مشاهده اخبار داغ روز

خبرگزاری میزان- بعضی از دستگاه‌های دولتی عمل کرده‌اند، خوب عمل کرده‌اند؛ در بخش‌های مختلف -بخش کشاورزی، بخش‌های آب، بخش‌های خاک، بخش‌های رسیدگی به برخی از مناطق، کار‌های زیربنایی- کار‌های خوبی انجام گرفته. البتّه در بعضی از بخش‌ها هم نه، رخوت و کوتاهی وجود دارد. گروه سیاسی خبرگزاری میزان؛ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین روز سال نو در اجتماع پرشور انبوه زائران و مجاوران حرم رضوی، سال ۹۸ را «سال فرصت‌ها» خواندند و با تأکید بر اینکه تحقق شعار امسال یعنی «رونق تولید» موجب ایجاد تحول در بخش‌های مختلف، افزایش اشتغال، حل مشکلات معیشتی، اصلاح نظام بانکی، افزایش ارزش پول ملی و توازن بودجه‌ای خواهد شد، سخنان مهم و پرنکته‌ای را درباره‌ی «مسائل سال جاری، مواجهه‌ی دولت‌های غربی با ایران و اقتصاد و رونق تولید» بیان کردند و در محور چهارم سخنان خود به تبیین وظایف جوانان در تحقق مفاد بیانیه‌ی راهبردی گام دوم پرداختند.

  طبق گزارش khamenei.ir متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی به قرار زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم (۱)
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین المکرّمین سیّما بقیّةالله فی الارضین. اللهم صلّ على ولیّک علىّ بن موسی الرّضا عدد ما فی علمک صلاة دائمة بدوام ملکک و سلطانک، اللّهم سلّم على ولیّک علىّ بن موسى الرّضا عدد ما فی علمک سلاماً دائماً بدوام مجدک و عظمتک و کبریائک.

میلاد مبارک پیشوای عدالت و امیر همیشه‌ی مؤمنان در طول تاریخ، حضرت امیرالمؤمنین علیّ‌بن‌ابی‌طالب را که نوروز حقیقی است تبریک عرض میکنم. همچنین تبریک عرض میکنم حلول سال نو و عید نوروز را که سلیقه‌ی زیبای ایرانی، این روز را آغاز سال قرار داده است و سال شمسی ایرانی، سال هجری ایرانی از آغاز بهار و از عید نوروز شروع میشود. همچنین ایّام اعتکاف را به دل‌های نورانی معتکفین تحیّت و تهنیت عرض میکنم؛ امیدوارم رحمت الهی و تفضّل الهی و اجابت پروردگار عالم به انفاس زکیّه‌ی معتکفینِ ما، شامل حال همه‌ی ملّت ایران و همه‌ی آحاد -بخصوص جوانان ما- بشود. خدای متعال را سپاسگزارم که توفیق داد یک بار دیگر به مناسبت آغاز سال نو با شما مردم عزیز، مجاوران و زائران در پرتوِ لمعات (۲) بقعه‌ی مبارکه‌ی رضویّه ملاقات کنم.

مطلبی را که امروز من آماده کرده‌ام تا با شما برادران عزیز و خواهران عزیز در میان بگذارم، چهار موضوع است که امیدوارم بتوانم آن‌ها را با اختصار به عرض شما برادران و خواهران برسانم. یک موضوع درباره‌ی سال جاری است یعنی همین سال ۱۳۹۸؛ یک موضوع به مناسبت و درباره‌ی مسائل غرب و مسائل ما با دولت‌های غربی است؛ موضوع سوّم درباره‌ی اقتصاد و شعار امسال است که عبارت باشد از شعار رونق اقتصادی؛ و موضوع آخر و چهارم، سخنی است با جوانان عزیزمان درباره‌ی مسائل کشور، مسائل آینده، و مسائل انقلاب.

درباره‌ی مسائل مربوط به سال جاری، انسان میبیند که بعضی از گویندگان یا نویسندگان یا صاحب‌نظران یا اظهار‌نظر‌کنندگان درباره‌ی سال ۹۸ اظهار نظر کرده‌اند که این سال، سال تهدید‌ها است. بنده مطلقاً این را قبول ندارم؛ من معتقدم سال ۱۳۹۸ به توفیق الهی سال فرصت‌ها است؛ سال امکانات و سال گشایش. البتّه آن کسانی که اظهار نظر دیگری میکنند و دائم تهدید به رخ این و آن میکشند، دانسته یا ندانسته تحت تأثیر رجزخوانی‌های دشمنان این ملّتند. دشمنان این ملّت علاوه بر آنچه در واقعیّت انجام میدهند، جنگ روانی هم دارند، اظهار نظر هم دارند، رجزخوانی هم دارند. این رجزخوانی‌ها باید همان طور که هست، دانسته بشود. این‌ها درباره‌ی سال ۹۷ هم از همین رجزخوانی‌ها داشتند و سعی میکردند توی دل بعضی‌ها را خالی کنند. یکی از همان احمق‌های درجه یک که چند وقت قبل آن‌ها را معرّفی کردم، (۳) در اواسط یا اوایل سال ۹۷ گفت که ما اگر از برجام خارج بشویم -یعنی اگر آمریکا خارج بشود- در خیابان‌های ایران شورش اتّفاق می‌افتد، مردم نان هم دیگر نمیتوانند بخرند. یکی دیگر از همین حضرات احمق‌های درجه یک، اظهار نظر کرد که در سال ۲۰۱۹ آقایان آمریکایی‌ها کریسمس را در تهران خواهند گرفت. (۴) خب این‌ها حرف‌هایی است که زدند. من نمیدانم؛ یعنی واقعاً دو نظر وجود دارد که آیا این‌ها واقعاً تحلیلشان این قدر نسبت به مسائل منطقه و کشور دور از واقعیّت است که این حرف‌ها را جدّی میزنند یعنی واقعاً گفتن این حرف‌ها [از]حماقت است؟ یا نه؛ قصد جنگ روانی دارند و خباثت میکنند و این حرف‌ها را پخش میکنند در فضای رسانه‌ای عالم به منظور جنگ روانی؟ این برای من روشن نیست؛ ممکن است هر دو باشد، هم حماقت، هم خباثت.

و، امّا اینکه گفتیم سال ۹۸ سال فرصت‌ها است، در این باره من مقدار کمی توضیح بدهم: مشکل عمده‌ی کشور ما فعلاً مشکل اقتصادی است و مسئله‌ی معیشت قشر‌های ضعیف؛ بخشی از این مشکل مربوط است به تحریم قدرت‌های غربی یعنی آمریکا و اروپا؛ بخشی هم مربوط میشود به نقایص درونی خود ما، به ضعف‌های مدیریّتی خود ما. هم تحریم میتواند فرصت باشد -که توضیح میدهم- و هم مشاهده‌ی این ضعف‌ها و نقص‌ها میتواند برای ما تجربه‌های گران‌بهایی برای آینده و برای مدیریّت سال‌های بعد کشور به وجود بیاورد؛ هر دوی این‌ها میتواند فرصت باشد.

امّا تحریم میتواند فرصت باشد؛ چرا؟ زیرا تجربه نشان داده است کشور‌هایی که از منابع طبیعی -مثل نفت- برخوردار هستند، هر وقت درآمدهایشان از ناحیه‌ی این منابع کاهش پیدا میکند، این‌ها به فکر اجرای اصلاحات اقتصادی می‌افتند، انگیزه پیدا میکنند، انگیزه‌ی اصلاحات پیدا میکنند، انگیزه پیدا میکنند که خودشان را از وابستگی نجات بدهند و اقدامات مناسبی را انجام میدهند. این مال وقتی است که درآمد حاصل از آن منابع طبیعی کاهش پیدا میکند؛ بعد که این منابع دوباره به حال اوّل برمیگردد و منابع مالیِ مورد استفاده‌ی آن‌ها افزایش پیدا میکند، از ادامه‌ی کار اصلاحات غفلت میکنند، فراموش میکنند. پس فشارِ کاهش درآمد منابع طبیعی، این حُسن بزرگ را نه فقط برای ما، [بلکه]برای همه‌ی کشور‌های مشابه ما دارد که آن‌ها را از وابستگی به این منبع طبیعی، از این تک محصولی بودن، از این اقتصاد نفتی -که یکی از بزرگ‌ترین مشکلات اقتصاد ما این است که نفتی است، وابسته به نفت است- نجات خواهد داد. واقعاً هم همین جور است؛ الان در کشور، هم در سطوح دولتی، هم در سطوح تحقیقاتی و دانشگاهی، مطالعات وسیعی شروع شده است برای اینکه ما چگونه بتوانیم کشور را با درآمد‌های غیرنفتی اداره کنیم؛ این خیلی چیز مهم و خوبی است. آن وقتی که درآمد نفتی به صورت فراوان در اختیار باشد، نه مسئولین دولتی و نه دیگران طبعاً به این فکر نمی‌افتند. شبیه این را ما به طور محسوس و عینی در باب امکانات دفاعی کشور امتحان کردیم. در سال‌های دفاع مقدّس، جنگی که بر ما تحمیل شد، قدرت‌های مادّی شرق و غرب، یعنی هم قدرت‌های مادّی سرمایه‌داری، و هم قدرت‌های مادّی سوسیالیستی و کمونیستی، بهترین امکانات جنگی را در اختیار صدّام قرار دادند، ولی دست ما بسته بود. به ما حتّی -آن طوری که مشهور شد و همه دانستند- سیم خاردار هم نمیفروختند؛ البتّه سخت بود، امّا همین سختی موجب شد که جوان‌های ما، صاحبان فکر، صاحبان استعداد و ابتکار به فکر بیفتند، وضع وابستگی ما را به سلاح بیگانه تغییر بدهند. امروز وضعیّت ما به لطف الهی از لحاظ امکانات دفاعی تقریباً از همه‌ی کشور‌های این منطقه بهتر و بالاتر است؛ دشمن‌های ما هم روی این دارند تکیه میکنند، آن‌ها هم اعتراف میکنند، برای اینکه این را وسیله‌ی فشاری قرار بدهند؛ که البتّه وسیله‌ی فشار قرار نخواهد گرفت. ما به کوری چشم آن‌ها تقویت بنیه‌ی دفاعی را ادامه خواهیم داد. آن روز در دوران دفاع مقدّس اگر به ما سلاح میفروختند، تانک میدادند، موشک میدادند، امکانات میدادند، ما به فکر نمی‌افتادیم که خودمان تولید کنیم؛ خب [اگر]داشتیم، وابستگی باقی میماند، احتیاج به دیگران از بین نمیرفت؛ مثل خیلی از کشور‌های دیگری که در منطقه‌ی ما هستند و می‌شناسید؛ کشورهایشان انبار سلاح است، امّا سلاح‌های متعلّق به دیگران، وابسته به اراده‌ی دیگران؛ خودشان نه قدرت دارند، نه توان علمی و عملی دارند که از آن‌ها درست استفاده کنند؛ میشدیم مثل آنها؛ امروز به توفیق الهی این جور نیست. پس نیاز برای ما حرکت ایجاد میکند، انگیزه ایجاد میکند. وقتی که دستمان از درآمد نفتی به طور کامل -یعنی درآمد کاملِ نفتی- کوتاه شد، طبعاً راه‌های جایگزین را میگردیم پیدا میکنیم؛ این کاری است که شروع شده و به توفیق الهی به نتیجه خواهد رسید؛ ملّت ایران بعد‌ها ثمره‌ی آن را خواهد چشید، نتیجه‌اش را خواهد دید.

