محمد رائد خانکان، پناهجوی سوری در ایران می‌گوید: یک مسیحی در دمشق وقتی در میانه مسیر خود به حرم مطهر حضرت زینب(س) می‌رسید، به نشانه احترام رو به حضرت علامت صلیب روی بدن خود می‌کشید و به شیوه خود به ایشان سلام می‌داد. ۲۲ دی ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۵ فرهنگی فرهنگ حماسه و مقاومت نظرات - اخبار فرهنگی -

خبرگزاری تسنیم: با لهجه عربی شامی صحبت می‌کند و نگران عدم برقراری ارتباط به خاطر لهجه‌اش است. «یک علوی محب سیده زینب سلام‌الله علیها» خود را اینگونه معرفی می‌کند و معتقد است محبتش به بانوی دمشق او را به عضویت در «دفاع وطنی سوریه» برای دفاع از حرم کشاند. در این راه رنج جانبازی را هم تجربه کرده است. اما وقتی خانه و کاشانه‌اش را تخریب کردند دیگر نتوانست در سوریه دوام بیاورد و به زندگی در میان شیعیان ایران پناه آورد.

ایده تشکیل نیروهای دفاع وطنی سوریه، ایده سردار شهید همدانی بود که آن را به بشار اسد پیشنهاد داد تا این بسیج را تشکیل دهد. نیروهای دفاع وطنی سوریه در واقع بسیج مردمی این کشور است که با سازماندهی و گذراندن دوره‌های آموزشی نحوه دفاع از کشور خود و مقابله با تروریست‌های تکفیری را فرا گرفته‌اند. این بسیج مردمی سازمان یافته در کنار ارتش سوریه و مدافعان حرم از کشورهای مختلف بخشی از جبهه مقاومت اسلامی در سوریه را تشکیل می‌دهند. شکل گیری روحیه مقاومت و ایثار در اعضای دفاع وطنی سوریه مهمترین ویژگی این گروه مقاومت است که با تأثیرپذیری از گروه‌های مقاومت مردمی منطقه تشکیل شده است.

روایت آزاده‌ دفاع مقدس که جانباز مدافع حرم شد/منطقه‌ای در سوریه که بدون حتی یک گلوله آزاد شدروایت مقاومت نخستین جانباز نخاعی مدافع حرم+ عکس و فیلم

 

محمد رائد خانکان متولد 1986 میلادی و اصالتا اهل شهر دمشق در کشور سوریه است. این پناهجوی 32 ساله سوری سه سال است که در ایران زندگی می‌کند و مهمترین عامل عزیمتش به ایران را محیط اسلامی این کشور برای تربیت فرزندانش عنوان می‌کند. او در گفتگو با تسنیم از فراز و نشیب عزیمتش به ایران می‌گوید. متن این گفتگو در ادامه می‌آید:

*آقای خانکان! در سوریه به چه کاری مشغول بودید و چه شد که به ایران سفر کردید؟

در دانشکده مهندسی مکانیک در سوریه درس خوانده‌ام و پیش از شروع جنگ در سوریه یک مهندس کولر و تهویه بودم و شغل دولتی داشتم. سال 2012 در سوریه ازدواج کردم. همسرم دو سالی بود که در دانشگاه جامع دمشق اقتصاد می‌خواند که با من ازدواج کرد. او هم اصالتا اهل سوریه است. ما دو دختر داریم که یکی 7 ساله است و امسال تازه وارد مدرسه شده و دختر دیگرمان یک و نیم سال سن دارد.

شرایط جنگ ما را مجبور به مهاجرت کرد. سال 2015 بود که به ایران آمدیم. خیلی از اهالی سوریه به خاطر شرایط به کشورهای دیگر همچون ترکیه و کشورهای اروپایی پناه بردند وعده‌ای هم همچون من به ایران آمدند. پدر و مادر من هنوز در سوریه زندگی می‌کنند اما سه خواهر دارم که دوتای آن‌ها به اروپا رفته و سومی به ترکیه هجرت کرده است.

