تهران- ایرنا- سعید مستغاثی فعال سینمایی می گوید: سینمای ایران از لحاظ سخت افزاری یکی از بهترین سینماهای جهان به شمار می رود، اگرچه در زمینه نرم افزاری مشکلاتی وجود دارد اما در زمینه انیمیشن و مستند به جایگاه خوبی رسیده ایم که قابل مقایسه با پیش از انقلاب نیست.

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ سینما به عنوان یکی از مهم ترین سرگرمی ها در جهان مطرح می شود.

بسیاری از کشورهای پیشرفته از این بُعد سینما استفاده کرده و بسیاری از مفاهیم ملی و فرهنگی خود را درون فیلم هایشان گنجانده و به نوعی سبب تبلیغ و رواج ارزش ها و سبک زندگی خود در سراسر دنیا شده اند. سینما در ایران با نمایش فیلم «دختر لر» در زمان مظفرالدین شاه یادآوری می شود. در طول دوره قاجار و پهلوی توجه زیادی به سینما به عنوان رسانه ای محبوب در میان مردم نمی شد و بیشتر به عنوان وسیله ای برای تخلیه هیجان و ایجاد لذت کاربرد داشت.

نگاه به سینما پس از انقلاب با توجه به سخنان امام خمینی(ره) مبنی بر اینکه سینما تمدن ساز است، به طور کلی تغییر کرد و جایگاه سینما از مکانی برای لذت جویی و وقت گذرانی ارتقا یافت و هویت نوینی پیدا کرد. امروز با وجود مشکلات زیادی که در زمینه محتوا و داستان گویی در سینمای ایران وجود دارد اما پیشرفت های چشم گیری در سینمای مستند و بخش های سخت افزاری و فنی به وقوع پیوسته که قابل مقایسه با استانداردهای جهانی است.

در این میان پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به منظور واکاوی بیشتر تحول صنعت سینمایی در جریان انقلاب اسلامی و بررسی دستاوردهای سینما پس از انقلاب با «سعید مستغاثی» رییس وقت انجمن منتقدان سینما به گفت وگو پرداخت.

**ایرنا: با گذشت نزدیک به 40 سال از انقلاب اسلامی، هنوز شاهد این هستیم که برخی سینماگران به جریان سینمایی پیش از انقلاب موسوم به فیلم فارسی علاقه زیادی نشان می دهند و ردپای این جریان فیلم سازی از سینمای پیش انقلاب به سینمای پس انقلاب انتقال یافته است. نظرتان درباره رواج این جریان چیست؟
***مستغاثی: سینمای پس از انقلاب در واقع بر خاکستر سینمایی پیش از انقلاب بنا شده است. چرا که سینمای قبل از انقلاب حدود یک ماه و نیم پیش از شروع نهضت اسلامی اعلام ورشکستگی کرده بود. بنابراین سینمای پس از انقلاب با این شرایط و با سخنرانی امام خمینی(ره) در 12 بهمن بر خاکستر باقی مانده از سینمای پیش از انقلاب بنا شد.

یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد و آن هم اینکه درباره بیانات امام(ره) درباره هنر یک اشتباه یا جعل گفتار وجود دارد به طوری که در بیشتر محافل تنها به بخشی از سخنان ایشان پرداخته و جملات پیش از آن سانسور می شود. امام خمینی(ره) مطالب بسیار مفصلی در زمینه تئاتر، سینما و تلویزیون بیان داشتند و تنها جمله معروف ایشان مبنی براین که «ما با سینما مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم» تبیین و تکثیر داده شد و بقیه سخنان ایشان درباره تئاتر و تلویزیون انعکاس داده نشده است. امام (ره) از سینمای پیش از انقلاب با عنوان سینمای فحشا یاد می کنند و فرمودند که سینمایی که باعث ایجاد تمدن در جامعه می شد با بی تدبیری باعث انحراف آن شد.

پس از انقلاب گروهی از متولیان سینما با کج فهمی و اکتفا به همان یک جمله امام خمینی(ره) سینمای موج نو و سینمای معترض را بنا نهادند که به نظرشان سینمایی مغایر و متضاد با سینمای پیش از انقلاب بود و حدود یک دهه این سیاست گذاری در سینمای ایران ادامه یافت تا اینکه این سیاست گذاری پس از حدود 10 سال به بن بست رسید و در بحث گیشه و فروش با شکست جدی روبه رو شد.

این برهه، همزمان با دوران سازندگی و دوران بعد از جنگ بود که کشور به خودکفایی نیاز داشت و حمایت های دولتی نیز به دلیل وضعیت کشور از سینما کم شده بود، سینمای روشنفکری، موج نو و به اصطلاح کانونی در این زمان، دیگر کارکردی نداشت و در این دوران بود که دوباره سینمای موسوم به فیلم فارسی کمک کار سینمای ایران برای ادامه راه شد. در واقع سینمای پیش از انقلاب دفن نشده بود و تنها با تغییر مدیران سینمایی، تنها پرچم ها و عکس ها عوض شده بودند. سینمای فیلم فارسی مانند بازیکن تعویضی در فوتبال روی نیمکت نشسته بود که تا در صورت شکست سینمای روشنفکری به عنوان نخستین جایگزین در سینمای ایران وارد میدان شود.

