به گزارش خبرگزاری بسیج از گرگان؛ سرتیپ دوم پاسدار خسرو عروج مشاور فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یادواره ۹۹ شهید کوی امام رضا (ع) که در مسجد علی ابن ابی طالب (ع) برگزار شد اظهار کرد: کسانی در مقابل بیت حضرت فاطمه سلام الله بعد از نبی مکرم اسلام تجمع کردند ودرب خانه آن حضرت را به آتش کشیدند جزء اصحاب و آیت اله شمشیر زن در رکاب پبامبر بودند.


وی درادامه بیان کرد:حضرت زهرا از حریم ولایت دفاع کرد و به عنوان یک فرمانده هم از امیرالمومنین دفاع، و هم هدایت جامعه را و هم حمایت از ولایت را انجام داد.
عروج خاطر نشان کرد: زبیری که در دفاع از حریم اهل بیت شمشیرش شکسته شد ۱۲ سال بعد در مقابل اهل بیت شمشیر کشید این اتفاق ممکن است برای هر یک از ما بیفتد.
مشاور فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ادامه با اشاره به وقوع انقلاب اسلامی در ایران ابراز داشت: تمام دنیا گفتند و نوشتند که انقلاب اسلامی با وجود تبعید رهبرش، زندانی بودن مبارزان اصلی و تبعید یاران و همچنین وجود بزرگترین ارتش خاورمیانه و نیز پلیس حکومتی امکان ندارد پیروز شود امام انقلاب اسلامی پیروز شد و همه گفتند این یک معجزه بود.
این فرمانده دوران دفاع مقدس ادامه داد: از شروع انقلاب تا به امروز ۲۰۰ کشور به انقلاب حمله کرده اند، جنگ نظامی فقط نه، بلکه جنگ فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و ... را در مقابل این انقلاب به راه انداختند.
سردار عروج همچنین اذعان کرد: دوحرف اصلی که در رابطه با امام در اسناد ساواک به چشم می‌خورد این بود که رهبر انقلاب چیزی را برای خودش نمی‌خواهد و همه چیز را از آن خدا میداند و با خود سازی قلوب ملت را متوجه خود کرد.
وی همچنین با بیان اینکه امام تمام فتوحات جنگ را از آن خدا میدانست بیان کرد: تمام مفاهیمی که در قرآن کریم وجود دارد مصداقش در جنگ تحمیلی اثبات شد و امام فتوحات در جنگ را از آن خدا می‌دانست و در قلوب مسلمانان جهان جا باز کرد.
مشاور فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پایان با اشاره به اینکه امروز دشمن با حیله و نیرنگ دین به جنگ با مسلمانان برخواسته است ابراز داشت:دشمن با جنگ مکتب به سراغ مکتب میرود و با نماز، نماز را میزند و با روزه، روزه را میزند همانطور که بعد از رحلت نبی مکرم اسلام (ص) چهارهزار نفر با شعار اینکه نمی‌خواهیم زحماتی که پیامبر برای اسلامی کشید هدر برود به جنگ با ولایت رفتند و آن حادثه ناگوار را رقم زدند. تهیه خبر: خبرنگار افتخاری بسیج محمد آهنی عکس :خبرنگار افتخاری بسیج امیرحسین پیری

منبع: بسیج نیوز

خبر بعدی:

در نشست بررسی «اومانیسم اسلامی» چه گذشت؟

سه‌­شنبه سی ­ام بهمن دومین پیش نشست مدرسه زمستانه «علوم انسانی؛ سنت، عمل، گفت­‌وگو» توسط کارگروه علوم انسانی و توسعه اندیشکده مهاجر برگزار شد. در این نشست دکتر محمد لگنهاوسن استاد فلسفه و عضو هیات‌علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)-وابسته به آیت‌الله مصباح یزدی- به سخنرانی پیرامون چیستی اومانیسم پرداختند.