من عرض میکنم ما از تحریم نباید بنالیم؛ از تحریم‌کننده‌ها هم -که آمریکا و اروپا هستند- توقّع زیادی‌ای نباید داشته باشیم؛ حالا من بعداً در بخش [مربوط به]غرب خواهم گفت: چرا؛ از این‌ها نمیشود توقّع داشت. ما باید بنشینیم طرح‌های مقابله‌ی با تحریم را بررسی کنیم و به طور جدّی آن‌ها را دنبال کنیم؛ وظیفه‌ی ما این است؛ هم وظیفه‌ی دستگاه‌های دولتی، هم وظیفه‌ی بخش‌های تحقیقاتیِ مربوط به قوّه‌ی مقنّنه، و هم وظیفه‌ی جوان‌های ما و اصحاب فکر و اندیشه در کشور، بنشینند با آگاهی از مسائل کشور، راه‌های مقابله‌ی با تحریم را بررسی کنند، پ یدا کنند؛ و راه‌های زیادی وجود دارد برای مقابله‌ی با تحریم و خنثیٰ کردن تحریم ظالمانه و خباثت‌آمیز دشمن. البتّه به من گزارش دادند که مسئولین بالای دولتی دارند این راهکار‌های مقابله‌ی با تحریم را تدوین میکنند؛ باید در عمل و در اجرا، جدّی‌تر، فوری‌تر، و عملی‌تر وارد بشوند؛ مسائل را با تأخیر نبایستی انجام داد.

امروز همه قبول دارند که دشمن در حال جنگ اقتصادی با ما است؛ این را همه میدانند. البتّه این را که دشمن در حال جنگ با ما است، همیشه ما تکرار میکردیم، میگفتیم، [امّا]بعضی باور نمیکردند؛ امروز همه باور کرده‌اند؛ همه‌ی مسئولین فهمیده‌اند و قبول کرده‌اند که دشمن در حال جنگ با ما است. جنگ فقط توپ و تفنگ نیست؛ جنگ اقتصادی، جنگ امنیّتی، جنگ اطّلاعاتی، جنگ سیاسی، این‌ها هم جنگ است؛ گاهی خطرناک‌تر از جنگ نظامی هم هست. دشمن در حال جنگ با ما است؛ خب بُروز و ظهور این جنگ در امر مسائل اقتصادی است؛ این را همه امروز قبول دارند. ما البتّه در این جنگ باید دشمن را شکست بدهیم و به توفیق الهی دشمن را شکست خواهیم داد؛ بله، دشمن را شکست خواهیم داد، امّا این کافی نیست. حرف من و مطالبه‌ی من از مجموع فعّالان گوناگون کشور، چه در بخش مسئولین دولتی، چه در بخش‌های دانشگاهی، مردمی، عمومی، چیز دیگری است؛ من میگویم ما باید علاوه‌ی بر شکست دشمن، بازدارندگی ایجاد کنیم؛ حرف من این است. گاهی شما دشمن را شکست میدهید، امّا دشمن منتظر فرصتی میماند و یک ضربه‌ی دیگری بعداً وارد میکند؛ این فایده‌ای ندارد؛ ما باید به نقطه‌ای برسانیم خودمان را که بازدارنده باشد؛ یعنی دشمن احساس کند که از رخنه‌ی اقتصادی، از معبر مسائل اقتصادی نمیتواند به کشور عزیز ما ضربه وارد کند و به ملّت فشار بیاورد؛ باید به اینجا برسیم؛ بازدارندگی؛ این هم ممکن است، همچنان که -باز اینجا از مسائل نظامی مثال بزنم- در مسائل نظامی خوشبختانه وضعیّت ما این جوری است. یک روزی بود که ما می‌نشستیم و هواپیمای دشمن می‌آمد در ارتفاع بالا و شهر‌های ما را بمباران میکرد، ما هم وسیله‌ی دفاعی در این حد نداشتیم، یا [وقتی]موشک میفرستاد وسیله‌ای نداشتیم برای مقابله؛ بعد که امکانات پیدا کردیم، امروز دشمنان ما -حدّاقل در منطقه؛ آن‌هایی که در منطقه هستند یا در منطقه نیرو دارند- میدانند که جمهوری اسلامی با موشک‌های نقطه‌زن و فعّال و دقیق خود در این منطقه با هر دشمنی میتواند مقابله کند و مواجهه کند و او را بکوبد؛ این را فهمیدند. این بازدارندگی است؛ این معنایش این است که دشمنانی که گاهی هوس تهاجم نظامی به سرشان میزند، ملاحظه کنند؛ بفهمند که نه، این جوری نیست، جمهوری اسلامی، مشت محکم و دست قوی‌ای دارد درمقابل؛ این میشود بازدارنده؛ ما در مسائل اقتصادی باید به اینجا برسیم. این بنابراین فرصتی است که در سایه‌ی تحریم دشمنان در اختیار ما است؛ امروز میتوانیم روی این زمینه کار کنیم؛ این بحث اوّل.

گفتم چشممان به غربی‌ها نباشد. وارد بحث دوّم میشوم که مسئله‌ی مواجهه‌ی با قدرت‌ها و دولت‌های غربی است؛ در این زمینه، ما خیلی حرف داریم. من میگویم برای اینکه ما در خودمان، این قدرت بازدارندگیِ اقتصادی را به وجود بیاوریم، بکلّی باید از کمک و همراهیِ غربی‌ها چشم بپوشیم، منتظر آن‌ها نباید باشیم. برای خاطر اینکه غربی‌ها نشان دادند که نمیتوان از آن‌ها انتظار کمک داشت؛ انتظار توطئه میشود داشت، انتظار خیانت میشود داشت، انتظار خنجر‌ازپشت‌زدن میتوان داشت، [امّا]انتظار کمک و صداقت و همراهی نمیشود داشت. آنجایی که شما می‌بینید غربی‌ها به یک دولتی، به یک کشوری کمک میکنند، در حقیقت برای خودشان دارند کار فراهم میکنند. بله، غربی‌ها به رژیم طاغوت کمک میکردند، امّا این در واقع کمک به او نبود، کمک به فروش سلاح خودشان بود، کمک به تسلّط بی‌قیدوشرط‌شان بر نفت کشور بود، کمک به وجود ۶۰ هزار نیروی مستشار نظامی در کشور بود. آن روزی که انقلاب پیروز شد، حدود ۶۰ هزار نیروی آمریکایی در کشور -عمدتاً در تهران- متمرکز بودند، از بیت‌المال مسلمان‌ها میخوردند و برای خودشان کار میکردند. اگر یک جایی کمکی هم بکنند، در واقع کمک به خودشان است، کفّه‌ی خودشان را دارند سنگین میکنند، از آن‌ها انتظار کمک نمیشود داشت. این مخصوص ما هم نیست، این جور نیست که ما بگوییم غربی‌ها [فقط]با جمهوری اسلامی این جوری هستند یا بگوییم با ایران این جور هستند؛ نه، با همه‌ی کشور‌هایی که زورشان به آن‌ها برسد، رفتار کشور‌های غربی این است؛ ببینید، سه قرن پدیده‌ی استعمار -استعمار کشور‌های ضعیف- صد‌ها میلیون جمعیّت را فشرده و پدرشان را درآورده و زیر فشار قرار داده؛ اروپایی‌ها -آن روز، آمریکایی در بین نبود- در آسیا، در آفریقا، در آمریکای لاتین، کشور‌ها را استعمار کردند و مکیدند، منابع آن‌ها را به سود خودشان خالی کردند و بردند و آن‌ها را از پیشرفت علمی و عملی و فنّاوری مانع شدند و عقب انداختند. این پدیده‌ی استعمار، مخصوص ما هم نبود؛ مال همه‌ی کشور‌های دیگری بود که زورشان به آن کشور‌ها رسیده بود. در مورد ایران، از اواسط قاجار، اروپایی‌ها به ما ضربه زدند. در جنگ‌های ایران و روس، انگلیس‌ها به ایران خیانت کردند؛ به عنوان واسطه وارد میدان شدند، امّا از پشت خنجر زدند. در قضیّه‌ی امتیاز تنباکو، در قضیّه‌ی امیرکبیر و رفتاری که با امیرکبیر کردند؛ فشار‌های انگلیس‌ها و سفارتخانه‌های اروپایی در تهران بود که پادشاه ابله قاجار را وادار کرد خون امیرکبیر را بریزد و او را که میتوانست ایران را متحوّل کند، کنار بگذارد. [همچنین]رفتار اروپایی‌ها در روی کار آوردن حکومت دیکتاتوری رضاخان، رفتار اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها در ساقط کردن دولت مصدّق، رفتار آن‌ها در قضایای گوناگون اقتصادی و سیاسی و امنیّتی ما و رفتار آن‌ها در قضیّه‌ی جنگ تحمیلی و بعد هم رفتار آن‌ها در قضیّه‌ی تحریم؛ این‌ها را ما نباید از یاد ببریم. غربی‌ها با ما همیشه همین جور رفتار کرده‌اند؛ نمیتوانیم به آن‌ها هیچ امیدی داشته باشیم. در همین قضیّه‌ی اخیر، در قضیّه‌ی برجام، وظیفه‌ی اروپایی‌ها چه بود؟ خب یک قرارداد هفت‌جانبه‌ای بسته شده بود -شش کشور و ایران این طرف؛ هفت کشور- یک طرف که آمریکا است خارج شد؛ وظیفه‌ی طرف‌های دیگر چه بود؟ وظیفه‌ی اروپایی‌ها این بود که می‌ایستادند در مقابل آمریکا، میگفتند ما به تعهّد خودمان پایبندیم؛ تعهّد آن‌ها این بود که تحریم‌ها به طور کلّی برداشته بشود؛ باید محکم می‌ایستادند، [امّا]با بهانه‌های مختلف نَایستادند. علاوه بر اینکه در مقابل آمریکا نَایستادند، خودشان هم در عین اینکه مدام به ما تأکید کردند و میکنند که «نبادا از برجام خارج بشوید»، عملاً از برجام خارج شده‌اند؛ یعنی حتّی تحریم‌های جدیدی را علیه ایران به وجود آورده‌اند. این رفتار اروپایی‌ها است؛ از این‌ها میشود توقّع داشت؟ این کانال مالی‌ای هم که اخیراً مدام گفته میشود یک کانال مالی درست کرده‌اند، این به شوخی شبیه‌تر است؛ البتّه شوخی تلخی است. این هیچ معنی‌ای ندارد؛ آن چیزی که وظیفه‌ی آن‌ها است با آنچه آن‌ها دارند مطرح میکنند زمین تا آسمان فرق میکند. در آخرین مسئله‌ی بین‌المللی ما، باز اروپایی‌ها مثل گذشته از پشت خنجر زدند، به ما خیانت کردند. از این‌ها توقّع نمیشود داشت؛ هیچ توقّعی نمیشود داشت.

ببینید! به طور کلّی من این را به شما عرض بکنم؛ این نتیجه‌ی مطالعات فراوان و مشاهده‌ی تجربیّات خودمان و تجربیّات دیگران است: من عرض میکنم سیاست و قدرت در غرب، در دولت‌های غربی اعمّ از آمریکا و اروپا، هم ظالم است، هم زورگو است، هم بی‌منطق است، هم زیاده‌خواه است. این‌ها هیچ منطقی سرشان نمیشود؛ با منطق واقعاً [بیگانه‌اند]. در باطن، سیاستمداران غربی آدم‌هایی هستند به معنای واقعیِ کلمه وحشی. تعجّب نکنید؛ بله، کت و شلوار میپوشند، کراوات میبندند، ادکلن میزنند، کیف سامسونت دستشان میگیرند، امّا وحشی‌اند؛ عملاً کار‌های وحشی‌ها [را میکنند]. شما ملاحظه کنید در همین قضیّه‌ی اخیر نیوزیلند و کشتار مسلمانان، خب در دو مسجد یک نفری وارد میشود، ده‌ها نفر را به رگبار میبندد، بیش از پنجاه نفرِ آن‌ها را به قتل میرساند، شهید میکند؛ خب این اسمش تروریسم نیست؟ اروپایی‌ها، نه سیاستمدارانشان، نه مطبوعاتشان حاضر نشدند نام حرکت تروریستی روی این کار بگذارند؛ گفتند حرکت مسلّحانه! این حرکت مسلّحانه است؟ پس تروریسم چیست؟ هر جایی که یک حرکتی علیه یک فرد حتّی انجام بگیرد که مورد علاقه‌ی آن‌ها است، آنجا تروریسم و حقوق بشر و همه چیز ردیف میشوند برای مقابله، امّا اینجا -به این وضوح- به این حرکت، [حرکت]تروریستی نمیگویند! این‌ها این جوری هستند.

