عصر ایران ؛ نهال موسوی - اختتامیه نهمین دوره جشنواره فیلم عمار روز پنج‌شنبه 20 دی در محل سینما فلسطین برگزار شد. این مراسم به شکل زنده از شبکه نمایش سیما پخش شد، در بخشی از مراسم که «محسن مقصودی» تهیه کننده فیلم «روزی روزگاری ترامپ» بعد از دریافت جایزه‌اش پشت میکروفن رفت، اعلام کرد: «امروز دیدم مسئولان از دستاوردهای برجام صحبت کردند. نمی‌دانم دوربین مخفی است آیا؟ آیا مسئولان از زندگی مردم خبر دارند؟ قلب پیشرفت ایران را بتن کردید، چندسال به کدخدا اعتماد کردید و الان هم یک سال است دلخوش به لبخند اروپایی‌ها هستید.»

در این لحظه پخش برنامه قطع شده و دوربین مجری خانم برنامه که در موقعیت مکانی دیگری حاضر بود را نشان داد که اعلام کرد: « بله از این لحظه بینندگان شبکه افق هم به ما همراه هستند [...] به بینندگان شبکه افق هم سلام می‌کنیم و ...» بعد از این خوشامد گویی به بینندگان شبکه افق، به پخش ادامه مراسم برگشت اما انتقادات مقصودی به دولت، برجام و ... هنوز ادامه داشت دوباره پخش ادامه مراسم قطع شد و به همان مجری خانم برگشت او دوباره اعلام کرد: «که ما با مراسم اختتامیه جشنواره عمار در خدمتتون هستیم و ...» بعد از این اعلام هم کلیپی پخش شد تا حرفهای انتقادی محسن مقصودی تمام شد و سرانجام به ادامه پخش مراسم اختتامیه برگشت.

کد ویدیو دانلود فیلم اصلی

نکته جالب توجه این است که محسن مقصودی مجری و تهیه‌کننده برنامه «ثریا» است که از شبکه یک سیما سالهاست در حال پخش است، شاید مدیران تلویزیون و ناظر پخش بر این اعتقاد باشند که انتقادات تند و صریح او در شرایط کنونی بهتر است که پخش نشود، یا از هر گونه سخن و بحثی که منجر به جدایی و دوری طیف‌های مختلف سیاسی، اجتماعی شود، پرهیز کنیم اما همین اقدام (قطع سخنان) باعث شد که این سخنان در شبکه های اجتماعی بیشتر دیده شود.

تجربه نشان داده است هر وقت که اتفاقی غیر منتظره افتاده مانند آنچه در اختتامیه فیلم عمار روی داد، نشان ندادن آن، ماجرا را بدتر می‌کند و اتفاقا پخش آن به طور کامل حساسیت کمتری بوجود می‌آورد.

سخنانی که مقصودی مطرح ساخت نه بحث جدیدی بود و نه مطالبی بود که در این سالها در سطح جامعه به آن پرداخته نشده باشد. به هر حال هر کسی که در جامعه ایران زندگی می‌کند علی الخصوص از زمان انتخابات سال 96 به طرق مختلف در جریان چنین سخنان و نقدهایی بوده است و اگر بخواهیم چنین مطالبی را منکر شویم بیشتر وجاهت رسانه‌ای خود را زیر سوال برده‌ایم.

در سالهای گذشته همواره زمان پخش اختتامیه جشنواره فجر از تلویزیون، به نحوه و شکل پخش این مراسم خرده گرفته می‌شد که بعضی از بخش‌های مراسم را نشان نمی‌دادند یا بخش‌های دریافت جوایز خانم‌ها را در یک نمای بسیار باز نشان می‌دادند که در واقع برنده جایزه به اندازه یک نقطه دیده می‌شد. هر وقت هم که به چنین تصمیماتی ایراد وارد می‌شد تلویزیون هیچ جوابی نمی‌داد و بر سر موضع خود باقی می‌ماند. حال این برخورد در اختتامیه جشنواره عمار نشانگر این است که گستره این جرح و تعدیل‌ها وسیع‌تر شده است.


در جهان امروز که هر اتفاق و خبری در شبکه‌های اجتماعی به سرعت نور منتشر می‌شود، هر اقدامی مانند برخورد شبکه نمایش اتفاقا به شکل معکوس خواست مدیران تلویزیون عمل کرده و به جای دیده و شنیده نشدن، به شکل بسیار گسترده‌تری در جامعه پخش خواهد شد.

