به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر یادداشتی از ناصر فکوهی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران در مورد فیلم گاو است که به مناسبت درگذشت عزت الله انتظامی منتشر شده است.

دهه ۱۳۴۰ یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ ایران از لحاظ  چرخشی بزرگی به حساب می‌آید که جامعه ایرانی با تجربه‌ای ناخودآگاه، اما با پی‌آمدهای سخت از سر می‌گذراند. افزایش درآمدهای نفتی که از ابتدای دهه  پیشین آغاز شده اند، در این دهه  و آغاز دهه بعدی به اوج خود می‌رسد و رژیم سیاسی‌ای که با کودتای ۲۸ مرداد در اوایل دهه ۱۳۳۰ بار دیگر محمد رضا پهلوی را بر سر کار آورده است، در کمتر از ده سال از او یک دیکتاتور نظامی  بسیار سنت‌گرا اما در عین حال با توهمات خود بزرگ‌بینی و متمایل به «جهانی شدن» می‌سازد؛ به گونه‌ای که در دهه ۱۳۴۰ و به دنبال شکست تلاش برای یک دموکراتیزاسیون کم‌رنگ، از یک سو شاهد اوج گرفتن یک دیکتاتوری نظامی مبتنی بر  بدترین اشکال سنت‌گرایی هستیم و از سوی دیگر و هم زمان با آن شاهد  نوعی رشد جامعه مدنی و تمایلات آوانگاردیستی در هنر و ادبیات و در مقاومت‌های روشنفکرانه. 

این مقاومت‌ها برغم آنکه از منابعی بسیار متفاوت و حتی متضاد با یکدیگر انجام می‌گیرند در یک  امر با یکدیگر شریک هستند و آن پنداره‌ای بسیار آشنا در  ذهنیت جوامع انسانی که خود را تا اندازه‌ای در زبان میرچیا الیاده در  اسطوره «بازگشت ابدی» می‌یابد. اما از آن آشناتر می‌توان، همین اسطوره را در تصویر «گذشته طلایی از دست رفته» در مفهوم روسویی آن  بازیافت: معصومیتی از دست‌رفته و همزاد با دوران کودکی بی‌گناهانه و زیبا و رویاانگیز و گذاری به دوران بلوغ با تمام زشتی‌های واقع‌گرایانه‌اش که کودکی و نوجوانی را به نابودی می‌کشاند و فدای الزامات سودجویانه می‌کند. این اسطوره در همان دوران به اشکال مختلف و از زبان‌های گوناگون مطرح بود. 

حال اگر خود را در حوزه روشنفکری و هنر محدود کنیم و در این حوزه نیز صرفا به چند مثال بسنده نمائیم، شاید بتوانیم شروع این پدیده را در انتشار کتاب «غربزدگی» آل احمد بدانیم که در ۱۳۴۱ نوشته و یکی دو سال بعد منتشر شد. آل احمد (۱۳۴۸-۱۳۰۲) در این زمان ۳۷ ساله بود، تجربه‌ای مبارزاتی و گذار از اتوپیایی چپ را پشت سر خود داشت که وی را در نهایت و شاید از سر استیصال، به «بازگشت به خویشتن» ی رساند که در آن با یکی از نخستین اشکال بیگانه ترسی(xenophobia) این دهه روبرو می‌شویم: «بلوری‌ها»‌ی او، «غربیان»‌ی هستند که  جز شناختی سطحی و متناقض از آنها ندارد: از یک طرف چنان شیقته غرب است که بیگانه کامو (۱۳۲۸)، دست‌های آلوده سارتر (۱۳۳۱) و مانده‌های زمینی ژید (۱۳۴۳) را ترجمه می‌کند و «سفر آمریکا» را می‌نویسد. اما از سوی دیگر در «سفر روس» و «غربزدگی» ( آنچه پس از در گذشتش با عنوان «در خدمت و خیانت روشنفکران»» منتشر می‌شود) با نوعی پیمانی نسبت به گذشته‌اش، «دشمن» خود و جامعه‌اش را در «بیگانگان» ی می‌بیند که به سرقت «فرهنگ» زادبومش آمده‌اند و خود را در قالب «روشنفکران غرب‌زده» نشان می‌دهند. تجربه چندین کار میدانی از جمله  در یتیم خلیج (۱۳۳۲)، تات نشینان بلوک زهرا(۱۳۳۷) و اورازان(۱۳۳۳) نیز او را در حقانیتش در نگونبختی مردمان این سرزمین به دلیل یورش این بیگانگان  متقاعدتر می‌کند. 