* چرا شما همراه خواهرانتان به کشورهای اروپایی مهاجرت نکردید؟

هرچند در ایران هیچ فامیلی ندارم اما دلایل زیادی داشتم که همچون خواهران یا دوستانم به جای پناه آوردن به ترکیه و اروپا به ایران آمدم که مهمترین آن تربیت اسلامی فرزندانم بود. من دو دختر دارم که باید به مدرسه بروند و درس بخوانند. در ترکیه و اروپا شرایط و امکانات اسلامی برای تحصیل فرزندانم وجود ندارد. به غیر از آن وضعیت اقتصادی هم برایم مهم بود. شرایط زندگی در ایران از نظر اقتصادی همچون کشور سوریه پیش از جنگ است. در حالیکه شاید زندگی در کشورهای اروپایی بسیار گران تر تمام شود.

*  از وضعیت زندگی مردم در سوریه بگویید. رابطه مردم سوریه با حضرت زینب(س) چگونه است؟

قبل از جنگ، اوضاع سوریه خوب بود و ما مشکلی نداشتیم. کل مردم سوریه یاد گرفته بودند که از هر طایفه و عقیده‌ای با دیگران در صلح باشند. مردم سوریه از طوایف و ادیان مختلف در یک شهر زندگی می‌کردند و با هم مشکلی نداشتند. مسیحی و یهودی و سنی و علوی همه به حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) احترام می‌گذاشتند و به نوعی با این اهل بیت(ع) ارتباط برقرار می‌کردند. حالا ممکن است که طرفداران ادیان دیگر مثل مسلمانان محب حضرت نبوده‌اند اما به حضرت زینب(س) احترام می‌گذارند. مثلا ممکن بود یک مسیحی در دمشق وقتی در میانه مسیر خود به حرم مطهر حضرت زینب(س) می‌رسید، به نشانه احترام رو به حضرت علامت صلیب را روی بدن خود می‌کشید و به شیوه خود به ایشان سلام می‌داد.  اما متاسفانه با حمله داعش و شروع جنگ در سوریه تعداد زوار حضرت زینب(س) به خاطر شرایط ناامن دمشق هم کمتر شد.

 

مردم سوریه از طوایف و ادیان مختلف در یک شهر زندگی می‌کردند و با هم مشکلی نداشتند. مسیحی و یهودی و سنی و علوی همه به حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) احترام می‌گذاشتند و به نوعی با این اهل بیت(ع) ارتباط برقرار می‌کردند.

 

* شما و دیگر مردم سوریه وقتی فهمیدید که داعش به حرم حضرت زینب(س) هم حمله کرده است، چه کردید؟

برخی تکفیری‌های کشورهای دیگر به خاطر پول به گروه‌های تروریستی پیوستند و به سوریه آمدند. کم کم در داخل مردم، گروه دفاع وطنی سوریه تشکیل شد و در کنار ارتش به مقابله با داعش پرداخت. بعد رزمندگان مقاومت از سایر کشورها هم برای دفاع از حرم به میدان آمدند. ارتش سوریه چون تجهیزات سنگین داشت، وارد زینبیه نمی‌شد. امنیت حرم بیشتر دست رزمندگان مقاومت نظیر بچه‌های حزب‌الله لبنان، دفاع وطنی و کتائب حزب‌الله عراق بود.

ما هم مثل خیلی از مردم سوریه علوی هستیم و علاقه زیادی به حضرت زینب(س) داریم. به همین خاطر من آموزش دیدم و سه سال داوطلب عضویت در دفاع وطنی سوریه شدم تا از حرم حضرت زینب(س) دفاع کنم. سال‌های 2011، 2012 و 2013 من عضو دفاع وطنی سوریه بودم و هنوز کارت آن را همراه خود دارم.

 

علاقه زیادی به حضرت زینب(س) داریم. به همین خاطر من آموزش دیدم و سه سال داوطلب عضویت در دفاع وطنی سوریه شدم تا از حرم حضرت زینب(س) دفاع کنم.

 

* در طول این سال‌ها با مدافعان حرم ایرانی هم برخورد داشتید؟

چون محل خدمتم در طول سال‌های عضویت در دفاع وطنی در دمشق بود، زیاد با رزمندگان ایرانی برخورد نداشتم چون بچه‌های ایرانی بیشتر در حلب و فوعه و کفریا شناخته شده بودند اما با رزمندگان حزب‌الله برخورد داشته‌ام.

* در خانواده خود شهید یا جانباز دارید؟

خوشبختانه هیچ یک از نزدیکانم را در جنگ از دست ندادم اما همگی ما مجروحیت زیادی از این جنگ را متحمل شدیم. من هم یکبار در منطقه داریا در دفاع از حرم حضرت سکینه(س) مجروح شدم که هنوز هم آثار این جراحت مشهود است. حرم حضرت سکینه هم در این جنگ تخریب‌هایی به خود دید اما الان آن را درست کرده‌اند.

