تهران- ایرنا- «امیری: سیاست دولت درباره اف‌ای‌تی‌اف تغییر نکرده است»، «با سازوکار موجود، مشکل سیل و زلزله زدگان حل نمی‌شود؛ چه باید کرد؟»، «آینده نفتی ایران در اوپک و بازار جهانی» و «قطار تورم به بازار کالاهای مصرفی رسید» از جمله مهمترین عناوین گزارش های رصد شده از تارنماهای خبری داخلی، در طول 24 ساعت گذشته است.

گروه اطلاع رسانی بنابه رسالت خبری ایرنا، به عنوان خبرگزاری رسمی نظام، دولت و مردم، به منظور ایجاد پل ارتباطی در مسیر گسترش آگاهی سازی، با مروری بر برجسته ترین گزارش های پایگاه های خبری داخلی در طول شبانه روز گذشته، گزیده ای از این گزارش ها را انتخاب و منعکس کرده است.

** امیری: سیاست دولت درباره اف‌ای‌تی‌اف تغییر نکرده است
وبگاه «خبرآنلاین» در گفت و گو با حسینعلی امیری معاون پارلمانی رئیس جمهور، نوشت: هفته گذشته احمد توکلی عضو مجمع تشخیص مصلح نظام بعد از اقدام آمریکا علیه سپاه، تصویب لوایح پالرمو و سی اف تی در مجمع تشخیص مصلحت نظام را منتفی اعلام کرد. این صحبت او در فضای رسانه ای با تحلیل های مختلفی همراه شد.

حسینعلی امیری درباره منتفی شدن تصویب لوایح اف ای تی اف در مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: این نظر یک عضو مجمع است و من هم در رسانه‌ها خواندم. قطعا اظهار نظر یک عضو مجمع نمی‌تواند نظر خود مجمع تلقی شود باید دید در روزهای آینده که مجمع درباره بررسی این لوایح جلسه خواهد داشت، نظرش چیست بنابراین نمی‌توانم نظر یک عضو مجمع را نظر خود مجمع بدانم.

وی درباره اقدام آمریکا علیه سپاه و تأثیرش در ممانعت از اجرای تعهدات اف ای تی اف در قبال ایران، افزود: اف ای تی اف یک ساز و کار مالی است. اروپا ادعا دارد که اتحادیه ای با هویت حقوقی مستقل‌ است، بر اساس این ادعا قاعدتا تصمیم ترامپ مربوط به محدوده جغرافیایی آمریکا می شود. حال باید ببینیم اروپا چه‌قدر مستقل است و می‌تواند بر اساس ادعا و تصمیم خود عمل کند؛ در واقع این یک مقطع تاریخی برای اروپاست و باید ببنیم چه‌قدر به تعهدات و مقررات بین المللی پایبند می ماند.

معاون پارلمانی رئیس جمهور درباره دولت نگاه به اف‌ای‌تی‌اف اظهار کرد: تا الان همان دلایلی که برای تقدیم لوایح چهارگانه به مجلس شورای اسلامی وجود داشت، همان دلایل برای ادامه پیگیری دولت وجود دارد و دولت از تمام طرفیت‌های قانونی خودش استفاده می‌کند چون سیاستش این است که همکاری ها و کانال‌های مالی و بانکی کشور با موسسات مالی و بانک‌های دنیا ادامه پیدا کند و تقویت شود.

امیری در پاسخ به این سئوال که آیا دولت سیاست جدیدی را درباره با اف‌ای‌تی‌اف دنبال می‌کند؟ گفت: خیر، تا الان همان دلایل قبلی و اعتقاد به توسعه روابط بانکی و ملی با دیگر بانک‌های کشورهای دنیا وجود دارد.

** با سازوکار موجود، مشکل سیل و زلزله زدگان حل نمی‌شود؛ چه باید کرد؟
سایت خبری «تابناک» در این گزارش آورده است: شاید یکی از دلایلی که مردم در معرض خطر سیل، هم اکنون دستور تخلیه خانه های خود از سوی مسئولان را اجرا نمی کنند، این است که آن ها دریافته اند، دولت در شرایط کنونی قادر به تأمین خسارت های ناشی از سیل به آنها نیست و یا وقتی ماجرای تأمین خسارت های ناشی از بلایای طبیعی دیگر چون زلزله کرمانشاه را مرور می کنند، ترجیح می دهند در منازل خود بمانند و محل سکونت خود را حتی به قیمت از دست دادن جانشان ترک نکنند. همچنین از همه مهم تر اینکه در بودجه سال 1398 اصلاً ردیفی برای جبران خسارت های ناشی از سیل دیده نشده است.

یک راه حل دست انداختن به منابع صندوق توسعه ملی است. موضوعی که محمدباقر نوبخت، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان برنامه و بودجه، روز سه‌شنبه 20 فروردین ماه 1398 آن را تأیید کرد و گفت: احتمالا دولت «برای جبران خسارت ‌های سیل» اخیر در کشور، از صندوق توسعه ملی برداشت خواهد کرد؛ راهکاری که عده ای بسیاری با آن مخالفند و می گویند، این کار دلار فروشی و صرف دلارهای صندوق به منظور هزینه های جاری دولت است که با اهداف صندوق سازگار نیست.

راهکار دیگر که معمولا دولت برای جبران خسارات حوادث غیرمترقبه این چنینی برمی گزیند، روی آوردن به چاپ پول است که این خود منجر به افزایش نرخ تورم می شود.

راهکار سوم این که دولت بخشی از 14 میلیارد دلار بودجه در نظر گرفته شده برای واردات کالاهای اساسی را به جبران خسارات ناشی از سیل اختصاص دهد. برخی این راهکار را نیز مصداق همان دلار فروشی توسط دولت دانسته و در شرایط ارزی فعلی آن را به صلاح کشور نمی دانند.

اما راهکار چهارم به عنوان یکی از راهکارهای پیشنهادی تابناک، این است که با توجه به اینکه کشور ما کشوری حادثه خیز محسوب می شود و سالانه با بلایای طبیعی دست و پنجه نرم می کند دولت باید یک ردیفی را در بودجه دایم برای جبران خسارات ناشی از این حوادث اختصاص دهد. این ردیف همان گونه که گفته شد باید هر ساله و به صورت مستمر در بودجه لحاظ شود؛ بنابراین، مبلغ آن باید از محلی تأمین شود که مستمر باشد. حالا پرسش این است که منبع تأمین بودجه این ردیف از کجا باشد که به صورت مستمر و دائمی باشد؟ فروش بنزین و درآمدهای حاصل از آن می تواند منبع تأمین بودجه ردیف مذکور باشد.

راهکار پنجم به عنوان یکی دیگر از راهکارهای پیشنهادی تابناک، تأمین خسارت های ناشی از سیل از محل یارانه های پرداختی است. در بودجه 98 میزان یارانه نقدی و غیرنقدی در نظر گرفته شده 41.1 هزار میلیارد تومان است. این رقم درست برابر میزان یارانه پرداختی سال 97 است؛ بنابراین دولت قرار بود در سال 98 به تمام کسانی که در سال 97 یارانه پرداخت می کرد، یارانه پرداخت کند. حالا دولت می تواند یارانه افراد تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره)، تحت پوشش بهزیستی، زنان سرپرست خانوار، دهستان های کم برخوردار و بیماران خاص را در سال 98 پرداخت کند و یارانه باقی افراد در سال 98 را به خسارت های ناشی از سیل اختصاص دهد.

** آینده نفتی ایران در اوپک و بازار جهانی
پایگاه خبری «فرارو» در گفت و گو با نایب رئیس هیات مدیره انجمن اقتصاد انرژی ایران نوشت: نظام سهمیه‌بندی اوپک براساس تولید نفت کشور‌ها است (و نه صادرات) بنابراین شاید بتوان جایگاه اعضاء را از این نظر تعیین کرد ایران در حال حاضر بعد از عربستان، عراق و امارات متحده عربی، همراه با کویت در رده چهارم یا پنجم در بین پانزده عضو فعلی اوپک قرار دارد.

«عمده‌ترین رقیب ایران و حتی اوپک و روسیه در شرایط بعد از خروج ایالات‌متحده از برجام، خود ایالات‌متحده بوده است و حتی بعضی معتقدند که یکی از دلایل فشار غیرمتعارف ایالات‌متحده بر صفر کردن صادرات نفت ایران، جا باز کردن برای صادرات نفت خود است.» این را غلامحسین حسن‌تاش نایب رئیس هیات مدیره انجمن اقتصاد انرژی ایران می‌گوید.

وی معتقد است: براساس آخرین گزارش دبیرخانه سازمان اوپک که چند روز پیش منتشر شده است و اطلاعات تا پایان ماه مارس 2019 را در بر دارد تولید نفت ایران در ماه مارس به حدود 2.7 میلیون بشکه رسیده است و این در حالی است که تولید نفت‌خام ایران بعد از برجام و قبل از خروج امریکا از برجام به حدود 3.8 میلیون بشکه در روز رسیده بود. ضمنا لازم به توضیح است که در شش ماه اخیر تولید نفت ایران علیرغم فشار امریکایی‌ها کاهش بیشتری نیافته و در حدود همین 2.7 میلیون بشکه در روز ادامه یافته است. ایران با توجه به شرایط تحریم عملا در حال حاضر از نظام سهمیه‌بندی اوپک خارج است و رکورد‌های تولید فعلی ایران ملاکی برای سهمیه ایران در آینده و درصورت رفع تحریم‌ها نخواهد بود و اگر به هر دلیل و به هر صورتی تحریم‌ها متوقف گردد ایران حق خواهد داشت مجددا تولید خود را به حداکثر ممکن برساند.

نظام سهمیه‌بندی اوپک براساس تولید نفت کشور‌ها است (و نه صادرات) بنابراین شاید بتوان جایگاه اعضاء را از این نظر تعیین کرد ایران در حال حاضر بعد از عربستان، عراق و امارات متحده عربی، همراه با کویت در رده چهارم یا پنجم در بین پانزده عضو فعلی اوپک قرار دارد. این که می‌گویم چهارم یا پنجم برای این که تولید کویت نیز تقریبا در حدود ایران است و در ماه مارس اندکی بیشتر از ایران بوده است. اما جایگاه ایران در میزان تولید نفت قبل از خروج امریکا از برجام بعد از عربستان و عراق در رده سوم و بالاتر از امارات و کویت بوده است.

اوپک اینک سازمان چندان مهم و تاثیرگذاری نیست. اوپک در دهه‌های 1960 و 1970 میلادی گیر کرده است و امروز در دنیا بازار و سیاست‌گذاری انرژی یکپارچه شده است، ولی اوپک در محدوده نفت گیر کرده است ولذا دچار انفعال است و خصوصا با توسعه نفت‌خام‌های غیرمتعارف در جهان و خصوصا ایالات‌متحده امریکا در دو دهه اخیر، توان تاثیرگذاری محدود اوپک در بازار جهانی نفت نیز بیشتر نزول کرده است. به همین دلیل بعضی از تولیدکنندگان عمده غیراوپک مانند روسیه در یکی دوسال اخیر به کمک اوپک آمده‌اند. امروز به اوپک بیشتر می‌توان به عنوان یک کلوپ نگاه کرد که حضور در آن حضور در بازی و کسب اطلاع و عقب نیفتادن از قافله نفت و انرژی است تا تاثیرگذاری اساسی در تحولات نفت و انرژی. اما به نظر من برای تاثیرگذاری هر چند محدود چه در شرایط افزایش و چه در شرایط کاهش تولید کشور، باید دیپلماسی فعال نفتی داشت و باید هماهنگی قوی و منسجمی در این جهت میان وزارتین نفت و خارجه وجود داشته باشد.

بازار جهانی نفت در یکی دو سال اخیر بیش از هر چیز تحت تاثیر تحولات نفت تولید غیرمتعارف یا نفت شیل در ایالات‌متحده بوده است چرا که تولیدکنندگان اوپک جمع میزان تولیدشان نوسانات عمده و تاثیرگذاری نداشته است و حتی غیراوپکی‌های عمده مانند روسیه نیز چنین بوده‌اند، ولی میزان تولید نفت شیل دائما در حال افزایش بوده است و سهم بازار دیگران را گرفته است.