باز هم در اوایل همین دهه (۱۳۴۳)است که «حسینیه ارشاد» به مثابه یک مرکز جدید تبلیغات دینی در چارچوبی «مدرن» تاسیس می‌شود و  از اواخر همین دهه سخنرانی‌های جوان روشنفکری‌، متاثر از  اندیشه غربی و در عین حال وابسته و پایبند به فرهنگ  بومی و اسلامی کشورش، جوانی تازه از فرنگ برگشته یعنی علی شریعتی آغاز می‌شود. شریعتی (۱۳۱۲-۱۳۵۶) نیز، هنگامی که سخنرانی‌های انتقادی و شدید خود را علیه نظام حاکم با تاکید بر یک اسلام مبارز آغاز کرد ۵ ، ۶ سالی بیش نبود که از پاریس بازگشته و ۳۶ ساله بود. او در فرانسه در آن  واحد از چپ فرانسه و از نهضت مقاومت الجزایر و از مبارزان ضد رژیم شاه تاثیر پذیرفته و  تحصیلات ادبی خود را به طور کامل در اختیار ساختن نظریه ای اتوپیایی- سیاسی  و ادبی  از اسلام کرد که پیش از آنکه بتواند آن را به پختگی برساند، در گذشت. سخنرانی‌های شریعتی  چند سالی بیشتر به طول نکشید و با واکنش شدید رژیم روبرو شد که او را به زندگی مخفی  و سرانجام تبعید واداشته و در همین تبعید بود که وی بدون آنکه شاهد پی‌آمد اندیشه‌هایش در انقلاب اسلامی باشد، جهان را ترک کرد.

این در حالی بود که در همین سال ۱۳۴۳، در همان ایامی که دانشگاه‌های آمریکایی یکی پس از دیگری به محمد رضا شاه دکترای افتخاری می‌دادند و در ایران الگویی از یک کشور مدرن آتی را می‌دیدند، شاه به شدت با مردم و سنت‌های آنها درگیر شده بود و امام خمینی در همین زمان، پس از سال‌ها مبارزه با رژیم، تبعید شد.

باز هم در دهه ۱۳۴۰ بود، که داریوش مهرجویی (متولد ۱۳۱۸) پس از تحصیلات در رشته فلسفه از آمریکا به ایران بازگشت (۱۳۴۴) و بعد از ساختن یک فیلم تجاری، فیلم «گاو» را در ۱۳۴۸ هنگامی که ۳۰ سال بیشتر نداشت؛ ساخت. فیلم بر اساس داستانی از کتاب عزاداران بیل نوشته غلامحسین ساعدی (۱۳۱۴-۱۳۶۴) ساخته می‌شود که ۵ سال پیش از آن منتشر شده بود. ساعدی خود هنگام نوشتن این داستان ۲۹ ساله بود و تجربه آشنایی‌اش با  مشکلات و بیمارگونگی و شیزوفرنی این جامعه را نه تنها مدیون تخصص روانپزشکی‌اش  بلکه به دلیل  کار میدانی مردم‌نگارنه ای که در آثاری چون ایلخچی (۱۳۴۲)، خیاو(۱۳۴۳) و اهل هوا(۱۳۴۵) داشت ، به دست آورده بود.

دهه ۱۳۴۰ همچنین دوره  شکل‌گیری سازمان‌های مسلحانه علیه رژیم شاه نیز بود که از درون جنبش دانشجویی بیرون آمده بودند و به مثابه مدرنیتی که علیه تناقض یک رژیم مدرن‌نما اما سنت‌گرا عمل می‌کرد، از ابتدای دهه بعد وارد مبارزه عملی و جدی شدند و چرخه‌هایی که میان نظامی‌گری رژیم و مبارزه‌جویی‌های مسلحانه این گروه‌ها در سال‌های آخر رژیم گذشته به وجود آمد، خود گویای  چرخشی بود که باز هم در دهه ۱۳۴۰ در استراتژی‌ها و تاکتیک‌های مبارزاتی پدید آمده بود. 

