مدیرعامل ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران می گوید در حال حاضر زنجیره ساماندهی مشاغلی مانند دستفروشی و بساط گستری از سازمانهای مختلف شهرداری تشکیل شده ولی عملا امکان ساماندهی این مشاغل نیست. به گفته او در شرایط فعلی ساماندهی مشاغل و اصناف تهران باید در اموری مانند ساماندهی کیوسکها و انتقال مشاغل آلاینده به خارج از شهر متمرکز شود.

آفتاب‌‌نیوز : شهر تهران از جنبه های مختلف دچار بی نظمی افراطی شده است. چیزی که می توان با تجربه زیست یکی دو ساعته در این کلانشهر مشاهده کرد، وضعیت نابسامان ترافیک، اصناف، مشاغل و سایر جلوه های عینی زندگی شهری است. سازمانی که ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران را بر عهده دارد، درباره نظم دادن به این بی نظمی چه کرده است؟ این سئوالی است که اصلی ترین بخش گفتگو با حمیدرضا تحصیلی، مدیرعامل ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران را دربرمی گیرد.
تحصیلی در کافه خبر با اشاره به اینکه باید عزم جدی برای نظم دادن به مشاغل و اصناف تهران صورت گیرد، درباره اقداماتی که در دست انجام است تا انتظام شهری به پایتخت بازگردد خبر داد و همچنین درباره مسایلی مانند برخوردهای خشن با دستفروشان، خریدو فروش غیرمجاز حیوانات وحشی در معابر تهران و حتی تخلفات و جرم هایی که در کیوسک های روزنامه فروشی انجام می شود، توضیح داد.
***به سازمان شما در ادوار مختلف همیشه انتقاد می شده که چرا برای نظم دادن به اصناف تهران، اقدام موثری نمی کند و بی نظمی های زیادی چه به لحاظ بصری و چه به لحاظ قانونی، مانند آلودگی محیط زیست و سروصدا را شاهد هستیم. شما در دوره جدید مدیریت شهری قرار است درباره انتظام شهری تهران، چه کنید؟
تفاوت این دوره با دوره های قبل اینطور است که ما با شعار «تهران شهری برای همه» شروع کردیم. علت هم آن است که در گذشته، به نظر می آمد عده خاصی از کل شهر بهره می برند و واقعا عموم مردم ناچار بودند از تبعات ناشی از استفاده آن عده خاص، بهره برداری کنند. اما با شعاری که الان داده شد و تهران، شهری برای همه تشخیص داده شد، ما سعی کردیم به نحوی وظایف خود را انجام دهیم که عموم مردم استفاده کنند. برای نمونه، بند ۲۰ ماده ۵۵ قانون شهرداری، به ما اجازه می دهد شغل های مزاحم شهری را آلودگی ایجاد می کنند تعطیل کنیم یا به خارج از شهر هدایت کنیم یا حکم تمهید و تغییر بگیریم. عدم اجرای این ماده، یکی از نقاط کور و تاریک سازمان ما بود زیرا بیش از ۵۰ سال روند صدور رای برای تغییر در واحدهای صنفی مزاحم به صورت دستی انجام می شد. با پیگیری های انجام شده، این کار به صورت اتوماتیک و مکانیزه انجام می شود.  طبیعی است وقتی فرم های بازرسی از واحد صنفی، به صورت دستی پر شده و حکم به صورت دستی صادر شود، بعضا مشکلاتی پیش می آید و بهره بردار یا مردم شهر تهران ضرر می کنند. الان با نرم افزاری که تهیه شده از ابتدای کار که کارشناس بازرس به واحد صنفی مراجعه می کند، وارد سامانه می شود و با ثبت اطلاعات، دیگر امکان دسترسی و تغییر وجود ندارد و شفاف سازی و هوشمندسازی انجام شد.
یعنی قبلا روند ساماندهی مشاغل مزاحم و آلاینده فسادزا بود؟
نمی خواهم کلمه فساد را اسم ببرم ولی امکان اشتباه وجود داشت. الان ادعا می کنیم این مسایل را به صفر می رسانیم و از برکات آن همه مردم استفاده می کنند.
یکی از مشاغلی که در تهران به نظر می رسد کاملا رها شده است، کیوسک هایی است که به عنوان فروش مطبوعات فعالیت می کنند و ظاهرا فروش مطبوعات، آخرین کار آنهاست چون بیشتر تبدیل به سیگارفروشی شده اند. حتی ممنوعیت فروش سیگار در کیوسکها هم اعلام شد، ولی هیچ نتیجه ای نداشت. چرا سازمان شما به این موضوع ورود جدی ندارد؟
ما به مسئله کیوسک های هم ورود کرده ایم. بیش از ۴۰ سال است کیوسکها به خیابانهای تهران آمده اند و ابتدا با فروش یخ شروع کردند. بعد مدتی بهره برداران، آرام آرام کیوسک را بزرگ کردند و بعد روزنامه به آن اضافه کردند، بعد سیگار و تنقلات را اضافه کردند و الان هر آنچه فکر کنید در این کیوسک ها اتفاق می افتد و بعضا سرقفلی های نجومی برای آنها دارند و رقم های بالای چندصدمیلیون مثلا ۵۰۰ میلیون به عنوان سرقفلی بین خودشان جابجا می کنند.