** قطار تورم به بازار کالاهای مصرفی رسید
وبگاه خبری «خبرآنلاین» با بیان «واکاوی حرکت مارپیچ تورم در بازار ایران» نوشت: دیگر ماجرا از پراید و پسته فراتر رفته است، دم دستی‌ترین کالاها اینجا به جنجالی‌ترین‌ها تبدیل می‌شود. حرکت مارپیچی تورم، بازار به بازار و کالا به کالا سبب شده است وضعیت بازار ایران، خصوصا اقلام مصرفی دستخوش تغییر شود. برای اقتصادی که بیش از چهار دهه با تورم دو رقمی روبروست، ماجرای گرانی کالاهای سرمایه ای و بادوام، ماجرایی آشنا و سنتی شناخته شده است اما داستان وقتی از کالاهای سرمایه‌ای و بادوام به کالاهای مصرفی و فاسد شدنی می رسد، شکلی دیگر پیدا می کند.

* بازار کالاهای اساسی
کمبود پوشک در بازار ترجیع بند برنامه‌های اقتصادی صدا و سیما و گزارش‌های رسانه های مکتوب بود؛ کار به جایی رسید که مدیرعامل شهروند در آخرین روزهای شهریور ماه سال گذشته اعلام کرد بیشترین خرید تهرانی‌ها به محصولات سلولزی نظیر پوشک و دستمال کاغذی و ... اختصاص داشته است. ماجرای پوشک را البته برخی به کارشکنی یک شرکت ترکیه‌ای ارتباط می دادند. داستان با افزایش قیمت‌ها و بازگشت کالاها به بازار خاتمه یافت اما خاطره کمبودها در بازار در اذهان باقی ماند.

* خبری از آجیل نبود
سوت رکود در شب یلدا در بازار آجیل به صدا درآمد. پسته دویست هزار تومانی، کار خود را کرده بود، آجیل از سبد خرید خارج شد تا رییس اتحادیه آجیل فروشان نیز تاکید کند میزان فروش آجیل در شب یلدا کاهشی بین 60 تا 90 درصد را تجربه کرده است. این کاهش البته منجر به رشد فروش سایر کالاهایی که می‌تواند در قامت جایگزین ظاهر شوند، نشد، شیرینی فروشان نیز از کاهش فروش گلایه داشتند و حتی رستوران داران و ... این نشان می داد، دامنه هزینه‌های غیر ضروری در حال جمع شدن است.

* و باز هم یک کالای بادوام
پراید البته بار دیگر در ادبیات سیاسی – اقتصادی ایران خودنمایی کرد. دل مصرف کننده ایرانی این خودرو از روزگاری که روزی 18 میلیون تومان را دید تا امروز، با این خودرو صاف نشده است. پراید 50 میلیونی، در حقیقت سندی بود دال بر افزایش بی حساب و کتاب قیمت ها، اعتراض‌ها نسبت به قیمت این خودرو ادامه داشت که بازار کالایی مصرفی درگیر بحران شد؛ بازار گوشت.

* صدای پای گوشت
مروری بر اخبار منتشر شده در این حوزه نشان می دهد، چند هفته قبل، ورود دام از زمین و هوا و دریا به مساله اصلی اقتصاد ایران بدل شده بود. تامین گوشت مورد نیاز جامعه، به یکی از مهمترین اولویت‌ها بدل شد. گوشت صد هزار تومانی دغدغه جامعه ای بود که صف‌های طولانی برای خرید گوشت تنظیم بازاری را تحمل می کرد؛ هنوز گوشت اما از نردبان قیمتی پایین نیامده است که ماجراپای پیاز به داستان باز شد.

* پیاز گران تر دلار
یک کیلو پیاز گران‌تر از دلار شد؛ پیاز 18 هزار تومانی در بازار ایران خودنمایی کرد. تقصیر بر گردن صادرات بی‌رویه افتاد، همپای پیاز، سیب زمینی نیز به قیمتی در حدود 6 تا 7 هزار تومان رسید تا از قافله چندان عقب نماند. ترمز بریدن پیاز سبب شد صادرات آن از مرزها ممنوع شود و حالا پیاز در محدوده قیمتی 8 تا 10 هزار تومان جاخوش کرده است. این داستان برای گوجه فرنگی نیز تکر ار شد و این چنین از پس بازار مسکن و طلا و سکه و خودرو؛ فتح سنگر به سنگر دیگر کالاها را تورم در کارنامه کاری خود جای داده است.

** جشنواره بین المللی فیلم فجر و این همه ساده انگاری!
تارنمای خبری «عصر ایران» گزارش داد: سی و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر روز پنج شنبه 29 فروردین شروع به کار خواهد کرد، از زمان انتشار این مطلب تا افتتاحیه جشنواره (بر اساس روزشمار صفحه اول سایت جشنواره) 3 روز و 5 ساعت بیشتر نمانده است. اما چند ضعف اساسی به چشم می‌خورد که واقعا از رضا میرکریمی به عنوان دبیر جشنواره و تیم همراه او که همگی سابقه حضور در انواع جشنواره‌های ریز و درشت جهانی دارند چنین قصوراتی بعید است. به 2 نمونه بسیار ساده اشاره می‌کنم:

1 - در جشنواره جهانی فیلم فجر تا به حال که 4 روز به شروع جشنواره مانده است، هنوز اسامی فیلم‌های پذیرفته شده در 2 بخش‌ اصلی و رقابتی جشنواره یعنی سینمای سعادت (مسابقه بین الملل) و جلوگاه شرق (سینمای آسیا) اعلام نشده است. نه فقط اسامی فیلم‌های خارجی بلکه حتی فیلم‌های ایرانی پذیرفته شده در جشنواره هم مشخص نیست! فقط امروز اسامی 4 فیلم ایرانی بخش جام جهان نما (جشنواره جشنواره‌ها) که مرور بر فیلم‌های نمایش داده در جشنواره‌های جهانی می‌پردازد.

2 - معمولا جشنواره‌های دنیا در یک فاصله زمانی 20 الی 30 روز قبل از شروع جشنواره لیست تمامی فیلم‌های پذیرفته شده را اعلام می‌کنند، و در مرحله بعدی اسامی تمام فیلم‌های پذیرفته شده روی سایت جشنواره قرار می‎گیرد تا حداقل هر فیلم یا صاحب فیلمی با استناد به آن بتواند اخبار مربوط به حضور فیلم را در جشنواره مورد نظر را منتشر کند.

از همه مهمتر اهالی رسانه همواره جهت راستی آزمایی و جلوگیری از هر گونه سو استفاده خاص یا ... و برای اطمینان از حضور یک فیلم در هر جشنواره‌ای به سایت آن مراجعه می‌کنند و بر اساس اسم فیلم در سایت و بخش پذیرفته شده، اخبار مربوطه را منتشر می‌کنند.

** رقابت میان وزرا برای دریافت اعتبار بیشتر رونق گرفته است/ برخی با بزرگ‌نمایی سیل، به دنبال افزایش اعتبارات وزارت‌خانه‌های خود هستند
«تابناک» در گفت وگو با جلال میرزایی، نماینده مردم ایلام ، نوشت: سیل که می آ‌ید، با خود خرابی‌های بسیاری می‌آورد؛ خرابی‌هایی که علاوه بر خسارات مالی، خسارات‌ روحی و روانی بسیاری نیز بر مردم سیل زده وارد می‌کند اما در این میان، برخی دولتمردان از فرصت سوءاستفاده می‌کنند و با برآورد‌های کلی و ناقص به فکر دریافت اعتبار بیشتر برای وزارت خانه‌های متبوع خود هستند. در این باره باید گفت، تا کنون هیچ نهاد رسمی، میزان دقیق خسارات را اعلام نکرده، ولی برخی مسئولان و حتی نمایندگان از خسارات چند ده هزار میلیاردی سخن به میان می آورند.

این نماینده در پاسخ به این که گفته می‌شود، خسارت سیل بیش از 50 هزار میلیارد است، گفت: این گزارش‌ها قابل اعتنا نیستند و حتی برآوردی که وزیر کشور گفته و اعلام کرده که میزان خسارت حدود 32 هزار میلیارد است نیز درست نیست و نمی‌توان گفت، میزان خسارت دقیقا چه اندازه بوده است.

وی در این باره ادامه داد: اگر مجلس بخواهد در این مورد به وظیفه نظارتی خود عمل کند، باید گزارش دقیقی از مناطق سیل زده داشته باشد و مشخص شود، کجا خسارت و کدام بخش آسیب زیادی دیده. همچنین باید مشخص شود، کدام استان و شهرستان و یا کدام بخش دچار آسیب شده و چه میزان آسیب به آنجا رسیده است. پس از آن متناسب با میزان خسارت، اعتبار در نظر گرفته شود؛ بنابراین، اینکه وزیر بیاید و آمار کلی در اختیار مجلس گذارد و اعلام کند، ما فلان میزان خسارت دیده ایم، پس باید فلان مقدار به ما اعتبار بدهید، درست نیست.

وی در ادامه یادآور شد: به نظر من، شیوه برخورد با حوادث در کشور ما، به بازنگری نیاز دارد و مجلس هم باید مراقبت بیشتری داشته باشد و با ورود بموقع از هدر رفتن سرمایه‌ها جلوگیری کند، چون بار‌ها شده که ما اعتباراتی برای منطقه‌ای در نظر گرفته ایم، ولی زمانی که به شهرستان مراجعه می‌شود، می‌بینیم پولی به دست خسارت دیده اصلی نرسیده است.

برخی وزرا با بزرگ نمایی سیل به دنبال افزایش اعتبارات وزارت خانه‌های خود هستند؛ بنابراین، این تفکر اعضای هیأت دولت، تفکری اشتباه است و مجلس نباید بر پایه این برآورد‌های کلی اعتباری به دولت بدهد. باید گفت، اعتبارات ما اندک است و بودجه سال 98 بسته شده، ولی قرار است بخشی از اعتبارات از صندوق توسعه ملی پرداخت شود، حال آنکه خود این صندوق هم به دلیل برداشت 2.5 میلیارد دلار از آن با کمبود اعتبار روبه روست.

** چطور می‌توانستیم جلوی خسارات سیل اخیر را بگیریم؟/ مسئولان بی‌توجه به قانون مدیریت بحران پاسخ بدهند!
سایت «تابناک» با طرح این پرسش که «چرا دولت و مجلس به قوانین موجود مدیریت بحران بی‌توجهند؟!» در این گزارش نوشت: در بند شماره 8 ماده هشتم قانون مدیریت بحران آمده است: «هماهنگی و نظارت در زمینه ایجاد و گسترش سیستم‌های مؤثر پیشگیری، مقاوم‌سازی و بهسازی لرزه‌ای ساختمان ها، زیرساخت‌ها و ابنیه و شریان‌های حیاتی و مهم و بازسازی و بهسازی بافت‌های فرسوده، روش‌های اتکایی و جبرانی خسارت نظیر انواع بیمه‌ها، حمایت‌های مالی و سازوکار‌های تشویقی، تسهیلات ویژه و صندوق‌های حمایتی با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط.»

فارغ از اینکه فلان نماینده خبر از کم کاری در بیمه کردن زیرساخت ها و ... داده است یا اینکه دیوان محاسبات گزارشی به فلان کمیسیون داده و توجهی نشده است، صراحتا در ماده 2 قانون مدیریت بحران به چهار مرحله اساسی برای جلوگیری و کاهش میزان خسارات ناشی از حوادث و بلایای طبیعی و بحران ها اشاره و تأکید شده، برای جلوگیری از خسارات و پیشبرد امور مربوط به مدیریت بحران، توجه به این چهار مرحله و انجام آن ضروری است.

در بند «الف» به موضوع پیشگیری اشاره شده و در شرح آن آمده است: «مجموعه اقداماتی است که با هدف جلوگیری از وقوع حوادث و یا کاهش آثار زیانبار آن، سطح خطرپذیری جامعه را ارزیابی نموده و با مطالعات و اقدامات لازم سطح آن را تا حد قابل قبول کاهش می‌دهد.» بند ب مربوط به آمادگی برای مقابله و جلوگیری از بحران است و توضیح می دهد که «مجموعه اقداماتی‌ است که توانایی جامعه را در انجام مراحل مختلف مدیریت بحران افزایش می‌دهد که شامل جمع‌آوری اطلاعات، برنامه‌ریزی، سازماندهی، ایجاد ساختارهای مدیریتی، آموزش، تأمین منابع و امکانات، تمرین و مانور است.»

