مشاهده اخبار داغ روز

معاون فرهنگی ـ اجتماعی سپاه پاسداران گفت: کوروش، به‌هیچ‌رو در میانِ ملّتِ ایران، منزلت و جایگاهی که رژیمِ پهلوی و صهیونیست‌ها برای او تراشیده‌ و ساخته‌اند را نداشته است. آفتاب‌‌نیوز : سردار محمد رضا نقدی معاون فرهنگی اجتماعی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به انتشار یادداشتی در روزنامه ایران درباره سخنان اخیرش درخصوص کوروش پادشاه هخامنشی پاسخ داد.


متن کامل جوابیه سردار نقدی به شرح زیر است:
مدیر مسئول روزنامه‌ی ایران
سلام علیکم 
در روزنامه‌ی ایران در تاریخ ۹۷/۹/۱۰ مطلبی با عنوانِ «سردار، مورّخ شده‌اند!» درج گردیده بود، که به‌ظاهر، مشتمل بر نقدِ گفته‌های اینجانب بود. در این یادداشت آمده بود:
«روز پنجشنبه، سردار محمدرضا نقدی، سخنانی را مطرح کرد که بازتاب‌های زیادی در فضای رسانه‌ای داشت. از جمله صحبت‌های وی درباره‌ی کوروش که وی را شاهی ساخته‌ و‌ پرداخته‌ دیگران دانسته که اصلاً نشانی از وی در تاریخ نیست و برای رابطه‌ی ایرانیان با یهودیان، عَلَم شده است. از منظرهای مختلفی می‌توان این اظهاراتِ آقای نقدی را موردِ کنکاش قرار داد، ولی قبل از هرچیز، شاید بهتر بود ایشان به‌خاطر می‌آورد که شخصیّتِ علمیِ بزرگی در حدّ علامه‌ی طباطبایی در تفسیرِ المیزان، کوروش را همان ذوالقرنین موردِ اشاره در قرآن دانسته است.»
از آنجاکه سخنانِ بنده تحریف شده و چنین برداشتی صحیح نیست، خواهشمند است برابرِ قانونِ مطبوعات، پاسخِ بنده را در همان صفحه و با عنوانی در همان اندازه، درج کنید.
به‌عنوانِ روزنامه‌نگار، به‌خوبی آگاهید که برداشت نادرست و یا تحریفِ سخنِ دیگران و سپس محکوم‌کردنِ آن سخنِ تحریف‌شده، از انصاف و اخلاق حرفه‌ای، سخت به‌دور است. روزنامه‌نگارِ حرفه‌ای، اگر حرف و نظر و موضعی درباره‌ گفته‌ دیگران دارد، باید ابتدا، سخنِ وی را بدونِ کم‌و‌کاست و عاری از دخل‌وتصرّف، نقل کند، و آن‌گاه به نقادی و رد و ابطال بپردازد۰ استناد به چند جمله از سخنرانی طولانی و نادیده گرفتن قبل و بعد آن و برداشت سلیقه ای و نادرست از آن کار درستی نیست.
واقعیّتِ این است که آنچه بنده در سخنرانیِ خویش گفته‌ام، انکارِ وجودِ شاهِ آدمکشی به‌نام کوروش که شهرهای زیادی را با زورِ سرنیزه و کشت‌و‌کشتار، به قلمروِ حکومتِ خود ملحق کرد، نبود، بلکه عبارت بود از نفیِ بزرگنمایی‌های غیرواقعی و چهره‌سازی‌هایی دروغین و افسانه‌ای درباره‌ وی که رژیم پهلوی و صهیونیست ها آن را ساخته و پرداخته اند و اینک از سوی برخی جریان‌های سیاسی و فکری، ادامه یافته است.
۱- من در آن سخنرانی چنین گفتم: تاریخِ ایران، تاریخی حداقل هفت‌هزار ساله و شاید ده‌هزار ساله است و نه دوهزار و پانصد ساله؛ به‌طوری‌که بخشی از آثارِ آن تاریخ هفت هزارساله، در شهرِ سوخته‌ زابل و هکمتانه‌ همدان، کشف شده است. امّا رژیمِ منحوسِ پهلوی و جریان‌های فکری و رسانه‌ای وابسته به صهیونیست‌ها، این چندهزار سال از تاریخِ پُرعظمتِ ملّتِ ایران را کنار نهاده و این‌گونه القاء کرده‌اند که تاریخِ ایران، دوهزاروپانصد ساله است، تا در اثرِ این سانسور، مجال برای محمدرضاشاهِ پهلوی فراهم شود که کوروش را در رأسِ تاریخِ ایران قرار دهد و از آنجاکه کوروش، حسبِ آنچه برخی مورّخان نوشته‌اند، ارفاقاتی نسبت به یهودیان داشته است، نتیجه بگیرند که ما نیز امروز باید به او تأسی کنیم و با صهیونیست‌ها، رابطه‌ مودّت دوستی داشته باشیم!
