به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، ایران قبل از انقلاب فضای ارزشی متفاوتی را تجربه کرده و علی‌رغم اینکه مذهب رسمی کشور اسلام بود اما به جرات می‌‌‌توان گفت که در دوران پهلوی رنگ و بویی از اسلام در فضای آموزش عالی کشور وجود نداشت تا جایی که اکثریت استادان دانشگاه‌ها را عناصر غرب‌گرا و تحصیلکرده خارج از کشور با دیدگاه‌‌‌های خاص غربی تشکیل می‌‌دادند.

فضای خفقان و رعب آور آموزش عالی در دوران قبل از انقلاب به دلیل فعالیت‌‌‌‌های سیاسی دانشجویان، غیر قابل انکار است. اصول و مبانی اسلامی که جز ارزش‌‌‌های اصلی انقلاب ایران به شمار می رود هیچ جایگاهی در دانشگاه‌ها نداشت در عوض، تفکرات ضد اسلامی و عدم پای‌‌بندی به اصول دین مایه مباهات به شمار می‌آمد. در دوران بعد از انقلاب، آموزش عالی کشور وارث چنین تفکری بود که نیاز به یک بازنگری و تحول اساسی داشت، برهمین مبنا، طی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ کلیه دانشگاه‌‌ها برای یک تغییر اساسی با هدف از بین بردن تفکرات غرب‌گرایانه و ضد اسلامی حاکم، تعطیل شد تا شرایط لازم برای یک فضای ایده‌‌آل با ارزش‌‌‌‌‌‌‌های اسلامی فراهم شود.

بعد از انقلاب فرهنگی، فعالیت دانشگاه‌‌ها با رویکرد اسلامی شدن آغاز به کار کرد و مراکز آموزش عالی در کل کشور افزایش یافت، دانشگاه آزاد هم که متولد انقلاب است، به عنوان یک بازوی کمکی به یاری آموزش عالی آمد که تا به امروز، با گستردگی در سراسر کشور، نقشی چشمگیر در توسعه علمی و فرهنگی ایران اسلامی داشته است.

در نظام مقدس جمهوری اسلامی که اساس آن بر اصول اسلامی قرار گرفته و تامین کننده نیروهای مورد نیازش دانشگاه است، دانشگاه باید به گونه‌‌‌ای باشد که اگر دانشجویی با دین وارد آن می‌شود با دین هم خارج شود; زیرا دانشجو عنصر سازنده این نظام است و در آینده، پایه‌های این نظام بر دوش او قرار خواهد گرفت. پس توقع این است که دانشگاه نیروهای سازنده و نگهبان این انقلاب را به گونه‌ای تربیت کند که در شان این نظام باشد. وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند: متاسفانه هنوز دانشگاه اسلامی نشده است، یعنی چه؟ یعنی انتظاری که از دانشگاه جمهوری اسلامی داریم این است که فارغ التحصیلانش کسانی باشند که بتوانند اسلام را در ابعاد گوناگون آن در جامعه پیاده کنند و نه تنها نیازهای فرهنگی جامعه ما را تامین کنند، بلکه بتوانند نیازهای تمام دنیا را تامین نمایند، زیرا ما مدعی هستیم که اسلام فرهنگی دارد که می‌تواند نیاز بشریت را تامین کند. ما مدعی هستیم که مشکلاتی که تا به حال دامنگیر جامعه بشریت شده یا بعدها به وجود خواهد آمد کلید حلش در دست اسلام است.

تنها کسانی که می‌‌‌‌توانند تحقق بخش این ادعا باشند دانشجویان‌اند. اگر دانشجویانی آشنا با مسائل اسلام در همه زمینه‌‌های مورد نیاز فارغ‌التحصیل گردند معلوم می‌شود که دانشگاه ما اسلامی بوده است. امروز متاسفانه بسیاری از گویندگان و نویسندگان کشور ما که از امکانات موجود استفاده می‌کنند و فریاد نبود آزادی و دموکراسی را سر می‌دهند، مسائلی را مطرح می‌کنند که نتیجه آن همان سکولاریسم و تفکیک دین از سایر مسائل حیات بشری است، یعنی درست در جهت عکس مطلوب و در جهت تامین خواسته‌های دشمنان اسلام که بدون شک، این مشکل را باید حل کرد. حل آن هم کار ساده ای نیست، با یک سخنرانی، میزگرد و یا یک بحث، مساله حل نمی شود. این مساله‌‌ای است که قرن‌ها در کشورهای غربی روی آن کار شده هزاران کتاب در باره آن نوشته شده، لذا، به چند مقاله یا سخنرانی، نمی‌‌توان اکتفا کرد.

مشکل اساسی دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که کسانی که نسبت به این مساله علاقه دارند و خواهان گسترش عقیده اسلامی شدن دانشگاه‌ها هستند، علی رغم توانایی خود، در این زمینه عملا کاری نمی‌کنند. با اینکه واقعا عقیده دارند که اسلام در همه زمینه‌ها نظر و دستورالعمل دارد، اما خودشان اهل عمل نیستند و برنامه روشنی برای اجرای آن ندارند.

در گوشه و کنار کشور، چه در بین مدیران دانشگاه‌ها و چه در میان دانشجویان، عناصری مذهبی نیز وجود دارند که دلشان برای اسلام می‌سوزد و علاقه دارند که فرمایشات مقام معظم رهبری در زمینه اسلامی شدن دانشگاه‌ها به گونه‌ای تحقق پیدا کند، ولی وقتی از آنها سؤال شود که چه باید کرد آنهایی که خوش فکرترند فقط کلی گویی می‌‌کنند، بقیه هم که حسابشان مشخص است; تصور درستی از نحوه صحیح و دقیق این امر ندارند.

باید اصلاح را از خود شروع نماییم. نباید دیگران را متهم کنیم و خود را تبرئه سازیم. این فرافکنی است که مسئولان دانشگاهی، مسئولان نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی را مقصر بدانیم، ولی خود را بی تقصیر جلوه دهیم. ممکن است آنها هم مقصر باشند، ولی ابتدا باید ببینیم که خودمان چه عیب‌هایی داریم و از خودمان شروع کنیم و ببینیم که چه کارهایی می‌‌توانستیم برای انقلاب انجام دهیم و اگر حرکت سازنده‌ای نداشتیم، اکنون انجام دهیم. اگر باید معلوماتی کسب کنیم و در زمینه‌ای فداکاری نماییم به یکدیگر نگاه نکنیم و منتظر اقدام دیگران نمانیم بدون شک تا چنین طرز تفکری نداشته باشیم حاصلی نخواهد داشت.