* علاقمند هستید که باز هم به سوریه بازگردید؟

متاسفانه خانه ما در سوریه تخریب شده و خانه پدر و مادرم هم کوچکتر از آن بود که بتوان با هم در یک جا زندگی کرد. حالا سه سال است که در ایران زندگی می‌کنم.هرچند داعش از سوریه رفته و به غیر از ادلب و مناطقی نزدیک عراق که در دست جبه النصره مانده، بقیه تحت تصرف نیست اما مشکلات جنگ هنوز رفع نشده است. اگر مشکلات برطرف شده و جنگ تمام شود از خدایم هست که باز به سوریه بازگردم.

* چه تعداد از اهالی سوریه به ایران آمده‌اند؟ از حال هم وطنانتان در اینجا خبر دارید؟

جمعی از آوارگان سوری‌ به ایران آمده‌اند و عموما در تهران، مشهد و بندرعباس ساکن شده‌ و مشغول کارند. تقریبا تمام سوریه‌ای‌هایی که به ایران آمده‌اند، در رستوران‌ها مشغول کار شده و غذای عربی درست می‌کنند. من هم در یکی از همین رستوران‌ها شاورما درست می‌کنم. عموما به خاطر مشکل اختلاف زبان و ندانستن زبان فارسی، همه مجبور به کار در رستوران‌ها هستیم. افرادی مثل من که صاحب همسر و فرزند هستند، ترجیح می‌دهند به خاطر تحصیل فرزندانشان در تهران سکونت داشته باشند تا فرزندان بتوانند از مدارس اعراب استفاده کنند.

*کیفیت زندگی در اینجا بهتر است یا سوریه؟

من روزانه 12 ساعت در رستوران کار می‌کنم. از شرایط زندگی در اینجا نسبتا راضی هستم. اما در آمدم در سوریه قبل از جنگ بهتر بود زیرا یک مهندس بودم و به هر حال شغل دولتی و تسهیلات داشتم. رستورانی که در آن کار می‌کنم متعلق به یک ایرانی است که شاید حدود 90 درصد کارکنان آن عرب هستند.

* شما و هموطنان سوری‌تان در اینجا عموما با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنید؟

مشکل زبان، یکی از مشکلات ما پناهجویان سوریه‌ای است. مشکل ارتباط با مردم فارسی زبان داریم. ارتباط با مردم در محلی که در تهران ساکن هستیم به خاطر عرب زبان بودن ساکنین، خیلی سخت نیست اما در خارج از این محل مردم عربی نمی‌دانند و این ارتباط برای من که خیلی کم فارسی می‌فهمم و همسر و فرزندانم که اصلا فارسی نمی‌دانند خیلی سخت است. چون حتی لهجه ما هم لهجه شامی است که با عرب زبان‌های تهران که عموما به لهجه عراقی صحبت می‌کنند، تفاوت‌های زیادی دارد. اوایل که به ایران آمده بودیم، همسرم خیلی با این اختلاف لهجه مشکل داشت و حتی با همسایه‌ها نمی‌توانست درست ارتباط زبانی بگیرد. لهجه ما به لهجه لبنانی و فلسطینی نزدیک‌تر است.

در حال حاضر مشکل اصلی ما، مسئله اقامت است. ما با حمایت مجمع جهانی اهل بیت(ع) سه سال در ایران اجازه اقامت گرفتیم که حالا آخرین روزهای آن در حال اتمام است.

 

اما در حال حاضر مشکل اصلی ما، مسئله اقامت است. ما با حمایت مجمع جهانی اهل بیت(ع) سه سال در ایران اجازه اقامت گرفتیم که حالا آخرین روزهای آن در حال اتمام است. از این به بعد اقامتمان با مشکل مواجه است و در این زمینه متاسفانه سفارت سوریه هم زیاد ما را حمایت نمی‌کند.

* چقدر به شهرهای ایران سفر کرده‌اید؟ ارتباط مردم با شما چگونه بوده است؟

متاسفانه به خاطر مشکل زبان و شرایط شغلی زیاد نتوانسته‌ام سفر کنم. فقط یکبار به مشهد و یکبار به شمال رفته‌ام. خوشبختانه اکثرا مواجهه مردم ایران با ما به عنوان مردم سوریه خوب بوده است.

