صراط:

به گزارش نبض بازار ، چهار دهه پیش، به لحاظ اقتصادی شاید بارزترین مطالبه مبارزه با فقر و محرومیت، رفع تبعیض و تامین نیازهای اساسی مردم بود.همگرایی کم‌نظیری بین مردم و رهبران انقلاب در جهت رفع تبعیض و ریشه‌کن کردن محرومیت و تامین‌ نیازهای‌ اساسی شکل گرفته بود. این همگرایی منجر به تشکیل نهادهای انقلابی نظیر جهاد سازندگی، کمیته امداد، نهضت سواد آموزی و نظایر آن شد.

در همان روزهای نخست پیروزی انقلاب، کمیته امداد با هدف ساماندهی و رسیدگی به وضعیت معیشت محرومان و نیازمندان کشور تشکیل شد. در سال دوم پیروزی انقلاب، برای رسیدگی به مناطق محروم و دورافتاده کشور، جهاد سازندگی تاسیس شد.

تشکیل نهادهای انقلابی و شکل‌گیری ظرفیت‌های گسترده‌ای از نیروهای داوطلب از یکسو و رویکرد قانون‌گذاران و دولت‌ها از سوی دیگر منجر به تمرکز منابع و ظرفیت‌های کشور بر اهداف فقرزدایی و توسعه آموزش‌ و بهداشت همگانی شد. در نتیجه رویکرد مذکور، به‌عنوان نمونه نرخ باسوادی به سرعت افزایش یافت به‌طوری که نرخ باسوادی از کمتر از ۵۰ درصد آستانه انقلاب به بیش از ۹۰ درصد رسید. از اواخر دهه شصت ظرفیت دانشگاه‌ها به سرعت توسعه یافت به‌طوری که نسبت دانشجو به کل جمعیت از ۵/ ۰ درصد ابتدای انقلاب اکنون به بیش از ۵ درصد رسیده است. سایر شاخص‌های برخورداری و رفاه نیز بهبود یافت؛ به‌عنوان نمونه میزان برخورداری از آب لوله‌کشی از ۸۷ درصد پیش از انقلاب به ۱۰۰ درصد و دسترسی به حمام از ۳۷ درصد به ۱۰۰ درصد رسید.

تمرکز دولت‌ها بر اهداف محرومیت‌زدایی و توسعه رفاه همگانی نیاز به منابع مالی بی‌پایان دارد. تا مدت‌ها درآمدهای نفتی می‌توانست منابع لازم برای توزیع مستقیم بین شهروندان را فراهم کند ولی از یکسو جمعیت کشور افزایش یافت و از سوی دیگر نیاز داخل به نفت و انرژی افزایش یافت، ضمن آنکه ظرفیت‌های تولید و صادرات نفت نیز کاهش پیدا کرد.

در این چند دهه، همواره دولت‌ها برای سیاست‌های حمایتی خود، بیش از درآمدهای مالیاتی تعهد ایجاد کرده‌اند. به‌طور طبیعی وقتی دولتی تعهداتی را می‌پذیرد که بیش از درآمدهای مالیاتی است، به ناچار باید از درآمدهای زیرزمینی برای پرداخت‌های جاری خود هزینه کند. با افزایش جمعیت و کاهش مستمر بهره‌وری دولت و افزایش انتظار جامعه برای دریافت حمایت‌ بیشتر، دولت‌ها با کسری‌ بودجه مستمر مواجه می‌شوند. دولت‌ها برای جبران کسری ابتدا از سهم پرداخت‌های عمرانی می‌کاهند و در ادامه برای تامین هزینه‌های جاری اقدام به ایجاد بدهی‌های انباشته می‌کنند. در ادامه این چرخه، چون سیاست‌گذاری مناسبی برای رشد مستمر تولید صورت نگرفته است بنابراین به تدریج درآمد سرانه و رفاه خانوار کاهش می‌یابد و از این جهت دولت ناچار می‌شود برای جبران کاهش رفاه خانوار، بیش از پیش به‌صورت مستقیم برای افزایش رفاه خانوار هزینه کند.

بررسی آمارها نشان می‌دهد که طی چهار دهه گذشته رشد اقتصادی کشور مسیر پرنوسان و ناپایداری را طی کرده است.مهم‌ترین عوامل تضعیف‌کننده رشد اقتصادی در چهار دهه گذشته، بی‌ثباتی اقتصاد کلان، تضعیف بنگاهداری خصوصی، انحصارات، سهم بالای بخش عمومی در اقتصاد، محیط کسب و کار نامساعد، دخالت‌های دولت در قیمت‌گذاری‌ها، ضعف بازار سرمایه، مشکلات ساختاری نظام بانکی و سهم ناچیز سرمایه‌گذاری خارجی، تحریم‌های خارجی و عدم بهره‌مندی از مزیت‌های تجارت آزاد بوده است.