**ایرنا : نقش سینما در شکل گیری انقلاب را چگونه ارزیابی می کنید؟
***مستغاثی: همانگونه که گفته شد به دلیل استقبال نکردن مردم در سال های منتهی به انقلاب، به طور عملی سینما تاثیر و جایگاه خود را از دست داده بود اما در هر صورت وقتی مردم مشاهده می کردند که سینمای فیلم فارسی تمام اعتقادات و ارزش های آنها را به سخره می گیرد در اینجا با سینما در تقابل قرار می گرفتند. بنابراین به راحتی قابل مشاهده است که در کنار بانک ها که نماد فساد اقتصادی در رژیم قبلی بودند، سینماها نیز به عنوان نمادهای فساد مورد انتقاد مردم قرار می گرفتند.

**ایرنا: وضعیت سینما و آمار فروش فیلم ها به طورکلی در سال های منتهی به انقلاب چگونه بود؟ و مواجهه مردم با سینما در آن زمان به چه شکلی تعبیر می شد؟
***مستغاثی: جمعیت زیادی در سال های قبل انقلاب به سینما نمی رفتند. حتی در رژیم پهلوی سعی کردند با ساخت فیلم هایی چون «خانه خدا» مردم مذهبی را به سینماها بکشاند اما موفق نشدند به همین خاطر است که سینما بنابر گفته متولیان آن مانند عباس شباویز در 1356 خورشیدی ورشکسته می شود. به عبارت دیگر به دلیل سطح پایین فیلم ها مردم اقبالی برای رفتن به سینما نداشتند و سینماگران در آن زمان به طور رسمی اعلام ورشکستگی کردند. پس از انقلاب اسلامی، یکی از نخستین خاکریزهایی که مورد هجوم مردم قرار گرفت، سینماها بود چراکه برپایه تصور عموم، سینما نماد فساد فرهنگی به شمار می رفت.

**ایرنا: مهم ترین ویژگی های سینمای پیش انقلاب که باعث نارضایتی مردم می شد چه مواردی بودند؟
***مستغاثی: نخستین ویژگی سینما که باعث نارضایتی جامعه می شد، تطابق نداشتن با اعتقادهای دینی بود. این حوزه یک نوع اخلاق کاباره ای، کافه ای و بی بند و باری را در میان مردم رواج می‌داد و مروج فرهنگ برهنگی در جامعه شناخته می شد. برای همین است که رژیم شاه وقتی می خواهد در 1344 خورشیدی فیلم «خانه خدا» را اکران کند تمام تصویرهای پیش پرده های فیلم های مبتذل را از سر در سینماهای «آینده» و دیگر سینما برمی دارد چون به خوبی آگاهی داشت که مردم با وجود چنین صحنه ها و عکس هایی به سینما نمی آیند. میزان ابتذال و برهنگی در سینما به قدری زیاد بود که برخی سناتورهای رژیم پهلوی نیز در محافل رسمی به روند فرهنگ برهنگی در سینما به اعتراض می پرداختند و آن را مخالف اعتقاد و افکار عمومی می دانستند.

**ایرنا: درباره وضعیت فنی و تکنیکی سینما پیش از انقلاب توضیح بدهید و بفرمایید تاثیر انقلاب بر سینما چگونه بوده و اینکه سینمای پس از انقلاب در مقایسه با سینمای قبل انقلاب از نظر سخت افزاری و نرم افزاری چه تغییری کرده است؟
***مستغاثی: پیش از اینکه سینمای انقلابی را مطرح کنیم باید درباره خود سینما بحث کرد چرا که قبل از انقلاب ما اصولا سینما نداشتیم برای مثال برخی درباره کارگردانی در آن زمان گفته اند که سینمای فیلم فارسی در آن زمان 2 صحنه «زد و خورد» داشت و 2 صحنه کاباره! و کارگردان ها اطلاعات بسیار کمی از سینما داشتند برای مثال تنها در صحنه فیلمبرداری حضور می یافتند که به بقیه عوامل بگویند من هستم و کار خاصی انجام نمی داد به همین خاطر بود که در آن زمان بیشتر فیلمبردارها دکوپاژ می‌کردند چرا که کارگردان ها بیشتر آدم های بی سوادی بودند.

در زمینه مونتاژ و تدوین هم کارگردان ها به هیچ عنوان اجازه نداشتند که بر سر میز تدوین بنشینند. موسیقی متن، طراحی صحنه و لباس، جلوه های ویژه تصویری و میدانی، صدابرداری و صداگذاری به صورت حرفه ای امروز وجود نداشت. بازیگری نیز به همین شکل و بیشتر بی سواد بودند و شماری از آنها بنابر آنچه عوامل فیلم فارسی در آن زمان نقل می کنند، قادر به حفظ دیالوگ نبودند.

مجموع این ضعف ها باعث می شد ما چیزی به نام سینما برای دوران پیش از انقلاب قایل نباشیم. انقلاب اسلامی باعث شد، سینمای نوینی در ایران متولد شود. به طوری که سینمای بعد از انقلاب به طور حرفه ای دارای تخصص های مختلف از جمله بازیگری، کارگردانی، فیلمنامه نویسی، مدیریت فیلمبرداری، صدابرداری، موسیقی متن، طراحی صحنه، طراحی لباس، طراحی چهره شد و اکنون شاهد آن هستیم که سینمای ایران از لحاظ سخت افزاری یکی از بهترین سینماهای جهان است، اگرچه در زمینه نرم افزاری مشکلاتی وجود دارد. در حال حاضر ما در زمینه انیمیشن و مستند به جایگاه خوبی رسیده ایم که قابل مقایسه با پیش از انقلاب نیست.

