حجت‌الاسلام حسینیان گفت: به نظر من سه عنصر رهبری، پایمردی و استقامت مردم و ایدئولوژی بسیج آفرین تشیع، سه عامل اساسی جاودانی و اقتدار انقلاب اسلامی است. این‌ها عناصری هستند که توانسته‌اند جمهوری اسلامی را در مقابل همه ابرقدرت‌ها با نشاط و قوی و قدرتمند و شوکتمند حفظ کنند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ انقلاب اسلامی ایران، در عمر چهل ساله خود، با چالش‌ها و بحران‌آفرینی‌های دشمنان مواجه بوده است. از همان نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، گروهک‌های تجزیه‌طلب به آشوب‌گری پرداختند؛ اندکی بعد گروهک تروریستی فرقان، اقدام به ترور سران نظام کرد و چندی نگذشت که کشور درگیر عملیات تروریستی سازمان مجاهدین خلق شد؛ این در حالی بود که جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران نیز آغاز شده بود. طی دهه‌های بعد نیز بحران‌آفرینی‌ها علیه نظام ادامه داشت و در مقاطع مختلف دنبال می‌شد اما هیچ‌کدام از این بحران‌ها مانع از حرکت رو به جلوی مردم ایران نشد. تا امروز که مردم ایران چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را جشن می‌گیرند.