شهرداری هم ماجرای سرقفلی کیوسکهای چندصدمیلیونی را می داند و کاری نمی کند؟
سوای سرقفلی های گران، بهره برداران کارهای دیگری هم می کنند، مثلا کیوسکها را واگذار می کنند و کرایه های بسیار زیادی بین خودشان رد و بدل می کنند. یعنی بهره بردار اولیه، کیوسک را به دیگری می دهد، دیگری آن را به شخص ثالث واگذار می کنند. واقعیت این است که ماجرای کیوسکها یک غده چرکی در شهر شده است. هم از نظر آلایندگی منظر شهری هم از نظر تخلفات و کارایی بشدت آزار دهنده شده است.
روزنامه ها بارهانوشته اند بعضی کیوسکها تبدیل به مرکز توزیع مواد مخدر و حتی خوابگاه دختران فراری شده است. چرا شهرداری در این باره ایستاده و تماشا می کند؟
وقتی می گوییم هر اتفاقی در کیوسکها می افتد یعنی به معنی واقعی کلمه، هر اتفاقی در آن می افتد. طبیعی است وقتی یک محل بی نظارت در کنار خیابان باشد و کسی به آن کاری نداشته باشد جای وسوسه انگیزی برای هر کاری خواهد شد. در سالهای گذشته بازرسی کل کشور و دادستانی به شهردار تهران نامه نوشته اند که چرا هر چیزی در این کیوسکها فروخته می شود وهیچ نظارتی در آن نیست. چرا این اعداد و ارقام کرایه و سرقفلی در آنجا جابجا می شود. نامه ها چند سال پیش آمد و شهرداری را خطاب قرار داد. در این دوره قرار گذاشتیم شهرداری در این مسئله ورود جدی کند. واقعیت این است بهره برداران کیوسکها آدمهای قدرتمندی هستند، حاشیه امن برای خود درست کردند و ارتباطات قوی دارند و خیلی سخت می شود به سمت آنها رفت.
نفع عمومی تهرانیها در این نیست که کیوسکها به کاربری اصلی خود یعنی فروش مطبوعات یا حداقل فعالیت سالم برگردند؟
همین طور است، باید در نظر داشت حدود ۱۲۰۰ کیوسک در تهران داریم که ما ابتدا به آنها اخطار دادیم برای تعیین تکلیف قرارداد خود بیایید. مکاتبات لازم را انجام دادیم. تعداد قابل توجهی از بهره برداران آمدند و قرارداد بستند و نظارت شهرداری را پذیرفتند. متاسفانه تعدادی هستند به عنوان اتحادیه ها در این کیوسکها ذی نفع هستند که هر کدام از این اشخاص چندین کیوسک دارند. آنها مانع ساماندهی شدند و شروع به نامه نگاری کرده اند و دارند جاهای مختلف را تحریک می کنند تا جلوی ساماندهی را بگیرند. طبیعی است وقتی بهره بردار کیوسک با شهرداری قرارداد ببندد یعنی حساب و کتاب در کار است. وقتی قرارداد بسته شد، نظارت و ضمانت هم خواهیم داشت. حتما از این به بعد باید قوانین محیط زیست، بهداشت و همه چیز را رعایت کند.
یعنی از این به بعد اگر در کیوسک روزنامه فروشی ما شاهد فروش سیگار و پیپ و تنباکوی قلیان بودیم، ناظر قانونی شما هستید که باید جواب بدهید؟
ببینید، سیگار فروختن هم سوپرمارکت انجام می شود که آنجا هم نباید سیگار بفروشد. اداره اماکن باید به این مسایل ورود کند. فروش سیگار به بچه های زیر ۱۸ سال جرم است و باید نیروی انتظامی به این جرم ورود کند. هدف ما این است که زیبایی و منظر شهری را در شکل جدید کیوسکها رعایت کنیم. در کیوسک هوشمند جدید در همه جا دستگاه TAM و دستگاه خدمات الکترونیک از جمله فروش بلیت حمل و نقل عمومی خواهیم داشت. طرح ما این است که تبلیغات روی بام به صورت دیجیتال و مانتور انجام شود تا تابلوهای تبلیغاتی آلاینده هم جمع آوری شود. آنتن WIFI مخابراتی را در سقف این کیوسک ها خواهیم داشت تا خدمات به مردم بدهند. روزنامه ها به این شکل اطراف کیوسک روی زمین ریخته نمی شود. در داخل کیوسک هم اینطور نیست که مانند الان یک نفر به صورت غیربهداشتی زندگی می کند. یعنی قصد داریم کیوسک هوشمند به معنی واقعی شکل گیرد. به این منظور یک تیم علمی دارند روی این موضوع کار می کنند. همه تخصص ها از جمله گرافیک، آی.تی و نظایر آن در طراحی و کاربری کیوسک های هوشمند نظرمی دهند.