**ایرنا: درباره «سینمای استراتژیک» و «سینمای آرمانی» چه دستاوردهایی داشته ایم. به طور واضح تر در مقایسه با سینمای هالیوود که سینمایی بسیار ایدئولوژیک و استراتژیکی است و هرساله آثار انبوهی روانه بازار جهانی می کند، سینمای ایران چه جایگاه و کارکردی داشته است؟
***مستغاثی: سینمای انقلابی همان سینمای مردمی به شمار می رود که با پوست و گوشت و وجود آنها در ارتباط است و دردها، رنج ها و باورهای ذهنی و عقیدتی آنها را بروز می‌دهد این بحثی است که سینمای انقلاب باید پیش از سینمای استراتژیک پیش ببرد و مادامی که سینمای انقلابی یا مردمی شکل نگیرد و مردم به سینما به عنوان یک سرگرمی همیشگی توجه نکنند، نمی‌توان به سینمای استراتژیک دست یافت.

متاسفانه پس از انقلاب این اتفاق در جریان اصلی سینما نیفتاد و سینما نتوانست با مردم ارتباط موثری برقرار کند و عجین شود البته تلاش های انفرادی در جهت رسیدن به سینمای انقلابی وجود داشته است و فیلم های موفقی در این زمینه داشته‌ایم اما جریانی به عنوان جریان سینمای انقلابی و مردمی پس از انقلاب به وجود نیامده است. اکنون بیشتر مردم ایران مخاطب سینما نیستند چراکه دردها، رنج ها، آمال، آرزوها و عقاید خود را در آن نمی بیند و از این رو تمایلی هم به دنبال کردن آن نشان نمی دهند بنابراین در چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی می توانیم به طور قاطع بگوییم که سینما آن طور که شایسته مردم بوده عمل نکرده است و نتوانسته رسالت خود که بیان دردها و رنج های مردم است به خوبی انجام دهد.

بنابراین سینمای استراتژیک که قرار است دورنما یا آرمان های بلند مدت مردم را ریل گذاری کند در مرحله بعدی و زمانی شکل می‌گیرد که مردم به عنوان مخاطبان اصلی سینما به آن توجه نشان دهند و سینما به عنوان سبد فرهنگی خانوارها محسوب شود وگرنه سینمای استراتژیک محدود به چند فیلم سفارشی می شود که پس از مدت بسیار کوتاهی فراموش می شوند. در سینمای هالیوود شاهد آن هستیم که یک جریان سینمایی برای اهداف بلند مدت نظام سیاسی آمریکا در نظر گرفته می شود و برای مثال یک سال شاهد تولید فیلم هایی با موضوع جنگ هستیم و در سال دیگر بحث سرمایه گذاری در فیلم ها مطرح می شود و همین روند در سیاست گذاری ها ادامه می یابد به طوری که جایزه اسکار هم برپایه برخی سیاست های ضدنژادپرستی اهدا می شود.

**ایرنا: در سال های پس از انقلاب شاهد برخورد برخی مدیران با سوپراستارهای سینما بودیم. نمونه بارز آن برخورد با جمشید هاشم پور بود که چرا با سرتراشیده بازی می کند و چند سال ممنوع الکار شد. به نظر شما جایگاه سوپراستار در سینمای قبل و بعد از انقلاب چه تفاوتی دارد؟ این توضیح را باید اضافه کرد که در سال های پیش از انقلاب بازیگران به نوعی جور دیگر عوامل را به دوش می کشیدند و دلیل اصلی سینما رفتن مردم همان سوپراستارها بودند در حالی که در سال های بعد از انقلاب شاهد نوعی برخورد با جریان قهرمان سازی و سوپراستارسازی بوده ایم.
**مستغاثی: همواره افراط و تفریط در همه جا امری ناپسند است، آن سختگیری ها در آن زمان که باعث شد آقای «جمشید هاشم پور» موهای خود را از ته بزند الان باعث شده است که هر شخصی که توهم سلبریتی بودن دارد در تمام زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی اظهار نظر کند و خود را صاحب نظر بداند. در واقع این مشکلات به دلیل نداشتن یک تحلیل اندیشمندانه درباره سینما است. اگرچه پیش از انقلاب هم سوپراستارها نه تنها به خاطر قدرت در بازیگری و مهارت در نقش آفرینی محبوب بودند بلکه به خاطر آن صحنه های رقص و آواز بیشتر مورد توجه قرار می گرفتند.

**ایرنا: به عنوان سوال آخر، وضعیت آینده سینمای ایران را چطور ارزیابی می کنید؟
***مستغاثی: امروز شاهد امیدواری ها و رویش های زیادی در سینمای انیمیشن و مستند هستیم، اینها چیزهایی است که شاید بتواند رمز پیشرفت صنعت سینما را آشکار کند که مد نظر امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری بوده است.