امام خامنه ای در این مورد می فرمایند: فرنگی ها اصرار داشتند هخامنشی ها را بالا بیاورند و مطرح کنند و کوروش و داریوش را اول تاریخ بدانند ، حتی مادها را هم از خاطر برده اند کار مستشرقین اروپایی در این زمینه خیلی صادقانه نبوده ..... در سرتاسر ایران کنونی ما تمدنهای بسیار قدیمی که بعضی شاید از تمدن از تمدن مصر هم قدیمی تر باشد وجود دارد؛ تمدن های ۶ هزار ساله و۷ هزار ساله.(۱۹ تیر ۸۳ همدان)
۲- کوروش، هرگز شخصیّتِ برجسته و بزرگی نبوده که بتوان او را در رأس و صدر ِتاریخِ ایران نشاند، بلکه حقیقت آن است که اگر تاریخِ ایرانِ باستان به‌درستی، فهم و وصف شود، سرچشمه و ریشه‌ی آن به بزرگانی چون پیامبرِ الهی، حضرتِ زرتشت -علیه‌السلام- خواهد رسید و اوست که بر تارکِ تاریخِ ایرانِ باستان، می‌درخشد. با این‌حال، چون محمدرضا شاه و صهیونیست‌ها نمی‌خواستند یک پیامبر، نمادِ تاریخیِ ما باشد، بلکه برای توجیهِ ظلم و استبدادِ شاهانه، نیاز بود که یک شاه، به‌عنوانِ نمادِ تاریخِ ایران شناخته شود.
۳- کوروش، به‌هیچ‌رو در میانِ ملّتِ ایران، منزلت و جایگاهی که رژیمِ پهلوی و صهیونیست‌ها برای او تراشیده‌ و ساخته‌اند را نداشته است. از جمله دلایلِ این ادّعا آن است که نه در شجره‌نامه‌های ایرانیان، و نه در سنگ‌قبورِ گذشتگان، و نه در اسامیِ برجستگانِ تاریخِ ملّتِ ایران، نامگذاری به چنین نامی بعنوان یک شخصیت محبوب تکرار نشده ، و در کتاب‌های کهنِ ایرانی، مانندِ شاهنامه‌ فردوسی که نام‌های محبوب و اسامیِ افرادِ خوش‌نام، به‌وفور در آنها تکرار شده است هم، چنین نامی دیده نمی‌شود.
۴-  تاریخ‌هایی که امروزه، اغلب به آنها استنادِ بی‌چون‌و‌چرا می‌شود، در واقع، تاریخ‌های دلبخواهانه‌ شاه‌ساخته و ناشی از اوامرِ ملوکانه‌ آنهاست، نه تاریخ‌های مستقل و واقع‌نما و متعهد به حقیقت. از این‌رو، در چنین تاریخ‌هایی، تاریخ به‌صورتی وارونه و معکوس بیان شده است، به‌طوری‌که در آنها، شاهانِ جنایت‌کار و ستم‌کار، محور و اساسِ تحوّلات قرار داده شده‌اند و انقلابیون، آزادیخواهان و مصلحانِ بزرگ، یاغی معرفی شده‌اند. به این دلیل، ما باید تاریخِ خویش را بر اساسِ خودِ واقعیّت، بازنویسی کنیم و به‌جای شاهانی که یکی از دیگری، شرورتر و خبیث‌تر بوده‌اند، تاریخ را با محوریّتِ انبیاء الهی، علما و حکمای راستین، و مصلحانِ آزادی‌خواه و عدالت‌طلبِ ایرانی بنویسیم.
۵- ملّتِ شریفِ ایران، هرگز نمی‌تواند میانِ خود و شاهِ مستبد و خون‌ریزی که به مردمِ ایران، ستم کردند و و از جمجمه‌ی مخالفانِ خود، برج می‌ساختند، و چشم‌شان را از حدقه در می‌آوردند، و کتفِ اسرا را به‌هم می‌دوختند، و هشتادهزار انسان را به دلیلِ تفاوتِ فکری، در یک‌روز گردن می‌زدند، و .... احساسِ یگانگی و هم‌ذات‌پنداری کنند و به آنها افتخار کنند!
امام خمینی (ره) که خود فخر ایران و ایرانی هستند شاهان ۲۵۰۰ ساله ایران را اینگونه توصیف کرده اند: مطلب، یک مطلبِ شوخی نیست. مطلبی است که یک ملتی که در طولِ تاریخ زیر سلطه سلاطین جور بوده؛ در طول تاریخ 2500 سال زیر سلطه سلاطینی بوده است که همه‌اش جور بوده، حتی آن عادل‌هایشان هم خبیث بودند، حتی آن انوشیروان عادلش هم از خبیث‌ها بوده، حتی آن شاه عباسِ جنت‌مکانش هم از اشخاص ناباب بوده؛ پسر خودش را کور کرده؛ در طول تاریخ، این ملت زیر سلطه و چکمه این سلاطین خبیث بوده.»صحیفه امام جلد ۴صفحه ۲۳۰ و امام راحل (ره) فرمودند: من گمان ندارم در تمام سلسله سلاطین حتی یک نفرشان آدم حسابی باشد۰صحیفه امام جلد ۱۹صفحه ۴۳۴
