در روزهای اخیر پس از افزایش میزان تنش میان تهران ـ واشنگتن برخی از صاحب‌نظران روابط بین‌الملل بر این دیدگاه هستند که واشنگتن با طرح شروط غیرقابل‌پذیرش به‌دنبال جنگ با ایران و نه مذاکره است.به گزارش بلاغ،از سوی دیگر بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی بر این نظرند که تهران با اقدامات حقوقی- دیپلماتیک و همچنین روشنگری رسانه‌ای بین‌المللی می‌تواند دست جنگ‌طلبان افراطی در کاخ سفید و همچنین شرکت‌های اسلحه‌سازی و نفتی منفعت‌طلب را ببندد.

به همین منظور «آرمان» با هرمیداس باوند، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و استاد تمام روابط بین‌الملل گفت‌وگو کرده که در ادامه می‌خوانید.

با توجه به خروج یکجانبه آمریکا از برجام و عدم تعهد سایر کشورهای عضو توافق هسته‌ای با ایران، آیا خروج تهران از برجام یا NPT به مصلحت ایران است؟

اروپایی‌ها به ظاهر به برجام متعهد و پایبند هستند، اما به تعهداتشان در قبال تهران عمل نکرده‌اند. بنابراین به محض آنکه ایران به‌صورت احتمالی از برجام خارج شود اروپا اتهام تازه‌ای را علیه تهران مطرح کرده و بر این مبنا که همانگونه که ترامپ مدعی آن است این مساله را بهانه‌ای قرار داده که ایران به‌دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای است. بنابراین در شرایط موجود به‌نظر نمی‌رسد که خروج از برجام یا NPT به نفع ایران باشد. البته با چنین اقدام احتمالی از سوی تهران، اروپایی‌ها خشنود خواهند شد، چون دیگر احساس هیچ‌گونه تعهدی نسبت به تهران نخواهند داشت.

باتوجه به تشدید فشارها از سوی آمریکایی‌ها سناریوی مشخص واشنگتن در قبال تهران چیست؟

آمریکایی‌ها با قراردادن سپاه پاسداران در لیست گروه‌های تروریستی هرگونه اقدام ممکن را علیه ایران مجاز و مشروع می‌دانند، به‌گونه‌ای که در هر منطقه‌ای با عوامل یا واحد‌های سپاه پاسداران در منطقه اعم از عراق و یا سوریه به‌عنوان نیروهای به‌اصطلاح تروریستی برخورد خواهند کرد. اگر واشنگتن با واکنش احتمالی از سوی تهران روبه‌رو شود با توجه به حضور ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» پاسخ‌های سنگین‌تری خواهد داد. بنابراین ایالات متحده آمریکا خود را مجاز می‌داند برخلاف حقوق بین‌الملل نیروی نظامی یک کشور را تروریست خطاب کرده و بر خود مجاز می‌داند عوامل و نیروهایش را سرکوب کند. از سوی دیگر تهران حق هرگونه واکنشی نسبت به این اقدامات یکجانبه واشنگتن را نیز نباید داشته باشد. این اقدام آمریکایی‌ها غیرمنطقی بوده و خلاف قوانین، حقوق و عرف نظام بین‌الملل و غیرمنطقی است. این مسأله‌ای که آمریکایی‌ها مطرح می‌کنند که ما نیروهای نظامی ایران را سرکوب می‌کنیم و در مقابل تهران حق هیچ‌گونه واکنشی را ندارد. اینکه اگر هر یک از عوامل و نیروهای ایران دست به هرگونه عکس‌العمل احتمالی بزنند برخورد ایالات متحده گسترده‌تر بوده و درگیری نظامی را در پیش خواهد داشت.

با توجه به اینکه پایگاه خبری اکسیوس آمریکا مدعی شد براساس اطلاعات و هشدار سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی به واشنگتن، تهران به‌دنبال آن بوده که دست به اقدام علیه منافع آمریکا در منطقه بزند، استقرار ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» را در چارچوب چه اهداف احتمالی می‌دانید؟

این خبر کاملا نادرست و بی‌پایه و اساس است، چون تهران در شرایط کنونی چنین اقدامی انجام نمی‌دهد. بنابراین تهران با درکی که از شرایط دارد به هیچ‌عنوان فضا را برای دشمنی‌ها و بهانه‌جویی‌ها مساعد نخواهد کرد. آمریکایی‌ها در بحرین، قطر و سایر کشورهای منطقه پایگاه دارند و به‌جز این پایگاه‌ها ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» را نیز وارد منطقه کرده‌اند، اما این نکته را نباید فراموش کرد که پیش از این هم آمریکایی‌ها ناو هواپیمابر به منطقه می‌فرستادند و رویه این بود که هر ٩ماه یکبار ناوهواپیمابر برای انجام تعمیرات منطقه را ترک می‌کرد و پس از آن یک ناو دیگر وارد منطقه می‌شد. به‌نظر می‌رسد حضور ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در منطقه به‌نوعی هشداری به تهران است که هرگونه اقدامی از سوی ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز یا اقداماتی به هر شکل محدود و یا گسترده علیه منافع ایالات متحده با پاسخ گسترده و شدید واشنگتن مواجه خواهد شد.

