روزنامه اعتماد بدنبال مطرح شدن جمله «انقلاب ۵۷ کار انگلیس‌ها بود»، «وضع آزادی از زمان طاغوت بدتر شده است» از سوی احمدی نژاد با عبدالرضا داوری از نزدیکان وی مصاحبه کرده است.

این مصاحبه را می‌خوانید:

امروز نقل‌قولی از آقای امیری‌فر منتشر شد که آقای احمدی‌نژاد گفته‌اند «انقلاب ۵۷ کار انگلیس‌ها بوده است»؛ شما در آن جلسه مورد اشاره حضور داشتید؟!

ماجرا مثل این است که ملانصرالدین به دروغ به مردم گفت که فلان جا آش می‌دهند، ولی خودش هم این دروغ را باورش شد و دوید به آن سمت تا آش بگیرد! واقعیت این است که یک خبر کذبی را سایت وابسته به سپاه بصیرت منتشر کرد و آقای جوانفکر آن خبر را تکذیب کرد. حالا آقای امینی‌فر می‌گوید که من در آن جلسه حضور داشته‌ام، ولی اگر شما به خبر سایت بصیرت مراجعه کنید، آنجا گفته شده که اخیرا چنین حرفی زده شده که از اساس دروغ است. آقای امینی‌فر امروز بیشتر از ۳ سال است که هیچ ترددی به دفتر آقای احمدی‌نژاد ندارند.

یعنی ایشان بیشتر از ۳ سال است که به ولنجک نیامده‌اند؟

بله دقیقا! قبل از این زمان هم ایشان به صورت خیلی محدود در دفتر حضور پیدا می‌کردند و گپ‌وگفتی با دوستان داشتند.

ولی به هر حال آقای امینی‌فر از نزدیکان آقای احمدی‌نژاد محسوب می‌شوند و مدتی هم در دولت ایشان امام جماعت نهاد ریاست‌جمهوری بودند.

خیر! هرگز ایشان از نزدیکان نبودند. مگر امام جماعت نهاد ریاست‌جمهوری مهم است؟ مگر الان امام جماعت مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست‌جمهوری به آقای روحانی نزدیک است؟ اصلا مگر آقای روحانی آنجا نماز می‌خواند؟

تفاوت اینجاست که آقای امینی‌فر بابت دست داشتن در ساخت مستند «ظهور نزدیک است» بازداشت شدند.

نه! این موارد بیشتر فضاسازی رسانه‌ای است و ایشان تمام نکاتی که گفته‌اند، کذب محض است و حتی ارزش پاسخ دادن هم ندارد. این موضوع اهمیتی هم ندارد که از ایشان بخواهد شکایتی مطرح شود. شما این نکته را باید در نظر بگیرید که تمام دفتر آقای احمدی‌نژاد و تمام نکاتی که مطرح می‌شود یقینا از طرف نهاد‌های امنیتی شنود می‌شود.

پس شما مدعی شنود کامل دفتر ولنجک هستید؟

قطعا شنود می‌شود، شک نکنید! قطعا نهاد‌های امنیتی هم منابع خودشان را دارند و هم دفتر را تجهیز کرده‌اند. اصلا چنین چیزی امکان ندارد که آقای احمدی‌نژاد چنین حرفی را بزند و بعد یک فردی آن را نقل کند.

شما می‌گویید سایت منتشرکننده این اظهارات وابسته به سپاه است و بعد می‌گویید دفتر به صورت کامل از سوی نهاد‌های امنیتی شنود می‌شود، یعنی بین این مسائل ارتباطی می‌بینید؟

یادتان باشد که آن‌ها شنود‌های خود را در سایت بصیرت منتشر نمی‌کنند، آن‌ها شنودهایشان را در بولتن‌هایی که بعضا به دست مقامات عالی می‌رسد، قرار می‌دهند نه این سایت. اتفاقا این مطلب آقای امینی‌فر با توجه به اینکه ایشان اصرار دارد که در آن جلسه حضور دارد، نشان داد که منبع خبر سایت بصیرت خود آقای امینی‌فر است. یعنی من فکر می‌کنم که ایشان یک خبر کذبی را به این سایت داده و بعد این خبر تکذیب شده است، ولی حالا ایشان تلاش می‌کند که به نوعی برای آن خبر مبنا و صحت ایجاد کند. مواضع آقای احمدی‌نژاد مواضع دوگانه‌ای ندارد که در جلسات خصوص یک مدل حرف بزند و در مواضع بیرونی طور دیگری سخن بگوید. حداقل آقای احمدی‌نژاد در عمل نشان داده که شجاعت ایستادگی بر مواضع خود را دارد.