اگر همه در مقابل چنین مساله با اهمیتی احساس مسؤولیت کنیم و خود را در برابر خون‌های شهدا مسئول بدانیم باید در درس خواندن یا درس گفتن یا برخورد با دانشجویان و یا در هر زمینه دیگری که می‌توانیم، در این مسیر گام برداریم. دانشگاهی نباید این کار را وظیفه روحانی بداند یا روحانی این کار را وظیفه دانشگاهی به حساب آورد. باید همه در تحقق بخشیدن به اهداف اسلام شریک باشیم. وحدت حوزه و دانشگاه، به همین معناست. مقصد یکی است، همه گروه‌ها باید با تقسیم کار در رسیدن به آن تلاش کنند. لذا، همه باید احساس مسؤولیت داشته باشیم و صمیمانه با یکدیگر همکاری کنیم، نه رقابت. باید طرحی کلی و جامع برای داشتن دانشگاهی ایده آل که بتواند اهداف اسلام را تحقق ببخشد، تهیه کنیم.

آنچه مسلم است، در ایران بعد از انقلاب، با تمام نقاط قوت و ضعف حاکم در آموزش عالی کشور، امروز فضای دانشگاه‌های ما در مقایسه با دانشگاه‌های قبل از انقلاب یک تفاوت چشمگیری داشته است، هر چند با ایده‌آل یک دانشگاه اسلامی فاصله داریم اما تغییرات مثبت طی این سال‌‌ها را نمی‌‌توان انکار کرد، برای بررسی تفاوت‌‌‌های حاکم در دانشگاه‌‌ها و مراکز آموزش عالی قبل و بعد از انقلاب به سراغ برخی از صاحبنظران در این زمینه و فارغ التحصیلان دانشگاهی قبل از انقلاب رفتیم که مشروح آن به شرح زیر است:

حجت الاسلام دکتر احمد رهدار عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در گفت‌و‌گو با خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، درباره اسلامی شدن دانشگاه‌‌ها بعد از انقلاب و مشکلات و مسائل پیش رو در تحقق این هدف گفت: در حال حاضر، تمام روسا و استادان دانشگاه‌‌ها در سراسر کشور با توجه به اصول اسلامی و التزام به اسلام، انتخاب و گزینش می‌شوند به این ترتیب فضای دانشگاه‌‌‌های ایران بعد از انقلاب در مسیر اسلامی شدن و ارزش‌های والای اخلاقی گرفت و افراد بر مبنای التزام به اصول اسلامی پذیرش می‌‌شوند.

وی افزود: در ذیل دانشگاه‌‌‌ها و مراکز آموزش عالی در جهت ترویج دین، مثل دفاتر مربوط به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، پژوهشکده‌‌های مطالعات دینی ایجاد شده که با کار برروی مسائل دینی و اصول اسلامی گام‌های موثری در دوران بعد از انقلاب برداشتیم که بدون شک حرکت روبه جلویی در جهت ارائه ارزش‌‌های اسلامی در تربیت نسل جوان انقلابی داشتیم.

عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در ادامه خاطر نشان کرد: در ایران بعد از انقلاب، کلیه دانشگاه‌‌‌‌‌های ما مسجد دارند این در شرایطی است که در دوران طاغوت خبری از اهمیت به ارزش‌‌های دینی وجود نداشت و تفکر حاکم بر مراکز آموزش عالی، ناشی از دیدگاه غربی استادان و روسای دانشگاه‌‌ها در آن زمان بود که بعد از انقلاب این شرایط تغییر کرد و امروز کلیه دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی از وجود یک مسجد یا حداقل یک نمازخانه بهره‌‌مند هستند.

رهدار تاکید کرد: آنچه مسلم است، هنوز آن‌‌طور که باید نتوانستیم دانشگاه‌‌‌‌ها را به سمت اسلامی شدن محض حرکت دهیم و تا رسیدن به این هدف فاصله بسیاری داریم. مساله اسلامی کردن دانش در ایران توسط یکسری مراکز برون دانشگاهی درحال شکل گیری است که اثر گذاری مناسبی در این جریان داشتند.

وی یادآور شد: متاسفانه، علی‌رغم فرصت مطالعاتی که در دانشگاه‌‌‌های ما به دانشگاه‌های دیگر کشور اختصاص داده می‌‌شود، تا به حال اعطای یک فرصت مطالعاتی به بخش حوزه علمیه نداشتیم هر چند این امکان قابل توجه است و منجر به گسترش علوم خواهد شد اما تا به حال توجهی به این امر در راستای نزدیکی حوزه و دانشگاه و ایجاد شرایطی برای اسلامی شدن دانشگاه‌ها نداشتیم.

سرتیپ خلبان حبیب بقایی فرمانده سابق نیروی هوایی ارتش در گفت‌و‌گو با خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، درباره فضای دانشگاه‌‌‌ها قبل و بعد از انقلاب گفت: در نظام شاهنشاهی در تمام محیط‌ها خصوصا دانشگاه‌ها خفقان بسیاری وجود داشت و هیچ کس حق نداشت کوچک‌ترین اظهار نظری درباره خاندان پهلوی و شاه داشته باشد.

وی تصریح کرد: در حال حاضر، میزان افراد باسواد و تحصیلکرده نسبت به قبل از انقلاب تفاوت چشمگیری داشته و امکانات بیشتری در اختیار دانشجویان قرار دارد که قابل مقایسه با دوران قبل از انقلاب نیست، همچنین فضای سیاسی و فکری بازتری بر دانشگاه‌‌‌ها جاری است.

بقایی یاد آورشد: امکانات گذشته با امروز قابل مقایسه نیست. در گذشته، بیشترین تسهیلاتی که برای کسب تحصیلات عالیه وجود داشت در اختیار نیروهای مسلح و به نوعی دانشکده‌های افسری بود و بسیاری از دانشجویان نظامی ایرانی که در آمریکا مشغول به تحصیل بودند به نحو مطلوب‌تری از این امکانات بهره‌ می‌‌‌بردند.