بند «ج» ماده 2 قانون و وظایف مدیریت بحران به مقابله اشاره دارد و در آن تأکید شده است که «انجام اقدامات و ارائه خدمات اضطراری به دنبال وقوع بحران است که با هدف نجات جان و مال انسان ها، تأمین رفاه نسبی برای آنها و جلوگیری از گسترش خسارات انجام می‌شود. عملیات مقابله شامل اطلاع‌رسانی، هشدار، جست و جو، نجات و امداد، بهداشت، درمان، تأمین امنیت، ترابری، ارتباطات، فوریت های پزشکی، تدفین، دفع پسماندها، مهار آتش، کنترل مواد خطرناک، سوخت‌رسانی، برقراری شریان های حیاتی و سایر خدمات اضطراری ذی‌ربط است.»

و در نهایت بند «د» که بر لزوم اقدامات پس از وقوع بحران تاکید دارد به بازسازی و بازتوانی اشاره می کند و یادآور می شود که «بازسازی شامل کلیه اقدامات لازم و ضروری پس از وقوع بحران است که برای بازگرداندن وضعیت عادی به مناطق آسیب‌دیده با درنظر گرفتن ویژگیهای توسعه پایدار، ضوابط ایمنی، مشارکت های مردمی و مسائل فرهنگی، تاریخی، اجتماعی منطقه آسیب‌دیده انجام می‌گیرد. بازتوانی نیز شامل مجموعه اقداماتی است که جهت بازگرداندن شرایط جسمی، روحی و روانی و اجتماعی آسیب‌دیدگان به حالت طبیعی به انجام می‌رسد.

در اینکه سه سطح اولیه از اقدامات مورد غفلت واقع شده و اکنون به مرحله خسارات و بازسازی رسیده ایم شکی نیست، ولی در همین قانون و در ماده 8 آن که به شرح وظایف سازمان مدیریت بحران پرداخته نکته ای وجود دارد که تأیید کننده سخنان آن نماینده مجلس در ارتباط با پیش بینی برای بیمه کردن به منظور کاهش خسارات و خارج کردن حداقل بخشی از آن از گردن دولت و ملت است. در بند شماره 8 ماده هشتم قانون مدیریت بحران آمده است: «هماهنگی ونظارت در زمینه ایجاد و گسترش سیستم های مؤثر پیشگیری، مقاوم‌سازی و بهسازی لرزه‌ای ساختمان ها، زیرساخت ها و ابنیه و شریان های حیاتی و مهم و بازسازی و بهسازی بافتهای فرسوده، روش های اتکایی و جبرانی خسارت نظیر انواع بیمه‌ها، حمایت های مالی و سازوکارهای تشویقی، تسهیلات ویژه و صندوق های حمایتی با همکاری دستگاه های ذی‌ربط.»

اکنون به نظر می رسد در ارتباط با این موضوع کم کاری شده و کمترین توجهی هم به آن نشده است، بستن مسیر برخی رودخانه ها که در جریان سیل شیراز نمونه آن را دیدیم، یکی از موضوعاتی است که می توان از آن با تیتر «راحت شدن خیال مسئولان نسبت به از موضوع افتادن یکی از بلایای طبیعی یعنی سیل» یاد کرد، در حالی که مسئولان، مدیران و به ویژه آقایان در سازمان مدیریت بحران باید هیچ گونه پیش فرضی از موضوع بلایای طبیعی را به واسطه اینکه چند سال یا چندین سال اتفاق نیفتاده است، از ذهن خود خارج نکنند.

** اصلا فروغی را نمی شناسم، اما کسانی که از صداوسیما استفاده شخصی و گروهی می‌کنند، از نظر امام صلاحیت حضور در این رسانه را ندارند
پایگاه خبری تحلیلی «انتخاب» در گفت و گو با محمد هاشمی، رئیس اسبق سازمان صداوسیما، نوشت: محمد هاشمی درباره انتصابات اخیر در شبکه سه سیما گفت: صداوسیما یک رسانه ملی است. حالا مدیران با هر گرایشی که در صداوسیما باشند. امام یک فرمایشی در این باره دارند که همیشه می‌تواند ملاک عمل باشد.‌ می‌فرمودند حالا کسانی در چارچوب نظام هستند ممکن است نظرات و دیدگاه‌های متفاوتی داشته و عضو احزاب و گروه‌های مختلفی باشند این فکر و اندیشه برای خودشان محترم است، اما نباید در برنامه‌های صداوسیما نظریات و عقاید گروه‌ها و احزاب اعمال شود. آنجا باید سیاست‌های نظام باشد، متعلق به مردم است و باید سیاست‌های کل نظام مطرح باشد. آموزنده باشد و بد آموزی نداشته باشد. صدا و سیما یک دانشگاه عمومی و سراسری است. باید ویژگی‌های دانشگاه و اعتدال و بی طرفی را رعایت کند.

عضو پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: حالا یک مدیر ممکن است وابسته به جبهه اصولگرا باشد یا جبهه تندرو یا معتدل یا هر گرایش دیگری داشته باشد؛ چنین مسائلی شخصی اش است، اما مدیریت سازمان صداوسیما و شورای نظارت باید بر محتوا نظارت و در راستای فرمایش امام عمل کنند. صدا و سیما رسانه شخصی و گروهی نیست. کسانی که میخواهند استفاده گروهی و شخصی بکنند از نظر امام صلاحیت حضور در صدا و سیما را ندارند.

او با بیان اینکه من آقای فروغی (مدیر شبکه سه) را نمی‌شناسم و اصلا با ایشان آشنایی ندارم، درباره اینکه گفته می شود نسل جوان و تندروی اصولگرایان در حال تسلط بر شبکه سه و به طور کلی صداوسیما هستند، گفت: نمی‌دانم. من از درون سازمان اطلاع ندارم. اگر بخواهیم رسانه ملی در خدمت مردم باشد، نظرات امام همیشه باید جاری و ساری باشد، اگر هم غیر از این بخواهیم، آن بحث جداگانه‌ای است.

هاشمی درباره تبعات سپردن صداوسیما به یک جریان خاص سیاسی گفت: تبعاتش این است که صدا و سیما را از رسانه ملی به رسانه گروهی تبدیل می کند و خسارت آن این است که مردم دیگر به این رسانه اعتماد ندارند و به رسانه‌های دیگر مراجعه می‌کنند مخصوصا رسانه‌های خارجی؛ بنابراین وقتی که یک مخاطب برود سراغ آن شبکه‌ها طبعا به جای خودی‌ها، دیگران تغذیه اش می کنند.

** رهن و اجاره یک واحد 60 متری در تهران چقدر پول می‌خواهد؟
پایگاه خبری «فرارو» در این گزارش آورده است: سرمایه لازم برای رهن و اجاره خانه در مناطق مختلف تهران زمین تا آسمان فرق می‎کند. در یک منطقه می‌توان با 40 میلیون تومان پول یک خانه 60 متری رهن و اجاره کرد، اما این مبلغ در برخی مناطق تهران به حدود 250 میلیون تومان می‌رسد. همه چیز بستگی به شما دارد که چقدر سرمایه برای رهن و اجاره خانه کنار گذاشته‌اید؟

* فرمول تبدیل قیمت فروش به رهن کامل
با یک ضرب و تقسیم ساده می‌توانید یک تناسب بین قیمت رهن و اجاره یک خانه با قیمت خرید و فروش آن پیدا کنید. بیاید با یک مثال شروع کنیم. فرض کنید قیمت یک واحد مسکونی 100 متری، حدود 500 میلیون تومان است. به عبارتی هر متر مربع آن پنج میلیون تومان قیمت دارد. برای اینکه این واحد مسکونی را رهن کامل کنید، تقریبا باید بین یک ششم تا یک پنجم این مبلغ را برای مدت یک سال به صاحبخانه بسپارید. به عبارتی بر اساس عرف معاملات املاک، رهن کامل این خانه مبلغی بین 83 تا 100 میلیون تومان خواهد شد.

* فرمول تبدیل رهن به اجاره و بالعکس
برای تبدیل رهن به اجاره در نظر داشته باشید که به ازای هر یک میلیون تومان رهن، باید 30 هزار تومان اجاره بدهید. مثلا برای خانه 100 متری که رهن آن حدود 100 میلیون تومان است، می‌توانید 50 میلیون تومان از این مبلغ را به عنوان رهن بپردازید و مابقی آن را در قالب یک میلیون و 500 هزار تومان اجاره پرداخت کنید.

** آسیبی که امدادگران آموزش‌ ندیده می‌زنند/ سیل‌گردی یا تظاهر به کمک؟
وبگاه خبری «خبرآنلاین» در گفت‌وگو با محمدرضا سرگلزایی، روان‌پزشک، نوشت: یک سیکل معیوب دائما تکرار می‌شود؛ از بم تا کرمانشاه و گلستان و لرستان و ... . خودمان را به ثانیه‌ای یک امدادگر معرفی می‌کنیم و بدون هیچ آموزش و امکاناتی پا به دل مناطق آسیب‌دیده می‌گذاریم. به خیال خودمان برای کودکان سنگ تمام می‌گذاریم و انواع و اقسام عروسک‌ها و لباس‌هایی که شاید تا پیش از این ندیده‌اند را برایشان می‌بریم، پای درددل بزرگ‌ترها می‌نشینیم و وادارشان می‌کنیم سوگواری کنند، دستی به سر جوان‌ترها می‌کشیم و در قالب خواهر یا برادر کنارشان می‌مانیم. این روند در بهترین حالت 3 هفته طول می‌کشد؛ 3 هفته در اوج و بعد تنهایشان می‌گذاریم. کودکان را با یک نارضایتی از زندگی واقعی‌شان، جوان‌ترها را با یک دلبستگی و بزرگ‌ترها را با یک ناامیدی. چرا؟ چون بلد نیستیم و نیازی هم به آموزش نمی‌بینیم. احساسات و عواطف همیشه در اولویت ما هستند.

در همین میان محمدرضا سرگلزایی، متخصص روانپزشک می‌گوید: «بی‌اعتمادی ، عاطفه‌مداری فرهنگی ما، آموزش کافی ندیدن درباره برنامه‌ریزی و مهارت‌های لازم و سرکوب نهادهای مدنی توسط دولت باعث می‌شود در هر بحرانی که اتفاق می‌افتد ما یک بحران دیگر هم در موازاتش داشته باشیم که آن بحران کمک‌رسانی غیرمنسجم است. موجی که به سرعت فروکش می‌کند و فراموش می‌شود و محتوای شبکه‌های اجتماعی در این مورد هم به‌سرعت فرومی‌پاشند و دوباره این سیکل معیوب تکرار می‌شود.»

* به‌نظر شما چرا گروهی از مردم بدون هیچ امکانات و آموزشی برای کمک‌کردن به مناطق آسیب‌دیده می‌روند؟
زمانی که بم زلزله آمد من به‌عنوان یک روانپزشک تصمیم گرفتم که با همکارانم به بم برویم و حجم احساساتی که وجود داشت باعث شد ما 5،6 نفر سریعا اعلام آمادگی کنیم. قبل از حرکت با مدیرکل سلامت روان وزارت بهداشت صحبت کردم تا آمادگی و امکانات لازم را داشته باشیم و به من گفتند که رفتن شما به‌جز زحمت چیزی ندارد. به‌عنوان 4،5 تا پزشک راه می‌افتید به بم می‌روید و اگر در جاده گیر نکنید اولین چیزی که می‌خواهید محل اسکان است و بنابراین بخش زیادی از کسانی که مانند شما به این مناطق می‌روند، کاری از دستشان برنمی‌آید؛ زیرا نه آموزش دیده‌اند، نه امکانات لازم را دارند، نه بلدند خاک‌برداری کنند و .. فقط برای افراد حرفه‌ای زحمت ایجاد می‌کنید. ایشان به ما گفتند که صبر کنید تا آسیب‌دیده‌ها به بیمارستان‌ها منتقل شوند و آن زمان می‌توانید کمک کنید. این خاطره را تعریف کردم تا بگویم نیت خیرخواهانه برای مداخله‌کردن کافی نیست و کمک‌کردن نیاز به برنامه و آموزش و امکانات دارد.