وزارت خزانه‌داری آمریکا طی روزهای گذشته فاز دیگری از تحریم‌های جدید ضدایرانی را کلید زد، آمریکایی‌ها از عملیاتی‌کردن این تحریم‌ها چه اهداف احتمالی را دنبال می‌کنند؟

واشنگتن به‌دنبال یک تفاهم دیگر با تهران است، به‌گونه‌ای که ایران متعهد شود از هرگونه احتمال دستیابی به سلاح هسته‌ای خودداری ورزیده و در عین حال حضور و نفوذ ایران در منطقه کاهش یابد. همچنین تهران نباید تهدیدی علیه متحدان استراتژیک آمریکا یعنی رژیم صهیونیستی و عربستان باشد. واشنگتن سعی می‌کند تا جای ممکن آنقدر تحریم‌ها و حلقه محاصره و فشار را بر تهران تنگ‌تر و تنگ‌تر کند که نه‌تنها مسأله نفت بلکه فرآورده‌های نفتی را مشمول این تحریم‌ها قرار دهد تا ایران تن به خواسته‌های واشنگتن دهد. آمریکایی‌ها با استفاده از ابزار تبلیغات گسترده در سطح نظام بین‌الملل این‌گونه فضاسازی کرده‌اند که جمهوری اسلامی نه‌تنها خطر جدی برای منطقه بلکه برای کل جامعه بین‌المللی است. دونالد ترامپ با طرح چنین مسائلی به‌دنبال آن است که مدعی شود جامعه بین‌المللی را از یک خطر بزرگ (ایران) رهانیده تا بدین‌وسیله هم جایگاهش را در سطح جهانی ارتقا داده و هم در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری در آمریکا بهره‌برداری لازم را ببرد. اگر واشنگتن در دستیابی به چنین مقصودی موفق نشود سعی می‌کند تا یک برخورد حاشیه‌ای ایجاد کند. همچنین اقداماتی که واشنگتن علیه مردم ایران انجام داده با ادعای مبارزه با تروریسم، جمهوری اسلامی حق هیچ‌گونه واکنشی را نداشته باشد. براساس حقوق و موازین بین‌المللی هر کشوری به‌صورت ذاتی حق دارد وقتی با یک تهدید، تهاجم یا تجاوزی مواجه می‌گردد از خود دفاع کند، اما واشنگتن صراحتا اعلام داشته تهران در شرایط فعلی نه‌تنها خودش بلکه متحدانش حق دفاع مشروع از خود را ندارند. همچنین به‌عنوان نمونه اگر حزب‌ا.. لبنان دست به هرگونه اقدامی بزند واشنگتن آن را از طرف ایران قلمداد کرده و نسبت به آن واکنش نشان داده و آن را از سوی تهران می‌داند نه حزب‌ا... .

تهدیدات کنونی تیم افراطی حاکم بر کاخ سفید، تهدید به‌منظور جنگ بوده و یا اینکه هدف این تهدیدات کشاندن ایران به پای میز مذاکره است؟

هدف اصلی ترامپ مذاکره با جمهوری اسلامی است. ترامپ به‌دنبال آن است که در مورد کره‌شمالی و به‌خصوص در مورد ایران مدعی شود که من جامعه بین‌المللی را از یک خطر بسیار جدی و بزرگ نجات داده‌ام! ترامپ به‌دنبال نمایشی بوده تا به‌وسیله آن به جهانیان این‌گونه وانمود کند که آمریکا اجازه نمی‌دهد چنین قدرت‌هایی که تهدیدکننده جامعه بین‌المللی هستند آزادی عمل داشته باشند.

برخی از کارشناسان رفتار سیاست خارجی ایالات متحده در قبال کاراکاس را مشابه با تهران می‌دانند. آیا از دیدگاه شما این‌گونه است؟

واشنگتن برای خودش حقوقی را در آمریکای مرکزی و جنوبی قائل است ولی ماهیتا این دو کشور در دو منطقه متفاوت از یکدیگر قرار گرفته‌اند. واشنگتن در منطقه خاورمیانه و موضوع ایران نه‌تنها منافع خودش بلکه منافع رژیم صهیونیستی را تامین و دنبال می‌کند، اما در ونزوئلا به هیچ‌عنوان مسأله رژیم صهیونیستی مطرح نیست. در شرایط کنونی آمریکا از مخالفان مادورو حمایت می‌کند، این در حالی است که روسیه نیز تا حدودی وارد شده و تا به حال نیز ارتش به نفع دولت حاکم عمل کرده است. بنابراین تهدیدهای آمریکا نسبت به ونزوئلا از آنجایی که آمریکای مرکزی و جنوبی را حیاط خلوت خودش می‌داند، نسبتا حداقل از دیدگاه خودشان طبیعی به‌نظر می‌رسد، اما در مورد ایران تنها مسأله منافع آمریکا مطرح نبوده بلکه تامین منافع متحدان منطقه‌ای استراتژیکش همچون رژیم صهیونیستی و عربستان نیز مطرح است. آمریکا به‌دنبال آن است که ایران را که به‌عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای مطرح است تحت فشارهای فاحش قرار داده تا ایران را از جایگاه اولیه ژئوپلیتیک و ژئواکونومیکش تعدیل کند. در مورد ونزوئلا برخورد آمریکا متفاوت بوده است، چون در آنجا مسأله تامین منافع و امنیت دیگران وجود ندارد. به نظر می‌رسد تهدیدات آمریکا علیه کاراکاس بیشتر لفاظی بوده، البته اعلام داشته که گزینه‌های مختلف روی میز است اما منتظر است ببیند که فرآیند مخالفان ونزوئلا سرانجامش چه خواهد شد، به‌خصوص آنکه بسیاری از کشورها نیز حمایت خودشان را از مخالفان دولت ونزوئلا در اروپا و آمریکا اعلام داشته‌اند. البته برخی از کشورهای دیگر همچون چین و روسیه به نفع دولت حاکم موضع‌گیری کرده‌اند. درست است که به موازات هم فشارها علیه ایران و ونزوئلا توسط واشنگتن افزایش یافته است، اما ماهیتا وضعیت این دو کشور متفاوت است.