در چنین شرایطی بود که «گاو» ساخته شد. فیلمی که توانست، یک انقلاب اجتماعی را پشت سر بگذارد بدون آنکه نه پیش از آن و نه پس از آن ضربه‌ای به کارگردان خود یا به خود  وارد کند: گویی اتوپیا و پیامی که این فیلم حمل می‌کرد  می‌توانست چه پیش و چه پس از انقلاب  اتوپیایی  قابل پذیرش و حتی مورد استناد باشد؛ روندی که در مورد فیلم و سبک دیگری که  همان سال در فیلم دیگری یعنی قیصر اثر مسعود کیمیایی (۱۳۴۸) نتوانست تکرار شود. و شاید حتی درست برعکس نه پیش و نه پس از انقلاب ، الگوی «قیصر» قابل استناد نبود. 

این پدیده از ابعادی بی‌شمار قابل تامل است، اما دستکم یکی از این ابعاد همان ایدئولوژی اتوپیایی «گذشته» طلایی است: جامعه‌ای سنتی، یک روستا، مردمانی معصوم، و در میان آنها مردی باز هم معصوم‌تر، مشد حسن، و «گاو»ی که نماد و نشانه‌ای روشن از زایش و باروری است، گاوی که در فیلم باردار نیز هست و این دو چندان بر تراژدی در راه می‌افزاید. گاو، نماد جامعه‌ای بود که در تصور روشنفکران دهه ۱۳۴۰ در حال از دست رفتن بود و هر یک به نوعی تلاش می‌کردند شاید به گونه‌ای از نابودی‌اش جلوگیری کنند. به همین دلیل نیز بود که اگر مهرجویی از آمریکا بازگشته، اصالت و خلوصی عمیق در این جامعه می‌دید، چه در سینما و چه در سایر هنرها نیز، نمونه‌های بی‌شمار دیگری همین اسطوره را تکرار می‌کردند که تنها یک مثال از آن را می‌توان در هنر تجسمی موسوم به  «سقاخانه‌ای» مشاهده کرد. 

«گاو»، اما تاثیری شگفت‌انگیز بر جای گذاشت، زیرا ابزار سینما در حال رشد و شکوفایی حیرت‌انگیزی بود که به هیچ رو با تاثیر ادبی کتاب قابل مقایسه نبود. گذشته از دست‌رفته ، معصومیت نابودشده که شک نسبت به دست داشتن  «بلوری»‌های «بی‌دین و ایمان» ی که از چند گوسفند یک روستایی فقیر دیگر هم نگذشته بودند، را همچون سایه‌ای تهدیدانگیز بر خود حس می‌کرد. صحنه زیبای گردش مشد حسن در صحرا، آب خوردن آنها از برکه و شستشوی گاو، با تصویر دور دست «دشمنان» تهدیدکننده، یا همان بلوری‌ها قطع می‌شود. و تصاویر شب هراس‌انگیز روستا،  با روزی که «به ظاهر» هیچ خطری را در خود ندارد، اما با «مرگ بی‌دلیل» گاو «باردار» و مصیبت و «بلایی که خدا نازل کرده است» پایان می‌گیرد. زنان روستا، سیاهپوشان علم‌ها را بر پا کرده و همچون دسته‌های قرون وسطایی فیلم برگمن(مهر هفتم) در بیابان به راه می‌افتند، در حالی که «جوان شرور» روستا «که از شهر برگشته و دائم در روستا آتش به پا می‌کند»، همان جوان «هنجارشکنی» که از ابتدای فیلم همچون زوجی با «دیوانه» روستا ، پیوند می‌خورد، گویای حرکت جنون‌آمیزی هستند که معصومیت جامعه سنتی را در پای «مدرنیته» بی‌رحمی که «از شهر»  می‌آید و زایش و باروری و نماد آن را همراه با گاو او و خود مشد حسن به ته چاه و ته دره فرو می‌اندازند: «سقوط» از پیش روشن است و حتی اعلام شده.

جوّ سال‌های دهه ۴۰، و آنچه در دهه ۵۰ گذشت و به انقلاب انجامید، جوّی است که بدین ترتیب نه تنها در این فیلم بلکه در مجموعه‌ای از باورها با محوریت «معصومیت از دست رفته» می‌توان شاهدش بود ، اما از این امر حاد تر، جوی «بیگانه ترس» که چه در داستان ساعدی و چه در فیلم مهرجویی، خود را باز می‌نماید و بیشتر از آنکه متعلق به آنها باشد، متعلق به جامعه‌ای است، با چشم‌اندازی از فروپاشی، جامعه‌ای که دیگرانی که در «غرب» تحصیل کرده‌اند، یا از آن و ایدئولوژی‌هایش تاثیر پذیرفته‌اند، بیش از دیگران نگران، فروپاشی‌اش در سرابی هستند که به معصومیت آن پایان خواهد داد بی‌آنکه ارمغانی برایش به بار آورد.