در بلایای طبیعی نحوه مواجه ما با کودکان و امداد روانی به صورت کلی باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟
برای مواجهه با کودکان یا به‌طور کلی افرادی که در حوادث طبیعی آسیب می‌بینند باید سه محور را مورد بررسی قرار داد. محور اول اقداماتی است که در مرحله حاد و فوری باید صورت گیرد، مرحله دوم اقداماتی است که در میان‌مدت باید صورت گیرد و مرحله سوم اقدامی است که در درازمدت باید صورت گیرد. در مرحله حاد مهم‌ترین کمک توصیه‌های بهداشت روانی به مصدومان است که در قالب تکنیک‌های آرام‌سازی تعریف می‌شود. این تکنیک‌ها شامل تمرینات ریلکسیشن و تجسم هدایت‌شده است که به مصدومین کمک می‌کند ذهنشان از درگیری دائمی و نشخوارکردن صحنه‌های دردناکی که دیده‌اند، منحرف شود و ذهنشان آرام بگیرد. تصور غلطی در جامعه ما وجود دارد که به مصدوم می‌گوید احساساتت را بیرون بریز وگرنه برایت عقده می‌شود.

تحقیقات نشان داده که در مرحله اول اصلا نشخوار صحنه‌های دردناک و ابراز احساسات کمکی نمی‌کند و فقط سیکل معیوبی را تکرار می‌کند. بعد از این مرحله که بسته به شدت سانحه ممکن است بین چند روز تا چند هفته طول بکشد، مرحله میان‌مدت شروع می‌شود، مرحله آگاهی و مواجهه با هیجانات و احساسات است که عموما به اشتباه در مرحله اول این را اجرا می‌کنند. در این مرحله درمان‌گران به افراد آسیب‌دیده کمک می‌کنند تا صحنه‌هایی که دیده‌ و افرادی که از دست‌داده‌اند را بازگو و بتواند سوگواری کنند. مرحله سوم هم بیشتر مرحله شناختی است که ببینیم از اتفاقی که افتاد چه درس‌هایی می‌شود گرفت تا با تدبیر بیشتر زندگی کنند.

کمک‌رسانی مداوم هم می‌تواند به ‌نوعی تبدیل به آسیب شود؛ به‌نظر شما مرز این همدردی کجاست؟
نکته مهم در این خصوص این است که به‌جای معلول‌سازی به توانمندسازی فکر کنیم؛ به این معنا که وقتی یک نفر شرایط بسیار سختی را تجربه کرده برای همدردی با او، او را از تمام مسئولیت‌هایی که دارد معاف کنیم، به مرور یک تنبلی ذهنی برای آن فرد ایجاد می‌شود و فرد با یک معلولیت دائمی مواجه می‌شود و می‌گوید چون من قربانی بودم باید همیشه مورد حمایت قرار بگیرم. برای اینکه این اتفاق نیفتد ما باید در هر مرحله به فرد بگوییم چه‌کاری می‌تواند برای خودش کند؟ برای کمک به دیگران چه‌کاری می‌تواند کند و چه‌ کاری از دستش برنمی‌آید که ما به‌عنوان مددکاربه او کمک کنیم. اگر دائما به فرد بگوییم که خیالت راحت باشد ما به تو کمک می‌کنیم، یک نقش قربانی برای فرد شکل می‌گیرد و توانایی‌هایی را هم که دارد نادیده می‌گیرد و در درازمدت این توانایی‌ها را از دست می‌دهد.

** دعوای قلعه‌نویی و شفر برای رسیدن به پرسپولیس!
تارنمای خبری «پارسینه» با اشاره به اینکه «درگیری دقیقه 97 ادامه دارد» نوشت: حالا استقلال و سپاهان و تراکتورسازی در اندیشه رسیدن به پرسپولیسی هستند که فعلا مدت‌ها است صدرنشین لیگ برتر است و دست بردار هت‌تریک قهرمانی نیست. امیر قلعه‌نویی و وینفرد شفر طی دو فصل گذشته همواره تقابل‌های دیدنی و جذابی با هم داشتند که دست بر قضا هر یک از این تقابل‌ها در نوع خود با حاشیه‌های بسیار زیادی نیز همراه بود.

برد استقلال در بازی حساس هفته، اما باعث شد وینفرد شفر کمی به وضعیت آماری‌اش در تقابل با قلعه‌نویی سرو سامان بدهد، چون تا پیش از جدال روز جمعه در نقش جهان، مرد آلمانی در چهار بازی‌ای که با تیم‌های امیر داشت صاحب سه شکست و تنها یک برد شده بود. استقلال در حالی دومین برد شفر مقابل قلعه‌نویی را رقم زد که برای چشیدن طعم این برد، مرد آلمانی تا هفتمین دقیقه از وقت‌های تلف‌شده زجر کشید.

با این نتیجه یک آمار جالب دیگر هم در تاریخ لیگ برتر ثبت شد و آن هم سه شکست سپاهان امیر قلعه‌نویی برابر استقلال بود تا پرافتخارترین مربی تاریخ لیگ برتر بیشترین باخت خود مقابل تیم سابقش را روی نیمکت زردپوشان نصف جهان تجربه کند.

با این آمار می‌توان گفت جنگ «قلعه‌نویی- شفر» در سطح اول باشگاهی ایران جذاب‌تر از قبل هم شد به‌خصوص که این بار درگیری‌های لفظی دو مربی به جای کنفرانس‌های بعد از بازی به کنار خط طولی در همان نیمه اول کشید تا صحنه‌های جالبی از کل‌کل‌های این دو مربی شکار شود. علاوه بر آن با برد استقلال هر دو تیم در جدول رده‌بندی شرایطی مشابه هم پیدا کردند تا این جنگ دیدنی به روز‌های پایانی فصل نیز کشیده شود.

حالا استقلال و سپاهان و تراکتورسازی در اندیشه رسیدن به پرسپولیسی هستند که فعلا مدت‌ها است صدرنشین لیگ برتر است و دست بردار هت‌تریک قهرمانی نیست!

** سیاست‌های ارزی‌ که منجر به شکست شد/ ساختمان شیشه‌ای میرداماد استقلال ندارد؟/ چرا ارز تک نرخی نمی‌شود؟
جامعه خبری تحلیلی «الف» در این گزارش نوشت: طی سال‌های اخیر دولتمردان بارها خواسته‌اند که اقتصاد کشور را از ارز یا دلار چند نرخی نجات دهند و برای این منظور هر از گاهی نرخی دستوری اعلام می‌کنند یا سامانه‌ای راه اندازی کرده و یا به بازار ارز برای مقابله با دلالان فشار می‌آورند؛ اما تاکنون هیچ یک از این راهکارها کارساز نبوده است یا اگر بوده موقتی بوده و بعد از مدتی محکوم به شکست شده و یا به فراموشی سپرده شده است.

در حال حاضر نرخ دلار به عنوان نرخ ارز اصلی در کشور فارغ از اینکه برنامه ریزی‌ها برای حذف این ارز در اقتصاد و یا حداقل کمرنگ کردن آن موفقیت آمیز نبوده، در بانک مرکزی به عنوان نرخ ارز دولتی یا مرجع یا ارز کالاهای اساسی یا همان نرخ ارز جهانگیری شناخته می‌شود و یکسال است که رقم 4200تومان را نشانه گرفته است. برخی از اهالی و وابستگان به بانک مرکزی با مشاهده شکست سیاست‌های ارزی مطرح می‌کنند که بدنه بانک مرکزی با تصمیمات ارزی دولت مخالف است و هیات دولت برای اجرای خواسته‌هایش به بانک مرکزی فشار می‌آورد.

کامران ندری معاون پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی اخیرا اعلام کرد: تنها راه نجات اقتصاد کشور، استقلال بانک مرکزی و جلوگیری از مداخلات غیراصولی دولت در اقتصاد است. به طور مثال سال گذشته دولت نرخ ارز 4200 تومانی را برای کالاهای اساسی مصوب کرد، اما اکنون می‌خواهد نیاز وارداتی با ارز ارزان دولتی را با سازوکاری جدید تغییر دهد. این بدان معناست که تصمیم‌گیرنده اصلی در اقتصاد کشور بویژه نرخ ارز، دولتی‌ها هستند و بانک مرکزی به تنهایی نمی‌تواند در تصمیم‌گیری‌ها نقش‌آفرینی کند. این در حالی است که پیش از این عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی در یکی از آخرین گفتگوهای تلویزیونی خود از حسن روحانی رییس جمهوری بابت تاکید جدی بر استقلال بانک مرکزی تشکر و قدردانی کرد.

از یک سو به نظر می‌رسد که اهالی بانک مرکزی سعی دارند که شکست‌های ارزی خود را به گردن دولتمردان بیندازد و از سوی دیگر برخی از اقتصاددانان می‌گویند که سیاست ارزی دولت و بانک مرکزی در یک جهت و همراستا است. برخی دیگر از اقتصاددانان نیز سیاست های ارزی اجرا شده (مانند تعیین نرخ 4200 تومانی دلار) را اشتباه بزرگ دولت می‌دانند که بانک مرکزی هنوز هم اجرا کننده آن است و سعی دارد نرخ ها را هر روز به صورت دستوری تعیین کند.

حال مجلسیان هم وارد عمل شده‌اند و برای نظام ارزی نابسامان کشور نسخه می‌پیچند و قصد دارند که دلار را از معاملات ارزی کشور حذف کنند؛ طرحی که پیش از این نیز بانک مرکزی در دولت‌های قبلی نیز سعی داشت که به نوعی دیگر آن را اجرا کند، ولی همواره بدون موفقیت بود. بانک مرکزی پیش از این تلاش می‌کرد که سبد ارزی کشور را متنوع کرده و میزان دلار این سبد را کاهش دهد، شاید دلار در سبد ارزی کاهش یافته باشد و سایر ارزها تا حدودی جای آن را گرفته باشند، اما در واقعیت اقتصاد و بازار هنوز دلار حرف اول را می زند.

به هر حال ارز چند نرخی، کاهش ارزش پول ملی و افزایش قیمت دلار به عنوان چالش های اساسی بانک مرکزی شناخته می‌شوند که ساماندهی آنها باید در اولویت بانک مرکزی قرار گیرد.

** نیروهای حشدالشعبی، سیلابِ ایران و کج فهمی برخی سلبریتی‌های وطنی
وبسایت خبری «الف» در این گزارش آورده است: ورود نیروهای حشد الشعبی به ایران برای کمک به مدیریت بحران سیل دست مایه انتقادات غیرمنصفانه تعدادی از سلبریتی ها در شبکه های اجتماعی شده است. البته این مسئله نیز همانند تمامی مسائلی است که عده ای به نام سلبریتی فارغ از واقعیت های اجتماعی و صرفاً از پشت کیبورد مبادرت به توییت زدن می کنند.

این رفتار و کنش اجتماعی (اگر بتوان چنین عنوانی بر آن نهاد) محصول سطحی ترین برداشت از واقعیت و نشان دهنده فاصله گرفتن سلبریتی ها از زیست و گفتمان مردم و بدون درک شرایط مردم آسیب دیده است. و گرنه کیست که نداند جمهوری اسلامی ایران همیشه پذیرای کمک های نوع دوستانه بوده اما متاسفانه بدلیل سیاست های تحریمی آمریکا و تبعیت کشورهای اروپایی، کمک های بسیار ناچیزی از کشورهای اروپایی دریافت شده است.

مثلاً عنوان می شود این نیروها در جنگ تحمیلی علیه ایران بوده اند یا از این بدتر عنوان می شود حشد الشعبی برای سرکوب مردم آمده اند. این در حالی است که مسئولان در هفته های اخیر تلاش داشتند تا رفتار منطقی و صحیحی با مردم سیلزده داشته باشند و حتی تندی کلامی استاندار خوزستان با یکی از سیلزده ها(با شکل گیری فضای انتقادی) موجب شد تا وی بلافاصله مجبور به عذرخواهی شود.