از طرفِ دیگر، ملّتِ با عظمتِ ایران، افتخاراتِ بزرگی دارد که از حضرتِ زرتشت - علیه‌السلام- تا امام خمینی -رحمه‌الله‌علیه- و امام خامنه‌ای، امتداد می‌یابد. پس شاهان، هرگز بخشی از هویّتِ ملّیِ ما نیستند، بلکه شاهان پیوسته دشمن ملت ایران بوده اند. هویّتِ ملّیِ ما، ریشه در تاریخِ باشکوهِ و طولانیِ حیاتِ جمعیِ مؤمنانه و سرشار از علم و فرهنگ و اخلاقِ ما دارد که در دوره‌ی تمدّنِ اسلامی، به نقطه‌ی اوجِ اعتلای خویش رسید و همگان را متحیّر و مبهوت ساخت. هویّتِ ملّیِ ما، در شخصیّت‌های بزرگ و تاریخ‌سازی که سرچشمه‌ی اخلاق و حکمت بوده‌اند، چون سلمان فارسی، کاتب خوارزمی، قوام شیرازی، زکریای رازی، خواجه‌نصیرالدین طوسی، ابوعبدالله حسین بن سینا، ملاصدرای شیرازی، حافظ شیرازی، سعدی شیرازی، غیاث‌الدین‌جمشید کاشانی، شیخ بهایی، ابوریحان بیرونی، شیخ محمود شبستری، مولانا جلال الدین بلخی، شیخ مفید، میرداماد، ابوالقاسم فردوسی، عین القضات همدانی، میرزانصر اصفهانی و ...، و همچنین در مبارزان و مجاهدانِ مخلص و ازخودگذشته‌ای مانندِ سید‌حسن مدرس، رئیس‌علی دلواری، میرزاکوچک جنگلی، عبدالحسین برونسی، سیدمحمد کاظم‌یزدی، سیدمحمود طالقانی، سیدروح‌الله خمینی، محمد بروجردی، مهدی باکری، حسین خرازی، نادر مهدوی، اسحق دارا و ...، تحقّق و تجسّم یافته است.
۶-  ادّعا کرده‌اید که اظهاراتِ بنده، به‌معنیِ کنار گذاشتنِ یکی از دو هویّتِ اسلامی و هویّتِ ایرانی است، در حالی‌که سخنِ من، معطوف به ملامت و تخطئه‌ی مظالم و مفاسدِ شاهانِ حاکمِ بر ایران بود، نه مردمِ ایران و هویّتِ ایرانی! روشن است که یکی شمردن این دو، مغالطه‌ای آشکار و رسوا است! عجبا! شما از رسانه‌ی رسمیِ نظامِ جمهوریِ اسلامی(!)، و در مقامِ رد و ابطالِ سخنانِ تحریف‌شده و ناگفته‌ی بنده(!)، لازمه‌ی حفظِ هویّتِ ایرانی را تصدیقِ شاهان و شاه‌دوستی می‌دانید؟! یعنی شاهانی را که در طولِ تاریخِ موردِ ادّعای دوهزاروپانصد ساله، بر ایرانیان حکومتِ جائرانه کرده‌اند، بخشی از منِ فرهنگی و تاریخیِ ما هستند؟! کسانی همچون اسکندر مقدونی، انتیگون، سلوکوس، دمیتریوسِ سوّم و .... ، و معاویه، یزید، منصور دوانیقی، هارون الرشید، مأمون، معتصم، متوکّل، طغرل، هلاکوخان، تیمور لنگ، محمود افغان، آغامحمدخان قاجار، رضاخان قلدر و بی‌سواد، محمدرضاشاهِ دست‌نشانده و فاسد! کدام ایرانی، از انتسابِ اینان به خود، احساسِ افتخار می‌کند و اینان را پاره‌ای از عناصرِ هویّت‌سازِ خود می‌شمارد؟!
۷-  برخلافِ آنچه که به علامه‌ی طباطبایی -رحمه‌الله‌علیه- نسبت داده‌اید، ایشان در تفسیرِ المیزان، اوّلاً نظراتِ افرادِ مختلف را در موردِ ذوالقرنین ذکر کرده‌اند، ثانیاً، نظرِ خویش را تنها به‌عنوانِ «یک احتمال» مطرح فرموده‌اند، نه امرِ قطعی و جزمی. ثالثاً، به‌یقین، کوروش که به سببِ ملاحظاتِ سیاسی و قدرت‌طلبانه، گرایش‌های شبه‌دینیِ مختلف را به‌رسمیّت می‌شناخته و حتّی به بت‌ها و آیینِ بت‌پرستی نیز احترام می‌گذاشته، هرگز نمی‌تواند جنابِ ذوالقرنین باشد. پس این استدلالِ شما نیز، قابل قبول نیست.
در این زمینه بمناسبت ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی کتابی نوشته ام با عنوان «گزارشی به نسل چهارم»؛ آنهایی که کار روز مره شان این است که حرفهای بنده را تحریف کنند و علیه آن در شبکه های اجتماعی پیام گذاری کنند اگر منطق دارند آن کتاب را دور از جنجالهای شبکه های اجتماعی نقد علمی کنند تا مردم خودشان قضاوت کنند.
والسلام علی من اتبع الهدی
۹۷/۰۹/۱۲
محمّدرضا نقدی

