به گزارش  حوزه آموزش و پرورش گروه علمی پزشكی باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهدی نوید ادهم دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش که به نمایندگی از وزیر آموزش و پرورش برای عیادت از حادثه دیدگان این سانحه و ابراز تسلیت و همدردی به خانواده‌های 2 دانش آموز و یک عضو سپاه پاسداران به این منطقه سفر کرده بود، ضمن دیدار با خانواده حادثه دیدگان و اعلام پیام همدردی وزیر و تسلیت به جانباختگان اظهار کرد: با توجه به این حادثه تلخ و تاکید وزیر آموزش و پرورش در جمع آسیب دیدگان حضور پیدا کردم.

وی ادامه داد: در این حادثه که سه اتوبوس حامل دانش آموزان پایه دهم اعزام شده بودند، یک اتوبوس شامل ۴۴نفر از بستان آباد به مناطق جنگی دفاع مقدس اعزام شده بود و ساعت حرکت اتوبوس ساعت ۱۳:۳۰دقیقه بود و در ساعت ۱۴:۳۰حادثه اتفاق افتاد و همه ضوابط و قوانین برای اعزام این دانش آموزان رعایت شده بود و علی رغم رعایت همه ضوابط این اتفاق تلخ افتاد.

نویدادهم افزود: توانستم در مراسم ختم 2 دانش آموز فوت شده شرکت کنم و در منزل این دانش آموزان حضور پیدا کنم که علی رغم سنگینی مصیبت وارده به آنها، برخورد گرم و صمیمی داشتند و از اینکه وزارت آموزش و پرورش به فکر آن‌ها هستند، تشکر کردند همچنین در دیدار با خانواده‌های مصدومان، برخی از آنان انتظار توجه بیشتر کادر درمانی را داشتند که ضمن تشکر از پیگیری‌ها و تلاش‌های همه جانبه کادر بیمارستان، این انتظار خانواده‌ها را هم اعلام کردم.

گفتنی‌است؛ اتوبوس دانش آموزان دختر راهیان نور شهرستان بستان آباد آذربایجان شرقی در کیلومتر 10 اتوبان پیامبر اعظم نرسیده به تبریز حوالی شهرک مرزداران واژگون و 2 نفر دانش آموز و یک نفر کادر سپاه همراه دانش آموزان جان خود را از دست دادند.

دانش آموز محدثه جباری و فاطمه سلطانی و همچنین سعید همتی از ابواب جمعی سپاه منطقه همراه دانش آموزان نفرات فوت شده این حادثه هستند.

انتهای پیام/

عیادت نماینده وزیر آموزش و پرورش از حادثه دیدگان اردوی دانش آموزی

منبع: باشگاه خبرنگاران

خبر بعدی:

«باباعلی»؛ معلم مدرسه ای با ۳ دانش آموز در سوادکوه

خبرگزاری مهر – گروه استان‌ها – سمیه اسماعیل‌زاده: کمی پایین‌تر از پلیس‌راه سوادکوه، دوراهی آزادمهر و ازآنجا تا روستای لَلِه‌بند حدود ۶ کیلومتر راه است؛ همان روستایی که بابا علی قاسمی، هرروز از روستای خود شیرکلا با پای پیاده به آنجا می‌آید و ازآنجا دوباره پیاده ۱۰ کیلومتر را طی می‌کند تا به مدرسه روستای اِرات‌بِن برسد؛ مدرسه‌ای که سه دانش‌آموز منتظر حضور هرروزهٔ او هستند.

ساعت حدود پنج‌ونیم صبح و هوا، تاریک، سرد، مه‌آلود و سرخ است و نم‌نم باران می‌بارد. در جاده به سمت عبور روستای اِرات‌بِن، چراغی روشن نیست و در این تاریکی، سایه کوه‌ها در دو طرف جاده پیچ‌درپیچ، به هیکلی عظیم و شبح‌گون می‌مانند، همه در خوابند و انگار تنها همین معلم بیدار است و چتر و کیف به دست منتظر ماست که از راه برسیم و امروز مسافت ۱۰ کیلومتری لَلِه‌بند به مدرسه روستای ارات‌بن را همراهش پیاده طی کنیم.