فرمانده سابق نیروی هوایی ارتش تصریح کرد: در دوران قبل از انقلاب، دانشجویان از طیف‌‌های مختلفی بودند که برخی مبارز و بعضی تنها به دنبال کسب علم بودند و فضای خفقان در کلیه دانشگاه‌‌ها حاکم بود.

صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و پژوهشگر توسعه در گفت‌‌‌‌‌‌و‌‌‌‌‌گو با خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، درباره فضای دانشگاهی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران گفت: فضای دانشگاه‌‌‌‌ها امروز بعد از ۴۰ سال از انقلاب به مراتب بازتر از فضای دانشگاه‌ها قبل از انقلاب است.

استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران تصریح کرد: آنچه امروز در دانشگاه‌‌‌‌‌‌‌ها حاکم شده، به تعبیری ایدئولوژیک زده شدن است چه ایدئولوژی اسلامی و چه ایدئولوژی چپ مارکسیستی، دانشجویان قبل از انقلاب خیلی به دنبال دموکراسی و آزادی نبودند در حالی که امروز به شدت آزادی خواه‌تر شده‌اند.

آنچه مسلم است، دانشگاه در هر سرزمینی پایگاه تحولات سرنوشت ساز بوده، بنابراین توجه به این مراکز مهم و انسان ساز در هر کشوری اهمیت ویژه‌ای دارد، این مساله در یک کشور اسلامی و ارزشی قطعا با حساسیت‌‌‌های بیشتری همراه است، خصوصا در شرایطی که مردم یک سرزمین برای رسیدن به آرمان‌های دینی و اعتقادی خود جنگیده و خون‌های بسیاری را تقدیم کردند، بنابراین پاسداری از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در گرو توجه به دانشگاه‌ها به عنوان پایگاه فکری اندیشمندان جامعه است که قطعا از گذشته تا به امروز قدم‌های موثری در راستای تحولات مختلف از جمله اسلامی شدن این مراکز برداشته شده تا خوراک فکری مناسب برای نسلی آینده ساز فراهم شود، اما قطعا توسعه بیشتر کلیه این امور نیازمند توجه بیشتر مسئولان امر است.

انتهای پیام/

188 / 167 انقلاب اسلامی فضای دانشگاه ها قبل از انقلاب عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) احمد رهدار

منبع: ایسکانیوز

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

اخلاق کارگزاری ومدیریتی در عهدنامه مالک اشتر/اخلاق در نهج‌البلاغه

به گزارش خبرنگار مهر، نشست اخلاق کارگزاری و مدیریتی در عهدنامه مالک اشتر با سخنرانی مصطفی دلشاد تهرانی، استاد حوزه و دانشگاه و نهج البلاغه پژوه در خبرگزاری مهر برگزار شد.

در ادامه گزارشی اجمالی از این نشست ارائه می‌شود:

مفهوم‏‬ شناسی اخلاق

اخلاق، جمع «خُلْق» و «خُلُق» است. راغب اصفهانی، لغت‏ شناس برجسته، می‌نویسد: «خَلْق» و «خُلْق» در اصل یکی‏ اند، همچون «شَرْب» و «شُرْب»، با این تفاوت که «خَلْق» برای بیان کیفیت‌ها و شکل‌ها و صورت‌هایی ویژه شده است که به واسطه چشم دیده می‌شود و درک می‌گردد و «خُلْق» برای بیان نیروها و سرشت‌ها و ویژگی‌هایی اختصاص یافته است که با بصیرت فهمیده می‌شود.

ابن‏‌فارس، لغت‌‏شناس گرانقدر، می‌نویسد: مادّه «خا و لام و قاف» (خلق) به دو معنای اصلی آمده است. یکی «تَقْدِیرُ الشَّیء» (اندازه قرار دادن و اندازه زدن چیزی)، و دوم «مَلاَسَةُ الشَّیء» (نرم بودن و سهل بودن چیزی) و «خُلُق» از همین مادّه است به معنای سرشت و ویژگی، زیرا صاحب آن سرشت و ویژگی، بر این اندازه و خصوصیت قرار داده شده است و بر انجام دادن آن توانا است. بنابراین «اخلاق» از نظر مفهومی، بیانگر سرشت‌ها، خصوصیات و ویژگی‌هایی در آدمی است که در وی اندازه یافته و با نرمی و سهولت و بدون تکلف و تصنع از آدمی سر می‌زند و ظهور می‌یابد.

اخلاق در منظر اندیشمندان و عالمان اخلاق

اندیشمندان مسلمان و عالمان اخلاق، بر اساس معنای لغوی اخلاق و نیز متأثر از تعریف ارسطو از اخلاق، برای علم اخلاق تعریف‌هایی ارائه کرده‏‌اند. از جمله ابن مُسْکُویه (درگذشته به سال ۴۲۱ هجری) چنین آورده است: «علم اخلاق، دانش اخلاق و سجایایی است که موجب می‌شود جمیع کردار انسان زیبا باشد و در عین حال آسان و سهل از او صادر گردد.»

خواجه نصیرالدین طوسی (درگذشته به سال ۶۷۲ هجری) درباره علم اخلاق چنین می‌نویسد: «آن علمی است به آنکه نفس انسانی چگونه خُلقی اکتساب تواند کرد که جملگی احوال و افعال که به اراده او از او صادر می‌شود جمیل و محمود بود.»

محمدمهدی نراقی (درگذشته به سال ۱۲۰۹ هجری) در تعریف علم اخلاق می‌نویسد: «علم اخلاق، دانش صفات مُهلکه و مُنجیه و چگونگی موصوف شدن و متخلق گردیدن به صفات نجات بخش و رها شدن از صفات هلاک‏‬ کننده می‌باشد.»

اندیشمندان غربی در دوره جدید، به جای تمرکز بر صفات و بحث از نفی رذائل و اتصاف به فضائل، به سوی رفتارشناسی در اخلاق رفته‬ ‏اند و علم اخلاق را در حوزه رفتار اخلاقی دیده‬ ‏اند. ژکس در تعریف علم اخلاق چنین می‌نویسد: «علم اخلاق عبارت است از تحقیق در رفتار آدمی بدان گونه که باید باشد.»