منبع: آفتاب

فیلم| مجادله یک دانشجو با رئیسی درباره رهبر انقلاب

آیا محسن لرستانی اعدام شد؟

فیلم| دفاع روحانی از قطع اینترنت جهانی و راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات!

درگیری در مجلس/ پایداری‌ها علیه نماینده اصلاح طلب/سلحشوری: به جز اقلیتی برخوردار از تبعیض و امتیاز، بقیه مردم را رها کرده‌ایم

انبار کیک‌های مشکوک پلمب شد/ مردم نگران نباشند

منبع این خبر، وبسایت aftabnews.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۱۸۰۳۶۹۷ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

خبر بعدی:

رابطه دانشگاه و صنعت آشفته است/پیشنهادی برای زنده کردن صنایع دستی و پارچه‌های ایرانی

به گزارش گروه اجتماعی ایسکانیوز، در این نشست علی دهباشی با بیان اینکه کتاب «صنعت پوشاک ایران از هامبارسوم تا هاکوپیان» اثری حاصل چند دهه کار است و به دلیل نگارش از سوی یکی از سرآمدان صنعت پوشاک در ایران یعنی سومبات هاکوپیان اهمیت زیادی دارد، از سیروس علی نژاد به‌عنوان یکی از کسانی که در تألیف این کتاب نقش داشته، دعوت کرد تا برای سخنرانی به روی صحنه تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی بیاید.

جامعه ارمنی در صنعت و هنر ایران نقش مهمی داشته اند

سیروس علی نژاد گفت: آقای هاکوپیان در مقدمه کتاب چند جمله کلیدی نوشته که شاکله و ساختمان این کتاب و انگیزه‌های شخصی خودش برای پدید آوردن این اثر را توضیح می‌دهد. او در بخشی از این مقدمه می‌نویسد: دنبال کردن زندگی و سرگذشت خیاطان ایران به‌موازات ارتقای صنعت پوشاک، در همه عمر خاطرم را به خود مشغول داشته است. شاید دلیل این امر، در ضمیر ناخودآگاهم دنبال کردن سرگذشت خودم باشد که ادامه آخرین نسل سلسله خیاطانی هستم که در طول تاریخ آمده‌اند. اما یقین دارم بیش از آنکه امری شخصی باشد به خاطر قدردانی از استادانی است که هزاران سال کار آنان هیچ پیشینه ثبت شده‌ای ندارد.

او افزود: من که تجربه شخصی همکاری با آقای هاکوپیان را دارم، می‌دانم که ذاتاً آدمی فرهنگی است هرچند با وجود مشغله صنعت کمتر فرصتی برای رسیدگی به این امور دارد اما هر وقت زمانی می‌یابد به این ذهنیات می‌پردازد. همین تفکر در وجود وی هم سبب شده که این کتاب را پدید بیاورد چون در نگاه آقا هاکوپیان لباس نه فقط به‌عنوان لباس که به‌عنوان نمادی از فرهنگ و هویت قلمداد می‌شود.

علی نژاد در ادامه با اشاره به نقش سومبات هاکوپیان در تألیف و انتشار کتاب «صنعت پوشاک ایران «از هامبارسوم تا هاکوپیان»» گفت: وی را نباید فقط به‌عنوان حامی مالی برای انتشار این کتاب در نظر گرفت. آقای هاکوپیان درواقع سر ویراستار این اثر هم بود و خودش جزءبه‌جزء این کتاب را از نظر نوشتاری سرپرستی کرد.