در نتیجه فقدان سیاست‌‌گذاری مناسب برای رشد اقتصادی، پس از طی چهار دهه، تولید ناخالص داخلی سرانه بدون نفت به قیمت‌های ثابت در سال ۱۳۹۷ نسبت به سال ۱۳۵۵ فقط در حد ۲۶ درصد افزایش یافته است. این در حالی است که طی چهار دهه گذشته، GDP سرانه به قیمت ثابت در ترکیه ۲/ ۳ برابر، در چین ۲۸ برابر، در هند ۸/ ۶ برابر و در کره جنوبی ۹/ ۷ برابر شده است.

با نگاهی به چهار دهه گذشته می‌توان دریافت که ایجاد رفاه بر پایه توزیع مستقیم منابع عمومی، اگر چه می‌تواند در کوتاه‌مدت دستاوردهایی در کاهش محرومیت و فقرزدایی و بهبود توزیع درآمد داشته باشد ولی چنین رفاهی پایدار نیست. بهترین شیوه ایجاد رفاه پایدار و کاهش فقر و محرومیت، زمینه‌سازی برای رشد اقتصادی پایدار است. رشد اقتصادی پایدار نیز نیازمند اقدامات و اصلاحات گسترده‌ای است که مهم‌ترین آن ثبات اقتصاد کلان، اصلاح سیاست ارزی، بهره‌گیری از مزیت‌های تجارت آزاد، جذب سرمایه خارجی، بهبود روابط اقتصادی با جهان، عدم‌دخالت دولت در قیمت‌گذاری‌ها، حذف ممنوعیت‌های صادراتی، پیش‌بینی‌پذیر کردن سیاست‌ها، افزایش شفافیت و سلامت اقتصاد، بهبود محیط کسب‌وکار، تخصیص منابع عمومی به توسعه زیرساخت‌ها و بهبود شرایط برای سرمایه‌گذاری است.

منبع: صراط نیوز

خبر بعدی:

16 بحران کلان پیش روی جامعه ایران در آغاز دهه پنجم/ تحول‌گرایی؛ رمز عبور از بحران‌ها

انقلاب اسلامی با گذر از چهل سالگی در آغاز دهه پنجم در کنار دستاوردهایی که به دست آورده و تجربه‌های انباشته، با چالش‌های جدیدی نیز مواجه خواهد بود که این چالش‌ها نه فقط از بیرون بلکه از درون نیز نظام را تهدید خواهد کرد. به نظر می‌رسد رسیدن نظام به سن بلوغ و تکامل فرصت خوبی است که واقعیت‌های پیش رو در چهل ساله دوم با نگاهی غیر شعاری و به دور از مسامحه بیان شود و کارشناسان و صاحب‌نظران پس از اینکه در فرصت چهل سالگی به تبیین دستاوردها پرداختند این بار چالش‌ها و تهدیدات پیش رو و راهکارها و توانمندی‌های کشور برای مقابله با آن‌ها را مورد تحلیل و واکاوی قرار دهند.

تبیین تفاوت میان بحران، چالش و مسئله

مهدی مطهرنیا، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه آینده‌پژوهی، در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا درباره چالش‌های پیش روی ایران در آغاز دهه پنجم انقلاب اسلامی گفت: جمهوری اسلامی ایران در آستانه پنجمین دهه وقوع انقلاب اسلامی قرار دارد و در این سال‌ها در صحنه‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی به گونه‌ای‌به بیان دیدگاه‌های خود پرداخته که چالش‌های متفاوتی را در جهت‌گیری بحران‌برانگیزانه متوجه جامعه ایران کرده است. در مرحله نخست و در سطح تحلیل کلان باید چالش، مسئله و بحران را از یکدیگر جدا کنم. وقتی از چالش سخن می‌گوییم باید به این نکته توجه کنیم که در واقع به موانع پیشاروی حرکت ارجاع می‌دهیم که مملو از فرصت‌ها و تهدیدات توأمان است و این عاملیت‌ها در برخورد با چالش‌ها هستند که می‌توانند ایجادکننده فرصت از این چالش‌ها و تبدیل آن‌ها به مسئله و حل آن‌ها باشند، لذا باید این عاملیت‌ها به حدی متبحر باشند که بتوانند از تهدیدات و تبدیل آن‌ها به مسائل و حل آن‌ها فرصت‌پروری کند.

