قریب به ۶ سال از عمر دولت روحانی سپری شده است، ادعایی همچون «اختیارات محدود دولت» و «دموکرات‌های خوب- جمهوری خواهان بد» دیگر در افکار عمومی خریدار ندارد. مردم منتظر بهبود معیشت و عملکرد روحانی هستند.

سرویس سیاست مشرق - «حمیدرضا جلایی پور» فعال اصلاح طلب و از حاضرین در نشست اخیر رئیس جمهور با فعالین سیاسی در یادداشتی در روزنامه ایران- ۲۳ اردیبهشت- نوشت: «در مراسم افطار ۲۱ اردیبهشت، رئیس جمهوری با جمعی از فعالان سیاسی کشور، آقای روحانی نکات مهمی را در پاسخ به اصولگرایانی که مسأله کشور را فقط معیشت مردم می‌دانستند و مسئول آن را دولت قلمداد می‌کردند، در میان گذاشت…روحانی گفت: …مهم اینکه توجه داشتیم که راه حل مشکلات چیست و دولت چقدر "اختیار" دارد؟ دولت در سیاست خارجی چقدر اختیار دارد؟ اوباما رئیس جمهوری امریکا ۱۹ بار از من تقاضای ملاقات کرد، ولی دولت اختیار پاسخش را نداشت».

روحانی در این اظهارنظر تاکید کرده است که در دوره اوباما، کاخ سفید ۱۹ بار از وی تقاضای ملاقات کرده است اما او اختیار لازم برای تصمیم گیری درباره این پیشنهاد را نداشته است! روحانی تلویحاً این مسئله را بیان کرده است که اگر در سیاست خارجی اختیارات لازم را داشت، می‌توانست با اوباما وارد مذاکره شده و تا پیش از روی کارآمدن ترامپ، مشکلات را رفع کند!

حال چند سؤال؛ آیا دولت روحانی و دولت اوباما با یکدیگر مذاکره نکردند؟! آیا وزرای خارجه ایران و آمریکا در دولت اوباما- ظریف و کری- هیچ دیداری با یکدیگر برگزار نکردند؟! آیا روسای جمهور ایران و آمریکا- روحانی و اوباما- با یکدیگر گفت و گوی تلفنی انجام ندادند؟! آیا دولت ایران و آمریکا به توافق نرسیدند؟! ایا توافق امضا نشد؟! آیا توافق به مرحله اجرایی نرسید؟! آیا دولت اوباما به توافق پایبند بود؟!

فرصت سوزی ایران، یا عهدشکنی دولت اوباما؟!

پیش از این «علی خرم» دیپلمات سابق و از حامیان برجام در یادداشتی در روزنامه شرق- اسفند ۹۵- نوشته بود: «شاید ایران متوجه نشد چه فرصت‌هایی در دوران آقای اوباما برای ایران وجود داشت که می‌توانست اتصالات خود را آن‌چنان مستحکم کند که در دوران ترامپ این‌قدر ضربه‌پذیر نباشد و از سوی منطقه مرکز تهاجم سیاسی قرار نگیرد».

فعالین اصلاح طلب و برخی دولتمردان بارها مدعی شده‌اند که فرصت تعامل و مذاکره در دولت اوباما از دست رفت و ایران در این خصوص فرصت سوزی کرد. این ادعای مضحک در حالی است که در دولت اوباما، توافق هسته‌ای تحت عنوان برجام میان ایران و ۱+۵ امضاء و اجرا شد؛ اما دولت اوباما از اولین روز اجرا، برجام را به صورت فاحش نقض کرد و این عهدشکنی تا پایان دولت اوباما ادامه داشت.

بنابراین آنچه در توافق هسته‌ای و میان ایران و آمریکا در دولت اوباما اتفاق افتاد، عهدشکنی‌های طرف آمریکایی بود و نه فرصت سوزی ایران.

روحانی: همه مسئولیت مذاکرات با من است

در دولت روحانی و بنا به درخواست دولت، پرونده مذاکرات هسته‌ای از شورای عالی امنیت ملی به وزارت امور خارجه منتقل شد؛ ریاست تیم مذاکره کننده هسته‌ای به عهده «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه قرار گرفت.