او درباره بخش‌های مختلفی که در این کتاب به آن پرداخته شده است، گفت: «صنعت پوشاک ایران «از هامبارسوم تا هاکوپیان»» شامل چند فصل است که هر فصل به بحث و موضوعی مشخص می‌پردازد. آقای هاکوپیان در ابتدا تصمیم داشت کتابی درباره خیاطانی بنویسد که زحمت‌کشان بی‌نام و نشان هزار ساله این دیار بودند و به این ملت خدمت کردند و آقای هاکوپیان هم تجربه آشنایی با تعداد زیادی از آنها را داشت. اما بر اساس نوشته ایشان در مقدمه هر چه پیشتر رفت، دید نمی‌توان در سنت غرق شد و سهم آینده یعنی صنعت پوشاک را نادیده گرفت.

این روزنامه‌نگار پیشکسوت ادامه داد: با این توضیح بعد از آماده شدن بخش مستند بر تاریخ در کتاب که مربوط به گذشتگان بود، آقای هاکوپیان دید که نمی‌شود سهم آینده و صنعت را نادیده گرفت بنابراین بخش صنعت را به کتاب افزود. من در این بخش در کنار بسیاری دیگر با ایشان همکاری کردم. درنهایت کتابی پدید آمد که نه سنت را فروگذاشت و نه صنعت را از یاد برد. امروز شاید برای اولین بار است که کتابی در یک صنف پدید آمده که هم به دیروزش نظر دارد و هم به امروز و حتی به فردا.

علی دهباشی در ادامه به روی صحنه آمد تا از دکتر سهیلا شهشهانی را به‌عنوان سخنران بعدی دعوت کند. به گفته دهباشی دکتر شهشهانی کتاب پوشاک دوره قاجار را تألیف کرده است و در آن کتاب به بحث تاریخی و جامعه‌شناسی شخصیت‌ها و تیپ‌های اجتماعی در آن دوره پرداخته است و امروز هر کس بخواهد در حوزه تاریخ و فرهنگ دوره قاجار کار کند از این کتاب بی‌نیاز نخواهد بود.

دکتر شهشهانی در آغاز سخنانش به ارائه توضیحاتی آماری از کتاب صنعت پوشاک ایران «از هامبارسوم تا هاکوپیان» پرداخت و گفت: این اثر جایی میان کتاب‌های علی‌اصغر سعیدی؛ «موقعیت تجار و صاحبان صنایع در ایران عصر پهلوی» که به خاندان‌های لاجوردی، حاج محمدتقی برخوردار، علی خسروشاهی و محمدرحیم ایروانی پرداخته بود، خواهد یافت. با این تفاوت که پدیدآورنده کتاب صنعت پوشاک یکی از صاحبان این صنعت یعنی سومبات هاکوپیان است. این کتاب نفیس شامل مصاحبه‌های است که از سوی4 نفر با 130 نفر صورت گرفته، 5 عکاس هم در این کتاب وظیفه عکاسی بر عهده داشته‌اند. طراحی و کار گرافیکی و صفحه‌بندی کتاب را هم ابراهیم حقیقی و علی حقیقی انجام داده‌اند. توجه به ابزار کار در این کتاب واقعاً قابل‌تحسین است. این کتاب عمدتاً بر دوره پهلوی با اوج دهه 1350 پرداخته است. وزن کتاب را نمی‌دانم چقدر است اما مانع از آن شد اما سنگینی‌اش باعث شد نتوانم آن را با خودم به همراه بیاورم و امضای آقای هاکوپیان را در صفحه اولش داشته باشم. امیدوارم یک نسخه بخارا گونه این اثر هم در اختیار علاقه‌مندان، اهالی قلم و دانشجویان قرار بگیرد تا بتوانند از محتوای نوی آن برخوردار شوند و به تحلیل بخش‌های مهم آن بپردازند.

این استاد دانشگاه افزود: با تورق کتاب متوجه شباهت زندگی خیاطان که در گوشه‌ای در حال سوزن زدن هستند و موسیقی رادیو آنها را همراهی می‌کنند، با محققان می‌شویم و این دومی با مداد و دود چراغ ادامه کار می‌دهد. موسیقی همراه آنهاست و رابطه‌ای متفاوت با مخاطبان خود دارند و از حظ بصر تولیدات خود همیشه بهره‌مند نمی‌شوند. اکثر زندگی‌نامه‌ها نشان می‌دهد خیاطان کار را از کودکی یعنی هفت تا دوازده سالگی آغاز کرده بودن و این موجب می‌شد بر همه ریزه‌کاری این حرفه واقف شوند. هرچند موجبات عصبانیت حقوقدانان پشتیبان حقوق کودک را فراهم می‌کردند.