واکاوی مسیر چهل ساله ملت ایران از سال 1357 تاکنون نیازمند نگاهی همه جانبه و دقیق است، از این رو همزمان با چهلمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی رفتیم تا تاریخ این مسیر چهل ساله را ورق بزنیم.   آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح گفتگوی پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی با حجت‌الاسلام والمسلمین حسینیان است.   با وجود همه بحران‌آفرینی‌هایی که علیه انقلاب صورت گرفته، انقلاب اسلامی امروز به چهل سالگی خود رسیده است. این انقلاب طی چهل سال چه چالش‌هایی را پشت سر گذاشته و چگونه از این بحران‌ها عبور کرده است؟   حجت‌الاسلام حسینیان: بسم الله الرحمن الرحیم. ابتدا، چهلمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را به ملت شریف ایران و همه مستعضعفان عالم تبریک عرض می‌کنم. ما اگر مروری به گذشته داشته باشیم شاید عظمت انقلاب اسلامی را بهتر بتوانیم درک کنیم. واقعا 40 سال مقاومت در مقابل اقسام توطئه‌ها، کار کمی نیست که ما باقی مانده‌ایم و دشمنان از بین رفته‌اند. فقط گروهک‌های تجزیه‌طلب و گروه‌هایی که قصد براندازی نظام جمهوری اسلامی را داشتند حدود 30 گروه مقتدر یعنی مسلح بمب گذار و احیاناً دارای ارتش در این مدت 40 سال با نظام جمهوری اسلامی درگیر بوده‌اند. اما با همه بی‌تجربگی‌هایی که نیروهای انقلابی در روزهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، در مسائل امنیتی و در مسائل اطلاعاتی داشتند، در برابر آن گروهک‌ها موفق شدند.   این گروه‌ها، گروه‌هایی بودند که همه‌ ابرقدرت‌ها از آنها حمایت می‌کردند؛ اتحاد جماهیر شوروی، گروه‌های چپ مارکسیستی را حمایت می‌کرد -هم حمایت مالی و هم تسلیحاتی- گروه‌های سلطنت‌طلب مورد حمایت کشورهای غربی بودند؛ اروپاییان از یک طرف و امریکا از طرف دیگر، تقریباً همه گروه‌هایی را که با جمهوری اسلامی درگیر می‌شدند مورد حمایت مالی و رسانه‌ای قرار می‌دادند. با همه این احوال جمهوری اسلامی توانست قدرتمندتر از قبل روی پای خودش بایستد به طوری که امروز جمهوری اسلامی امن‌ترین کشور در جهان است. شما اروپا را نگاه کنید؛ فرانسه را نگاه کنید؛ امریکا را نگاه کنید؛ ناامنی‌های اجتماعی سیاسی، ناامنی‌های مختلف چگونه زندگی را بر مردم به تنگ آورده؟ کما اینکه جمهوری اسلامی توانسته بر این نا امنی‌ها پیروز شود.   به عنوان یک مثال، منافقین که یک سازمان قدرتمند بود و مورد حمایت فرانسه و امریکا قرار گرفته بود و به اصطلاح خودشان یک ارتش آزادی‌بخش را به وجود آوردند، الان ببینید آن کشورها از لحاظ امنیتی در کجا هستند و جمهوری اسلامی در کجا قرار گرفته است.   در جنگ 8 ساله‌ هم صدام به عنوان یک عامل و ابزار عمل می‌کرد که آواکس‌های امریکایی، میراژهای فرانسوی، توپ‌های اتریشی، تانک‌های پیشرفته اتحاد جماهیر شوروی، نفربر‌های زرهی آرژانتینی و ... او را تجهیز می‌کرد. و کمتر اتفاق می‌افتاد بعد از یک عملیات، کلکسیونی از سلاح‌های سبک و سنگین ساخت کشورهای جهان به دست نیروهای رزمنده ما نیفتد.   از لحاظ سیاست بین‌الملل، با تهدیدهای متحد آمریکا و اروپا و تحریم‌هایی که کشورهای دیگر به خاطر فشارهای امریکایی‌ها و اروپاییان به جمهوری اسلامی تحمیل کردند، نفت ایران را خریداری نکردند و اگر خریداری کردند آوردن پول نقد به ایران طاقت‌فرسا و مشکل بود؛ بسیاری از لوازمی که برای مسائل عادی مثل پالایشگاه‌ها مورد نیاز تکنولوژی و صنعت ما بود مورد تحریم واقع شد؛ اما این کشور هرچه بالنده‌تر به پیش رفت و امروز همه دشمنان به پیشرفت‌های شگرف و عظیم جمهوری اسلامی اذعان می‌کنند. یعنی تحت فشار همه تحریم‌ها، جمهوری اسلامی پیشرفت کرد و شما ببینید الان صدام در چه حالی است و جمهوری اسلامی به کدام نقطه از اوج تسلیحاتی دست پیدا کرده است.   سازمان‌های بین‌الملل که باید سازمان‌های بی‌طرف باشد، چون ساخته دست ابرقدرت‌ها بود به بهانه‌های مختلف برنامه‌ها و تحریم‌های مختلفی را بر ما تحمیل کردند. در جنگ 8 ساله آنها حاضر نشدند بعد از بمباران‌های شیمیایی، یک بیانیه علیه حکومت صدام صادر کنند. به یاد دارم که سازمان ملل می‌گفت شما هم دارید تهدید می‌کنید! یعنی بمباران شیمیایی توسط رژیم بعث را با این که ما هم از خودمان دفاع می‌کردیم در یک ردیف قرار می‌دادند و سازمان ملل حاضر نبود یک قطعنامه جدی علیه صدام صادر کند.   در طی این سال‌ها، مسائل و مشکلات بسیاری علیه جمهوری اسلامی به وجود آمده که واقعا جا دارد فهرستی از جنایت‌هایی که از سوی کشورهای دنیا علیه جمهوری اسلامی اجرا شده، تهیه شود تا مشخص شود آیا ماندن ما جز معجزه الهی چیز دیگری است، یا قابل توجیه است یا نه.   امروز بعد از گذشت چهل سال، می‌توانیم اعلام کنیم علی‌رقم خواست همه دنیا برای نابودی ما، ما بالنده‌تر، سرفرازتر، قوی‌تر و قدرتمندتر شده‌ایم و صدایمان رساتر از همیشه در جهان طنین‌انداز شده است. صدایی که امروز دیگران را تحت‌تاثیر قرار داده و در بسیاری از کشورها منشاء اتفاقات و تحولاتی شده است.         با نگاهی به تاریخ می‌بینیم اغلب توطئه‌های امریکا به عنوان استکبار جهانی به نتیجه دلخواه آنها رسیده. مثلا در سال 1332 امریکایی‌ها با کمک انگلیس کودتای 28 مرداد را اجرا کردند. در کشورهای مختلف هم آنها اغلب در اجرای برنامه‌ها و توطئه‌های خود موفق بوده‌اند اما نقشه‌های امریکا در ایران طی 40 سال همیشه شکست خورده است. به نظر شما علت شکست برنامه‌های امریکا علیه جمهوری اسلامی چیست؟   حجت‌الاسلام حسینیان: به نظر من سه عنصر رهبری، پایمردی و استقامت مردم و ایدئولوژی بسیج آفرین تشیع، سه عامل اساسی جاودانی و اقتدار انقلاب اسلامی است. این‌ها عناصری هستند که توانسته‌اند جمهوری اسلامی را در مقابل همه ابرقدرت‌ها با نشاط و قوی و قدرتمند و شوکتمند حفظ کنند.   اگر تاریخ را مرور کنیم می‌بینیم به دلیل نداشتن همان پشتوانه‌ها و عناصر سه‌گانه بود که در 28 مرداد 1332، آمریکا به کمک انگلیس، به گفته خودشان با خرج حدود 300 هزار دلار توانستند یک حکومت ملی را واژگون و یک حکومت نظامی و ظاهری را سرکار بیاورند. یا در شیلی یک حکومت مردمی را به راحتی سرنگون کرد و حکومت نظامی ژنرال پینوشه را روی کار آورد. یا اینکه رژیم صدام را توانست سرنگون کند؛ چون فاقد ایدئولوژی بود و پشتوانه مردمی هم نداشت. ولی امریکا 40 سال است که ایران را تهدید می‌کند اما هیچ غلطی نتوانسته بکند.         امروز بعد از گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز هم بعضی شعارهای دوران انقلاب بر سر زبان مردم است. مثلا شعار «مرگ بر آمریکا» همانطور که در دوران مبارزات نهضت اسلامی به گوش می‌رسید و به گفته ژنرال هایزر به یک دیوار نوشته عمومی تبدیل شده بود، الان هم بعد از گذشت چهل سال از آن روزها همچنان طنین‌انداز است. به نظر شما، دلیل ماندگاری این شعار بین مردم ایران چیست؟   حجت‌الاسلام حسینیان: ماندگاری شعار «مرگ بر امریکا» دو علت دارد؛ اول علت ایدئولوژیکی و دوم علت تاریخی. علت ایدئولوژیکی آن مهندسی حضرت امام است؛ امام اصلا اعتقاد نداشتند که به تنهایی باید با استبداد مبارزه کرد؛ لذا می‌فرمودند استبداد اگر سرنگون شود مهره‌ای است که جابه‌جا شده و استعمار یک مهره‌ دیگری می‌آورد و تا دست خارجی در کار باشد کشور به روال طبیعی خود پیش نخواهد رفت. به این خاطر مبارزه با استبداد و استعمار را به صورت توامان، استراتژی خود قرار دادند. در حال حاضر هم همین طور است؛ باید بدانیم توطئه‌های امریکا هیچ وقت تمامی نخواهد داشت و اگر این روحیه ضد استعماری و ضد استکباری را از دست بدهیم آن وقت جای پایی برای امریکا باز کرده‌ایم.   شاید برجام نمونه‌ای از این برخورد امریکایی‌ها باشد که ما را به پای میز مذاکره کشیدند و بعضی مسئولین خوشبینانه تلفن زدند و خیلی خوشحال یک قرارداد بسیار سخیف را امضا کردند؛ نتیجه این قرارداد چه شد؟ امریکا وسط این کار، مثل دلوی که در چاه آویزان باشد، طناب را پاره کرد و خوشبینان به ته چاه سقوط کردند. لذا معلوم است که امریکایی‌ها دوست ما نیستد بلکه به دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی هستند.   از لحاظ تاریخی هم مردم ایران فراموش نمی‌کنند که در دوران رژیم پهلوی، امریکاییان چه برخورد تحقیرآمیزی با ملت ایران داشتند؛ با کاپیتولاسیون شخصیت ایرانی را خرد کردند. هنوز راویانی هستند که می‌گویند ما می‌دیدیم که ماشین‌های امریکایی می‌آمدند و دختران را به زور سوار می‌کردند و با خود می‌بردند. یا افسر آمریکایی که یک سرباز ایرانی را در یک پادگان ایران زیر گرفته بود اما رژیم پهلوی حتی نتوانست برخوردی کند. بنابراین شلاق تحقیر امریکا را ملت ایران روی گرده خودشان چشیده بودند.   این که شاه روز به روز باید گزارشی به سفیر امریکا می‌داد که در خاطرات سولیوان هست، واقعا تحقیرآمیز است که رهبر کشوری اینقدر ذلت‌بار در مقابل امریکاییان کار می‌کند یا حتی ورود ژنرال هایزر به ایران که کاملا بدون اطلاع شاه صورت گرفت. در عزل و نصب نخست‌وزیرها هم شاه همیشه تحت فشار غرب و شرق قرار داشت.   این تحقیرها را ملت ایران از لحاظ تاریخی دیدند و چشیدند؛ به همین خاطر یکی از شعارهای اصلی مردم ایران «مرگ بر امریکا» است و امروز هم این شعار را سر می‌دهند و انشالله این شعار «مرگ بر امریکا» بر سر زبان‌ها باقی خواهد ماند تا استقلال کشور حفظ شود.   پایان

