تهران - ایرنا - رئیس سازمان تبلیغات اسلامی گفت: چشم‌های زیادی به پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام دوخته شده و این پژوهشکده باید نقطه عطف فعالیت‌های فرهنگی کشور باشد.

به گزارش روز پنجشنبه سازمان تبلیغات اسلامی ، حجت‌الاسلام محمد قمی در مراسم تکریم و معارفه رؤسای قبلی و جدید پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام اظهار داشت: پژوهش در سبد مسائل سازمان تبلیغات اسلامی سهم سنگینی محسوب می‌شود، چرا که سازمان تبلیغات از نظر نیروی انسانی و تشکیلات، عریض و طویل است، هر چند که از اعتبار محدودی برخوردار است.


وی گفت: در دوره‌ای که قرار است آرایش جنگی بگیریم و برای زیست بوم فرهنگی برنامه‌ریزی کنیم، برای این که اسلام ناب در دل جوانان بنشیند، پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام وظایف ویژه‌ای بر عهده دارد. چشم‌های زیادی به این مرکز دوخته شده که نقطه عطف فعالیت‌های فرهنگی کشور باشد.
رئیس سازمان تبلیغات اسلامی تأکید کرد: هر چند که پژوهش به زمان نیاز دارد تا به نتیجه برسد اما زمان زیادی برای از دست دادن نداریم.
حجت‌الاسلام قمی با بیان این که وظیفه مهمی برعهده عناصر فرهنگی انقلابی کشور برای تبیین و اقامه اسلام ناب است، اظهار داشت: همه پژوهش‌های حوزه علمیه به تعبیر مقام معظم رهبری باید برای تحقق و اقامه، سمت و سو پیدا کند. در این راستا، وظایف ممتاز و ویژه پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام را باید دقیق‌تر بررسی کرد تا ثمرات خاص‌تر را شاهد باشیم.
رئیس سازمان تبلیغات اسلامی تأکید کرد: ما در صف و ستاد سازمان تبلیغات اسلامی عزم کردیم که اتفاق مبارکی در این پژوهشکده رقم بخورد. چرا که غیر از اینکه دستگاه گسترده فرهنگی تبلیغی سازمان تبلیغات اسلامی تقویت می‌شود، حوزه علمیه و جریان قوی و نیرومند در حوزه علمیه نیز تقویت می‌شود و امیدواریم بتوانیم یک گام مؤثر در رسیدن به تمدن اسلامی برداریم.
وی با تمجید از توانمندی‌های پژوهشی حجت‌الاسلام سید علی موسوی رئیس جدید پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام، ابراز امیدواری کرد که این پژوهشکده با حضور حجت‌الاسلام موسوی اتفاقات مهم، بزرگ و مؤثری را رقم بزند.
حجت‌الاسلام موسوی که از شاگردان آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی و آیات سید کاظم حائری، سید احمد مددی و شیخ صادق لاریجانی و حجت‌الاسلام والمسلمین سید یدالله یزدان‌پناه بوده، تدریس سطوح عالی حوزه علمیه (دروس کفایه، مکاسب، معقول و جریان‌شناسی حدیثی) را در کارنامه علمی خود دارد.
در پایان این مراسم ضمن تقدیر از فعالیت‌های حسین قشقایی رئیس قبلی پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام، حجت‌الاسلام موسوی به‌عنوان رئیس جدید این مرکز پژوهشی معارفه شد.
همچنین مدیریت پژوهشکده تمدن توحیدی، مدیرگروه پروژه سبک زندگی پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام، طراح دوره فقه فرهنگ مرکز جامع علوم اسلامی، پژوهشگر فقه اقتصادی و پژوهشگر حوزه میان رشته‌ای علوم اجتماعی و اندیشه فلسفی از سوابق پژوهشی اجرایی حجت‌الاسلام موسوی است.
وی به سه زبان عربی، انگلیسی و اسپانیولی تسلط دارد، در عرصه ارتباطات علمی با مراکز بین‌المللی به ارائه مقاله در کنفرانس‌ها و ژورنال‌های بین‌المللی در اسپانیا، کانادا، ترکیه، قطر، لبنان، تونس و... پرداخته است.