او با اشاره به بخی از کتاب ادامه داد: در صفحه 13 این کتاب نویسنده به سادگی می‌گوید لباس در فرهنگ ایرانی از قدیم‌الایام نشان آدمیت است. با نگاهی به تاریخ دوره قاجار که در این کتاب درباره آن دوره سخنی به میان نیامده، می‌شود دریافت که واقعاً در میان ایرانیان پوشش اهمیت زیادی داشته است. برای مثال وقتی امیرکبیر به ملاقات ناصرالدین‌شاه می‌رود و او را در حیاط با لباس راحتی در حال قدم زدن می‌بیند، سعی می‌کند به‌سرعت از محل خارج شود و وقتی شاه از او علت تلاشش برای خروج از آنجا را می‌پرسد امیرکبیر می‌گوید من به دیدار شاه آمده بودم. ناصرالدین‌شاه از امیرکبیر می‌پرسد مگر من شاه نیستم؟ امیرکبیر هم پاسخ می‌دهد اکنون شما شاه نیستید. چون شاه باید تاج بر سر بگذارد، ردای سلطنتی بپوشد، حمایل بر خود ببندد، چکمه‌های را به پا کند، شمشیر بر کمر بسته دارد و باعظمت و طمأنینه بسیار جلوه‌گر شود. پس‌ از این رویداد، شاه دیگر هرگز در این هیئت ظاهر نشد و دیگر نه کسی او را در چنین حالت غیررسمی دید و نه سخنی دراین‌باره شنیده شد.

دکتر شهشهانی در پایان سخنانش گفت: درباره توجه ایرانیان به لباس پوشیدن در کتاب‌هایی که جهانگردان خارجی نوشته اند، توضیحات زیادی داده شده است. در این کتاب به جز در بخش‌های پایانی، سخنی از زنان به میان نمی‌آید. در اواخر کتاب مصاحبه‌ای با زنان صورت می‌گیرد و این نکته در رابطه با دانشگاه و صنعت حائز اهمیت است درحالی‌که یکی از مصاحبه‌شوندگان می‌گوید این رشته برای دختران برنامه ریزی شده است. این مسئله آشفتگی رابطه میان دانشگاه و صنعت را نشان می‌دهد. از نگاه من، این امکان وجود داشته که در کتاب از حضور زنان در صنعت پوشاک حتی به‌صورت آماری هم که شده، بیشتر یاد شود. بگذریم از اینکه در دوره بعد از انقلاب آنان که مشخصاً فرهنگ ایران را بر صحنه جهانی آوردند، یعنی هنرمندان موسیقی با لباس‌های طراحی شده از سوی زنان هنر ایرانی را در اجراهای جهانی معرفی کردند. گیتی حسابی از خاندان حسابی یکی از بانوانی است که در این زمینه تلاش‌های زیادی کرد و این هنرمندان را با هویت ایرانی روی صحنه جهانی برد.

در این نشست دکتر نعمت‌الله فاضلی با اشاره به اینکه خودش در یکی از فصل‌های این کتاب به‌عنوان نویسنده حضور داشته است، گفت: من در کتاب «صنعت پوشاک ایران «از هامبارسوم تا هاکوپیان»» به عنوان نویسنده فصل کوتاهی درباره تبارشناسی گفتمان پوشش در ایران حضور داشته‌ام، بنابراین شاید مجاز نباشم در نقد این کتاب سخن بگویم. به همین دلیل دراین‌باره سخنی نخواهم گفت اما از استادان، محققان و پژوهشگران تاریخ معاصر ایران دعوت می‌کنم به این سند مهم و غنی درباره پوشش، هنر، صنعت و فرهنگ ایران حتماً استفاده کنند.

او توضیح داد: بحثی که من در این کتاب مطرح کرده‌ام شاید به خیاطی و صنعت ارتباطی نداشته باشد اما مربوط به فرهنگ است. مسئله من در این کتاب تبدیل‌شدن لباس به‌عنوان پرسشی همگانی از مشروطه تا به امروز است. در این بحث توضیح داده‌ام که لباس در دوره پیشامعاصر پرسش جامعه ایران نبود. چون من در روستا بزرگ شده‌ام خوب به یاد دارم که در دوران کودکی‌ام اهالی روستا و پدر و مادر خودم لباس را می‌پوشند اما آن را توضیح نمی‌دهند و درباره‌اش بحث نمی‌کنند. مردم برای خوابیدن و حتی حضور در یک میهمانی از خودشان نمی‌پرسیدند که باید چه لباسی به تن کنند. پرسش پوشش پرسشی است که از درون تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ما بر می‌آید. پرسش پوشش در حقیقت پرسیدن از این است که من کیستم، من چیستم و من چگونه باید باشم، پرسش از قدرت است، پرسش از نظم سیاسی است و پرسش از ثروت و سرمایه است. از نگاه من این پرسش، پرسشی از همه ساحت‌های وجود ما است.