منبع: دانا

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

اصلاح‌طلبان می‌گفتند کنار صدام با آمریکا بجنگیم

اصلاح‌طلبان که اسلاف فکری و سیاسی‌شان در دهه ۶۰ با متصف‌کردن صدام به خالد بن‌ولید خواهان ورود ایران به جنگ اول خلیج‌فارس و حمایت از دیکتاتور عراق شدند، امروز به‌زعم خودشان برای فرار از جنگ، مشغول تئوریزه‌کردن مذاکره مجدد با آمریکا هستند. ۳۰ تير ۱۳۹۸ - ۱۰:۰۹ رسانه ها خواندنی نظرات - اخبار رسانه ها -

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، اصلاح‌طلبان که اسلاف فکری و سیاسی‌شان در دهه 60 با متصف‌کردن صدام به خالد بن‌ولید خواهان ورود ایران به جنگ اول خلیج‌فارس و حمایت از دیکتاتور عراق شدند، امروز به‌زعم خودشان برای فرار از جنگ، مشغول تئوریزه‌کردن مذاکره مجدد با آمریکا هستند. آقای مرتضی نبوی، عضو کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام، دلیل چنین تحلیل‌ها و کندوکاوهای بعید و دور از واقعیت را در سطحی‌بودن آموزه‌های اعتقادی چپ‌های دیروزی و رفرمیست‌های امروزی جست‌وجو می‌کند. نبوی مهندسی برق خوانده و از دانشکده فنی دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شده است؛ همان‌جایی‌که ملجأ و مأوای مخصوص چپ‌های مارکسیست در دهه 40 بود. نبوی مذهبی بود و ضدچپ و البته، بعدها خودش و روزنامه «رسالت»ش در دهه 60، به یکی از نمادهای عمده جناح راست اسلامی تبدیل شدند دربرابر چپ‌های اسلامی که به‌زعم او، خود را متعلق به اردوگاه چپ جهانی می‌دانستند. با نبوی در دفترکارش در «مرکز پژوهشی مطالعات راهبردی توسعه» قرار گفت‌وگو گذاشتم؛ همان‌جایی‌که روزگاری نامش مرکز فرهنگی «یاس» بود؛ مرکز ثقل وحدت اصول‌گرایان برای انتخابات شوراهای دوم و مجلس هفتم. درادامه، گفت‌وگوی تفصیلی با مرتضی نبوی، وزیر پست و تلگراف دولت سوم و نماینده مجالس چهارم و پنجم را خواهید خواند.