کار به جایی رسیده است که در تلویزیون به هر دلیلی تصمیم به پخش نشدن شخص یا برنامه‌ای یا بخشی از برنامه‌ای گرفته می‌شود اتفاقا بیشتر دیده می‌شود حال این قضیه می تواند ممنوع التصویری شخص یا اشخاصی باشد یا سانسور برنامه‌ای، دوستی می گفت «اگر می‌خواهی که دیده شوی یک کاری بکن در تلویزیون سانسورت کنن»!

فرقی نمی‌کند که سخنان حامی یا منتقد دولت را قطع کرده باشند، سانسور آن هم به این شکل، اقدامی نابجا و غلط است و اساسا این عمل باعث می‌شود مخاطب نسبت به رسانه مورد نظر احساس سرخوردگی و نا امیدی ‌کرده و ارتباط و اعتمادش با آن رسانه قطع شود.

به تعبیری در جهان امروز یک انفجار ارتباطات رخ داده است و هر رسانه‌ای که همچنان اصرار به استفاده از روش‌ها و متدهای قدیمی خود داشته باشد فقط اوست که از این قافله سریع السیر عقب می‌ماند.

از طرفی می‌توان گفت در جهان امروز صاحبان چنین مراسمی می‌توانند با یک دوربین ساده و پخش زنده مراسم از طریق اپلیکیشن‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، امکان چنین اتفاقاتی را از صدا و سیما هم بگیرند و این وسط فقط صدا و سیما است که از بطن اتفاقات جامعه دور شده است.

مدیران صدا و سیما باید به این دگرگونی‌های جهان امروز نگاهی باز، علمی و موشکافانه داشته باشند والا مخاطب در کمتر از ثانیه‌ای توجه‌اش را به سمت منابع دیگر ارتباطی می‌چرخاند، به همین سادگی.

منبع: عصر ایران

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

تلویزیون ما ایدئولوژی‌زده است/ مکتب انتقادی در ایران جواب نمی‌دهد/ نود و حالا خورشید به دلیل اتفاقاتی در مدیریت تلویزیون تعطیل شدند

به گزارش خبرنگار ایلنا، فرهنگ پدیده‌ای سیال و تعین‌پذیر است که در هر زمانی متناسب با ظرف خودش، مظروف ظرفیت‌هایش را نیز بروز و ظهور می‌بخشد. یکی از ظرف‌های مظروف فرهنگ، تلویزیون بوده که می‌تواند داشته‌های مختلف فرهنگی یک سرزمین و هر آنچه که لازم است مردم آن سرزمین بدانند را، در گستره‌ای وسیع از دریچه جعبه جادویی به نمایش بگذارد. با این حال، در صداوسیمای ایران، روند کالایی شدن امر فرهنگی و ساحت‌های پیرامونی آن، با چنان سرعتی به پیش می‌رود که در ذیل آن، دیگر جایی برای هیچ برنامه چالشی باقی نمی‌ماند.

در چنین شرایطی بیم آن می‌رود که در صورت تداوم این آنتن‌فروشی گسترده، دیگر نه از تاک فرهنگ در تلویزیون نشانی باقی بماند و نه از تاک‌ نشان ملی بودن رسانه! به همین بهانه با امان‌الله قرایی مقدم، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه به گفتگو پرداختیم که شاید پرتویی بر تاریک‌خانه آنچه باشد که در درون موتور جعبه جادو رخ داده است.

ذهنیت حاکم بر بشریت مادیات و پول است

فناوری فرهنگ می‌آورد

در جامعه‌شناسی مکتبی با نام فرانکفورت یا همان مکتب انتقادی، با انتقاد از حضور سرمایه در امر فرهنگی، از کالایی شدن فرهنگ یا به تعبیر تئودور آدورنو، از صنعت فرهنگ یاد می‌کند. با توجه به وضعیت موجود، شما قبول دارید که فرهنگ جامعه تا حدودی کالایی شده است؟

کاملا. البته مکتب فرانکفورت علاوه بر انتقادی بودن، مکتب ذهنی نیز به شمار می‌آید. چراکه در عین حال که این مکتب انتقادی به شمار می‌آید، آدورنو و دیگران مسئله ذهنیت را نیز در آن مطرح می‌کنند ولی به هر حال کاملا با حرف شما موافقم.

