'سلام استاد.عذرخواهی می کنم هفته گذشته نتوانستم خدمت برسم.' ایرادی ندارد. تأکید من بر رعایت برنامۀ زمانبندی، انجام منظم امور پایان نامۀ خودتان است تا به موقع کار با کیفیتی را ارائه کنید. 'استاد کار با کیفیت که تضمینی برای شغل نیست.'بی تأثیر هم نیست.

'استاد هیچ امیدی برای کار کردن ندارم. از چند سال پیش با پشت کار فراوان شب و روز کار می کنم تا بتوانم یک خانه بخرم.

ولی در همین چند ماه گذشته، افزایش دستکم دو تا سه برابری خانه پتکی بر امیدم بود که هیچ چیزی از آن باقی نگذاشت. باید باز هم دستکم با فرض ثبات شرایط فعلی چندین سال دیگر کار کنم و تا آخر عمر هم قسط بدهم. اصلآ، استاد شما با این حقوق چطور زندگی می کنید؟'
این گفت و گو با یکی از دانشجویان، انگیزه نگارش این نوشته شد. ما که پس از 30 سال درس خواندن بالاخره توانستیم، مدرک دکتری بگیریم و از سنگلاخ پرپیچ و خم کاریابی کاری دست و پا کنیم، هرگز یادمان نمی آید -- به ویژه در دوره تحصیلات تکمیلی -- نگاهی به جز نگاه علمی به استاد داشته باشیم. یادمان نمی آید خارج از ساعت کاریِ روزهایِ کاری با استاد تماس تلفنی داشته باشیم، هر چند که ممکن بود که او تلفنش را هم جواب دهد. او را گنجینه ای از علم می دانستیم و تلاش می کردیم با رعایت احترام کامل، تا حد امکان از او یاد بگیریم. شـأن استاد شاگردی بود، هنوز هم تمام نشده و خود را دانشجوی همان استادی می دانیم که شاید هرگز حقوق ماهیانۀ خود را تقسیم بر ساعاتِ کاری اش نکرده بود تا وضعیت خودش را در مقایسه با بسیاری از مشاغل عادی و بدون نیاز به تحصیل در جامعه بداند، چه رسد به اینکه بپرسیم آیا حقوقش کفاف زندگی اش را می دهد؟
اما به راستی، نگاهِ به علم در چه مسیری پیش می رود که برخلاف دهه های پیش حتی بالاترین مدرک تحصیلی هم تا وقتی به یک شغل پردرآمد منتهی نشده، از دید اکثریت جامعه ارزشمند محسوب نمی شود. به نظر می رسد معیار قضاوت ها تغییر کرده که دانشجوی تحصیلات تکمیلی که فقط باید عشق و علاقه به تدریس و پژوهش او را پس از مرحله کارشناسی باز هم به دانشگاه کشانده باشد، دغدغه مالی پیدا می کند. شاید هم در تلاش است تا به یک شغل پردرآمد دست یابد. تلاشی که با تضمین می توان گفت، دستکم در کشور ما، با دستیابی به بالاترین مدرک تحصیلی حاصل نمی شود. اگر هم چنین باشد در رشته هایی بسیار بسیار معدود و آن هم شامل اندکی از فارغ التحصیلان آن رشته هاست.
البته نباید این مشکل را به گردن دانشجویانی انداخت که ممکن است دغدغۀ وضعیت مالی در آینده، یافتن شغل خوب و یا بیکاری در شرایط فعلی چاشنی ادامه تحصیلات آنها باشد. شاید این قبیل دانشجویان همانهایی هستند که در انشاء های 'علم بهتر است یا ثروت'، همواره روی ثروت خط می کشیدند، اما اکنون در کشاکش زندگی به اهمیت ثروت هم پی برده اند. شاید اگر در آن زمان به جای این قبیل موضوعات کلیشه ای، سواد مالی هم جز دروس مدارس بود، اکنون وضعیت اقتصادی بسیاری از تحصیلکرده ها بهتر بود.
ریشۀ این نوع نگاه و مشکلات را نباید فقط به افراد نسبت داد، بلکه بخشی از آن نیز در روش های مدیریتی چنان ریشه کرده اند که هیچ اراده آهنینی - با فرض وجود- قادر به قطع ناکارآمدی آنها نیست. هنگامی که برخورداری از خدمات برای همه افراد یک جامعه فارغ از میزان تحصیلات، سن، محل سکونت و غیره یکسان باشد، تلاش برای توسعه توانایی های مختلف بیهوده است. فرقی نمی کند استاد دانشگاه، پزشک، تاجر، کارگر یا کارآفرین باشید. در تهران مشغول کار باشید یا در شیراز، اصفهان، تبریز، زاهدان و اهواز. تازه شروع به کار کرده باشید یا در آستانه بازنشستگی باشید. با همه به یک روش رفتار می شود. مزایای مادی برای همه یکسان است. در نتیجه این رویه خود باعث شکل گیری نوعی بی انگیزگی می شود که تلاش برای دستیابی به موقعیت اجتماعی را بی معنی می سازد.
اگر قرار است پزشک و استاد دانشگاه در همان صفی بایستد که یک کار آفرین، فعال بخش خصوصی و یک مغازه دار ایستاده، به طور قطع مرز بین ارائه خدمات عمومی با منافع خصوصی کمرنگ و کمرنگ تر می شود و چه بسا که جذابیت های بخش خصوصی نیز هر تحصیلکرده ای را به سوی خود بکشاند. اینجا همان نقطه آغاز اشتباهاتی است که از گذشته تاکنون ادامه داشته است. وقتی قرار است استاد دانشگاه و به طور کلی، حقوق بگیران دولت که در شرایط اقتصادی کشور پس انداز که هیچ، حتی حقوق ماههای آینده خود را نیز پیشاپیش هزینه کرده اند، سود 18 درصدی وام پرداخت کنند، آیا نباید نسبت به خارج شدن جامعه علمی از مسیر اصلی فعالیت خود نگران شد؟ آیا این قشر میل به انجام سرمایه گذاری نمی کند؟ طالب ثروت اندوزی نمی گردد؟ مجبور نمی شود در کسب پول و ثروت چشم بر برخی ارزش ها ببندد؟ و آیا این شرایط بر کیفیت کار قشرهایی از جامعه که رسالت آنها آموزش و پرورش،