برخی چهره‌های اصلاح‌طلب این روزها با ایجاد دوگانه کاذب جنگ و صلح، مشغول تئوریزه‌کردن مجدد مذاکره با آمریکا هستند، با این محور که برای گریز از جنگ و دستیابی به صلح، باید با آمریکا مذاکره کرد. همان‌طورکه می‌دانیم، دنباله‌های اصلاح‌طلبانِ امروز همان چپ‌های دهه 60 هستند. آیا چپ‌های دهه 60 نیز مانند اصلاح‌طلبان امروز، اینقدر به اصطلاح صلح‌طلب بودند؟

مواضع این‌ها (چپ‌ها) نوسانات بسیار شدیدی داشت. این‌ها در دهه 60 بسیار سوپرانقلابی بودند و فقط خودشان را خط امامی می‌دانستند و برخوردهای خیابانی‌شان با کسانی که حجاب را رعایت نمی‌کردند، بسیار شدید بود. مثلا یک مقطعی که آقای ناطق‌نوری در وزارت کشور بود، چپ‌ها به ایشان حمله می‌کردند که تو چرا با برخوردهای خیابانی با مسأله بی‌حجابی موافق نیستی یا مثلا موضع ضدآمریکایی‌شان بسیار شدید بود و به امثال ما می‌گفتند که اسلام شما، اسلام آمریکایی‌ است.

درواقع در انتخابات مجلس سوم بود که چپ‌ها دوگانه اسلام ناب و اسلام آمریکایی را ایجاد کردند.
بله، اصلا مجمع روحانیون مبارز در آستانه انتخابات مجلس سوم تشکیل شد. چپ‌ها تا حد زیادی متأثر از چپ‌های آن روزگاران (اشاره به چپ مارکسیستی در دوران جنگ سرد) نیز بودند؛ یعنی به‌نوعی خودشان را متعلق به اردوگاه چپ می‌دانستند. این‌ها در نشریه «عصر ما» که ارگان مطبوعاتی سازمان مجاهدین انقلاب بود، تحلیل می‌کردند که دلیل شکست چپ‌ها در انتخابات مجلس چهارم، متأثر از شکست چپ در دنیا بود. مواضع اقتصادی این‌ها که طرفدار اقتصاد دولتی یا ضدآمریکایی بودند، همگی به‌نوعی متأثر از اردوگاه چپ جهانیِ آن زمان بود.

به‌طور مصداقی، چپ‌های دهه 60 از کدام جنگ برون‌مرزی حمایت کردند؟
بعد از رحلت حضرت امام، وقتی حمله اول آمریکا به خلیج‌فارس پیش آمد، یک سری از نماینده‌های شاخص جناح چپ در مجلس، شعار می‌دادند که حالا که صدام ضدآمریکایی شده، ما باید از صدام حمایت کنیم. می‌گفتند صدام، خالد بن‌ولید شده و باید از او دربرابر آمریکا دفاع کرد؛ در‌حالی‌که تمامی تحلیل‌ها نشان می‌داد که حمله آمریکا به عراق، پوست خربزه‌ای است که هدف پشت‌سرش، حمله به ایران است. در آن زمان، شورای عالی امنیت ملی که پس از اصلاح قانون اساسی شکل گرفته بود، خوشبختانه توانست با سیاست مدبرانه خود کشور را از آن واقعه به سلامت خارج کند. این شورا صراحتا اعلام کرد که جمهوری اسلامی نه طرف آمریکاست و نه طرف صدام.  

حتی برخی افراد جناح چپ همزمان با حمله شوروی به افغانستان می‌گفتند که ما باید از مجاهدین افغان دربرابر شوروی حمایت کنیم.
بله، همینطور است.

چپ‌ها حتی کار را به‌جایی رسانده بودند که می‌گفتند اصلا گرایش‌های سیاسی و عقیدتی امام نیز، بیشتر به جناح ما نزدیک است تا به جناح راست.
چنین مباحثی ازجمله تحلیل‌های نشریه «عصر ما» نیز بود. البته در اواخر عمر حضرت امام، آقای محمدعلی انصاری درباره اختلافات جامعه روحانیت و مجمع روحانیون، نامه‌ای به ایشان ارسال کردند که حضرت امام با ذکر دلایلی ازجمله ضدآمریکایی‌بودن و حمایت از مستضعفین، اعلام کردند که من هر دو جریان را تأیید می‌کنم و سپس، پرهیز دادند که مبادا از این خصلت‌ها روی‌گردانی شود. این نامه به «منشور برادری» معروف شد.

چپ‌های دهه 60 و اصلاح‌طلبان امروز، معمولا درک درستی از شرایط روز ندارند. چه آن موقع که می‌گفتند ما باید به اردوگاه صدام بپیوندیم و چه الان که می‌گویند باید به مذاکره با آمریکا تن داد. دلیل نداشتن درک درست از شرایط روز چیست؟
یک مقدار به تفکر، نوع جهان‌بینی و آموزه‌های اعتقادی و عقیدتی این‌ها بازمی‌گردد. دوستان چپ ما، معمولا اطلاعات مذهبی عمیقی نداشتند.