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ سه‌­شنبه سی ­ام بهمن دومین پیش نشست مدرسه زمستانه «علوم انسانی؛ سنت، عمل، گفت­‌وگو» توسط کارگروه علوم انسانی و توسعه اندیشکده مهاجر برگزار شد. در این نشست دکتر محمد لگنهاوسن استاد فلسفه و عضو هیات‌علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)-وابسته به آیت‌الله مصباح یزدی- به سخنرانی پیرامون چیستی اومانیسم پرداختند. دکتر لگنهاوسن در ابتدا به این نکته اشاره کردند که موضوع اصلی سخنرانی ایشان چیستی اومانیسم و بررسی امکان­های اومانیسم دینی و اسلامی است و برای همین منظور به مباحثاتی که در دهه 30 و 40 میلادی قرن بیستم در اروپا و عمدتاً آلمان درگرفته می­پردازند، چرا که در این مباحثات زمینه ­ها و ریشه ­هایی وجود دارد که در پاسخگویی به این سوالات و رسیدن به شرایط بحثی از اومانیسم اسلامی به ما کمک می کند.

از آن­جا که تصویر عمومی از چیستی اومانیسم که در رسانه‌­ها غلبه دارند مربوط به سنت آمریکایی اومانیسم است دکتر لگنهاوسن پیش از پرداختن به سنت آلمانی-اروپایی اومانیسم به جریان­های اومانیستی آمریکا اشاره کردند. اولین مانیفست اومانیسم در آمریکا در سال 1933 نوشته شد. بیانیه­ای که در آن نحوی اومانیسم دینی مطرح شده بود و بسیاری از روشنفکران و فیلسوفان و روحانیون مذهبی آن را امضا کرده بودند. این بیانیه با این عبارات آغاز می­شد که اومانیست­های دینی جهان را به مثابه چیزی که فی نفسه وجود دارد در نظر می­ گیرند نه چیزی که توسط خدای شخص ­وار خلق شده است. این مانیفست از اعتقاد تئیستی به خدای شخص ­وار عبور کرده بود و اومانیسم را بر پایه اعتقاد به نوعی خدای دئیستی پایه­ گذاری کرده بود. جریان ­های بعدی اومانیستی در آمریکا از خدای دئیستی هم عبور کرده و به نوعی اومانیسم سکولار و بعضاً ملحدانه رسیدند. در میان مردم این تصویر متاخر آمریکایی از اومانیسم غلبه دارد و معمولاً اومانیسم را همزاد و قرین سکولاریسم و حذف دین از زندگی عمومی می­دانند و در نتیجه غلبه این نگاه است که اومانیسم به نشاندن انسان به جای خدا و حذف ارزش­ های الهی به نفع ارزش­های انسانی تبدیل شده است. ولی این نگاه رایج به اومانیسم در بین افکار عمومی تنها رویکرد به اومانیسم نیست. وقتی ما سیر تفکر اومانیستی را نگاه می ­کنیم این نگاه سکولار و بعضاً ضد دین در گذشته یک اقلیت بودند ولی الان رایج ­تر هستند ولی در هر صورت این نگاه ­ها تنها جریانات اومانیستی نیستند در نتیجه اومانیسم علی الاصول معنای سکولار و ملحدانه ندارد و هدف این سخنرانی پرداختن به سایر رویکردهای اومانیستی است.

 

 در ادامه دکتر لگنهاوسن به بررسی امکان اومانیسم اسلامی در سنت اومانیسم آمریکایی پرداختند و سعی کردند به این پرسش فرضی پاسخ دهند که آیا اگر ابن سینا به عنوان یکی از مهم­ترین چهره­های سنت فلسفه اسلامی در سال 1933 در آمریکا بود، مانیفست اومانیستی را امضا می­کرد؟ ظاهراً در نگاه اول خیلی روشن است که او این مانیفست را رد می­کرده ولی در مورد این مسئله نباید زود قضاوت کرد و باید مبانی مانیفست را به محک نظام تفکر سینوی گذاشت و بررسی کرد که آیا ابن سینا با آن مبانی مخالف بوده است یا خیر؟ مهم­ترین رکن نگاه اومانیستی آن مانیفست رد کردن نگاه به خدا به مثابه یک شخص بود که جهان را در یک روز خاص خلق کرده است و ابن سینا هم با مخالفت با حدوث جهان این نگاه را در فلسفه خود رد می­کند و دقیقاً همین موضوع یکی از مهم­ترین دلایلی است که به واسطه آن غزالی شیخ الرئیس را تکفیر می­کند. روح نگاه به دین در مانیفست 1933 گذر از تئیسم یعنی اعتقاد به خدای شخص­ وار است و ابن سینا هم معتقد است که خدا اساساً جوهر نیست و همان­طور که از فلسفه اسلامی می­دانیم با این مبنا خدا نمی­تواند شخص باشد، چرا که شخص جوهرِ عاقل است و وجودی که جوهر نیست نمی­تواند شخص باشد. شاید با این رویکرد بتوان تفکر ابن سینا را هم به عنوان نوعی گذر از تئیسم به دئیسم صورت­بندی کرد و از همین جهت فلسفه او را با روح مانیفست اومانیستی آمریکایی تطبیق داد.