تهران در برابر یکجانبه‌گرایی واشنگتن دست به چه اقدامات احتمالی می‌تواند بزند؟

ایران باید کارت‌های مورد ادعای واشنگتن را از دستش بگیرد. همچنین تهران باید افکار عمومی جهانی را به نفع خودش بسیج کرده و هم زمینه را برای کشاندن مسأله به یک داوری حقوقی بین‌المللی فراهم نماید. تهران می‌بایست برخی از زندانیان را آزاد کرده تا بهانه‌های حقوق بشری واشنگتن را خنثی کند. زمانی که ایالات متحده اعلام می‌دارد ما به‌دنبال آن هستیم که صادرات نفت ایران را به صفر برسانیم، توده مردم ایران از این مسأله متضرر می‌شوند. این اقدام یکجانبه ایالات متحده درست برخلاف حقوق بشر مورد ادعای واشنگتن، معیشت مردم ایران را هدف گرفته و با خطر جدی مواجه کرده است، لذا هدف اصلی واشنگتن آن است که جمهوری اسلامی را براساس آنچه که مدعی آن است به زانو درآورد. مطرح‌کردن مسائلی همچون حقوق بشر بهانه‌ای بیش نیست. همین که واشنگتن به‌دنبال آن است که صادرات نفت ایران را به صفر برساند که نتایج سنگینش به‌طور مستقیم بر دوش مردم ایران است، این مسأله خود به‌معنای خلاف حقوق بشر مورد ادعای آمریکا است. بنابراین به نظر می‌رسد هدف واشنگتن رسیدن به یک توافق تازه با جمهوری اسلامی با آن خصوصیات ادعایی که آمریکایی‌ها در صحنه بین‌المللی تبلیغ کرده می‌باشند.

سناریوی مشخص واشنگتن در قبال نفت ایران چیست؟

بعد از اعلام به صفر رساندن صادرات نفت ایران طی چند هفته گذشته عربستان و امارات اعلام کردند که کمبود نفت بازار جهانی حاصل از تحریم ایران را تامین خواهند کرد. کشورهای بسیاری (حتی کشورهایی که به آمریکا خوشبین نیستند) با آمریکا تعاملات گسترده اقتصادی دارند. بنابراین تحریم‌های ایالات متحده تحریم‌های یکجانبه مضاعف است، یعنی هر کشوری تحریم‌های آمریکا را رعایت نکند نمی‌تواند تعاملاتی در آمریکا داشته باشد، چراکه واشنگتن حق مجازات آنها و حتی شرکت‌های چندملیتی را دارد. چین که حدود ۶٠٠ میلیارد دلار صادرات به آمریکا دارد و یا ژاپن، کره‌جنوبی یا هند به دلیل تعاملات گسترده‌ای که با آمریکا دارند ممکن است در مواضع اعلامی سخنانی را مطرح کنند، اما به دلیل منافع اقتصادی که دارند با سکوت خودشان با این تحریم‌های ظالمانه و یکجانبه واشنگتن همراهی می‌کنند.

برخی از کارشناسان غربی بر این نظرند که تهران به‌دنبال راه‌رفتن روی طناب مذاکره و عدم مذاکره با آمریکا است تا در انتخابات ٢٠٢٠ با روی کارآمدن دموکرات‌ها یکبار دیگر واشنگتن به پای میز مذاکره بازگردد. از دیدگاه شما آیا این‌گونه است؟

این دیدگاه وزیر خارجه پیشین ایالات متحده بوده که بر مبنای نظر وی بهتر است تهران تا حدودی به‌صورت کج‌دار و مریز با دولت افراطی حاکم بر کاخ‌سفید تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ عمل کند. با توجه به آنکه در کنگره ایالات متحده دموکرات‌ها اکثریت کرسی‌ها را در دست دارند به احتمال بسیار زیاد دیگر ترامپ در رأس هرم قدرت در آمریکا نخواهد بود و چون دموکرات‌ها تاحدودی پایبند به برجام هستند، بنابراین ایران باید کج‌دار و مریز با دولت کنونی آمریکا عمل کند، اما این دیدگاه در صورتی درست است که ایالات متحده سناریوی مدون، مشخص و از پیش ‌طراحی‌شده‌ای نداشته باشد. این دیدگاه جان کری وزیر خارجه دولت اوباما است که از دیدگاه وی دموکرات‌ها در انتخابات پیروز خواهند شد و واشنگتن بار دیگر به برجام بازخواهد گشت.

اگر احتمالا دموکرات‌ها در انتخابات ٢٠٢٠ ایالات متحده پیروز نشوند و یکبار دیگر ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا انتخاب شود، آنگاه سناریوی احتمالی آمریکایی‌ها در قبال تهران چه خواهد بود؟

آنگاه بدون‌شک دونالد ترامپ با آسودگی خیال برنامه خودش را علیه تهران عملیاتی خواهد کرد.

سناریوی مشخص ترامپ در قبال تهران، مذاکره است یا جنگ؟

ترامپ بدون‌شک در درجه اول به‌دنبال مذاکره است، اما زمینه‌ای که ترامپ با قراردادن سپاه پاسداران در لیست گروه‌های تروریستی ایجاد کرده است و خودش را مجاز به سرکوب نیروهای سپاه می‌داند، این حق را برای خود محفوظ می‌داند که با آن برخورد کند به‌خصوص آنکه اگر یک واکنش کوچک از سوی جمهوری اسلامی پدیدار شود ممکن است اقدامات واشنگتن به‌صورت اقدامات تنبیهی باشد، همانند نابودکردن سکوهای نفتی ایران در زمان ریگان، به‌عنوان هشدار اولیه دست به یکسری اقدامات تنبیهی زده و اگر ببیند این اقدامات کاربردی نداشته و به نتیجه نرسد احتمالا زمینه را برای اقدامات گسترده‌تر دیگری مهیا کند.

