Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «ناطقان»
2024-04-18@22:56:37 GMT

اختلال شخصیت پارانوئید چیست؟

تاریخ انتشار: ۲ آذر ۱۳۹۷ | کد خبر: ۲۱۶۳۸۲۴۳

یک روانشناس گفت: اختلال شخصیت پارانوئید، اختلالی است که در آن شخص به شکلی بیمارگونه کنترل تمام رابطه را در دست می‌گیرد و به استقلال طرف مقابلش هیچ اهمیتی نمی‌دهد. ناطقان: وحید اکبری متخصص و کارشناس ارشد روانشناس بالینی اظهار کرد: اختلال شخصیت پارانوئید، اختلالی است که در آن شخص به شکلی بیمارگونه کنترل تمام رابطه را در دست گیرد و به استقلال طرف مقابلش هیچ اهمیتی ندهد و هرنوع شک و بدگمانی در مورد او را طبیعی بداند؛ او این احساس را به گردن طرف مقابل می‌اندازد و می‌گوید شکاک بودن من به خاطر بی بند و باری‌های توست.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!



وی در ادامه بیان کرد: اگر زنی با مردی پارانوئید آشنا شود، در ابتدا خواهد دید که آن مرد از ارتباط او با اطرافیان منزجر است. از زمان رفتن به دانشگاه از افرادی که در سرویس حمل و نقل هستند تا اساتید و همکلاسی‌ها، به همه شک دارد و او را مورد بازپرسی و سرزنش قرار می‌دهد. این رفتار به مرور به خشونت کشیده می‌شود، برای همین زن با مشورت کورکورانه  اطرافیان درس خواندن را متوقف می‌کند و در خانه می‌ماند، اما مشکل حل نمی‌شود و فرد پارانوئید این دفعه به سطح روابط اعضای خانواده و علاقه آنان به هم مشکوک می‌شود.


این روانشناس گفت: از طرفی اگر زنی دارای این اختلال شخصیت باشد، هر نوع ارتباط انسانی یا کاری با یک زن را برای مرد ممنوع می‌کند، بعد از آن او را در رابطه با زن‌های خانواده نیز محدود و یا به صورت آزار دهنده‌ای تحت کنترل می‌گیرد و در ابتدا قربانی به خودش می‌گوید رفتار طرف مقابل از روی حساسیت معمول یا علاقه زیاد است، اما در ادامه متوجه می‌شود که این شک‌ها بیشتر شده است.

اکبری با بیان اینکه این محدودیت‌ها هر نوع فعالیت فردی، اجتماعی و خانوادگی را فلج می‌کند، عنوان کرد: فرد مبتلا به این شخصیت می‌تواند حس ترحم طرف مقابل را برانگیزد یا حتی با زیرکی در او احساس گناه ایجاد کند، وقتی هم می‌بیند که طرف مقابل قصد جدایی دارد، برای این اتهامات دلیل پیدا می‌کند.


وی افزود: مشکل برای کسی که با فرد مبتلا به پارانوئید ارتباط دارد زمانی بیشتر می‌شود که فکر می‌کند با محدود کردن خواسته‌های خود یا انجام نکاتی که او مدعی است، به آرامش می‌رسد و باعث از بین رفتن شک و عدم اطمینانش می‌شود، در حالی که چنین نیست و فرد مبتلا به پارانوئید تمام حرکات، رفتار و گفتمان طرف مقابلش را فقط از دید خیانت ترجمه و تفسیر می‌کند. منبع: باشگاه خبرنگاران برچسب ها: اختلال ، شخصیت پارانوئید ، بیمار گونه

منبع: ناطقان

کلیدواژه: اختلال بیمار گونه

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت nateghan.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «ناطقان» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۲۱۶۳۸۲۴۳ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

