رکنا: برای به دست آوردن خوشبختی، پشت سر هم فرار می کرد اما جز سراب چیزی در انتظارش نبود. از یک چاله بیرون و در چاه دیگری فرود می آمد. زندگی اش همچون دندان هایش سیاه و کدرشده است. پیچ های خطرناکی را به واسطه کردار بد در زندگی اش پشت سر گذاشته و هر بار به ته دره سقوط کرده است.

زن جوان با اشاره به زندگی مه آلودش می گوید: خانه مان آتشفشان اختلافات بود و پدر و مادرم مدام با هم جنگ می کردند. پدرم با من خیلی بدرفتاری می کرد و برای جبران کمبود مهر و محبت در مسیر مدرسه با یک پسر غریبه آشنا شدم. مدتی یکدیگر را در مسیر مدرسه ملاقات می کردیم تا این که پدرم که مسافرکش بود در خیابان مچم را گرفت و روزگارم تیره و تار شد. پسر غریبه فرار کرد و پدرم من را به خانه برد و کتک جانانه ای زد.

قرار شد شب با مادرم تنبه و حتی داغم کنند و از همه بدتر سر و ابروهایم را بتراشند تا دیگر روی نگاه کردن به کسی را در خیابان نداشته باشم. 13 سال بیشتر نداشتم که از ترس تنبیه خانواده ام با لباس مدرسه پا پرهنه از خانه فرار کردم تا از عذابی که قرار بود بر سرم فرود بیاید در امان بمانم. بی هدف خودم را به حاشیه شهر رساندم و با یک پیرمرد که من را یاد پدربزرگم می انداخت آشنا شدم و به خانه اش رفتم. روز بعد زمان امتحان به مدرسه رفتم و دوباره به خانه پیرمرد برگشتم.

پیرمرد وقتی حال و روزم را دید من را به خانه مان برد و تحویل پدرم داد. شب پدرم کاری با من نداشت اما از نگاه هایش معلوم بود که به شدت از من کینه به دل دارد. سخت گیری های پدرم دو چندان شد و در مسیر مدرسه مرا تحت نظر داشت. این گونه درس خواندن من مدتی ادامه داشت تا این که روزی پسر غریبه را پیدا کردم و با عجله از مدرسه خارج شدم تا با او ملاقات کنم. همین ماجرا باعث شد مدیر مدرسه به من شک کند و یک نفر را برای مراقبت از من بگذارد اما من او را قال گذاشتم و به خانه برادر پسری که به او علاقه داشتم رفتم. از سر کنجکاوی موقع خارج شدن از خانه عکس زن برادر آن پسر را برداشتم.

روز بعد وقتی به مدرسه رفتم مدیر من را خواست و پرسید روز قبل کجا رفتم و من عکس زن غریبه را به او نشان دادم و گفتم پیش دوستم رفته بودم ولی چون سن و سال مان به هم نمی خورد مدیر مدرسه به من شک کرد و گفت باید پیش پدرم برویم و با گرفتن یک آژانس به سوی خانه راه افتادیم. هنوز چند کوچه به خانه مان مانده بود که به دروغ خانه ای را به او نشان دادم و پشت سرش حرکت کردم. در یک لحظه کیف مدرسه ام را انداختم و پا به فرار گذاشتم و پیش پسر مورد علاقه ام رفتم و ماجرا را برایش تعریف کردم اما او از ترس پدرم به من بی محلی کرد و ناپدید شد. از ترس عواقب برخورد پدرم به خانه برنگشتم و با در پیش گرفتن مسیر شهری دیگر خودم را داخل چاه انداختم و حیثیت ام بر باد رفت.

بعد از رسیدن به مقصد مدتی بی هدف در خیابان ها سرگردان بودم تا این که در یک مسافرخانه مشغول به کار شدم. روزی بعد از اتمام کار زمانی که به خیابان رفته بودم در یک کوچه با یک پسر هم سن و سال خودم که سرنوشتی مشابه من داشت آشنا شدم و از سر دلسوزی و بدون این که حتی اسمش را بدانم به خاطر این که زیر باران خیس نشود چادرم را روی او انداختم و سر همین ماجرا ماموران به ما شک کردند و گیر افتادم. بعد از مدتی آزاد شدم و مستقیم به زادگاهم برگشتم و سراغ پسری که با او دوست بودم رفتم اما اثری از او پیدا نکردم. بعد از آن سراغ پسری که در مسیر مشهد با او آشنا شده بودم رفتم و سرنوشتم تغییر کرد. پسر هوس ران با کمک دوستش من را چند روز در خانه زندانی کردند و به شدت مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند.

بعد از گذشت چند روز از زندانی شدنم با پیگیری پدرم و با کمک پلیس از چنگال گرگ های درنده خلاص شدم و آن ها به زندان افتادند. خانواده ام که از من ناامید شده بودند به زور مرا به عقد یک مرد کم ذهن درآوردند و بیش از گذشته مورد تمسخر فامیل و دوستان قرار گرفتم. وقتی دیدم پدرم حاضر به جدایی من از مرد کم ذهن نیست از خانه فرار کردم و دوباره به شهری دیگر رفتم. مدتی خانه مردان هوس ران بودم تا حداقل یک سر پناه داشته باشم. بعد از چند ماه زمانی که به شهرم برگشتم در خیابان با خانواده شوهرم برخورد کردم و آن ها به زور من را به خانه بردند و بعد از آن پدرم با زنجیر به جانم افتاد.