 

در ادامه این بحث دکتر لگنهاوسن به این نکته اشاره کرد که برخی از فلاسفه مثل اشتراوس از همین جهت قائل شدند که ابن سینا باطناً یک اومانیست بوده، در حالی که دیدگاه ظاهری او با اومانیسم در تناقض است. اشتراوس مدعی است ابن سینا طرفدار نظریه فیض الهی است و این با نظریه خلق فرق دارد، چرا که در اولی جهان بیرون از زمان است و در دومی جهان در یک روز خاص خلق شده است. از طرف دیگر شیخ الرئیس بر حکمت عملی تاکید دارد و وحی را هم به حکمت عملی تفسیر می­کند، وحی برای او نوعی از استفاده حکمت عملی به شیوه سریع است. در نتیجه می­توان ابن سینا را هم یک اومانیست باطنی دانست، اشتراوس حتی بالاتر رفته و مدعی است که ابن سینا واقعاً یک ملحد بود و به خدا اعتقادی نداشت ولی از ترس تعصب موجود در جهان اسلام و برای اینکه تکفیر نشود، نوعی تقیه را در پیش گرفته بود و بحث­هایش را به صورت دینی مطرح می­کرد. دکتر لگنهاوسن با رد کردن نظر اشتراوس در مورد ابن سینا فلسفه سینوی را نوعی فهم سمبولیک و نگاه تاویلی به وحی و دین دانست. همان­طور که وقتی در قرآن از دست خدا صحبت می­شود باید آن را تاویل کرد، مواردی هم که تصویری شخص ­وار از خدا در قرآن وجود دارد و مفاهیمی مثل خلق جهان در یک روز خاص مطرح می­شود را باید تاویل کرد. علت این نوع زبان قرآن محدودیت­های خیالی مردم است ولی فیلسوف می­داند که خدا از این تصاویر منزه است. در منظر دکتر لگنهاوسن پروژه فکری شیخ الرئیس جمع فلسفه و دین بوده است و در این جمع فلسفه تفسیر باطنی از دین می­دهد، و از همین روست که در روایت اشتراوس در تفکر ابن سینا تناقض وجود دارد و اشتراوس چون نمی­تواند این وجوه را جمع کند و هر دو را قبول کند این تناقص را واقعی می­داند و بر همین مبنا ابن سینا را حقیقتاً ملحد می­داند و دین ­داری ­اش را ظاهری می­داند.

 

با توجه به این بحث اگر اومانیسم را این طور بیان کنیم که شامل نظام­های فکری است که به طور باطنی دین را انکار می­کنند یا دین را به نحوی بازسازی می­کنند و تفسیر جدیدی از تعلیمات سنتی دین ارائه می­دهند تا آن­ها را با عقل جمع کنند، پس به یک معنای مهم می­توانیم بگوییم سنت کلاسیک فلسفه اسلامی اومانیستی است. در طرف مقابل دشمن­های این سنت و این نحو تفسیر از دین مثل غزالی مدعی شده­اند که فلسفه اسلامی اساساً اسلامی نیست و آن را نوعی بدعت کافرانه دانسته­اند پس آن­ها این نوع اومانیسم اسلامی را رد کرده­اند. نکته مهم­تر این است که این رویکرد به اومانیسم که مبتنی بر تاویل مفاهیم و الفاظ متون دینی و نفی خدای انسان­وار و گذر از تئیسم به دئیسم است، جریانی حاشیه­ای در منظومه افکار اومانیستی است و از نگاه­های رایج اومانیستی فاصله دارد، در نتیجه حتی اگر بتوان شیخ الرئیس و سنت فلسفی او را به نحوی بازخوانی کرد که با این رویکردهای دئیستی هم­خوانی داشته باشد و با برخی مبانی تفکر اومانیستی آمریکایی دهه 30 میلادی سازگار باشد، باز هم نمی­توان ابن سینا را اومانیست دانست و این روش راهکار مناسبی برای تاسیس اومانیسم دینی و اسلامی نیست.       