قبول دارید که کف جامعه این استدلال شما را نمی‌پذیرد و عملا به این نتیجه رسیده که احمدی‌نژاد امروز با احمدی‌نژاد دوران ریاست‌جمهوری تفاوت‌های مشخصی دارد.

نکته اینجاست که جایگاه ریاست‌جمهوری، جایگاهی نیست که افراد آنجا وارد مجادلات سیاسی یا تحلیل‌های تئوریک شوند. جایگاه ریاست‌جمهوری بسیاری از ظرفیت‌ها را برای طرح بسیاری از موضوعات ندارد. فردی که رییس‌جمهور می‌شود در قبال کل ملت نقشی واحد دارد و در بسیاری از حوزه‌ها نمی‌تواند آن موضعی که الزاما در ذهن دارد را اعلام کند چراکه موضع رییس‌جمهوری یک موضع ملی و حتی فراملی است. طبیعتا در آن موضع گفتن بسیاری از حرف‌ها با محدودیت مواجه است.

اما در همین یاداشت آقای امینی‌فر آمده که آقای احمدی‌نژاد بعد از رد صلاحیت در انتخابات ریاست‌جمهوری از «رهبری و نظام کینه به دل گرفته است».

ایشان که اصلا در آنجا نبوده که این حرف را زده! آقای امینی‌فر کلا به دفتر نمی‌آمدند پس چطوری اطلاع دارند که آقای احمدی‌نژاد چه گفته؟! ایشان در واقع فکر می‌کرد که در آن انتخابات می‌آید و می‌تواند کمک کند به جامعه که این فضا برای ایشان فراهم نشد و این بار از دوش او برداشته شد که فبهالمراد! واقعا این طور که می‌گویند، نیست! ما از آقای امینی‌فر خیلی توقعی نداریم، ولی از رسانه‌ها توقع داریم. اصلا برای او اهمیتی نداشت. ایشان احساس مسوولیت می‌کرد که بیاید و در صحنه حضور پیدا کند تا بتواند به جامعه کمک کند که این فضا فراهم نشد.

برگزاری آن جلسه که آقای امینی‌فر مدعی هستند که آقای احمدی‌نژاد آن حرف‌ها را در آن زده را تایید می‌کنید یا از اساس برگزاری جلسه را هم تکذیب می‌کنید؟

این محتوا از اساس کذب است.

آخرین جلسه آقای احمدی‌نژاد در ولنجک چه زمانی بوده است؟

آقای احمدی‌نژاد جلسات مختلفی دارند. جلسات کارشناسی‌های مختلفی را برگزار می‌کنند. جلسات کارشناسی با کارشناسان اقتصادی و علوم اجتماعی همواره برگزار می‌شود، ولی آن جلسه که آقایان با آن محتوا گفتند، کذب است. از طرف دیگر یک فردی هم آمده گفته که در آن جلسه حضور داشته که بیشتر از ۳ سال است ترددی به آنجا ندارد.

آخرین حضور آقای امینی‌فر در ولنجک چه زمانی بوده؟

من اگر بخواهم نمونه‌اش را به شما بگویم، این است که آقای امینی‌فر آخرین بار در شهریور ۹۵ مطالبی را علیه آقای احمدی‌نژاد مطرح کردند که بعد از آن دیگر در جلسات شرکت نکردند. قبل از این هم ماه‌ها بود که ایشان به دفتر نمی‌آمدند. یعنی از ابتدای سال ۹۵ به بعد دیگر آقای امینی‌فر به آنجا نیامد. دقیقا ۳ سال است! با این حساب ایشان چطور می‌تواند منبع چنین اخباری باشد؟

منبع: پارسینه

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

بلوط‌های زاگرس از قلم افتاد!

در حالی که کابوس صفر شدن صادرات نفت بر اقتصاد ایران سایه انداخته، محمود احمدی‌نژاد پیشنهاد داده ارزش اولیه منابع انرژی تقسیم شود. اما این پیشنهاد مثل این است که خانواده‌ای با فروش آجر دیوارهای خانه کسب درآمد کند. ایده‌هایی از این دست یادآور رونمایی از طرح اقتصادی در دی ماه ۹۱ است که ...

به گزارش ایسنا، مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: «در گیر و دار تکاپوی آمریکا برای «صفر کردن» صادرات نفت ایران و در گرماگرم تلاش برای ادامه امکان فروش نفت به عنوان شریان حیات اقتصادی محمود احمدی‌نژاد گفته است: «اگر ارزش اولیۀ منابعی مانند انرژی را تقسیم کنیم، به هر ایرانی یک میلیون تومان در ماه می‌رسد و این به غیر از ارزش اولیۀ معادن و دارایی بنیادهاست.»