وی ادامه داد: اگر این تبحر وجود نداشته باشد تهدیدات بروز می‌کند و فرصت‌های موجود تبدیل به بحران می‌شود و عاملیت‌ها به جای رو در رویی با چالش‌ها در ساختارهای سیاسی گوناگون باید با بحران‌ها روبرو شوند. براین اساس باید بر این نکته تأکید کرد که چالش‌ها زمانی که مورد استفاده دقیق عاملیت‌ها در ساختارها قرار نگیرند میل به بحران شدن پیدا می‌کنند.

بحران‌های 16 گانه پیشاروی کشور در آغاز دهه پنجم انقلاب اسلامی

مطهرنیا با بیان اینکه از این منظر به عقیده من 16 بحران فراروی ایران امروز در سطح تحلیل کلان وجود دارد، گفت: بحران اول گم‌گشتگی پارادایمی است؛ در نظام‌های پیشرو پارادایم، دکترین، سیاست کلان، استراتژی، تاکتیک و تکنیک مشخص می‌شود اما ما نتوانسته‌ایم در عرصه‌های گوناگون با ایجاد یک جامعه متخصص پیشرو و اتاق‌های فکر عملیاتی و منطبق با جایگاه و کارکرد آنها زمینه‌هایی ایجاد کنیم که در چارچوب آن بتوان پارادایم ایجاد کرد و لذا گم‌گشتگی پارادایمی وجود دارد. از این منظر دومین بحران سرگشتگی دکترینی است. دکترین‌ها معناکننده پارادایم‌ها در قالب تعریف عملیاتی و پلی برای تبدیل پارادایم‌ها به گزاره‌های عملیاتی در صحنه عمل در حوزه‌های گوناگون هستند. کشور فاقد پارادایم‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، ارزشی و ناظر بر مدیریت و رهبری در حوزه نیروی انسانی است و چون پارادایم نداریم به طور طبیعی به سرگشتگی دکترینی دچار شده‌ایم و گزاره‌های دکترینی وجود ندارد.

این کارشناس آینده‌پژوهی افزود: در اینجاست که بحران سوم خود را نمایان می‌سازد و آن هم ابهام در سیاستگذاری است. ما به سیاستگذاری اعتقادی نداریم اگرچه سیاستگذاری عمومی را به منزله یک رشته در دانشگاه‌ها پذیرفته و دکتری آن را به مثابه یک مدرک ارائه می‌دهیم اما خود سیاستگذاری عمومی را به خوبی فهم نکرده‌ایم و دچار ابهام در سیاستگذاری‌های کلان هستیم. از درون این بحران، چهارمین بحران که بحران استراتژیک است، رخ می‌نماید. استراتژی‌های کشور در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی، فناوری، زیست‌بوم، ارزشی ـ فرهنگی، مدیریت و نیروی انسانی، رسانه‌ای، امنیتی و حقوقی کشور مشخص نیست. از بحران استراتژیک، بحران پنجم که سرگردانی تاکتیکی و ضعف تکنیکی است متولد می‌شود و برمبنای این ضعف تکنیکی است که ساختارهای موجود به واسطه این بحران‌های شش‌گانه دچار «جذام ساختی» می‌شود به گونه‌ای که اندامواره این ساخت‌ها از درون تخریب می‌شود و آسیب بیش از آنکه از بیرون و از طرف دشمن باشد از درون تخریب ایجاد می‌کند.

وی ادامه داد: از منظر جذام ساختی است که دچار «سکته گفتمانی» شده‌ایم و این مسئله موجب شده ایده‌ها و آرمان‌هایی که به آن باور داریم و تبلیغات صریحی درباره آن انجام می‌دهیم نتواند با حوزه اجتماعی ارتباط پیدا کرده و زمینه‌‌هایی را ایجاد می‌کند که دچار جذام ساختی و سکته گفتمانی به منزله بحران‌های هفتم و هشتم می‌شویم.

بسیاری از مدعیان اخلاق‌مداری دچار «سرطان فرهنگی» شده‌اند

مطهرنیا نهمین بحران کشور را «فلج اقتصادی» خواند و گفت: امروز جامعه ایران با بحران اقتصادی شدیدی روبروست. ارزش پول ملی کاهش پیدا کرده، سطح فساد، اختلاس و ارتشا به سطح فساد سیاه یا سازمان‌یافته رسیده و اقتصاد کشور به وضعیت فلج رسیده است. دهمین بحران از نگاه من «سرطان فرهنگی» است؛ اخلاق و ارزش‌ها در جامعه فروریخته و دروغ، تهمت، غیبت و ریاکاری به رده‌های بالای جامعه رسیده و بسیاری از مدعیان اخلاق‌مداری، دچار این سرطان فرهنگی هستند.