چه آن زمان که چپ بودند و چه الان که نامشان اصلاح‌طلب شده است؟
بله، فکر می‌کنم حالا نیز همین‌طور باشد. درحقیقت، این‌ها تحت‌تأثیر شرایط روز موضع می‌گیرند؛ مثلا لوایحی که آن زمان از دولت به مجلس می‌رفت، ما به این دوستان اصرار می‌کردیم که جوری لایحه نوشته شود که مخالف شرع نباشد؛ اما آن‌ها می‌گفتند اگر مشکلی باشد شورای نگهبان هست و رسیدگی خواهد کرد. بعد هم که مصوبه مجلس به شورای نگهبان می‌رفت، علیه این شورا جوسازی می‌کردند که «چرا کار را معطل می‌کنید و اجازه نمی‌دهید کار مردم راه بیفتد».
نمی‌خواهم بگویم بین این‌ها (چپ‌ها) مُلای باسواد نبود یا نیست؛ اما مثلا وقتی به چهره‌ای مانند مرحوم مهدوی‌کنی در جامعه روحانیت نگاه می‌کنیم، چه فردی را می‌توانید معادل او در مجمع روحانیون قرار بدهید که هم سیاست و هم فقاهت او، عمقِ برخاسته از دین و دیانت داشته باشد؟ از سوی دیگر، چپ‌ها طرفدار دوآتشه موضوع ولایت فقیه بودند. حتی جریان دانشجویی نزدیک به چپ‌ها که «تحکیم وحدت» نام داشت، در دفاع از ولایت فقیه راهپیمایی به‌راه انداختند؛ اما بلافاصله پس از رحلت حضرت امام، کلا از ولایت و ولایت فقیه پشیمان شدند. مواضع سیاسی و اقتصادی این جریان پس از سال 68 به‌طورکلی تغییر کرد و ما اسم این‌ها را تجدیدنظرطلب گذاشته بودیم. این تجدیدنظرطلبی کارش درنهایت به اینجا رسید که می‌گفتند برای حل مشکلات، باید رفت و با آمریکا مذاکره کرد. این‌ها در مقطعی در مجلس ششم، می‌گفتند که ما اصلا انرژی هسته‌ای برای چه می‌خواهیم.

حتی در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای از ایشان خواستند که «جام زهر» را بنوشند و از خیر انرژی هسته‌ای بگذرند.
بله، بعضی از این دوستان اصلاح‌طلب که من نمی‌خواهم اسم‌شان را ببرم، صراحتا می‌گفتند حالا که ما نفت داریم، اصلا انرژی هسته‌ای می‌خواهیم چه کار؟ با این توجیه که اگر احیانا تهدیدی علیه کشور وجود دارد، برطرف شود یا مثلا می‌گفتند قبل از سال 76، موشک‌های آمریکا به طرف ایران نشانه گرفته شده بود؛ اما با پیروزی اصلاح‌طلبان و انتخاب آقای خاتمی به‌عنوان رییس‌جمهوری، خطر از ایران رفع شد.

مثل همان حرفی که بعدها درباره برجام گفتند که برجام سایه جنگ را از سر ایران دور کرد.
بله، سال 76 هم از این جنس حرف‌ها عنوان می‌کردند. در سال‌های اخیر، آمریکایی‌ها چه از جناح دموکرات و چه از جناح جمهوری‌خواه، همه شانس خود برای جنگ در منطقه را امتحان کردند؛ اما تیرشان هیچ‌گاه به هدف نرسیده است. آخرینش هم بعد از داستان سقوط پهپاد آمریکایی بود که می‌گفتند می‌خواستیم به ایران حمله کنیم. رهبری هم بارها گفتند که آمریکایی‌ها جنگ نخواهند کرد؛ چون محاسبات نشان می‌دهد که ضرر جنگ برای آمریکایی‌ها بیشتر از سود و فایده خواهد بود.