---------------------------------------------------------
گفت‌وگو از : نجمه‌ السادات مولایی و علیرضا خوب بخت
---------------------------------------------------------

انتهای پیام/

گفت و گو با راشد خانکانگفت و گو با راشد خانکانگفت و گو با راشد خانکانگفت و گو با راشد خانکانگفت و گو با راشد خانکانگفت و گو با راشد خانکانگفت و گو با راشد خانکان R1013186/P/S4,38/CT2 واژه های کاربردی مرتبط شهدای مدافع حرم مدافعان حرم جبهه مقاومت اسلامی

منبع: تسنیم

خبر بعدی:

افزایش سن ازدواج طرحی مبتنی بر آمار دروغ/ آیا قوه قضائیه ورود می‌کند؟

در طول چند ماه گذشته مدافعان طرح افزایش سن ازدواج با استناد به آمار نامعلوم بر طبل محدودیت سن ازدواج کوبیده‌اند، آماری که امروز عدم صحت آنها به وضوح روشن است. اما مجازات آدرس غلط دادن به مردم و مسئولان و تشویش اذهان عمومی چیست؟

گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو،یکی از دلایل مدافعان و طراحان طرح افزایش سن ازدواج، برای محدودسازی سن ازدواج(به 18 سال برای پسران و 16 سال برای دختران) افزایش طلاق در ازدواج‌های زیر 20 سال است. دلیلی که همچون دیگر دلایل طرح افزایش سن ازدواج هیچگاه برای آن آمار مستدل و تحلیل علمیِ ارائه نشد، تا اینکه بالاخره یادداشتی تلگرامی از یک دانشجوی دکتری علوم اجتماعی دستاویز مدافعان این طرح قرار گرفت تا یکباره همه آمار رسمی مرکز آمار و ثبت احوال کشور را نادیده بگیرند و بر طبل "شاهد از غیب رسید بکوبند"، گزارش زیر دروغِ این یادداشت و آمارسازی جریان غربگرا را مشخص می‌کند.

به دنبال تصویب یک طرح با دروغ و آمارسازی

افزایش قانونی سن ازدواج به 18 سال برای پسران و 16 سال برای دختران یعنی دقیقا همان چیزی که سند 2030 یونسکو به دولت ایران دیکته کرده، مدتی است که مورد پیگیری شدید جریان‌های غربگرا در دولت و مجلس آنهم در شرایط وخیم اقتصادی کشور و با وجود الویت‌های فراوان دیگر در حوزه خانواده و جوانان قرار دارد. الویت‌هایی چون ازدواج میلیون‌ها جوان مجرد که بسیاری از آنها از سن تجرد قطعی عبور کرده و در حال از دست دادن فرصت همسر و فرزند داشتن برای همیشه هستند.

طرح افزایش سن ازدواج اگرچه در کمیسیون قضایی مجلس به علت مشکلات و نقص‌های فراوان حقوقی متوقف شد اما همچنان مورد پیگیری جدی فراکسیون زنان مجلس و معاونت اموز زنان و خانواده ریاست جمهوری قرار دارد.

یکی از دلایل مدافعان و طراحان طرح افزایش سن ازدواج، برای محدودسازی سن ازدواج(به 18 سال برای پسران و 16 سال برای دختران) افزایش طلاق در ازدواج‌های زیر 20 سال است. ادعایی که هرگز برای آن آمار مستدل و تحلیل علمی ارائه نشد و در حد شوآف رسانه‌ای مطرح کنندگان آن باقی ماند.

تا اینکه مدتی پیش یک دانشجوی دکتری علوم اجتماعی در یادداشتی تلگرامی مدعی شد که آمار طلاق‌ها در ازدواج‌های زیر 20 سال بیشتر است. این ادعا پیش از آنکه راست آزمایی و صحت سنجی گردد به عنوان منبع و مرجع علمی جریان غربگرا  برای جلوگیری از ازدواج‌های زیر 20 سال تبدیل گردید.

در عین اینکه جریان غربگرا، دانشجوی معلوم‌الحال علوم اجتماعی و استاد مربوطه مدعی چنین آماری بودند، آمار سازمان عظیم ثبت احوال کشور و  سازمان آمار و گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در موضوع سن ازدواج برخلاف ادعای آنها بود و نشان می‌داد که میزان طلاق در گروه‌های سنی زیر ۲۰ سال بسیار کمتر از دیگر گروه‌های سنی است.