همچنین کسی که اندک اطلاعاتی از دوران جنگ داشته باشد می داند جنگ صدام حسین و حزب بعث با ایران به تحریک کشورهای غربی علیه انقلاب اسلامی شکل گرفت و در طول جنگ نیز کشورهای آمریکایی و اروپایی (که تمام آمال و آرزوی سلبریتی ها گرفتن اقامت و تابعیت و فرزندآوری در آن کشورهاست) حامیان تسلیحاتی و تبلیغاتی صدام حسین بودند و اگر آنها نبودند هرگز حزب بعث جرات حمله به ایران را نداشت. انتشار تصاویر هادی عامری و ابومهدی مهندس فرماندهان حشدالشعبی در لباس رزمنده های ایران در جنگ تحمیلی در شبکه های اجتماعی قابل تامل است.

حرف های بی پایه سلبریتی ها در این باره تا بدان جا بوده که حتی خبرنگار شبکه بی بی سی نیز از این اقدام متعجب شود. مهرداد فرهمند در این باره می نویسد: «واکنش برخی کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی به حضور شماری از نیروهای حشد شعبی در مناطق سیلزده برایم عجیب و «منطق» ایشان برایم درک ناشدنی است... واکنش یکی از «سلبریتی» های وطنی هم به گونه ای است که انگار ارتش صدام دوباره خرمشهر را گرفته است. تا جایی که بنده می دانم، حشد الشعبی را ایران در عراق به راه انداخت... بعید می دانم اگر نیروهای امریکایی در خلیج فارس که دست به ماشه در آماده باشند تا اگر فرمان رسید به ایران حمله کنند، برای کمک به سیلزدگان به ایران می آمدند، با چنین واکنشی روبرو می شدند. البته به گمانم این واکنشها به حشد الشعبی محدود به فضای مجازی و از سوی کسانی است که دور ایستاده اند وگرنه در عالم واقع و بویژه میان سیلزدگان، تصور نمی کنم واکنشی منفی به حشد الشعبی نمود پیدا کرده باشد».

بدون شک برخی از واکنش ها به ورود نیروهای مقاومت به ایران از سر ناآگاهی و تاثیر پذیرفتن از رسانه های خارجی است که در تمامی منطقه شکست خورده اند و از این نیروها کینه دارند. اما در چنین شرایطی از همه ایرانی ها به حکم هموطنی و حداقل بدلیل اخلاق و نوعدوستی انتظار می رود تلاش خود را صرف کمک به سیلزدگان و کاستن از آلام و دردهای آن نمایند نه اینکه با نفرت پراکنی ، ایجاد آشفتگی ذهنی و گسترش دروغ موجب از بین بردن انسجام و استحکام اجتماعی شوند.

** عدالت‌خواهی کور در بحران سیلاب؛ توطئه‌ای در خوزستان که با هوشیاری سپاه خنثی شد/ لزوم برخورد با دروغ‌پراکنان سیل
پایگاه خبری «مشرق» گزارش داد: در بحران اخیر سیل در کشور، متاسفانه بار دیگر برخی هم‌وطنان (البته شاید از سر دلسوزی اما به علت بی‌اطلاعی از واقعیات و قضاوت‌های عجولانه) آب به آسیاب دشمن ریختند. این موضوع تلخ در وقوع حوادث طبیعی اخیر در کشور تکرار شده است.

در بحران اخیر سیل در کشور هم جریان ضدانقلاب به دنبال بهره‌برداری مدنظر خود بود و این بار پیاده‌نظام جریان رسانه‌ای ضدانقلاب، مسئولان جمهوری اسلامی را متهم کردند که برای آسیب ندیدن تاسیسات نفتی، جریان سیلاب در خوزستان را عامدانه به سمت شهرها و روستاها هدایت کرده‌اند. آنها مدعی شدند که مسئولان استان خوزستان با همراهی وزارت نفت، خانه و جان مردم خوزستان را قربانی چاه‌های نفت کرده است. این ادعا از آنجا نشات می‌گرفت که در خوزستان، چند میدان نفتی در تالاب بزرگ هورالعظیم قرار دارند. در حاشیه این تالاب هم شهرهایی دشت آزادگان، هویزه و سوسنگرد قرار گرفته‌اند.

لازم به ذکر است که تالاب هورالعظیم بیش از 100 هزار هکتار است و فقط در بخش‌هایی از آن، میادین نفتی قرار دارند. طبیعی است هورالعظیم با این وسعت بزرگ، یک دشت هموار و با ارتفاع یکسان نیست، بلکه در نقاط مختلف آن پستی و بلندی‌های زیادی وجود دارد؛ بنابراین طبیعی بود که با ورود آب به این دشت با وسعت بیش از 100 هزار هکتار، همه جای آن به طور یکسان زیر آب نرود و قطعاً در جاهایی که ارتفاع بیشتری دارد، آب نمی‌ماند و به سمت مناطق پایین‌تر حرکت می‌کند.

این دروغ بزرگ متاسفانه از سوی برخی افراد با داعیه عدالت‌خواهی نیز تکرار شد و موجب بدبینی مردم مصیبت‌زده خوزستان شد. از آنجا که مردم خوزستان در مناطق سیل‌زده امکان رفت و آمد و مشاهده واقعیات را نداشتند، این شایعه و خبر کذب، به سرعت فراگیر شد و طبیعتاً سبب بدبینی برخی به دولت و وزارت نفت شد.

عده‌ای از افراد از سر دلسوزی یا خیانت، با تصویربرداری از بخش‌های خشک هورالعظیم و انتشار آن در فضای مجازی، اینطور القا می‌کردند که مسئولان استانی و وزارت نفت دروغ می‌گویند و آب را به تاسیسات نفتی هدایت نکرده‌اند. در حالی که واقعیت چیز دیگری بود و در فیلم‌های زیر، دغل‌بازی این دوستان نادان، آشکار شد. حتی پس از انتشار فیلم‌های مستند درباره ورود آب به هورالعظیم و تاسیسات نفتی، داعیه‌داران عدالت‌خواهی عقب ننشستند و ادعاهای جدیدی مطرح کردند مبنی بر اینکه مقدار آب ورودی به هورالعظیم و تاسیسات نفتی بسیار اندک است به طوری که عمق آب به نیم متر هم نمی‌رسد.

معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه پاسداران در این رابطه گفت که شایعه هدایت جریان سیلاب در خوزستان به سوی مناطق مسکونی و خشکی تالاب هورالعظیم برای در امان ماندن تاسیسات نفتی، عملیات روانی دشمن بوده و در بازدید میدانی سران عرب خوزستان از هور، این توطئه خنثی شد.

** «مصی علی‌نژاد» یک برانداز فرصت‌طلب است نه فعال حقوق زنان/ ورزشگاه رفتن خواسته 3 درصد زنان هم نیست
وبسایت خبری «مشرق» در گفت و گو با «پریچهر جنتی » کاربر توئیتری که داد مصی علی‌نژاد را درآورد، نوشت: کاربری به نام «پریچهر» در توئیتر و اینستاگرام، تریبونی برپا کرده است برای دفاع از مسائل زنان از نظر و دیدگاه حقوق اسلام. او نه به جایی وابسته است و نه سرمایه‌ای دارد. با این حال، به مدد مطالعه و پژوهش‌هایش و به کمک یک حساب کاربری در توئیتر، کوشش می‌کند مسائل زنان در ایران را نقد و بررسی کند. به همین دلیل، او به شدت مورد حمله و توهین و فحاشی کاربران ضدانقلاب و فمنیست‌ها قرار دارد، اما حسن خلق و مدارای او و البته حمایت مستند و محققانه او از دیدگاه اسلام سبب شده، بسیاری از کاربران، او را یک کاربر فعال ممتاز توصیف کنند. او هم اکنون در مناطق سیل زده لرستان حضور دارد.

* از کی وارد توییتر شدید و چرا؟ انگیزه شما برای حضور در توئیتر چیست؟
ایجاد حسابم، اردیبهشت 95 بود و آذر 95 در ماجرای آتش‌سوزی قطار تبریز-مشهد به صورت جدی شروع به فعالیت کردم. آن موقع، تعداد کاربران هم‌فکر من خیلی کم بود. فعالیت مداوم و منظم من در توئیتر از آن اتفاق تلخ شروع شد که البته فکر می‌کنم با فعالیت من و دیگر کاربران، واکنش یکی از مسئولان برانگیخته شد. با اینکه تعداد ما بسیار اندک بود، اما فعالیت‌مان نتیجه داد و از همان موقع فهمیدم که توئیتر در جریان‌سازی رسانه‌ای مهم است.

* آیا به جایی وابستگی سازمانی یا مالی دارید؟ به نظرتان وابسته‌ها می‌توانند در فضای مجازی مؤثر باشند؟ آیا وابسته‌ها استدلال فکری هم دارند؟
وابستگی چه از نوع باندی یا سازمانی و حتی وابستگی پولی فی‌نفسه بد نیست. یعنی من فکر می‌کنم ارگان‌هایی در کشور هستند که وظیفه دارند ساختمان بسازند و ارگان‌هایی هم باید باشند که فرهنگ بسازند و در فضای مجازی هزینه کنند. اما کار، آنجایی خراب می‌شود که این وابستگی‌های سازمانی باعث می‌شود هدف گم شود. تداخل منافع این سازمان‌ها حقیقت را که به نظر من اسلام است، از اولویت خارج کند. اینجاست که وابستگی آفت می‌آورد. شما از هدف اصلی منحرف می‌شوی و در خدمت ارگانت درمی‌آیی.

زن‌ها به خاطر آفرینشی که دارند، همیشه بهترین امکان را داشته‌اند برای تحول، تربیت، فرهنگ‌سازی و ایجاد تغییر. در دنیای قدیم، به شکلی از این امکان یا ویژگی زن استفاده می‌شده و دنیای امروز، استفاده دیگری از زن می‌کند. دنیای امروز دنیای سرمایه‌داری است و زن از چند جهت می‌تواند بهترین ابزار در خدمت سرمایه‌داری باشد. مثلاً زن امروز یک وسیله زیباست برای تأثیرگذاری کارتل‌های اقتصادی بر سیاستمداران. یا ویژگی زیباپسندی زن‌ها که می‌تواند در خلق مدنیت مورد استفاده قرار بگیرد، در خدمت مصرف و مصرف‌گرایی قرار می‌گیرد. چون زن‌ها، می‌توانند بهترین مشتریان این بازار سرمایه باشند و متأسفانه خودشان هم به کالای این بازار تبدیل بشوند. همچنان که به شکل زننده‌ای به بخشی از تبلیغات در شوهای تجاری تبدیل شده‌اند. یعنی از آن شأن انسانی خود فاصله گرفته‌اند. زن بدون انسانیت، کالاست و این انسانیت زن است که جایگاه او را به او بازمی‌گرداند.

* با کدام‌یک از فمنیسمت‌ها مجادله داشتید؟
دقیق یادم نیست، اما بیشتر از بحث، با توهین و تندی فضا را متشنج می‌کنند و زمینه گفتگو را از بین می‌برند. یک بار با مصی علی‌نژاد بحث کردم. البته من مسیح را اصلاً فعال زنان نمی‌دانم. مصی علینژاد یک برانداز است که مسائل زنان را دستاویزی کرده برای حمله به جمهوری اسلامی. او مأموریت دارد تا بین قشر مذهبی و غیرمذهبی شکاف ایجاد کند و بی‌قانونی و توحش را آموزش بدهد. اما چرا مصی دیده می‌شود؟ چون روی ندانستن کاربر سوار می‌شود. آیا واقعاً حقوق زنان در ایران رعایت نمی‌شود؟ بحث طلاق، حضانت، بحث دیه؛ آیا این‌ها واقعاً ظلم به زن است یا اینکه یکسری توضیحات دارد که هیچ‌وقت در رسانه‌ها گفته نشده و آموزش داده نشده است؟ برای نمونه، همین خانم مریم شریعتمداری می‌گوید چرا حق حضانت را به زنان نمی‌دهید؟ طوری هم می‌گوید که شما فکر می‌کنی جمهوری اسلامی زن را از فرزندش جدا می‌کند! اینها از ضعف اطلاعات مخاطب سوءاستفاده می‌کنند! در حالی که قانون حق حضانت فرزند را هم به زن می‌دهد و هم به مرد! شرایطی دارد که قابل بحث است. یا در مورد دیه، فریاد می‌زنند که اسلام برای زن نصف مرد ارزش قائل است؛ در حالی که دیه اصلاً خون‌بها نیست، ارزش خون نیست؛ بلکه دیه خسارتی است برای اینکه فردی که وظیفه‌ای بر عهده داشته، به‌اندازه وظیفه‌اش که خسارت بگیرد. وقتی بر مرد واجب است که تأمین مالی خانواده را انجام دهد، اگر مرد دستش قطع شود، یعنی قدرت تأمین مالی خانواده خدشه‌دار شده، پس باید دیه بیشتری داده بشود. می‌خواهم بگویم همه قوانین فلسفه و اصولی دارند که فمنیست‌ها اصلاً به آنها اشاره نمی‌کنند.