اخیرا چهار نفر از اصلاح‌طلبان در روزنامه نیویورک‌تایمز یادداشتی را با این مضمون که باید ایران و آمریکا برای فرار از جنگ باهم به مذاکره بنشینند، منتشر کرده‌اند. اینکه افرادی از درون ایران چنین درخواست‌هایی را مطرح می‌کنند، برای حکام آمریکایی حامل چه پیامی خواهد بود؟
به‌نظرم نمی‌رسد که چنین موضوعاتی اصلا در چارچوب منافع و امنیت ملی بگنجد و قابل‌تحلیل باشد. ترامپ اخیرا اقدام جان کری در تماس با ایرانی‌ها را خلاف منافع ملی آمریکا ارزیابی کرد. حالا شما این حرف را با درخواست مذاکره برخی جریان‌ها در داخل ایران با آمریکا مقایسه کنید. چنین درخواست‌هایی جز پیام ضعف و دست‌درازکردن و گدایی‌کردن برای مذاکره چیزی به‌همراه ندارد؛ آن‌هم مذاکره با کسی که تکلیفش روشن است. شما ببینید مذاکراتی که الان ترامپ با رهبر کره‌شمالی دارد، چه ثمری جز تشدید تحریم‌ها داشته است؟ خود دولت ما که سابقا طرفدار مذاکره بود و بحث برجام را راه انداخت، الان به این نتیجه رسیده که مذاکره با دولت کنونی آمریکا، اصلا معنی ندارد.
حالا فرض کنیم که با آمریکا مذاکره هم کردیم، چه کسی تضمین می‌دهد که این‌ها به تعهدات خود پایبند باشند. اوباما که به اصطلاح دموکرات و اتوکشیده بود، به تعهدات خود در برجام پایبند نماند و به‌طورمرتب، تحریم‌ها علیه ایران را تمدید می‌کرد؛ یعنی ما در دوران دموکرات‌ها هم خیری از آمریکایی‌ها ندیدیم و آن‌ها هم نشان دادند که به تعهدات خود پایبند نیستند.
اساسا موضع آمریکایی‌ها، موضعی برمبنای قدرت است و حرف خود را با قدرت، پیش می‌برند. مذاکره می‌کنند، هرجا به‌نفع‌شان باشد، عمل می‌کنند و هرجا به نفع‌شان نباشد، زیر میز می‌زنند و به تعهد خود عمل نمی‌کنند. ضمنا دوگانه صلح و جنگ اصلا وجود ندارد؛ بلکه آنچه واقعیت دارد، دوگانه وادادگی و تسلیم‌پذیری از یک سو و مقاومت و عزت و سرافرازی از سوی دیگر است. تجربه همه این سال‌ها هم نشان داده که آنچه استقلال و عزت ملت را حفظ می‌کند، مقاومت است. ما با مقاومت خود، مسأله جنگ را منتفی کرده‌ایم؛ یعنی اگر مقاومت نبود، آمریکایی‌ها در حمله به ایران لحظه‌ای درنگ نمی‌کردند. آمریکایی‌ها جز زبان زور و واقع‌گرایی که در روابط بین‌الملل مرسوم است، چیزی سرشان نمی‌شود.

جنابعالی در خردادماه سال 97، پس از 33 سال از مدیرمسوولی روزنامه رسالت کناره گرفتید و جای خود را به آقای پیرهادی دادید. فکر می‌کنید این جوان‌گرایی و نوگرایی می‌تواند در جریان اصول‌گرایی هم اتفاق بیفتد؟
بله، چراکه نه. تردیدی در جوان‌گرایی نیست. نسل اول انقلاب که ما باشیم، وظیفه تحویل مسوولیت‌ها را به‌موقع انجام ندادیم و از سوی دیگر، کادرسازی هم نکردیم. بالاخره جوان‌ها چون بی‌تجربه‌اند اگر به‌یکباره وزیر و وکیل شوند، مشکلاتی ایجاد می‌شود که مثلا زمان آقای احمدی‌نژاد پدید آمد. این تصور هم که نسل اول انقلاب چون انقلاب کرده، دلسوزی و تعهدش به کشور در‌مقایسه‌با نسل‌های بعدی بیشتر است، تصور صحیحی نبوده و نیست. تجربیات باید به نسل‌های جدید، منتقل و شرایطی فراهم شود که مدارج مسوولیت‌های سیاسی به‌تدریج طی شود.

فکر می‌کنید در انتخابات امسال، جوان‌گرایی در جریان اصول‌گرایی چگونه باید خود را نشان بدهد؟
البته، در تعیین سازوکارها نقشی ندارم؛ اما می‌شود یک سری قول‌وقرارهایی گذاشت؛ یعنی می‌شود تصمیم گرفت لیستی که برای این دوره می‌خواهد بسته شود، کاملا متفاوت از دوره‌های قبلی باشد. مثلا تا جایی که امکان دارد، چهره‌ها جدید باشند و چهره‌های قدیمی تکرار نشوند؛ اما این موضوعات تمهیدات مقدماتی هم نیاز دارد. بالاخره این چهره‌های جدید باید به مردم شناسانده شوند تا رأی بیاورند.
همین مشکل خود را در بستن لیست انتخاباتی اصول‌گرایان در مجلس دهم به‌وضوح نشان داد؛ یعنی چهره‌های جوان و گمنامی در لیست قرار داده شدند که ظرفیت رأی‌آوری نداشتند. البته، بسیاری از افرادی هم که در لیست اصلاح‌طلبان قرار داشتند، گمنام بودند؛ اما رأی آوردند. فکر می‌کنید اصول‌گرایان برای رأی‌آوردن افراد جدید خود، باید چه اقدامات تکمیلی‌ای در جامعه انجام بدهند؟
اینکه شما با چه گفتمانی وارد انتخابات می‌شوید، مهم است. امروز گفتمان‌ها در جلب آرای مردم نقش بسیار مهمی دارند. استفاده از ابزارهای ارتباطی ازجمله فضای مجازی و نوع مدیریت جریان‌های تبلیغات انتخاباتی که ضمن حفظ اصول، متناسب با ذائقه جامعه هم باشد، در نوع خود مهم هستند. همچنین، انتخاب افرادی که در لیست جای می‌گیرند، باید متناسب با شعارها باشد؛ مثلا اگر بحث پاکدستی و ضدفساد مطرح است، افرادِ منطبق با این شعارها باید در لیست جای بگیرند.