از شوهر اولم جدا شدم و مدتی در خانه پدرم زندانی بودم و مدام کتک می خوردم. دوباره در یک فرصت مناسب از روی دیوار فرار کردم و در خیابان با یک مرد مسافرکش که دو برابر من سن داشت آشنا و صیغه او شدم. شوهر دومم به شدت دروغگو بود و با زن های زیادی رابطه داشت. از او صاحب یک دختر و بعد از مدتی جدا شدم. به ناچار بچه را به مادرم سپردم تا مدتی او را نگه دارد اما او به جای پرستاری در نبودم فرزندم را به شوهر دومم داده بود.

شوهر دومم به جای نگهداری از بچه او را در قبال دریافت مبلغی به یک خانواده فروخته بود و با هزار بدبختی شماره تلفن خریدار بچه را پیدا کردم. چند مرتبه فرزندم را از نزدیک دیدم اما بعد از مدتی آن خانواده حاضر نشدند بچه ام را ببینم تا این که از آن ها شکایت کردم و او را پس گرفتم. در مدتی که از بچه ام دور بودم به شدت افسرده و به سمت مصرف مواد صنعتی شیشه و کریستال کشیده و در منجلاب افیون گرفتار شدم.

به خاطر آزار و اذیت های شوهر دومم قصد تلافی داشتم و به جاسازی مواد در خانه اش اقدام کردم که دستم رو شد و به 5 سال زندان محکوم شدم.

بعد از گذراندن 3 سال حبس با تخفیف از زندان آزاد شدم. بعد از مدتی با یک نفر دیگر آشنا شدم و با او ازدواج کردم و از او صاحب یک دختر شدم. شوهر سومم مرا به خاطر مصرف مواد صنعتی تحت فشار قرار می داد و خودش مواد سنتی مصرف می کرد.

یک روز با برداشتن بچه از خانه او فرار کردم و به خانه دوستم رفتم. به ناچار برای امرار معاش بچه ام را برای گدایی با خودم همراه می کردم تا مردم به من کمک کنند و پولی را که از این راه به دست می آوردم با دوستم تقسیم می کردم.

مدتی به این منوال گذشت تا این که از در به دری خسته شدم.

پدرم دوباره من را پیدا کرد و به کمک او به کمپ آمدم تا بعد از پاکی راه درستی را درپیش بگیرم. اخبار 24 ساعت گذشته رکنا را از دست ندهید

 

حوادث اختصاصی رکنا را اینجا بخوانید:

ثبت فیلم دختر یکی از مسئولان در حالی که لباسی به تن نداشت ! / سهیل کیست؟ روحانی سرشناس خلع لباس شد / دادستان تهران شکایت کرد + عکس مادر سنگدل دخترش در ازای مواد در اختیار موادفروشان قرار می داد+ عکس فاجعه / پیمانکار شهرداری 2 گلفروش را مجبور به خوردن گل کرد!+فیلم اولین گفتگو با دختر سیرجانی / دوست دارم امیر آزاد شود !+ عکس و فیلم سلطان خواستگاری کیست؟! این دختر ایرانی با 500 خواستگار رکورد زد ! + سند دعوت شیطانی از دختر17 ساله تهرانی به خلوتگاه پسر نوجوان / فیلم های تجاوز فاش کرد +عکس تجاوز به دختر 14 ساله در بازی والیبال +عکس مهم ترین اخبار 24 ساعت گذشته رکنا زمان واریز یارانه دی 97 مشخص شد خودکشی عجیب دختر آرایشگر شمالی در بام تهران / 9 صبح امروز رخ داد واکنش کم نظیر یک سردار به فیلم رقص سربازان ! + فیلم زن جوان عضو مهم بدنش را از دست داد / در دستشتان رخ داد توطئه شبانه زن کینه جو برای ترور یک مقام در زاهدان+ جزییات تکاندهنده ترین عکس ها از مرگ پسر 13 ساله اهوازی +جزییات

منبع: رکنا

خبر بعدی:

جان بولتون: ترکیه‌ با دوستان نزدیک ما در اسرائیل روابط بسیار بدی دارد

مشاور امنیت ملی کاخ سفید به مشکلات موجود در روابط آنکارا-واشنگتن از جمله تنش ترکیه با رژیم صهیونیستی و ماجرای خرید «اس-400» اشاره کرد.

به گزارش گروه بین الملل قدس آنلاین، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در گفت‌وگو با یک شبکه رادیویی ضمن انتقاد از خرید سامانه دفاع موشکی «اس-»۴۰۰ از سوی ترکیه، به روابط بسیار بد بین آنکارا با تل آویو  و پیامدهای آن اشاره کرد.