پژوهشم**9280**2059**9131

منبع: ایرنا

خبر بعدی:

حسن عباسی: با فرد غیرانقلابی، هنر انقلابی درنمی‌آید

خبرگزاری تسنیم: هشتمین هم‌اندیشی سینما انقلاب به روز‌های پایانی خودش نزدیک می‌شود شب گذشته با «شبی که ماه کامل شد» تنور جایزه سینمایی ققنوس گرم‌تر شد و امشب هم با اکران «ماجرای نیمروز ۲/رد خون» به پایان می‌رسد و روز جمعه سوم اسفندماه آیین اختتامیه برگزار و دو ققنوس به برگزیدگان اهداء می‌شود؛ حجت‌الاسلام نصرالله پژمان‌فر روز ششم این محفل درباره وضعیت سینما و میزان اثرگذاری آن در گفتمان انقلاب اسلامی گفت: "سینما صرفاً فضایی برای سرگرمی خانواده‌ها نیست. سینما یک دانشگاه است. آیا در این ۴۰ سال، توانستیم سینما را تبدیل به یک فضای آموزشی کنیم؟ سینما را همچنین به عنوان اصلاح‌کننده رفتار جوانان معرفی می‌کنند. در این زمینه چقدر موفق عمل کرده‌ایم؟ به باور حضرت امام (ره) هنری مورد تایید است که صیقل‌دهنده روح انسان‌ها باشد. رهبری معظم نیز معتقدند که هنر سینما یک هنر برتر و کارآمدترین روایتگر حقیقت است. سینماگران کلید پیشرفت کشور هستند. حالا سوال این است که سینما چقدر در جهت این اهداف جلو رفته است؟ "

حجت‌الاسلام پژمانفر نائب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس

سینما را یک قلک دانستیم

پژمانفر در ادامه به سازمان‌های متولی امر فرهنگ و هنر در کشور اشاره کرد و گفت:" ما امروز یک مجموعه‌ای داریم که توانسته است بخشی از کار‌ها را در دست بگیرد. سازمان صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شبکه افق، موسسه شهید آوینی، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و. مجموعا ۹۱ دفتر فعال در این موضوع هستند. اما چرا کار خاصی انجام نشده است؟ اشکال کار کجاست؟ برای پاسخ به این سوال باید گفت که یک دلیل اصلی این است که با رویکرد اقتصادی به سینما نگاه کردیم و آن را یک قلک فرض کردیم. کسی برای حرف‌های اساسی گفتمان انقلاب سرمایه گذاری نکرد. به دشمن نگاه کنید. انتقال حرف‌هایشان به جوانان ما هزینه دارد. چرا آن‌ها را برای ما مجانی پخش می‌کنند؟ به دلیل اینکه می‌خواهند با گفتمان انقلاب مقابله کنند. "

اشتباه دیگر سینما، واگذاری به بخش خصوصی است

پژمانفر در ادامه، اشتباه دیگر ما را واگذاری کل سینما به بخش خصوص دانست و تصریح کرد:" دولت پایش را از تولید و حتی سیاست‌گذاری سینما بیرون کشیده است؛ حتی در جا‌هایی که مستقیماً هزینه‌ها را پرداخت می‌کند یه کمکی انجام می‌دهد. وقتی به آن‌ها ایراد می‌گیریم می‌گویند سینماگر می‌گوید باید حرف خودش را بزند. حتی صدا و سیما هم اینگونه شده است. قصه را خود سینماگران می‌نویسند و می‌سازند. نهایتاً صدا و سیما بخش‌هایی را سانسور کند. ولی به‌هرحال چیزی که روی پرده‌ها می‌بینیم و در منازل تماشا می‌کنیم محصول فکر سازندگان هستند و نظر حاکمیت اعمال نشده است. دولت کاملاً پایش را بیرون کشیده است. " وی افزود: آقایان استدلال می‌کنند این‌ها که کارمند ما نیستند. ما برای حرف‌هایمان کسی را نداریم. اشتباه بزرگ دیگر، کاهش اعتبارات بخش فرهنگ و سینما است. در هالیوود و بالیوود مطالب را ارائه می‌دهند، کسانی می‌آیند و برای ساختشان اعلام آمادگی می‌کنند. برای افکارشان سرمایه‌گذاری می‌کنند. در اینجا اما، کسی حاضر نیست که برای گفتمان انقلاب سرمایه‌گذاری کند. "

امروز باید هم فیلم سفارشی و هم سریال سفارشی داشته باشیم

این روحانی و کارشناس حوزه فرهنگ در ادامه کشور را نیازمند حرف‌های تازه در حوزه‌های مختلف دانست و گفت: "همه حرف‌های تازه را نمی‌شود فقط با منبر و تریبون گفت. این‌ها مخاطب محدود و خاص دارند. مخاطب فراگیر، همانی است که در سالن‌های سینما است. من به عنوان یک آدم مطلع در حوزه فرهنگ و سینما که عموم فیلم‌های تولید داخل را می‌بینم، اعلام می‌کنم که هیچ سرمایه‌گذاری در زمینه گفتمان اصیل انقلاب نشده است. من با اینکه سینما، تنها سفارش بپذیرد مخالفم، اما روی داشتن فیلم سفارشی تاکید دارم.