در این دوره از مذاکرات هسته‌ای، دیدارهای ظریف و «جان کری» -وزیر خارجه دولت اوباما- رکورد زد و تعدد این دیدارها تعجب رسانه‌های خارجی را نیز در پی داشت. «علی اکبر صالحی» رئیس سازمان انرژی اتمی- فروردین ۹۷- گفت: «ما در مذاکرات هسته‌ای، با آمریکا مذاکره می‌کردیم نه ۱+۵». بر همین اساس در نشست‌های ایران و ۱+۵، اصل نشست در حاشیه قرار داشت و اتفاق اصلی، دیدار وزرای خارجه ایران و آمریکا بود.

اما ارتباط مستقیم ایران و آمریکا به دیدارهای متعدد وزرای خارجه دو کشور خلاصه نشد. روحانی و اوباما در اقدامی بی سابقه به صورت تلفنی با یکدیگر گفت و گو کردند و ظریف و اوباما نیز در حاشیه نشست سازمان ملل دقایقی با یکدیگر دیدار کردند. رسانه‌های اصلاح طلب با آب و تاب این اتفاقات را بازتاب داده و آن را اقدامی تاریخی و بی نظیر می‌نامیدند.

دولت آقای روحانی مدعی بود که مسلط به زبان دیپلماسی است و می‌داند که چطور با دنیا مذاکره کند. بر همین اساس دولتمردان، اوباما را فردی مؤدب! و باهوش! معرفی کرده و برجام را نیز فتح الفتوحی بی نظیر و نابودکننده تحریم‌ها نامیدند.

روحانی-شهریور ۹۳- در در چهارمین نشست خبری خود گفت: «دولت و رئیس‌جمهور مسئول مذاکرات است و امروز هم گفتم که من مسئولیت تمام کارها را برعهده می‌گیرم». ظریف نیز- تابستان ۹۴- با اطمینان خاطر گفت که رئیس جمهور بعدی آمریکا به هیچ عنوان نمی‌تواند برجام را پاره کند و اگر هم چنین کند، هیچ کشوری در دنیا در تحریم ایران با او همراه نمی‌شود! ظریف همچنین- آذر ۹۲ - گفت: «رهبری چارچوب کلی را تعیین می‌کنند و مسئولیت مذاکره با من است، ایشان صحبت کردند و بزرگواری‌شان نسبت به من را مطرح کردند، من نیز قدردان این بزرگواری هستم... ما باید خرج نظام و رهبری شویم نه اینکه رهبری خرج ما و نظام شود».

رکوردشکنی اقدامات ضدایرانی در دولت اوباما

برخی دولتمردان در کنار فعالین اصلاح طلب با ایجاد دوگانه دروغین «دموکرات‌های خوب- جمهوری خواهان بد» با ترامپ هراسی در پی بزک سیستم حاکمه آمریکا هستند. دو هدف عمده در تلاش برای جاانداختن این دوگانه دروغین وجود دارد. اول اینکه وضع موجود به فرصت سوزی ایران در دوره اوباما ربط داده شود و با چاشنی «اختیارات محدود» و «دست بسته بودن دولت»، دولت روحانی بی تقصیر جلوه داده شود. دوم اینکه زمینه برای «کش دادن برجام تا ۲۰۲۰» مهیا شده و اینگونه القاء شود که اگر در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ در آمریکا یک دولت دموکرات بر سر کار بیاید، هم برجام به ریل برمی گردد و هم مشکلات کشور رفع می‌شود.

این فضاسازی‌ها در حالی است که دموکرات‌ها و جمهوری خواهان در آمریکا در هر موضوعی با هم اختلاف داشته باشند، در دشمنی با جمهوری اسلامی ایران هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند.

در ادامه مرور کوتاهی داریم بر اقدامات ضدایرانی و گستاخانه دولت باراک اوبامای دموکراتِ مؤدب! و باهوش!

- در آذر ۹۴ دولت اوباما قانون «محدودیت تردد سفرکنندگان به کشورهایی خاص» را امضا کرد. بر این اساس شهروندان ۳۸ کشور جهان که برای تجارت یا گردشگری می‌توانستند مدت ۹۰ روز را بدون داشتن روادید در آمریکا سر کنند، حال اگر طی ۵ سال گذشته به ۴ کشور ایران، عراق، سوریه و سودان سفر کرده باشند، باید برای سفر به آمریکا در صف دریافت روادید قرار بگیرند. این قانون در حالی تصویب شد که تاجرانی که برای سرمایه‌گذاری در ایران پس از برجام ابراز تمایل کرده بودند، آن‌هایی بودند که به آمریکا رفت و آمد تجاری زیادی داشته و در زمره این ۳۸ کشور جای می‌گرفتند.