فراهنگ **1355**1601**

منبع: ایرنا

کلیدواژه: فرهنگي باقرالعلوم معارفه

منبع این خبر، وبسایت www.irna.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۷۸۸۲۹۰ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دعوای تقلب بین اصولگرایان بر سر انتخاباتِ بدون حضور اکثریت مردم

فوت ۵۰ نفر بر اثر کرونا در قم| نماینده مجلس: چرا به مردم دروغ می‌گویید؟ | روزانه ۱۰ نفر در قم از بین می‌روند| اولین نفر در ۲۴ بهمن فوت شده| قرنطینه صد‌ها نفر در قم| حرم باید تعطیل شود

ایران در لیست سیاه FATF؛ تشخیص‌دهندگان مصلحت نظام در دسترس نیستند

پایین‌ترین میزان مشارکت انتخاباتی مردم در تاریخ انقلاب اسلامی؛ ۴۲ درصد در سراسر کشور، ۲۶ درصد در تهران| تاثیر کرونا، حوادث آبان و هواپیمای اوکراینی بر میزان مشارکت

بیمار مبتلا به کرونا در یزد جان باخت

خبر بعدی:

عقیدة الأباضیین و نظریتهم الدینیة

تعتبر فرقة الأباضیة حسب وجهة نظر المفکرین و المنظّرین الدینیین انها فرقة منفصلة عن الشیعة وکذا عن السنة . و بعبارة اخری لایعتبر الأباضیون من اصناف الشیعه و لا من اصناف السنة ، وهی بحد ذاتها لدیها عقائدها الخاصة و التی قد تتضمن احیاناً اوجه شبه فی هذا المجال معهما ایضاً. بالرغم من العدد القلیل جداً لاتباع هذه الفرقة ، مقارنة بالسنة و الشیعة ، إلا انها من الناحیة التاریخه تعد تیاراً مهما جداً .
 یعتبر الأباضیة ان مذهبهم هو (المذهب الحق) و هو (الفرقة الناجیة) و (الفرقة المحبة) و غیرها کما یعدون انفسهم اقدم المذاهب الاسلامیة و اقربها الی عصر النبوة و یعتبرون مذهبهم اقرب المذاهب الی روح الاسلام . و تعتبر الأباضیة من اکثر مجموعات الخوارج اعتدالاً ، و من هنا تعد اقرب مجموعة من الخوارج للسنة .
 مذهب الأباضیة هو اقدم المذاهب الاسلامیة حیث ظهر فی القرن الهجری الاول ، و نعت فی المصادر و الکتب الاسلامیة خلال النصف الاخیر من القرن الثالث انه بمثابة مذهب اسلامی . وقبل هذا التاریخ کان یطلق علیه مصطلحات ک(جماعة المسلمین) ، أو (اهل الدعوة) أو (اهل الاستقامة) . و کان بعض الخوارج المتشددین و المتطرفین یسمی هؤلاء (بالقعدة) أو مجموعة القاعدین ذلک لانه و حسب اعتقاد الخوارج ان الأباضیین لم یثوروا علی الحکام الظالمین و فضلوا العقود علی القیام . و بناءاً الی عقیدة الأباضیین انهم لم یتماشوا إطلاقاً مع الخوارج الذین یتألفون من اربع فرق ، و انهم لم یخوضوا الصراعات التی کانت قائمة بین الخوارج و الخلافة الامویة و العباسیة ، بل انهم انتفضوا احتجاجاً علی مثل تلک الاجراءات ، و اختاروا الاسلوب السلمی و بشکل خفی لنشر عقائدهم و افکارهم بدلاً من المعارک المسلحة .

ان تواجد و عیش مجموعة من الخوارج فی البصرة عقب واقعة النهروان و تأثرهم بنسیج المجتمع فی البصرة کوجود الصحابة المشهورین فیها مثل عبد الله بن عباس و کذا وجود الایرانیین و الموالی الایرانیین ، اضافة الی تواجد الفقهاء و التابعین و وجود عدد من رؤوس الخوارج ک(مرداس بن ادیة) و شقیقه (عروة) اللذین انتهجا سبیلا معتدلاً نال اقبال و اهتمام الآخرین ، کان السبب فی تأثر الأباضیین بهذه الاجواء و انتهاجهم السبیل المعتدل فی اسلوب التعاطی .
 ان الأباضیون و نتیجة لانتسابهم الی الخوارج توجّه الیهم اصابع الاتهام باثارة الحروب و العنف ومن هنا حاول علماؤهم جاهدین لابعاد تلک التهم عن فرقتهم . توجد هنالک نظریتین بین اوساط العلماء الأباضیین فیما یتعلق بمبدأ العلاقات مع غیر المسلمین . الاولی تعتبر ان الاصل فی العلاقة منذ البدایة هی الحرب ، و الاخری تبنی اسس العلاقة علی السلام و الصداقة و تجوز الحرب من اجل الدفاع فقط و لاغیر .
 کان الأباضیون فی بادئ الامر یتبنون النظریة الاولی ، إلا انه عقب ترمیم هیکلیتهم و اعادة بناء وجودهم اخذوا یمیلون الی النظریة الثانیة .
 و فی الوقت الحاضر یتبنی الأباضیون المعاصرون النظریة الثانیة ، و یعتقد علماؤهم الیوم و من جملتهم الشیخ احمد بن حمد الخلیلی ، مفتی سلطنة عمان و غیره من باقی علماء الأباضیین ان الاسلام هو دین السلام .