با توجه به عدم تعهد طرف‌های برجامی به‌طور اخص اروپایی‌ها، تهران باید چه سناریوی مشخصی را در قبال برجام در پیش گیرد؟

اروپایی‌ها در ابتدا پس از خروج یکجانبه آمریکا از برجام و تحریم‌های نفتی ایران اعلام کردند که یک‌سوم نفت ایران را خریداری می‌کنند و یک نهاد مالی (اینستکس) برای تبادلات اقتصادی ایجاد می‌کنند، اما اروپایی‌ها از این موضع خودشان عقب‌نشینی کردند. در حقیقت طرف‌های اروپایی نگاه به آمریکایی‌ها دارند ضمن آنکه ملاحظاتی را نیز رعایت کرده‌اند. همچنین تعهدات خودشان را در قبال تهران انجام نداده‌اند. متاسفانه چون اکثریت کشورهای اروپایی و حتی روسیه و چین تعاملات گسترده اقتصادی با آمریکا دارند و به‌صورت کاملا طبیعی واشنگتن را بر تهران ترجیح می‌دهند. هندوستان و چین هم به‌دنبال تبادل کالا به کالا با ایران هستند که این مسأله مشکل تهران را حل نمی‌کند. نمی‌شود گفت که این روش بی‌اثر است اما این مسأله مشکل ایران را حل نمی‌کند چون مشکل ایران درآمد‌های ارزی است. در حال حاضر ایران به‌منظور توسعه و بهره‌برداری از پارس‌جنوبی به یک تکنولوژی بسیار پیشرفته همچون قطری‌ها نیاز دارد. شرکت‌هایی از کشورهای مالزی، روسیه یا توتال فرانسه هیچ‌کدام نتوانستند آن تکنولوژی که مورد نیاز ایران است تامین کنند. البته ممکن است همچنین ممکن است اتفاقات جدید در منطقه پدیدار شده و سبب شود آمریکایی ها سیاست تعدیلی را در پیش گیرند. اگر اتفاقات جدیدی در منطقه پدیدار شود در آن زمان ممکن است که آن مسائل نسبت به مسأله ایران برای واشنگتن اولویت پیدا کند. در واقع در شرایط کنونی ایران تنهاست. نگاه به شرق ایران همانند روسیه و چین نگاهی نیست که بتواند در قبال تهدیدات آمریکا پاسخگو باشد. حتی ایران که مایل است عضو پیمان شانگهای شود، اما روسیه موافق نیست چون باید برای پذیرش عضو جدید به انتخاب اکثریت اعضا باشد. کشورهایی همچون ازبکستان و تاجیکستان نظر مخالف دارند.

برخی از کارشناسان بر این نظرند که ایالات متحده به‌دنبال آن است که تهران را در بازی از پیش طراحی‌شده‌ای قرار دهد که انتهای آن جنگ با ایران خواهد بود آیا از دیدگاه شما این‌گونه است؟

به نظر می‌رسد این مسأله کاملا مشهود است. واشنگتن با گام‌هایی که انتظار آن هم نمی‌رود و برمی‌دارد هدفش آن است که ایران را در گوشه رینگ قرار داده و مجبور به‌نوعی تفاهم کند. در سفری که دکتر ظریف به نیویورک داشت در رابطه با گفت‌وگو اقداماتی را انجام داد ولی مذاکره با وجود شرایط ١٢گانه وضعیت را پیچیده کرده است. ترامپ اعلام مذاکره بدون قید و شرط را مطرح کرد اما یک روز بعد وزیر خارجه‌اش چهار شرط اساسی را مطرح کرد. بنابراین واشنگتن سعی می‌کند تا تهران را مجبور به پذیرش نظراتش کند.

برخی از کارشناسان بر این نظرند که آمریکایی‌ها به‌دنبال تکرار همان سناریوی تکراری در عراق نسبت به ایران هستند؟

ایالات متحده در سال ٢٠٠٣ بدون آنکه منتظر گزارش بازرسان و یا صدور قطعنامه از شورای امنیت سازمان ملل متحد شوند جورج دبلیو بوش اعلام کرد که واشنگتن منافع حیاتی‌اش را در اختیار شورای امنیت و دیگران قرار نمی‌دهد. وقتی آمریکا دست به اقدام نظامی در عراق زد تمامی آن ادعاهایی که قبلا مطرح کرده بود هیچ‌کدام از گزارشات صحیح نبود و گزارش بازرسان بین‌المللی بعدها اثبات کرد که ادعاهای ایالات متحده در خصوص سلاح‌های نامتعارف و کشتار جمعی کاملا بی‌اساس بوده است. بنابراین واشنگتن برای انجام مقصودش هیچ‌گونه ابایی از زمینه‌سازی‌های دروغین در مورد ایران نیز ندارد تا کمابیش بخواهد همان سناریویی را که نسبت به عراق در سال ٢٠٠٣ عملیاتی کرد انجام دهد. منتها در مورد ایران دموکرات‌ها در ایالات متحده نظر موافق در مورد اقدام احتمالی نظامی علیه ایران ندارند. لذا هدف ترامپ این است که یک درگیری ایجاد کرده به‌عنوان نمونه٢٠ سرباز آمریکایی کشته شوند و این مسأله را بهانه کرده تا افکار عمومی آمریکا و نظرات کنگره را به نفع اهداف خودش بسیج کند. آمریکایی‌ها نسبت به کشته‌شدن شهروندانشان حساسیت خاصی دارند تا این اجازه را به رئیس‌جمهور بدهند تا دست به هرگونه اقدامی که در جهت تامین منافع مردم آمریکا لازم می‌داند بزند. بنابراین ترامپ سعی می‌کند از هر ابزار و وسیله ممکنی استفاده کرده تا ایران را وادار کند در بدترین شرایط ممکن پذیرای خواست واشنگتن باشد.