** «مشارکت مشروط» خواسته کل جریان اصلاحات است؟/ ناصری: هنوز تصمیمی نگرفتیم/ اتخاذ دکترین انتخاباتی نباید بیش از این به تعویق بیفتد
پایگاه خبری تحلیلی «نامه نیوز» در گفت و گو با عبدالله ناصری، عضو شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات، نوشت: این فعال سیاسی درباره «استراتژی مشارکت مشروط» گفت: بخش عظیمی از اصلاح طلبان همچنان درگیر مسائل سیل فروردین ماه هستند و موضوعات آن را دنبال می کنند بنابراین هنوز درباره اتخاذ استراتژی برای انتخابات 98 در شورای عالی سیاستگذاری، مجامع و مجموعه های دیگر بحث و تبادل نظر نکردند.

وی افزود: البته آقای حجاریان نکته قابل توجهی مطرح کرد اما دیدگاه دیگری هم در جریان اصلاحات وجود دارد. اصلاح طلبان درباره این دو نگاه «مشارکت مشروط» و «مشارکت تحت هر شرایطی» باید گفت و گو کنند و در نهایت تصمیم بگیرند. ناگفته نماند که هر کدام از این نگاه ها طرفدارنی دارد.

عضو شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات تأکید کرد: البته من نظر آقای حجاریان موافق هستم چون گسست اجتماعی نه تنها بین جامعه با جریانات سیاسی بلکه فراتر از آن اوضاع را به گونه ای کرده که اصلاح طلبان به راحتی دفعات قبل نمی توانند با جامعه گفت و گو کنند اما در مجموع معتقدم اتخاذ دکترین انتخاباتی نباید بیش از این به تعویق بیفتد و هر تصمیمی هم که گرفته شد باید هرچه زودتر به جامعه اعلام شود.

وی در توضیح جزئیات ایده «مشارکت مشروط» اظهار کرد: شرط نخست انتخابات آزاد و قابل دفاع است. خیلی ها فکر می کنند انتخابات آزاد معطوف به روز رأی گیری است، در حالیکه روی آزادی انتخابات در روز رأی گیری بحثی وجود ندارد. انتخابات را باید فرایند دید که بررسی صلاحیت نامزدها نقطه آغازش است، به عبارت بهتر شورای نگهبان باید متفاوت از گذشته عمل کند.

این فعال اصلاح طلب یادآور شد: اگر نظارت استصوابی بخواهد همچون دوره دهم انتخابات مجلس باشد، معتقدم اصلاح طلبان نباید لیست دهند. اصلاح طلبان سال 94 با حداقل ها کنار آمدند و لیست خود را با حضور برخی اصولگرایان معتدل بستند اما در سال 98 نباید این رویه دنبال شود.

** آیا شبکه‌های صداوسیما به بخش خصوصی واگذار خواهند شد؟
پایگاه خبری تحلیلی «نامه نیوز» در گفت و گو با محمد هاشمی رفسنجانی، رئیس اسبق سازمان صداوسیما و فعال سیاسی، نوشت: چندی است که بحث نظارت بر رفتار صداوسیما بیش از پیش مطرح شده است؛ به نحوی که برخی باور دارند با ظرفیت موجود قانون اساسی و با استناد به اصل175 این قانون نقش نظارتی نمایندگان قوا صورت بگیرد و برخی دیگر می‌گویند که در صورت اصلاح قانونی اساسا می‌توان ساختارهای صداوسیما را دستخوش تغییراتی کرد و حتی شبکه‌های این نهاد را به بخش خصوصی واگذار کرد؛ هرچند واگذاری صداوسیما به بخش خصوصی در کوتاه مدت و حتی میان‌مدت بعید به نظر می‌رسد و شاید بتوان بر استفاده از ظرفیت‌های موجود قانونی تکیه کرد.

در طول‌ سال‌های متمادی نظارت اعضای این هیئت همواره استطلاعی بوده است؛ به این معنی که شورای مذکور تنها از رویدادهای واقع مطلع می‌شوند و حق تصمیم‌گیری ندارند در حالی که تفسیر شورای نگهبان از نوع نظارت خود بر انتخابات استصوابی است و حق تصمیم‌گیری دارد. در واقع اگر با یک معیار واحد نظارت تفسیر می‌شد اکنون این شورا می‌توانست بر رفتار صداوسیما نظارت دقیق داشته باشد تا علاوه بر کاهش حجم انتقادها از حیث کیفی نیز این نهاد بالا برود.

محمد هاشمی رفسنجانی، رئیس اسبق صداوسیما باور دارد که بر اساس قانون فعلی نیز می‌توان بر صداوسیما نظارت مؤثر داشت، مشروط به آنکه اراده‌‎ای واقعی در میان باشد. او در این خصوص گفت: «طبق قانون اساسی صداوسیما در زمره دستورات حکومتی است که در بازنگری این قانون وابستگی این نهاد به حاکمیت بیشتر هم شد. در قانون اساسی اولیه بر اساس اصل175 قوای سه‌گانه هر کدام دو نماینده انتخاب می‌کردند و آن 6نفر شورای سرپرستی را تشکیل می‌دادند و یک نفر مدیرعامل را تعیین می‌کردند که سیاست‌گذاری‌ها با برعهده شورا و فعالیت‌های اجرایی بر عهده مدیرعامل بود. پس از بازنگری قانون اساسی، صداوسیما زیر نظر رهبری قرار گرفت که اکنون نیز به همان منوال است».

او ادامه داد: « البته نظارت بر صداوسیما در قانون فعلی منتفی نشده است؛ چنانکه اصل175 قانون اساسی قوای سه‌گانه از طریق نمایندگان خود می‌توانند بر این نهاد نظارت کنند اما مشکل این است که در مقام عمل این نظارت وجود ندارد و تشریفاتی است البته این امکان وجود دارد که با تنظیم آیین‌نامه از وضع موجود عبور کرد اما نیاز به اراده‌ای واقعی دارد».

این فعال سیاسی درباره خصوصی‌سازی در صداوسیما اظهار کرد: «خصوصی‌سازی همراه با نظارت کلی امر پسندیده‌ای است اما به نظر من در حال حاضر اجرای آن ممکن نیست زیرا قانون اساسی اجازه چنین کاری را نمی‌دهد. ».

او در خصوص چگونگی تعیین سازوکار مدیریتی صداوسیما در بازنگری قانون نیز اظهار کرد: «چند پیشنهاد برای شیوه مدیریت صداوسیما ارائه شده بود؛ یکی آن بود که صداوسیما مانند یک وزارت‌خانه عمل کند و تحت نظر دولت باشد و یکی دیگر آن بود که تحت نظارت و انتصاب مقام رهبری فعالیت کند که پیشنهاد اخیر پذیرفته شد».

** نظر هافبک پرسپولیس درباره شادی گلش و سیل در ایران/ بشار رسن: کمک به ایران وظیفه دولت عراق است/ ما و شما هم خون و برادر هستیم
پایگاه اطلاع رسانی و خبری «جماران» در گفت و گو با بشار رسن، هافبک عراقی پرسپولیس، نوشت: بشار رسن در جریان پیروز 3 بر 2 تیم فوتبال پرسپولیس مقابل سایپا و ایجاد حاشیه امنیت در صدر جدول رده بندی لیگ برتر، نقش بسزایی داشت و توانست گل نخست تیمش را به زیبایی به ثمر برساند. بشار بعد از این گل سجده شکر به جای آورد و سپس به شادی با هم تیمی هایش پرداخت.

هافبک عراقی پرسپولیس که تحت تاثیر سیل 98 در ایران قرار گرفته، نظرات جالبی درباره امدادرسانی عراقی ها به مردم ایران دارد. وقتی از او درباره رسیدن محموله کمک های دولت عراق به سیل زدگان ایران می پرسیم، می گوید: در روزهای گذشته تصاویری از مناطق سیل زده در ایران دیدم و متاثر و ناراحت شدم. درصد خرابی ها بسیار زیاد است و کار یک دولت نیست که از پس خرابی ها برآید.

هافبک عراقی با بیان اینکه همه مردم ایران و حتی کشورهای همسایه باید به مردم سیل زده کمک کنند، افزود: امدادرسانی دولت عراق به سیل زدگان باعث خوشحالی ما است چرا که ایرانی ها در این سال ها خیلی به مردم عراق کمک کردند. مطمئنا مردم عراق هم خواهان کمک به مردم ایران هستند. در صورتی که زمینه ارسال کمک های مردم فراهم شود این اتفاق رخ می دهد.

وی با اشاره به تاریخ و نقاط مشترک مردم ایران و عراق افزود: مردم ایران و عراق زندگی های مشابه و نقاط مشترک زیادی داشته اند. خوشحالم که روابط دو کشور به عالی ترین سطح رسیده و الان خیلی راحت مردم بین دو کشور تردد می کنند. ما و ایرانی ها هم خون و برادر هستیم.

** فلاحت پیشه: دولت گنجاندن سپاه در فهرست تروریستی را به عنوان یک جرم در محافل بین المللی پیگیری کند/ مقابله به مثل در برابر آمریکا به معنای وارد شدن در فضای افراطی نیست
پایگاه خبری «شفقنا» در گفت و گو با حشمت الله فلاحت پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نوشت: این نماینده مجلس با بیان اینکه دولت باید گنجاندن سپاه در فهرست تروریستی را به عنوان یک جرم در محافل بین المللی پیگیری کند، گفت: ما ضمن اینکه حق مقابله به مثل را داریم اما این به معنای وارد شدن در فضای افراطی نیست و در عین حال خواهان برخورد حقوقی دولت هم هستیم.

فلاحت پیشه اظهار کرد: گروه های مختلف سیاسی در سرزمین های اشغالی، موضع واحدی در قبال جمهوری اسلامی ایران دارند. آنها جمهوری اسلامی ایران را مانع اصلی حاکمیت نامشروع خودشان درسرزمین های اسلامی و سیاست های افراطی خود می دانند اما فرقی که نتانیاهو با جریانات چپ دارد این است که از امنیتی و افراطی شدن اوضاع برای پیشبرد راهبرد امنیتی خودش استفاده می کند که تا الان هم موفق بوده است.

او در ادامه افزود: این واقعیت وجود دارد و در انتخابات هم دیدیم که نتانیاهو در همین قالب عمل کرد و رأی نسبی ضعیفی هم بدست آورد؛ ولی به هر حال من معتقد هستم که موضوع ایران با رژیم صهیونیستی موضوع مشخصی است که حوزه تقابل آن، راهبردی است و تاکتیکی نیست که با انتخابات عوض شود. اعتقاد شخص من این است که ما نباید در میدانی بازی کنیم که افراطیون صهیونیست برای ما شکل دادند.