چرا وقتی شهرداری می خواهد جایی را ساماندهی کند، می گوید زورش نمی رسد و نیمه راه، پس می نشیند. چرا نهاد مدیریت شهری برای ساماندهی کیوسک داران که ظاهرا از مشاغل ضعیف جامعه هستند هم با این همه احتیاط عمل می کند؟
برای این که واقعا مافیا هستند. ما سند داریم برخی از این کیوسکها تا ماهانه ۸ میلیون تومان بین خودشان اجاره کیوسک جابجا می کنند و چیزی به کسی نمی پردازند. ما باید به عنوان شهرداری نظم را در این شهر برقرار کنیم. شخصی هست ۴۰ کیوسک دارد و به ساماندهی هم معترض است. واقعیت این است که از ساماندهی کیوسکها هیچ کس متضرر نمی شود. مردم منظر شیک شهری خواهند داشت. سازمان محیط زیست می گوید من می خواهم موتورسیکلتهای مرکز شهر را برقی کنم ولی محلی برای شارژ ندارم. ما گفتیم پنل شارژ موتورسیکلت برقی را در کیوسک ها تعبیه می کنیم. همه این کارها این به نفع مردم و پاکیزگی هوای شهر است.
درباره بحث دستفروشی چه اقدامی کرده اید؟ ظاهرا همه اشخاص درگیر از جمله شهروندان، دستفروشان، مغازه داران، خریداران و حتی شهرداری از وضعیت موجود رضایت ندارند؟
باید گفت واژه «ساماندهی» که مربوط به کار ما است به شکلی است که هر جایی اسم ساماندهی می آید همه متوجه ما می شوند. واقعیت این است که بساط گستری در همه دنیا است و البته ساماندهی شده. در دنیا، زمینی را در اختیار دستفروشان می گذارند و مردمی هم دوست دارند می روند آنجا خرید کنند. این در کشورهایی اتفاق می افتد که ثبات اقتصادی در آن وجود دارد و هر روز زایش سدمعبر و بساط گستری نداریم. در کشور ما راه حل این نیست که بساط گستران را جمع کنیم و بازار به آنها دهیم. چون دوباره هفته بعد می آیند و همانجایی که بودند، بساط می کنند. از طرفی، ساماندهی اینها در حیطه قانونی کار ما نیست. یک زنجیره دنبال ساماندهی بساط گستران است که شروع آن با شرکت شهربان و معبربان است که وظیفه دارد سدمعبر را جمع آوری کند و معبر را پاک کند. از زمانی که مردم از برخورد ماموران شهرداری با دستفروشان فیلم گرفتند و احساسات عمومی را جریحه دار کردند، این زنجیره تصویب شد. از آن اتفاقات به بعد، شرکت شهربان و معبربان دیگر به سمت جمع آوری دستفروشان نرفت و قرار شد این اشخاص ساماندهی شوند. نه این که ما برویم آنها ساماندهی کنیم. شهرداری منطقه مربوطه باید زمینی را در اختیار ما بگذارد، ما بازار را احداث کنیم و در نهایت شهربان و معبربان، این بساط گستران را هدایت کند تا در بازار مستقر شوند. یعنی این یک وظیفه اشتراکی است و فقط به ما مربوط نمی شود.
چرا شهرداری اینقدر مشکلات شهر را بین سازمانهای زیرمجموعه پاسکاری می کند؟ حتما درباره ساماندهی دستفروشان مترو هم خواهید گفت به شما ارتباطی قانونی ندارد؟
بله، ساماندهی دستفروشان مترو هم در شرح وظایف ما هم نیامده است. شروع ساماندهی از شهرداری منطقه است. شهردار منطقه باید کارها را شروع کند که این مسئله را هم دارند انجام می دهند. ولی به نظر می رسد نمی شود بساط گستران را ساماندهی کرد و علت هم آن است که ما چقدر زمین داریم بازار بزنیم؟ اصلا اتاق اصناف به ما اجازه می دهد بازار برای دستفروشان ایجاد کنیم؟ آیا می شود کنار این همه مغازه های گران قیمت خیابان های تهران، بازار بساط گستران بزنیم؟
یعنی هیچ تجربه موفقی در ساماندهی دستفروشان در تهران نیست که بشود از آن الگو گرفت؟
چرا هست، خاطرتان باشد در میدان آزادی، بساط دستفروشان، کف معابر همه جا را گرفته بود. ما بازاری در سمت جنوب غرب ترمینال ایجاد کردیم که چادرهای زرد دارد و خیلی شیک و قشنگ شده است. آنجا همکاری بین ما و منطقه و شرکت شهربان شکل گرفت. سدمعبر اگر قرار است به این صورت ساماندهی شود باید این سه حلقه زنجیره کار کنند. البته دارد کارهایی انجام می شود.