تهران در شرایط کنونی در برابر یکجانبه‌گرایی ایالات متحده دست به چه اقدامات احتمالی می‌تواند بزند؟

ایران باید دست به سلسله اقدامات داخلی و خارجی بزند. در عرصه داخلی تهران باید تصویری را که واشنگتن از ایران در خصوص حقوق بشر و زندانیان سیاسی و... ساخته‌اند، مصالح کشور ایجاب می‌کند حتی به‌صورت تاکتیکی هم که شده آن ادعاها را خنثی کرده و پس از آن پیشنهاد گفت‌وگوهای بدون قید و شرط را مطرح کند. در صورت عدم پذیرش واشنگتن، تهران می‌تواند مسأله را به مجمع عمومی سازمان ملل متحد و دیوان بین‌المللی دادگستری بکشاند. یعنی تهران باید مسأله را به یک عرصه حقوقی و سیاسی بین‌المللی تبدیل کند. این دو اقدام احتمالی را اگر ایران انجام دهد تاحدودی می‌تواند با تکیه بر افکار عمومی جهانی آمریکا را در وضعیت متفاوتی قرار داده که آن آزادی عملش را تا حدود زیادی محدود می‌کند.

اقدام دکتر ظریف در پیشنهاد تبادل زندانیان و مصاحبه با شبکه فاکس‌نیوز را در همین چارچوب قابل‌تحلیل می‌دانید؟

بدون‌شک اقدام وزیر امور خارجه کشورمان در همین چارچوب بوده است. متاسفانه در شرایط فعلی کشورهایی که بتوانند میانجی‌گری کنند وجود ندارند. حتی کشورهای اروپایی در خصوص موشک‌های بالستیک و نفوذ منطقه‌ای ایران و حمایت ایران از گروه‌های مقاومت در منطقه همانند حزب‌ا... لبنان، حماس و جهاد اسلامی متاسفانه ضمن آنکه اختلافاتی با واشنگتن دارند، اما در اکثر موارد فوق با ایالات متحده هم‌نظر هستند. اگر کشوری نقش میانجی‌گری میان تهران ـ واشنگتن را در پشت پرده انجام می‌داد می‌توانست نتایج مطلوبی داشته باشد به نظر می‌رسد دکتر ظریف می بایست قبل از آنکه زمان از دست برود گفت‌وگوهای دوسویه را با استناد به ماده ٣۶ منشور ملل متحد کلید زده و با چنین راهبردی از انجام هرگونه اقدام سخت‌افزاری از جانب ایالات متحده جلوگیری کند.

با توجه به شروط ١٢ گانه پمپئو آیا تهران حاضر به پذیرش هرگونه گفت‌وگوهای احتمالی با واشنگتن خواهد بود؟

به نظر می‌رسد با توجه به سخنان پمپئو دیگر ١٢شرط مطرح نیست. برای واشنگتن سه مسأله اساسی در رابطه با تهران مطرح است. اول توان دفاع موشکی ایران، دوم نفوذ منطقه‌ای و سوم تحت عنوان آن چیزی که حمایت ایران از تروریسم نام می‌برند. مسأله نفوذ منطقه‌ای ایران امر دفعی نیست به‌عنوان نمونه در مسأله سوریه فقط ایران مطرح نیست بلکه پای کشورهای دیگری همچون روسیه، ترکیه، عربستان، آمریکا و برخی دیگر از کشورهای دیگر نیز به‌صورت غیرمستقیم حضور دارند مطرح است، بنابراین خروج ایران از سوریه منوط به تسریع و تسهیل‌شدن حل مسأله سوریه است. همچنین تهران می‌تواند اعلام دارد که در خصوص مسأله یمن می‌تواند وارد مذاکره شده و مسأله این کشور نیز حل شود. ایران می‌تواند به‌گونه‌ای صحنه بازی را آرایش کند که افکار عمومی جهانی تا حدود زیادی به سمت خود جلب نماید. زمانی‌که که آمریکایی‌ها دو ناوچه سهند و سبلان را با موشک‌های دوربرد خودشان مورد اصابت قرار دادند ایران نتوانست پاسخ متناسبی بدهد. بنابراین آمریکایی‌ها همان اقداماتی را که در عراق انجام دادند می‌توانند نسبت به ایران عملیاتی کنند. آمریکایی‌ها از نظر پیروزی نظامی سریع بوده ولی از نظر سیاسی و اجتماعی این مشکل فرآیندی پایدار خواهد بود که نمونه بارز آن افغانستان است.

منبع: بلاغ مازندران

کلیدواژه: برخی از کارشناسان دنبال آن جامعه بین المللی ایالات متحده رژیم صهیونیستی آبراهام لینکلن شرایط کنونی آمریکایی ها جمهوری اسلامی ناو هواپیمابر قبال تهران مورد ایران هرگونه اقدام نظر می رسد تحریم ها افکار عمومی دموکرات ها اروپایی ها مردم ایران نفت ایران قرار داده حقوق بشر منطقه ای هیچ گونه نه تنها

«هاریسون‌ گیت»؛ چرا امثال عباس تبریزیان، آیت‌الله می‌شوند و پرطرفدار؟

نامه علی مطهری به شورای نگهبان: دایه دلسوزتر از مادر نباشد

اصولگرایان پیروز میدان بی‌رقیب انتخابات مجلس؟ در انتخابات باشيم يا نباشيم؟

درباره روحانی‌ جنجالی که کتاب پزشکی هاریسون را آتش زد چه می‌دانیم؟+عکس

فوری؛ کوبی برایانت درگذشت

منبع این خبر، وبسایت www.bloghnews.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۷۷۱۷۷۳ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

خبر بعدی:

دوستی با مرگ آشتی با زندگی

ورود چهره‌های موفق تلویزیونی به سینمای ایران در چندسال اخیر خیلی با موفقیت همراه نبوده است. شناخته‌شده‌ترین چهره‌های تلویزیون در چندسال اخیر با ورودشان به عرصه فیلمسازی، نشان دادند که درخشش روی پرده سینما مسیری متفاوت از موفقیت در قاب تلویزیون دارد و چهره‌های بسیار دیده‌ شده تلویزیون، یک فرمول جادویی همواره موفق ندارند که در هر زمین و زمینه‌‌ای همه را شگفت‌زده کند.