نماینده مردم اسلام آباد غرب و دالاهو گفت: ما 2 طرح ضد آمریکایی در ایران داریم که یکی تقویت سپاه و دیگری گزارش نقض حقوق بشر 1 سال گذشته آمریکا است و من در توئیتی همزمان گفتم که ما به حدی از منطق و حقانیت برخوردار هستیم که حتی ملت آمریکا هم حقانیت و منطق مردم ایران و مجلس ایران را درک خواهد کرد. معاونت حقوقی ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه و قوه قضاییه در قالب منشور ملل متحد و قانون اساسی ایران گنجاندن سپاه در فهرست تروریستی را به عنوان یک جرم در محافل بین المللی پیگیری کنند چون ما مقابله به مثل کردیم لذا کار ما مشروع و کار آمریکایی ها نامشروع است.

پژوهشم**1699**9131

منبع: ایرنا

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

رد احتمال جنگ ایران و آمریکا/بایدها و نبایدهای اقدام متقابل ایران در حمایت از سپاه

استادیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با تشریح علت اقدام امریکا در زمینه قراردادن نام سپاه در لیست گروه‌های تروریستی، احتمال جنگ میان دو کشور را رد کرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از روابط عمومی جمعیت جانبازان انقللاب اسلامی پس از گزارش کارگروه های تخصصی جمعیت و بررسی گزارش ابعاد تحسین برانگیز حضور مردم و نیروهای مسلح در مددرسانی به سیل زدگان و نیز اهمیت توجه ویژه رئیس جمهور برای هزینه کردن ۵ درصد بودجه ۹۸ برای جبران خسارت های سیل پیش از برداشت از صندوق ذخیره ارزی، فواد ایزدی که میهمان ویژه شورای هماهنگی و برنامه‌ریزی جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی بود، در این جلسه به تشریح ابعاد ماجرای قرارگیری سپاه در لیست گروه‌های تروریستی امریکا و تبعات این موضوع و طرح پیشنهادهایی برای واکنش جمهوری اسلامی ایران به این مسئله پرداخت.

وی با اشاره به اینکه در امریکا دو لیست از گروه‌های تروریستی وجود دارد که یکی متعلق به وزارت خارج و دیگری متعلق به وزارت خزانه‌داری این کشور است، گفت: لیست وزارت امور خارجه در دهه ۸۰ میلادی به منظور اجرای قانون مهاجرت و جلوگیری از صدور ویزا برای اعضای گروه‌هایی که امریکا آنها را تروریستی می‌نامد تدوین شد. در فرم‌های درخواست ویزا نیز دو سوال از متقاضی مطرح می‌شود، نخست اینکه آیا عضو یکی از گروه‌های کمونیستی بوده؟ و دوم اینکه آیا عضو هیچ گروه دیگری بوده است؟ نام این لیست «سازمان‌های تروریست خارجی» است.

ایزدی ادامه داد: این لیست اول در عمل چندان هم جدی نیست، کمااینکه نام گروهک منافقین در سال ۹۷ میلادی توسط کلینتون به این لیست اضافه شد و تا ۲۰۱۲ که اوباما این گروه را از لیست خارج کرد، این وضعیت ادامه داشت، اما با این حال آنها آزادانه هر سال در واشنگتن همایش برگزار می‌کردند.

به گفته وی، پس وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دولت بوش پسر وزارت خزانه‌داری را مکلف کرد لیست جدیدی از گروه‌های تروریستی پیگیری کند. در ساختار سیاسی امریکا نیز مسوولیت اصلی پیگیری تحریم‌ها و نقل و انتقالات مالی در این حوزه بر عهده وزارت خزانه‌داری است. به این لیست دوم «تروریست‌های جهانی معرفی شده به صورت ویژه» اطلاق می‌شود. این لیست در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و در سال ۲۰۰۷ نیروی قدس سپاه ذیل آن قرار گرفت. در شهریور سال ۹۶ (آگوست ۲۰۱۷) نیز کل سپاه ذیل لیست گروه‌های تروریسی وزارت خزانه‌داری قرار گرفت. این اتفاق ذیل قانون مقابله با دشمنان امریکا از طریق تحریم موسوم به «کاتسا» که در آن سال تصویب شد، صورت گرفت. البته در زمانی که قانون کاتسا مطرح شد، فرمانده سپاه طی سخنرانی‌هایی تاکید کرد که چنین اقدامی علیه کل سپاه منجر به ناامن شدن منطقه برای نیروهای امریکایی خواهد شد.

وی ادامه داد: با این حال قانون کاتسا تصویب شد و در همان ایام تصویب، حمید بعیدی‌نژاد، سفیر ایران در لندن با انتشار توییتی از اینکه سپاه ذیل گروه‌های تروریستی قرار نگرفت ابراز خرسندی کرد. این توییت هم درست و هم غلط بود، از این بابت که سپاه ذیل لیست گروه‌های تروریستی وزارت خارجه قرار نگرفت اما ذیل لیست وزارت خزانه‌داری قرار گرفت. با این حال عده‌ای در داخل تصور کردند تحت تاثیر واکنش فرمانده سپاه، امریکا از تصمیم خود برای اجرای قانون کاتسا منصرف شده که چنین نبود. متاسفانه واکنش‌هایی که در ۱۰ روز اخیر صورت گرفت، یک سال و نیم قبل در زمان تصویب قانون کاتسا صورت نگرفت و اکنون سپاه هم ذیل فهرست گروه‌های تروریستی وزارت خزانه‌داری وهم ذیل فهرست وزارت امور خارجه است.

این استادیار دانشگاه تهران معتقد است اگرچه به لحاظ قانونی ابزار تحریمی جدیدی تحت تاثیر این اتفاق اضافه نمی‌شود، اما در عین حال می‌تواند یک گشایش برای اجرای بهتر قانون کاتسا در امریکا به شمار بیاید و به بهانه این اتفاق جدید، اجرای قوانین قبلی علیه سپاه با قوت بیشتری دنبال شود.

ایزدی در بخش دوم سخنان خود به تشریح علت این اقدام امریکا پرداخت و در این خصوص توضیح داد: دلیل اول دغدغه‌های انتخاباتی ترامپ برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ است. او باید طی ۱۸ ماه باقی‌مانده از عمر دولت خود جریان صهیونیسم مسیحی که پای کار او بوده‌اند را خشنود و راضی نگه دارد. از طرفی رای ترامپ در انتخابات گذشته نیز یک رای قاطع نبود و به لحاظ تعداد آرای کلینتون از وی بیشتر بود که آرای الکترال سبب شد وی در نهایت انتخاب شود.

وی خاطرنشان کرد: رای‌دهندگان جمهوری خواه از فشار روی ایران استقبال می‌کنند و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد ۹۳ درصد از کسانی که به ترامپ رای دادند، هنوز از عملکرد او راضی هستند.

به گفته این کارشناس روابط بین‌الملل، بر اساس نظرسنجی CNN در جناح رقیب، دموکرات‌ها نیز از بین ۱۸ نامزد مطرح، سه نامزد پیشتاز دارند که به ترتیب شامل جو بایدن، برنی سندرز و پیت بوتیجیج، شهردار همجنس‌باز شهری در یکی از ایالت‌های امریکاست.

وی علت دیگر این اقدام را ناتوانی امریکا از دستیابی به اهدافش با تصویب قانون کاتسا برشمرد و گفت: اگر با وجود آن قانون اهداف امریکا محقق می‌شد، دیگر نیازی به اقدام دوباره برای قرار دادن سپاه در لیست گروه‌های تروریستی دیگر نبود. هدف اصلی امریکایی‌ها سرنگونی جمهوری اسلامی ایران یا حداقل تضعیف آن برای گرفتن امتیازهای بیشتر است. این در حالی است که طی یک سال گذشته از خروج امریکا از برجام، نه این نظام سرنگون شده و نه ما امتیاز بیشتری داده‌ایم. طبیعی است در این شرایط به سر و صدای تبلیغاتی بیشتر و تاثیرگذارتری نیاز دارند و از این رو لازم است ایران نیز در حوزه تبلیغاتی اقدام متقابل انجام دهد.
به گفته وی، افرادی نظیر پمپئو و جان بولتون که اکنون در کاخ سفید حضور دارند، ۴۰ سال است که به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی هستند و اکنون ۱۸ ماه بیشتر تا انتخابات آتی فرصت ندارند. حتی رای مجدد ترامپ نیز ادامه حضور آنها در کاخ سفید را تضمین نمی‌کند. این افراد به دولت‌های پیشین امریکا از هر دو جناح انتقاد می‌کردند که آنها نتوانسته اند به خوبی ایران را مدیریت کنند و حالا که خود در مسند حکومتی قرار دارند، طبعاً نمی‌خواهند فرصت را از دست دهند.

ایزدی معتقد است امریکا با این اقدام راه بهبود روابط و کاهش تنش را برای دولت‌های بعدی نیز بست، چراکه خروج از این لیست کار ساده‌ای نیست و زمان‌بر خواهد بود؛ کمااینکه حزب نلسون ماندلا یک سال پس از ریاست جمهوری وی از این لیست حذف شد.استفاده تبلیغاتی نتانیاهو در انتخابات رژیم صهیونیستی از این خبر، علت دیگری است که ایزدی برای اقدام امریکا در قرار دادن نام سپاه در لیست گروه‌های تروریستی مطرح می‌کند. به گفته وی، نتانیاهو همزمان با این اقدام در توییتی به زبان عبری از برخورد امریکا با سپاه از طریق اجرای پیشنهاد خودش تشکر کرد.

وی با بیان اینکه امریکا در طول چهل سال گذشته همواره به دنبال افزایش فشار بر ایران بوده است و برایش فرقی نمی‌کند چه دولتی سر کار باشد، گفت: میان تشدید فشار بر ایران بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌ها توافق شده است. آنها فقط به دنبال افزایش فشار هستند، هزینه‌ای هم بابت آن پرداخت نمی‌کنند و عجله‌ای هم برای به نتیجه رسیدن اقدامات خود ندارند. منطق امریکا در جریان خروج از امریکا این بود که تحت این فشار یا حکومت جمهوری اسلامی سرنگون می‌شود و یا اگر ماند، دست‌کم تضعیف می‌شود و امتیازهای بیشتری می‌دهد. از این رو آنها اهرم‌های قدرت ایران نظیر انرژی هسته‌ای و سپاه را شناسایی کرده‌اند و در صدد فشار از طریق محدودسازی این اهرم‌ها هستند.
استادیار دانشگاه تهران در ادامه به تشریح تبعات اقدام امریکا درباره سپاه پرداخت و گفت: همان‌طور که اشاره شد، این اقدام یک ابزار تحریمی جدید ایجاد نمی‌کند، اما امکان تمرکز بیشتر بر ابزارهای قبلاً طراحی شده را فراهم می‌کند. بنابراین طبعاً از این پس تبعات اقدام آنها روی اقتصاد محتمل است.

وی در عین حال تاکید کرد که در حوزه نظامی، احتمال وقوع جنگ و حمله گسترده احتمالی به ایران که برخی مطرح می‌کنند، تقریباً صفر است. ایزدی در این باره توضیح داد: وقوع جنگ گسترده اصلاً در گزینه‌های احتمالی مطرح نیست؛ اصالت این حرکت برای تشدید فشار اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی بر ایران بوده و به معنای طراحی عملیات نظامی بر علیه ایران نیست؛ کما اینکه در این فهرست ده‌ها گروه دیگر وجود دارد که امریکا با بسیاری از آنها وارد جنگ نشده است.

این کارشناس روابط بین‌الملل با رد احتمال درگیری نظامی محدود در بازه زمانی و جغرافیایی محدود را نیز رد کرد و گفت: سه دلیل در رد این احتمال مطرح است که اولین علت، توانمندی نظامی ایران و ضریب نفوذ بالا در منطقه، تجهیز کشور به موشک و برخورداری از نیروی انسانی ارزشی برای دفاع از کشور است. دلیل دوم، مخالفت گسترده افکار عمومی امریکا با آتش‌افروزی جدید در خاورمیانه و متحمل شدن مالیات جنگ است. علت سوم نیز به خود ترامپ باز می‌گردد. ترامپ اساساً با تبلیغات ضدجنگ رییس‌جمهور شد، طوری که به کلینتون انتقاد می‌کرد ۷ تریلیون دلار در خاورمیانه هزینه کرده، اما امریکا هنوز باید چراغ خاموش به عراق برود.