 به نوشته خبرگزاری «اسپوتنیک» «جان بولتون» مشاور امنیت ملی کاخ سفید یکشنبه در گفت‌وگو با شبکه رادیویی «ای‌ام-۹۷۰» درباره مشکل کشورش با ترکیه بابت خرید سامانه اس-۴۰۰ اظهار داشت: «ما نگران خرید سامانه دفاع موشکی اس-۴۰۰ ساخت روسیه هستیم و این مشکل بزرگی است.»

 بولتون در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر «دوست» یا «دشمن»  بودن ترکیه با آمریکا و مشکلات تاثیرگذار در این زمینه، اظهار داشت: «همانطور که می‌دانید ترکیه‌ای‌ها هنوز عضو ناتو هستند و ما در تلاش برای همکاری با آن‌ها هستیم، اما آن‌ها روابط بدی با دوستان نزدیک ما در اسرائیل دارند و این موردی است که باید در یک جهت قرار گیریم.»

 وی درباره اختلاف نظر آنکارا و واشنگتن پیرامون سوریه نیز گفت: «فکر می‌کنم "دونالد ترامپ" رئیس جمهور آمریکا مایل به داشتن روابط خوب با ترکیه است، او مایل به افزایش روابط تجاری بین دو کشور است. ما به کمک آن‌ها نیاز داریم تا از دیگر  مشکلات در سوریه و مکان‌های دیگر در منطقه خارج شویم. »

 بر اساس این گزارش، ترکیه و روسیه در سال ۲۰۱۷ در قراردادی دو نیم میلیارد دلاری در زمینه ارسال سامانه اس-۴۰۰ به توافق رسیدند و پیش بینی می‌شود این سامانه پرقدرت تابستان سال جاری در ترکیه مستقر شود.

این در حالی است که آمریکا بارها تلاش کرده تا ترکیه را از خرید این سامانه منصرف کند و این کشور به جای اس-۴۰۰، سامانه دفاع موشکی «پاتریوت» خریداری کند، اما آنکارا به تقاضاهای واشنگتن پاسخ منفی داده است.

ترکیه البته از سویی در پی خرید جنگنده‌های «اف-۳۵» ساخت آمریکاست هر چند که با مخالفت‌های وزارت دفاع آمریکا و تلاش‌های این وزارتخانه در متقاعد ساختن کنگره جهت مسدود کردن این قرارداد  مواجه شده است.

منبع: فارس

انتهای پیام/

مخالفت عضو مجمع با پیوستن به FATF: بگذاریم اگر قرار است خفه شویم دیگران این کار را انجام دهند| پیشنهاد حذف ریاست‌جمهوری از ساختار سیاسی کشور

مردم چرا به خود اجازه می‌دهند در کار مسئولان مملکت دخالت کنند؟!

عکسهایی از تولد رویا تیموریان در 52 سالگی

کلیدواژه: فرار زندانی پلیس زندان اخبار حوادث ازدواج فرار پسر زندگی ناموفق عکس فیلم مرد دختر قتل جوان پلیس عجیب دستگیر سرقت

منبع این خبر، وبسایت www.rokna.net است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۲۳۴۶۵۱۴ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • بلایی که در چهارشنبه سوری تهران بر سر دختر 11 ساله آمد + تصویر تلخ
  • تمام آرزوهایم فدای یک لحظه هیجان و کنجکاوی شد/ تا آخر عمر محکوم به تاریکی‌ام
  • اصابت گلوله به پسر بچه تهرانی در پل گیشا / بی ام و به رگبار بسته شد
  • با پول ترقه، یک آجر از یک مدرسه را می‌خریم
  • فرار مردم نیویورک از از پرداخت هزینه بلیط مترو +فیلم
  • پسر تخم مرغی استرالیا: کمک‌های جمع شده مردمی را به مسلمانان نیوزیلند هدیه می‌کنم
  • تا 15 سالگی پرسپولیسی بودم!
  • علی‌نژاد: هم طبابت می‌کردم، هم خبرنگاری/ تا 15 سالگی پرسپولیسی بودم!
  • فاو را از دست صدام قاپیدیم
  • کلمبیا: بیش از هزار نظامی از ونروئلا فرار کردند
  • آه پدر و مادر این پسر مشهدی او را به زمین گرم زد / همسرش با او چه کرد؟
  • تاثیرگذارترین فرد در ملی شدن صنعت نفت نواب صفوی است
  • چهره های درخشان ورزش خراسان رضوی در سال ۹۷
  • زن جوان در عرض 9 دقیقه 4 پسر و 2 دختر زایید !
  • آموزش به دانش‌آموزان در خانه، خلاف قانون است/ برخورد انتظامی با مراکزی که نرفتن دانش‌آموزان به مدرسه را تبلیغ می‌کنند
  • تربیت بازیکن المپیکی به شرط نیم نگاه مسئولان به کبدی!
  • فرار اعدامی کم سن از کانون اصلاح تربیت بجنورد
  • فریاد کشید یا هلیکوپتر را کنترل کن یا خودت را بکش/ من را آقاسمیرا صدا می‌زدند/ پدرم آرزو داشت خلبان جنگنده شوم
  • سرقت از دختر معروف اینستاگرامی با ماشین لاکچری!