 7 سال بازی در 10 فیلم، یک تئاتر و برگزاری یک نمایشگاه نقاشی در کارنامه هنری من ثبت شده است.

بازیگر فیلم آینه بغل افزود: چند وقت است که مشغول دورخوانی فیلمنامه ای با کارگردانی علی هاشمی هستم. در این فیلم با مهدی هاشمی همبازی می شوم.

نازنین بیاتی در ادامه گفت:افسوس می خورم که هرگز نتوانستم با خسرو شکیبایی همبازی شوم.

بیاتی 3 ویژگی مهربانی، دست و دل بازی و ترس از ناراحت کردن دیگران را به عنوان ویژگی های اصلی در رفتار خود برشمرد و گفت: از همینجا از پدر و مادرم بابت کارهایی که پنهان از آنها انجام داده ام، عذرخواهی می کنم.

وی در تعریف یکی از کارهای پنهانی خود گفت: یک بار در امتحان املاء نمره یک گرفتم و به دلیل اینکه جرات نداشتم به مادرم نشان دهم خودم به جای مادرم برگه املاء را امضا کردم.

در ادامه جناب خان نیز به خندوانه آمد.

وی یک کیف مدرسه ای، مداد رنگی و یک لقمه نان و سبزی به نازنین بیاتی هدیه داد و گفت: عموجان سرگرم فیلم ها که می شوی از درس هایت غافل نشو.

جناب خان نیز به پیروی از بیاتی، خاطره پنهانی خود را تعریف کرد که در این خاطره خراب کاری خود در خواب را گردن بهنام دوستش انداخته بود و بابت آن از بهنام و عمه سخدر عذرخواهی کرد.

سپس رامبد جوان یک قرآن ترجمه صریح حجت الاسلام و المسلمین قرائتی و لوح خندوانه را به نازنین بیاتی تقدیم کرد.


انتهای پیام/

منبع: پارس نیوز

خبر بعدی:

کندوکاوی در سرآغاز پیدایش نشانه‌های خودشیفتگی در تئاتر دیروز و امروز ما

فهمیدن اینکه جناب چرمشیر از نگارش مقاله مورد بحث ما یعنی «بیضایی ناشناخته» در آن زمان چه هدفی را دنبال می‌‌کرده است به همین سادگی‌ها و به صرف یک خوانش سطحی و گذرا هم میسور نیست. ۲۵ دی ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۷ فرهنگی تلویزیون ، سینما و تئاتر نظرات - اخبار فرهنگی -

باشگاه خبرنگاران پویا - صمد چینی‌فروشان (عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران)

چندی پیش محمد چرمشیر در یک نشست از وضعیت نمایشنامه‌نویسی ایران گلایه کرد. او با اشاره به آثار خوانده شده در بخش نمایشنامه‌نویسی تئاتر فجر، شرایط نمایشنامه‌نویسی را بد توصیف کرد. این گفته‌های چرمشیر اما موجوب باز شدن مباحث دیگر و کاوش تاریخ شد. از جمله خوانده شدن مجدد مقاله‌ای که او 10 سال پیش نگاشته بود. از همین رو صحبت‌ها درباره نگاه چرمشیر به جهان درام داغ می‌شود. این یادداشت پاسخی است به مقاله «بیضایی ناشناخته» محمد چرمشیر که در زمستان 1386، در شماره 2 مجله سیمیا منتشر شده است. شما می‌توانید متن کامل مقاله محمد چرمشیر را اینجا بخوانید.

***

نمی‌دانم از اینکه یک دهه در تحلیل و بررسی مقاله مورد بحث جناب چرمشیر تاخیر داشته‌ام باید از محضر خوانندگان عذرخواهی کنم یا نه؛ اما این را خوب می‌دانم که برای بیان حقیقت هیچ زمانی دیر نیست و روشنگری و نقد در هر زمانی که واقع شود ثواب است و راهگشا و گمان می‌کنم که اهل فن نیز در این مفهوم با من هم‌رای و هم‌نظر باشند.