وی با بیان اینکه از دل این بحران، روان‌پریشی ایدئولوژیک زائیده شده است، گفت: این بدان معناست که دچار سرگشتگی دینی شده‌ایم و ایدئولوژی نیز با بحران روبرو شده است. این روان‌پریشی ایدئولوژیک زمینه‌ساز ایجاد یک فضای معنادار در جهت رویکردهای نامبارک در باب دین در لایه‌های گوناگون اجتماعی شده است.

ابتلای حوزه سیاست به زیاده‌خوری ایدئولوژیک

این استاد دانشگاه «نقرس سیاسی» دوازدهمین بحران پیش روی ایران دانست و گفت: حوزه سیاست کشور دچار زیاده‌خوری ایدئولوژیک است و نمی‌خواهد واقعیت‌های صحنه سیاست و بازی در این میدان را قبول کند و از این جهت با مصرف حداکثری ایدئولوژی در حوزه سیاست مبتلا به نقرس سیاسی شده است. همین بحران‌ها در مقابل هم، جامعه را با بحران سیزدهم که افسردگی انسانی است روبرو کرده و جامعه به سمت رفتارهای خشونت‌بار کشیده شده است و این می‌تواند بحران را در سطوح اجتماعی تعمیق بخشد.

مطهرنیا ابراز کرد: از سوی دیگر با توجه به وضعیت زیست‌بوم امروز کشور و اوضاع تالاب‌ها، دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و به طور کلی بحران آب، چهاردهمین بحران کشور را می‌توان عدم تعادل زیست‌بومی خواند. این بحران می‌تواند از منظر اجتماعی با تلفیق شدن با بحران‌های پیشین، پوکی استخوان جامعه به منزله بحران پانزدهم را به وجود بیاورد. در این شرایط ساختارهای سیاسی و حکومتی کاملا ضعیف شده و با ضعف آن، پوکی استخوانش بروز می‌کند و اینجاست که «تورم حنجره» به مثابه شانزدهمین بحران بروز و ظهور پیدا می‌کند و زیادتر سخن می‌گوید، شعار می‌دهد، ارجاع به آرمان‌ها و ایده‌های آینده می‌دهد و در فهم واقعیت‌ها دچار نقصان می‌شود. به این ترتیب این بحران‌های 16 گانه می‌تواند دست به دست هم داده و فروریزش را نه فقط برای جامعه و حکومت بلکه برای یک تمدن و فرهنگ رقم بزند.

میدان دادن به «تحول‌گرایان»؛ راهکار عبور از بحران‌های 16 گانه

مطهرنیا درباره راهکارهای عبور از این بحران‌ها در چهل ساله دوم انقلاب اسلامی گفت: راه حل عبور از بحران‌های کنونی گذر از وضع موجود با ترسیم مشخص وضعیت مطلوب برپایه یک برنامه‌ریزی دقیق با محوریت واژه «تحول‌گرایی» است؛ جامعه امروز ایران نیاز به یک تحول همه‌جانبه و بنیادین دارد. البته تحول متمایز با اصلاحات(رفرم) و انقلاب است؛ انقلاب به معنای حرکت توده‌های مردم علیه نظام حاکم است که آن را در حرکت مردم ایران علیه نظام پهلوی در سال 57 تجربه کردیم. از طرف دیگر اصلاحات یا رفرم در ساخت قدرت انجام می‌شود و باید نظام حکومتی اراده اصلاحات را داشته باشد. تجربه برخورد دو دهه گذشته با اصلاح‌گرایان در ایران نشان‌دهنده آن است که ظرفیت‌های اصلاحات در نظام حکومتی چندان شایسته و بایسته نیست و اراده اصلاح وجود ندارد و از سوی دیگر اصولگرایان نیز نمی‌توانند اصلاح‌طلبان مدرنی در درون خود بیافرینند چون به اندازه‌ای در چارچوب‌های معنای اصولگرایی منحصر شده‌اند که اگر بخواهند حتی به ظاهر دست به اقدامات اصلاح‌طلبانه بزنند جامعه این اقدامات آنها را باور نخواهد کرد.