کشوری در این منطقه و شاید در همه جای دنیا، به بدیِ دولت سعودی من سراغ ندارم؛ دولت سعودی، هم مستبد است، هم دیکتاتور است، هم ظالم است، هم وابسته است، هم فاسد است. برای این دولتِ این جوری، امکانات هسته‌ای فراهم میکنند؛ اعلان کردند که نیروگاه هسته‌ای برایش میسازند، اعلان کردند که مراکز تولید موشک برایش درست میکنند! آنجا اشکالی ندارد؛ آنجا، چون وابسته‌ی به آن‌ها است، چون متعلّق به آن‌ها است، اشکال ندارد که بسازند. حالا البتّه دارند اعلان میکنند، اگر هم بسازند، بنده شخصاً ناراحت نمیشوم؛ چون میدانم که این‌ها ان‌شاءالله در دوران نه چندان دوری، به دست مجاهدان اسلامی خواهد افتاد.

بنابراین، شرارت و شیطنت، طبیعت قدرت‌های غربی است، آمریکا و اروپا هم ندارد؛ البتّه آمریکا شرورتر است، شرارت آمریکا به دلایل مختلف بیشتر است، مخصوص این شخصی هم که حالا در رأس دولت آمریکا است، نیست، [بلکه]سیاستشان این است. به من گزارش دادند که در همین قضایای اخیر، کنگره‌ی آمریکا -این آمار جالبی است- در سال‌های ۹۶ و ۹۷، ۲۲۶ طرح و لایحه علیه جمهوری اسلامی، یا تصویب کرده، یا ارائه کرده! ۲۲۶ طرحِ ضدّیّت و خباثت علیه جمهوری اسلامی؛ شرارت است دیگر. حالا البتّه اینجا من یک گِله‌ای هم از مجلس خودمان بکنم: مجلس شورای اسلامی خودمان چند طرح و لایحه در مقابل خباثت‌های آمریکا ارائه کرده‌اند یا تصویب کرده‌اند؟ خب، پس این قدرت‌های غربی این [طور]هستند، از این‌ها انتظار نمیشود داشت.

البتّه در داخل متأسّفانه بعضی‌ها غرب را بَزک میکنند، بدی‌های غرب را توجیه میکنند، رتوش میکنند، نمیگذارند افکار عمومی متوجّه بشود که همین دولت‌های ظاهر‌الصّلاح -مثل فرانسه، مثل انگلیس، مثل دیگران- در باطنشان چقدر شیطنت و شرارت وجود دارد؛ مطبوعاتچی‌ها بینشان هست، رسانه‌ای‌ها بینشان هست؛ مثل تقی‌زاده. در دوره‌ی طاغوت، آدمی مثل تقی‌زاده، به این مضمون گفت که ایران باید از فَرقِ سر تا ناخن پا غربی بشود؛ یعنی سبک زندگی در ایران باید غربی بشود. امروز هم تقی‌زاده‌های جدید از این حرف‌ها میزنند؛ البتّه به این صراحت نمیگویند، امّا مضمون حرفشان این است. آن‌هایی که افکار غربی را، سبک زندگی غربی را، روش‌های غربی را، لغات غربی را به طور پیوسته در داخل، در ادبیّات ما، در افکار ما، در دانشگاه‌های ما، در مدارس ما تزریق میکنند، پمپاژ میکنند، این‌ها همین تقی‌زاده‌های جدیدند. آن‌هایی که پشت سر سند ۲۰۳۰ -سند ۲۰۳۰ یعنی برگرداندن سبک زندگی اسلامی به زندگی غربی- می‌ایستند، همان تقی‌زاده‌های امروز هستند؛ البتّه امروز به توفیق الهی جوان‌های مؤمن ما و مردم انقلابی ما نخواهند گذاشت این تقی‌زاده‌ها حرفشان به کرسی بنشیند.

این نکته را توجّه کنید، چون بعضی‌ها مغالطه میکنند من [این را]بگویم. این حرف‌هایی که من میزنم به هیچ وجه به معنای قطع رابطه‌ی با کشور‌های غربی نیست؛ ارتباط مانعی ندارد. بنده در دولت‌های مختلف، در طول این سال‌ها همیشه دولت‌ها را به ایجاد رابطه با کشور‌های مختلف تشویق کرده‌ام؛ با همسایگان یک جور، با کشور‌های اسلامی یک جور، با حرکت‌های مختلف یک جور، با کشور‌های اروپایی هم همین جور؛ الان هم معتقدم. ارتباط اشکال ندارد، دنباله‌رَوی اشکال دارد، اعتماد اشکال دارد؛ من میگویم اعتماد نکنید. شاید بسیاری یا لااقل بعضی از مشکلات ما ناشی از این است که به غربی‌ها اعتماد شد؛ در مذاکرات گوناگون، در قرارداد‌های گوناگون، در تصمیم‌گیری‌های سیاسی گوناگون، به غربی‌ها اعتماد شد. ارتباط مانعی ندارد، ارتباط پیدا کنید، منتها طرفتان را بشناسید؛ با لبخند آنها، با ترفند آنها، با سخن دروغ آنها، راه را اشتباه نکنید، عوضی نروید؛ حرف من این است؛ ارتباط هیچ مانعی ندارد. البتّه امروز خوشبختانه مسئولین دولتی ما به این نتیجه رسیده‌اند که با غربی‌ها نمیشود درست در یک مسیر حرکت کرد؛ این را احساس کرده‌اند؛ شاید در آینده ان‌شاءالله رفتار‌ها و برخورد‌ها -بر اثر این فهم جدیدی که در مسئله پیدا شده- تفاوت پیدا کند.

البتّه حالا که یک مقداری در مورد غرب صحبت کردم این را هم عرض بکنم: ببینید دو گرایش متضاد در مورد غرب هست که هر دو غلط است؛ یک گرایش عبارت است از تحجّر و تعصّب بیجا و ندیدن مثبتات غرب؛ غربی‌ها در دانش، حرکت خوبی کردند، همّت کردند، پیشرفت کردند، دنبال‌گیری کردند؛ در فنّاوری همین جور، در بعضی از خصوصیّات اخلاقی، که من بار‌ها در سخنرانی و ... این‌ها را گفته‌ام؛ این‌ها را نباید رد کرد. ما هر چیز خوب را از هر جای دنیا باید بگیریم. بار‌ها من گفته‌ام، ما حرفی نداریم شاگردی کنیم؛ پیش هر کسی که بیشتر از ما بلد است، ما شاگردی میکنیم، حرفی نداریم؛ منتها سعی‌مان باید این باشد که همیشه شاگرد نمانیم؛ بنابراین تحجّر در مقابل غرب و تعصّب بیجا در مقابل غرب که بگوییم هر چه از غرب می‌آید، هر چه باشد غلط است، نه؛ این را ما نمیگوییم و قبول نداریم. نقطه‌ی مقابلش غرب‌زدگی است؛ غرب‌زدگی خطر بزرگی است. در دل حکومت غرب‌زده‌ی پهلوی، یک روشنفکر ریشه‌دار در مسائل دینی، یعنی مرحوم جلال آل‌احمد که عالم‌زاده و پسر یک روحانی و دارای ارتباطات دینی است -با ما هم بی‌ارتباط نبود، به امام هم اظهار ارادت و علاقه میکرد در دوران تبعید امام- آن روز در سال ۴۲ مسئله‌ی غرب‌زدگی را مطرح کرد. امروز مسئله‌ی غرب‌زدگی مسئله‌ی مهمّی است؛ باید فراموش نکنیم آن را. خب پس بنابراین گرایش تعصّب‌آمیز و تحجّرآمیز از سویی، گرایش غرب‌زده از سویی، [هر دو]غلط است؛ نسبت به غرب همان طور که گفتم اعتماد نمیشود کرد؛ ارتباط باید داشت، [ولی]تکیه‌ی به آن‌ها نباید کرد؛ از علم آن‌ها و از مثبتات آن‌ها باید استفاده کرد و [لی]مطلقاً به آن‌ها اطمینان نباید کرد؛ این حرف ما [است]. این [هم]مطلب دوّم.

حالا مطلب سوّم که به این مناسبت وارد مسئله‌ی اقتصاد [میشویم]. حالا [که]به غرب اعتماد نمیکنیم؛ چه کار کنیم برای اقتصاد کشور؟ مسئله‌ی اقتصاد کشور مسئله‌ی مهمّی است. عرض بنده این است: برای شکوفایی اقتصاد کشور، به کاری احتیاج داریم که هم مجاهدانه باشد، هم عالمانه باشد. با تنبلی، با بی‌حالی، کم‌انگیزگی، مسئله‌ی اقتصاد کشور حل نخواهد شد. کار جهادی باید انجام بگیرد، مدیریّتهای جهادی باید بر مسائل اقتصادی کشور احاطه داشته باشند، تصمیم‌گیری کنند؛ کار جهادی. کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگی‌ناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی]انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسه‌ی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوه‌ی دقیق عالمانه راه‌های صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ این‌ها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.

بنده اقتصاددان نیستم، امّا حرف‌های کارشناس‌ها را میخوانم، مطالعه میکنم، از این‌ها نظر میخواهم، نظر‌های آن‌ها را کاملاً بادقّت میبینم. کارشناس‌های ما معتقدند که ظرفیّتهای کشور برای شکوفایی اقتصاد، ظرفیّتهای بسیار آماده و مستعد و کاملی است. ما کمبود نداریم. ظرفیّت نیروی انسانی ما بسیار خوب است، ظرفیّتهای طبیعی ما بسیار خوب است، ظرفیّت جغرافیایی ما بسیار خوب است که من در بیانیّه‌ی گام دوّم مقداری از این ظرفیّتها را تشریح کردم که این ظرفیّتها وجود دارد؛ بنابراین ظرفیّتها هست، پول هم وجود دارد در کشور. این نقدینگی‌ای که مرتّب گله میکنند و شِکوه میکنند که نقدینگی زیاد شده -و درست هم هست و البتّه نقدینگی اگر مورد توجّه قرار نگیرد ضربه خواهد زد- اگر یک مدیریّت خوبی انجام بگیرد و همین نقدینگی تبدیل بشود به سرمایه‌گذاری، کشور را شکوفا خواهد کرد، اقتصاد را بالا خواهد برد؛ بنابراین ظرفیّت کاملاً در کشور وجود دارد.

البتّه برخی از دستگاه‌های دولتی خوب عمل کرده‌اند. اینکه بعضی خیال میکنند که هیچ حرکتی انجام نگرفته، نه، این جور نیست؛ بعضی از دستگاه‌های دولتی عمل کرده‌اند، خوب عمل کرده‌اند؛ در بخش‌های مختلف -بخش کشاورزی، بخش‌های آب، بخش‌های خاک، بخش‌های رسیدگی به برخی از مناطق، کار‌های زیربنایی- کار‌های خوبی انجام گرفته. البتّه در بعضی از بخش‌ها هم نه، رخوت و کوتاهی وجود دارد. گاهی در بعضی از موارد کار با تعلّل و تأخیر انجام میگیرد. در یک نامه‌ای به نظرم در سال ۹۳ یا ۹۴ یکی از مسئولین عالی‌رتبه به بنده نوشته بود که ما برای اصلاح امور بانکی کشور، مسئله‌ی بانک، اصلاح موارد بانکی -که یکی از مشکلات اقتصادی ما مشکلات بانکی است- لایحه‌ای داریم تنظیم میکنیم که تا چند ماه دیگر این لایحه به مجلس خواهد رفت. به من گزارش دادند که الان چهار سال از آن وقت میگذرد، هنوز این لایحه به مجلس نرفته! این‌ها تأخیر است، این‌ها تعلّل است. آن بخش‌هایی که خوب کار کرده‌اند باید تشویق بشوند، [به]آن بخش‌هایی که تأخیر داشته‌اند بایستی تذکّر داده بشود، بنده هم تذکّر داده‌ام؛ این حرف‌ها را آن وقتی بنده در مجمع عمومی و در مقابل آحاد وسیع مردم میگویم که بار‌ها به طور خصوصی به خود حضرات تذکّر داده‌ایم. این‌ها باید به بخش‌هایی از افکار عمومی و مطالبات عمومی تبدیل بشود.