 

دکتر لگنهاوسن در ادامه به صورت ­های دیگر اومانیسم پرداخته و بیان کردند که نوع دیگر اومانیسم که ریشه در سنت اروپایی دارد در سال­ های بین دو جنگ جهانی در آلمان رواج یافت، که آن را دوره سوم اومانیسم در سنت اروپایی می­دانستند. در آن زمان می­گفتند تفکر اروپایی دو دوره سنت اومانیستی را در قرن­ های قبل پشت سر گذاشته است. دوره اول اومانیسم مربوط به دوران رونسانس بوده و رهبرانی مثل آراسموس داشته است. دوره دوم اومانیسم که به قرن هجدهم برمی­گردد رهبرانی مثل همبولت داشت که می­گفتند تفکر و تعلیم و تربیت اروپایی باید توجه خاصی به امر زیبا و زیبایی شناسی داشته باشد و نباید آن­چنان که در برخی دانشگاه­های اروپایی رواج داشت علوم طبیعی به صورت تک بعدی تدریس شود، که در نتیجه آن انسان­های تک بعدی تربیت می­شوند که فقط صنعت را توسعه می­دهند و درکی از معنویت و زیبایی ندارند. موج سوم اومانیسم که در دهه 20 و 30 میلادی و سال ­های بین دو جنگ جهانی در آلمان ظهور کرد، ریشه در این مطلب داشت که نیاز به اومانیسمی جدید احساس می­شد. آن­ها می­گفتند که ما نیاز به یک اومانیسم تازه داریم و این اومانیسم نه تنها باید مثل موج اول و دوم، علمی و زیبایی شناختی باشد بلکه باید سیاسی هم باشد. آن­ها مسئله اصلی زمانه خود را سیاست می­دانستند و مدعی بودند ما باید یک اومانیسم سیاسی داشته باشیم. اولین کسی که از تعبیر اومانیسم سیاسی اشپلنگر بود که یکی از متفکرین محوری این دوره سوم تفکر اومانیستی است. مهم­ترین متفکر این رویکرد ورنر یگر بود که کتاب سه جلدی او از بازخوانی یونان یعنی پایدیا حول موضوع همین نوع اومانیسم است.

 

دوران مطرح شدن موج سوم اومانیسم دورانی بود که نازی­ها هم در آلمان فعالیت زیادی داشتند و در این جو آن­ها خود را اومانیست می ­دانستند. آن­ها به دنبال نوعی اومانیسم آلمانی بودند که نه بر اساس آرمان­های معنوی بلکه بر اساس خون و نژاد باشد و انسان سیاسی ­ای که تربیت می­کند، انسان آلمانی مورد تایید حزب نازی باشد. اومانیست­ های نازی ادعا می­کردند که اومانیسمی که یگر مطرح می ­کند بیش از حد لیبرال است و توجهی به نژاد ندارد، آن­ها معتقد بودند که در بازگشت به یونان باستان فقط نباید به سنت آتنی توجه کرد، آتن تمام یونان نیست و فرهنگ یونانی دولت ­شهرهای مهم دیگری مثل اسپارت هم دارد که برای تربیت انسان امروزین باید به آن توجه کرد، چرا که انسان سیاسی امروز باید قوی و خشن باشد. آن­ها معتقد بودند دیگر در ((پایدیا)) با فکر لیبرال خود تاریخ یونان باستان را بازسازی کرده است و عنوان اومانیسم به آن می­دهد ولی ما نازی­ها واقعیت یونان باستان را می ­بینیم و یک اومانیسم واقع بین درست می ­کنیم.