 کانت لدی القدماء من الأباضیین نظرة متشددة و متطرفة و ضیقة تجاه المسلمین الذین یعارضون مذهبهم خاصة الشیعة ، و لکن المهم الیوم ان علماء الأباضیة المعاصرین عدلوا عن تلک النظرة السابقة و یعتبرون المسلمین غیر الاباضیین، مسلمون دماؤهم محترمة و اموالهم ، وان ارضهم هی بلاد التوحید . و قد لمست هذه النظرة حالیاً خلال رحلتی الی هذا الموطن و اجتماعی مع مفتی دیاره و باقی الاخوة الذین یقطنون تلک البلاد ممن ینتحل المذهب الأباضی ، إذ بالامکان الشعور بذلک تماماً من خلال نوعیة النظرة و الکلام و السلوک الذی یتعاملون به . جاء فی الکثیر من النصوص التاریخیة القدیمة و التی تتحدث عن احوال الفرق و النحل ان الأباضیة تعتبر احدی فرق الخوارج ، و لکن کبار مفکری الأباضیة بذلوا مساعیهم لاخراج فرقتهم من العزلة و البغضاء و النفرة الموجودة تجاه الخوارج ، و یجهدون لاخراج الأباضیة عن صنف فرق الخوارج . و یفصحون و یوضحون بان اسم الخوارج لایلیق إلا بالفرق المتطرفة کالازارقة و النجدیة و الصفریة . و من هنا یؤکد و یبرر الشیخ الخلیلی و باقی علماء الأباضیة من المعاصرین و سائر علماء السلف من هذه الفرقة ان ما اعتبره المؤرخون و مصنفو الفرق من ان الأباضیة هم احدی فرق الخوارج او یطلقون اسم الخوارج علی الأباضیین ، انما جاء تسامحاً من قبل هولاء . ذلک لان الأباضیون یعتبرون من الاعداء السیاسیین لبنی امیة و بنی العباس ، و یعتقدون بان الخلافة و الامامة لیست حکراً علی بنی امیة و بنی العباس و العلویین و قریش فقط ، بل ان ای مسلم صالح بامکانه ان یکون اماماً و خلیفة! و لهذا السبب صنّفت الأباضیة الی جانب الفرق المتشددة التی ینطبق علیها اسم الخوارج و اعتبرت انها تشترک و تتحد معها فی العقیدة .
 ان الأباضیة و بصفتها النسخة المعَدّلَة من الخوارج تبنّت توجهات و اختارت افکاراً اکثر عقلائیة تتباین عن الخوارج الاوائل فی العدید من القضایا العقائدیة و السیاسیة . ان الأباضیین الیوم الذین یتواجدون غالباً فی عمان و کذا فی شمال و شرق افریقیا یستخدمون وسائل الاعلام الحدیثة کالشبکة العنکبوتیة (الانترنت) ولدیهم منظومة نشر الافکار و العقائد (العزّابة) فی شمال افریقیا و یزاولون نشاطات اجتماعیة و اعلامیة و سیاسیة لایستهان بها علی نطاف تلکم المناطق خاصة فی عمان، کما لدیهم تعاطٍ مناسب مع باقی المسلمین شیعةً کانوا ام سنة .
 اننی اتذکر انه قبل اکثر من عقدین حینما کانت لدی ثلاثة اجتماعات مع الشیخ احمد الخلیلی فی المسجد الحرام و وجدته من هناک انه شخص طلق المحیّا متواضع و فی ذات الوقت عالم جلیل، طلبت منه ان یسمح لی دون ای عقبة ان اطرح علیه اسئلة و استفسارات تدور حول الأباضیة فی المجتمع خاصة لدی الشیعة حیث لاقیت ترحیباً من سماحته و رحابة صدر .