جمله‌ای از رهبری را برایتان مطرح می‌کنم تا با توجه به نظریه تکنوکراسی، نظریه مادی‌گرایه سروکین و در عین حال مکتب انتقادی فرانکفورت، آدرنو و دیگران، حرف شما نیز روشن شود. رهبری فرمودند که فناوری فرهنگ می‌آورد. این جمله‌ای است که ایشان اول فروردین ۹۷ در مشهد بیان کرده و بعد هم به مسئله تجمل‌گرایی و اشرافیت اشاره داشتند.

حال به سوال شما برگردیم که آیا فرهنگ ما به سمت مادی‌گرایی و کالا شدن حرکت کرده است؟ به طور کلی در مورد تکامل بشر در ابتدا دو مکتب مطرح شده که مکتب هموبیلین به معنی انسان ابزار‌ساز و مکتب هموسافین به معنی انسان اندیشه‌ورز از جمله آنها به شمار می‌آید. به نوعی این نظریه‌ای است که تکامل پیدا کرد و بعد هم مارکس و انگلس آن را مطرح کردند. در نتیجه بر اساس تئوری سوروکین، بشر سه مرحله را طی کرده و اکنون آمیزه‌ای از این سه مرحله است. مرحله عقلانی در یونان بوستان که تا قرن پنجم ادامه داشته؛ مرحله شهودی و مذهبی که از قرن پنجم تا سیزدهم مطرح است و وضعیت مادی‌گرایی که از قرن شانزدهم به بعد حادث شده و متاسفانه در آن ذهن بشر را مادیت تسخیر کرده است. این موضوع مختص به بنده و بقیه افراد نبوده و یک فرهنگ است.

بنابراین امروز فرهنگ ما مادی‌تر شده است. چون دیگر دوران کشاورزی سپری شده و این جبر زمان است. در واقع در جامعه امروز تا زمانی که پول و درآمد نداشته باشید، نمی‌توانید زندگی کنید. در نتیجه این یک اصل جهانی بوده و ایران هم از این قاعده مستثنا نیست. این موضوع یک تئوری همچون تئوری انیشتین است. اکنون آنچه که بر اذهان همه مردم جهان حاکم است، آن چیزی است که می‌بینند که از جمله آنها می‌توان به ماشین پورشه، طلا و مادیاتی از این دست اشاره کرد. به نوعی اقتصاد تمام ذهن بشر شده است چراکه نیاز بشر را پول تامین می‌کند.

به این ترتیب این موضوع بعیدی نبوده و امروز شما می‌بینید که هر چه می‌گذرد، فرهنگ مادی یا پول و اقتصاد، در جامعه جهانی بیشتر تاثیر می‌گذارد. تمام دوستی‌ها، طرفداری‌ها، خدمتگزاران حکومت، نمایندگان مجلس، خبرنگاران، استادان و ... همه فکر مادیات و کیف پول هستند. در نتیجه جای تعجب ندارد و این موضوع کاملا از قبل پیش‌بینی شده است.

حال به گفته‌هایی آدورنو، مکتب فرانکفورت و فرمایش رهبری درباره اینکه تکنولوژی فرهنگ می‌آورد و فرهنگ اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی که ایشان فرمودن، برمی‌گردیم. اشرافی‌گری و تجمل از کجا می‌آید؛ از مادیات. فکر را چه چیز عوض می‌کند؛ فناوری و تکنولوژی. اینجاست که وارد نظریه تکنوکراسی می‌شویم که می‌گوید آنچه از ابتدای خلقت سبب شده تا انسان پیشرفت کند و به امروز برسد، تکنولوژی است. حال بر این اساس از ابتدای کشف آهن تا به امروز، هرچه شهرها بزرگ‌تر شده، مادی‌گرایی بیشتر می‌شود.

کالایی شدن تلویزیون جبر تاریخی است

تلویزیون رسالت خود را فراموش کرده

بدون تبلیغ ادامه حیات تلویزیون ممکن نیست

فکر می‌کنید در این وضعیت نقش رسانه چیست؟ به عنوان مثال رسانه‌ای همچون تلویزیون که داعیه فرهنگ‌سازی دارد، چقدر کالایی عمل می‌کند؟

کاملا کالایی عمل می‌کند و به نوعی راهی غیر از این ندارد.

 تشدید حرکت تلویزیون، در طی مسیر کالایی شدن، مسیر مثبتی است؟ یا ارزیابی شما از این رویکرد منفی است؟

نه. این جبر تاریخی است. البته مسلم بوده که تلویزیون باید علاوه بر همه برنامه‌های خود، مسائل انتقادی، خدمت به جامعه و کالاگرایی را نیز در نظر داشته باشد.