گفتمان اصول‌گرایان چگونه باشد که برای جامعه جذابیت داشته باشد؟
گفتمان‌سازی، کاری تخصصی و بین‌رشته‌ای است. هر دو جریان سیاسی، به‌ویژه اصول‌گرایان باید روی مرکز تولید فکر سرمایه‌گذاری کنند. در این مرکز، باید افراد صاحبنظر، دانشگاهی و کسانی که دستی هم در حوزه عمل دارند، حضور یابند. این مرکز باید علمی-پژوهشی باشد تا بتواند از طیف‌های مختلف اجتماعی ارزیابی درستی ارائه کند. نباید این‌گونه تلقی شود که سران یک جریان می‌توانند دورهم بنشینند و شعار، گفتمان و برنامه ارائه کنند و باید کار تخصصی انجام داد. ما وقتی در مجلس ششم شکست خوردیم، حس کردیم ازنظر فکری و گفتمانی کم آورده‌ایم. اینجایی که الان ما در آن قرار داریم، قبلا نامش مرکز فرهنگی «یاس» بود که سران جریان اصول‌گرایی با کمک نیروهای سیاسی و دانشگاهی متدین در آن مأمور شدند تا فکر، شعار و گفتمان تولید کنند. این مرکز به‌طورواقعی پشتیبانی شد.

مرکز یاس در چه سالی تأسیس شد؟
یک سال یا دو سال قبل از مجلس هفتم. شرکت یاس، هیأت‌مدیره داشت و در وزارت ارشاد هم ثبت رسمی شده بود.

چه کسانی در هسته رهبریت یاس حضور داشتند؟
حالا این‌ها را خیلی جویا نشوید؛ اما من خودم مدیرعامل این مرکز بودم. مرکز یاس تجربه خوبی بود که در آن، حرف‌های نو زده شد. درواقع، با وضعیت جدیدی وارد عرصه انتخابات شدیم؛ اما دوستانی که وارد مجلس هفتم و بعد از آن، مجلس هشتم شدند، کلا این مرکز را فراموش کردند.

یعنی لیست آبادگران برای مجلس و شورای شهر، همگی کار این مرکز بود؟
بله، تقریبا همه بحث‌های این لیست‌ها، در این مرکز پخت‌وپز می‌شد.

در دوران اصلاحات، شعار اصلی جناح دوم خرداد توسعه سیاسی بود. مرکز «یاس» دربرابر این شعار، چه شعاری را عَلم کرد؟
شعارها دقیقا یادم نیست؛ اما انتخاب همین لفظ «آبادگران» کار همین مرکز بود. البته، اعلام کرده بودیم که هر استانی بنابر فضای خودش، روی لیست‌ها اسم بگذارد؛ مثلا شیرازی‌ها یک اسم دیگری غیر از آبادگران انتخاب کردند. بنابراین، چنین تجربیاتی وجود دارد و باید از ظرفیت علمی و نظریه‌پردازی نیروهای مذهبیِ دانشگاهی استفاده شود. اگر بخواهیم همان روش‌های سنتی را دوباره تکرار کنیم، کلاه‌مان پسِ معرکه است. رجال سیاسی ما نباید فکر کنند که عقل کل هستند و باید یک مرکزی وجود داشته باشد تا برای این رجال، برنامه، شعار و گفتمان را به‌روز کند.
فرمایش شما درست است؛ اما در سال‌های اخیر، بیشتر وقت و انرژی جریان اصول‌گرایی برای وحدت، ارائه لیست واحد انتخاباتی صرف شده است.
جریان اصول‌گرایی در‌مقایسه‌با رقیبش برای انتخابات‌های مجلس، همیشه در حوزه رسیدن به سازوکار و لیست واحد موفق‌تر بوده است؛ اما اینکه این لیست‌ها تا چه حد برای مردم جذاب باشند، قبول دارم که بحث دیگری است.

در سال‌های اخیر بارها موضوع احیای دوباره جایگاه نخست‌وزیری و حذف جایگاه ریاست‌جمهوری مطرح شده است. اخیرا بازگشت پست نخست‌وزیری در مجمع تشخیص مطرح شده است؟
اصلا این موضوع ربطی به مجمع تشخیص ندارد. در اصل 177 قانون اساسی که ناظر بر بازنگری قانون اساسی است، عنوان شده که مقام رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص، طی حکمی خطاب به رییس‌جمهوری، موارد اصلاح یا تدوین قانون اساسی را پیشنهاد می‌دهند. در‌این‌باره صرفا اعضای ثابت مجمع تشخیص، عضو شورایی خواهند شد که برای این کار مأموریت می‌یابد.

حتی بحث بازگشت پست نخست‌وزیری هم در میان اعضای مجمع مطرح نشده است؟
نه، این مسأله فکر نمی‌کنم چندان جدی باشد. البته، برخی امروز در محافل مختلف معتقدند که از آخرین اصلاح قانون اساسی، 30 سال زمان گذشته است و ثابت شده که مواردی از اصول قانون اساسی دچار ابهام یا خلأ است و باید برطرف شود.