در آن دوران در آلمان یک رشته بسیار مهم دانشگاهی وجود داشت که نام آن فیلولوژی بود. فیلولوژی را در دیکشنری­ها به علمی در مورد کلمات و ریشه لغات معنی می­کنند ولی فیلولوژی بیش از این است. فیلولوژی درس ­هایی درباره تمدن قدیم مخصوصاً تمدن یونان و روم بود، اروپایی ­ها فکر می­کردند اصل تمدن اروپایی از یونان باستان می­آید پس به این نکته قائل بودند که باید به یونان و روم و زبان یونانی و لاتین توجه ویژه­ای داشته باشند. لغت اومانیسم ترجمه لاتینی پایدیای یونانی بود و در نتیجه باید برای فهم اومانیسم به پایدیا و یونان توجه کرد. پایدیای یونانیان همان بیلدونگ آلمانی است و معنای تربیت می ­دهد ولی تربیت با توجه به آرمان ­هایی که در تمدن یونانی و رومی وجود داشت. مسئله تعلیم و تربیت مسئله محوری اومانیسم بود که به دنبال تربیت انسان و تشکیل تمدن مبتنی بر آن بود. با توجه به این معنا از اومانیسم این پرسش پیش می­آید که آیا می­توانیم یک اومانیسم اسلامی داشته باشیم؟ سنت فلسفه اسلامی را در این معنا می ­توان اومانیستی دانست، چرا که فلاسفه اسلامی از این منظر به یونان التفات داشتند. فارابی به ارسطو و افلاطون رجوع می­ کند و حتی افلاطون را فیلسوف الهی می­ داند، شیخ اشراق ارسطو را در عالم رویا مشاهده می ­کند و بعضاً حتی فلاسفه اسلامی قائل شدند که سقراط و برخی از متفکران پیشاسقراطی پیامبر الهی بوده ­اند. هیچ کدام از فیلولوژیست­های یونانی به چنین شانی که فلاسفه اسلامی برای متفکران و فلیسوفان یونان در نظر می ­گرفتند، قائل نبودند.

 

دکتر لگنهاوسن در اشاره به معانی متکثر و جریان­های متعدد اومانیسم بعد از جنگ جهانی به کنفرانسی پرداختند که در سال 1949 در ژنو برگزار شد. عنوان این کنفرانس «برای یک اومانیسم جدید» بود. کارل بارت گزارشی خواندنی از این کنفرانس دارد و در آن به این نکته اشاره می­کند مردمانی که به این کنفرانس آمدند معنایی واحد برای اومانیسم نداشتند و هیچ اتفاق نظری روی معنای آن وجود نداشت. حتی فیلولوژیست­هایی که از یونان و روم باستان صحبت می­ کردند بین خودشان اتفاق نظر نداشتند که کدام بخش آن تمدن باستانی برای امروز ما مهم است. بارت هر چند که با مفهوم اومانیسم مسیحی مخالف بود و قائل بود مسیحیت را نباید به مثابه یک مکتب برای اومانیسم در نظر گرفت ولی گزارش او نشان می­دهد که رویکردهای مسیحی به اومانیسم هم در آن دوران رونق داشته است. یکی از مهم­ترین این رویکردها مربوط به ژاک مارتین است. او در سال 1936 کتابی با عنوان اومانیسم جامع (Integral Humanism) چاپ کرد و در آن به این نکته اشاره می ­کند که در اومانیسم باید به تمام ابعاد انسان توجه کرد و محدود به وجود مادی او نبود. او مدعی بود مذهب کاتولیک بهترین چارچوب را برای یک اومانیسم کامل می ­دهد که در آن به همه وجوه مادی و معنوی انسان توجه می­ شود و این اومانیسم بسیار کامل ­تر از اومانیسم سکولار است. جالب توجه است در سال 2013 پاپ در سفر خود به آمریکای جنوبی در شهر ریو به همین مفهوم اشاره کرد و گفت ما طرفدار اومانیسم جامع هستیم.