به تولید باید کمک بشود. ما گفتیم «رونق تولید». امسال، باید سال رونق تولید باشد. سال گذشته که حمایت از کالای ایرانی را مطرح کردیم، حرکت خوبی انجام گرفت؛ مردم اجابت کردند، بعضی از تولیدکنندگان واقعاً اجابت کردند. ما اطّلاع داریم که خود مردم در مراجعاتشان به فروشگاه‌ها -بسیاری از مردم- مطالبه‌ی جنس ایرانی و کالای ایرانی کردند؛ مشابه خارجی‌اش را آوردند، قبول نکردند؛ یعنی کار پیشرفت کرد. امّا اگر بخواهیم بگوییم به طور کامل به آن عمل شد، نه، این را من نمیتوانم بگویم، گزارش‌ها بر خلاف این است؛ بنابراین آن شعارِ حمایت از کالای ایرانی همچنان به قوّت خودش باقی است؛ امّا این مسئله‌ی اصلی و اساسی، رونق تولید است. اگر تولید شد، آن وقت در بخش‌های مختلفی تحوّل ایجاد خواهد شد؛ اگر رونق تولید وجود داشته باشد، هم تأثیر میگذارد در اشتغال، هم تأثیر میگذارد در کم کردن تورّم، هم حتّی تأثیر میگذارد در وضع توازن بودجه، هم تأثیر میگذارد در بالا رفتن ارزش پول ملّی. ببینید، این‌ها همه مشکلات مهمّ اقتصادی ما است. صاحب‌نظران و کسانی که مطّلع از مسائل اقتصادی هستند، تصدیق میکنند، تأیید میکنند که اگر تولید در کشور رونق پیدا بکند، مسلّماً یک چنین فواید و نتایجی خواهد داشت. این باید انجام بگیرد و در برنامه قرار بگیرد؛ هم در برنامه‌ی دولت، هم در برنامه‌ی مجلس، هم در برنامه‌ی آحاد مردمی که توانایی ورود در وادیِ تولید را دارند. ما کسانی را داشتیم و می‌شناختیم افرادی را که پول داشتند، امکانات داشتند، میتوانستند این پول را بگذارند در بانک و از منافعش سال‌ها بی‌دردسر استفاده کنند، [امّا]این کار را نکردند، [بلکه]پول را بردند در مسئله‌ی تولید و گفتند میخواهیم کشور پیش برود. این‌ها پیش خدا اجر دارند؛ این کسانی که این جور عمل میکنند، پیش خدای متعال اجر دارند. بایستی به تولیدکننده کمک بشود، به سرمایه‌گذار کمک بشود، به فعّال اقتصادی باید کمک بشود -فعّال اقتصادی سالم- به کسی که برای کشور ثروت‌آفرینی میکند باید کمک بشود، در بهبود فضای کسب و کار بایستی حتماً تلاش بشود؛ با قوانین لازم، با روش‌ها و رویّه‌های لازم.

یک شرط دیگر هم این است که از سوءاستفاده‌ها غفلت نشود. بعضی‌ها سوءاستفاده کردند؛ سوءاستفاده میکنند؛ سوءاستفاده‌چی وجود دارد؛ انواع و اقسامی هم [دارد]؛ این ابتکار ایرانی، این ذهن مبتکر ایرانی همین جور که در کار‌های خوب به درد میخورد، در شیطنت هم گاهی اوقات همین ابتکار‌ها به وجود می‌آید؛ یک روش‌های عجیب و غریبی را برای سوءاستفاده انسان میبیند و در گزارش‌ها مشاهده میکند. خب، مسئولین بایست مراقبت کنند؛ هم قوّه‌ی مجریّه، هم قوّه‌ی قضائیّه؛ دستگاه‌های ناظر بایست مراقبت کنند؛ من این را به رئیس‌جمهور محترم گفتم. ایشان در اظهار عمومی گفتند که ما میخواهیم کارخانه‌های فلان جا را بفروشیم؛ من گفتم مراقب باشید؛ [چون]طرف می‌آید کارخانه را از شما میخرد؛ نه به قصد اینکه کار را ادامه بدهد و تولید را ادامه بدهد؛ کارخانه را میخرد، ماشین‌آلات را میفروشد، زمین را هم برج درست میکند، کارگر‌ها را هم بیرون میکند. مراقب یک چنین افرادی باید بود، مراقب این سوءاستفاده‌کن‌ها باید بود. طرف می‌آید بانک ایجاد میکند با استفاده از اجازه‌ی توسعه‌ی بانک‌ها -که یکی از کار‌های غلطی که در کشور شد این است که اجازه میدهند همین طور پشت سر هم بانک به وجود بیاید- پول‌های مردم را جمع میکنند، بعد شرکت‌های صوری درست میکنند، پول‌های مردم را به عنوان قرض، وام و تسهیلات بانکی به شرکت‌های خودشان میدهند، جیب خودشان را پُر میکنند، از این کار‌ها دارند میکنند، این‌ها را بایستی مراقبت کرد، از این‌ها غفلت نباید کرد. اگر جلوی این‌ها گرفته بشود و در مقابل به کارآفرین سالم کمک بشود و تولید رونق پیدا بکند، کارشناسان میگویند که آن وقت مشکل بیکاری حل میشود، مشکل تورّم حل میشود، مشکل فقر در طبقات ضعیف حل میشود، معضل نظام بانکی حل میشود، مسئله‌ی ارزش پول ملّی حل میشود، حتّی مسئله‌ی کسری بودجه‌ی دولت با رونق تولید حل میشود؛ این‌ها را میتواند از این طریق حل کند؛ بنابراین مسئله، مسئله‌ی مهمّی است.

تولید هم که ما میگوییم، فقط تولید صنعتی را نمیگوییم؛ تولید صنعتی، تولید کشاورزی، دامداری، صنایع بزرگ، صنایع متوسّط، صنایع کوچک، حتّی صنایع دستی، حتّی صنایع خانگی، حتّی تربیت دام -چند دام در خانه‌های روستایی- که خود این بمراتب کمک خواهد کرد به گسترش رفاه عمومی در جوامع. این‌ها را باید بنشینند برنامه‌ریزی کنند؛ البتّه سهم صنایع دانش‌بنیان خیلی زیاد است، باید توجّه بشود.

از واردات بی‌رویّه باید جلوگیری بشود. یکی از بخش‌های مهم و بند‌های مهمّ اقتصاد مقاومتی که ما مطرح کردیم و دائم دیگران -دوستان؛ مسئولین و غیر مسئولین- مرتّباً از اقتصاد مقاومتی دَم میزنند و شعار میدهند و توضیح میدهند، همین مسئله‌ی تولید داخلی است؛ و شرط رونق تولید داخلی، کنترل واردات بی‌رویّه است. حالا به من گزارش داده میشود که ما داریم برای اقتصاد مقاومتی این کار‌ها را [میکنیم]، این برنامه‌ها را چیده‌ایم و داریم انجام میدهیم؛ بسیار خوب، مطمئنّاً این گزارش‌ها مطابق با واقع است، یعنی کار را کرده اند؛ امّا تحقّق عملی پیدا نکرده، دلیلش این است که واردات می‌آید، انسان میبیند بازار پُر از واردات است؛ تولید داخلی را به شکست میکشانند. چیزی که در داخل تولید میشود، از خارج وارد میکنند؛ این موجب میشود که تولید داخلی شکست بخورد. مسئولین جلوی این‌ها را باید بگیرند و [اینها]مسائل مهمّی است. آن وقت اقتصاد مقاومتی به معنای واقعی کلمه انجام خواهد گرفت.

من در یک جمله عرض میکنم که دستگاه‌های دولتی متمرکز بشوند امسال در رونق بخشیدن به تولید و اگر مقرّراتی لازم دارد، از مجلس بخواهند که مجلس اقدام کند، اگر در بخش‌هایی به حضور قوّ‌ه‌ی قضائیّه و دستگاه‌های نظارتی دیگر نیاز هست، از آن‌ها بخواهند -در همین جلسه ایی که ما گفتیم، آقایان دور هم جمع میشوند؛ [جلسه‌ی]مسئولین قوا- بخواهند و اقدام کنند و همکاری کنند؛ بالاخره تولید باید در داخل رونق پیدا کند؛ این هم مطلب سوّم.

مطلب پایانیِ امروز من خطاب به جوانان، یعنی خطاب به عموم ملّت است بخصوص جوانان. من اوّلاً باید عرض بکنم که تجاوب (۵) قشر‌های مختلف از نخبگان و آحاد جوانان و دانشجویان و روحانیّون و طلّاب و دیگران به این بیانیّه‌ی چهلمین سال، بیانیّه‌ی گام دوّم، بسیار بجا و خرسندکننده بود. این نشان‌دهنده‌ی این است که نیاز به تبیین وجود دارد و آمادگی در کلّ کشور بخصوص در بین جوان‌ها هست؛ از این آمادگی حدّاکثر استفاده را مسئولین کشور باید بکنند. عرض من این است که جوان‌ها باید شانه‌شان را زیر بار مسئولیّتهای دشوارِ کوچک و بزرگ بدهند؛ علاج مشکلات کشور این است. ما در گام دوّم انقلاب بایستی حرکت کشور را بر دوش جوان‌ها قرار بدهیم همچنان که در گام اوّل در دوره‌ی انقلاب هم هدایت را امام میکرد، امّا حرکت را و موتور پیشرفت را جوانان روشن میکردند، حرکت را آن‌ها به وجود می‌آوردند. امروز تلاش شما و سعی شما این است که استقلال کشور را و عزّت کشور را تأمین کنید؛ هزینه‌ی این کار را شما امروز دارید میدهید؛ [هزینه‌ی]امروز ملّت ایران و جوانان ما، هزینه‌ی رسیدن به استقلال کامل -در جهات مختلف- و به عزّت ملّی و به جامعه‌ی اسلامی است؛ نسل‌های بعد، از این دست‌آورد شما استفاده خواهند کرد؛ همچنان که یک روز جوانها، هزینه‌ی مبارزه‌ی با دستگاه طاغوت را قبول کردند و دادند، زندانش را رفتند، کتکش را خوردند و انقلاب بحمدالله به پیروزی رسید، نظام طاغوت ویران شد؛ یا در دوران جنگ تحمیلی خانواده‌ها هزینه‌ی دفاع از کشور را دادند و امروز شما در امنیّت دارید زندگی میکنید؛ امروز هم شما باید هزینه‌ی ایستادگی در مقابل دشمن را بدهید تا نسل‌های آینده ان‌شاءالله از دست‌آورد شما استفاده کنند.