جورج ادوارد مور می‌نویسد: «بی‏‬ گمان اخلاق با این سوال سروکار دارد که رفتار خوب چیست.» همچنین فولکیه اخلاق را چنین تبیین می‌کند: «مجموع قوانین رفتار که انسان به واسطه مراعات آن می‌تواند به هدفش برسد.» بنابراین می‌توان به دو نظریه در علم اخلاق با وجود اختلاف‌هایی راه یافت؛ نظریه‏‬ ای متمرکز بر صفات و نفی رذائل و اتصاف به فضائل؛ و نظریه‬ ‏ای متمرکز بر رفتارها آن گونه که باید باشد، ولی آن‏چه در آموزه‌های امام علی (ع) به تبع قرآن کریم می‌توان یافت، فراتر از این دو نظریه است.

ساختار اخلاق در نهج‬ ‏البلاغه

از مجموعه آموزه‌های امیرمؤمنان علی (ع) می‌توان دریافت که اخلاق، هفت امر درهم تنیده اندازه یافته در انسان و هر مجموعه انسان ی است که بدون تکلّف و تصنّع جلوه یابد و بر همه حوزه‌های زندگی انسانی حاکم باشد و همه امور انسانی را رنگ بزند و شکل دهد؛ و این هفت امر عبارتند از: بینش‌ها، ارزش‌ها، گرایش‌ها، اصول، روش‌ها، کنش‌ها و گویش‌ها.

انسان و جامعه اخلاق‏مند، انسان و جامعه‬ ‏ای است که در هر هفت امر فوق به سامانی درست رسیده باشد. فعل اخلاقی بدون بسامانیِ بینش‌ها، ارزش‌ها و گرایش‌ها و تبعیت از اصول معنا نمی‌یابد و از این روست که توصیه‌های اخلاقی در جهت اصلاح ویژگی‌ها و کردار اخلاقی، بدون اصلاح موارد یاد شده راه به جایی نمی‌برد و اصلاحی بنیادی و جامع در اخلاق فردی و اجتماعی و حرفه‌ای در حوزه‌های مختلف، آن‏گونه که باید معنا نمی‌یابد.

۱. بینش‌ها

ویژگی‌ها، صفات اکتسابی، عملکردها، رفتارها، روابط و مناسبات انسان برخاسته از نوع نگاه و بینش و فهم و درک او از امور و موضوعات است؛ و هر چه از انسان سر می‌زند همچون شاخساران و برگ‌ها و میوه‌های درختی است که ریشه‌های آن بینش‌ها است. انسان همان‏گونه زندگی می‌کند که زندگی را می‌فهمد؛ و آن‏گونه سلوک می‌نماید که درمی‏‌یابد.

تا زمانی که نگاه و بینش، و فهم و درک اشخاص اصلاح نشود، انتظار اصلاح صفات، عملکردها، رفتارها، و روابط و مناسبات آن‌ها، انتظاری دور از واقع است. شکل‏‬ گیری اخلاق مطلوب با اصلاح بینش‌ها آغاز می‌شود. از این‏روست که امیرمؤمنان علی (ع) به تبع آموزه‌های قرآنی، آن‏گاه که به اصلاح اخلاق راه نموده، آن را بر اصلاح بینش‌ها استوار کرده، چنان‏که در حکمتی والا فرموده است: ‬ «لَوْ رَأَیَ الْعَبْدُ الْأَجَلَ وَ مَصِیرَهُ، لَأَبْغَضَ الْأَمَلَ وَ غُرُورَهُ: اگر بنده سر رسید زندگی و راهی که باید بپیماید می‌دید، با آرزو و فریبندگی آن دشمنی می‌ورزید.» (حکمت ۳۳۴)

۲. ارزش‌ها

در پی بینش‌ها، ارزش‌های پذیرفته شده نزد فرد و جامعه، به صفات، عملکردها، رفتارها، روابط و مناسبات، رنگ می‌زند، و به آن‌ها وزن، و بار مثبت و منفی می‌دهد و موجب اتصاف و نزدیک شدن به عمل و رفتاری و فرو رفتن در روابط و مناسباتی، یا پاک شدن از صفتی و دوری نمودن از عمل و رفتاری، و قرار گرفتن در روابط و مناسباتی دیگر می‌شود. آن‏که خود و جز خود را با کرامت و محترم و ارزشمند بداند، درباره خود تن به پستی نمی‌دهد و حرمت و ارزش و کرامت جز خود را پاس می‌دارد.

امیرالمومنین (ع) در سفارش خود به حضرت مجتبی (ع) فرموده است: «أَکْرِمْ نَفْسَکَ عَنْ کُلِّ دَنِیَّةٍ، وَ إِنْ سَاقَتْکَ إِلَی الرَّغَائِبِ، فَإِنَّکَ لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِکَ عِوَضًا: بزرگوارتر و با کرامت‌تر از آن باش که به پستی تن دهی، هر چند که تو را به مقصودت برساند، زیرا نمی‌توانی در برابر آن‏چه از شخصیتت در این راه از دست می‌دهی، جایگزینی به دست آوری.» (نامه ۳۱)

۳. گرایش‌ها

تمایلات و جهت‌گیری‌ها و تعلقات فرد و جامعه، پایه‏‌ای اساسی در شکل‬ ‏گیری صفات اکتسابی، عملکردها، رفتارها، و روابط و مناسبات آن‌ها است؛ آخرت‌‏گرایی یا دنیازدگی، انصاف‏‌گرایی یا بی‌‏انصافی، اخلاق‏گرایی یا بی‌‏اخلاقی، نظم‏‌گرایی یا بی‏‌بندوباری، زیبایی‏‌گرایی یا بی‌توجّهی به زیبایی، بلندنظری یا تنگ‏‌نظری، ساده‏‬ زیستی یا تجمل‏‬ پرستی و جز این‌ها می‌تواند مسیر اخلاق‏‬ یابی را تعیین کند. امیرمؤمنان علی (ع) در آموزه‌‏ای والا درباره مهم‌ترین گرایش آدمیان در زندگی‌‏شان فرموده است: «إِنَّمَا الدُّنْیَا مُنْتَهَی بَصَرِ الْأَعْمَی، لاَ یُبْصِرُ مِمَّا وَرَاءَهَا شَیْئًا، وَ الْبَصِیرُ یَنْفُذُهَا بَصَرُهُ وَ یَعْلَمُ أَنَّ الدَّارَ وَرَاءَهَا، فَالْبَصِیرُ مِنْهَا شَاخِصٌ، وَ الْأَعْمَی إِلَیْهَا شَاخِصٌ، وَ الْبَصِیرُ مِنْهَا مُتَزَوِّدٌ، وَ الْأَعْمَی لَهَا مُتَزَوِّدٌ: همانا دنیا نهایتِ دیدگاه کسی است که دیده‌‏اش کور است و فراتر از آن را نمی‌بیند؛ امّا آنکه بیناست، نگاهش از دنیا بگذرد و از پسِ آن خانه آخرت را نگرد. پس بینا از دنیا دل برکَند، و نابینا به آن روی آورد. بینا از دنیا توشه گیرد، و نابینا برای دنیا توشه فراهم آرد.» (خطبه ۱۳۳)