حال سوالتان می‌تواند این طور طرح شود که چرا ژاپن به این سمت نیامده است؟ باید بگویم؛ ژاپن هم تغییر کرده و مردم آن دیگر کیمونو نمی‌پوشند. اما در کشور ما به خصوص در این وضعیت، تلویزیون رنگی مادی گرفته و بدون تبلیغ و کسب درآمد نمی‌تواند ادامه حیات دهد. اینجاست که می‌گوییم تلویزیون ما از ارزش‌ها و فرهنگ معنوی در حال دور شدن بوده که خطاست. اما آموزش و پرورش و کتاب‌های درسی ما نیز همین است. در شرایط فعلی هنر ما هم در هر نوعش هنر مادی به شمار می‌آید. هنر برای هنر است؛ یعنی هنرمند می‌گوید که به من چه مربوط است که هنر پیام دهد؛ سازنده و اخلاقی باشد یا اینکه پیش‌برنده باشد و به نوعی به مردم بینش دهد. در پاسخ می‌گویید؛ نخیر، من با ساخت فیلم می‌خواهم پول دربیاورم. تلویزیون هم همین است. منتها تلویزیون رسالت خود را فراموش کرده است. تلویزیون یک رسالت اجتماعی، تاریخی، سیاسی، اقتصادی دارد اما منتها می‌بینیم که رنگ اقتصادی آن که به دلیل جو جهان حادث شده، بیشتر است.

تلویزیون ما ایدئولوژی‌زده است

نود و حالا خورشید به دلیل اتفاقات مدیریت تلویزیون تعطیل شدند

گاهی در تلویزیون برنامه‌هایی ساخته می‌شود که علاوه بر بعد هنری، می‌توانند کسب درآمد هم داشته باشند اما به نوعی این برنامه‌ها تعطیل می‌شوند. تقویت صنعت سرگرمی در تلویزیون و حذف نسبتا کامل برنامه‌های چالشی، سبب شده تا تلویزیون به سمت یک کازینوی شبانه‌روزی پیش برود. آیا می‌توان گفت که سیاستگذاران صداوسیما، تنها به دلایل اقتصادی صرف و کسری بودجه دائمی این کار را انجام می‌دهند؟

تلویزیون شما، تلویزیون دولتی بوده که سیاست‌زده و ایدئولوژی‌زده است. هنر در قید محدودیت است. شما جامعه‌ای را مطرح می‌کنید که با آن تئوری قبلی آدورنو و مکتب فرانکفورت متفاوت است. نمی‌توان از آنجا به اینجا رسید چراکه در حال صحبت از یک جامعه بسته هستیم. تلویزیون بر اساس برخی تصمیمات نادرست برخی مسئولان کارهایی می‌کند. به عنوان مثال با برنامه نود یا حالا خورشید مشکلی نداشتند اما از آنجا که انتخاب‌های سفارشی، در بالای مدیریت تلویزیون اتفاق افتاده که نمی‌خواهد مسائل اجتماعی را باز کند، تا مشکلات دیگری به وجود نیاید، این برنامه‌ها را عوض می‌کنند.

به این ترتیب تلویزیون‌های دولتی با نقد و انتقاد روی موافقت ندارند. مسلم است جوامعی چون روسیه، چکسلاواکی، لهستانی و کره شمالی چنین موضوعاتی را برنمی‌تابد. مقایسه شما مع‌الفارغ است. اینکه چرا تلویزیون این کار را نمی‌کند، چون سیستم می‌خواهد. سیستم می‌گوید که در بجنورد و مشهد کنسرت برگزار نشود. این بحث دیگری است و مکتب انتقادی فرانکفورت بحث دیگری را مطرح می‌کند.

مکتب انتقادی در ایران جواب نمی‌دهد

قصد این بود که این مکتب را با حوزه‌های مختلفی که در هنر داریم، تطبیق دهیم. تلویزیون و سینما هم یکی از همین موارد به شمار می‌آید.

درست است اما آیا تئاتر، موسیقی و مجسمه‌سازی، رادیو و تلویزیون در جامعه آزادی کامل دارند؟ به نوعی برنامه‌ها از ۱۰ فیلتر می‌گذرند. در چنین وضعیتی آیا هنر برای انتقاد آزاد است؟ مکتب انتقادی را مطرح می‌کنید، درست، اما در کدام جامعه؟ جامعه فرانسه و آلمان یا جامعه ایران و کره شمالی؟ هنر گاهی اسیر و در قید و بند است و نمی‌تواند کوچکترین حرفی بزند. به نوعی می‌توان گفت که این مکتب در ایران جواب نمی‌دهد. مکتب فرانکفورت در ابتدا می‌گوید که جامعه باید باز باشد و جامعه غربی آلمان و فرانسه را مطرح می‌کند. گرچه این جوامع نیز کامل نیستند.