این تازه‌ترین سخن یا ایده را محمود احمدی‌نژاد روز نیمه‌شعبان در جمع علاقمندان و مستمعان خود در تاکستان قزوین گفته است. درست یک روز قبل از توییت صریح مایک پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده: «نفت را به عنوان بزرگ‌ترین منبع درآمدی دولت ایران به صفر می‌رسانیم.»

رئیس‌جمهوری پیشین و پرحاشیه البته تعبیر «منابع انرژی» را به کار برده و انگار نگاه او فراتر از نفت است اما اگر به منابع غیر نفتی توجه دارد، آیا منظور او ۹ گونۀ دیگر است؟

منابع انرژی ۱۰ گونه است: خورشیدی، باد، زمین‌گرمایی، هیدروژن، جزر و مد، موج، برق‌آبی، زیست‌توده، هسته‌ای و سوخت‌های فسیلی.

اگر نفت است که کدام نفت؟ همین را هم بخرند کلاه‌مان را هفت آسمان هوا می‌اندازیم و امید بسته‌ایم که چین و هند و کره و ترکیه به عنوان مهم‌ترین خریداران نفت ایران به رغم لغو معافیت باز به معامله با ایران ادامه دهند. اگر نفت نیست، منظور او کدام یک از این ۱۰ فقره است؟ در تقسیم ارزش اولیۀ «منابع انرژی خورشیدی» فارغ از سوخت‌های فسیلی برویم سراغ منابعی چون «زمین‌گرمایی» یا «هیدروژنی»؟

روشن است که وقتی در ایران از منابع انرژی می‌گوئیم منظور سوخت‌های فسیلی یا همان نفت و گاز و زغال سنگ است. (در ایران البته اصل نفت و گاز است نه زغال‌سنگ که در ذخایر سی‌اُم‌ایم و در تولید چهل و دوم).

مطابق تازه‌ترین گزارش رسمی بانک جهانی البته ارزش میزان ذخایر سوخت فسیلی در ایران ۲.۴ تریلیون دلار است و در رتبۀ چهارم جهان قرار می‌گیریم اما این به معنی آن نیست که نقد در دسترس است. مثل فردی که درآمد او قطع شده و خانه‌اش ارزش قابل توجهی دارد. نمی‌تواند که آجرهای خانه را به جای نان بخورد! باید به فکر درآمد باشد. ثروت و سرمایه همان درآمد نیست!

ارزش این منابع هم به معنی آن نیست که به نسبت جمعیت قابل تقسیم است.

کمااین‌که ارزش میزان ذخایر عربستان سعودی ۷.۶ تریلیون دلار، روسیه ۹.۴ تریلیون دلار و چین ۴.۱ تریلیون دلار است و ایران با ۲.۴ در رتبۀ چهارم قرار می‌گیرد و پس از ایران، عراق با ۲.۳۸ و آمریکا با ۲.۳۷ و امارات با ۲.۳۶ تریلیون دلار قرار می‌گیرند اما در هیچ یک از این کشورها چنین محاسبه‌ای صورت نمی‌گیرد.

۲. هفت سال و سه ماه پیش همین آقای احمدی‌نژاد و البته در جایگاه رئیس‌جمهوری ایران به مجلس شورای اسلامی رفت تا از طرح اقتصادی خود در شرایط تحریم رونمایی کند. در آن زمان اما نه از منابع انرژی که از «بلوط» گفت! منتها چون دوران او رو به پایان بود نه خودش جدی گرفت نه منتقدان. اما در تاریخ ثبت شد. او در آن روز (۲۷ دی ۱۳۹۱) در صحن علنی مجلس شورای اسلامی و در حالی که همگان منتظر بودند از طرح خود پرده‌برداری کند، گفت: «ما ۶ میلیون هکتار جنگل بلوط داریم که رها شده‌اند. سالانه ۶ میلیون تُن بلوط تولید می‌شود اما زیر پای درختان رها می‌شود. اگر جنگل‌ها را به دامداران بسپاریم ۴۰۰ هزار شغل ایجاد می‌شود.»