- در اولین روز اجرای برجام - دی ماه ۹۴- و در مقطعی که اصلاح طلبان تاکید داشتند که «تحریم‌ها به تاریخ پیوست»، دولت اوباما با تصویب تحریم‌های ضدایرانی، نقض برجام را کلید زد. وزارت خزانه داری آمریکا با صدور بیانیه‌ای از افزودن نام شرکت‌ها و افراد جدید به فهرست تحریم‌های ایران به واسطه ارتباط با برنامه موشکی ایران خبر داد.

- در آذر ۹۵، دولت اوباما قانون تحریمی آیسا را تمدید کرد. مقامات ارشد دولت روحانی این اقدام را نقض فاحش برجام نامیدند.

- در پاییز سال ۹۵ اوباما، قانون وضعیت اضطراری علیه ایران را تمدید کرد. در همان ایام برخی رسانه‌ها نوشتند: «اوباما با این کار آخرین لگد را به برجام زد».

- «باراک اوباما» رئیس‌جمهور سابق آمریکا- فروردین ۹۵- در کنفرانس خبری نشست امنیت هسته‌ای در واشنگتن بدون اشاره به تعهدات برجامی آمریکا، با اشاره به اینکه روح برجام تغییر رفتار ایران است، مدعی شد: «شرط برخورداری ایران از امتیازات اقتصادی، کنار گذاشتن توانایی موشکی و متوقف کردن اقدامات منطقه‌ای است».

- در اردیبهشت ۹۵ دولت اوباما ۲ میلیارد دلار از اموال ملت ایران را غارت کرد.

- دولت اوباما برخلاف تعهدات برجامی، تحریم سوئیفت را پابرجا نگه داشت و به کشورهای دیگر درخصوص مبادلات بانکی با ایران هشدار داده شد.

- اوباما- دی ماه ۹۳- در مصاحبه با شبکه رادیوییان. پی.آر (رادیوی ملی آمریکا) در اظهارنظری گستاخانه، ملت ایران را «یاغی»! خطاب کرد.

- در سال ۹۳ دولت باراک اوباما در اقدامی بی سابقه و مغایر حقوق بین‌الملل از صدور روادید «حمید ابوطالبی» سفیر پیشنهادی ایران برای سازمان ملل - با این ادعا که وی تروریست است- اجتناب کرد و دولت روحانی نیز بعد از مدتی مجبور شد فرد دیگری را بدین منظور جایگزین گزینه ابتدایی خود کند. اینجا بود که عیار ادعاهایی نظیر تنش زدایی، رفع سوء تفاهم، احترام متقابل و تعامل برد- برد تا حدود زیادی سنجیده شد.

- در دولت اوباما و با هماهنگی کاخ سفید و کنگره حدود ۸۰ طرح ضدایرانی تصویب شد.

تمامی این اقدامات ضدایرانی در حالی توسط دولت اوباما انجام شد که برخی دولتمردان، با سهل‌اندیشی، اوباما را فردی مؤدب! و باهوش! و امضای وزیر خارجه آمریکا را تضمین می‌نامیدند!

اکنون قریب به ۶ سال از عمر دولت روحانی سپری شده است. ادعاهایی همچون «اختیارات محدود دولت» و «دموکرات‌های خوب- جمهوری خواهان بد» دیگر در افکار عمومی خریدار ندارد. مردم در انتظار «گزارش عملکرد» و «محقق شدن وعده‌های اقتصادی دولت» هستند.

منبع: مشرق

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

استواری ایران و شکست جنگ روانی آمریکا

اگر ترامپ بخواهد در انتخابات ۲۰۲۰ مجدداً آراء را به‌دست بیاورد، احتمال آن هست که نتواند از شعارهای ضد جنگ‌طلبی و مداخله نظامی در خاورمیانه تخطی کند.