پارانویای جامعه ایرانی از آن روز تا امروز که بیش از چهل سال از ساختن فیلم می‌گذرد، ادامه دارد، بسیاری از ما، و بسیار گفتمان‌های متعارف و هنجارمند در جامعه ما، هنوز «بلوری»‌ها را بر سر تپه می‌بینند، به قول مشد حسن «همان سه نفر همیشگی» که کمین کرده‌اند تا ما را فنا کنند. ما هنوز می‌ترسیم، از آن که «گاو»‌مان، که شاید امروز بیشتر از هرچیز در فرهنگ‌مان  تبلور یابد، از دستمان به در برود، سقط شود، از زایش بیافتد و  نازاده جهان را ترک بگوید. ما هنوز میان گذشته و آینده در معلق هستیم، و هنوز زنجیره‌ای که این دو را به یکدیگر وصل می‌کند از جنس «جنون» است: دیوانه روستا، ترس و واهمه و جنون جمعی اهالی و سرانجام جنون مشد حسن، و هنوز هم این پارانویا، ما را با خطر سقوط در چاه و دره تهدید می‌کند. 

فیلم مهرجویی و کتاب ساعدی، پیش درآمدهایی بر مرثیه‌ای هستند که جامعه‌ای برای خود می‌خواند. و از این رو آسیب‌شناسی این جامعه را برای ما هنوز بعد از چهل سال ساده‌تر می‌کنند: چرا این پارانویا وجود دارد؟ چرا این توهّم نسبت به گذشته طلایی؟ و چرا این نگرانی نسبت به آینده؟ چرا این همه هراس از «بلوری»‌هایی که هر کس می‌تواند به ظنّ خود آنها را تعریف کند و چرا این همه فاصله با گاو بارداری که نمی‌زاید و به قول یکی از بزرگان روستا: «آدم گاو باردار را که صحرا نمی‌برد»؟ پرسش‌ها بی‌پایان هستند و فیلم سرشار از نمادشناسی‌ها و نشان‌هایی بی‌پایان که می‌توان از خلال آنها دست به تفسیر جامعه ایرانی لااقل در طول نیم قرن اخیر زد. 

«گاو» در سینمای ایران، نقطه عطفی بود، همانگونه که «غربزدگی» آل احمد در «اندیشه اجتماعی» ما نقطه عطفی بود: نگاهی هم از سر مهر ، هم از سر نفرت، به گذشته‌ای که دوست داشتیم و دوست داریم «طلایی» بپنداریمش اما همواره  تا حدی پنهاش می‌کردیم و می‌کنیم،  و نگاهی از سر اضطراب  و نگرانی نسبت به آینده‌ای که نمی‌توانیم یا می‌ترسیم آن را بدون «مشد حسن و گاوش » ممکن بپنداریم و یا دوست داریم جایی به گرمی و آسودگی «طویله» آن را درونش حفظ کنیم.   

این مطلب در شکل اولیه اش در زمستان ۱۳۸۹ برای انتشار در کتابی به مناسبت چهل سالگی فیلم «گاو» نوشته شد، کتابی که از انتشار یا عدم انتشار آن اطلاعی نداریم. 

کد خبر 4377302

منبع: مهر

خبر بعدی:

بهار ۹۸| کاروانسرای آجری آهوان سمنان؛ نماد معماری صفویه در استان سمنان+فیلم

کاروانسرای آهوان سمنان در کیلومتر ۴۰ جاده سمنان-دامغان، قرار دارد. ۰۶ فروردين ۱۳۹۸ - ۰۲:۵۰ استانها سمنان نظرات - اخبار استانها -

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان، ساخت کاروانسرای شاه‌عباسی آهوان به سال 1097 هجری قمری در دوره صفویه برمی‌گردد. این کاروانسرا در 42 کیلومتری مسیر سمنان-مشهد و در منطقه سردسیر آهوان قرارگرفته است. این اثر در تاریخ 5 اردیبهشت 1356 با شماره ثبت 1373 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