عرض من این است که آنچه در گام دوّم انقلاب باید اتّفاق بیفتد، اوّلاً شناختن و جدّی گرفتن داشته‌های خود [است]؛ داشته ها‌ی خودمان را بایستی بشناسیم و آن‌ها را جدّی بگیریم؛ مزیّتهای خود، ظرفیّتهای خود، مزیّتهای کشور، ظرفیّتهای کشور، این‌ها را باید بشناسیم، جدّی بگیریم این‌ها را، این‌ها را به کار بگیریم و از این‌ها استفاده کنیم؛ کشور خیلی ظرفیّت وسیعی دارد؛ ثانیاً، آفت‌ها را بشناسیم، فساد‌ها را بشناسیم، راه‌های رخنه‌ی دشمن را بشناسیم و در مقابل آن‌ها به طور جدّی ایستادگی کنیم. امروز گام دوّم انقلاب این است: شناختن ظرفیّتها و مزیّتها و استفاده‌ی از آنها، و شناختن فساد‌ها و رخنه‌ها و کمبود‌ها و مشکل‌ها و سینه سپر کردن برای حلّ آنها. به این توجّه کنید که غرب و آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که اگر ملّت ایران یک چیزی را اراده کند، حتماً به دست خواهد آورد؛ به این نتیجه رسیده‌اند که با اراده‌ی ملّی ملّت ایران نمیشود مبارزه کرد؛ اگر [ملّت ایران]اراده کردند، مانع‌تراشی و سنگ‌اندازی فایده‌ای نخواهد کرد. چه کار میکنند؟ به این نتیجه رسیده‌اند که بایستی کاری کنند که ملّت ایران اراده نکند، اراده‌اش ضعیف بشود؛ در فکر این هستند. امروز در دنیا میلیارد‌ها پول دارد خرج میشود برای اینکه در اعتقادات سیاسی و دینی جوانان ما رخنه ایجاد کنند تا اراده‌ی حرکت، اراده‌ی قیام در این‌ها از بین برود؛ میخواهند اراده را از بین ببرند، میخواهند شما تصمیم نگیرید. تلاش آن‌ها این است که نگذارند اراده‌ی ملّت ایران برای پیشرفت، برای مقابله، برای ایجاد جامعه‌ی اسلامی و تمدّن اسلامی شکل بگیرد؛ میدانند که اگر این اراده شکل گرفت، بدون تردید تحقّق پیدا خواهد کرد. البتّه قبل‌ها و سال‌ها پیش هم این کار را انجام داده‌اند؛ در دوران رژیم طاغوت به جامعه‌ی جوان کشور این جور تفهیم میکردند که اگر میخواهید به تمدّن و پیشرفت برسید باید دین را کنار بگذارید؛ میگفتند دین و دین‌داری و ایمان دینی با علم و پیشرفت و مانند این‌ها نمیسازد. امروز بیایند چشم‌های کورشان را باز کنند، ببینند که بهترین صنایع ما، پیشرفته‌ترین صنایع بزرگ ما که در رقابت با کشور‌های درجه یک دنیا در صدر فهرست قرار داریم، به وسیله‌ی جوان‌های دعای کمیل‌خوان و نمازشب‌خوان دارد پیشرفت میکند؛ جوان‌های اهل اعتکاف، جوان‌های اهل دعای ندبه، جوان‌های متدیّن. ما در بحث‌های صنایع پیشرفته‌ی امروز دنیا، در نانو، در هسته‌ای، در موشکی، در فنّاوری زیستی و در بقیّه‌ی فنون پیشرفته‌ی دنیا، امروز ما در رقم‌های بالا قرار داریم، در صفوف مقدّم قرار داریم؛ عمده‌ی کسانی که این کار‌ها را میکنند، جوان‌های متدیّن که ما از نزدیک با خیلی از این‌ها آشنا هستیم، هستند. جوان‌ها در میدان علم، در میدان فکر و معرفت، در میدان سیاست، در میدان کار باید تلاش خود را مضاعف کنند؛ جوان‌ها به مسائل فرعی و حاشیه‌ها نپردازند؛ به مسائل اختلاف‌افکن نپردازند؛ وحدت را، حرکت متمرکز را، حرکت‌های مؤمنانه و مجاهدانه را، جوان‌ها دنبال کنند؛ در همین بخش‌هایی که گفته شد، مرز‌های با دشمن را پُررنگ کنند؛ امّا با خودی، با نیرو‌های داخلی، به اندک اختلاف سلیقه‌ای مرز ایجاد نکنند. همان طور که امام فرمودند، هر چه فریاد دارند بر سرِ دشمنان و بر سرِ آمریکا بکشند. دولت و مجلس و قوّه‌ی قضائیّه و دیگران هم هر چه میتوانند به جوان‌های کشور کمک کنند برای این پیشرفت؛ و من به شما عرض بکنم -همچنان که بار‌ها گفته‌ایم- به فضل الهی فردای این کشور بسیار بسیار بهتر از امروزِ ما خواهد بود؛ به توفیق الهی و ان‌شاءالله.

پروردگارا! به حقّ محمّد و آل‌محمّد آنچه گفتیم و آنچه انجام میدهیم، برای خودت و در راه خودت قرار بده و آن را از همه‌ی ما قبول بفرما؛ ما را سربازان واقعیِ اسلام و مجاهدان واقعیِ راه حق قرار بده؛ سلام ما را به حضرت بقیّة‌الله (ارواحنا فداه) برسان؛ دعای آن بزرگوار را شامل حال ما بفرما؛ ارواح طیّبه‌ی شهدا و روح مطهّر امام بزرگوار را با اولیائشان محشور بفرما.

والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته

۱) در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّدابراهیم رئیسی (تولیت آستان قدس رضوی) گزارشی ارائه کرد.
۲) روشنایی‌ها
۳) بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم قم (۱۳۹۷/۱۰/۱۹)
۴) جان بولتون (مشاور امنیّت ملّی آمریکا)
۵) جواب دادن   انتهای پیام/

منبع: خبرگزاری میزان

محمدرضا حیاتی: خوانندگان پیش از انقلاب، به چه جرمی نمی‌توانند به کشور برگردند؟

پاسخ عباس عبدی به سردار جعفری؛ در ۴۰ سال گذشته مردم در انتخاب خود به خطا رفته‌اند؟

رونمایی از مرسدس بنز GLA مدل ۲۰۲۱+عکس

چرخش ناگهانی نظر دولت ترامپ درباره حضور ایران در یمن

سرقت و تخریب بقعه امامزاده فاطمه بنت‌الحسن(ع) در شیراز

منبع این خبر، وبسایت www.mizanonline.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۴۴۵۳۳۱ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

کلیدواژه: مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای رونق تولید

خبر بعدی:

مدیر سینمایی که ۳۰ سال خلاف سیاست‌های نظام عمل کرده است + اسناد

با این کارنامه مشعشع امیر اسفندیاری که مغایر با مطالبه راهبردی عالی‌ترین مرجع سیاسی در کشور است، بازهم این گروه خاص موسوم به «چتر سینمای ایران در جشنواره‌های جهانی» باید بر سرکار بمانند!؟

سرویس فرهنگ و هنر مشرق - حضور فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های جهانی و معرفی نماینده ایران به آکادمی اسکار مجادله‌ای است که بیش از سه دهه با متوالیان دولتی همچنان ادامه دارد و متوقف نخواهد شد. مجادله‌ای که از هر زاویه‌ای آن را بررسی کنیم، نمی‌توانیم استدلال‌های مخالفان را نادیده بگیریم، چون والاترین مرجعیت سیاسی - فرهنگی حاکمیتی، به شکل آشکاری مخالف رویه نحوه مدیریت حضور آثار ایرانی در جشنواره‌ها و آکادمی‌های سینمایی، در سطوح جهانی است و مسیر طی شده حتی توسط عالی‌ترین مقام کشوری مردود است.

این رویه مردود را می‌توان در راهبردهای مشخص شده توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جستجو کرد. ایشان در مراسم شب خاطره دفاع مقدس با اشاره به اهمیت و عمق مسائل دوران دفاع مقدس، فرمودند: در جشنواره‌های غربی، برخی فیلم‌های ایرانی با کیفیت حرفه‌ای پایین‌تر از فیلم‌های دفاع مقدس نشان داده می‌شود، اما از نشان دادن فیلم‌های دفاع مقدس هراس دارند زیرا این فیلم‌ها تصویر افشاگرانه از معادلات قدرت در دنیای حاکمیت سلطه‌گری است. (۱۳۹۷/۷/۴)

مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی‌کند.
فایل آن‌را از اینجا دانلود کنید: video/mp4 سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در مورد نحوه حضور در جشنواره‌های جهانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار جمعی با کارگردانان سینما در خصوص جشنواره‌های بین‌المللی و حضور در آن‌ها خاطرنشان کردند: مصالح فرهنگی کشور ملاک حضور در جشنواره‌ها است و برای حضور یا عدم حضور در این جشنواره‌ها باید مصالح فرهنگی را در نظر گرفت. (۱۳۸۵/۳/۲۳)

بیشتر بخوانید:

فیلم/ رهبر انقلاب: جشنواره‌های غربی از پخش فیلم‌های دفاع مقدس هراس دارند

رهبر انقلاب در بیانات خود می‌فرمایند که یکی از فیلم‌های دفاع مقدس ما را نشان نمی‌دهند! چرا؟ این پرسش رهبر انقلاب که در فیلم بالا بر آن تاکید می‌شود، صرفا تاکید روی آثار دفاع مقدس نیست، بلکه تاکید موکد ایشان فراتر از دایره دفاع مقدس است. چرا در طول هشت سال اخیر آثاری که درباره مواجه تروریسم ساخته شده، توسط نهادهای رسمی دولتی به جشنواره‌های جهانی ارسال نشده‌اند؟ این سئوال نیز بسیار مهم است که باید به صورت گسترده و مکرر مطرح شود، متولیان پخش‌ سینمای ایران که بابت آن به صورت سازمانی حقوق دریافت می‌کنند و از مزایای دولتی بهره‌مند هستند، چرا آثار دفاع مقدسی و ارزشمند سینمای ایران را به جشنواره‌های جهانی ارسال نمی‌کنند؟ متولی چنین فرآیندی کدام سازمان است؟  

با تاسیس نهاد معاونت سینمایی در دهه شصت چندی بعد بنیاد سینمایی و دولتی با عنوان بنیاد سینمایی فارابی تاسیس شد که طبق اساسنامه‌اش متولی پخش آثار ارزشمند و ملی سینمای ایران در جشنواره‌های جهانی و اکران سراسری آنان است.

نخستین بنیانگذار و متولی بنیاد سازمان سینمایی فارابی از مدیران محمد خاتمی با نام «سید محمد بهشتی» است. برای کشف معیار فعالیت‌های بنیاد فارابی در حوزه جشنواره‌های جهانی  کافیست به اظهارنظر «ابراهیم حاتمی‌کیا» در سیزدهمین جشنواره فیلم مقاومت مراجعه کنیم.

کارگردان فیلم «چ» در واکنش به اظهارات آن‌روزهای مرحوم عباس کیارستمی مبنی بر بی‌مفهوم بودن دفاع مقدس و جنگ تحمیلی گفت: عزیزکرده‌ای حرف‌هایی زده و شهدا را از افرادی دانسته که قربانی جنگ هستند که من از قبل رخ‌دادن چنین اتفاقی را می‌دانستم و می‌دانستم که یک جریانی است که به جنگ بی‌اعتناست.

حاتمی‌کیا خطاب به معاون وقت سینمایی ارشاد گفت: آقای بهشتی! شما در آن زمان مرا به جنوب و ایشان [کیارستمی] را به شمال راهی کردید، ما می‌دانیم که ایشان عزیزکرده جشنواره‌ها هستند، الحمدلله. همیشه هم پرچم ایران را در جشنواره‌ها بالا بردند که باز هم الحمدلله.

وی افزود: جناب آقای حسین حقیقی مدیرعامل اسبق بنیاد سینمایی فارابی! به یاد دارید که من برای فیلمی نزد شما آمدم و گریه کردم و گفتم که این فیلم نباید به خارج از کشور برود. و آنچه که الان رخ داده است، میزان را به دست بچه‌ها می‌دهد.

دقیقا سیاست‌گذاری حضور در جشنواره‌های خارجی در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد پایه‌ریزی شد و عمده آثاری که به جشنواره‌های خارجی ارسال می‌شدند، تصویری تلخ، سیاه و آزاردهنده از ایران ارائه می‌کردند و  با اتکا به نمایش ضعف اقتصادی بنیادین در سطوح اجتماعی به جهانیان عرضه می‌شدند. در آن دوره خاص اگر فیلمی یک اتوبان در تهران را نشان می‌داد، یا توسط مدیران داخلی یا مدیران جشنواره‌های جهانی سانسور می‌شد. عبدالله اسفندیاری از مدیران بنیاد سینمایی فارابی در همان دوران برادرش امیر اسفندیاری را به این سازمان آورد و او آموزش‌های لازم را در کنار علیرضا شجاع‌نوری از سر گذارند و به تدریج بر عرصه بین‌المل سینمای ایران سایه‌اش سنگین شد.

اسفندیاری متولد ۱۳۳۶ در تهران، فارغ‌التحصیل مدیریت بازرگانی از دانشگاه نورث ایسترن ماساچوست است. پس از بازگشت به ایران در چند پروژه تولید مشترک ازجمله باراکا ران فریکس در سال ۱۳۷۱ مشغول به کار شد و سپس همکاری خود را با بنیاد سینمایی فارابی به‌عنوان مدیر اجرایی دپارتمان تولید مشترک آغاز کرد.