 

رویکردهای اومانیستی محدود به این موارد نیست و هیچ بحثی در مورد تاریخ اومانیسم بدون توجه به کارل مارکس و مارکسیسم کامل نخواهد بود. مارکس در دست نوشته­های اقتصادی و فلسفی 1844 خود بحث مهمی در مورد از خودبیگانگی انسان و غلبه بر آن دارد و که می­تواند مبنای یک نوع اومانیسم مارکسی باشد. بعدها در دهه 60 میلادی اریک فروم با همین رویکرد نوعی اومانیسم سوسیالیستی را پایه­گذاری کرد. البته در همین دوران کمونیست­ هایی مثل آلتوسر معتقد بودند اومانیسم مارکسی چندان قابل اعتنا نیست چرا که مربوط به دوران جوانی و آثار کمتر مهم مارکس است. قبول یا رد اومانیسم مارکسی همیشه یک بحث مهم در سنت مارکسیستی بوده است، نوعاً طرفداران شوروی و استالینیست­ها مخالف با اومانیسم بوده ­اند و کمونیست­های اروپای شرقی مثل لوکاچ با اهمیت دادن به آثار دوران جوانی مارکس از نوعی اومانیسم در این سنت دفاع کرده ­اند.

 

جریان مهم دیگر در سنت ­های اومانیستی غرب طرفداران فلسفه ­های اگزیستانس بودند. بعد از جنگ جهانی دوم ژان پل سارتر سخنرانی مهمی در مورد اومانیسم داشت و در آن بیان کرد که اگزیستانسیالیسم یک نوع اومانیسم است. سارتر برای مقابله با مارکسیست­ ها در دفاع از اگزیستانسیالیسم و در بیان این نکته که مسیر آن­ ها به نیهیلیسم منتهی نمی­شود به بحث در مورد اومانیسم پرداخت. او مدعی بود که این فلسفه اگزیستانس و اومانیسم مبتنی بر آن ریشه در آرای مارتین هایدگر دارد، البته هایدگر بعدها در نامه­ای درباره اومانیسم به رد ادعای سارتر پرداخت و فلسفه خود را نه به معنای سارتری کلمه اگزیستانسیالیسم دانست و نه طرفدار اومانیسم.          

دکتر لگنهاوسن در ادامه سخنان خود به بیان این نکته پرداختند که این رویکردهای مختلف فقط بخش کوچکی از سنت­های اومانیستی موجود در غرب هستند و اگر به دنبال نسبت اسلام و اومانیسم و پایه­گذاری اومانیسم اسلامی هستیم باید به این نکته توجه کنیم که ما با معانی متفاوتی از اومانیسم مواجه هستیم که صرفاً یک خانواده معنایی را تشکیل می­دهند که برخی از آن­ها با رویکردهای دینی و اسلامی همراه هستند و برخی در تضاد هستند. برخی از متفکران مسلمان دیدگاهشان به برخی از این رویکردها نزدیک است و برخی از این رویکردها به رگه ­هایی که در فکر اسلامی هست نزدیکند. به عنوان مثال اومانیسمی که یگر آن را صورت­بندی می­کند و ریشه­­های آن را به پایدیا و یونان برمی­گرداند و به تفکر افلاطون نزدیک است، می­تواند به سنت اسلامی ما نزدیک شود. در نتیجه باید از رویکردهای عمومی رسانه­ای که اومانیسم را صرفاً نشاندن انسان به جای خدا و مترادف با اباحه­ گری و سکولاریسم می­ دانند، فاصله گرفت، غلبه این رویکردها به این علت است که ما یک مفهوم را که در سنت غرب زندگی پیچیده ­ای دارد بدون توجه به خاستگاه و منابعش می ­خوانیم و در ذهن خود از آن شبحی درست می­ کنیم و آن را مبنای موافقت و مخالفت قرار می ­دهیم و سنت خود را بر اساس این شبح رد یا تایید می ­کنیم. برای رهایی از این سطحی نگری در مورد اومانیسم باید به ریشه­ها و رویکردهای متفاوت این مفهوم در زادگاه خود یعنی سنت ­های غربی توجه کرد و پس از فهم درست خانواده ­های مفهوم اومانیسم در غرب و نسبت آن با زمینه و زمانه­ ای که این مفاهیم در آن مطرح شده نسبت آن را با سنت خود بسنجیم.   