فریاد عدالت‌خواهی «کن لوچ» در سینما

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «کن لوچ» و «ژان لوک گدار» را باید جزو معدود فیلمسازان برجسته جهان به شمار آورد که بدون ترس و واهمه از برخی پروپاگاندا و فضاهای رسانه‌ای به حمایت از آرمان فلسطین پرداختند. دفاع گدار شاید مهم‌تر باشد، چراکه در سال‌های دور که برچسب‌های بیشتری به حامیان فلسطین زده می‌شد به طرفداری از مردم بی‌دفاع غزه پرداخت. کن لوچ، نیز اخیراً و با از حد گذشتن چندباره وحشی‌گری‌های رژیم‌صهیونیستی به حمایت از مردم غزه پرداخته‌است. این نگاه انسانی تنها شعار و بیانیه‌این گونه فیلمسازها نیست، بلکه در عمل نیز تم ضد استعماری و عدالت خواهی در آثار آن‌ها قابل ردیابی است.
جوان آنلاین نوشت: «بلوط پیر» آخرین فیلم «کن لوچ» را با وجود ایرادات روایی و منطقی که دارد، باید جزو درخشان‌ترین فیلم‌های سال گذشته و از مهم‌ترین آثار کارنامه فیلمسازی وی خواند. فیلمی با کارکردهای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و از همه مهم‌تر انسانی. فیلم در راستای علایق سوسیالیستی کن لوچ و علیه سرمایه‌داری و نژادپرستی ساخته‌شده و در بیان داستان، از هیچ تلاشی برای حمایت از مظلوم و تقابل با ظالم به زبان هنری و دراماتیک فروگذار نشده‌است.
فیلم با ورود یک خانواده پناهنده سوری به یک روستای کوچک در انگلیس شروع می‌شود، از همان ابتدا شاهد رفتار آزاردهنده و غیرانسانی گروهی از مردم روستا با این خانواده هستیم که در قالب شکستن دوربین فیلمبرداری دختر بزرگ خانواده و یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم، بروز پیدا می‌کند. دوربینی که فقط یک ابزار برای ثبت اطلاعات یا خاطرات روزانه «رایا» با بازی «ابلا ماری» نیست و کارکردی دراماتیک در زندگی او دارد به نحوی که شکستن دوربین در ابتدای فیلم به مثابه شکستن آرزوها و آمال دختر جوانی است که هر آنچه از زندگی داشته یک دوربین عکاسی بوده و فیلم با این تقابل و نارضایتی شروع می‌شود.