به گزارش مشرق، مسئولان و کارگزاران نظام در هشتمین روز از ماه مبارک رمضان در حسینیه امام خمینی رحمه‌الله گرد هم آمدند و مخاطب سخنان راهبردی ۸۰ دقیقه‌ای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شدند. رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار صریحاً احتمال وقوع جنگ نظامی میان ایران و آمریکا را منتفی دانستند و از مذاکره با آمریکا به‌عنوان سم مضاعف یاد کردند.


به همین مناسبت، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در گفتاری از آقای عبدالله شهبازی مورخ و پژوهشگر تاریخ سیاسی معاصر، چرایی عدم وقوع جنگ و اجتناب آمریکا از درگیری نظامی با جمهوری اسلامی ایران را بررسی میکند.

بیشتر بخوانید:

مقام سابق آمریکایی: ایران با حسن نیت برجام را اجرا می‌کرد زاکانی: شوآف جنگ عاملان دشمن جواب نداد روایتی از نامه‌های رؤسای جمهور آمریکا به مقامات ایران

* در دو هفته‌ی اخیر، جنگ تبلیغاتی آمریکا و تهدید به حمله‌ی نظامی، و اقدامات جنجالی ملازم با آن، مانند ادعای اعزام ناوگروه آبراهام لینکلن به خلیج فارس، فضای بسیار سنگینی را ایجاد کرد. به‌نحوی که در داخل ایران بعضی‌ها باورشان شد که واقعاً در آستانه‌ی جنگ قرار داریم و به زودی شاهد رفتاری تهاجمی-نظامی از سوی آمریکا، همان‌گونه که در افغانستان، عراق و لیبی اتفاق افتاد، خواهیم بودیم. همچنین کسانی هم که تهدیدات آمریکا را واقعاً جدی نگرفتند، کوشیدند آن را برجسته کنند و از فضای موجود به سود اهداف سیاسی خود بهره ببرند و بدین‌سان عملاً به تبلیغات جنگی آمریکا علیه ایران یاری رسانیدند. این در حالی است که بعضی از مطلعین خبره در این حوزه، از جمله در خود آمریکا، تبلیغات جنگی دولت ترامپ را غیرواقع بینانه و غیرقابل تحقق و صرفاً جنگ روانی می‌دانند.

یکی از مهم‌ترین واکنش‌ها به تبلیغات جنگی دولت ترامپ علیه ایران به «چاک هیگل» تعلق دارد. هیگل از سناتورهای سرشناس حزب جمهوری‌خواه بود که اکنون بازنشسته شده است. او از مخالفان اصلی سیاست‌های نظامی‌گرایانه «جرج واکر بوش» بود و در عصیانی که در اواخر دولت بوش در کنگره علیه این سیاست‌ها پدید آمد، مهم‌ترین شخصیت معترض از حزب جمهوری‌خواه بود. در حزب دمکرات دو چهره‌ی شاخص «سناتور اوباما و خانم نانسی پلوسی» بودند. خانم پلوسی هم‌اکنون رئیس مجلس نمایندگان است. به‌همین دلیل بعدها در دولت اوباما، چاک هیگل مدتی وزیر دفاع آمریکا شد. ولی به‌خاطر رویکردهایی که علیه اسرائیل و برای کاهش بودجه‌ی نظامی داشت، او را حذف کردند. یعنی به‌خاطر فشارهای زیاد که بخش عمده‌ی این فشارها از جانب باند نتانیاهو و متحدین او در داخل آمریکا بود، مجبور به استعفا شد. در همین جنجال اخیر، آقای چاک هیگل در ۱۱ مه ۲۰۱۹ یعنی ۲۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۸ اعلام کرد که اعزام ناوهای آمریکایی به خلیج فارس، از زمانی‌که آمریکا وارد منطقه شده، روال عادی و متعارف است، ولی دولت ترامپ به‌طرز خطرناکی می‌کوشد تا آن را تهدید نظامی علیه ایران جلوه دهد.

برخی نیروهای سیاسی منطقه، به‌طور اخص مافیای اسرائیل و باند نتانیاهو و نیروهایی در ابوظبی و عربستان سعودی و سایر کانون‌های ضد ایرانی، سعی در استفاده از این ماجرا کردند تا شاید بتوانند این جنگ تبلیغاتی را به جنگ واقعی بدل کنند. آنان تصور کردند فرصتی طلایی پدید آمده است و می‌توانند با ایجاد بعضی حوادث ناخواسته درگیری ایجاد کنند و آمریکا را بدون تصویب کنگره و حتی بدون تصویب رئیس‌جمهور، در وضعیت جنگی با ایران قرار دهند.