سال گذشته فیلمهای دلخراشی از نابودسازی سگ های بی صاحب توسط عوامل شما در شبکه های اجتماعی منتشر شد که بشدت مردم را ناراحت کرد. این که با تزریق اسید، سگ را بکشند، کاری دلخراش است و همه ناراحت می شوند. چرا این اتفاقات افتاد؟ما هم آدمیم و حیوانات را دوست داریم. اگر جایی در محوطه خارج از تهران، کسی فیلمی تهیه کرده که ما را بدنام کند، باید بگویم این مسایل اصلا ارتباطی به شهرداری تهران ندارد. ما روند مشخصی درباره سگهای بلاصاحب داریم. وظیفه داریم سگهای بدون صاحب را جمع آوری کنیم. با رعایت موازین مشخص، به مرکزی که از قبل آماده کردیم منتقل کنیم و آنجا دامپزشک و انواع داروها و تجیزات لازم را داریم. سگها را معاینه، قرنطینه و شناسایی نژاد می کنیم. سگ را در شرایط بهداشتی و اتاق عمل مجهزی که حاضریم به نمایش عموم بگذاریم، عقیم سازی می کنیم. پلاک و میکروچیپ به او می زنیم. بعد حیوان دوره نقاهت را طی می کند و سپس رهاسازی می شود. متاسفانه عده ای از حامیان حیوانات مانع از این کار درست می شوند. نتیجه این که چندین مورد شهروندان دچار گزش سگ شده اند که متاسفانه آسیب جدی دیده اند. آنها از شهرداری شکایت هم کرده اند و دیه می خواهند. انتظار داریم حامیان حیوانات از روند قانونی و درست کار ما نترسند، اجازه دهند کارمان را انجام دهیم. هر کسی هم خواست از نزدیک این روند را ببینند، حاضریم اجازه بدهیم بیاید و همه چیز را مشاهده کند تا مطمئن شود هیچ سگی را تلف نمی کنیم و حیوانات را آزار نمی دهیم.
برای موش و گربه هایی که شهر را بر سر گرفته اند و جولان می دهند، چه اتفاقی قرار است بیفتد؟
گربه موجود تقریبا بی آزاری است و در حیطه کار ما هم نیست. در حیطه قانونی کار ما، ساماندهی موش و سگ آمده است. برای کاهش جمعیت موش هم داریم مبارزه جدی می کنیم. اما موشها هوشمند شده اند. حتی موش آلوده به سموم ما را در لانه شان راه نمی دهند. بعضا طعمه های ما را پس می زنند. متاسفانه دیده ام شهروندان مواد غذایی یا کاهو که ویتامین K دارد را در معابر می گذارند. موش از موادغذایی تغذیه می کند و این ویتامین اثر سموم ما را از بین می برد. از مردم خواهش می کنم مواد غذایی را در خیابان نریزند. در حال حاضر با تلفیقی از روش مبارزات مختلف مانند تزریق گل رس به لانه موشها، استفاده از تفنگ بادی، استفاده از سموم که تماما مورد تایید انیستیتو پاستور است، مبارزه با جوندگان موذی را ادامه می دهیم.
در حوزه مشاغل مزاحم شهری، شغل هایی مانند نمایشگاه های خودرو را می بینیم که مثلا در شرق و جنوب تهران دیده شده مغازه کوچکی است که خودروهای فروشی را در پیاده رو یا حاشیه خیابان پارک می کند و اجازه تردد معمول به شهروندان نمی دهد. در پاسخ به مطالبات شهروندان در این باره چه اقدامی شده است؟
تقریبا اصل و اساس شرکت ما برای ساماندهی به مشاغل مزاحم و آلاینده است. ما انتقال نمایشگاه های خودرو و خدمات خودرویی را در دستور کار قرار داده ایم. همچنین اتوسرویس ها جزء کارهای ما است و ایجاد مجتمع های خدماتی را در راس کار خود گذاشته ایم. همچنین انتقال باربری ها به خارج از شهر است. همانطور که مردم دیدند، انتقال برخی از اصناف مزاحم و آلاینده از تهران به خوبی انجام شد اوراقچی های شوش به جاده خاوران مجتمع ثامن الحجج منتقل شدند. صنایع چوب از پل چوبی منتقل شدند و فقط دفاترشان به صورت نمایشگاه برقرار است. شیمیایی فروشها از ناصرخسرو به جاده خاوران منتقل شدند. پرنده فروشان منتقل شدند. بقیه اصناف مزاحم هم در دستور کار است.
گزارشهای متعددی داریم که خریدو فروش غیرمجاز پرندگان حفاظت شده در اتوبان آزادگان یا خرید و فروش حیوانات وحشی در خیابانهای وسط شهر مانند مولوی انجام می شود. درباره این مسایل چه اقدامی شده؟
بله، واقعیت این است که در اتوبان آزادگان یک بازار بزرگ فروش پرندگان وحشی غیرمجاز بود. این بازار جمع آوری شد، یعنی به طور کلی خرید و فروش حیوانات غیرمجاز به صورت آشکار در تهران جمع شده است. مثلا در خیابان مولوی، شیر می فروختند یا تمساح ها را در صندوقهای کوچک کناره پیاده رو می فروختند. ساماندهی این امور صورت گرفت. حالا حیوانان را دیگر در کنار خیابان نمی بینید. می شود گفت با اقدامات ما خرید و فروش دور از چشم مردم انجام می شود و دیگر علنی نیست.
خبرآنلاین 