نوروز در بلوچستان| «گلفشان» نادرترین پدیده ژئوتوریستی ایران + فیلمخانه بروجردی‌ها زیباترین خانه تاریخی آسیا + فیلمبهار 98| ارومیه را باید از نزدیک ببینید + فیلم

کاروانسرای شاه سلیمانی آهوان دارایِ حیاط وسیع مستطیل شکل به طول 40 متر و عرض 32 متر و چهار ایوانی است. جمعاً در اطراف حیاط 24 اتاق احداث‌شده است که ابعاد آنها به ترتیب 53.3 و 90.2 متر است. بر سردر بنا، کتیبه‌ای با این ماده‌تاریخ وجود داشته است: خامه تأثیر در اتمام تاریخش نوشت*** منزل امن‌وامان است و رباط بی‌بدل که تاریخ 1043 را نشان می‌داده و در پایان کتیبه، تاریخ 1097 ثبت بوده است. این کتیبه در دوره‌های اخیر ربوده‌شده است.

این کاروانسرا در زمان شاه سلیمان صفوی برای استراحت زائرین امام رضا (ع) که از سمنان و آهوان به مشهد مقدس سفر می‌کردند؛ ساخته شد؛ اما به‌اشتباه کاروانسرای شاه‌عباسی نام گرفت.

در کتیبه سردر کاروانسرا، نام شاه سلیمان آمده بوده و تاریخ پایان کتیبه 1097 از سال‌های سلطنت شاه سلیمان اول صفوی است؛ اما تاریخ 1043 که از ماده‌تاریخ به دست می‌آید، زمان سلطنت شاه صفی است و بر این اساس این بنا به‌غلط کاروانسرای شاه‌عباسی نام‌گرفته است.

در مقابل در کاروانسرا، آب‌انبار و در جنب شرقی آن، چاپارخانه‌ای قرار داشته است که امروزه وجود ندارند. این کاروانسرا در دوره شاهنشاهی پاسگاه ژاندارمری شد، اما قبل از آن زائران امام رضا (ع) و مسافران مشهد از آن استفاده می‌کردند. امروزه این بنا بی‌استفاده مانده است.

کاروانسرای آهوان سمنان با مساحتی بیش از 5200 مترمربع از کاروانسراهای بزرگ شمرده می‌شود. حیاط وسیع میانه کاروانسرا با ابعادی در حدود 44 در 38 متر بیش از 32 درصد سطح آن را تشکیل داده است. این حیاط با ردیف ایوانچه‌ها و ایوان‌ها محصورشده و حجره‌های کاروانسرا در پشت ایوانچه‌ها قرارگرفته است. طرح گوشه‌های جبهه جنوبی حیاط با جبهه مقابل آن متفاوت است: در گوشه‌های جبهه جنوبی، هر یک از ایوانچه‌ها که قاعده نیم هشت دارند، با سه حجره مرتبط می‌شود و حجره میانی این گوشه‌ها با قاعده هشت فضای این قسمت را پرکرده است؛ اما در گوشه‌های شمالی، حجره‌هایی با قاعده نیم صلیبی واقع است که هر یک با حیاط کوچکی در پشت این جبهه مرتبط است. این حیاط‌ها خود ایوانچه و حجره‌هایی دارند؛ و بدین ترتیب، فضای باز خصوصی‌ای برای خانواده مهیا شده است.

اسطبل‌های کاروانسرا فضاهایی کشیده در پشت جبهه‌های شرقی و غربی و جنوبی بناست. شاه‌نشین ایوان جنوبی حلقه اسطبل‌ها را قطع و آنها را به دو بخش کرده است. راه ورود به اسطبل‌ها از دو طاق نمای انتهای جبهه جنوبی و طاق‌نماهای انتهای شمالی اضلاع شرقی و غربی حیاط است. بدین ترتیب، ورودی اسطبل‌ها تقارن معمول در اکثر کاروانسراها را ندارد. در کف اسطبل‌های جبهه غربی، جوی مانندهایی وجود دارد که در دیواره آنها، فرورفتگی‌هایی هست. کاربرد آنها مشخص نیست و امکان دارد از تغییرات دوره اخیر باشد.