در این فضای سنگین، سخنان سه‌شنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۸ رهبر انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان نظام، نقطه‌ی عطفی در افول این تبلیغات جنگ‌طلبانه بود. روز بعد، چهارشنبه، ترامپ در توئیتر خود تلویحاً به تبلیغاتی بودن این جنگ روانی اذعان کرد. توئیت فوق آغاز عقب‌نشینی بود که روزهای پنج‌شنبه و جمعه کاملاً بارز شد. به‌عبارت دیگر، پس از سخنان رهبر انقلاب اسلامی از روز چهارشنبه موج تبلیغات جنگی علیه ایران به سرعت افول کرد تا بدان‌جا که روز جمعه وال استریت ژورنال در گزارش خود از پایان دوران دو هفته‌ای تبلیغات جنگی علیه ایران سخن گفت.

همچنین رهبر انقلاب اسلامی در سخنان سه‌شنبه‌ی خود به مقایسه‌ی سیاست‌های آمریکا در این چهل ساله‌ی اخیر با وضع فعلی پرداختند. زمان پیروزی انقلاب، یعنی سال ۱۹۷۹، اوج جنگ سرد و اوج اقتدار آمریکا به‌شمار می‌رود. ایران، یعنی حکومت محمدرضا شاه، پایگاه بسیار مهم آمریکا در منطقه بود و یکی از متحدین اصلی و استراتژیک آمریکا به‌شمار می‌رفت. حفظ این پایگاه بزرگ منطقه‌ای برای آمریکا اهمیت خیلی زیاد داشت. ولی همانطور که رهبر انقلاب اسلامی فرمودند، آنها در قبال انقلاب ایران، برای حفظ رژیم شاه و این پایگاه مهم جرئت نکردند که دخالت نظامی کنند.

این رویه را در سال‌های پس از انقلاب هم می‌بینیم. از جمله در ماجرای لانه‌ی جاسوسی یا همان اشغال سفارت آمریکا در ایران، شاهد ماجرای طبس بودیم که به‌دلیل دخالت عوامل نامتعارف با شکست مفتضحانه تمام شد. لطف و عنایت خداوند شکست بزرگی برای آمریکا پدید آورد. این را هم داخل پرانتز عرض کنم که آن زمان و هنوز هم بعضاً عنوان می‌شود که ماجرای طبس کار شوروی و از طریق سلاح‌های سری بوده است. این حرف درستی نیست. بعد از فروپاشی شوروی دسترسی وسیع به اسناد آن دوران بوده است و تقریباً تمام اسرار شوروی فاش شده است. و محققین زیادی در این باره کار کرده‌اند. اگر کوچک‌ترین سندی دالِ بر اینکه ماجرای طبس و ساقط کردن هواپیما و چند هلیکوپتر آمریکایی کار شوروی بوده است نه توفان شن پیدا می‌شد، این اسناد جنجال بسیار بزرگی ایجاد می‌کرد. اما اسنادی دال بر تأیید این فرضیه در آرشیوهای شوروی پیدا نشد.

در دوران چهل ساله‌ی پس از انقلاب، آمریکا به کارهایی از این نوع علیه انقلاب ایران دست زد. ولی حتی در اوج بحران روابط ایران و آمریکا، که همان ماجرای لانه‌ی جاسوسی است، طرح دخالت نظامی را اجرا نکرد. حداکثر در حد همان ماجرای طبس که طرحی بسیار محدود برای فراری دادن اعضای زندانی شده‌ی سفارت آمریکا در ایران بود که با آن وضع شکست خورد.