احمدی نژاد راه حل مشکلات اقتصادی را توجه به منطقۀ زاگرس اعلام کرد و گفت: «در دامنۀ زاگرس ۴۵ میلیون هکتار قابل کشت است اما فقط ۱۴ میلیون هکتار زیر کشت است. می‌گویند آب نیست اما مگر می‌شود خداوند زمین حاصلخیز خلق کند اما آب خلق نکند؟»

راهکار دیگر او تقسیم معادن به ۲۵۰ هزار بلوک معدنی بود و از این دست سخنان برای مقابله با تحریم و دیدیم دست آخر چه شد و با توافق هسته‌ای قرار بود به جامعه جهانی و جلب سرمایۀ خارجی برسیم که سر و کلۀ ترامپ پیدا شد و دوباره تحریم و حالا برای فروش نفت‌مان با مشکل روبه‌رو هستیم و دولت برای تأمین خسارت ۳۵ هزار میلیارد تومانی سیل‌های اخیر بودجه پیش‌بینی شده ندارد و به صندوق توسعه ملی نیاز پیدا کرده و احمدی‌نژاد فارغ از همۀ اینها طرح تقسیم منابع انرژی را می‌دهد.

او رئیس‌جمهوری بود و ایدۀ «بلوط‌های زاگرس» و «تقسیم معادن» را نتوانست عملیاتی کند و کسی هم چندان جدی نگرفت و به حساب تکاپو برای ریاست‌جمهوری یار و مراد خود در سال ۹۲ گذاشتند که البته وصال نداد. حالا که مقام و منصبی ندارد و اصل نفت روی هواست، چگونه می‌توان این گونه خیال‌پردازی‌ها را در عالم واقع اجرا کرد؟ البته ممکن است که خیلی‌ها از این گونه حرف‌ها خوش‌شان بیاید؛ به ویژه در وضعیت کنونی که تحریم‌ها بازگشته و گلوی اقتصاد ایران را می‌فشارد. یا هر چه بگوییم کل صادرات نفت خام ما در وضع عادی هم ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار و به اندازۀ فروش سالانۀ یک شرکت معتبر و مشهور در کرۀ جنوبی است بعضی‌ها باور نکنند چون در ذهن‌مان رفته خیلی ثروتمندیم و مشکل تنها در توزیع ثروت است.

مرحوم رجایی در مرداد سال ۶۰ با شعار توزیع ثروت و اجرای اصل ۴۴ رئیس‌جمهوری شد. در دوران نخست‌وزیری اما به این موضوع نپرداخته بود و دوران ریاست‌جمهوری او نیز بسیار کوتاه بود و به دو ماه هم نرسید اما سال‌ها بعد همان اصل ۴۴ به شکل دیگری تفسیر شد و از آن به خصوصی‌سازی رسیدند؛ آن هم به شکلی که در التهابات سال ۸۸ شرکت بازرگانی پتروشیمی را واگذار کردند و به اسم دورزدن تحریم‌ها چه اتفاق‌ها که نیفتاد.

دولت دنبال آن است که فروش نفت به زیر یک میلیون بشکه نفت سقوط نکند و همین درآمد هم از کف نرود و آقای احمدی‌نژاد از تقسیم منابع سخن می‌گوید تا خدای‌ناکرده تصور نکنیم واقعاً تغییر کرده است.

البته اکنون انتقاد چندانی وارد نیست. چون یک شهروند است و دوست دارد یک ظرف ماست را لب دریا ببرد و دوغ درست کند و شاید هم یک دریا دوغ به دست آید. ما که بخیل نیستیم. خدا کند یک دریا دوغ حاصل شود. شاید هم بشود. شاید هم اگر منابع را بین مردم تقسیم کنند بهتر از آن باشد که در این بوروکراسی و بی‌برنامگی و شلختگی اداری بخشی از آن هدر رود.

نیک می‌دانم خیلی‌ها از اوضاع شاکی‌اند و بخش‌هایی از مردم هم از این گونه حرف‌ها همچنان استقبال می‌کنند و این را نیز نمی‌خواهیم انکار کنیم اما بد نیست فکر کنیم آیا واقعاً ارزش اولیه منابع انرژی را می‌توان بین مردم تقسیم کرد و ماهی یک میلیون تومان پرداخت؟ خدا کند بشود. اما چرا «بلوط» ها را از قلم انداخته است؟

کافی است این گونه خیال‌پردازی‌ها را مقایسه کنید با آن چه مقامات ترکیه می‌گویند: این که حالا ۵۰ میلیون توریست داریم و ۳۵ میلیارد دلار و هدف جذب ۷۰ میلیون توریست و ۷۰ میلیارد دلار است. این دیگر آرزو و خیالپردازی نیست.