ماجرای آمارسازی چیست؟

این دانشجوی علوم اجتماعی براساس نتایج سالنامه آماری ثبت احوال و با در نظر گرفتن شاخص "میزان طلاق ویژه سنی" نتیجه‌گیری می‌کند که طلاق در گروه‌های سنی زیر ۲۰ سال بسیار بیشتر از گروه‌های بالای ۲۰ سال است، درحالیکه خود سالنامه آماری سازمان ثبت احوال چنین نتیجه‌ای نگرفته بود.

 تعداد طلاق ثبت‌شده برحسب سن زن در زمان ازدواج – منبع: سالنامه آماری سال ۱۳۹۶ سازمان ثبت‌احوال کشور

این یادداشت بی بنیه به لحاظ علمی در کمترین زمان به مرجع و منبع علمی مدافعان قانون "محدودسازی سن ازدواج" و موج‌سواری رسانه‌ای آنها واقع شد.

هم اکنون از سه روش برای محاسبه میزان طلاق در گروه‌های سنی استفاده می‌شود، دو روش در گزارش مرکز پژوهش‌ها و یک روش در سالنامه ثبت احوال.

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس ابتدا از شاخص "سهم هر گروه سنی" از کل طلاق‌های یک سال استفاده کرده است. به این صورت که نسبت طلاق‌های هر گروه سنی را به کل طلاق‌های یکسال محاسبه کرده است. بر اساس نتایج این شاخص نسبت طلاق در گروهای زیر ۲۰ سال بسیار کمتر از بالای ۲۰ سال است.

اما خود گزارش می‌گوید این شاخص قابل اعتماد نیست چرا که بزرگی یا کوچکی عدد طلاق هر گروه سنی در نتیجه تاثیر می‌گذارد، مثلا چون عدد طلاق گروه سنی ۱۰ تا ۱۴، هزار و صد دوازده نفر است و عدد طلاق گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال چهل هزار نفر، سهمی که هر گروه سنی از کل طلاق‌ها دارد تحت تاثیر جمعیت آن گروه است و به این شاخص نمی‌توان اعتماد کرد.

 شاخص دوم "نسبت ازدواج به طلاق" است این شاخص تلاش کرده است تا مساله تاثیر حجم جمعیت هر گروه سنی را بر میزان طلاق کنترل کند. براساس این شاخص نیز میزان طلاق‌ها، در گروه‌های سنی زیر ۲۰ سال کمتر است. اما مشکلی که این شاخص دارد این است که در گروه‌های سنی بالای ۱۴ سال مشخص نیست که طلاق برای همان گروه سنی است یا گروه‌های سنی قبل.

گزارش مرکز پژوهش‌ها تلاش کرده است با استناد به الگوی طلاق‌ها در کشور که نزدیک به ۵۰ درصد طلاق‌ها در ۵ سال اول و ۳۰ درصد طلاق‌ها در سال اول اتفاق می‌افتد این مساله را حل کند و به شاخص اعتماد کند.

 اما شاخص سوم که دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی مذکور آن را بکار می‌گیرد عبارت است از شاخصی که "طلاق ویژه سنی" طلاق را به ازای هر هزار زن متاهل می‌سنجد. براساس این شاخص نتایج میزان طلاق در گروه‌های سنی برعکس می‌شود، بطوری که طلاق در گروه‌های سنی زیر 20 سال بیشتر از طلاق‌ها در گروه‌های سنی بالای 20 سال است.

 بر اساس نتایج این شاخص در حالیکه به ازای هر 1000 زن متاهل در گروه سنی زیر ۱۴ سال ۳۰ نفر طلاق گرفته‌اند در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ تنها ۱۳ نفر طلاق گرفته‌اند!

مشکل روش سوم محاسبه میزان طلاق در گروه‌های سنی مختلف چیست؟

آن چیزی که در روش سوم سعی می‌‍شود از دید مخاطب مخفی نگاه داشته شود تاثیر پذیرفتن شاخص  از مولفه عدد جمعیت گروه سنی است دقیقا همان مشکلی که شاخص اول دارا است و آن را از حیث اعتبار ساقط می‌کند.