اما شک نداشته باشید فهمیدن اینکه جناب چرمشیر از نگارش مقاله مورد بحث ما یعنی «بیضایی ناشناخته» در آن زمان چه هدفی را دنبال  می‌‌کرده است به همین سادگی‌ها و به صرف یک خوانش سطحی و گذرا هم میسور نیست و این مهم نیازمند مقدار قابل‌توجه‌ای دقت در اجزا و موشکافی در جوارح و تحلیل داده‌های پراکنده متن است و تنها در سایه چنین رویکردی است که ممکن است شمای خواننده هم مثل من، از پس‌پرده پرتزئین مدعی تکریم و  احترام به استاد بیضایی، متوجه نه فقط انبوهی از توهین‌های آشکار و بی‌تعارف به منتقدان و پژوهندگان آن روزگار- که اتفاقاً طلایی‌ترین روزگار تئاتر و نقد و حتی پژوهش تئاتر طی چهار دهه اخیر بوده است-؛ بلکه نوعی تلاش برای اعتبارزدایی از  بهرام بیضایی در برابر مغلطه به اصطلاح «گفتمان امروز» تئاتر شوید. در نقد و گله‌گذاری تند چرمشیر، از رفتار و کردار اهالی تئاتر، از هنرمند - البته غیر از حمید امجد و محمد رحمانیان- گرفته تا پژوهشگر و منتقد در قبال بیضایی، با کلی‌گویی‌های  بی‌‌اساس و اثبات نشده‌ای مواجه می‌شویم که در تمام آنها، بدون ارائه کوچکترین سند یا نمونه مستدلی، همه -از سیاسیون تندرو ضدبیضایی و به طور کلی ضدتئاتر گرفته  تا  صاحب‌نظران و رهروان یا به قول ایشان مقلدان بیضایی همه به یک چوب رانده می‌شوند و بی‌تعارف، همه غیر از دو نام برده فوق، گمراهان نادان و بی‌مایه‌ای معرفی می‌گردند که هیچ درکی نه فقط از بیضایی که از به قول ایشان:«گفتمان! امروز» تئاتر ایران هم ندارند.  اگر در مناسبات معنایی میان کلی‌گویی‌های انتقادی و مثال‌های عینی ارائه شده هم  دقت کنیم، متوجه وجود ایده مهمتری در پس نگارش متن مبنی بر  به سر رسیدن دوران بیضایی خواهیم شد و اینکه همه طرفداران یا علاقه‌مندان بیضایی - البته غیر از شاگردان ادعایی بیضایی یعنی  امجد و رحمانیان (که بیضایی حداقل یک بار مستقیماً در گفتگویی با خود من به طور جد آن را مردود دانسته است)  -  مشتی مقلد بی‌مایه بیش نبوده و نیستند  و اینکه در دورانی که ما به سر می‌بریم، علاوه بر درک محدودی که همگان-  غیر از رحمانیان و امجد- از آثار بیضایی دارند، خود  این آثار دیگر به لحاظ  فرم و میزانسن، چیز بدیع و تازه‌ای برای ما ندارند و  روزگارشان سپری شده است. ببینید:

« از آنجایی که همیشه او را از یک منظر و با یک ایده دائمی و مسلط خوانش کرده‌ایم» چه با تقلیدهای دست چندم و «چه آن زمان که به زبان گفتمان امروز(!!! - تاکید از بنده است) از او عبور کرده‌ایم» - البته بی‌آنکه برای خواننده ماهیت این گفتمان را معلوم بدارند - همیشه «یک نگاه... تکراری را در آثار او دنبال کرده‌ایم... نگاه به صاحب اثر به جای خود اثر.»

و بازهم بدون آنکه منظورشان را «از نگاه به صاحب اثر» به خواننده تفهیم کرده باشند نتیجه می‌گیرند  که پس  «اگر بیضایی همان باشد» که ما در ترسیم سیمایش «گوی سبقت از هم می‌رباییم»، - باز هم بی‌آنکه بکوشند سیمای واقعی بیضایی مورد نظرشان را برای خواننده ترسیم کنند - فتوای نهایی را چنین  صادر می‌کنند: پس بیضایی «چهره در خوری نیست... نویسنده‌ای است با اندیشه‌ای از پیش خوانده شده که ترفندهای فرمی نه چندان بدیعش دیگر محلی از توجه و دقت ندارد»  و بازهم بی‌آنکه پیشنهادی برای بهتر دیدن بیضایی به خواننده ارائه داده باشند، با ضمیمه کردن یک سند به ظاهر عینی اما کاملاً مجهول، این همانی ذیل را به ما تحمیل می‌کنند :«یعنی همان کلامی که گاه در مجامع خصوصی، (و) هم در پچپچه‌های در گوشی شنیده می‌شود.»