حسن عباسی: در تفکر چپ، هیچ وقت از پرتره و کلوزآپ استفاده نمی‌کنند

حسن عباسی در آغاز سخنرانی، ضمن اشاره به یکی از اصلی‌ترین شعار‌های ابتدای انقلاب اسلامی گفت: "وقتی می‌گفتیم نه شرقی و نه غربی، منظور فقط مخالفت با آمریکا و شوروی آن زمان نبود، منظور نفی لیبرالیسم و مارکسیسم به عنوان دو مکتب فکری مسلط آن زمان بود. "

وی در ادامه به جریان‌های غالب فکری بعد از انقلاب در هنر و سینما اشاره کرد و گفت: " یک دوره سینمای شبه چپ و شبه سوسیالیستی داشتیم. به جز آن حدود ۲۷ سال نیز غلبه سینمالی لیبرالیستی و شبه روشنفکری و بوروژوازی را داشتیم. یک موج گسترده سینمای انقلاب اسلامی هم در کنار این‌ها بود که بسیار نمود داشت. باید بررسی کنیم که در این میان، چه آثاری اثر انگشت انقلاب اسلامی محسوب می‌شوند؟ چون ممکن است با فیلمی روبرو باشیم که موضوعش، دفاع مقدس و زندگی شهدا یا زندگی پیامبران هم باشد، اما سازندگان آن به حرفشان اعتقادی نداشتند. موج اول هنر ابتدای انقلاب کاملاً ماهیت چپ داشت. می‌توانیم نماد‌های آن را در پوستر‌های ابتدای انقلاب به وضوح ببینیم. المان‌های جنبش کارگری چپ با رنگ‌های سفید، قرمز و سیاه، در کنار دهان‌های باز و مشت‌های گره کرده. "

وی افزود: "در تفکر چپ، هیچ وقت از پرتره و کلوزآپ استفاده نمی‌کنند. حتی تصاویری که از لنین، استالین و مارکس هم به صورت پرتره نمایش می‌دادند بسیار دفرمه وتغییر شکل یافته بودند. چون هنر سوسیالیسم، هنر مشارکتی است، در تصاویرشان هم افراد زیادی را در کنار هم می‌بینید. تصاویر درشت و کلوزآپ روی پرده‌های سینما، یک مولفه سینمای لیبرالی است. چون در لیبرالیسم تفرد مطرح است. قاب روی کلوزآپ یک شخص بسته می‌شود و فردیت او نمایش داده می‌شود. در دیگر هنر‌ها هم همین روند تکرار می‌شود. فی المثل در موسیقی لیبرالی با تک‌خوانی مواجه هستیم. اکثر آثار موسیقیایی ابتدای انقلاب، به صورت کُر اجرا می‌شوند، چون برگرفته از هنر مارکسیستی وتوده‌ای بود. "

شروع توجه به فردیت با فیلم عروس

عباسی در ادامه تصریح کرد: " اگر بیاییم دهه اول انقلاب را در هنر‌های مختلف آنالیز کنیم با نکات خاصی مواجه می‌شویم. اجرا‌های موسیقی عمدتاً به صورت کُر هستند و به ندرت تک‌خوانی داریم. در نقاشی‌ها توده جمعیت را می‌بینم. در گرافیک و مجسمه سازی هم به همین شکل. در سینما نیز این روح کلی دیده می‌شود. اما از دهه دوم انقلاب و بعد از دفاع مقدس هنر ما کلاً به سمت هنر فردگرا و لیبرالی رفت. ابتدا روی جلد مجلات این تغییر دیده می‌شود. یک سری مجله انتشار یافت که با پرتره بچه‌ها روی جلدشان کار را آغاز کردند و در ادامه به چهره بازیگران سینما، ورزشکاران و سیاسیون کشیده شد. در آن سال‌ها بر خلاف الان، مرسوم نبود که تصویر پرتره یک هنرپیشه یا ورزشکار را روی جلد مجلات ببینیم. چون قرار بود فردیت‌ها برجسته نشوند. در مجله‌های قبل از انقلاب که تفکر لیبرالی حاکم بود در جای جای نشریات عکس تمام رنگی و قدی ورزشکاران و هنرپیشه‌های مرد و زن را داشتیم. بعد ازانقلاب این تصاویر کوچک شدند تا سال ۶۸ که روند دوباره به حالت سابق برگشت. اولین فیلمی هم که از صورت یک خانم یک کلوزآپ واضح و درشت گرفت، فیلم عروس بود. از اینجا به بود که توجه به فردیت را به جای جمع در سینما شاهد هستیم. "

عباسی درادامه به جریانات دهه دوم انقلاب پرداخت و گفت:" در دهه دوم و در فضای دولت سازندگی سینما به سمت لیبرالیسم عریان پیش رفتیم و غلبه این فضای لیبرالی را تقریبا سه دهه و تا همین امروز شاهد هستیم. اصلی‌ترین ویژگی‌های هنری لیبرالی اصالت فرد است. در آثار سینمای اجتماعی هم حدیث نفس هنرمند است که آمده مشکلات داخلی زندگی خودش و اطرافیانش را به یک اثر هنری تبدیل کرده است. اما در سینمای جمعی وگروهی مارکسیستی، بیشتر دغدغه‌های جمعی و گروهی مطرح می‌شوند. پس در دهه اول انقلاب، هنر ما، روح مارکسیستی داشت. در دهه دوم، سوم و چهارم یک روح کاملاً غربی بوده که روز به روز عریان‌تر شده است. چون در هنر لیبرالی پرداختن به فرد اهمیت دارد. در هنر، پرداختن به حالات "فرد به ماهو فرد" مهم است. به اسم فیلم‌ها وسریال‌های چند دهه قبل نگاه کنید، بیشتر اسم تک شخصیت یک خانم است. حتی اسم مرد هم به آن شکل مطرح نیست. غالبا زن‌ها مورد توجه هستند. این تفرد آرام آرام از طریق سینما به جامعه نیز حقنه و القاء شد و جامعه به سرعت به سمت یک نظام شبه بوروژوازی و شبه سرمایه‌داری پیش رفت و تابلو آن هم سینما بود و هنوز هم سینماست. "