پس از کارتر نیز، ریگان به‌قدرت رسید. دوران ریگان و ریگانیسم اوج دوران ۴۵ ساله‌ی جنگ سرد است. آمریکا باز هم گزینه‌ی حمله‌ی نظامی به ایران را قابل تحقق ندانست. آمریکا تلاش کرد جنبش‌های اسلامی متأثر از انقلاب ایران را در کشورهایی مانند الجزایر به‌شدت سرکوب کند. نیروهای اسلام‌گرایی که در الجزایر به تأثیر از پیروزی انقلاب اسلامی ایران اوج گرفتند، تشکل پیدا کردند و در انتخابات محلی و سراسری به پیروزی نهایی رسیدند. اما با حمایت آمریکا مانع از رسیدن آنها به قدرت شدند و جنگ خونین ده ساله را با ۱۵۰ هزار کشته بر مردم الجزایر تحمیل کردند. این سرکوب خونین و جنگ داخلی در الجزایر از دوران جرج بوش پدر شروع شد.

به‌رغم تلاش‌های آمریکا برای سرکوب امواج انقلاب اسلامی، حتی در دوران جنگ هشت ساله‌ی صدام علیه ایران نیز، آمریکا جرئت نکرد مستقیماً وارد عمل شود. هر چند ما امروزه اسناد زیادی داریم که نقش نیابتی صدام را ثابت می‌کند. یعنی همان تعبیر «جنگ نیابتی» که خود آمریکایی‌ها به‌کار می‌برند، در مورد صدام هم مصداق پیدا می‌کند و جنگ صدام را جنگ نیابتی به‌طور عمده آمریکا و بریتانیا علیه ایران نشان می‌دهد. در دوران جنگ هر زمان که می‌دیدند ایران در موضع برتری نظامی قرار دارد و جنگ به‌سمت پیروزی ایران می‌رود، رژیم صدام را به‌شدت تقویت می‌کردند تا ایران به پیروزی نرسد و در مقابل جنایات وحشتناک جنگی، به‌خصوص جنایات شیمیایی رژیم صدام، سکوت کامل تبلیغاتی می‌کردند. این وضعیت آمریکا در دوران جنگ تحمیلی بود که باز در همان دوران هم مداخله‌ی نظامی مستقیم برای ساقط کردن نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران را قابل تحقق نمی‌دانستند و به این کار دست نزدند.

سپس دوران پس از حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که دوران هشت ساله‌ی زمامداری جرج بوش و دیک چنی، معاون رئیس‌جمهور است، آغاز می‌شود. می‌دانیم که دیک چنی تا به امروز پیوندهای بسیار عمیق و گسترده‌ای با مافیای نظامی‌گرایی دارد که در فروش تجهیزات جنگی به کشورهای عربی از طریق برجسته کردن تهدید ایران و مداخلات مافیایی و غیرقانونی ذینفع است. این آقای دیک چنی شهره است. در دوران زمامداری این دو نفر، یعنی جرج بوش پسر و دیک چنی، حادثه‌ی مهمی چون ۱۱ سپتامبر رخ داد که مستمسکی برای سیاست نظامی‌گرایانه آنان شد، تا حدی که شخصیت‌های برجسته‌ی آمریکایی چون «گور ویدال» آن را ساخته‌ی باند بوش و دیک چنی اعلام کردند، که نتیجه‌ی آن تهاجم نظامی به افغانستان و عراق شد. در این دوران بسیار پرالتهاب و خطرناک نیز گزینه‌ی حمله نظامی به ایران برای آمریکا مطرح بود، ولی هیچ‌گاه آن را کارآمد ندانستند. چون وضع ایران هم از نظر جمعیت، هم از نظر موقعیت استراتژیک و هم از نظر جایگاه مهمی که جنبش‌های ملهم از انقلاب اسلامی ایران در سراسر منطقه دارند و می‌توانند موجی بزرگ در بخش مهمی از جهان ایجاد کنند؛ به‌هیچ‌وجه قابل مقایسه با وضع رژیم صدام در عراق نبود.

دوران جرج واکر بوش به بحران بزرگ اقتصادی آمریکا منتهی شد و از درون این بحران جنبش ضد جنگ پدید آمد که همانطور که عرض کردم چهره‌های شاخص آن در حزب جمهوری‌خواه، سناتور چاک هیگل و در حزب دمکرات، سناتور اوباما بودند. این جنبش سبب شد که اوباما در انتخابات ریاست‌جمهوری به پیروزی برسد و جرج بوش ۳۷ روز پیش از انتقال قدرت به اوباما توافق مشهور به بوش-مالکی را امضا کند که متضمن خروج نیروهای نظامی آمریکا از عراق بود. این توافق تا دسامبر ۲۰۱۱ در دولت اوباما تحقق یافت و اوباما خروج نیروهای آمریکایی از عراق را جشن گرفت و سخنرانی معروف خود را در آکادمی نظامی وست پوینت بیان کرد و پایان دوران ماجراجویی نظامی را در سیاست خارجی آمریکا نوید داد.