البته تاثیرپذیری این شاخص از مولفه عدد جمعیت گروه سنی  از قلم گزارش ثبت احوال جا نمانده لذا گزارش از ارائه نتیجه‌گیری مبتنی بر این شاخص سرباز زده است.

با یک مثال راحت‌تر می‌توان به ایراد این شاخص پی برد. مثلا در سال ۱۳۹۵ تعداد زنان متاهل در گروه سنی ۱۰ تا ۱۴ سال، ۳۶ هزار و ۴۰۵ نفر است و تعداد طلاق‌ها یک هزار و ۱۲۸ نفر، با تقسیم تعداد طلاق به تعداد زنان متاهل و ضرب آن در 1000 نتیجه می‌شود ۳۰ نفر در هر هزار نفر زن متاهل در این گروه سنی طلاق گرفته‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‌اند.

اما در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال تعداد زنان متاهل ۲.۹۹۹.۹۲۴ نفر است و تعداد طلاق‌ها، ۴۰ هزار و ۳۶۴ نفر. با شاخص فوق در این گروه سنی طلاق‌ها در هر هزار نفر می‌شود ۱۳ نفر. پس عدد بزرگ نتیجه کوچک می‌دهد و گزارش ثبت احوال هم به این اشاره کرده است. و عجیب آن که دانشجوی دکتری متوجه نکته به این سادگی نشده است.


اما آیا همه ۲ میلیون و نهصد هزار نفر زن متاهل در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال و آن هم در سال ۹۵ ازدواج کرده‌اند. خیر! تنها ۱۴۳ هزار و ۷۳ نفر در این گروه سنی در این سال ازدواج کرده‌اند و بقیه متعلق به سال های دیگر و گروه‌های پایین هستند.

حال با عدد جدید۱۴۳ هزار نفر یعنی زنان متاهلی که در این گروه سنی در همین سال ازدواج کرده‌اند، تعداد طلاق این گروه با همان شاخص ویژه سنی چند نفر می‌شود؟ ۲۸۲ نفر! به ازای هر هزار نفر در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال طلاق می‌گیرند.

حالا اگر این عدد را با ۳۰ نفر گروه سنی ۱۰ تا ۱۴ سال مقایسه کنیم می‌بینیم، با یک جابجایی به ظاهر ساده چه خطای بزرگی صورت گرفته است. به جای ۲۸۲ نفر طلاق در هر هزار نفر در گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال که عدد درست است ۱۳ نفر نادرست نوشته شده است. تا به هر ترتیب طلاق در گروه‌های سنی زیر ۲۰ سال بیشتر از گروه‌های بالای ۲۰ سال شود.

آمارسازی در سکوت مسئولان و متخصصان 

اما سوالاتی که به ذهن مخاطب متبادر می‌‌شود این است که آیا در کار آماری دانشجوی مذکور و استاد جمعیت‌شناس او هیچ غرض سیاسی دخیل نبوده است؟ پس چرا این یادداشت دانشجویی در کمترین زمان مورد بهره‌برداری سیاسی مدافعان طرح افزایش سن ازدواج واقع شد؟

سوال دیگر این است که در موج‌سواری رسانه‌ای مدافعان طرح افزایش سن ازدواج، چرا متخصصان جمعیت، آمار، علوم اجتماعی و از همه مهمتر سازمان عریض و طویل ثبت احوال و سازمان آمار کشور سکوت کردند و از تحلیل چنین موضوع مهمی به راحتی عبور کردند؟

آیا هر کسی مجاز است که با ارائه آمارهای مخدوش و احتمالا با اغراض سیاسی اینگونه  کشور و مسئولان را بازیچه و دشتخوش تحلیل‌های غلط خود قرار دهد و اذهان مردم را مشوش و برای کشور هزینه‌سازی کند؟

سوال مهمتر اینکه اکنون که مشکل آمارسازی این دانشجو مشخص شده است سازمان آمار و متخصصان جمعیت، علوم اجتماعی و آمار نمی‌‌خواهند در مورد میزان حقیقی طلاق‌ها در گروه‌های سنی مختلف با مردم سخن بگویند؟

آمارها در مورد طلاق‌های زیر سنین 20 سال غلط است/ بزرگنمایی یا جعل آمار؟

در مورد مسائل حقوقی و قانونی این موضوع یک حقوقدان در پاسخ به این سوال که قانون با موج سواری رسانه‌ای و سیاسی و اختلال در فهم و باور مسئولان و مردم با استفاده از آمار دروغ چگونه برخورد می‌کند گفت: به موضوع ارتباط شیوع طلاق ها در ازدواج های زیر 20 سال هم می‌توان از بعد اجتماعی پرداخت که فرهنگ و اجتماع ما از این موضوع چه ضربه‌هایی می خورد و هم از بعد حقوقی و قانونی .