 اتذکر انه فی هذا المجال و من اجل اثبات ان الأباضیین یفرقون عن الخوارج و عقائدهم ، اشار الی عدد من القضایا ، منها :-
-ان الأباضیین لایوجد لدیهم عداء لأیٍ من الصحابة . فیعتبرون ان جمیعهم عدولٌ و طاهرون ومنزهون و جدیرون بالوصف و انهم من اولیاء الله .
-ان امیر المؤمنین ابوالحسن علی ابن ابی طالب علیه السلام هو الخلیفة الرابع و هو غنی عن التعریف من حیث ذکر مناقبه و فضائله فلا یوجد نظیر له فی الزهد و العقل و العلم و الشجاعة و العدل و ذلک اشهر من ان یحتاج الی بیان .
و قال سماحته:-
-لدی الأباضیین خلافات جذریة وعداء مع الوهابیین خاصة علی صعید عدم رؤیة الباری عزوجل یوم القیامة و غیر ذلک . فالأباضیون لدیهم اشکالیات علی عقائد الغلاة کما یثیرون بعض القضایا فیما یتعلق بالامامة .
-یظهر عداء الأباضیین مع الوهابیة بوضوح للعیان بین صفحات کتاب (و سقط القناع) من تألیف مفتی الأباضیة الأعظم ، حیث انتقص بوضوح من ابن تیمیة و زعماء الوهابیة فی عدة مواضع منه.
 وخلافاً لعقیدة الازارقة الذین یعتبرون المسلمین الذین لاینتحون مذهبهم هم من المشرکین . فالأباضیون یعتبرون اموال المسلمین غیر الأباضیین کالسلاح  و الاطعمة و المیرة اذا ما اخذت فی الحرب فانها غنیمة و حلال . کما یعتبرون ان ارثهم حلالاً و الزواج منهم حلالاً . و یعتقدون بان الاغتیال و الاختطاف حراماً عدا اغتیال ذلک الشخص الذی یدعو الآخرین فی بلاد التقیة الی الشرک و هو مشرک ایضاً . و کذلک یعتبر الأباضیون ان مواطن الفرق الاسلامیة المخالفة لهم هی بلاد التوحید ، و ان الارض الوحیدة التی تعتبر بلاد الکفر هی القواعد العسکریة للسلطان . و من هنا فان باقی فرق الخوارج اعلنوا براءتهم من الأباضیة بسبب هذه المعتقدات المعتدلة .
 یذکر ان من بین فرق الخوارج فان الأباضیین هم الوحیدون الذین یمتکلون فقها مدوناً ، و یعتقد فقهاء الأباضیة انه من الممکن حصول الاجماع بین اهل الحل و العقد . کما ان لدیهم تقارب کبیر مع مذاهب اهل السنة و الجماعة الاربعة فی العدید من الاحکام الفقهیة (فی الصلاة و الصیام و الحج و الزکاة) .
 و بالنسبة الی علم الکلام و نظریاتهم علی هذا الصعید فانهم یحملون هذه العقیدة و هی لایمکن ان یقال لشخصٍ ما انه مؤمن أو کافر ذلک لان الوحی قد انقطع و ان ابابکر و عمر قد رحلوا عن الدنیا و لایوجد الیوم من یوضح الحقائق و یبینها و یمیز الکافر من المؤمن ، و من هنا فنحن لانقول للشخص انه مؤمن أو کافر . ان عدد من الکتّاب الأباضیین المعاصرین یعتقدون بان فرقة الأباضیة تختلف مع باقی الفرق الاسلامیة فی قضیتین فقط ، الاولی انهم یعتبرون ان عملیة التحکیم کانت خاطئة ، و الثانیة انهم لایشترطون کون الامام من قریش . اما فی باقی القضایا فانهم علی نفس عقیدة احد مذاهب الکلام الشهیرة ، فهم یتفقون فی وجهات النظر مع المعتزلة و الشیعة فی قضایا صفات الله و رؤیته و تنزیهه و فی تأویل القرآن و حدوثه . و یتفقون مع المعتزلة فی قضیة الاعتقاد بالشفاعة ، و یحملون نفس وجهات نظر الاشاعرة فی موضوع القدر و خلق الافعال .