با فرد غیرانقلابی، هنر انقلابی درنمی‌آید

این تئوریسین انقلابی در ادامه سخنرانی به یک پدیده ناهنجار در جشنوراه‌های اخیر اشاره کرد و گفت:" در جشنواره سال چهلم انقلاب با یک پدیده ناهنجار روبرو هستید که همه از آن گریزان هستند و انگشت اتهام را به سمتش گرفته‌اند و آن را نکوهش می‌کنند؛ و آن این است که از کارگردان گرفته تا بازیگران و سایر عوامل، وقتی که می‌خواهند وارد فضای جشنواره و قدم زدن روی فرش قرمز شوند، ادای بازیگران غربی، در مراسم کن و اسکار را در می‌آورند. بدترین نوع پوشش و زننده‌ترین ری‌اکشن‌ها را جلوی دوربین‌ها نشان می‌دهند. فرد از این جشنواره تا جشنواره بعدی در فکر این است که چه لباسی بپوشد که مورد توجه عکاسان قرار گیرد و در فضای سایبر و اینستاگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی، لایک جمع کند و بیشتر انگشت‌نما شود. خلق و خوی این هنرمندان در آثارشان هم مستتر است. هنرمندان لیبرال و فردگرا، امروزه با اصطلاح سلبریتی و با مفهوم زیست لاکچری و انحصار کیف و لباس و کفش و رفتار شناخته می‌شوند. حالا اگر تعدادی از این هنرمندان را دیدید که با این ادا اطوار و رفتار‌ها و پوشش‌های زننده، آمدند و فیلم دفاع مقدسی ساختند، فیلم زندگی پیامبران را ساختند، تصور نکنید که آن اثر، یک فیلم انقلاب اسلامی است. این یک اشتباهی است که مدیران صدا و سیما هم مرتکب می‌شوند و فریب پوشش مذهبی هنرمندان در آثارشان را می‌خورند؛ بدون توجه به سبک واقعی زندگی آن‌ها که در اینستاگرام دیده می‌شود. همانی که در کنار سگ و گربه زندگی می‌کنند. فرد چهل ساله و مجرد، هنوز دغدغه‌اش یک گربه است. هرجا هم ارزش‌های انقلاب اسلامی و دین به سخره گرفته می‌شوند در خط اول است. قرار نیست با این فرد، هنر انقلاب در بیاید. در کوزه همان تراود که در اوست. از یک هنرمندی که در دورنش باور به فردیت و لیبرالیسم است نمی‌توان هنر جمعی و مارکسیم دید و از فرد با باور مارکسیستی هم انتظار هنر لیبرالی نمی‌رود و از هردوی این‌ها هم نمی‌توان انتظار هنر دینی وانقلاب داشت. "

پرسرو صداترین سینماگر بعد از انقلاب، سه مرحله تغییر و دگردیسی داشت

عباسی در بخش دیگری از صحبت‌ها از هنرمندی نام برد که چند مرحله دگردیسی را در زندگی هنریش، بعد از انقلاب طی کرده است. وی بدون اسم بردن از ایشان که البته برای همه شناخته شده بود گفت:" یک هنرمند مدعی انقلاب اسلامی که بعدا به خارج از کشور پنهانده شد، سه فیلم نماینده تفکر چپ ساخته بود. فیلم‌های دستفروش، عروسی خوبان و بایسیکل ران. در آثار قبلی‌اش هم سعی می‌کرد آثارش مذهبی باشند. فیلم‌های استعاذه (با الهام از آثار شهید دستغیب)، توبه نصوح و دو چشم بی سو که کاملا ظاهر مذهبی داشتند. سازنده این آثار در گام دوم تحول شخصیت خود بود که به سمت تولید آثار چپ رفت. او با این فیلم‌ها نوعی از تفکر چپ را در سینمای ایران فریاد زد. شعار چپ‌گرا‌ها مساوات است. در تفکر مدرن به کسانی که دنبال مساوات و عدالت هستند چپ گفته می‌شوند و به کسانی که دنبال آزادی هستند راست یا لیبرال گفته می‌شود. دعوای عدالت آزادی یک شاخصی است که ببینید کدام سینماگران دنبال آزادی از منظر لیبرالی و کدام یک دنبال عدالت از منظر کمونیستی هستند. این سینماگری که اسم بردیم بعد از سه فیلم چپ گرایانه‌اش به مرور تغییر نگاه داد، تجدیدنظر کرد و به یک سینماگر سوپر لیبرال تبدیل شد و فیلم‌های "سکس و فلسفه" و "فریاد مورچگان" را ساخت. از "شب‌های زاینده رود" این دگردیسی شروع شد و به مرور به سمت تفکر لیبرالی رفت. یعنی پرسرو صداترین سینماگر بعد از انقلاب سه مرحله تغییر و دگردیسی داشت. "