وی تصریح کرد: در این شرایط باید تحول‌خواهی صورت گیرد و تحول‌گرایان یا «اولوشنر‌ها» وارد میدان شوند و اجازه فعالیت به آن‌ها داده شود. تحول‌گرایان، اصلاح‌خواهانی هستند که به نیروهای اجتماعی تکیه دارند و از بطن و درون جامعه برخاسته‌اند و به نقد وضع موجود و ترسیم وضعیت مطلوب می‌پردازند و آن‌ها هستند که می‌توانند در وضعیت کنونی وارد عمل شوند.

پی‌نوشت:

پارادایم یا الگوواره: سرمشق، الگوی مسلط، موجه و مورد مراجعه برای رد یا قبول افکار و یک چهارچوب فکری و فرهنگی است که مجموعه‌ای از الگوها و نظریه‌ها را برای یک گروه یا یک جامعه شکل داده‌ است.

گفت‌وگو از مهدی مخبری

انتهای پیام

 

ظریف: ماندن یا نماندن در برجام به نظر مردم بستگی دارد| ترامپ غافلگیری دوست دارد و ما برهمین مبنا رفتار می‎کنیم| مردم در حال آسیب دیدن از تحریم‌ها هستند| بخشی از جمعیت ایران با سیاست خارجه ما موافق نیست

واکنش‌‌ فعالان اجتماعی به‌ تبلیغ کتک‌ زدن "زن" در رسانه‌ ملی| صدا‌ و‌ سیما به‌ دنبال عادی‌ جلوه ‎دادن خشونت علیه زنان؟!+فیلم

عکس/ پرچم ژاپن در دست هواداران نفت مسجدسلیمان

کلیدواژه: نبض بازار رفاه اجتماعی رکود ضعف مفرط

منبع این خبر، وبسایت www.seratnews.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۲۷۱۷۵۸۶ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • اشتباه ارزی دهه ۸۰ در دهه ۹۰| چهار سناریوی تورم
  • مدیرعامل بانک کشاورزی: توسعه همه جانبه بانک ، دستاورد چهار دهه استقرار جمهوری اسلامی است
  • از سوی بانک رفاه ارائه شد/« طرح حامی پذیرندگان رفاه »
  • برگزاری همایش «تهران، چهار دهه معماری و طرح‌های شهری» در چهار محور
  • اجرای بیش از هفت هزار برنامه فرهنگی و تبلیغی همزمان با دهه فجر
  • برگزاری همایش "تهران، چهار دهه معماری و طرح های شهری" 
  • وضعیت کنونی متولدین دهه ۶۰ + اینفوگرافیک
  • برگزاری مسابقات بوکس برای اولین بار در ارتش/ حضور ۵۵۰۰ ورزشکار در مسابقات دهه فجر
  • فروشگاه رفاه ۲۵ شعبه فعال در آذربایجان‌شرقی دارد
  • ضروری‌ترین و دم‌دست‌ترین عرصه تحول در شروع دهه پنجم، اقتصاد است
  • حمید استیلی: اردوی 11 اسفند برای تیم ملی امید اهمیت زیادی دارد؛ مهدی تاج، محکم پشت برنامه‌های تیم ایستاده است
  • 1000 میلیارد تومان تسهیلات کم بهره اشتغالزا پرداخت شده است
  • اشتباه ارزی دهه ۸۰ در دهه ۹۰
  • مردم نشان دادند در گام دوم هم ایستاده‌اند/ حالا نوبت مسئولان است/ مردم گوشت ندارند بخورند و اولیات زندگی اداره نمی‌شود/ یک تکان به خودتان می‌دهید بیشتر مسئله را در گرداب فرو می‌برید/ اگر تشخیص ندارید از دیگران کمک بگیرید/ مرز مملکت دست کیست که گوسفند قاچا
  • انتقال تجربیات امید آفرین چهار دهه تجربه انقلاب اسلامی به مراکز علمی دانشگاهی و حوزه‌های علمیه
  • افزایش معاملات، نرخ ارز و قیمت خودرو بر بازار مسکن اثر گذاشت/ سود ساخت‌وساز به ۱۵ درصد کاهش یافته است
  • جزئیات دقیق از طرح بخشودگی جرائم صندوق رفاه دانش آموختگان/ از جریمه 97 میلیاردی تا بدهی دانشگاه خوارزمی
  • دومین حضور مهاجران «استرالیا» در «فجر۳۷»/ ایستاده تئاتر ببینید
  • وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی: نرخ سود تسهیلات بخش تولید مناسب نیست