وی در عین حال سه نقدی که به این دلایل از سوی برخی مطرح می‌شود را نیز این طور تشریح کرد: برخی معتقدند حفظ نظام برای مسوولان جمهوری اسلامی در اولویت است و به این دلیل از حداکثر توان نظامی خود استفاده نمی‌کند تا مجوز اقدام متقابل به امریکا را بدهد و اصل نظام در خطر قرار گیرد. آنها تصور می‌کنند پاسخ ایران به حمله نظامی محدود، پاسخی کم‌دامنه و قابل تحمل خواهد بود. در بحث افکار عمومی مردم امریکا نیز، برخی بر این باورند که امکان توجیه و مدیریت افکار عمومی برای یک حمله نظامی کوتاه‌مدت وجود دارد. در مورد ترامپ نیز، این نظریه را مطرح می‌کنند که وی به شدت تحت تاثیر اطرافیان خود قرار دارد، کمااینکه ابتدا قصد داشت از سوریه خارج شود و حتی قصد توافق با کره شمالی را داشت، اما اطرافیانش او را کنترل کردند و چنین نشد.

وی تحلیل خود را این طور بیان کرد: اینکه واقعاً جنگ می‌شود یا نه، در کوتاه‌مدت چنین اتفاقی نمی‌افتد، اما ممکن است در آستانه انتخابات ۲۰۲۰ در صورت کاهش محبوبیت ترامپ، او به تحرک نظامی برای جلب رای جمهوری‌خواهان روی بیاورد. بنابراین نهادهای نظامی ما نباید بی‌تفاوت باشند و باید همه احتمالات را در نظر بگیرند.

ایزدی با اشاره به جمله مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «دوران بزن و در رو تمام شده است» گفت: اشاره رهبری به این موضوع است که هر تحرکی را با توانمندی نظامی خود پاسخ خواهیم داد. در واقع آنچه در آینده رخ می‌دهد، به خود ما بستگی دارد. اگر با تحرکات دشمن برخورد جدی نکنیم، تصور می‌کنند که می‌توانند جلوتر بیایند. اما اگر برخورد جدی و هزینه دار صورت گیرد و دشمن نتیجه معکوس اقدام خود را از طریق اتحاد ملت مشاهده کند، پیش‌تر نخواهد آمد.

وی خاطرنشان کرد: اصولاً بخشی از مشکلات داخل در حال حاضر به عملکرد مسوولان و مسائل داخلی باز می‌گردد. امریکایی‌ها از کجا فهمیدند می‌توانند از ایران امتیاز بیشتری بگیرند؟ آنجا که مسوولان در داخل صحبت از برجام دو و سه کردند. برجام یعنی مذاکره و بده بستان که امریکا قرار نیست در آن چیزی بدهد، اما تا جایی که بتواند می‌ستاند. آنها در جریان این اختلافات داخلی قرار دارند و از آن بهره‌برداری می‌کنند.

استادیار دانشگاه تهران در ادامه سخنانش به طرح بحث «چه باید کرد؟» پرداخت و گفت: در وضعیت کنونی باید برخی اقدامات را انجام ندهیم؛ از جمله اینکه نباید تحت تاثیر این حرکت امریکا، رایزان‌های نظامی سپاه از بیست و چند کشور را فراخوانده و به جای آنها رایزنانی از ارتش اعزام کنیم. در عین حال برخی دولتمردان نیز که با قرارگاه خاتم‌الانبیا که دولت به آن بابت پروژه‌های عمرانی بدهکار است، طلبکارانه برخورد می‌کنند، باید رویکرد خود را تغییر دهند.
وی قانونی که برای مقابله با اقدام سپاه در مجلس به تصویب رسید را خوب توصیف کرد، اما معتقد است که جا داشت این قانون بهتر شود، به عنوان مثال این پیشنهاد مطرح بود که جمله رهبری مبنی بر اینکه «با امریکا در هیچ سطحی مذاکره نمی‌کنیم، به خصوص با دولت فعلی» به شکل قانون درآید. در این صورت مجلس آب پاکی را روی دست نهادهای حکومتی امریکا می‌ریخت و آنها را از مذاکره و در نتیجه امتیاز گرفتن از ایران ناامید می‌کرد.

ایزدی با بیان اینکه در کشور باید ساختار ویژه‌ای برای پیگیری مسائل امریکا در قالب یک اتاق فکر شکل بگیرد، گفت: عنوان این ساختار می‌تواند «قرارگاه مقابله با امریکا» باشد. در حال حاضر تصمیم‌گیری در رابطه با امریکا ذیل شورای عالی امنیت ملی اتخاذ می‌شود که ۵ کرسی از مجموع ۱۲ کرسی آن متعلق به دولت است و همراه کردن دو نفر دیگر نیز کار دشواری نیست. از این شورا پخت‌وپزهایی نظیر برجام خارج می‌شود.
این کارشناس روابط بین‌الملل تاکید کرد: کشور نیازمند بررسی سناریوهای مختلف در رابطه با امریکا و طراحی پاسخ برای آنهاست. معتقدم پاسخ به اقدامات امریکا باید غیرمتقارن باشد، اما حتماً باید به تحرکات آنها پاسخ دهیم تا جسورتر نشوند.
وی در ادامه با بیان اینکه برخی اقدامات نقض برجام محسوب نمی‌شود اما برای غرب و به ویژه امریکا پیام دارد و اقتدار ما را افزایش می‌دهد، افزود: برخی تغییرات مدیریتی می‌تواند از این نمونه باشد. افزون بر این مجوز ساخت نیروگاه هسته‌ای پژوهشی در شیراز در سطح بین‌الملل اخذ شده اما دولت به کلی آن را متوقف کرده و دنبال نمی‌کند. در حالی که ساخت آن خود حاوی پیام درباره ادامه مسیر پیشرفت هسته‌ای ایران است.

وی در پاسخ به پرسش اعضا مبنی بر خروج از برجام حتماً برای کشور هزینه دارد یا خیر، در عین حال گفت: اینکه گفته می‌شود خروج از برجام ناممکن است، صحیح نیست. در عین حال این موضوع هم که گفته می‌شود خروج از برجام منجر به بازگشت تحریم‌های سازمان ملل خواهد شد و وضعیت نقل و انتقالات پولی را دشوارتر می‌کند نیز، صحیح نیست. حتی در سطوح عالی مدیریتی برخی تصور می‌کنند تحریم‌های سازمان ملل در حال حاضر مشکلات اقتصادی را برای کشور ایجاد کرده است، در حالی که سازمان ملل نه یک قطره نفت و نه یک دلار نقل و انتقالات پولی ما را تحریم نکرد.

بندهای ۴۲ و ۴۳ ذیل فصل هفت منشور سازمان ملل، به ترتیب برای استفاده از ابزارهای تحریمی و ابزارهای نظامی است. اما تحریم‌ها در قالب قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت که با پیگیری امریکا علیه ایران تصویب شد، با مقاومت روسیه و چین، صرفاً ذیل بند ۴۲ از فصل هفتم منشور سازمان ملل تعریف شد و این یعنی در حال حاضر فقط ابزارهای تحریمی علیه ایران قابل استفاده است (دقت کنید) و اگر امریکا بخواهد از ابزار نظامی استفاده کند، باید جداگانه از سازمان ملل مجوز بگیرد.

وی تاکید کرد: ما پس از برجام ذیل فصل هفت منشور سازمان ملل قرار داشتیم و اکنون هم همچنان همان وضعیت وجود دارد. در زمان برجام قابل پیش‌بینی بود که امریکا به تعهدات خود عمل نکند. دموکرات‌ها هم اگر بر سر کار بودند به تعهدات برجامی خود عمل نمی‌کردند، اما دعوای آنها با ترامپ بر سر این است که چرا او مسوولیت خروج از برجام را رسماً پذیرفته است.

ایزدی با بیان اینکه در جریان تصویب برجام، کری رسماً در محافل اعلام می‌کرد که برجام از نظر حقوقی الزام‌آور نیست، افزود: در آن زمان این موارد را گوشزد می‌کردیم اما به ما لقب «دلواپس» می‌دانند. اما حالا شاهدیم که نه تنها امریکا بلکه در عمل اروپا هم از برجام خارج شده و فقط این ما هستیم که به تعهدات خود پایبند بوده‌ایم.

این استادیار دانشگاه تهران با بیان اینکه به نظر می‌رسد دولت ایران منتظر روی کار آمدن احتمالی دموکرات‌ها در انتخابات آتی است، گفت: دنبال کردن خط تعامل با امریکا زمانی مفهوم دارد که طرف مقابل آماده و راضی به تعامل باشد که در قضیه رابطه ایران و امریکا چنین نیست. واقعیت این است که در متون امریکایی صحبت از فروپاشی کشور می‌شود و دیگر تحمل روی کارآمدن کسی که حتی ذره‌ای عرق به وطن داشته باشد را ندارند.

 

انتهای پیام/

جزئیات گران‎شدن بنزین و CNG از اول خرداد؛ تعیین سهمیه ۶۰ لیتر بنزین برای خودروهای شخصی

پمپئو: آمریکا در کنار مردم ایران می‌ماند| می‌خواهیم ماهیت جمهوری اسلامی ایران را تغییر دهیم!

آیا شنبه ۳۱ فروردین ۹۸ تعطیل است ؟

کلیدواژه: سياسي تارنماها

منبع این خبر، وبسایت www.irna.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۴۳۹۶۲۴ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • علیرضا رحیمی: دست پنهانی برای تاخیر در بررسی CFT در کار است
  • تحریم سپاه ربطی به موضوع FATF ندارد
  • احتمال جنگ گسترده بین ایران و آمریکا تقریبا صفر است/ آنچه در آینده رخ می‌دهد، به خود ما بستگی دارد/ ۹۳ درصد از کسانی که به ترامپ رای دادند، هنوز از عملکرد او راضی هستند/ میان تشدید فشار بر ایران بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌ها توافق شده
  • چرا بین ایران و آمریکا جنگ صورت نخواهد گرفت؟/ آنچه در آینده رخ می‌دهد، به خود ما بستگی دارد/ ۹۳ درصد از کسانی که به ترامپ رای دادند، هنوز از عملکرد او راضی هستند/ میان تشدید فشار بر ایران بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواه‌ها توافق شده
  • ایزدی تشریح کرد: بایدها و نبایدهای اقدام متقابل ایران در حمایت از سپاه
  • منتفی کردن "پالرمو" موضع دشمنان را تقویت می‌کند
  • نماینده تهران: تحریم سپاه ربطی به موضوع FATF ندارد
  • ابهام یک ممنوعیت انتخاباتی/ تخمین خسارت ۴۰ هزار میلیاردی سیل/ رهیافتی برای توقف خباثت‌های آمریکا/ تصویب گام اول مقابله با «تروریستی اعلام کردن سپاه»/ سرخابی‌ها بی‌نظمی مالی دارند
  • رحیمی: تلاش برای منتفی کردن CFT و پالرمو موضع دشمنان را تقویت می‌کند
  • احتمال رد لوایح FATF در مجمع تقویت شده است؟
  • تصویب موادی ازآیین نامه اجرایی انتقال زندان ها از داخل شهرها
  • پایان روند بررسی آیین نامه اجرایی قانون کاداستر،‌ موضوع «مصادیق جنبه‌های امنیتی» در کمیسیون لوایح
  • نشست بررسی آیین نامه اجرایی قانون جامع حدنگاری کاداستر برگزار شد
  • تعیین میزان افزایش ضریب حقوق کارکنان دولت و تصویب ضوابط اجرایی قانون بودجه در سال ۹۸
  • اف ای تی اف نباید به فراموشی سپرده شود
  • اگر دولت بعدی آمریکا دموکرات هم باشد، امتیاز موشکی می‌خواهد/ اقدام مجلس در دفاع از سپاه، حساب شده نبود
  • سیاست دولت نسبت به FATF تغییر کرد؟
  • میزان افزایش ضریب حقوق کارکنان دولت در سال جدید/ تصویب ضوابط اجرایی قانون بودجه سال ۹۸
  • میزان افزایش ضریب حقوق کارکنان دولت در سال ۱۳۹۸ مشخص شد/ تصویب ضوابط اجرایی قانون بودجه سال ۹۸ کل کشور