در سال ۱۳۷۶ اسفندیاری کار خود را به‌عنوان مدیر امور بین‌الملل بنیاد سینمایی فارابی آغاز کرد. از آن زمان تاکنون او در هیئت داوری جشنواره‌های بین‌المللی زیادی حضور داشته است که از آن جمله می‌توان به جشنواره کودکان المپیا در مقام رئیس هیئت داوران جشنواره کودکان قاهره، جشنواره زردآلوی طلایی ارمنستان، جشنواره بین‌المللی فیلم‌های مستند الجزیره در قطر، جشنواره کودکان و نوجوانان ارمنستان، جشنواره بین‌المللی کودکان بنگلور در مقام ریاست هیئت داوران، جشنواره کودکان توکیو، جشنواره کودکان چین و نیز جشنواره بغاز استانبول اشاره کرد.

ازجمله دیگر فعالیت‌های او می‌توان موارد ذیل را برشمرد: مدیر امور بین‌الملل جشنواره فیلم فجر (۱۳۹۱-۱۳۷۶)، مدیر امور بین‌الملل جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان (از سال ۱۳۷۶)، مدیر امور بین‌الملل جشنواره بین‌المللی نفت (سال ۱۳۸۲)، قائم مقام دبیر جشنواره آسیا پاسیفیک ایران-شیراز (سال ۱۳۸۲)، مدیر امور بین‌الملل جشنواره بین‌المللی کیش (سال ۱۳۹۰)، موسس و مدیرکل بازار بین‌المللی فیلم و برنامه‌های تلویزیونی ایران (۱۳۹۱-۱۳۷۶)، عضو هیئت انتخاب جشنواره فیلم فجر و جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان (۱۳۹۲-۱۳۷۶)، رئیس کمیته انتخاب بهترین فیلم جهت ارائه به فرهنگستان علوم و هنرهای سینمایی از سال ۱۳۷۶، موسس بخش رقابتی بین‌الملل در جشنواره بین‌المللی فیلم فجر از سال ۱۳۷۶، موسس چتر سینمای ایران در بازارهای بین‌المللی فیلم، قائم مقام و عضو هیئت مدیره سازمان CEFEJ (۱۳۸۱-۱۳۸۶)، عضو هیئت مدیره جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک (از سال ۱۳۷۹)، مدیر امور بین‌الملل جشنواره بین‌المللی فیلم شهر(۱۳۹۴).

برای اینکه کارنامه فعالیت‌های اسفندیاری رابه شکل دقیق‌تری بررسی کنیم، باید به این نکته توجه کنیم او از نخستین‌کسانی است که با واسطه‌های مختلفی با نمایندگان آکادمی اسکار ارتباط برقرار می‌کند و در واقع او تنها کسی است که پس از انقلاب مدیریت ارسال یک فیلم ایرانی به عنوان نماینده ایران در اسکار را پایه ریزی و سپس به صورت کامل‌تری نزدیک به سه دهه مدیریت کرد.

نام امیر اسفندیاری بیش از دو دهه در تشکیل هسته تشکیلاتی برای انتخاب فیلم و ارسال به آکادمی اسکار کاملا روشن است، او سالیان متوالی قبل از آنکه چهره‌هایی نظیر «آنکه لویکه» (یکی از برنامه‌ریزهای جشنواره برلین) مسیر رفت و آمدش به تهران تسهیل شود،   واسطه بسیار مهمی برای ارسال  فیلم‌های ایران به جشنواره‌های جهانی و آکادمی اسکار بود. وی علی رغم  فعالیت بخش خصوصی همچنان چهره مهمی در این حوزه به شمار می‌آید.

نکته مهم در بررسی کارنامه عملکرد اسفندیاری، ریل‌گذاری اشتباه درباره حضور سینمای ایران در جشنواره‌های جهانی و معرفی نماینده به آکادمی اسکار از ابتدا، بر اساس مسیری است که توسط خود او طراحی شده است. این مسیر مدیریت شده طی سه دهه، با اهداف و جهت‌گیری عالی‌ترین مرجع سیاسی کشور کاملا در تعارض است. حتی معرفی و حمایت مجید مجیدی در جشنواره‌های جهانی کارت ویژه‌ای  است که به عنوان مصونیت در حوزه بین‌الملل سینمای ایران استفاده شده است.

رائد فریدزاده

چگونه است که مسئولان فرهنگی، طی چند سال گذشته اقدامی در جهت اصلاح این روند نکرده‌اند؟ در تاریه ۹۷/۲/۳ رائد فریدزاده، برادرزاده مهدی فریدزاده ( معاون سینمایی مصطفی میرسلیم در فاصله زمانی ۷۲ تا ۷۴ ) و فرزند بنیانگذار ایده «گفتگوی تمدن‌ها» جایگزین امیر اسفندیاری در معاونت امور بین‌الملل بنیاد سینمایی فارابی شد، اما او همچنان به عنوان مشاور سازمان سینمایی فعالیت‌ می‌کند اما همچنان بخش بازار فیلم‌های ایران در جشنواره‌های مختلف بر عهده امیر اسفندیاری است. اسفندیاری با اینکه دیگر سمت اجرایی در فارابی ندارد اما به عنوان مشاور بنیاد سازمان سینمایی به برنامه‌ریزهای بنیاد فارابی در جشنواره‌های جهانی برای حضور فیلم‌های ایرانی مشاوره می‌دهد و حتی عنوان معاون بین‌الملل جشنواره فجر را یدک می‌کشد.

بخشی از گفت وگوی رائد فریدزاده با روزنامه شرق، ژن خوبی که بدون درک و آگاهی از حوزه پخش، از کرسی‌های تدریس دانشگاه وارد بنیاد سینمایی فارابی شد

کافیست غیر از روند ارسال نماینده به اسکار، عملکرد معاونت بین‌المللی بنیاد سینمایی فارابی که تقریبا ربع قرن بر عهده اسفندیاری بوده است را دوباره بررسی کنیم.

امیر اسفندیاری

با ورود امیر اسفندیاری به بنیاد سینمایی فارابی، رابطه قطع شده سینمای ایران با جشنواره فیلم کن دوباره از سر گرفته می‌شود و در سال ۱۹۹۱ فیلم‌ «درکوچه‌ عشق» خسرو سینایی به این جشنواره ارسال می‌شود. فیلمی اجتماعی که مایه‌های ضد جنگ بسیار پررنگی دارد. در سال ۱۹۹۲ فیلم «زندگی و دیگر هیچ» (عباس کیارستمی) با مضون استیصال  اجتماعی- اقتصادی در مورد زلزله رودبار در این جشنواره نمایش داده می‌شود.   اگر به لیست نمایندگان ایران به اسکار دقت کنیم، با ظرافت خاصی آثاری پناهی، کیارستمی، مخملباف با مضامین سیاه و گداگرافی به عنوان نمایندگان ایران به اسکار معرفی می‌شوند و همین روند در مورد معرفی نمایندگان به جشنواره کن و ونیز مصداق دارد. آثار  مثلث فیلمسازان یاد شده بعدها با قبادی و ابولفضل جلیلی «پنج ضلعی جشنواره‌ای» را تشکیل می‌دهند که به صورت مکرر و دائمی با حمایت‌ بنیاد سینمایی فارابی در جشنواره‌های جهانی مختلفی حضور دارند.

این حمایت‌های مستمر در معرفی فیلمسازان و تعامل هر چه بیشتر آن‌ها به جشنواره‌ کن توفیقاتی تدریجی به همراه دارد و در سال ۱۹۹۲ فیلم «زندگی و دیگر هیچ» در دهه نود موفق می‌شود جایزه بخش نوعی نگاه جشنواره کن را از آن خود کند. البته در این سال فیلم «بدوک» ساخته «مجید مجیدی» در بخش دو هفته با کارگردانان حضور یافت، در واقع حمایت از آثار مجید مجیدی در جشنواره‌های جهانی، زمینه‌ای برای مصون ماندن موقعیت و جایگاه امیر اسفندیاری است.

همچنین این دوره از رقابت‌ها، حضور سینمای ایران در بازار جهانی فیلم کن را تاسیس می‌کند که طی سال‌های اخیر تمامی بازارهای جهانی سینمای ایران توسط امیر اسفندیاری مدیریت می‌شود. نکته جالب اینجاست که امیر اسفندیاری هم اکنون نمی‌تواند کارنامه‌ای ارائه دهد که به عنوان مثال توانسته باشد فیلمی ملی که مورد وثوق حاکمیت است را در بازار جهانی پخش کرده باشد. حالا به این نکته باید توجه کرد که حضور اسفندیاری در جشنواره‌های جهانی طی ربع قرن اخیر، شاید در همین اواخر توسط نهادهای دولتی عرضه می‌شود.

به عنوان مثال ابراهیم حاتمی‌کیا مستقل از قضاوت جناحی یکی از فیلمسازان ملی ماست، آیا چتر بین‌الملل سینمای ایران که توسط اسفندیاری عرضه می‌شود توانسته یکی از آثار ارزشمند او را در سه دهه اخیر، نمایش محدودی در اروپا یا آمریکا برایش فراهم آورد؟ چرا مضامین ملی و ارزشمند سینمای ملی ایران هیچگاه رنگ نمایش  عمومی و حضور در جشنواره‌های بین‌المللی را به خودش ندید؟ متاسفانه سیاست‌مداران و مدیران فرهنگی در طول سی‌سال اخیر از تولید و نمایش آثار سینمایی فقط  روزمه ساخته‌اند و حتی به این فکر نبودند که سهمی از بازارهای جهانی را برای سینمای ایران کسب کنند، چون مدیریت این بخش به امیر اسفندیاری سپرده شده است. اسنفدیاری خودش که فرد شاخصی در این حوزه نبوده و با استفاده از بودجه ملی، مسیر تمامی جشنواره‌های جهانی را یاد گرفته اما به هیچ فیلم ارزشمند یا اثر ملی خدمات و سرویس جهانی اعطا نکرده است. در واقع با کمک اسفندیاری کیارستمی ۸ بار دیگر در بخش‌های مختلف جشنواره کن شرکت کرد و در این میان نام خود را به عنوان تنها فیلمساز ایرانی برنده جایزه نخل طلای کن به ثبت می‌رساند. او جایزه نخل طلا را سال ۱۹۹۷ برای فیلم «طعم گیلاس»، برنده شد.

دروازه‌های جشنواره ونیز برای فیلم‌های ایرانی چه کسی مدیریت کرد؟

از سوی دیگر رابطه قطع شده سینمای ایران پس از فیلم دونده امیر نادری (۱۳۶۴ ) در سال ۱۳۷۴ و با حضور امیر اسفندیاری در بدنه مدیریتی بنیاد سینمایی فارابی با جشنواره ونیز تقویت می‌شود. در پنجاه و دومین دوره جشنواره فیلم ونیز در سال ۱۳۷۴، عباس کیارستمی به عنوان نخستین سینماگر ایرانی بر مسند داوری بخش رسمی نشست و فیلم "دت یعنی دختر" ساخته ابوالفضل جلیلی در بخش مسابقه رسمی به نمایش درآمد و دو جایزه اوزله طلایی و جایزه یونیسف را کسب کرد.   ابوالفضل جلیلی در سال بعد جشنواره ونیز (۱۳۷۵)، فیلم "یک داستان واقعی" را در بخش مسابقه به نمایش گذاشت و در پنجاهمین دوره جشنواره در سال ۱۳۷۶، رفیع پیتز، فیلم "فصل پنجم" را در بخش هفته منتقدین ارائه کرد.

محسن مخملباف هم سرانجام در سال ۱۳۷۷ با فیلم "سکوت" در بخش مسابقه ونیز حضور داشت و سه جایزه مدال طلای سنای ایتالیا، جایزه سینمای آینده بهترین فیلم رابطه انسان و طبیعت و تقدیرنامه جایزه سرجیوترازاتی را دریافت کرد. عباس کیارستمی نیز پس از بیست و هفت سال بعد از نمایش فیلم کوتاه «نان و کوچه» در سال ۱۳۵۱، با فیلم «باد ما را خواهد برد» و در سال ۱۳۷۸ در بخش مسابقه رسمی ونیز حضور یافت و سه جایزه بزرگ هیات داوران، فیپرشی و هیات داوران جوان را به خود اختصاص داد. فیلم "باران و بومی" رخشان بنی اعتماد هم در بخش سرزمین‌های جدید به روی پرده رفت.