دراین‌ مورد، خیلی‌ از طنازهای تلویزیونی‌ آزمون و خطاهای مختلفی انجام دادند اما هربار نشد که نشد. این‌بار نوبت سروش صحت رسیده که بار دیگر در سینما با «جهان با من برقص» تلاشش را بکند که به یک موفق همیشگی در عرصه تلویزیون و سینما تبدیل بشود. سروش صحت هم یکی از همان فیلمسازانی است که شناخت همه ما از او بواسطه جعبه جادویی است. تجربه‌های مختلف بازیگری، کارگردانی، اجرا و برنامه‌سازی صحت را به یکی از فعالان همیشگی صداوسیما تبدیل کرده است. ما در قاب تلویزیون یک سروش صحت مربوط به طنز موفق سریالی می‌شناسیم که در چندسال اخیر سریال‌های دیده‌ شده و محبوبی نظیر پژمان، ساختمان پزشکان و لیسانسه‌ها(و البته فوق لیسانسه‌ها) را ساخته است و از طرفی مدتی‌ است که سروش صحت دیگری را غرق در کتاب‌ها و معاشرت با کتاب‌بازها می‌بینیم. صحت کتاب باز، یک آدم غرق‌شده در رمان‌ها، شعرها و داستان‌هاست که مجنون‌تر از قبل در عالم هنر به‌نظر می‌رسد و سیر می‌کند. آنچه مواجهه و زیست با فیلم جهان با من برقص را دلنشین و دلچسب می‌کند، حضور همزمان و جنون‌آمیز هر دو سروش صحت در فیلم است. آن سروش صحت کاربلد در به‌ تصویرکشیدن موقعیت‌های کمدی در این فیلم با سروش صحت غرق‌شده در ایده‌ها و دنیاهای مربوط به کتاب باز دست‌به‌دست هم داده‌اند تا یک فیلم با اتمسفری منحصربه‌فرد خلق بشود. فیلمی که هم مخاطبانش را درست مثل سروش صحت می‌خنداند و هم آنها را در یک دنیای شورانگیز و تفکربرانگیز رها می‌کند، درست مثل سروش صحت! جهان با من برقص بیش از هر اثر متأخر ایرانی من را به یاد فیلم در دنیای تو ساعت چند است می‌اندازد. وجه‌ اشتراک این فیلم با فیلم صفی یزدانیان(علاوه‌بر بازی در ابهام علی مصفا) در این است که هر دو فیلم تلاش زیادی برای خلق یک جهان تازه و متمایز از دیگر آثار سینمایی می‌کنند. هردو قادر به خلق جهانی می‌شوند که در مناسبات معمول روزمره ما جای بخصوصی ندارند. جهان این دو فیلم انگار جایی میان واقعیت و رؤیا است که درنتیجه رفت‌وآمد متوالی بین واقعیت و رؤیا خلق می‌شود. اتفاقات داستانی و باورپذیری شخصیت‌ها در همین معلق‌بودگی میان واقعیت و رؤیا است که امکان بروز می‌یابد وجهان فیلم، جهانی متعلق به خود فیلمساز می‌شود. جهانی که آگاهی‌های اجتماعی فیلمساز را به فضاهای خواب‌گونه او برده و تمایزش از فضای غالب سینما را هویت می‌بخشد. نام فیلم هم به‌نوعی برگرفته از همین نگاه به اثر است. علاوه‌ براینکه نام فیلم اشاره به شخصیت محوری داستان یعنی جهان دارد، سعی در استعاری‌کردن فضای فیلم و اشاره به جهان منحصرش نیز دارد. از همان صحنه شروع فیلم که درباره گاو بیمار صحبت می‌شود و جهان در جواب اینکه حال گاو خوب می‌شود یا نه می‌شنود که «کی میدونه کی میمونه، کی نمیمونه!» مسأله مرگ و زندگی در فیلم مطرح می‌شود. کمی جلوتر وقتی جهان در حضور دوستانی که برای تولدش دورهم جمع شده‌اند مرگ پیش‌رویش را برای مخاطب بازگو می‌کند، همه مخاطب‌هایی که به رسم فیلم‌های اینچنینی با خودشان حدس زده بودند که این تولد و دورهمی، به شادی پیش نمی‌رود و مسأله مرگ احتمالاً در یک بستر رازآلود منجر به اتفاقاتی می‌شود، از این هزارتوی حدس و گمان رها می‌شوند. از همان ابتدا مخاطب متوجه می‌شود که آنچه در جهان با من برقص اهمیت دارد، مواجهه درونی شخصیت جهان با ماجرای مرگ است. جهان مرگ را در یک قدمی خودش می‌بیند. در کنار او در فیلمنامه شخصیت‌هایی ساخته و پرداخته شده‌اند که به تعبیر جهان از مرگ(بخوانید زندگی) کمک می‌کنند؛ در یک طرف جهان، زوج حمید(سیاوش چراغی پور) و ناهید (هانیه توسلی) که سرخوشانه زندگی می‌کنند و هیچ اتفاق و بزنگاهی زندگی پرشور آنها را متوقف نمی‌کند قرار می‌گیرند. حمید حتی عشق ناهید به ثروتش(و نه خودش) را پذیرفته و صادقانه بیان می‌کند و این مسأله را مانعی برای ادامه سرخوشی نمی‌داند و کلید سرخوشی را غفلت از سن‌وسال و نزدیک‌شدن به مرگ می‌داند. پرخوری جاهلانه‌اش و اشتیاقش به ورزش از همین تلاش برای غفلت و سرخوشی ناشی می‌شود. در طرف دیگر جهان، احسان(جواد عزتی) و فرخ(رامین صدیقی) قرار دارند که زندگی را به خاطر یک اختلاف و کینه، سخت سپری می‌کنند. آسا(شیوا بلوچی) به پسری محلی و ورزشکار به‌ نام شایان(مهیار پوربابایی) دلباخته و برای معاشرت جدی با زندگی با خودش کلنجار می‌رود. آسا جوان است و مواجهه‌اش با مرگ مواجهه ای جدی نیست؛ بیش از آنکه خبر مرگ پیش‌روی پدرش او را به خودکشی وادار کند، بی‌محلی شایان(استیکر گل و سپاس!) اشتهایش به ادامه زندگی را کور می‌کند. رضا(پژمان جمشیدی) و نیلوفر(بهار کاتوزی) در میانه مسیر زندگی، تلاش برای تنها نماندن را پیش گرفته‌اند. این شخصیت‌ها با تمام جزئیاتشان دنیای جهان را برای مواجهه و مقابله با مرگ می‌سازند. مقابله‌ای که از تعبیر کنایی ادامه اسم فیلم(با من برقص) ایده دوستی با مرگ و آشتی با زندگی را وام می‌گیرد. می‌توان گفت مهم‌ترین دستاورد فیلم جهان با من برقص، کنارهم ‌قراردادن مسأله مرگ جهان با موقعیت‌های مینی‌مال کمدی به شکلی باورپذیر است؛ در سراسر فیلم در کنار آن خط اصلی مشکل جهان، موقعیت‌های جمع‌وجور کمدی تدارک دیده شده است. این شاید همان نگاه فیلمساز به زندگی است که تفکیک قابل‌توجهی میان