باباعلی: مسیر ۱۵ کیلومتری از خانه‌ام تا مدرسه شهید قنبری ارات‌بن را هرروز پیاده می‌روم و برمی‌گردم

سلام و علیکی می‌کنیم و مسیر آغاز می‌شود و درراه از خودش می‌گوید: «۲۸ سال سابقه کار دارم و ۲۵ سال در روستاهای منطقه محروم و کوهستانی سوادکوه مدیر آموزگار چندپایه هستم و چون وسیله نقلیه‌ای هم ندارم، مسیر ۱۵ کیلومتری از خانه‌ام تا مدرسه شهید قنبری ارات‌بن را هرروز پیاده می‌روم و برمی‌گردم».

پیش از اذان صبح، حوالی ساعت پنج، از خواب برمی‌خیزد و با صدای اذان، به نماز می‌ایستد و سپس از خانه خارج می‌شود و حدود ۱۵ کیلومتر را طی می‌کند و ساعت هفت‌وربع به مدرسه می‌رسد. زندگی که شاید در چند کلمه خلاصه‌شده اما قریب به ۲۸ سال بدین منوال گذشته و هر از چند سال دریکی از روستاهای کوهستانی شهرستان سوادکوه همچون کلاریجان، مِمشی، کارمزد، شیرکلا، مومِجی‌خِل، لَله‌بند و پنج سال اخیر هم روستای ارات‌بن مشغول تدریس است. .

هرچه در جاده پیش‌تر می‌رویم، شیب و برودت هوا هم بیشتر می‌شود تا جایی که نم باران به بارش برف می‌رسد. مسیر با حرف زدن کوتاه می‌شود و این معلم ۵۵ ساله، حرف‌هایش را این‌گونه ادامه می‌دهد: امروز چون شما با من هستید از جاده آمدیم چراکه مسیر راحت‌تری است اما بیشتر از بیراهه می‌روم تا زودتر برسم، اوایل زمستان که روز کوتاه است تا به ارات‌بن برسم همه‌جا تاریک است برای همین، در مسیر فریاد می‌کشم تا اگر حیوان درنده‌ای جلوتر هست، پا به فرار بگذارد و همین امسال در مسیر، در نزدیکی غار زنگیان، سه گرگ دیدم.

نه گرما و نه سرما، نه برف و باران باعث نمی‌شود که او مدرسه را تعطیل کند، مگر اینکه اداره آموزش‌وپرورش به خاطر برف و یخبندان مدارس روستایی را تعطیل کند و وقتی می‌گوییم که شما همه‌کاره مدرسه هستید و بازرسی نیست که ببیند، می‌گوید: حقوق می‌گیرم و برای اینکه روزی‌ام حلال باشد، وظیفه‌ دارم کارکنم و تازه بازرس اداره نباشد، خدا که هست.

اولیا از من راضی هستند و از من می‌خواهند که بمانم و می‌گویند که اگر من بازنشسته شوم و بروم آن‌ها هم دیگر اینجا نمی‌مانند و بچه‌هایشان را به شهر می‌برند

برایش مهم است که دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان از او راضی باشند و می‌گوید: اولیا از من راضی هستند و از من می‌خواهند که بمانم و می‌گویند که اگر من بازنشسته شوم و بروم آن‌ها هم دیگر اینجا نمی‌مانند و بچه‌هایشان را به شهر می‌برند.

کم‌کم به تنگه اِوات نزدیک می‌شویم، جایی که از میان دو کوه به‌زحمت جاده‌ای بناشده است. در مسیر چنان سکوتی حکم‌فرماست که جز صدای رودخانه در دره پایین‌دست جاده و صدای پرندگانی که به هنگام طلوع سپیده می‌خوانند، هیچ صدایی به گوش نمی‌رسد و تنها این صدای قدم‌ها و حرف‌های ما است که سکوت کوهستان برفی را می‌شکند. آن‌سوی دره، نشیب تپه‌ها را نشان می‌دهد می‌گوید: «من هرروز، از آن جاده مال‌رو که می‌بینید می‌آیم، در روزهای سرد و برفی مثل امروز، چکمه و لباس گرم می‌پوشم تا سردم نشود.» اما ما بالباس‌های گرم همچنان سردمان است و لباس امروز او، کفش و کت‌وشلوار و مشخص است به خاطر حضور ما، لباسش را تغییر داده است.

درراه این آموزگار از روزگار خودش می‌گوید؛ اینکه از کلاس پنجم روزها کار می‌کرده تا مخارج تحصیل خود را فراهم کند. در هشت سالی که حق‌التدریس بود و تابستان‌ها حقوق نداشت با بنایی مخارج خانواده شش‌نفری خود را تأمین می‌کرد و در سال ۷۷ رسمی می‌شود و از این روستا به آن روستا، مدیر آموزگار بوده است و اکنون تمام دغدغه‌اش بیکاری چهار فرزند تحصیل‌کرده‌اش و هزینه‌های کمرشکن زندگی با این گرانی‌ها است و می‌گوید: کاش یکی از فرزندانم، حداقل شغل خدمتگزاری داشت تا کمک‌خرج بود؛ به همه‌جا نامه نوشته‌ام اما نتیجه‌ای نداشت.