وی تاکید کرد:  مسئله فرهنگی نیاز به راه حل فرهنگی دارد. در مورد مشکلات اجتماعیِ طرح افزایش سن ازدواج هم جامعه شناسان باید ورود کنند و یک طرح جایگزین دهند .
این دکتری حقوق افزود:در مورد بعد حقوقی طرح افزایش حداقل سن ازدواج که یکی از دلایل طراحان آن افزایش طلاق‌ها در سنین زیر 20 است باید بگویم که در این مدت آمار بسیار متناقضی از زبان برخی مسئولان دولت و مجلس منتشر شد که با آمار رسمی و واقعی کشور فاصله داشت. مثلا آماری که در مورد ازدواج‌های حدود سنین 13-14 سال در استان اردبیل بود و مدام بازگو می کردند و روی آن مانور تبلیغاتی می‌دادند. که به صورت کاملا مشخص و مستدل معلوم شده که با آن جمعیت اردبیل تنها 3 مورد بوده است و خبری از آن تعداد بی‌شمار ازدواج در این سنین خبری نیست. 3 مورد ازدواجی که به طلاق هم نینجامیده است.

وی تصریح کرد: اما متاسفانه فمینیست‌ها و غربگراها این آمار رسمی سازمان آمار را نادیده گرفتند و با جنجال رسانه‌ای برای این موضوع در اردبیل کمپین تشکیل دادند و حتی باعث مواضع اشتباه برخی از مسئولان اردبیل شدند.

دکتری حقوق و جنسیت خاطرنشان کرد: اگر ما حمل بر این کنیم که طرح افزایش سن ازدواج دغدغه برخی مسئولان بوده لازم است که در آماری که ارائه می‌کنند دقت کنیم، وقتی آماری که در مورد ازدواج‌های زیر سنین 20 سال ارائه می‌کنند را مشاهده می‌کنیم اگر نگوییم که جعل آمار صورت گرفته، حداقل این است که بزرگنمایی شده است.

وی گفت: مطمئنا مصائب و مشکلات بزرگتری گربانگیر خانواده‌ها، جوانان و زنان در اردبیل است مانند بیشمار جوانی که در سن ازدواج قرار دارند اما امکان ازدواج ندارند، مسئله بیکاری و امرار معاش یا حتی خود مسئله طلاق یک آسیب اجتماعی است که غفلت در مورد رسیدگی به آن مشخص نیست که چه عواقبی برای کشور به دنبال دارد اما گره زدن ازدواج زیر سنین 20 سال به این قضیه با توجه به آمار رسمی کشور بیشتر یک بزرگنمایی به نظر می رسد.

این کارشناس حقوقی عنوان کرد: وقتی به آمار طلاق ها در مرکز پژوهش‌های مجلس و سازمان آمار و ثبت احوال کشور دقت می‌کنیم می‌بینیم که در آمار طلاقِ ازدواج‌های زیر 20 سال بزرگنمایی شده است.

زندان و شلاق مجازات نشر مطالب و آمار کذب
وی در ادامه تصریح کرد: ولی زاویه دوم نگاه ما به این مسئله نگاه قانونی است ماده 698 قانون مجازات اسلامی صراحتا قید کرده هر کسی به قید تشویش اذهان عمومی یا مقامی رسمی به وسیله نامه شکواییه یا عرایض یا مرسلات یا گزارش یا یکسری اوراق چاپی با یا بدون امضاء تهیه کند واکاذیبش را اظهار کند که باعث تشویش اذهان عمومی شود و آن مطالب یا آمار برخلاف آن حقیقت باشد (دقت کنید که چقدر نگاه ظریفانه‌ای در این قانون نسبت به جرم شده است) بطور رسمی یا به عنوان نقل قول بگوید، شخص حقیقی باشد یا حقوقی یا مقام رسمی، تصریحا بگوید یا تلویحا، اعم از اینکه ضرر مادی برسد یا نرسد به دو ماه تا دوسال حبس و شلاق محکوم می‌شود .