منبع: آفتاب

کلیدواژه: کیوسک شهرداری ساماندهی شهرداری فروش سیگار

منبع این خبر، وبسایت aftabnews.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۷۲۳۹۰۳ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

واکنش پزشکی‌ قانونی به اظهارات روحانی درباره کشته‌شدگان اعتراضات آبان: وظیفه‌ای برای اعلام آمار نداریم

بنز و لکسوس التماس می‌کنند خودروی صفر کیلومتر با ۶ هزار دلار بفروشند

ویروس کرونا در ایران قربانی گرفت؛ فوت دو بیمار مبتلا به کرونا در قم

واکنش همتی به شایعه دلار ۲۰ هزارتومانی: آرزو بر جوانان عیب نیست| تورم سال ۹۸ به زیر ۲۰ درصد می‌رسد

آغاز رای گیری در 1489 شعب اخذ رأی در لرستان

خبر بعدی:

راه حل انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تهران برای روزهای بحران

نجمن صنفی روزنامه‌نگاران تهران برای رفتار رسانه‌ای در روزهای بحران بسته پیشنهادی خود را منتشر کرد.

در ابتدای کتابچه‌ای که سال ۲۰۱۴ مرکز پیشگیری و مدیریت بیماری‌های دپارتمان خدمات انسانی و سلامت ایالات متحده آمریکا درمورد تعامل با رسانه‌ها در زمانه بحران منتشر کرد، سه جمله بسیار کوتاه و روشن آمده: «اولین باشید، حقیقت‌گو باشید، معتبر باشید». این احتمالا جان‌مایه تمام آن چیزیست که ساختار حاکمیتی مدیریت بحران باید ضمن مواجهه رسانه‌ای با کوروناویروس، سرنگونی هواپیمای اوکراینی، کشته‌شدگان حوادث آبان‌ماه و یا هر موضوع مرتبط با امنیت جانی و روانی شهروندان به خاطر داشته باشد.

«بدون رسانه رخدادها به پایان نمی‌رسند»

عصر جمعه بود که این‌سو و آن‌سو شایعه متوقف نگاه داشتن صفحات نخست روزنامه‌های اصلی کشور برای انتشار یک بیانیه مهم به گوش رسید، اما روزنامه‌ها باز هم با تیتریک‌های همیشگی منتشر شدند؛ چند ساعت بعد، بیانیه ستادکل نیروهای مسلح روی خروجی خبرگزاری‌ها بود. بیانیه‌ای که شاید قطعه نهایی از پازل بزرگ پنهان‌کاری به نظر می‌رسید، ولی در واقع چیزی نبود جز آخرین نت غم‌انگیز نوازنده‌ای که در ضرب‌آهنگ تند سردرگمی گرفتار شده و هیچ برنامه روشنی نیز برای خروج از گرداب آواهای ناخواسته نداشت. جمهوری اسلامی ایران ۷۲ ساعت تمام، آن‌قدر خود را مشغول تکذیبیه‌های غیرضروری کرد که سرانجام برایش جز تن دادن به ترسناک‌ترین و ناگزیرترین تأییدیه هیچ چاره‌ای نماند.

بیشتربخوانید:کرونا به ایران رسید/ دو نفر در قم فوت کردند

از صفر تا صد ورود کرونا به ایران

 

در سده بیست‌ویکم که سرنوشت واقعیات را انعکاس آن‌ها در افکار عمومی معلوم می‌کند، می‌توان گفت هر اتفاقی در وهله نخست یک رخداد رسانه‌ای محسوب می‌شود و باید با این نگاه برای آن برنامه‌ریزی کرد. ماجرای عدم شفافیت تعداد کشته‌شدگان حوادث آبان‌ماه را نیز بر همین مبنا می‌توان مورد بازبینی قرار داد و به‌سادگی به این نتیجه رسید که تا وقتی حاکمیت برای وجه رسانه‌ای رخدادها رسمیتی قائل نباشد، هیچ وضعیت ناخوش‌آیندی به پایان نخواهد رسید. به رسمیت نشناختن رسانه‌ها و مواجهه رسانه‌ای توسط حاکمیت تا امروز درمورد رخدادهای مختلف تبعات ناخوش‌آیند بسیاری به وجود آورده و موجب تشدید عوارض شده است. با این وجود امیدواریم رویه یادشده برای مورد کوروناویروس صدق نکند و این مستلزم آن است که به پیشنهادات طرح‌شده در این متن توجه شود، چون در غیر این‌صورت ماجرا می‌تواند به یک بحران ملی تمام‌عیار بدل گردد؛ یک بحران ملی که تمام نهادهای حاکمیتی به نؤبه و سهم خود جزو بردارهای مؤثر در آن خواهند بود.

«تعهدات رسانه به اجتماع را جدی بگیرید»

کوروناویروس را نه تنها می‌توان که می‌بایست علاوه بر یک موضوع مرتبط با حوزه سلامت و پزشکی، پدیده‌ای ذیل امر رسانه نیز بدانیم چرا که یک اپیدمی با نرخ فراگیری قابل‌توجه است. یک اپیدمی در سال ۲۰۲۰ میلادی حضور خود را در کشوری نشان داده که رسانه‌هایش عمیقا از فقدان مرجعیت رنج می‌برند. این یعنی اگر ساختار حاکمیتی مدیریت بحران می‌خواهد امر اطلاع‌رسانی را به‌طور کامل نبازد، چاره‌ای جز در پیش گرفتن یک رویه جدید استاندارد و مشخص ندارد. حال پیش از طرح پیشنهادات عملیاتی، مجموعه‌ای از بدیهیات را با کمک کتابچه راهنمای تعامل با رسانه‌ها که سال ۲۰۱۴ توسط مرکز پیشگیری و مدیریت بیماری‌های دپارتمان خدمات انسانی و سلامت ایالات متحده آمریکا منتشر شد، مرور می‌کنیم:

الف. بحران‌ها خود رخدادهای رسانه‌ای به شمار می‌روند و سازمان‌های حاکمیتی دخیل در امر مدیریت بحران گزینه‌ای جز درک این واقعیت ندارند که دیگر نمی‌شود موضوعات را با بلندگوی دستی اطلاع‌رسانی کرد و رسانه‌ها به‌ویژه در فقره مواجهه با یک اپیدمی نقش فوق‌العاده مهمی دارند. این طبیعیست که مسئولان امر مدیریت بحران رسانه و دست‌اندرکاران آن را مزاحم بدانند، اما واقعیت این است که هیچ‌کدام از اقدامات سخت‌افزاری برای مدیریت بحران بدون عملکرد سالم وجه اطلاع‌رسانی و رسانه‌ای، کارکرد نخواهند داشت.