تحقیقات، و تأمین بهداشت و سلامت است، تأثیر نمی گذارد؟
آیا همین شرایط باعث نمی شود که علم فروشی به وجود بیاید، تا پاسخ سوء مدیریت هایی را بدهد که بر اثر تداوم آنها تحصیلکردگانِ بالاترین رده های علمی پس از فارغ التحصیلی با گذراندن حدود چهار دهه از زندگی خود همچنان باید به دنبال وامهای مسکنی باشند که با آنها در شرایط فعلی حتی نمی توان رهن خانه را نیز پرداخت کرد و در صورت موفقیت به اخذ این قبیل وامها هم باید بیش از 80 درصد از حقوق ماهیانه خود را برای چندین سال هر ماه به مراکزی بپردازند که هنوز فرق تلاش علمی با فعالیت تجاری را درک نکرده اند. هنوز به این نکته پی نبرده اند که افزایش حقوق کارمندان همواره پشتِ سرِ تورم لنگ لنگان روزها را به هفته، هفته ها را به ماه و ماهها را به پایان سال رسانده اند تا به استقبال تورم بعدی بروند.
پس اینکه دانشجوی تحصیلات تکمیلی با این سئوال که آیا حقوق دارندگان بالاترین مدرک تحصیلی تحت عنوان اعضاء هیات علمی که مجموع آنها در سراسر کشور هنوز به یکصدهزار نفر نیز نمی رسد کفاف زندگی شان را می دهد یا نه، سئوال بیجایی نیست. ضرورتاً همچون سئوالات بی پاسخ دیگر، این قبیل سئوالات باید پاسخی درخور دریافت کنند، تا نسل جوانی که با شوق، عمر گرانبهای خود را پشت سد کنکور می گذارند، قادر باشد تصمیمی عاقلانه برای فردای خودش اتخاد کند. این تصمیم عاقلانه باعث می شود همچون کسانی که امروز برغم اینکه حقوقشان کفاف زندگیشان را نمی دهد، اما عاشقانه و به امید فردایی بهتر فشارهای اقتصادی و مشکلات فرهنگی -اجتماعی را تحمل می کند، نسلی که به دنبال علم می رود بداند که با تبصره هایی هنوز علم بهتر است از ثروت.

**هیات علمی دانشگاه

واکنش‌ها به اظهارات ضرغامی درباره حقوق 10میلیونی و جریمه 3 میلیونی‎اش: با ده میلیون کم میارید؟؟ پس 90درصد مردم با 1 میلیون چه می‌کننند؟؟ کارگران چه کنند؟ آقای ضرغامی ما ملت شرمنده‌ایم

ظریف: چرا کیهان و صداوسیما نمی‌خواهند غرور ملی ایرانیان حفظ شود؟ همه ما در یک کشتی نشسته‌ایم| بدون مردم، هیچ هستیم| سیاست خارجی حوزه درگیری‌ جناحی نیست

تجاوز دکتر 70 ساله به دختر 9 ساله در مطب +عکس

کلیدواژه: علمي آموزشي هيات علمي حقوق و دستمزد

منبع: ایرنا

منبع این خبر، وبسایت www.irna.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۱۵۲۳۸۸۱ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • بیانیه تحلیلی حسینیه اندیشه پیرامون مباحث مطرح‌شده درباره فقه نظام
  • ​در خصوص مواضع حجت‌الاسلام فاضل لنکرانی تفکر درباره رابطه «اسلام و اداره کشور» نیاز فرهنگی انقلاب است
  • تفکر درباره رابطه «اسلام و اداره کشور» نیاز فرهنگی انقلاب است
  • جشن امضای کتاب های نوجوان در اراک+تصاویر
  • مساعدت مجلس در همسان‌سازی حقوق بازنشستگان
  • لزوم تغییر شاخص‌های رشد علم در کشور
  • پارادایم جدیدی در علم روانشناسی در راه است/ بحران علم روانشناسی
  • حقوق انسانی توانیابان مغفول مانده است
  • داستان زندگی «خانم‌زاده»
  • آئین نکوداشت استاد محمد روشن در رشت برگزار شد
  • چند و چون افزایش حقوق کارگران و کارمندان/پیشنهاد مجلسی ها برای دولت
  • موسیقی دشمن تاریکی هاست
  • گفت و گو با پری زنگنه خواننده موسیقی سبک اپرا / موسیقی دشمن تاریکی هاست
  • تردید در اثرگذار بودن پایان‌نامه‌های دانشجویی-1
  • چرخیدن چرخ‌های زندگی با چرخ خیاطی بانوی کار آفرین اردبیلی
  • تسهیل جنگ رسانه‌ای دشمن با طراحی برخی چهره‌های نفوذی
  • شیشه می در شب یلدا شکست
  • معرفی جلسات قرآن کشور در برنامه «پای رحل استاد»
  • زور علم الهدي به مهدوي کني نرسيد
  • مقاله نویسی ارتقای علم نیست/ دانشگاه با فرهنگ چه می کند؟