او افزود: به‌تازگی حتی مردم روستایی و عشایری هم به‌طور خودآگاه درگیر فرم‌های لباس، نخ‌ها و تاروپودهایش، رنگ و اندازه و سایزش و اینکه لباس از کجا آمده شده‌اند. امروز پیونده این پارچه با تمام پهنای زندگی همگانی شده است. من چرایی رخ دادن این اتفاق را در این کتاب مطرح کرده‌ام.

در ادامه این نشست دکتر محیط طباطبایی گفت: درک اینکه ما کجا زندگی می‌کنیم و سرزمینمان چگونه سرزمینی است، اهمیت بالایی دارد و با درک همین اهمیت هم به موضوع لباس به‌عنوان پدیده‌ای که همچون بقیه پدیده‌ها متأثر از اقلیم و فرهنگ یک سرزمین است، می‌پردازیم. به لحاظ جغرافیایی ما در سرزمین زندگی می‌کنیم که بی‌تردید با اکثر مناطق دنیا متفاوت است. این سرزمین در دو مدار و نصف‌النهار نزدیک به هم تنوع اقلیمی بسیار زیادی را در فاصله محدود به وجود آورده است.

او افزود: این تنوع جغرافیایی در چنین وسعت کمی، تنوع فرهنگی زیادی را هم به وجود آورده است. همین تنوع فرهنگی هم بر روی پدیده‌های فرهنگی ازجمله معماری یا همان مسکن، تا غذا و سفره و مسکن تن که همان لباس است، مختلف اثرگذار بوده است. به همین دلیل گاهی به ایرانیان خرده می‌گیرند چرا ایران مثل کشورهایی نظیر ژاپن و چین یک لباس ملی ندارد. آنها به گمان متوجه تفاوت سرزمین ما با دیگر سرزمین‌ها نشده‌اند.

محیط طباطبایی ادامه داد: گروه‌های صنفی در کشورها از دیرباز تا امروز دارای یک رفتار فرهنگی بوده‌اند و در جامعه نقش فرهنگی داشته‌اند. وقتی فتوت نامه‌ها را می‌بینیم به نقش آهنگران فعالان بقیه صنوف پی می‌بریم و جایگاهشان را متوجه می‌شویم. حتماً خیاطان و دیگران هم همین وضع را داشته‌اند.

او به تغییر لباس ایرانیان از دوره ای به بعد هم اشاره کرد و افزود: بعد از شکست ایران در ماجرای ترکمن چای جامعه ایرانی درصدد پاسخ گفتن به دلایل این شکست برآمد و اولین بار در قشون و با الگوبرداری از لباس نظامیان خارجی، تغییر شک گرفت. این نکته را نباید از یاد ببریم که اولین بار ایرانیان در دوره نادرشاه و برای لشکرکشی به هند لباس استتار را اختراع کردند. در آن دوره نادرشاه دستور داد از موی شتر نخ درست شود و با آن نخ پارچه‌هایی برای دوخت لباس استتار بافته شود. در آن زمان لباس نظامی فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها و دیگر کشورها آبی و قرمز و با رنگ‌های دیگر بود. در دوره قاجار و بعد از شکست ما از اروپایی‌ها که توپ و تفنگ و دفینه داشتند، فکر کردیم باید لباس‌هایمان را هم مثل آنها کنیم و به‌جای اینکه ما درزمینه لباس نظامی روبه‌جلو حرکت کنیم، پسرفت کردیم.

او در پایان سخنانش گفت: جامعه ارمنی در صنوف مختلف و در صنعت ایران همواره نقش مهمی داشته است. امروز هم می‌بینیم که این جامعه در تعامل با پدیده‌های جدید نقش بسیار عمده‌ای را ایفا می‌کند. بدیهی است که نوع دوزندگی لباس جدید از قرن نوزدهم به بعد از سوی گروه‌های مختلفی از جمله جامعه ارمنی به شهرهای مختلف ایران از جمله پایتخت رسید.

سوبات هاکوپیان آخرین سخنران این نشست گفت: علاقه‌مند بودم که تحلیل و بررسی مطالب کتاب در این برنامه بیشتر اتفاق بیفتد. راستش از بحث انتقادی درباره این اثر هم هیچ هراسی ندارم و از این لحظه به بعد منتظر نقد منتقدان هستم تا بتوانیم این نقد و نظرها را در چاپ‌های بعدی کتاب «صنعت پوشاک ایران «از هامبارسوم تا هاکوپیان»» به کار بگیریم.

او افزود: امروز در دنیا بحث‌های مختلفی درباره پوشاک مطرح است و گروهی معتقدند Fast Fashion می‌تواند به محیط‌زیست آسیب برساند. من هم در تلاشم تا مطلبی دراین‌باره آماده کنم و برای برخی از مجلات در این زمینه ارسال کنم.