۴. اصول

اصول اخلاقی عبارت است از مجموعه قواعد کلی عملی ثابت حاکم بر همه امور در یک حوزه. در اخلاق حرفه‌ای براساس آموزه‌های امام علی (ع) با تأکید بر عهدنامه مالک اشتر ۲۴ اصل در سه عرصه شخصی، رفتاری و کارکردی دیده می‌شود. در هر عرصه ۴ اصل سلبی یا خطوط قرمز و ۴ اصل ایجابی یا خطوط حاکم. به عنوان مثال در عرصه شخصیتی اصل نفی خودکامگی و اصل امانتداری و کفایت مندی / در عرصه رفتاری اصل نفی شتاب ورزی، سستی، لجاجت ورزی و اصل رفق و مدارا / در عرصه کارکردی اصل نفی خیانت و پیمان شکنی و اصل خدمتگزاری دیده می‌شود.

۵. روش‌ها

روش‌ها، راه‌هایی است که برای رسیدن به هدف با توجّه به شرایط و موقعیت‌ها، مبتنی بر اصول و مبانی اتّخاذ می‌شود؛ و طبیعی است که برای رسیدن به یک هدف از مسیرهای مختلف می‌توان عبور کرد و به روش‌های گوناگون متوسل شد، و مهم آن است که برای رسیدن به هر هدفی از راه مناسب آن وارد شد و بهترین روش را به کار گرفت. بدین منظور لازم است روش‌ها مبتنی بر بینش‌ها، ارزش‌ها و گرایش‌های صحیح اتّخاذ شود. امیرمؤمنان علی (ع) مرگ ‏اندیشی را به عنوان روشی در نظام اخلاقی مطرح کرده است که بدان انسان از مرزشکنی پرهیز می‌نماید و خود را در مسیر پاسداشت اخلاق حفظ می‌کند: «أَلاَ فَاذْکُروا هَادِمَ اللَّذَّاتِ، وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ، وَ قَاطِعَ الْأُمْنِیَّاتِ، عِنْدَ الْمُسَاوَرَةِ لِلْأَعْمَالِ الْقَبِیحَةِ: هان! بر هم زننده لذّت‌ها، و تیره‏‌کننده شهوت‌ها، و بُرنده آرزوها را به یاد آرید، آن‏گاه که به کارهای زشت شتاب می‌آرید.» (خطبه ۹۹)

امیرمؤمنان علی (ع) در سخت‌ترین اوضاع و احوال حکومت خود که گرفتار شبیخون‌های معاویه به مناطق مختلف تحت اداره خویش بود، و سران و بزرگان به دلیل برآورده نشدن خواسته‌های ناحقّشان از همراهی با حضرت کوتاهی می‌کردند و مردم نیز که تابع سران قبایل بودند سستی نشان می‌دادند، و حضرت برای همراه کردن آنان به استفاده از روش‌های مستبدّانه سفارش می‌شد، هرگز بدین سو نرفت و برای همراه کردن سران و بزرگان و به تبع آنان مردمان، به منظور حفظ حکومت خود، هرگز به روش‌های غیر اخلاقی دست نزد، چنان‏که خود در این باره فرمود: «کَمْ أُدَارِیکُمْ کَمَا تُدَارَی الْبِکَارُ الْعِمَدَةُ، وَ الثِّیَابُ الْمُتَدَاعِیَةُ. کُلَّمَا حِیصَتْ مِنْ جَانِبٍ ثَهَتَّکَتْ مِنْ آخَرَ. أَکُلَّمَا أَطَلَّ عَلَیْکُمْ مِنْسِرٌ مِنْ مَنَاسِرِ أَهْلِ الشَّامِ أَغْلَقَ کُلُّ رَجُلٍ مِنْکُمْ بَابَهُ وَ اَنْجَحَرَ انْجِحَارَ الضَّبَّةِ فِی جُحْرِهَا، وَ الضَّبُعِ فِی وِجَارِهَا. الذَّلِیلُ وَ اللّه‏ِ مَنْ نَصَرْتُمُوهُ؛ وَ مَنْ رُمِیَ بِکُمْ فَقَدْ رُمِیَ بِأَفْوَقَ نَاصِلٍ. وَ إِنَّکُمْ وَ اللّه‏ لَکَثِیرٌ فِی الْبَاحَاتِ، قَلِیلٌ تَحْتَ الرَّایَاتِ. وَ إِنِّی لَعَالِمٌ بِمَا یُصْلِحُکُمْ وَ یُقِیمُ أَوَدَکُمْ، وَلکِنِّی لاَ أَرَی إِصْلاَحَکُمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِی» (کلام ۶۹)

۶. کنش‌ها

مجموعه عملکردها اعم از کنش‌ها و واکنش‌ها و رفتارها نقشی اساسی در دستگاه اخلاق فرد و جامعه دارد؛ و لازم است این‌ها برخاسته از بینش‌ها، ارزش‌ها، گرایش‌ها و روش‌های درست و بسامان باشد، و در این صورت است که فعل اخلاقی معنا می‌یابد. امیرمؤمنان علی (ع) درباره فعل اخلاقی خود چنین بیانی دارد: «وَ اللّه‏ لَوْ أُعْطِیتُ الْأَقَالِیمَ السَّبْعَةِ بِمَا تَحْتَ أَفْلاَکِهَا عَلَی أَنْ أَعْصِیَ اللّه‏َ فِی نَمْلَةٍ أَسْبُلُهَا جُلْبَ شَعِیرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ: به خدا سوگند اگر سرزمین‌های هفتگانه روی زمین را با همه آنچه زیر سپهرهای آن می‌باشد به من ببخشند، بر اینکه درباره مورچه‌‏ای خدای را نافرمانی کنم و پوست جُوی را از دهانش بربایم، چنین نخواهم کرد!» (کلام ۲۲۴) امام علی (ع) در آخرین سفارش خود به فرزندانش حسن و حسین علیهماالسلام، این‏گونه آموزش فعل اخلاقی داده است: «کونَا لِلظَّالِمِ خَصْمًا، وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنًا!: ستمگر را همچون دشمنی باشید، و ستم رسیده را یاریگری.» (نامه ۴۷)