 الجدیر ذکره عند تقصی تاریخ الأباضیین و قادتهم فی المصادر المعتبرة نجد ان هذه الفرقة احدی شعب الخوارج إلا ان علماء الأباضیة لایوافقون و یمتعضون من اطلاق اسم الخوارج علیهم أو اعتبارهم شعبة منهم . و یشبّهون اعتراض رؤوس الأباضیة علی امامة الامام علی علیه السلام ، بباقی الاعتراضات کاحتجاج اهل الردة فی عصر ابابکر و معارضة الاصحاب مع عثمان و اعتراض اهل الجمل علی الامام علی علیه السلام . فأیّ من تلک الاحتجاجات و الاعتراضات المذکورة لم تؤدی الی الخروج عن الدین الاسلامی ولم تکن سبباً فی اطلاق مصطلح الخارجی!
 انطلاقا من اعتراض الخوارج علی الامام علی علیه السلام و استناداً الی بعض المعلومات عن الماضین بشأن الأباضیة ، فان هولاء فی السابق کانوا یعتبرون الامام امیر المؤمنین علیه السلام و عدد کبیر من اصحاب الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) انهم کفار . إلا انه و حسب قول علمائهم یتضح مایلی و هو ان اتباع مذهب الأباضیة الیوم لایوافقون علی هذه النسبة و لایعتقدون بها ابداً . بل ان الکثیر منهم یعتقد فی هذا المجال ان احد الادلة علی استمرار بقاء هولاء بعد معرکة النهروان هی وصیة و حدیث الامام امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام ، الذی قال بشأنهم :-(لاتقاتلوا الخوارج من بعدی فلیس من طلب الحق فاخطأه کمن طلب الباطل فأصابه) . النقطة الجدیرة بالالتفات هی ان حدیث الامام علیه السلام اتضح بالتدریج مع انتهاء واقعة النهروان. حیث بدأت هذه المجموعة بتعدیل الکثیر من افکارها و نظریاتها ، و حسب کلام علمائهم وزعمائهم انهم فصلوا انفسهم عن الخوارج المتطرفین من کل ناحیة ، و یقولون ان اشتراک الأباضیة مع الخوارج فی مجال الاعتقاد بالامامة (ای عدم حصر الخلافة باسرة او قبیلة محددة) لایکون سببا فی تصنیف الأباضیة انها احدی فرق الخوارج . و إلا فان الأباضیة تشترک مع الاشاعرة فی الاعتقاد بقضیة القدر ، و مع المعتزلة فی قضیة خلق القرآن ، و مع الشیعة فی قضایا التوحید و الایمان و الخلود فی الجحیم . إلا ان کل واحدة منها هی فرقة منفصلة عن احدها الآخر.

و من هنا فنحن لانقول للشخص انه مؤمن أو کافر . ان عدد من الکتّاب الأباضیین المعاصرین یعتقدون بان فرقة الأباضیة تختلف مع باقی الفرق الاسلامیة فی قضیتین فقط ، الاولی انهم یعتبرون ان عملیة التحکیم کانت خاطئة ، و الثانیة انهم لایشترطون کون الامام من قریش . اما فی باقی القضایا فانهم علی نفس عقیدة احد مذاهب الکلام الشهیرة ، فهم یتفقون فی وجهات النظر مع المعتزلة و الشیعة فی قضایا صفات الله و رؤیته و تنزیهه و فی تأویل القرآن و حدوثه . و یتفقون مع المعتزلة فی قضیة الاعتقاد بالشفاعة ، و یحملون نفس وجهات نظر الاشاعرة فی موضوع القدر و خلق الافعال .


 الجدیر ذکره عند تقصی تاریخ الأباضیین و قادتهم فی المصادر المعتبرة نجد ان هذه الفرقة احدی شعب الخوارج إلا ان علماء الأباضیة لایوافقون و یمتعضون من اطلاق اسم الخوارج علیهم أو اعتبارهم شعبة منهم . و یشبّهون اعتراض رؤوس الأباضیة علی امامة الامام علی علیه السلام ، بباقی الاعتراضات کاحتجاج اهل الردة فی عصر ابابکر و معارضة الاصحاب مع عثمان و اعتراض اهل الجمل علی الامام علی علیه السلام . فأیّ من تلک الاحتجاجات و الاعتراضات المذکورة لم تؤدی الی الخروج عن الدین الاسلامی ولم تکن سبباً فی اطلاق مصطلح الخارجی!
 انطلاقا من اعتراض الخوارج علی الامام علی علیه السلام و استناداً الی بعض المعلومات عن الماضین بشأن الأباضیة ، فان هولاء فی السابق کانوا یعتبرون الامام امیر المؤمنین علیه السلام و عدد کبیر من اصحاب الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) انهم کفار . إلا انه و حسب قول علمائهم یتضح مایلی و هو ان اتباع مذهب الأباضیة الیوم لایوافقون علی هذه النسبة و لایعتقدون بها ابداً . بل ان الکثیر منهم یعتقد فی هذا المجال ان احد الادلة علی استمرار بقاء هولاء بعد معرکة النهروان هی وصیة و حدیث الامام امیر المؤمنین علی ابن ابی طالب علیه السلام ، الذی قال بشأنهم :-(لاتقاتلوا الخوارج من بعدی فلیس من طلب الحق فاخطأه کمن طلب الباطل فأصابه) .