تلخی و شیرینی زندگی نمی‌بیند و هرلحظه را حاصل دیالکتیک اتفاقات خواسته و ناخواسته می‌بیند. سکانس فیگورگرفتن شایان در شب که منتهی به حرکات موزون او می‌شود را به یاد بیاورید؛ در انتهای این سکانس، وقتی جهان با خودش خلوت کرده نیلوفر به سمتش می‌رود و از ترسش از تنهایی می‌گوید. خلوت جهان و ترس از تنهایی که یک گفت‌وگوی تلخ در فیلم را سروشکل داده، با پس‌زمینه حرکات شایان و جمع کنار دریا همراه می‌شود و صدای موسیقی شاد آدم‌های محلی به این فضا اضافه می‌شود. این سکانس مصداقی از تمام فیلمی است که همواره تلخ‌ترین حرف‌ها و اتفاقات را با ابزوردترین برخوردها و دیالوگ‌ها همراه می‌کند. اینکه جهان به جای ناراحت‌بودن از مرگ احتمالی‌اش به دخترش گله می‌کند که چرا آن‌طور که باید سوگوار مرگ پدر نیست و می‌خواهد خودش برای خودش گریه کند و کمی بعد می‌گوید خودش هم گریه‌اش نمی‌گیرد، یک مصداق مهم از فیلم برای به سخره‌گرفتن مرگ و تلاش برای خلق کمدی در دل تراژدی است. این تناقض‌ها به لطف ساخته‌شدن یک جهان عجیب‌وغریب در فیلم است که باورپذیر و دلچسب جلوه می‌کنند. شباهت جهان اثر به یک خواب و رؤیا، باورپذیری شکل‌های متناقض روایت و تصویرگری را ممکن ساخته است. موقعیت مکانی فیلم به همراه رنگ تصویر فیلم که به تیرگی و رازآلودی رؤیاها طعنه می‌زند، هر اتفاق و دیالوگ غیرمعمولی را باورپذیر ساخته است. از اجرای یک گروه موسیقی که موسیقی متن فیلم را جلوی مخاطب و شخصیت‌ها اجرا می‌کنند بگیرید تا روپایی‌زدن خیالی رضا که لحن شوخی دارد اما در آخر، صدای برخورد توپ خیالی‌اش با زمین به گوش می‌رسد و لحظه‌ای مخاطب را با این سؤال روبه‌رو می‌کند که این اتفاق در واقعیت چطور امکان‌پذیر است؟ در کنار ماجرای شخصیت‌ها، چندین‌بارحرکت مینی‌بوس قرمز رنگ که بالاوپایین مسیری نامشخص را طی می‌کند دیده می‌شود. از تعبیر استعاری این پلان‌ها - که به مسیر زندگی و فراز و فرودهایش و بی‌وقفه بودنش معنا می‌شود- که بگذریم، تکرار چندباره این حرکت در جاده، حس رؤیابودن تمام فیلم را برای مخاطب تقویت می‌کند و دریچه تعبیر تمام فیلم را از منظر خواب فیلمساز(جهان) به روی مخاطب باز می‌کند. فیلمنامه جهان با من برقص در یک طول روایی مشخص حرکت نمی‌کند؛ بلکه با پرورش یک‌سری موقعیت تکرارشونده و محدود مثل صحنه‌های مشابه طویله یا دور باطل دیالوگ‌های شخصیت‌ها سعی در خلق یک جهان محدود و استعاری با جنبه‌های شاعرانه دارد. البته در این روایت، گریزهایی به وجوه واقع‌گرایی در شخصیت‌پردازی هم زده می‌شود؛ مثلاً تب‌وتاب برخی شخصیت‌ها مثل ناهید و شایان درباره فضای مجازی درکنار فضای بکر و سنتی فیلم علاوه‌براینکه به خلق موقعیت‌های کمدی فیلم کمک کرده باعث شده تا فیلمنامه از عناصر واقعی زندگی در بستر خیال‌گونه و کمی ابزورد خالی نباشد. بیمارشدن خود جهان با وجود همه تلاش‌هایش برای داشتن یک زندگی عادی در فضای سالم و طبیعی هم خود مثال و نشانی از پرداخت واقع‌گرایانه در بستر خیالی فیلم و کوشش برای جدی‌نگرفتن همه چیز حتی مرگ است. جهان با من برقص از ابتدا تا انتها، شخصیت‌ها را به بهانه مرگ پیش‌روی جهان دورهم جمع می‌کند و به آنها تلنگر جدی مرگ می‌زند. شخصیت جهان را که خودش هم بدش نمی‌آید به زور یک خودکشی همه‌چیز را تمام کند، در یک‌قدمی مرگ قرار می‌دهد.‌ در این موقعیت و فضا، شخصیت‌ها مثل جهان که با صراحت لهجه به شایان می‌گوید صدایش خوب نیست و دیگر نباید بخواند یا خود شایان که می‌گوید در ماجرای خودکشی آسا متضرر شده چون از ورزش‌کردنش جامانده، صداقت کلام ویژه‌ای دارند اما بااین‌حال خیلی حاضر نیستند اختلاف‌سلیقه‌ها و تنش‌هایشان را کنار بگذارند و در یک نقطه آشتی‌پذیر مشخص به‌هم برسند. حساسیت بهمن(کاظم سیاحی) به رابطه رضا و نیلوفر یا تنش‌های احسان و فرخ در مسیر رویارویی مستقیم با مرگ دچار تغییر چندانی نمی‌شود تا اینکه در پایان فیلم، انگار میل باطنی مخاطب در یک غافلگیری شیرین، سرنوشت این تنش‌ها را رقم می‌زند. فیلم در انتها در تنها نقطه غافلگیرکننده داستانی‌اش زمانی که شخصیت‌ها می‌دوند و می‌گویند که تمام کرده و مرده، مخاطب را یک لحظه با مرگ جهان و تمام‌شدن همه آن فرصت‌ها برای زندگی بهتر و مهربان‌تر روبه‌رو می‌کند. برای یک لحظه هم که شده همه شخصیت‌ها مرگ جهان را باور می‌کنند و مخاطب، آماده حسرت‌خوردن‌ برای ازدست‌رفتن موقعیت‌های شیرین زندگی می‌شود. این همان تلنگری‌ است که انگار همه آدم‌ها به آن نیاز دارند و تا با خود مسأله و اصل قضیه همراه نشوند درک دقیقی از آن پیدا نمی‌کنند. کمی جلوتر، خالق جهان اثر همین مسأله را به یک شوخی با مرگ تبدیل می‌کند و با ربط‌‌ دادن آن خبر مرگ به پیرمرد حاضر در قصه، جان تازه و فرصت دوباره‌ای به جهان و دوستانش می‌دهد. حالا دیگر هر لحظه از زندگی برای شخصیت‌ها غنیمت و فرصتی نایاب است و همگی در آن هم‌خوانی پایانی ترانه «داری پیر میشی و خبر نداری...» به یک آشتی ابدی با زندگی می‌رسند. حکایت احوال پایانی شخصیت‌ها که در دوگانه مرگ و زندگی به درک تازه‌ای از زیستن رسیده‌اند، حکایتی شبیه به این شعر سپید دارد که شاعر معاصر پیش‌ از اینها آن را نوشته است: «...هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشسته‌ام...»  