این فضای ضد جنگ همچنان در آمریکا ادامه داشت. در اوت ۲۰۱۳ یعنی شهریورماه ۱۳۹۲ نیز جنجال بزرگی ایجاد کردند و ادعا کردند که دولت سوریه در منطقه‌ی غوطه مردم را بمباران شیمیایی کرده است و ویدئوهای جعلی فراوانی پخش شد که مقدمه‌ی تهاجم نظامی به سوریه تلقی می‌شد. کار به‌جایی رسید که حتی فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور وقت فرانسه، به ناوهای مستقر در مدیترانه در سحرگاه ۳۱ اوت ۲۰۱۳ برابر با ۹ شهریورماه ۱۳۹۲ دستور حمله به سوریه را داد. ولی در آخرین لحظات اوباما به اولاند تلفن کرد و از حمله‌ی نظامی به سوریه کنار کشید و آن را به‌نظر کنگره منوط کرد. فضای ضد جنگ چنان سنگین بود که حتی فرد تندرو و جنگ‌طلبی مانند «سناتور تد کروز»، که بعداً از گزینه‌های اصلی حزب جمهوری‌خواه برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ شد، صراحتاً اعلام کرد با حمله‌ی نظامی به سوریه مخالف است و به این ترتیب نقشه‌ی حمله‌ی نظامی قدرت‌های غربی به سوریه شکست خورد.

به‌عبارت دیگر، از اواخر دوران جرج بوش فضای داخلی آمریکا به‌سمتی رفت که امکان در پیش‌گرفتن سیاست‌های نظامی‌گرایانه و جنگ‌طلبانه شبیه به دوران جرج بوش را واقعاً و عملاً منتفی کرد. هم برای امثال اوباما و هم ترامپ که او هم، مانند اوباما، بر بنیاد همین شعارهای ضد جنگ به قدرت رسید. در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا هم شاهد بودیم که چگونه و با چه شعارهایی ترامپ توانست آراء را به‌سمت جلب کند. او مکرر از هزینه‌ی شش یا هفت تریلیون دلاری جنگ‌های آمریکا در خاورمیانه از زمان حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ گفت، ولی هیچ‌وقت به این نکته اشاره نکرد که این چند تریلیون دلار نه تنها به جیب مردم منطقه نرفته است بلکه به جیب پیمانکاران دولت آمریکا به‌ویژه پیمانکاران پنتاگون رفته است، و این یعنی غارت مردم آمریکا است.

زمانی‌که ترامپ بر اساس این شعارها به‌قدرت رسید، خیلی روشن است که اگر بخواهد در انتخابات ۲۰۲۰ مجدداً آراء را به‌دست بیاورد و مجدداً رئیس‌جمهور شود، احتمال آن هست که نتواند از شعارهای ضد جنگ‌طلبی و مداخله نظامی در خاورمیانه تخطی کند.

هر چند ترامپ افرادی مانند بولتون را برگزید تا سیاست‌های تهدیدآمیز و ارعاب‌آمیز را علیه ایران به‌کار برند، ولی به‌نظر می‌رسد که نیت بولتون و ترامپ یکسان نیست. یعنی ترامپ در پی ارعاب برای تسلیم کردن ایران است. ولی بولتون به‌دنبال همدستی با افرادی مثل نتانیاهو و بعضی کانون‌های ضد ایرانی منطقه در عربستان سعودی و امارات و… است، تا به‌شکلی ماجرا را به جنگ واقعی تبدیل کند و جنگ جدیدی در خاورمیانه ایجاد کند که البته جنگ بسیار عظیم و مهلکی خواهد بود.