در نتیجه مکتب انتقادی ابتدا جامعه‌ای را می‌خواهد که انتقادپذیر بوده و انتقاد کردن در آن آزاد باشد. آن‌وقت «حالا خورشید» و «نود» می‌آیند نه اینکه یک آقای مدیر که گفته برنامه نود نباشد و کاری هم ندارد به اینکه میلیون‌ها جوان از آن طرفداری می‌کنند.

 انتقاد در جامعه‌ای است که آزادی بیان، آزادی اندیشه و فکر، تعاملات اجتماعی و حق انتقاد داده می‌شود و کسی نیست که به خاطر فلان حرفی که زدید شما را بگیرد. مکتب فرانکفورت این است. مکتب فرانکفورت می‌گوید که ذهن انتقادی در جامعه وجود دارد و تا شما یک حرف را مطرح کنید، به سر و کله شما نمی‌ریزند.

گفتگو: حامد قریب

۵۰۰ روز در بند و ۶۵۰ صفحه کیفرخواست| مطهری: نهاد تخصصی می‌گوید بازداشتی‌های محیط زیست، جاسوس نیستند| حاکمیت دوگانه باید روزی حل شود| نباید این‌طور باشد که وزارت اطلاعات به مجلس پاسخ‌گو باشد اما سازمان اطلاعات سپاه پاسخ‌گو نباشد

علی مطهری: اگر قرار بر عدم بررسی ادعای خاتمی بوده پس چرا دادگاه تشکیل دادند| صرف اظهارعقیده نباید موجب محاکمه شود| چرا قوه قضاییه و مقامات امنیتی هراس دارند؟

محکومیت جدید برای گلرخ ابراهیمی و آتنا دائمی/ مولود حاجی زاده بازداشت شد

کلیدواژه: سانسور اختتامیه جشنواره عمار

منبع این خبر، وبسایت www.asriran.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۲۳۴۶۷۵۴ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • خبرهای کوتاه رادیو و تلویزیون| مسابقه استعدادیابی مداحی در تلویزیون/ پخش ساختمان پزشکان از شبکه نسیم
  • آیین تجلیل از سریال گاندو در تسنیم| از تأکید برای پخش مجدد، هجمه‌هایی برای دیده نشدن سریال و دعوت کارگردان از مسئولان برای تماشای گاندو + عکس
  • افتتاحیه «جشنواره فیلم شهر» از تلویزیون پخش می‌شود
  • اختتامیه مرحله استانی مسابقات قرآن کریم آذربایجان غربی
  • قانون‌نویسی؛ ابزار تقابل با «بی‌بی‌سی فارسی» و «ایران اینترنشنال»
  • پخش زنده مراسم افتتاحیه «فیلم شهر» از شبکه نمایش سیما
  • مستند جیسون رضائیان امشب پخش می‌شود
  • پخش مستند «بدون ترس» از تلویزیون
  • آیین اختتامیه جشنواره کتابت سوره انسان برگزار می شود
  • جدول پخش برنامه‌های رادیو مهاباد سه شنبه ۲۵ تیر ماه
  • خبرهای کوتاه رادیو و تلویزیون| سریال سرباز از توقف خارج شد/ برگزاری جشنواره نمایش‌های کوتاه رادیویی
  • اختتامیه جشنواره «فامیل چتر خانواده»
  • «گاندو» نشانه تبعیض، بدعت و دهن‌کجی در تلویزیون!
  • «گاندو» سمبل تبعیض در تلویزیون، هر کاری دلشان خواست می‌کنند!
  • گیتی خامنه و الهه رضایی مجری شبکه پنج می‌شوند
  • اختتامیه جشنواره زیر سایه خورشید در ارومیه
  • جدول پخش برنامه‌های رادیویی صدا و سیمای مرکز زنجان
  • منصور لشگری قوچانی: شرایط تبعیض‌‌آمیز در تبلیغات فیلم‌ها با توجه به سیاست‌ها منطقی است/ تلویزیون ما رسانه ملی نیست
  • جدول پخش برنامه‌های رادیو مهاباد دوشنبه ۲۴ تیر ماه