فعل اخلاقی در ساختار اخلاق، فعلی ارزشمند است، و کم‌ترین آن نیز مطلوب و رساننده به مقصود است؛ به بیان امام علی (ع): «لاَ یَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوَی؛ وَ کَیْفَ یَقِلُّ مَا یَتَقَبَّلُ؟» (حکمت ۹۵) هیچ کاری با پرواداری اندک نیست، و چگونه اندک بُود آن‏چه پذیرفتنی است؟

۷. گویش‌ها

ادبیات و زبان، و گویش‌های فرد و جامعه نمود نظام اخلاقی آن‌ها است. بینش‌ها، ارزش‌ها، گرایش‌ها، و روش‌های حاکم بر فرد و جامعه خود را درگویش‌های آن‌ها نشان می‌دهد، و آن‌ها هرگونه باشد، این‌ها نیز همان‏گونه است. به بیان امام علی (ع): «الْمَرْءُ مَخبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ: آدمی نهفته در زیر زبانش است.» (حکمت ۱۴۸)

تربیت اخلاقی اقتضا می‌کند که زبان جز به راستی و درستی نگردد، چنان‏که امام علی (ع) درباره تربیت خود آورده است: «وَضَعَنِی فِی حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلِیدٌ، یَضُمُّنِی إِلَی صَدْرِهِ، وَ یَکْنُفُنِی فِی فِرَاشِهِ، وَ یُمِسُّنِی جَسَدَهُ، وَ یُشِمِنَّی عَرْفَهُ؛ وَ کَانَ یَمْضَعُ الشَّیْءَ ثُمَّ یُلْقِمُنِیهِ. وَ مَا وَجَدَ لِی کَذْبَةً فِی قَوْلٍ وَ لاَ خَطْلَةً فِی فِعْلٍ: [رسول خدا] در حالی که کودک بودم مرا در کناره خود می‌نهاد، به سینه‌‏اش می‌چسبانید، و در بستر خود در کنار خویش می‌خوابانید، و تنش را به من می‌سایید، و بوی خوش خود را به من می‌بویانید؛ وخوراک را نرم می‌ساخت و آن را در دهان من می‌نهاد. و هرگز دروغی درگفتاری و خطایی در کرداری از من ندید.» (خطبه ۱۹۲)

بدترین و زشت‌ترین ادبیات و گویش، آن است که به ناراستی و نادرستی آلوده باشد، و چنین چیزی، جایی برای جلوه‏‬ گری اخلاق نمی‌گذارد و همه آن را به تباهی می‌کشاند. امیرمؤمنان علی (ع) در این باره چنین هشدار داده است: «أَمَا وَ شَرُّ الْقَوْلِ الْکَذِبُ: بدانید، همانا بدترین گفتار، سخن دروغ است.» (خطبه ۸۴)

فرد و جامعه اخلاق‏مدار، از ادبیات زشت و خشونت‌‏آمیز به دورند و گویش‌هایشان پروادارانه است، چنان‏که امام علی (ع) آن‏گاه که پرواداران را توصیف می‌کند، درباره ادبیات و گویش‌هایشان چنین می‌فرماید: «… بَعِیدًا فُحْشُهُ، لَیِنًّا قَوْلُهُ: از گفتن سخن زشت دور بُوَد، گفتار او نرم و ملایم بُوَد.» (خطبه ۱۹۳)

امیرمؤمنان علی (ع) لوازم اخلاق را این‏‬ گونه می‌دید و از پیروان خود می‌خواست که این امر را پاس بدارند و از زشت‏‬ گویی بپرهیزند، حتّی با دشمنِ متجاوز در حال جنگ، چنان‏که در هنگام جنگ صفّین، وقتی امام (ع) دید که برخی از یارانش، از جمله حُجْر بن عَدی و عمرو بن حَمِق به معاویه و شامیان دشنام می‌دهند و زشت‏‬ گویی می‌کنند، آنان را خواست و از چنین ادبیاتی بیزاری جست و بدانان آموخت که در گویش‌هایشان پایبند اخلاق باشند: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ؛ وَلکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ، وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ؛ وَ قُلْتُمْ مَکَانَ سَبِّکُمْ إِیَّاهُمْ: اللّهُمَّ احْقِنْ دَمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ، وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَیْنِنَا وَ بَیْنِهِمْ، وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلاَلَتِهِمْ حَتَّی یَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ، وَ یَرْعَوِیَ عَنِ الْغَیِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ: من بیزارم از اینکه شما دشنامگو باشید. لیکن اگر کرده‌های آنان را بازگویید، و حالشان را فرایاد آرید، در گفتار درست‌تر، و در پوزش‌خواهی رساتر باشد. و به جای دشنام دادن بگویید: خدایا خون‌های ما و خون‌های آنان را از ریخته شدن نگاه دار، و میان ما و میان آنان را به نیکی و سازش بردار، و ایشان را از گمراهی‏شان به راه بیار، تا هر کس راه حق را نمی‌داند، آن را بشناسد، و هر کس به پیمودن راه گمراهی و دشمنی آزمند است، از آن بازایستد!» (کلام ۲۰۶)

گویش‌ها در فرد و جامعه اخلاق‏‌گرا، بر مدار حق می‌گردد و از حقیقت و عدالت دور نمی‌شود. امام علی (ع) در آخرین سفارش خود به حسن و حسین علیهماالسلام فرمود: «قُولاَ بِالْحَقِّ: حق را بگویید.» (نامه ۴۷)

تدبیر، تنظیم امور و ترتیب کارها و سامان دادن امور به بهترین نحو و استوارترین ساز و کار است تا امور به عاقبت نیکو و نتیجه مطلوب برسد.