۶ ویژگی سینمای لیبرالی ایران

عباسی در ادامه به ۶ ویژگی سینمای لیبرالی بعد از انقلاب اشاره کرد وی گفت: "۶ ویژگی اصلی در سینمای لیبرالی ایران دیده می‌شود. اولین ویژگی این است که قهرمان اصلی فیلم در حال طلاق گرفتن است. دومین ویژگی این است که قهرمان آن در حال خروج از کشور است. سومین ویژگی آن این است که یا بچه ندارند یا، چون در حال طلاق هستند مردد هستند که بچه نزد کدامیک زندگی کند. چهارمین ویژگی این است که افراد مسن در خانواده جایگاهی ندارند. اگر هم زنده هستند، در خانه سالمندان نگهداری می‌شوند. ویژگی پنجم این است که چشم‌ها ناپاک است و خیانت عادی است. ویژگی ششم هم ناپاکی پول آنهاست. این ۶ ویژگی را در از سال ۸۰ تا ۹۰ در ۱۰۱ اثر سینمای لیبرال ایران می‌بینید. اما نکته کلیدی این است که این دقیقا زندگی همین اهالی سینماست. از تهیه کننده تا سناریست و هنرپیشه و کارگردان، خودشان اینگونه زندگی می‌کنند. " وی افزود: " موج سومی هم در سینمای ایران داریم که از اوایل دهه ۱۳۸۰ شروع شد و به نام سینمای ابزورد مشهور است. معنی اصطلاح ابزورد، مهمل، مرخرف و بیهوده است. اگر یک بررسی از آثار این سینما داشته باشید حتی اسامی فیلم‌ها هم ابزورد هستند. فیلم‌های هیچ، بیخود و بی جهت، خوابم میاد و ... نمونه‌های اینگونه اسم‌گذاری ابزورد هستند که از کتاب کرگردن اوژه لوئیس گرفته شده‌اند. سوال این است که کتاب شاخص آثار ابزورد چگونه به مانفیست سینمای جمهوری اسلامی تبدیل می‌شود و کسی هم در وزارت ارشاد متوجه آن نمی‌شود؟ هر هفته در برنامه هفت سینماگران کنار هم می‌نشینند و گاهی چنان از کلمه ابزورد استفاده می‌کنند که انگار کلمه مقدسی است و سینماگری، چون نتوانسته به معیار‌های آن نزدیک شود باید شرمنده باشد. ماهیت هنر ابزورد از افسانه سیزیف گرفته شده است. کسی سنگی را به سختی به بالای قله می‌برد و ازدستش رها می‌شود و به پایین قله می‌افتد. دوباره و چندباره این کار را تکرار می‌کند و به نتیجه‌ای هم نمی‌رسد. فلسفه هنر ابزورد که تاکنون حدود ۶۵ فیلم در سینمای ایران با تاسی از آن ساخته شده است این است که زندگی هیچ است. وقتی نگاه فلسفی‌اش پوچی زندگی است و به قله نمی‌رسید. در چنین اثری چیزی که شاهد نخواهید بود داشتن قهرمان است. جامعه‌ای که آرمان دارد، امام حسین (ع) دارد. شهید حججی دارد، زندگی را مهمل نمی‌بینند. برای زندگی غایت قائل هستند و انسان‌ها می‌توانند به قله برسند. چیزی که در آثار ابزورد نخواهید دید. "

نکته بعدی که عباسی در ادامه سخنرانی به آن اشاره داشت، حضور چند سینماگر ساکن آمریکا در صدا و سیمای بود. وی گفت:" به صورت خزنده تعدادی هنرمند که در آمریکا بودند به ایران برگشتند و یکباره سر از تلویزیون درآوردند و همه کاره شدند. "

سینمای انقلاب اسلامی، موج چهارم سینما

عباسی در ادامه به سینمای انقلاب اشاره کرد و گفت:"موج چهارم سینمای ما، سینمای خود انقلاب است. در سینمای انقلاب با آدم‌های شاخص انقلاب روبرو هستیم. هنوز با خود سینمای انقلاب مواجه نیسیتم. شاخص این‌ها شهید آوینی و بعد از ا. یشان مرحوم سلحشور و هنرمندان ترازی مثل بحرانی، طالبی، ده نمکی، شروجه، برادران بهمنی هستند. عملا در سینمای امروز انقلاب، تک آثار سینمای انقلاب داریم. فیلم‌هایی مثل آژانس شیشه‌ای، قلاده‌های طلا و ملک سلیمان. این آثار به خود شخصیت‌ها شناخته می‌شوند؛ لذا هنوز چیزی به نام سینمای انقلاب شکل نگرفته است، اما بارقه آن دمیده شده است. ما امروز دیگر تقریبا از سینمای چپ مارکسیستی فاصله گرفته‌ایم. سینمای مبتذل لیبرالی هم به اندازه کافی بی آبرو و بی اعتبار شده است و می‌بینیم که عمده فیلم‌های شاخص مورد توجه در چند سال اخیر، همان آثاری هستند که مضامین انقلابی دارند. هرچند عمده کسانی که این فیلم‌ها را ساخته‌اند خودشان اذعان می‌کنند که نسبتی با تفکر انقلابی و اسلامی ندارند و به تعبیر خودشان، نمی‌خواهند انگ حزب اللهی بودن بر پیشانیشان بنشیند. وقتی که اقبال جدی به سمت سینمای لیبرالی هست بعضی‌ها خودشان را دور می‌کنند و به سمت سینمای انقلابی می‌آیند. از همین می‌توان فهمید که سینمای لیبرالی به سمت نابودی می‌رود. سال گذشته مهم‌ترین اثر سینمایی، به وقت شام بود در حالیکه جریان لیبرال حاکم بر دولت و سینما فیلم‌های با فروش میلیاردی و با مضامین لیبرالی داشت و مردم هم استقبال می‌کردند، اما جریان ساز نبودند. چیزی که احترام می‌آفرید و در خارج از کشور هم مورد پسند بود فیلم‌های انقلابی بودند. امسال هم دوباره همین موضوع تکرار شد. تعدادی فیلم با مضامین ارزشی ساخته شدند؛ هر چند سازندگان آن‌ها اعلام کرده‌اند که با نگاه ارزشی فاصله دارند. اما مجبور هستند که برای تضمین بقای خودشان به سمت این آثار روی بیاورند. موضوعاتی مثل مقاومت اسلامی، مبارزه با داعش، تاریخ اسلامی، دفاع مقدس و استکبار ستیزی. این همان موج چهارم است. اگر موج سینمای ابزورد و لیبرالی را یکی بگیریم به سه جریان کلی می‌رسیم. جریان چپ مارکسیستی یک سو. این سینما بعد از سه اثر اصلی و چپ اجتماعی مخملباف، عملاً از بین رفت. پرونده دهه دوم، سوم و اواسط چهارم هم با سینمای لیبرالیستی راست با انحطاط به انتها رسید؛ و موج انقلابی که ان شاءالله نسل جدید بچه‌های انقلابی هستند و با تاسی از کسانی مثل مرحوم سلحشور که آثارش در خارج از ایران هم مخاطب چند میلیاردی دارد و کسانی مثل طالبی، حاتمی کیا و بحرانی بتوانیم از ابتذال سینما فاصله بگیریم.