امیر اسفندیاری در کنار علیرضا تابش مدیر بنیاد سینمایی فارابی

نکته جالب در کارنامه هدایت جشنواره‌ای امیر اسفندیاری این است که آثار طیف خاصی با نگاهی کاملا مغایر با اهداف ملی در جشنواره‌ها توزیع می‌شود. متاسفانه با اینکه امیر اسفندیاری از سمت قبلی خود در بنیاد سینمایی فارابی عزل شده، اما همچنان به عنوان مشاور رئیس این بنیاد فعالیت می‌کند و هم زمان به عنوان معاون بین‌الملل جشنواره فجر کارش را آغاز می‌کند.

اما نکته مهم این است که او و «کامیار محسنین» نقش بسیار موثری در بازارهای فیلم، در جشنواره‌های جهانی دارند. به عنوان مثال، اتفاقی در سال گذشته در جشنواره فیلم برلین می‌افتد که بسیار تعجب‌برانگیز است. در واقع چتر بین‌الملل سینمای ایران همواره توسط او مدیریت می‌شود و او اغلب مدیریت غرفه‌های فیلم ایران را در جشنواره‌های متعدد بر عهده دارد. در کنار غرفه او «آیات مدیا» فیلم، کمپانی پخش کننده بین‌المللی سازمان رسانه‌ای اوج حضور دارد. خود این قضیه بسیار جالب است که سازمان اوج باید پخش بین‌المللی داشته باشد، در صورتیکه سازمان سینمایی و امیر اسفندیاری برای حضور در جشنواره‌های جهانی از بودجه‌ای استفاده می‌کند که سازمان اوج نیز از همان بودجه استفاده می‌کند. اما به دلیل اینکه تیم فارابی و گروه امیر اسفندیاری به تولیدات سازمان اوج خدماتی نمی‌دهد، این نهاد باید به صورت مستقل، پخش بین‌المللی تاسیس کند.

پخش کننده و خریدار چینی معتبری در مواجهه با  مسئولان غرفه آیات فیلم این مسئله را مطرح می‌کند که شما پخش کننده آثار سفارشی و حکومتی از سوی جمهوری اسلامی هستید که آثار تبلیغاتی حکومت را تهیه و تولید می‌کنید؟ مسئولان غرفه از طرح مسئله پخش کننده و خریدار چینی که برای خرید فیلم به وقت شام وارد این غرفه شده، تعجب می‌کنند. این موضوع برای آنان جالب است که فیلم به وقت شام که فاقد هیچ انگاره پروپاگاندایی است، چرا باید مشمول چنین تهمتی باشد و چرا سعی می‌کنند که این موضوع به پخش ‌کننده چینی منتقل شود. مسئولان آیات مدیا  از نماینده کمپانی چینی سئوال می‌کنند چه کسانی این موضوع را با شما مطرح کرده‌ و خریدار چینی پاسخ می‌دهد، افرادی در غرفه کناری که از ایران آمده‌اند.

به هر ترتیب امیر اسفندیاری مدیر بازارهای بین‌المللی کشور جمهوری اسلامی است و از بودجه بیت‌المال حتی از وزرای امورخارجه ۴۰ سال اخیر بیشتر به این جشنواره‌های مختلف خارجی سفر می‌کند و قطعا حقوق بسیار خوبی از بنیاد سینمایی فارابی دریافت می‌کند و افرادی هم که در غرفه او حضور دارند تحت مدیریت ایشان هستند. حتی اگر مسئول خدماتی در غرفه چنین مسئله‌ای را در مورد آیات مدیا مطرح کرده باشد، پرسش‌های بیشتری را می‌توان از مسئولان چتر سینمای ایران در بازار فیلم برلین مطرح کرد.   

چرا از فیلم‌هایی با موضوع حمایت از صهیونیست‌ها در جشنواره جهانی فجر تقدیر می‌شود؟

حضور اسفندیاری در کنار فیلم‌های ایران و سفرهای متعدد آن‌وقت پرسش‌برانگیز و حیرت آور است که رسانه‌های خارجی از کشور  مختلف و معارض به این وضعیت اعتراض می‌کنند، چون سبک نمایش و تبلیغ فیلم‌های ایرانی در خارج  از کشور کاملا گعده‌ای وخانوادگی است و شباهتی به پخش حرفه‌ای ندارد.

بیشتر بخوانید:

افشین شرکت: چرا آقای اسفندیاری ۴ دهه از پول بیت‌المال ارتزاق می‌کند؟

اما نحوه سیاست‌گذاری‌های امیر اسفندیاری در جشنواره جهانی فجر به صورتی است که قابل تامل و تحلیل است. در جشنواره جهانی فجر امسال به شکل عجیبی فیلم‌هایی نمایش داده می‌شود که مظلومیت صهیونیست‌ها و قوم یهود را تبلیغ و ترویج می‌کند و تعداد مشخص این آثار از عدد ۵ تجاوز می‌کند. آیا به سادگی می‌توان از این موضوع عبور کرد؟ اسفندیاری در این مدت که رابطه‌اش با مدیریت بنیاد سینمایی فارابی کمرنگ شده، رابطه خود را در قالب جشنواره جهانی فجر با سیدرضا میرکریمی تقویت کرده و عده‌ای این گمانه را مطرح می‌کنند که اسفندیاری و میرکریمی در ائتلافی تازه مسیر جشنواره‌های جهانی  از در داخل به سویه دیگری می‌برند.

برخی این شائبه را در داخل تقویت می‌کنند که فیلم بسیار ضعیف قصرشیرین به دلیل ائتلاف جدید در قالب جشنواره جهانی فجر می‌تواند به  توفیقی در جشنواره شانگهای دست پیدا کند. چون یکی از وابستگان به حلقه جهانی فیلم فجر، کامیار محسنین، داور جشنواره‌ شانگهای است. آیا هزینه سفر کامیار محسنین از اعضای تیم امیر اسفندیاری را هم بنیاد سینمایی فارابی تامین می‌کند؟ اسناد منتشر شده از سوی بنیاد فارابی، پاسخ مثبتی به این سوال می دهد:

انتشار لیست عملکرد مالی فارابی در ۲۰ آذر ۱۳۹۸  پرداخت کمک هزینه ۱۰  میلیون تومانی به کامیار محسنین داور جشنواره شانگهای

در میان جشنواره‌های جهانی مرسوم است که هزینه سفر و حضور داور در چنین رویدادی توسط مسئولان جشنواره پرداخت شود و پرداخت ۱۰ میلیون تومان به داور ایرانی حاضر در این رویداد با هیچ قاعده‌ای همخوانی ندارد. نکته جالب در لیست اخیر منتشر شده این است که امیر اسفندیاری سلطان جشنواره‌های فرنگی و بسیاری از سینماگران دیگر به کارگاه‌ها آموزشی و جشنواره‌های جهانی اعزام می‌شوند و در یک روال غیر منطقی تمامی کمک‌ هزینه‌های آنان توسط بنیاد سینمایی فارابی پرداخت می‌شود. در این لیست امیر اسفندیاری به عنوان داور آسیا- اقیانوسیه اعزام شده است، در حالی که سفره مردم کوچک و کوچک‌تر می‌شود، کمک ۱۲ میلیون و هفتصد هزارتومانی حضور ایشان به عنوان داور در این جشنواره باید از بودجه ملی تامین شود!؟

بیشتر بخوانید:

چرا از فیلم‌هایی با موضوع حمایت از صهیونیست‌ها در جشنواره جهانی فجر تقدیر می‌شود؟

ایرج تقی‌پور در سال ۱۳۹۵ درباره‌ی اولویت‌های حضور چتر سینمای ایران در جشنواره‌ی کن  توضیحاتی را ارائه کرد که حاوی نکات بسیار قابل تاملی است. تقی‌پور در آن گفت‌وگو اشاره کرد، با توجه به برنامه تدوین شده و در راستای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، تلاش کردیم تا هر کاری که بخش خصوصی می‌تواند در جشنواره کن  انجام بدهد را دولت مرتکب نشود. مدیریت وقت بین‌الملل با استفاده از چنین جمله‌ای بنیاد سینمایی فارابی را با چالش‌هایی مواجه می‌کند، اگر بخش خصوصی قرار است در جشنواره‌های جهانی حضور پرنگ داشته باشد، حضور مستمر امیر اسفندیاری و تیم منتسب به او در جشنواره‌های جهانی تا همین امروز چه دلیلی دارد و حسین انتظامی که سازمان سینمایی را تشبیه به اتاق شیشه‌ای می‌کند باید توضیح دهد که آیا در همین جشنواره‌های مختلف اخیر و حضور ایران در کن و برلین چرا هزینه‌های امیر اسفندیاری و یارانش از بودجه ملی این کشور هزینه می‌شود؟

مدیریت وقت بین‌الملل سازمان سینمایی کشور در ادامه این گفت‌وگو در سال ۱۳۹۵ اشاره می‌کند: کار توزیع فیلم‌های ایرانی توسط موسسات دولتی انجام نخواهد شد، بنابراین ما تشویق کردیم تا شرکت‌های خصوصی در این زمینه فعال شوند چون ما شرکت‌های پخش خصوصی فیلم‌های ایرانی داریم که موفق هم بوده‌اند اما کفایت، این تعداد فیلم سینمایی را نمی‌کنند.

در چند جشنواره اخیری که از بردن نام آن امتناع شد و صرفا به بازتاب حواشی جشنواره برلین و سازمان آیات فیلم اشاره شد اشاره شد، امیر اسفندیاری همچنان به عنوان یکی از اعضای بازار فیلم ایران حضور دارد. سازمان سینمایی باید به این سئوال توضیح دهد، اگر قرار است پخش جهانی به بخش خصوصی واگذار شود، چرا بنیاد سینمایی فارابی همچنان و امیر اسفندیاری در جشنواره‌های مختلف جهانی با بهره‌بری از بودجه ملی حضور دارد و سازمان سینمایی باید بابت هزینه‌های گزافی که به بودجه ملی کشور تحمیل می‌شود باید گزارش عملکرد ونحوه حضور و هزینه‌های مربوط به حضور امیر اسفندیاری و تیم همراه را منتشر کند.

ایرج تقی پور


نکته جالب اینجاست که تقی‌پور در همین گفت‌وگو اشاره می‌کند: قطعا در بازار کن در زیر چتر سینمای ایران، یکی دو شرکت خصوصی در زمینه پخش اضافه می‌شوند و وظیفه فارابی، موسسه رسانه‌های تصویری ارائه خدمات زیربنایی است مثلا برای فارابی ارتباط با سازمان‌های بین‌المللی و بازارهای جهانی پیش بینی شده است.

پرسش درباره بخش بین‌الملل فارابی و نحوه مدیریت اسفندیاری با استناد به اظهارات تقی‌پور بسیار است و باید مسئولان سازمان سینمایی توضیح دهند بنیاد سینمایی فارابی چند فیلم ایرانی و ملی را در سراسر جهان پخش کرده است؟

لیست‌ حمایت‌ها از فیلم‌های ساخته شده را دوباره بررسی کنیم. افراد در لیست و فیلم‌های حمایت شده چه ارتباطی با ارزش‌های ملی  حاکمیت دارد؟ آیا این حمایت‌ها مالی از افراد و فیلمسازانی که نگاهشان ۱۸۰ درجه با هدایت راهبردی رهبری تعارض است، کدامیک از منافع ملی ما را تامین می‌کند؟

آیا تاکنون شنیده‌ایم که فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا حتی در یک سالن در کشور فرانسه، آلمان یا انگلستان نمایش داده شده باشد؟ آیا شنیده‌ایم مثلا فیلم حق پخش ویدئویی یا تلویزیونی فیلم «ویلایی» ها تولید بنیاد سینمایی فارابی به کشوری خارجی واگذار شده باشد؟ پس هزینه تقریبا هشت میلیونی بنیاد سینمایی فارابی طی هفت ماه را با کدام لیست عملکرد ملی می‌توان تطبیق داد!؟

بیشتر بخوانید:

۳۴۵ میلیون تومان برای سفر هفت مدیر دولتی به جشنواره کن!