ب. روزنامه‌نگاران و خبرنگاران وظیفه دارند اطلاعاتی را منتشر کنند که خود آن را «صادقانه» و «بی‌طرفانه» می‌دانند و از سوی دیگر مسئولان اغلب می‌پندارند خبرنگاران باید اطلاعاتی را منتشر کنند که در راستای اهداف و رویکردهای ساختار حاکمیتی مدیریت بحران است؛ از همین رو یادآوری این نکته ضروریست که رسانه یکی از اعضای ساختار حاکمیت نیست، واجد اهداف و رویکردهای خود است و در جامعه آزاد تعهدهای مشخص دیگری به جامعه دارد. ساختار حاکمیتی مدیریت بحران باید نقش و جایگاه رسانه را درک کند و انتظارات خود را در یک رابطه دوطرفه و تعاملی تعریف نماید.

ج. فهم این واقعیت حیاتیست که گزارشگران و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران هیچ خبر و تیتری را نمی‌پذیرند مگر آن‌که بتوانند درباره آن پرسشگری کنند، درنهایت نیز خود تصمیم می‌گیرند که اطلاعات تأمین‌شده توسط ساختار حاکمیتی مدیریت بحران را به چه شکل در اختیار مخاطبان خود قرار دهند. با خبرنگاران نباید به‌مثابه کارمندان ادارات دولتی برخورد کرد. به اهالی رسانه «پیشنهاد دهید؛ دیکته نکنید».

د. ممکن است ساختار حاکمیتی مدیریت بحران این انتظار را از گزارشگران و خبرنگاران داشته باشد که صرفا اخبار مثبت را پوشش دهند، اما رسانه نیز متعهد است تا واقعیت را بی‌طرفانه و صرف‌نظر از هم‌راستا بودن یا نبودن با استنباط حاکمیت از وضعیت منتشر کند.

«گام‌های عملیاتی مشخص‌اند»

اخبار ابتلا و مرگ چند تن از هموطنانمان بر اثر کوروناویروس به‌طور ناقص در پلتفرم‌های مختلف در حال گسترشند و از آن‌جا که واجد حداقل‌های یک خبر استاندار نیستند، اغلب در سطح شایعه می‌مانند و کارکرد اطلاع‌رسانی پیدا نمی‌کنند؛ درنتیجه به‌جای آگاهی مردم، بر اضطراب و هیجانشان می‌افزایند. برای دستیابی به یک ساختار اطلاع‌رسانی منظم با کارکرد مثبت که منجر به تر‌ومای جمعی نشود، برداشتن چند گام عملیاتی از سوی حاکمیت ضروری است.

۱. تشکیل ستاد رسانه‌ای بحران:

این ستاد متشکل از روزنامه‌نگاران و برنامه‌سازان حرفه‌ای حوزه بحران است که ۳ مأموریت اصلی تولید اخبار خام دقیق، برقراری ارتباط میان رسانه‌ها و مسئولان حاکمیتی و تولید بسته‌های اطلاع‌رسانی و آموزشی برای انتشار مستمر در تلویزیون ملی را دنبال می‌کنند. منطور از اخبار خام همان چیزیست که این روزها فقدان آن به‌شدت حس می‌شود: اطلاعات سریع، سالم و دقیق از تعداد مبتلایان، شکل ابتلای آن‌ها و اقدامات در حال انجام برای مدیریت بحران. از سوی دیگر ضرورت برقراری ارتباط سریع میان اهالی رسانه و مسئولان ملی و محلی مرتبط با بحران یک کارویژه به شمار می‌رود چون از این طریق است که دسترسی خبرنگاران و گزارشگران به منابع رسمی و اطلاعات صادقانه و قابل‌ارجاع تضمین می‌شود.

۲. برداشتن حجاب امنیتی:

هیچ چیز، مطلقا هیچ چیز نمی‌تواند دربرابر موج تولید شایعات قد علم کند، مگر دسترسی سریع و رسمی به اطلاعات دقیق و روشن. شیوع یک بیماری مثل کوروناویروس موضوعی است که تمام شهروندان کشور را تبدیل به ذی‌نفعان مستقیم خود می‌کند و همه در آن شریکند؛ نیرویی را که معمولا صرف چیدن دیوار امنیتی و حفاظتی حول موضوعات این‌چنینی می‌شود، باید به‌شکل سازمان‌یافته در راستای یکپارچه‌سازی اطلاعات و شفاف‌سازی رویه‌های اطلاع‌رسانی هزینه کرد. اگر ساختار حاکمیتی مدیریت بحران خود به استقبال اطلاع‌رسانی سریع و صادقانه درباره کوروناویروس برود، دیگر نیازی نیست تا به‌طور روزانه انرژی قابل‌توجهی را صرف تکذیب شایعات کند. شایعات در نبود واقعیات است که فرصت رشد پیدا می‌کنند.

۳. بسیج رسانه ملی:

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جمهوری اسلامی ایران در دوره‌های ابتلا به یک عارضه ملی مشترک، بی‌توجهی عامدانه صداوسیما به واقعیات جاری روزمره است. رسانه ملی در مورد خاص کوروناویروس باید رویه‌ای را در پیش گیرد که منجر به بازگشت ضربتی مرجعیت به فضای رسانه‌ای داخلی شود. با بی‌توجهی به آن‌چه در لحظه ذهن مردم را درگیر کرده، هیچ مشکلی حل نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین گام‌های عملیاتی لازم در این شرایط آن است که صداوسیما خود یکی از متولیان پوشش زنده وقایع مرتبط با موضوع باشد و با سرعت و صداقت در پوشش اخبار و فرآیندها، به عصبیت و اضطراب جمعی مردم احترام بگذارد. از سوی دیگر اطلاع‌رسانی و آموزش جمعی درباره رفتارهای بهداشتی مراقبتی تنها در صورتی ممکن می‌شود که صداوسیمای جمهوری اسلامی به‌شکلی متعهدانه برای مدیریت بحران بسیج شود.