همانطور که ما در فوتبال تیم ملی جمهوری اسلامی نداریم و در شبکه‌ها عنوان شاگردان کیروش را برای این تیم استفاده می‌کنند، که اگر هم پرچم بالا برود خیلی مهم نیست. سینمای ایران هم امروز این وضعیت را دارد. سینمای جمهوری اسلامی نداریم. دشمن جمهوری اسلامی همین لیبرالیسم است. در سینما هم سینمای ضد آرمان است. پس در پاسخ این سوال که آیا شعار نه شرقی و نه غربی محقق شده است باید بگوییم خیر. در شعر، در نقاشی، در ادبیات داستانی، در گرافیک و در هنر‌های تجسمی این اتفاق افتاده است، اما در سینما با تک مضراب‌هایی مواجه هستیم که آن هم به دلیل حضور افراد انقلابی است. راهش هم این است که "لا اله" را محکم بگوییم تا "الا الله" هم بعد از آن محقق شود.

در پی محبوبیت از دست رفته| چرا احمدی‌نژاد دیگر پدیده‌ای غیر‌ضروری و بی‌معنی محسوب می‌شود؟

حمله سردار نقدی به دولت روحانی، سیدمحمد خاتمی و هاشمی: اوضاع اقتصادی امروز نتیجه رأی خود ماست| باید رییس‌جمهوری ساده‌زیست انتخاب کنیم| بزرگترین افتخار ایرانی‌هاست که ولی فقیه در راس امور کشور است| رضاخان بی‎سواد، فقیر، دزد و غارتگر اموال مردم بود| انقلاب

پرسپولیسی‌ها میهمان مسابقه شوتبال شبکه نسیم

کلیدواژه: فرهنگي سينما چهل سالگي انقلاب

منبع این خبر، وبسایت www.irna.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۲۷۰۴۷۶۶ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • دوربین تسنیم در سینما انقلاب| جوانانی که به دنبال سینمای انقلاب اسلامی هستند
  • اکران ویژه فیلم‌های منتخب سینمای ژاپن در ایران
  • ​سایه سنگین باندهای مخوف روی جسم نحیف سینمای ایران
  • چهره های مشهور ایرانی متولد 2 اسفند + تصاویر
  • روزگار خوش بازیگران سینمای ایران
  • رزمندگان دفاع مقدس؛ سفیران گفتمان ایثار و مقاومت
  • تصمیمات مدیران سلیقه ای بود/احیای سینمای ایران در دهه 60
  • نوزادی که با یک دندان متولد شد + عکس
  • با فرد غیرانقلابی، هنر انقلابی در نمی‌آید/ پژمانفر: کسی حاضر نیست که برای گفتمان انقلاب سرمایه‌گذاری کند
  • شعار نه شرقی نه غربی در سینمای ایران محقق نشده است
  • حسن عباسی در سینما انقلاب: با فرد غیرانقلابی، هنر انقلابی درنمی‌آید/ پژمانفر: کسی حاضر نیست که برای گفتمان انقلاب سرمایه‌گذاری کند
  • هنر انقلابی با فرد غیرانقلابی ساخته نمی‌شود/ مسیر ۴۰ ساله سینما
  • فوتبالیست های متولد امروز؛ 20 فوریه
  • سهمیه اکران عید برای سینمای کودک و نوجوان
  • ام‌البنین‌هایی که بی‌صدا پر می‌کشند
  • چهره های مشهور ایرانی متولد 1 اسفند + تصاویر
  • گوساله عجیب الخلقه با دو سر به هم چسبیده! +عکس
  • همدان| ام‌البنین‌هایی که بی‌صدا پر می‌کشند؛ روایت تسنیم از همسر شهید انقلاب و مادر شهیدان حماسه
  • اسلام‌شناسی در اروپا به شکل انتقادی متولد شد/ فلسفه اسلامی فقط به مسلمین تعلق نداشت