سیاست‌های رهبر انقلاب اسلامی در جنگ داخلی سوریه، -که طبق اعتراف برژینسکی در اواخر عمرش با تحریکات سعودی و امارات و شرکایشان ایجاد شد- تمامیت و ثبات سوریه و سراسر خاورمیانه را حفظ کرد و پیروزی بزرگ منطقه‌ای ایران را سبب شد. این سیاست ایران بود که پس از حوادث اوت-سپتامبر ۲۰۱۳ مشارکت فعال روسیه را در سوریه سبب شد و روسیه را ترغیب به ایفای نقش فعال در حفظ دولت قانونی سوریه کرد. اکنون نیز تصور می‌کنم سخنان سه‌شنبه رهبر انقلاب اسلامی، نقطه‌ی عطفی در این تحولات است. اگر عوامل جدید و پیش‌بینی نشده وارد نشود، به‌نظر می‌رسد تهدیدهای نظامی و تبلیغات جنگی علیه ایران با سربلندی ایران به پایان رسیده است. البته باید تأکید کنم که تحرکات و شیطنت‌ها به پایان نرسیده است و به‌شکل‌های دیگر همچنان ادامه خواهد یافت.

حمله پادشاه عربستان به ایران و دعوت از سران عرب برای بررسی تنش در خلیج فارس| عربستان خواهان جنگ نیست| عادل الجبیر: عربستان دست‌هایش برای صلح به سوی همه دراز است

پاسخ ظریف به ترامپ: هرگز یک ایرانی را تهدید نکن؛ احترام را آزمایش کن، جواب می‌دهد| تیم B و ترامپ چیزی می‌خواهند که اسکندر و چنگیز نتوانستند

نمایندگان با 2 فوریت طرح تعویق کنکور سراسری مخالفت کردند

کلیدواژه: رونق تولید وعده های روحانی بازار سکه و ارز بندر فجیره باراک اوباما برجام توافق هسته ای توافق هسته ای جان کری حمیدرضا جلایی پور دولت آقای روحانی روحانی روزنامه ایران شورای عالی امنیت ملی علی اکبر صالحی علی خرم کاخ سفید محمد جواد ظریف محمدجواد ظریف مذاکرات هسته ای مشکلات معیشتی مردم وعده های روحانی

منبع این خبر، وبسایت www.mashreghnews.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۷۸۲۴۵۳ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • سفیر کره‌جنوبی: به دنبال حفظ تجارت با ایران هستیم/به مذاکرات برای دریافت معافیت تحریمی ادامه می‌دهیم
  • مصاحبه | سفیر کره‌جنوبی: به دنبال حفظ تجارت با ایران هستیم/به مذاکرات برای دریافت معافیت تحریمی ادامه می‌دهیم
  • ما و بازی دموکرات‎های آمریکا
  • دستاوردسازی برای برجام با تغییر آمارهای رسمی
  • دو سال از تکرار انتخاب روحانی گذشت/از «فدائیان روحانی» تا محبوبیت زیر 10 درصد!
  • روحانی: طرفدار مذاکره هستم اما شرایط امروز به هیچ عنوان شرایط مذاکره نیست| ایران آغازگر تنش نبود| برخی در کشور به دنبال این بودند که ما از برجام خارج شویم| در هیچ دوره‌ای در تبادلات بانکی و فروش نفت با مشکلات و شرایط امروزه مواجه نبوده‌ایم
  • اولین نامه سران آمریکایی به مقامات ایران در چه سالی بود؟
  • روایتی از نامه‌های سران آمریکایی به مقامات ایران
  • نقش پنهان و آشکار اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
  • روایتی از نامه‌های رؤسای جمهور آمریکا به مقامات ایران
  • افتتاح بزرگترین فاز پارس جنوبی پیش از برجام
  • بایدن: ترامپ اقتصاد کشور را از اوباما به ارث برده است
  • قمار با جیب مردم
  • انتقاد عضو کمیسیون آموزش از عدم مسئولیت پذیری رئیس جمهور / سلیمی: روحانی زمان انتخابات گفته بود به اختیاراتم واقف هستم
  • ارکان مشارکت مردم در اقتصاد/ چند سال دیگر باقی مانده؟! / آنارشی در سیاست خارجی آمریکا
  • مترجم ویژه نامه رهبری به اوباما که بود؟
  • علی مطهری: منتقدان برجام نگذاشتند اقتصاد ایران شکوفا شود!/ باید الگوی «مصدق» را در سیاست خارجی پیاده کنیم!
  • شورای حاکمیتی محور مذاکرات امروز خارطوم
  • روحانی یک سال بدون نشست خبری