یا منابعی یا نمونه‌های خوانشی یا اجرایی چنین ادعایی و حکمی صادر کرده‌ بوده؟ و اصلاً اگر ممکن است بفرمایند آن خوانش مطلوب ایشان از بیضایی کدام است و چیست، چه ماهیتی باید داشته باشد و لطف کنند و نام مقلدان و مدیحه‌‌سرایان سخیف بیضایی لااقل در محدوده زمانی نگارش متنشان را آشکارا بیان کنند و خوانش‌های تکراری را که صرفاً «بر وجوهی کلیشه‌ای و خاص از آثار بیضایی تأکید داشته‌اند» نام ببرند و بگویند منظورشان از «صرفاً بازیافت همان نگاه همیشگی و تکراری از آثار بیضایی» چه بوده است؟ و بفرمایند  وقتی می‌گویند «ما فقط با ورق‌های او به نفع خودمان بازی می‌کنیم» منظورشان واقعاً چیست یا چه کسانی است و اسنادی ارائه کنند تا حداقل با مرورشان بتوانیم به کنه نیات و مقاصد روشنگرانه متنشان پی ببریم.

به علاوه لطف کنتد و بفرمایند که طرف خطابشان در جمله «نگاه صاحب اثر به جای خود اثر» در زمینه نقد و تحلیل آثار بیضایی چه کس یا چه کسانی هستند؟ و اینکه اگر باور دارند که همه متن‌های نوشته شده  درباره بیضایی، چهره او را مخدوش کرده‌اند، چرا خودشان تا آن زمان که هیچ حداقل از آن به بعد هیچ قدمی برای اصلاح آن  روندهای مخرب برنداشته و با اشرافی که داشته‌اند، نه پیشتر حداقل از آن به بعد، چرا هیچ تلاشی برای رفع آن نکرده و نمی‌کنند؟

و آیا در فقدان چنین دانشی درست است که بی‌آنکه چهره درخور بیضایی را معلوم کنید بفرمایید:  «اگر بیضایی همان است پس چهره درخوری نیست» و نیز لطفاً بفرمایند در کدام «مجامع خصوصی» که ما از آن ها بی‌خبر بوده‌ایم و ایشان در آنها رفت‌و‌آمد داشته‌اند «پچپچه‌هایی از ترفندهای فرمی دیگر نه چندان بدیع بیضایی» به گوش می‌رسیده یا هنوز هم می رسد و پچپچه‌گران چه کسانی بوده یا هستند که ادعا می‌کرده یا هنوزهم می‌کنند که بیش از این  دیگر ترفندهای بیضایی «محلی از توجه و دقت ندارند» و دیگر لابد دورانش به سر رسیده است.

و آیا اینان همان آغازگران  «اشکال پست مدرن» و بدیعی نبوده‌اند که این روزها باعنوان دراماتورژ و خوانشگر و اقتباسگر فرامدرن صحنه‌های تئاتر ما را به دست گرفته‌اند و نمایشنامه‌نویسی ملی ما را از اعتبار انداخته‌اند!!؟

آیا می‌توانند نام چندتن از کنشگرانی را که «تنها برای ارضای حس قهرمان‌طلبی خود» از بیضایی دفاع می کردند بیاورید و روشنگری بیشتری بفرمایید.. تا بدانیم از میان تئاتری‌ها، کسانی که بیضایی را جوانمرگ کرده‌اند و او را «کهنه‌اندیشی از روزگاران سپری شده» نشان داده‌اند کیانند؟ و ممکن است آیا برای ما منتقدان کم سوادی که دوغ را از دوشاب تمیز نمی دهقم و شاید به همین دلیل هم بر آثار دراماتورژیک و اقتباسی ایشان نقدهای جدی داشتیم و داریم بفرمایند واقعاً کدام خوانشی می‌تواند آثار بیضایی را به درستی برای ما مفهوم گرداند؟