می‌گوید: بچه‌های روستایی بااستعداد اما از قشر ضعیف هستند و من چون خودم از قشر ضعیف بوده‌ام آن‌ها را درک و سعی می‌کنم تا به یاری خیری به آن‌ها کمک کنم و در کنار مشکل مالی، مسائل دیگر دانش‌آموزانم را نیز رفع‌ورجوع می‌کنم.

سرانجام حوالی ساعت هفت به روستای کوهستانی ارات‌بن می‌رسیم. جنب‌وجوشی در روستا نیست؛ تنها از دور و نزدیک، صدای خروس و گاو می‌آید. در جاده گِلی روستا پیش می‌رویم. نام زمین‌های کشاورزی بالادست روستا را اِرات می‌گویند و برخی وجه‌تسمیه روستا را قرار گرفتن در پایین‌دست آن می‌داند.

کمی جلوتر، بقعه سید میران پیداست، سیدی اهل کرامات و به‌قول اهالی مستجاب‌الدعوه که حدود ۱۰۰ سال پیش زندگی می‌کرده و هنوز هم می‌توان نشانی از افرادی یافت که در کودکی او را دیده‌اند. روستا ۱۰۸ خانوار جمعیت دارد اما در زمستان، به حدود ۳۰ خانوار کاهش می‌یابد که اکثر آن‌ها دامدار هستند؛ همچون والدین آتنا، سمیه و ابراهیم، تنها دانش‌آموزان این روستا.

معلم می‌گوید: این پله مناسب نیست و نرده ندارد و برای بچه‌ها رفت‌وآمد از آن بسیار سخت و خطرناک است

به مدرسه می‌رسیم. مدرسه در بلندی قرار دارد و پله‌های خوفناک ورودی مدرسه که اوایل آن، نه پله بلکه شیب تندی است که سنگی روی آن گذاشته‌اند و معلم می‌گوید: «این پله مناسب نیست و نرده ندارد و برای بچه‌ها رفت‌وآمد از آن بسیار سخت و خطرناک است.» از آن پله‌های خوف بالا می‌رویم و به حیاط مدرسه می‌رسیم، حیاطی که نصف آن تعمیر نبوده و دیوار دور آن کامل نیست و هر بیگانه‌ای می‌تواند وارد مدرسه شود.

ساختمان مدرسه حدود شش اتاق دارد. کل ساختمان سرد و کلاس‌ها سردتر. همه کارها از مدیریت تا خدمتگزاری با آقای قاسمی است؛ سریع بخاری نفتی و هیتر برقی را روشن می‌کند تا کلاس گرم شود، روی نیمکت‌ها دستمال می‌کشد و به بچه‌ها زنگ می‌زند که به مدرسه بیایند. خانه ابراهیم، شاگرد کلاس سومی، دورتر از روستا است و مادرش به معلم خبر می‌دهد که او امروز به خاطر برف و سُر بودن مسیر، نمی‌تواند به مدرسه بیاید. کمی که می‌گذرد اول آتنا، شاگرد کلاس دوم و کمی بعدتر سمیه، شاگرد کلاس اول از راه می‌رسند.

کلاس دو پنجره و سه نیمکت دارد، دو نیمکت در دو طرف بخاری و دیگری در گوشه‌ای دیگر، نزدیک میز و صندلی معلم. صندلی دیگری هم نزدیک دو نیمکت قرار دارد و مشخص است که معلم موقع تصحیح تکالیف روی آن می‌نشیند. پرچم‌های کاغذی دهه فجر و نقاشی‌های بچه‌ها با طنابی بالای تخته‌سیاه ریسه شده است و روی تخته با گچ حروف الفبا نوشته‌شده و روی دیوار نقشه مازندران و جهان قرار دارد.

امروز، زنگ اول، زنگ ریاضی است. معلم ابتدا تکالیف آتنا را احسن‌گویان تصحیح می‌کند و برایش تمرین می‌نویسد تا زمانی که مشغول تدریس ریاضی به سمیه است، آتنا هم تمرین‌های ریاضی‌اش را حل کند و بعد برعکس. به‌نوبت پای تخته می‌روند و درس جواب می‌دهند.