بیشتربخوانید:برای پیشگیری از کرونا این مطلب را بخوانید

۴. سخنگویی فعال ستاد بحران:

درک و استنباط مردم و حتی رسانه‌ها از موضوع مدیریت بحران می‌بایست منتهی به یک فرد باشد که علاوه بر نقطه پاسخگویی، واجد رسمیت نیز است. آن‌چه در موضوع حادثه پلاسکو به‌طور اتفاقی رخ داد و یک فرد تبدیل به نماد اطلاع‌رسانی درباره ماجرا شد، می‌بایست به‌شکل سازمان‌یافته و سامان‌یافته و براساس قواعد برای مورد کوروناویروس به وجود بیاید. سخنگوی ستاد بحران با حضور مستمر و زنده خود دربرابر دوربین‌های رسانه‌ها، علاوه بر انجام مأموریت خطیر تأمین اطلاعات دست‌اول و دقیق، این حس را نیز به مردم منتقل می‌کند که یک فرد در بالاترین سطوح حاکمیت به‌طور مشخص وظیفه پیگیری دغدغه‌های ایشان را دارد و همیشه هست و خواهد بود تا زمانی که بحران به‌طور کامل رفع شود.

مرکز پیشگیری و مدیریت بیماری‌های دپارتمان خدمات انسانی و سلامت ایالات متحده آمریکا، یک سخنگوی ایده‌آل ستاد بحران را واجد خصائص بارز «همدردی، مشروعیت، صلاحیت، صراحت، تعهد و مسئولیت‌پذیری» می‌داند و بر این نکات تأکید می‌کند:

الف. سخنگوی ستاد بحران به محض وقوع رخداد باید در رسانه‌ها حضور مستمر داشته باشد و «دیده شود».

ب. سخنگوی ستاد بحران باید به‌طور شفاف توضیح دهد که چه افراد و سازمان‌هایی متولی کدام قسمت‌های فرآیند مدیریت بحران هستند.

ج. سخنگوی ستاد بحران باید همدردی صادقانه ساختار مدیریت بحران با داغ‌دیدگان و آسیب‌دیدگان را به‌طور مستمر یادآور شود.

د. سخنگوی ستاد بحران باید شفاف باشد و صرفا اطلاعات دقیق را ارائه کند و همچنین مستمرا یادآور شود که چه چیزهایی را درباره بحران می‌دانیم و چه چیزهایی را هنوز نمی‌دانیم.

ه. سخنگوی ستاد بحران تحت هر شرایط باید از ابراز نظرات شخصی و طرح حدس و گمان بپرهیزد و قولی ندهد که بعدا خلاف آن ثابت شود.

و. سخنگوی ستاد بحران باید نیازهای اصلی رسانه‌ها را درک کند، در دسترس گزارشگران و خبرنگاران باشد و به‌طور منظم اخبار را به‌روز نگاه دارد.

ز. سخنگوی ستاد بحران باید نماد ارائه یک پیام واحد از سوی ساختار حاکمیتی مدیریت بحران باشد.

«اصالت با سرعت نیست»

در این بین اما رفتار درست ساختارهای حاکمیتی در امر رسانه در بهترین حالت می‌تواند صرفا بستری برای عملکرد سازنده خود رسانه‌ها را فراهم کند؛ پس از آن دیگر کار رسانه‌هاست که بتوانند به مأموریت خود عمل کنند. رویکرد درست برای گزارشگران و خبرنگاران در زمانه بحران روشن است چون ابتلای جمعی به یک اضطراب مشترک ایجاب می‌کند که کدهای حرفه‌ای روزنامه‌نگاری سازگار با شرایط تغییر کنند. به عنوان مثال اگر وظیفه اصلی روزنامه‌نگار در حالت عادی گزارش واقعیت به مخاطب از تمام ابعاد است، شرایط بحران می‌طلبد تا گزارشگر و خبرنگار علاوه بر التزام مستمر به حقیقت، حفظ امید و استمرار جریان زندگی را نیز به‌طور مشخص جزو وظایف خود بداند و به‌واسطه آسیب‌پذیری بیشتر اقشار مختلف مردم، بی‌آن‌که احساساتی شود، به نگاه انسانی خود فرصت بروز دهد. بهتر ایت همکاران ما در شرایط بحرانی به این توصیه‌ها عمل کنند:

۱. اصالت با صحت اخبار است؛

ماهیت شتاب‌زده و هیجان‌آلود شرایط بحرانی به‌راحتی می‌تواند رسانه‌ها‌را گرفتار کورس انتشار سریع‌تر اخبار کند، به این معنی که به‌محض شنیدن اولین شایعه صرفا به‌خاطر اولین بودن، فرایندهای حرفه‌ای ضروری برای راستی‌آزمایی را پشت سر نگذارند و اخبار ناسالم تولید کنند. این کلیشه‌ای‌ترین و رایج‌ترین اشتباهیست که همکاران ما دچار خود می‌کند؛ آلوده شدن به هیجان جمعی درحالی‌که وظیفه خبرنگار، پرهیز هشیارانه از شتاب‌زدگیست.