دستگاه ورودی، شامل سردر و هشتی و ایوان جبهه شمالی، حجم منظم و شاخصی در کل بنا دارد. در سوی مقابل دستگاه ورودی، ایوان جبهه جنوبی و شاه‌نشین انتهای آن حجمی مرتفع دارند. سردر نمای ضلع شمالی کاروانسرا صورتی شاخص دارد. این سردر با ارتفاع دوطبقه از نمای این ضلع پیش‌آمده است و مانند حجمی جداگانه جلوه می‌کند. هشتی پشت سردر فضایی وسیع و مرتفع است که غرفه‌ها و اتاق‌هایی در دوطبقه طرفین خود دارد. این غرفه‌ها در طبقه بالا با طاق‌نماهای طرفین سردر مرتبط است. هشتی مستقیماً به ایوان جبهه شمالی و سپس به حیاط کاروانسرا راه می‌یابد.

دهانه ایوان میانه هر جبهه رخ‌بام حیاط را می‌شکند و الگوی چهار ایوانی بنا را به رخ می‌کشد. در این میان، دو ایوان شمالی و جنوبی شاخص‌ترند. این ایوان‌ها با آنکه دهانه‌ای هم‌اندازه با ایوان‌های شرقی و غربی دارند، بلندترند و در طرفین خود، جرزهای قطور آجری دارند. نمای رو به حیاط این جرزها طاق نماسازی و درون آنها فضاهای فرعی تعبیه‌شده است. ایوان شمالی مرتفع و به ارتفاع دوطبقه است. شاه‌نشین این ایوان فضای دوطبقه‌ای است که طبقه بالای آن به غرفه‌های دو سوی بالای ایوان راه دارد. در میانه حیاط کاروانسرا، حوضی با شکل تزیینی قرار داشته که امروزه بقایایی از آن برجاست.

انتهای پیام/ ت

R41366/P4001/S6,64/CT7

سیل در شیراز؛ ١٩ کشته و ده‎ها نفر مصدوم شدند| بیش از ۱۰۰ خودرو‌ گرفتار در سیل+فیلم و عکس

سیل در شیراز؛ ١٩ کشته و ده‎ها نفر مصدوم شدند| ۱۰۰ خودرو‌ گرفتار در سیل+فیلم و عکس

هشدار سونامی در بوشهر + فیلم

کلیدواژه: جامعه شناسی عزت الله انتظامی ناصر فکوهی مردم علیه احتکار معرفی کتاب فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی فعالیت های قرآنی تازه های نشر علوم انسانی قرآن کنفرانس بین المللی معرفی نشریات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نشست هم اندیشی طرح ملی گفتمان نخبگان علوم انسانی اخلاق

منبع این خبر، وبسایت www.mehrnews.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۰۱۹۳۰۸۷ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • رشد دو درصدی شاخص کل هموزن در پی استقبال گسترده از نمادهای خودرویی، سیمانی و قندی/ بورس تهران همچنان در مسیر صعود
  • رشد 590 واحدی شاخص بورس
  • همکاری "اسلام آباد" با تهران راهکار نابودی تروریست ها است
  • کار دولت به عنوان نماد اداره کشور تعطیلی بردار نیست
  • نماد های سال نو در میادین اصلی شهر اراک+ تصاویر
  • امام جمعه و مصلی باید نماد خدمت به مردم باشد
  • رشد ۱۰ درصدی «نتوس» پس از بازگشایی/ رشد قیمت سهام شرکت پشم بافی توس به رغم افق ناخوشایند سودسازی
  • بوشهر نماد مقاومت است/ اندیشکده اشتغال در دانشگاه فنی تشکیل می شود
  • سینما مدیون تأسیس فارابی است/ مدیران دهه 60 عملکرد بهتری داشتند
  • اینکه کسی گمان کند «مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است...» خطایی نابخشودنی است
  • فوتبال جهان| تمام نمادهای جام ملت‌های اروپا از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۰
  • دچار بدترین نوع سیاست‌زدگی هستیم
  • انتقال آب خزر به استان سمنان؛ تصمیمی برای نابودی شمال ایران!
  • سهم شمال از غوغای گردشگران خوشحال/حیاط خلوت ایران
  • جایزه ای در دنیا نیست که سینمای ایران نگرفته باشد/ چهل سال پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشتیم
  • نیم کیلو طلا از خانه یک روستایی به سرقت رفت
  • رونمایی از نماد یورو ۲۰۲۰
  • جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همه‌ی راه‌حل‌ها در داخل کشور است
  • پایان مسابقات کشتی زیر ۲۳ سال قهرمانی آسیا در سرزمین چنگیرخان و رودخانه‌های یخ‌زده!