دیگر خبرها

  • سفر مخفیانه فرمانده سنتکام به سوریه
  • سفر از پیش اعلام نشده فرمانده سنتکام به سوریه
  • سفر نتانیاهو به واشنگتن برای رونمایی از معامله قرن
  • آموزش زیر فشار بودجه‌های غیر واقع بینانه
  • عراق فروش زمین سفارت خود در واشنگتن را تکذیب کرد
  • نتانیاهو در واشنگتن با وزیران خارجه کشورهای عربی دیدار می‌کند
  • نتانیاهو در آستانه سفر به واشنگتن: کاخ سفید بزرگ‌ترین دوست اسرائیل است
  • تیم میلاد می‌برد، تیم سید می‌بازد
  • جهاد اسلامی: وضع رو به تنش است
  • شبکه ۱۲ اسرائیل: نتانیاهو در واشنگتن با وزیران خارجه کشورهای عربی دیدار می‌کند
  • نتانیاهو در واشنگتن با وزیران خارجه کشور‌های عربی دیدار می‌کند
  • پرنده‌های باغ پرندگان از کجا تامین می‌شوند؟
  • هیچ مصلحتی بالاتر از رضایت مردم نیست/ از نظر امام (ره) حضور و رأی مردم حق است نه تکلیف
  • هشدار به پرسپولیسی‌ها؛ یحیی در «این بازی» همیشه می‌بازد
  • صید غیرقانونی پرندگان مهاجر وجهه محیط زیست ایران را خدشه‌دار کرده است
  • وقتی مسائل اصلی رنگ می بازد/ به خط شدن مسئولان در افتتاح مدرسه‌ای غیرانتفاعی در رشت! + عکس
  • ضرورت توجه به رضایت عامه در انتخابات
  • هیچ مصلحتی بالاتر از رضایت مردم نیست
  • واقعیت پشت‌پرده هک شدن گوشی مالک روزنامه واشنگتن‌پست توسط ولیعهد عربستان