۲. برای یافتن منابع رسمی و مسئولیت‌پذیر تلاش کنید؛

یک منبع خبری رسمی و پایدار که تبعات اطلاعات خود را می‌پذیرد، بسیار بهتر از یک خبر جذاب و جنجالیست. به‌جای تلاش برای یافتن اخبار جالب و جذاب، به‌دنبال منابع رسمی و پاسخگویی باشید که از نظر سازمانی و اداری جایگاه قابل‌استناد دارند. فراموش نکنید به‌رغم آن‌چه شاید به‌نظر برسد، مردم عادی همیشه نمی‌توانند منابع قابل‌تکیه برای تهیه گزارش باشند چرا که اغلب فاقد نگاه همه‌جانبه‌اند و به‌واسطه تأثیرپذیری فوق‌العا‌ده از شرایط، احساسات خود را در قضاوت‌هایشان دخیل می‌کنند. این به‌معنای رجوع نکردن به روایت‌های محلی و میدانی نیست؛ بلکه هر روایت محلی را می‌بایست با نقل‌قول‌های تخصصی و فنی مشایعت کنید.

۳. فاصله خود را با ساختارهای حاکمیتی حفظ کنید؛

وظیفه شما در موقعیت بحران به‌عنوان یک گزارشگر یا خبرنگار مشخص است: روایت واقعیت از تمام جوانب در جهت تسهیل شرایط زندگی ذی‌نفعان و آسیب‌دیدگان. از همین رو منافع شما درنهایت ماهیتا با رویکردها و منافع ساختارهای حاکمیتی منطبق نخواهد بود. به خاطر داشته باشید که دسترسی سریع به اخبار به بهای زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی حرفه‌ای و هم‌راستا شدن با انگیزه‌های سازمانی حاکمیتی، نمی‌ارزد و شما را از وظیفه اصلی‌تان دور خواهد کرد.

۴. زندگی ادامه دارد؛

خطیرترین شرایط و غم‌انگیزترین رخدادها نیز به‌معنای پایان مسیر زندگی مردم نیست. اتفاقات ناخوش‌آیند کار شما را به‌عنوان خبرنگار سخت‌تر خواهند کرد، چرا که علاوه بر ضرورت پوشش رخدادها از همه جوانب، شما می‌بایست زندگی و الزامات آن را نیز از تمام مناظر روایت کنید. آسیب‌دیدگان و شهروندانی که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم تحت‌تأثیر شرایط بحرانی قرار گرفته‌اند، به گزارشگران اعتماد می‌کنند و برای فراموش نکردن زندگی به آن‌ها نیاز دارند. نباید اجازه دهید هیچ واقعیتی توسط نهادهای حاکمیتی پنهان بماند، و نباید اجازه دهید امید به زندگی نیز در فرازونشیب اتفاقات گم شود.

«خود را نجات دهیم»

با گذشت چند ماه از حوادث آبان‌ماه و شفافیتی که هنوز درمورد تعداد کشته‌شدگان وجود ندارد و با ضربه سنگینی که ۳ روز اصرار بر نگفتن در موضوع هواپیمای اوکراینی به اعتماد مردم وارد کرد، حالا نوبت آن است که کوروناویروس را نه «یک ماجرای دیگر» بلکه احتمالا آخرین فرصت برای صادق بودن بدانیم؛ فرصتی برای نجات اعتماد مردم به خودمان، که منتظرش نبودیم اما رخ داد؛ فرصت ناگزیری که دوست نداشتیم دست دهد، ولی حالا یک واقعیت است و محکومیم به پذیرفتن آن./سایت انجمن صنفی روزنامه نگاران تهران 

اخبار مربوط به ویروس کرونا در ایران و جهان را اینجا بخوانید

دیگر خبرها

  • قیمت روز گوشی موبایل در ۳ اسفند
  • بر‌ای خرید یک واحد مسکونی ۶ ساله چقدر خرج کنیم؟
  • سیستمی جالب برای متوقف کردن خودرو قبل از خط عابر پیاده + فیلم
  • صندوق رای چهار روستا با پای پیاده به محل رسید
  • کار آفرینی به سبک زنان ژانگیه چین
  • آخرین وضعیت شاخص اجاره بهای مسکن در دی ماه ۹۸
  • نرخ ارز، دلار، سکه، طلا و یورو در بازار امروز جمعه ۲ اسفند ۹۸
  • راه دسترسی۴روستامسدوداست رای گیری درنقاط دورافتاده آذربایجان غربی
  • راه دسترسی۴روستامسدوداست/رای گیری درنقاط دورافتاده آذربایجان غربی
  • قیمت مسکن در مناطق ۲۲ گانه تهران +جدول
  • ارسال صندوق اخذ رای به تعدادی از روستاهای آذربایجان غربی با پای پیاده
  • کدام خودرو را با ۱۰۰ میلیون تومان می‌توان خرید؟
  • قیمت روز گوشی موبایل هوآوی +جدول
  • قیمت ارز، دلار، یورو، سکه و طلا ۱۳۹۸/۱۲/۰۲
  • قیمت روز گوشی موبایل هوآوی در ۲ اسفند
  • قیمت خودرو‌های داخلی و وارداتی ۱۳۹۸/۱۲/۰۲
  • حمایت ۲۵ تا ۱۰۰ میلیون تومانی دانشگاه علوم پزشکی مجازی از ایده‌های خلاقانه
  • بازارمرکزی میوه و تره بار مشهد راه اندازی خواهد شد
  • ساماندهی ۳ هزار و ۸۰ شعبه اخذ رای در مازندران
?>