جایگاه و اهمیت تدبیر در آموزه‌های امام علی (ع)

وَ لَا عَقلَ کَالتَّدبِیرِ: هیچ خردی چون تدبیر نیست.» (حکمت ۱۱۳)

لَا تَقُومُ مَملِکَةٌ إلَّا بِتَدبِیرٍ: مملکت جز به تدبیر نپاید.» (وقعة صفّین/۱۵)

حُسْنُ التَّدْبِیرِ یُنْمِی قَلِیلَ الْمَالِ، وَ سُوءُ التَّدْبِیرِ یُفْنِی کَثِیرَهُ: تدبیر نیکو، دارایی اندک را رشد می‌دهد، و بدی تدبیر، ثروت بسیار را به باد فنا می‌دهد.» (شرح غررالحکم ۳۸۷/۳)

سُوءُ التَّدْبِیرِ سَبَبُ التَّدْمِیرِ: بدی تدبیر، موجب ویرانی و نابودی است.» (شرح غررالحکم ۱۳۲/۴)

أَیُّهَا النَّاسُ … لَا خَیْرَ فِی دُنْیَا لَا تَدَبُّرَ [لَا تَدْبِیرَ] فِیهَا: مردم! دنیایی که ‏در آن تدبیر و برنامه‏ ریزی و عاقبت ‏اندیشی نباشد، خیری در آن نیست.» (المحاسن ۵/۱)

ضرورت و جایگاه اخلاق مدیریتی

اگر اخلاق مدیریتی در زندگیِ کاری انسان وجود و حضور داشته باشد، کارکردن شیرین و توأم با رضایت شغلی و احساس رضایتمندی و خودشکوفایی از یک‏سو و رضایت مردم و پیشرفت امور و شکوفایی کار و تعالی سازمانی از دیگر سوی است، و در نتیجه موجب رضایت خالق و بارش رحمتها و برکت‌های او. امیرمؤمنان علی (ع) در پایان عهدنامه مالک اشتر چنین یادآوری کرده است: وَ أَنَا أَسْأَلُ اللَّهَ بِسَعَةِ رَحْمَتِهِ، وَ عَظِیمِ قُدْرَتِهِ عَلَی إِعْطَاءِ کُلِّ رَغْبَةٍ أَنْ یُوَفِّقَنِی وَ إِیَّاکَ لِمَا فِیهِ رِضَاهُ مِنَ الْإِقَامَةِ عَلَی الْعُذْرِ الْوَاضِحِ إِلَیْهِ وَ إِلَی خَلْقِهِ، مَعَ حُسْنِ الثَّنَاءِ فِی الْعِبَادِ وَ جَمِیلِ الْأَثَرِ فِی الْبِلَادِ، وَ تَمَامِ النِّعْمَةِ وَ تَضْعِیفِ الْکَرَامَةِ: و من از خدا می‌خواهم با رحمتی فراگیر که او راست، و قدرت بزرگ او بر انجام هرگونه درخواست، که من و تو را توفیق دهد در آنچه خشنودی او در آن بود؛ از داشتن عذری آشکار در پیشگاه او و آفریدگانش و واگذاردن نام نیکو میان بندگانش و آثار نیک در شهرها و تمامی نعمت و فراوانی کرامت.(نامه ۵۳)

امیرمؤمنان علی (ع) پس از بیان عهدنامه‬ ای جامع در اداره امور، برای خود و مالک اشتر از خداوند خواستار توفیق می‌شود در آنچه خوشنودی خداوند در آن است و این خشنودی که مایه رحمت و برکت خداست به سبب خدمتگزاری به مردمان است به گونه‬ ‏ای که بتوان در برابر خداوند و آفریدگانش عذری آشکار در نیکو انجام‬ ‏دادن وظایف داشت و نیز باقی گذاشتن نام نیکو میان بندگان او و آثار نیک در شهرها؛ و این بهترین و والاترین جلوه اخلاق حرفه‌ای است.

رشد و شکوفایی استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق، در عرصه کار و عمل بر پایه‌های اخلاق حرفه‌ای است.

فقدان اخلاق اداری یعنی محو زمینه و بستر شکوفایی انسان و جامعه در جهت کمال مطلق.

زوال اخلاق مدیریتی یعنی ظهور احساس ناخشنودی از خود، و احساس بطالت، و احساس سقوط و هلاکت که ظهور این احساس به صورت نمودهای زیر است: ترش‌رویی، برآشفتگی، کم‬ تحملی، بدرفتاری، بی‏‬ حوصلگی، سست‬ ‏پیمانی، کار گریزی و بیماری‌های روان‬ ‏تنی.

حضور اخلاق مدیریتی، کار کردن را از صورتی تکراری و خسته کننده و ملال ‏آور بیرون می‌برد و به انسان احساس تعالی می‌بخشد و همین احساس تعالی در نفس کار کردن و مناسبات انسانی با دیگران به شدّت تأثیر می‌گذارد؛ و با شکسته شدن اخلاق، همه حریم‌ها می‌شکند و چون حریم‌ها شکسته شود هر پلیدی می‌تواند در باطن و ظاهر، و در مناسبات و روابط ظهور کند.

امیرمؤمنان علی (ع) در سفارشی نورانی فرموده است: «ثُمَّ إِیَّاکُمْ وَ تَهْزِیعَ الْأَخْلَاقِ وَ تَصْرِیفَهَا: مبادا اخلاق نیک را در هم شکنید و آن را دگرگون و به اخلاق بد مبدّل سازید.» (خطبه ۱۷۶)