اگر چه در رد کلیت مدعیات قابل  تردید جناب چرمشیر صرف اشاره به حجم پرشمار پژوهش های دانشگاهی و مقالات  منتشر شده در نشریات به ویژه طی دو دهه 80 و سایت‌ها و نشریات دهه 90 کفایت خواهد کرد؛ اما با همه این احوال، بی‌راه نخواهد بود اگر از جناب چرمشیر استدعا کنیم حداقل امروز  در خصوص پژوهش‌ها و نقدها و تفسیرهای نازل آثار بیضایی دوران مورد نظرشان و «تقلیدهای»  به قول ایشان «بی‌ارزش» عاشقان پروپا قرص بیضایی و یگانگی یا یکسانی عملکرد اینها با مخالفین یا منتقدان بی‌چون و چرای بیضایی، حداقل نمونه‌هایی شفاف ارائه کنند.

باید از ایشان خواسته شود معلوم کنند منظورشان از گفتمان تئاتری دوران ما!!!  واقعاً چه بوده است؟؟ کدام گفتمان در تئاتر  آن روز ما رایج بوده است که ما از آن بی خبر مانده‌ایم!!؟

باید از جنابشان خواسته شود بگویند که منظورشان از اینکه همه ما از یک منظر و با یک ایده دائمی و مسلط آثار بیضایی را خوانش کرده‌ایم چیست؟ و بر اساس کدام منبع یا منابعی چنین حکمی صادر نموده اند؟ و اصلن خوانش مطلوب ایشان از بیضایی چیست و لطف کنند اسامی مقلدان و مدیحه‌سرایان سخیف بیضایی تا آن زمان را ذکر بفرمایند و خوانش های تکراری را که صرفاً «بر وجوهی کلیشه‌ای و خاص از آثاربیضایی تاکید داشته‌اند» نام ببرند و بگویند منظورشان از «صرف بازیافت همان نگاه همیشگی و تکراری از آثار بیضایی» چه بوده است؟ و بفرمایند وقتی می‌گویند «ما فقط با ورق‌های او به نفع خودمان بازی می‌کنیم» منظورشان چه کسانی هستند و اسنادشان در زمینه کدام است؟ و بفرمایند طرف خطابشان در جمله «نگاه صاحب اثر به جای خود اثر» در زمینه ی نقد و تحلیل آثار بیضایی چه کس یا کسانی هستند؟ و اینکه اگرباور دارند که همه متن‌های نوشته شده دراره ی بیضایی چهره او را مخدوش کرده‌اند چرا خودشان هیچ قدمی حتی تا به امروز برای اصلاح برنداشته‌اند. چرا هیچ تلاشی برای رفع آن نکرده‌اند و نمی‌کنند؟

و آیا در فقدان به قول خودشان آشکار چنین دانشی درست است که بگوییم که «اگر بیضایی همان است پس چهره درخوری نیست» و نیز لطفاً بفرمایند آن «مجامع خصوصی» که ما از وجودشان بی‌خبریم و ایشان در آنها رفت و آمد دارند و در آنها پچپچه‌هایی از «ترفندهای فرمی دیگر نه چندان بدیع بیضایی» به گوش می‌رسد و مدعی‌اند که که دیگر ترفندهای بیضایی محلی از توجه و دقت ندارد و  لابد دورانشان به سر رسیده چه کسانی هستند و پاسخ ایشان به آنها چه بوده است؟ و آیا اینان همان خالقان «اشکال پست‌مدرن» و بدیع مورد ادعای ایشان بر صحنه‌های ما و دراماتورژها و خوانشگران فرامدرن صحنه‌های تئاتر ما نیستند؟

و آیا هیچ نمونه معتبر  قابل استنادی در این زمینه طی چهل سال اخیر سراغ نداشته‌اند که تا این حد عرصه را خالی و پر واهمه دیده‌اند؟ و به راستی چه فرقی میان کلاغ‌های بیضایی و خاطرات هنرپیشه او و مجلس سنمار و مجلس شبیه و... وجود دارد که ایشان می‌دانند و ما ندانسته‌ایم؟؟ و آیا منظورشان این نیست که همین تمیزندهندگان میان بیضایی دوره‌های مختلف‌اند که ارزش واقعی آثار ایشان را درک نمی‌توانند بکنند و غیره و غیره.