هاکوپیان با توضیح درباره فعالیت‌های شرکتش گفت: ما مدت‌هاست که در محصولاتمان از مواد و الیاف طبیعی استفاده می‌کنیم و شاید به همین خاطر هم هست که برخی معتقدند گاهی بعضی از محصولاتمان چروک می‌شوند. بعد از سال‌ها تازه اروپا به این موضوع وارد شده است. از سوی دیگر سال‌ها قبل طرحی را آغاز کردیم که طی آن لباس‌های مردم که در کمدهایشان جمع شده از آنها می‌خریم و بعد از بازسازی و تعمیر به مناطق محروم نیازمند می‌فرستیم. هفت سال بعد از آغاز این طرح از سوی شرکت هاکوپیان شرکتی در امریکا طرحی مشابه را آغاز کرد و با جمع‌آوری کت‌وشلوارها و تعمیر و بازسازی آن، این لباس‌ها را در اختیار کسانی که می‌خواهند در جلسه مصاحبه جهت استخدام حضور پیدا کنند، قرار می‌دهند تا بعد از اتمام آن جلسه لباس را برگردانند.

هاکوپیان در پایان سخنانش گفت: ما پیشنهادی ارائه کرده‌ایم که طی آن کتاب و فیلمی با موضوع لباس اقوام ایرانی تهیه شود. برنامه‌ریزی‌هایش را هم انجام داده‌ایم و اگر وزارت ارشاد و وزارت گردشگری بتوانند این برنامه را حمایت کنند، بخش زیادی از صنایع‌دستی ایران و پارچه‌هایی که به محیط‌زیست آسیب نمی‌رساند با وجود استادان پیشکسوتی که هنوز در قید حیات‌اند می‌تواند به چرخه تولید بازگردد تا از این طریق بتوانیم با بهره‌گیری از امکاناتمان مرزهای چیده شده دورمان را بشکنیم و فرهنگ مشترک در منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم را احیا کنیم.

در پایان این برنامه، از کتاب «صنعت پوشاک ایران «از هامبارسوم تا هاکوپیان»»، با حضور سهیلا شهشهانی، نعمت‌الله فاضلی، سیروس علی نژاد، احمد محیط طباطبایی، علی دهباشی، سوبات هاکوپیان، منوچهر والی زاده و علی ربیعی رونمایی شد.

انتهای پیام/

20 / 20 سیروس علی نژاد هاکوپیان صنعت پوشاک ایران سرآمدان صنعت پوشاک در ایران

دیگر خبرها

  • اصلاحات هنوز به بن بست نرسیده است/ درباره اصل انتخابات هرگز تردید نمی‌کنیم
  • تاجزاده: اصلاحات هنوز به بن بست نرسیده است/ درباره اصل انتخابات هرگز تردید نمی‌کنیم/ راهی جز بازگشت به رای ملت نداریم
  • اصلاحات هنوز به بن بست نرسیده است/ درباره اصل انتخابات هرگز تردید نمی‌کنیم/ راهی جز بازگشت به رای ملت نداریم
  • تاج‌زاده: اصلاحات هنوز به بن‌بست نرسیده است/ هرگز انتخابات را رها نمی‌کنیم اما...
  • سفرنامه یکی از زنان ناصرالدین‌شاه منتشر شد/ چهره متفاوت ایران از نگاه نویسنده‌ای متفاوت
  • رسول خدا(ص) در رفتار فردی و جمعی اعتدال را پاس می‌داشت
  • باید با هتاکان در همدان قاطعانه برخورد شود
  • دوران جنینی تا ۳ سالگی دوره استعداد سازی است/ حساسیت والدین دهه نودی به شخصیت فرزندانشان
  • انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتماد‌های فراوان خود را به گروه‌ها و لیبرال‌ها می‌خوریم
  • واکنش ترامپ به انتخاب تونبرگ به عنوان شخصیت سال مجله «تایم»
  • مانه: قهرمانی در جام باشگاه های جهان افتخار بزرگی خواهد بود؛ می دانیم که بازی های سختی پیش رو داریم
  • فرمانده کل سپاه: ملت ایران هرگز برای رفع مشکلات اقتصادی به سمت دشمن نمی‌روند
  • ملت ایران هرگز برای رفع مشکلات اقتصادی به سمت دشمن نمی‌روند
  • ملت ایران هرگز برای رفع مشکلات اقتصادی به سمت دشمنان نمی‌روند
  • نیمکت نشینی در پرسپولیس افتخار است/ برای تیم بزرگی مثل پرسپولیس همیشه حاشیه درست می‌کنند
  • عموم آثار ناباکوف شخصیت‌محور با تعلیقات ذهنی هستند
  • علمای اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایه‌داران و پول‌پرستان و خوانین نرفته‌اند
  • فرشاد مومنی: ۱۰ سال اول انقلاب، درخشان‌ترین دوران تاریخ اقتصاد ایران است
  • 10 سال اول انقلاب، درخشان‌ترین دوران تاریخ اقتصاد ایران است