در سوی مقابل با شخصیتی به نام «تی‌جی» آشنا می‌شویم که دیگر شخصیت اصلی فیلم است، صاحب کافه بلوط پیر که از همان ابتدای ورود خانواده سوری، برخلاف برخی بومی‌های رادیکال، حامی این خانواده است و تا انتها نیز پای آن‌ها می‌ماند. تی جی یک مرد مجرد است که از همسرش جدا شده، فرزندانش به او کم‌محلی می‌کنند و در زندگی شخصی خود با مخاطرات فراوانی روبه‌رو بوده تا جایی‌که در همان ابتدا برای معرفی این کاراکتر، خودکشی او نیز نشان داده می‌شود تا میزان سستی و افسردگی این مرد چاق روستایی عیان شود؛ خودکشی که با آمدن یک سگ کوچک نافرجام می‌ماند تا نقش این سگ کوچولو در زندگی تی‌جی، فراتر از یک حیوان خانگی باشد...
رویکرد کن لوچ در آثار خود، نگاهی رئالیستی و عدالت‌خواهانه است که سعی دارد ساده، جهانشمول و باورپذیر قصه‌های خود را روایت کند و در تقابل کامل با نظام‌های سرمایه‌داری عمل می‌کند. در کارنامه کاری لوچ، هر وقت که بر این مبنا حرکت کرده و به اعتقادات سوسیالیستی خود پایبند بوده توانسته فیلم‌های با کیفیت‌تری بسازد و زمانی که به سوی عقاید مارکسیستی رفته یا آنجاهایی که شناخت و تسلطی روی فرهنگ و ماهیت موضوعات و شخصیت‌ها نداشته، فیلم‌ها ضعیف‌تر از آب درآمده‌است.
یکی از انتقاداتی که به فیلم بلوط پیر از سوی برخی منتقدان وارد شده بود نیز از پی همین نشناختن و عجین‌نشدن با ماهیتی است که کن لوچ مایل بوده درباره آن فیلم بسازد. حقیقتاً، لوچ شناخت درست و دقیقی از مردم خاورمیانه و بخصوص جنگ زدگان سوری نداشته و از همین‌رو، خانواده سوری فیلم آنچنان که باید و شاید باورپذیر و مؤثر از آب در نیامده‌است، دیالوگ‌های رایا در لحظاتی شعاری است و برخی اکت‌ها و نسبت‌ها به این خانواده سطحی و کلیشه‌ای پرداخت شده است، این انتقادات به نحوه شخصیت‌پردازی خانواده سوری به فیلم آخر کن لوچ وارد است، اما این پایان ماجرا نیست.
بعد از معرفی که از شخصیت‌ها در اوایل فیلم مطرح می‌شود و دعوایی که مشخصاً به خاطر ورود پناهجویان سوری به این قصبه صورت گرفته و دلیل آن در برخی اوقات اقتصادی و معیشتی و برخی مواقع از سر حسادت و نژادپرستی عنوان می‌شود، فیلم شروع به تبیین ایدئولوژی اصلی خود یعنی انسانیت و همدلی به جای نژادپرستی و بدجنسی می‌کند.
اصولاً کن لوچ را باید در زمره ایدئولوگ‌ترین فیلمسازان تاریخ سینمای جهان دانست که با وجود ضعف‌ها و قوت ها، در موارد زیادی توانسته بیانیه‌های انسان‌دوستانه و عدالتخواهانه خود را در قالب درام‌های باورپذیر و دنبال‌کننده به تصویر درآورد. در این فیلم نیز، تی جی و رایا در نهایت تصمیم می‌گیرند با کمک اهالی شهر، محلی را برای دورهمی و غذا خوردن تدارک ببینند و این شروع ماجرای جمعی فیلم است.
هنر اصلی کن لوچ در فیلم بلوط پیر همین ساختن جمع در خلال درام داستان است، هر چه قدر در فیلم «من دنیل بلیک هستم»، او بر فردیت تکیه داشته و داستان بر اساس دو کاراکتر تا انتها پیش می‌رود، در بلوط پیر، فیلمساز ۸۸ ساله تلاش کرده تا جمع انسانی را به جای فردیت آدم‌ها بسازد. غذاخوردن در فیلم بلوط پیر یکی از مصادیق همین جمع‌شدن‌هاست و کارکردی فراتر از یک زمان برای تأمین نیاز گرسنگی افراد دارد، چنانچه در جمله‌ای که در کافه نوشته شده آمده‌است: با هم غذا می‌خوریم تا با هم رفیق شویم (نقل به مضمون). این‌گونه جمع شدن‌ها در بلوط پیر با غذاخوردن اهالی روستا، از فقرای انگلیسی تا مهاجران سوری شروع می‌شد تا به فینال مهم و ضربه نهایی فیلم بدل شود.
در پایان فیلم، تی‌جی که بار دیگر دچار سرخوردگی شده سراغ خودکشی می‌رود، اما با خبر مرگ پدر رایا برای بار دوم از این اقدام صرف‌نظر می‌کند تا تحول دراماتیک شخصیت تی‌جی در انتها شکل‌گیرد. در اینجا علاوه بر اینکه، فرجام ناخوشایند خودکشی با خبری منطقی و قابل‌باور به وقوع نمی‌پیوندد، با صحنه‌ای روبه‌رو می‌شویم که از تراژیک‌ترین سکانس‌های فیلم است. آن دسته از مردمی که از ابتدای فیلم به تقابل و دشمنی با خانواده سوری پرداخته‌بودند، در انتها به خاطر ابراز تسلیت به جمع خانواده رایا ملحق می‌شوند و این گونه پیام همدلی فیلمساز با نمایش دسته‌جمعی انگلیسی‌ها و سوری‌ها، موافقان و مخالفان نژادپرستی و یکی شدن مردم محقق می‌شود. از سوی دیگر، تی جی نیز دیگر آن مرد تنهای افسرده نیست و به نظر می‌رسد به پدر معنوی رایا بدل شده‌است: گویی در انتهای این فیلم نیز شاهد تقابل دو کاراکتر غمگین و شکست‌خورده فیلم (همانند دیگر آثار کن لوچ) هستیم که در اینجا رایا که به تازگی پدرخود را از دست داده گویا به فرزندی تی‌جی در می‌آید که تا لحظاتی قبل، قصد پایان دادن به زندگی خود را داشته‌است. فیلم با نمای تشکر و کنار هم قرارگرفتن این دو تمام می‌شود.

۲۲۰۵۷

برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن خبرآنلاین را نصب کنید. کد خبر 1896609

دیگر خبرها

  • رفع اختلال سامانه نسخه نویسی الکترونیک
  • بشنوید| آیا شخصیت زن به حجاب اوست؟
  • 5 ادکلن خوشبو مردانه 2024
  • آنچه باید درباره اختلال شخصیت ضد اجتماعی و عوامل بروز آن بدانید
  • فریاد عدالت‌خواهی «کن لوچ» در سینما
  • اختلال در سامانه بیمه سلامت
  • (ویدیو) رفع اختلال در سامانه نسخه الکترونیک تا پایان هفته
  • کتاب آبی آتشین منتشر شد
  • همه چیز درباره فصل سوم سریال «سرزمین مادری»؛ زمان پخش و بازیگران جدید
  • کیانو ریوز ضدقهرمان «سونیک ۳» شد