ظریف: ماندن یا نماندن در برجام به نظر مردم بستگی دارد| ترامپ غافلگیری دوست دارد و ما برهمین مبنا رفتار می‎کنیم| مردم در حال آسیب دیدن از تحریم‌ها هستند| بخشی از جمعیت ایران با سیاست خارجه ما موافق نیست

واکنش‌‌ فعالان اجتماعی به‌ تبلیغ کتک‌ زدن "زن" در رسانه‌ ملی| صدا‌ و‌ سیما به‌ دنبال عادی‌ جلوه ‎دادن خشونت علیه زنان؟!+فیلم

عکس/ پرچم ژاپن در دست هواداران نفت مسجدسلیمان

کلیدواژه: گرگان سپاه گرگان سردار عروج یادواره شهدا

منبع این خبر، وبسایت basijnews.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۲۷۲۴۳۴۶ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • برگزاری جشنواره «موسیقی عاشیقی مکتب ارومیه»
  • جشنواره «موسیقی عاشیقی مکتب ارومیه» برگزار می‌شود
  • سومین جشنواره استانی«موسیقی عاشیقی مکتب ارومیه» در ارومیه برگزار می شود
  • مازندران با رشد 15درصدی اقامتگاه ها به میزبانی نوروز98 میرود
  • سردار سلامی: سازش بازی در زمین دشمن است
  • آیت‌الله مصباح‌یزدی: در عالم اسلام نمونه‌ای مانند مقام معظم رهبری در ‌تدبیر، ‌شجاعت و دوراندیشی سراغ ندارم
  • جانشین فرمانده سپاه: باید جنگ با دشمن را در میدان خاتمه داد و پس از آن سراغ مذاکره رفت/ ما در مقاومت به دشمن امتیاز نمی‌دهیم ‌اما در سازش مجبور به دادن امتیاز هستیم/ مذاکره جز تحقیر و کوچک شدن در مقابل دشمن ثمری ندارد
  • وزیر دفاع: جمهوری اسلامی هم صلح و هم جنگ را در منطقه برد
  • فراخوان جشنواره موسیقی عاشیقی مکتب ارومیه منتشر شد
  • مقاومت ملت ایران ؛ علت اصلی ناامیدی دشمن است
  • جمهوری اسلامی هم صلح و هم جنگ را درمنطقه برد/به ‌‌دستاوردهایی نوینی در عرصه دفاع دست یافته‌ایم
  • مقاومت ملت ایران دشمن را ناامید می کند
  • رونمایی از 3 طرح اعتلای بسیچ مهندسی/ عدم استفاده از ظرفیت بسیج عین اسراف است
  • فرمول‌های غلبه بر دشمن را در اختیار داریم/ دشمن از هر زاویه‌ای که سمت ما بیاید شکست می‌خورد
  • قدرت خود را از ایستادگی به دست آورده ایم/جوانان ما با پیشانی بند جهاد٬ دشمن را از جغرافیای سیاسی فراری خواهند داد
  • سردار سلامی: هیچ امتیازی به دشمن نمی‌دهیم
  • امام(ره) با اعتماد به جوانان، جنگ را با پیروزی پشت سر گذاشت/اقتصاد مقاومتی تنها راه برون‌رفت از شرایط جنگ اقتصادی است
  • مسئولین با روحیه پاسداری و بسیجی از منافع ملت دفاع کنند
  • حمله سردار نقدی به دولت روحانی، سیدمحمد خاتمی و هاشمی: اوضاع اقتصادی امروز نتیجه رأی خود ماست| باید رییس‌جمهوری ساده‌زیست انتخاب کنیم| بزرگترین افتخار ایرانی‌هاست که ولی فقیه در راس امور کشور است| رضاخان بی‎سواد، فقیر، دزد و غارتگر اموال مردم بود| انقلاب