آتنا راحت‌تر از سمیه با ما ارتباط برقرار می‌کند و از اینکه با ما حرف بزند خجالت نمی‌کشد و می‌گوید: «هرکدام از ما روی یک نیمکت می‌نشینیم تا حواسمان پرت نشود و من و سمیه نیمکت‌های کنار بخاری را انتخاب می‌کنیم، و اجازه نمی‌دهیم ابراهیم اینجا بنشیند؛ چون او پسر شیطانی است و ما را اذیت می‌کند»؛ هرچند آن‌ها هم ساکت نمی‌نشینند و زنگ تفریح دونفری حسابش را کف دستش می‌گذارند. در هر خاطره‌ای که می‌گوید از شیطنت ابراهیم هم نشانی پیداست.

آتنا: من قبل از مدرسه رفتن پیش باباعلی می‌رفتم تا برایم سرمشق بنویسد

تاکنون اردو نرفته‌اند و درباره معلمش می‌گوید: وقتی سه سالم بود و آقای قاسمی از کنار خانه‌مان می‌گذشت و به مدرسه می‌رفت، مادرم به من می‌گفت که مدرسه بروی او معلمت می‌شود و من هم قبل از مدرسه رفتن پیش او می‌رفتم تا برایم سرمشق بنویسد.

محمدحسین، پسرعموی آتنا که حدود ۵ سال دارد هم، هرازگاهی به مدرسه می‌آید و امروز با این برف به مدرسه آمده و کنار آتنا نشسته است. شاید یکی از سرگرمی‌های این کودکان، که تنها کودکان مدرسه‌ای روستا در خیل جمعیت بزرگ‌سال اینجا هستند، مدرسه باشد. خصوصاً آخر زنگ‌ها، هنگامی‌که درس تمام می‌شود و وقت اضافه می‌آید و آقای قاسمی و آن‌ها شروع به بازی می‌کنند؛ وسطی، هفت‌سنگ، چشم‌بندی، بالابلندی و.... اما امکانات ورزشی مدرسه کم است و چیز خاصی نیست که بچه‌ها با آن ورزش کنند ولی هیچ‌کدام از کمبودها و سختی‌ها باعث نمی‌شود که آن‌ها شوق رفتن به مدرسه را نداشته باشند، شوقی که بخش زیاد آن مدیون معلم‌شان است.

زنگ تفریح که می‌شود؛ آقای قاسمی برای ما چای دم می‌کند و مشخص می‌شود که محتویات کیف آبی‌رنگ همراهش، صبحانه‌ای بود که برای ما آورده بود. موقع رفتن فرامی‌رسد، آخرین عکس یادگاری را می‌گیریم و از همه خداحافظی می‌کنیم و به شهر بازمی‌گردیم تا گفتگویی با رئیس آموزش‌وپرورش شهرستان سوادکوه داشته باشیم.

رئیس آموزش و پرورش سوادکوه: ۶ مدرسه کمتر از ۱۰ دانش آموز دارد

موسی لیانی، رئیس آموزش‌وپرورش شهرستان سوادکوه، با اشاره به وجود ۶۰ مدرسه در شهرستان، تعداد مدارس روستایی با کمتر از ده دانش‌آموز را ۶ مدرسه برشمرد و افزود: هدف ما باز ماندن مدارس روستایی است اما در این راه نیازمند همکاری دهیار، اهالی و اولیا هستیم؛ چراکه نمی‌توانیم خانواده‌ای را مجبور کنیم که فرزندش را در روستا ثبت‌نام کند.

وی یکی از مزیت‌های کلاس‌های چندپایه را مرور درس‌های سال‌های گذشته برای دانش‌آموز پایه‌های بعدی دانست و گفت: به دلیل تعداد کم دانش‌آموزان، معلم فرصت دارد تا علاوه بر درس به مسائل روحی، خانوادگی، نامهربانی‌ها و مشکلات مالی و اقتصادی دانش‌آموزان نیز توجه کند و به ویژگی‌ها و استعدادهای بچه‌ها اشراف بیشتری داشته باشد.

لیانی بابیان اینکه شهرستان سوادکوه، شهرستان برخوردار و دارای معلمان و کارشناسان پیگیر و پرتلاشی است که سعی می‌کنند تا ضعف امکانات را پوشش دهند، افزود: از ۲۰ مدیر در پروژه مهر سال ۹۷ تقدیر شده است و از ۶۰۰ نیروی شاغل ما، حدود ۵۸۰ نفر دارای تحصیلات لیسانس به بالا هستند که در این زمینه جزو شهرستان‌های برتر استان هستیم.