یکی از موارد ابهام را بیان می‌کنید؟
یکی از اشکالات موجود میان مجلس و دولت، همواره بر سر مسأله بودجه بوده است؛ مثلا دولت لایحه بودجه را تقدیم مجلس می‌کند و مجلس هم معمولا ساختار بودجه را به‌هم می‌زند؛ یعنی چیزی را تصویب می‌کند که اصلا موردرضایت دولت نیست. مرز اختیارات دولت و مجلس، به‌خصوص در موضوع بودجه، یکی از موارد ابهام است.

دولت تدبیر و امید در سال‌های 92 و 96 با همت و حمایت اصلاح‌طلبان روی کار آمد. به‌عنوان بحث پایانی، به‌نظر شما جریان اصلاحات تا چه اندازه توانسته دربرابر عملکرد دولت پاسخگو باشد؟
به‌هر‌حال، باید پاسخگو باشند؛ چون جامعه از آن‌ها انتظار دارد. اصلاح‌طلبان در سال 92 برای ماندن در قدرت و سیاست، تاکتیک هوشمندانه حمایت از روحانی را انتخاب کردند و فرصت یافتند تا به‌طور مفصل در دولت ایشان حضور پیدا کنند. خب، این هندوانه‌ای که خورده‌اند باید پای تب‌و‌لرزش هم بنشینند. دولت چه موفقیت داشته باشد چه نداشته باشد، اصلاح‌طلبان کاملا در آن سهیم هستند.

رییس دولت اصلاحات در جلسات متعدد اعلام کرده که مردم دیگر با «تَکرار می‌کنم»های من پای صندوق رأی نخواهند آمد. به‌نظر شما، اصلاح‌طلبان واقعا دچار ریزش رأی شده‌اند یا اینکه چنین لفاظی‌هایی صرفا برای گمراه‌ساختن حریف‌شان است؟
هر دولتی پس از هشت سال مسوولیت، یک سری غلط‌هایی پیدا می‌کند و به‌همین‌دلیل، موقعیت اجتماعی‌اش طبیعتا افول می‌یابد. اگر اصلاح‌طلبان بخواهند این مسأله را فرافکنی کنند، به‌نظرم موفقیت‌آمیز نخواهد بود. فکر می‌کنم اصلاح‌طلبان دچار ریزش رأی خواهند شد. از طرف دیگر، یکی از بی‌سیاستی‌های جریان اصلاحات این است که سخنگوی این جریان هنوز همان آدم‌های سوخته، رادیکال و خارج از چارچوب قبلی هستند. اینکه اعتراض می‌کنند در انتخابات شرکت نمی‌کنیم یا مشروط شرکت می‌کنیم، در نوع خود از آن «نازهای خاص» است که فایده‌ای هم ندارد.

منبع :  صبح نو                           

انتهای پیام/

بازگشت به صفحه رسانه‌‌ها

R1437/P/S9,1299/CT12

تقدیر از مأموران حاضر در ماجرای درگیری پلیس و دختر تهرانپارس! + عکس

احمدی‌نژاد خواستار مذاکره ایران با امریکا شد؛ مذاکره درباره مسائل اساسی مهم‌تر از "برجام" است

(تصاویر +16) قتل دختر مشهور اینستاگرامی و انتشار تصاویر خون‌آلودش در اینستاگرام!

منبع این خبر، وبسایت www.dana.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۲۷۱۷۶۶۸ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • رهبر انقلاب: موضوع فلسطین قطعاً به نفع مردم این کشور و دنیای اسلام تمام خواهد شد/ جمهوری اسلامی ایران در قضیه فلسطین کاملا جدی است
  • دام امریکا برای لندن
  • برگزاری کنگره های شهداء از راه های موثر ماندگاری ارزش های دفاع مقدس و انتقال آن به آیندگان است
  • آشوبگری در هنگ کنگ؛ وقتی پای امریکا در میان است
  • با شفافیت آرای نمایندگان مخالفم
  • توضیحات رئیس اداره هواشناسی استان در خصوص ماندگاری گرما در خراسان رضوی
  • «هنر» و «سیاست» نمی توانند یکدیگر را نادیده بگیرند
  • تحریم صداوسیما در تضاد کامل با شعار تدبیر دولت است
  • ماندگاری هوای گرم در استان گیلان/ افزایش دما تا 5 درجه
  • نگاه رسانه ها به تعلل اروپایی ها در حفظ برجام
  • اساتید بسیجی کشور: دزدی دریایی انگلیس به‌دلیل شکست‌ سیاست‌های سلطه‌طلبانه غرب است
  • نقش تاریخ‌ساز آیت‌الله کاشانی در 30 تیر 1331
  • گفتگوی تفصیلی| پروفسور امین: از رای به روحانی پشیمانم/ توسل به بیگانه برای حل مشکلات ایران احمقانه است
  • هنر موجب ماندگاری فرهنگ و اندیشه در جامعه می‌شود/ به امور فرهنگی و هنری بی‌توجهی شده است
  • احمدی‌نژاد خواستار مذاکره ایران با امریکا شد؛ مذاکره درباره مسائل اساسی مهم‌تر از "برجام" است
  • «انتقام جویان» رکورد «آواتار» را شکست/ پرفروش‌ترین فیلم تاریخ
  • برنده جنگ اراده‌ها/ تلافی‌که تعارف ندارد!
  • پنج عامل موثر بر دورنمای بازار سهام
  • نقش تاریخ‌ساز آیت‌الله کاشانی در 30تیر1331