آیا واقعاً همه تفسیرها و تحلیل‌ها و نقدهای مربوط به آثار بیضایی را تا به امروز خوانده‌اند؟ مثلاً نقدهای مربوط به نمایش مجلس شبیه... را به تمامی در آن زمان خوانده‌اند که این چنین احکام کلی در مورد نقد و منتقد و جوانمرگ‌شدن بیضایی صادر می‌فرمایند؟

فقط یک دلیل انتقادی جدی در مورد مثلاً  جناب رحمانیان که برخلاف گفته جناب چرمشیر روش تئاترپردازیشان کاملاً در تضاد  با روش،  ذهنیت  و جهان تئاتری بیضایی قرار می گیرد، تاکیدشان بر فضاهای سنتی ایرانی و خلق  آشکارا  تظاهرآمیز این گونه فضاها در متن و اجراست. دقت کنید در اکثر آثار نمایشی به اصطلاح ایرانی امجد و رحمانیان، در ارتباط با جامعه و حتی جنبش‌های پنهان زنان ایرانی در دوران قاجار ، نه با انسان یا انسان ایرانی به طور کلی؛ بلکه با انسان و جامعه سنت‌زده و فضاهای کاملاً کهنه‌ای طرف هستیم که بیضایی همیشه در آثارش از آنها دوری جسته  و بعضاً نیز مورد پرهیز روشنفکران تئاتری و هنرمندان تحول‌خواه بوده است.

انتهای پیام/

R1369/P1439/S4,34/CT4 واژه های کاربردی مرتبط تئاتر

رئیس بنیاد مستضعفان: ماهیانه ۱۸ میلیون تومان حقوق دریافت می‌کنم| در بنیاد مستضعفان کمتر از ۳ میلیون حقوق دریافت نمی‌کنند| مراکز تفریحی خود را همچنان توسعه می‌دهیم، هم فایده اقتصادی دارد و هم برای مردم مفید است+فیلم

وزیر ارتباطات: ماهواره «پیام» در مدار قرار نگرفت| ماهواره "دوستی" در انتظار حضور در مدار+فیلم

محمد جواد شمس صدام ایران صبح امروز اعدام شد + فیلم اعدام

کلیدواژه: جام جهانی کودکان بازی تیراندازی جام جهانی خواب کودکان مهدی هاشمی پارس پارس نیوز

منبع این خبر، وبسایت www.parsnews.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۱۹۵۲۹۸۷۵ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • بیاتی نیا: ایران برابر عراق هجومی بازی می کند
  • جشنواره ملی حاتم (حمایت از تولید ملی) برگزار شد
  • بودجه 98 ریاضتی نیست
  • گافی که رامبد جوان در برنامه «خندوانه» داد
  • مهران مدیری تا آخر عمر بدهکار من است!
  • بیاتی‌نیا: یک عکس از آخرین قهرمانی تیم ملی در پک نیست!
  • کلاشنیکف طلائی هدیه شاهزاده سعودی به عمران خان +تصویر
  • عموم خاطره‌نگاران دفاع مقدس از حق‌التألیف خود راضی نیستند
  • کمدین معروف خندوانه در کویر +عکس
  • ضرابی‌زاده: عموم خاطره‌نگاران دفاع مقدس از حق‌التألیف خود راضی نیستند
  • سوتی رامبد جوان در «خندوانه»/عکس
  • فراموشی مصلحتی عمران خان در مورد ایران؟!
  • بزرگترین رویداد صنعتی و اقتصادی کشور با عنوان جشنواره ملی حاتم
  • سرپرست اداره کل امور مالی دانشگاه آزاد اسلامی منصوب شد
  • شب خاطره مصطفای انقلاب؛ روایت شهید اهل تسنن که شیفته اهل بیت(ع) بود
  • فراموشی مصلحتی «عمران خان» در مورد ایران؟! / عربستان و امارات چگونه در حال جذب نخست وزیر پاکستان اند؟
  • گاف رامبد جوان در برنامه «خندوانه» +عکس
  • لنگراندازی جناب بیماری
  • خانوم های بازیگر در کنسرت بهنام بانی/از بهاره افشاری تا نازنین بیاتی