تأکید بر اخلاق مدیریتی

خطرناک‌ترین رویداد انسانی انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی است که در این صورت هیچ چیز به سلامت نخواهد ماند و انسانیت انسان فرو می‌ریزد؛ و این امر در امور حرفه‌ای، اداری و مدیریتی از جایگاهی خطیر و ویژه برخوردار است، زیرا وقتی انسان از محدوده فردی خارج می‌شود و در پیوند با دیگر انسان‌ها قرار می‌گیرد و این پیوند صورتی حرفه‌ای، اداری و مدیریتی می‌یابد، اگر اخلاق نیک حاکم بر روابط انسانی نباشد، فاجعه چندین برابر می‌شود. به همین دلیل است که والاترین ملاک در هر سازمان متخلّق بودن به اخلاق حرفه‌ای است. امیرمؤمنان علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر او را بدین امر خطیر یادآوری می‌کند و می‌فرماید: «ثُمَّ انْظُرْ فِی أُمُورِ عُمَّالِکَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَارًا، وَ لَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَ أَ ثَرَةً، فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَ الْخِیَانَةِ، وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَیَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُیُوتَاتِ الصَّالِحَةِ، وَ الْقَدَمِ فِی الْإِسْلَامِ الْمُتَقَدِّمَةِ، فَإِنَّهُمْ أَ کْرَمُ أَخْلَاقًا، وَ أَصَحُّ أَعْرَاضًا، وَ أَقَلُّ فِی الْمَطَامِعِ إِشْرَاقًا وَ أَبْلَغُ فِی عَوَاقِبِ الْأُمُورِ نَظَرًا: سپس در کار کارگزاران خود بیندیش، و پس از آزمودن به کارشان بگمار و به میل خود و بی‏مشورت دیگران به کاری مخصوصشان مدارکه به هوای خود رفتن و به رأی دیگران ننگریستن، ستمگری بود و خیانت و کارگزارانی این‏چنین را در میان کسانی جو که تجربت دارند و حیا، از خاندان‌های پارسا که در مسلمانی قدمی پیش تر دارند [و دلبستگی بیشتر]؛ اخلاق آنان گرامی‌تر است و آبرویشان محفوظ‌تر و طمعشان کم‌تر و عاقبت‬ ‏نگری‏شان فزون تر.» (نامه ۵۳)

امام (ع) به دقت در مجموعه‏‬ ای از ویژگی‌ها و خصوصیات در گزینش افراد سفارش می‌کند که حاصل این دقّت، گزینش کارگزارانی است متخلّق به اخلاقی نیک: انسان‌هایی گرامی‌تر، توانمندتر و با آبروتر و با طمعی کمتر.

همچنین امیرمؤمنان علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر به او چنین فرمان می‌دهد: «ثُمَّ انْظُرْ فِی حَالِ کُتَّابِکَ فَوَلِّ عَلَی أُمُورِکَ خَیْرَهُمْ؛ وَ اخْصُصْ رَسَائِلَکَ الَّتِی تُدْخِلُ فِیهَا مَکَائِدَکَ وَ أَسْرَارَکَ بِأَجْمَعِهِمْ لِوُجُودِ صَالِحِ الْأَخْلاَقِ: پس درباره کاتبان و دبیران خود بنگر و بهترینشان را بر سر کار بیاور و نامه‌هایی را که در آن تدبیرها و رازهایت نهان است، از جمع کاتبان و دبیران به کسی اختصاص ده که به اخلاق از دیگران شایسته‌تر است.» (نامه ۵۳) مشاهده می‌شود که امام (ع) بیش از هر چیز بر اخلاق حرفه‌ای تأکید می‌کند و آن را ملاک و معیار معرفی می‌نماید.

کد خبر 4667286

۵۰۰ روز در بند و ۶۵۰ صفحه کیفرخواست| مطهری: نهاد تخصصی می‌گوید بازداشتی‌های محیط زیست، جاسوس نیستند| حاکمیت دوگانه باید روزی حل شود| نباید این‌طور باشد که وزارت اطلاعات به مجلس پاسخ‌گو باشد اما سازمان اطلاعات سپاه پاسخ‌گو نباشد

علی مطهری: اگر قرار بر عدم بررسی ادعای خاتمی بوده پس چرا دادگاه تشکیل دادند| صرف اظهارعقیده نباید موجب محاکمه شود| چرا قوه قضاییه و مقامات امنیتی هراس دارند؟

سقوط مینی بوس در محور بویین و میاندشت - خوانسار ۱۳ کشته برجا گذاشت

کلیدواژه: انقلاب اسلامی فضای دانشگاه ها قبل از انقلاب

منبع این خبر، وبسایت www.iscanews.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۲۳۴۶۸۲۶ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • آمریکایی‌ها از اوّل انقلاب با چند نقطه‌ی اساسی در نظام جمهوری اسلامی بشدّت مخالف بودند که یکی‌ از آنها شورای نگهبان بود
  • چرا ایران به افغانستان حمله نکرد؟/ تاثیر انتشار خبر مخالفت رهبرانقلاب چه بود؟
  • نیازمند اصلاح برخی قواعد حاکم بر تامین اجتماعی هستیم
  • نشست تخصصی بیانیه گام دوم انقلاب در دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد
  • رمزگشایی از جنگ پنهان آل مکتوم و بن زاید
  • تفکر انتقادی مبتنی بر اصول منطقی از مهم‌ترین راهبردهای آموزشی است
  • تصویری از رهبرمعظم انقلاب در مراسم هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی
  • چنگ مسئولان به ریسمان نا‌آگاهی دانشجویان/ نظارت بر نشریات قبل از چاپ غیرقانونی است
  • نجفی جایگزین مشایی شد/ خبر خوش مدیریتی برای کارمندان مسن/ جسد صدام بعد از نبش قبرش کجاست؟
  • فضای مجازی بزرگترین فرصت برای تمدن سازی است
  • پیری و فرسودگی برخی مسوولین اجرایی، دلیل نگرفتن آرایش جنگی در اقتصاد است/ تبدیل فضای تهدیدمحور به فرصت محور؛ اصلی‌ترین وظیفه سازمان فضای مجازی بسیج
  • افزایش توهین و تخریب در فضای مجازی با نزدیک شدن به انتخابات مجلس
  • نگاهی به کتاب «ساکن خیابان ایران»/ نقدی همدلانه با حیات دینی
  • چشم در چشم با پلنگ ایرانی/ نمی‌گذارم پسرم محیط‌بان شود
  • دانشگاه‌ها برای برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی آماده شوند / فضای امید بخش در کشور ایجاد کنیم
  • هوای گرم تابستانی همچنان بر کشور حاکم است
  • رئیس اداره هنر و ادبیات سپاه: مدیریت ملی ‌فضای مجازی ‌امپراطوری رسانه‌ای علیه ایران را می‌شکند
  • اجرایی شدن گام دوم انقلاب در گرو تقویت هویت زن مسلمان است
  • شقاقی شهری: اینستکس از نفت در برابر غذا هم بدتر است/تعجب آور است، کسی که خودش در اروپا درس خوانده، می‌گوید نباید به حساب‌ها سرک بکشیم/مالیات برخانه‌های خالی، بدترین نوع مالیات است