تقی‌پور در پاسخ به اینکه مدیریت چتر سینمای ایران در کن برعهده کیست؟ گفت: چتری که قرار است برپا شود سرپرستی‌اش به فارابی و طبعا به مدیریت بخش بین‌الملل آن امیر اسفندیاری سپرده شده است. در میان پخش‌کنندگان بخش خصوصی هم خانم شهابی، اطبایی و یکی دو موسسه جدید ایرانی که ترجیح‌مان این است که نامشان در آنجا علنی شود کار پخش فیلم‌ها را برعهده دارند، البته کانون ایران‌نوین (خانم علیزاده)، برادران دالوند، حوزه هنری و تعدادی دیگر نیز در بازار کن حضور دارند.

تقی‌پور در پاسخ به اینکه بخش خصوصی همچون محمد اطبایی و کتایون شهابی خارج از چتر سینمایی ایران همیشه غرفه دارند، آیا امسال هم جدا از چتر سینمای ایران غرفه خواهند داشت، گفت: ما تلاش کردیم این دوستان امسال زیر چتر سینمای ایران باشند چون همگی برای یک هدف مشترک کار می‌کنیم و وظیفه ما حمایت از آنهاست اما دوستان ترجیح دادند امسال نیز غرفه‌ای جداگانه‌ای داشته باشند اما امیدوارم وضعیت بین‌الملل سینمای ایران به سمتی برود که آنها نیز از سال بعد زیر چتر سینمای ایران باشند.

این اتفاق در حالی می‌افتد که به عنوان مثال کانون ایران نوین که یک شرکت خصوصی است با استفاده از حضورهای دائمی در جشنواره دو فیلم ماهی و گربه و هجوم را در پاریس اکران می‌کند اما بنیاد سینمایی فارابی یکی از تولیدات ملی خودش را مثل فیلم ویلایی‌ها توانسته حتی در یک اکران محدود در کشورهای اروپایی اکران کند. اشارات تقی‌پور مشخص می‌کند که سینمای ایران در قالب بنیاد سینمایی فارابی با هدایت امیراسفندیاری صاحب غرفه‌ای مستقل است اما هیچ خروجی خاصی که اخبار آن در رسانه‌ها مندرج شده را نمی‌توان پیگیری کرد.

محمد اطبایی یکی از پخش‌کنندگانی است که مشابه فعالیت امیراسفندیاری را در بخش خصوصی انجام می‌دهد و مدتی است که سلطنت اسفندیاری در حوزه بین‌الملل را به چالش کشیده است. سینماگران بسیای در طول سه دهه اخیر آثارشان به امیر اسفندیاری واگذار می‌کردند و به محض واگذاری چند ببعد خبری منتشر می‌شد که فلان حیوان نقره‌ای یا طلایی را فیلم ایکس یا ایگرگ دریافت کردند. محمد اطبایی اخیرا طی گفت‌وگویی به چتر پخش جشنواره‌ای که طی سه دهه در سیطره اسفندیاری بود پایان داد و گفت:

این جشنواره‌های کاذب و شبه جشنواره توسط دولتمردان کشورها راه اندازی نشده‌اند و تنها توسط سودجویان و کلاه برداران شکل گرفته‌اند. این رویدادها در یک کلام وجود خارجی ندارند و تنها یک نام با حداکثر یک صفحه اینترنتی بوده که جهت سرکیسه کردن فیلمسازان دنیا راه افتاده اند. تعداد این رویدادها رو به افزایش است چرا که هم تولید در بخش‌های مختلف، اعم از فیلم بلند، کوتاه، مستند، انیمیشن بالا رفته و هم نیاز این فیلمسازان به دیده شدن و کسب به اصطلاح موفقیت‌های بین المللی! این رویدادها ویژگیهایی دارند که باید سینماگران جوان ما از آن مطلع باشند. این به اصطلاح جشنواره‌ها نمایش عمومی ندارند، سالنی برای نمایش فیلم وجود ندارد، شماری از این جشنواره‌ها تنها مراسم اختتامیه و شامی برگزار می‌کنند، هر جشنواره فیلم معتبری در جهان در دوره زمانی محدودی فیلم دریافت می‌کند اما این جشنواره‌های دروغین در تمام طول سال پذیرای فیلم سینماگران هستند چون هدف همان دریافت حق ثبت نام است. نشانی برای دفتر جشنواره یا وجود نداشته و یا کذب است، همه شماره‌های تماس دروغین است، وب سایت این رویدادها به روز نیست و اطلاعات کافی از فیلم ها، نمایشها، داورها، و... ندارد. یک نشانه که برای تشخیص یک جشنواره معتبر با جشنواره دروغین وجود اسپانسر در وب سایت هر جشنواره ای است چرا که این جشنواره‌های کاذب اصلا اسپانسری ندارند. تعداد جوایز این رویدادها بسیار بالاست و تقریبا هر فیلمی جایزه می‌گیرد که تنها یک فایل پی دی اف است و اگر گیرنده جایزه مشتاق به دریافت تندیسی باشد باید هزینه بالای صد یورو برای این تندیس بپردازد.

محمد اطبایی

سینماگران به دنبال کسب موفقیت‌های بین المللی و اعتبار به واسطه این موفقیت ها در افکار عمومی داخلی و خارجی بوده و این رویدادهای کاذب برای غالب آنها روشی ساده برای دستیابی به این اهداف است. نکته قابل ذکر این است که پخش کننده های بین المللی حرفهای نسبت به این جشنواره‌های کاذب و دروغین شناخت داشته و با این رویدادها همکاری نمی‌کنند و این حضورهای غیر واقعی در این جشنواره‌های غیر واقعی توسط خود سینماگران و متاسفانه از طریق سامانه‌های آن لاین ارائه فیلم مانند "فیلم فری وی" صورت میگیرد.

طبق بررسی دقیقی که بنده انجام داده‌ام در سال ۱۳۹۷ ما ۳۴۴۱ حضور بین المللی داشته‌ایم که تنها ۷۰۷ حضور در جشنوارههای معتبر و قابل قبول بوده یعنی تنها بیست درصد و ۲۷۳۴ حضور در جشنواره‌های کم ارزش یا فاقد ارزش رخ داده است. در بخش جوایز نیز ما ۵۳۴ جایزه بین المللی دریافت کردهایم که تنها ۹۳ جایزه دارای اعتبار بوده یعنی ۱۷ درصد و تعداد ۴۴۱ جایزه، ۸۳ درصد، بی ارزش یا کمارزش بوده‌اند. در همین سال ۱۳۹۷ ما در ۱۲۰۸ جشنواره و رویداد سینمایی در خارج از ایران حضور داشتهایم که تنها ۲۵۰ جشنواره (۲۰ درصد) دارای اعتبار بوده و ۹۵۸ جشنواره، یعنی ۸۰ درصد بی‌ارزش و یا کمارزش بوده‌اند. این آمار نشانگر خطری جدی برای سینما و سینماگران ایرانی است که دولتمردان باید آن را جدی بگیرند.

بیشتر بخوانید:

آقای انتظامی نوبت عزل آقای تابش نیست؟ /۳۴۵ میلیون تومان برای سفر ۷ نفر به کن!

چرا هیچ مدیری نمی‌تواند اسفندیاری را برکنار کند؟

با مستندات ارائه شده کاملا مشخص است با اینکه هزینه‌های گزافی تیم امیر اسفندیاری در بخش بین‌الملل فارابی طی بیش از سه دهه به سینمای ایران تحمیل کرده و نمونه‌های قدرتمند سینمای ملی منطبق با فرمایشات رهبری، در حوزه دفاع مقدس به جشنواره‌های جهانی اعزام نشده، اما هیچ مدیری حاضر نیست  اسفندیاری را از دایره سازمان سینمایی به مسیر خروج و بازنشستگی هدایت کند. تاکنون الطاف مجیدی، نقطه کانونی‌اش را محکم می‌کرد و با تفکیکجشنواره جهانی فجر مشخص بود که دست‌های گرم رضامیرکریمی او رادر همان مسیر قبلی هدایت می‌کند. حتی علی رغم یک جدل گسترده با حجت الله ایوبی که برای عزل او به رئیس وقت بنیاد سینمایی فارابی، محمدرضا جعفری جلوه نامه نوشت و حتی این نامه در جراید و رسانه‌های منتشر شد اما ایوبی‌ها، شمقدری‌ها و جلوه‌ها می‌روند اما امیر اسفندیاری در جای خودش باقی می‌ماند.

۲۰ آبان ماه ۱۳۹۳ امیر اسفندیاری در اظهار نظری در مواجهه با ایوبی گفت که تفکیک بخش بین‌الملل و بخش داخلی فجر زمینه‌ای برای نابودی سرمایه‌های ملی است و حجت الله ایوبی متقابلا دستور اخراج اسفندیاری را داد اما امیر اسفندیاری موقتا از فارابی خارج شد اما به عنوان دبیر بخش بین‌الملل جشنواره جهانی فجر فعالیت‌هایش را آغاز کرد و هیچ بنیاد سینمایی فارابی را ترک نکرد و با واسطه‌گری مدیران سینمایی تا حضور رائد فریدزاده ژن خوب جدید سازمان سینمایی در این پست باقی ماند.

واکنش حجت الله ایوبی به اظهار نظرهای اسفندیاری همکاری امیراسفندیاری با نخستین جشنواره جهانی فجر تا امروز

با این حال اقدام ایوبی برای حذف اسفندیاری کارساز نیفتاد و او از نخستین روزهای آغاز به فعالیت جشنواره‌ جهانی فجر به عنوان معاون این جشنواره مشغول به کار است. بازهم باید این سئوال را پرسید با این کارنامه مشعشع، که مغایر با مطالبه راهبردی عالی‌ترین مرجع سیاسی در کشور است، بازهم این گروه خاص موسوم به «چتر سینمای ایران در جشنواره‌های جهانی» بازهم باید بر سرکار بمانند؟ تا خلاف سیاست های کلی نظام در حوزه فرهنگ و هنر، هدایت و حمایت از جریانی خاص در سینمای ایران ادامه پیدا کند!؟

دیگر خبرها

  • باید به اشتباهاتمان اعتراف کنیم/ خاتمی رهبر جریان اصلاحات نیست
  • کرباسچی:اصلاحات چندرهبردارد
  • کرباسچی: باید به اشتباهاتمان اعتراف کنیم
  • باید به اشتباهاتمان اعتراف کنیم
  • چگونه کارآفرین باشیم
  • کرباسچی: خاتمی از معرفی لیست انتخاباتی به مردم ناراحت است/ باید به اشتباهاتمان اعتراف کنیم
  • باطری یو پی اس (ups): هر آنچه در موردش باید بدانید!
  • کدخدایی: مجلس در اصلاح قانون انتخابات کوتاهی کرد/ نامزدها از مصونیت اصل ۸۶ برخوردار نمی باشند
  • کدخدایی: مجلس در اصلاح قانون انتخابات کوتاهی کرد
  • مردم در انتخابات، اعتماد خودشان به نظام اسلامی و تبعیّت از نظام اسلامی را اثبات کردند
  • در بزرگداشت واقعه ۲۳ آذر ۵۷ مشهد کوتاهی شده است
  • مشکلی با کمک به استقلال ندارم/ هیئت مدیره پرسپولیس کوتاهی کرد
  • پشت‌پرده حملات اصلاح‌طلبان به وزیر کشور/ چند نکته درباره کشته‌های اغتشاشات اخیر
  • نحوه افزایش قیمت بنزین اصلا قابل توجیه نبود/ دولت در شرایط سختی کشور را اداره می‌کند
  • نحوه افزایش قیمت بنزین اصلا قابل توجیه نبود/ دولت در شرایط سختی کشور را اداره می‌کند/ ماجرای تذکر رهبر انقلاب به دولت درباره حزب کارگزاران
  • نحوه افزایش قیمت بنزین اصلا قابل توجیه نبود
  • وزیر اسبق صنایع: موافق نامزدی هاشمی رفسنجانی نبودم
  • نحوه افزایش قیمت بنزین اصلا قابل توجیه نبود/ ماجرای تذکر رهبر انقلاب به دولت درباره حزب کارگزاران
  • نحوه افزایش قیمت بنزین اصلا قابل توجیه نبود/ موافق نامزدی هاشمی رفسنجانی نبودم