مجازات نشر اکاذیب موکول به نتیجه نیست/ آیا قوه قضائیه ورود می‌کند؟

این دکتری حقوق افزود: علاوه بر این این جرم از دسته جرائم مطلق است یعنی این جرم عنوان می کند که تحقق به نتیجه اصلا نیازی نیست یعنی جرم موکول به تحقق نتیجه نیست اعم از اینکه ضرر وارد شده یا نشده است.اگر چه این جریان موفق به تصویب این طرح نشدند اما با دو کلمه مشفقانه استارت این کار را زدند تا روی احساسات عمومی سوار شوند.

وی گفت: لذا این جرم از دسته جرائم مطلق است که تحقق آن موکول به وقوع نتیجه نیست و نیازی نیست که این طرح حتما تصویب بشود و یاحتی اگر هیچ تشویشی رخ نداده باشد اما طبق این ماده جرم است و صراحتا توسط قانون برای آن مجازات تعیین شده است.
این کارشناس حقوق در پایان گفت: فراتر از آن اگر هم ثابت شود کسانیکه این آمار غلط را منتشر کرده‌اند به گونه‌ای آمار را تنظیم کرده که عمدا آمار طلاق‌هایِ ازدواج‌های زیر سنین 20 سال را بیشتر نشان داده شود باز مصداق نشر اکاذیب دارد و مصداق مجازات‌هایی است که ذکر گردید.

 

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


  

 

 

 

 

 

 

 

 

مردم چرا به خود اجازه می‌دهند در کار مسئولان مملکت دخالت کنند؟!

مصباحی‌مقدم: چطور مردم به خودشان اجازه می‌دهند که به اعضای شورای نگهبان یا مجمع تشخیص تکلیف کنند که این کار را بکنید یا نکنید؟!| آیا نباید به ساختاری که نظام ایجاد کرده اعتماد کنند؟

مزد 98 روی پله آخر

کلیدواژه: شهدای مدافع حرم مدافعان حرم جبهه مقاومت اسلامی شهدای مدافع حرم مدافعان حرم جبهه مقاومت اسلامی

منبع این خبر، وبسایت tn.ai است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۲۳۳۶۴۶۵ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • وضوخانه و سقاخانه حضرت معصومه (س) در حرم حضرت شاهچراغ (ع) افتتاح شد / ثبات تعداد نیروهای حرم مطهر از سال ۹۲ تاکنون
  • وزير دفاع سوريه: حضور نظامی هر کشوری در سوریه مخالف خواست دمشق، غیرقانونی است
  • بلایی که شکاف بر سر سوریه آورد
  • کاریکاتور / وحشت مدافعان منچستریونایتد از درخشش مسی
  • بلایی که «شکاف» بر سر سوریه آورد/ مستندی غیرسیاسی درباره «سیاست»
  • رئیس ستاد مشترک ارتش عراق وارد دمشق شد
  • روایت ایکنا از عشقی ماندگار/ تبلیغ دین با چاشنی نوکری اهل‌بیت(ع)
  • ادای احترام و همدردی اقشار و ادیان مختلف نیوزیلند با مسلمانان
  • دولت سوریه با کمک ایران و روسیه بر تروریسم غلبه کرد/آمریکا به دنبال مانع تراشی در نزدیکی کشورهای عربی با دمشق
  • اسلام و آداب و سنن زیبای عید نوروز
  • اعلام اسامی نفرات برتر مسابقه طراحی جداره حرم مطهر حضرت زینب(س)/بهره‌برداری از مضیف و مهمانسرای حرم حضرت زینب(س) تا اواسط سال آینده
  • تشییع پیکر مطهر رزمنده مدافع حرم در رشت + تصاویر
  • ادامه عملیات پاکسازی حومه دمشق و حماه از بقایای تروریست‎ها
  • نماینده سازمان ملل وارد دمشق شد
  • ادامه عملیات پاکسازی حومه دمشق و حماه از بقایای تروریست‎ها/ کشته و زخمی شدن ۴۰ غیرنظامی سوری بر اثر انفجار در دیرالزور
  • گلباران حرم مطهر رضوی در شب ولادت حضرت جواد الائمه(ع)
  • نوروز مجانی می شود!
  • سرلشکر باقری راهی دمشق شد
  • سینما در تلویزیون، نوروز مجانی می شود!