برای ۴۰ میلیارد دلار به در و دیوار می‌زنیم؛ حال آن که معشوق همین جاست. اگر به جای بلوط و منابع انرژی توریست جلب می‌کردیم درآمد کسب می‌شد. این تصور که ثروتمندیم و مشکل در توزیع است، کار را به اینجا رسانده و طرح‌هایی چون تقسیم ارزش اولیه منابع انرژی دل‌خوش‌کُنک‌هایی است که شاید عده‌ای را به وجد بیاورد اما در عالم واقع ثمری ندارد.

راهکار نجات اقتصاد ایران و بهبود زندگی و معیشت مردم اما نه در تقسیم منابع انرژی و توزیع پول است که نقدینگی را افزایش می‌دهد و تورم‌زاست. دربارۀ یارانۀ نقدی البته این توجیه وجود داشت و دارد که وقتی به کالا یا خدمات اختصاص می‌دهید جفا در حق کسانی است که از آن کالا یا خدمات استفاده نمی‌کنند و نقدا می‌پردازند تا افراد خود دربارۀ نحوۀ استفاده تصمیم بگیرند اما در این فقره صدق نمی‌کند.

راهکار در خروج از انزوا و بهبود روابط در سطح منطقه و جهان است و کاهش هزینه‌ها و سبک کردن بار دولت با حذف سربارها و موازی‌کاری‌ها و اختصاص بخش غالب بودجه نهادهای شبه فرهنگی به تأمین کالاهای اساسی دست کم در این دو سال که ترامپ هست و فشار می‌آورد؛ نه طرح‌هایی که هنگام نفت ۱۵۰ دلاری هم اجرایی نبود چه رسد به حالا که اصل فروش نفت تهدید می‌شود و البته گشودن فضای سیاسی و میدان دادن به احزاب تا با راهکار رقابت کنند و مردم برنامه را انتخاب کنند.»

انتهای پیام

شوک قیمت در بازار نفت با تصمیم ترامپ علیه ایران| حالا چه خواهد شد؟

وزیر خارجه آمریکا ایران را تهدید کرد: هیچ معافیت نفتی تمدید نمی‌شود| قدرت ایران در اثر تحریم‌ها کم شده است |می‎خواهیم درآمد نفتی ایران را به صفر برسانیم

سکته همزمان هر سه محکوم بانک سرمایه/ کاظمی راهی زندان شد

کلیدواژه: احمدی نژاد انقلاب عبدالرضا داوری

منبع این خبر، وبسایت www.parsine.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۴۳۱۱۰۸ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • واکنش ظریف به قتل عام منتقدان در عربستان و سکوت آمریکا/ تشابه احمدی‌نژاد به اصلاح‌طلبان از دید رسایی/ واکنش رئیس سازمان محیط زیست به ملخ خوری/ گزینه‌های سخنگویی دولت/ دهن‌کجی مسکو به تصمیمات ترامپ
  • گفت و شنود/ دیوانه‌ها
  • مراسم تشییع پیکر شهید مدافع حرم در کاشان برگزار می‌شود ‌
  • جریانی که به شدت دنبال شعارهای تند و تیز انقلابی هستند حتما ریگی به کفش دارند
  • تلاش بیهوده ترامپ برای تحریم کامل نفتی ایران
  • پاسخ احمدی‌نژاد به ادعای جنجالیِ "کارِ انگلیسی‌هاست"
  • زنجیره‌ای که به پایان نمی‌رسد!
  • گفت و شنود/ معامله قرن
  • تحریم‌های آمریکا حریف قدرتمندی است که باعث رشد ما شد/ به دلیل پیگیری پروژه‌های ماهواره‌ای به دفتر ریاست جمهوری احضار شدم/ نظر مجمع درباره پالرمو مثبت نیست اما باز هم عده‌ای می‌خواهند جام زهر به رهبری بنوشانند
  • امینی: صداهای عجیب در سرابله ایلام موجب وحشت مردم شده است
  • مصونیت احمدی‌نژادیِ زنوزی
  • واکنش پسر بازیگر معروف به سوالی غیرمنتظره +فیلم
  • ائتلاف احمدی‌نژاد و قالیباف برای انتخابات ۱۴۰۰
  • عیسی امینی برای یک سال دیگر رییس کانون وکلای مرکز شد
  • امینی در ریاست کانون وکلای دادگستری ابقا شد
  • انتشار کتابی که صدای احمدی‌نژاد را درآورد!
  • آقای احمدی نژاد! بلوط‌ های زاگرس را از قلم انداختی
  • جام‌جهانی تیراندازی چین/ توقف احمدی و صادقیان و صعود خدمتی به فینال تفنگ بادی
  • نمایشگاه انفرادی نقاشى فرزاد امینی با عنوان «کتاب مصائب برادرم» تمدید شد