وی بابیان اینکه در سال‌های اخیر شاهد مهاجرت معکوس به روستاها بوده‌ایم، از بازگشایی دوباره مدرسه روستایی لاجیم خبر داد و گفت: این مدرسه بعد از ۱۵ سال دوباره بازشده است و اکنون دو دانش‌آموز دارد.

لیانی با تأکید بر اهمیت آموزش‌وپرورش و لزوم توجه همه مردم، مسئولان و رسانه‌ها به آن، یکی از راه‌های تحقق توسعه پایدار را آموزش‌وپرورش دانست و گفت: اگر آموزش‌وپرورش آباد باشد، شهر ما آباد است و اگر آموزش‌وپرورش مخروبه باشد، شهر هم مخروبه خواهد بود.

ساعت حدود دو بعدازظهر است؛ ساعتی که این معلم خستگی‌ناپذیر باید تازه به خانه رسیده باشد و باآن‌همه خستگی قبل از هر استراحتی اول وضو می‌گیرد و نماز می‌خواند تا شکر خدا را به‌جای آورد و توانی طلب کند تا فردا هم این مسیر را به سمت روستا بپیماید و شمع روشن کودکان روستایی باشد.

کد خبر 4549396

احمدی‌نژاد: دو تا خدا در دنیا باشد، فساد می‌شود| ما زورمان به بقیه نرسید| اختیارات در قوه قضائیه و مقننه متمرکز است اما پاسخگویی در قوه مجریه است| مردم هر سیستم حکومتی خواستند، حقشان است| بخش‌هایی از قانون اساسی و ساختارها باید تغییر کند| رهبری هرچقدر اخت

در پی محبوبیت از دست رفته| چرا احمدی‌نژاد دیگر پدیده‌ای غیر‌ضروری و بی‌معنی محسوب می‌شود؟

قسمت سوم مستند «روایت رهبری»

کلیدواژه: آموزش و پرورش اخبار دانش آموزی

منبع این خبر، وبسایت www.yjc.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۱۰۳۱۵۳۴ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • برگزاری اردوی راهیان نور دانش آموزان آبادان از مناطق عملیاتی جنوب کشور
  • بیش از ۱۰۰۰ دانشجوی اصفهانی به اردوی راهیان‌نور اعزام می‌شوند/ زمان اعزام نیمه دوم اسفندماه
  • راهیان نور دریایی با بهترین کیفیت در جزیره خارگ برگزار می‌شود
  • رسانه مهم ترین ابزار برای معرفی حرکت ارزشمند راهیان نور است
  • اعزام کاروان راهیان نور اداره کل راه آهن شمالشرق (۱) شاهرود
  • ۱۲۰۰ دانشجوی خراسان جنوبی به اردوی راهیان‌نور اعزام می‌شوند
  • جشن تکلیف ۸۰۰ دانش آموز در شهرکرد برگزار می شود
  • حضور 110 دانشجوی از 40 شهر در دوره آموزشی «خادمان رسانه‌ای راهیان نور» / حمایت از ایده‌های برتر برای تولیدات رسانه‌ای
  • ۱۳ هزار نفر اردبیلی در قالب اردوی راهیان نور به مناطق عملیاتی اعزام شدند
  • ثبت نام اردوهای راهیان نور دانشگاه علامه از امروز آغاز شد+ جزئیات
  • ۵۰۰۰ زنجانی به اردوی راهیان نور اعزام می شوند
  • فضای علمی در راهیان نور دانش آموزی مازندران
  • 711 دانش آموز دختر خراسان شمالی بخاطر ازدواج ترک تحصیل کردند
  • بهره مندی بیش از ۵ هزار دانش آموز از برنامه های کانون های فرهنگی_هنری
  • برای اولین بار علوم پزشکی مشهد کاروان متاهلی به راهیان نور اعزام می‌کند/حمایت دانشگاه‌های غیرانتفاعی از راهیان نور فاجعه بود!
  • تشرف کاروان راهیان نور دانش‌آموزان دختر مشهد و کلات به شهر حمیدیه اهواز
  • اولین کاروان دانشجویان دانشگاه شیراز به اردو‌های راهیان نور اعزام شدند/ ثبت نام تا ۱۷ اسفند ادامه دارد
  • اعزام دانش آموزان بسیجی اسلام آبادغرب به اردوی راهیان نورمناطق عملیاتی جنوب کشور+تصاویر
  • تصادف اتوبوس در پایانه خاوران ۴ مصدوم بر جا گذاشت