النقطة الجدیرة بالالتفات هی ان حدیث الامام علیه السلام اتضح بالتدریج مع انتهاء واقعة النهروان. حیث بدأت هذه المجموعة بتعدیل الکثیر من افکارها و نظریاتها ، و حسب کلام علمائهم وزعمائهم انهم فصلوا انفسهم عن الخوارج المتطرفین من کل ناحیة ، و یقولون ان اشتراک الأباضیة مع الخوارج فی مجال الاعتقاد بالامامة (ای عدم حصر الخلافة باسرة او قبیلة محددة) لایکون سببا فی تصنیف الأباضیة انها احدی فرق الخوارج . و إلا فان الأباضیة تشترک مع الاشاعرة فی الاعتقاد بقضیة القدر ، و مع المعتزلة فی قضیة خلق القرآن ، و مع الشیعة فی قضایا التوحید و الایمان و الخلود فی الجحیم . إلا ان کل واحدة منها هی فرقة منفصلة عن احدها الآخر.
و بشکل عام یمکننا القول هکذا ؛ ان وجود الاعتدال النسبی و الابتعاد عن التطرف لدی الأباضیین ادی الی اعتبار هولاء انهم أقرب الفرق الی اهل السنة و الجماعة . و علی طوال التاریخ فان بعض مجامیع الأباضیة کانت قد اقتربت اکثر من السنة ایضاً ، بشکلٍ نجد ان أباضیة لیبیا و تونس الیوم لدیهم فارق بسیط جداً مع السنة إلا ان الأباضیة فی الجزائر و عمان لایزالون باقین نوعاً ما علی منحی و اعراف الأباضیة القدیمة .
 ان الأباضیین ینکرون انتسابهم الی الخوارج ، و یعتبر مؤرخو الأباضیة البارزون ان تاریخ ظهور هذه الفرقة یعود الی عهد خلافة عثمان بن عفان و ان ذلک أقدم من زمن خروج الخوارج . وبالطبع فان اصطلاح الخوارج لدی الأباضیة لایطلق علی اولئک الذین ثاروا علی الامام علی ابن ابی طالب علیه السلام . بل یعتقد الأباضیة ان الخوارج هم الذین خرجوا عن الدین الاسلامی و یعتقدون ان الخروج من الاسلام یتحقق من خلال انکار واحدة من احکام الدین الثابتة و القطعیة او من خلال العمل بما هو بالتاکید خلافاً لنصوص احکام الدین . إلا ان التاریخ یشهد ان الأباضیة ظهروا اثناء تیار حرکة الخوارج ثم انتحلوا  مسلکاً مستقلا . و بالطبع فان الذی مهّد الارضیة لحصول الانفصال هو (ابو بلال مرداس بن أدَیَه) و أفکاره ، و تأثرت هذه المجموعة من اسلوبه و طریقته و انحازت عن مجامیع الخوارج المتطرفة و المتشددة کالازارقة و غیرهم .

النقل الشهیر ان مؤسس مذهب الأباضیة هو عبد الله بن أباض التمیمی ، و لاتتوفر معلومات دقیقة عن تاریخ ولادته و وفاته ، إلا ان المشهور انه ادرک عهد معاویة ابن ابی سفیان و کان حیاً حتی زمن عبد الله ابن مروان (65 – 85 ه ق) و وافته المنیة فی اواخر تلک الحقبة . کما ان عدداً من محققی مذهب الأباضیة لایفندون انتساب مذهبهم الی عبد الله بن أباض ، إلا انهم یرجحون نسبته الی جابر بن زید (ابو الشعثاء) و یعتقدون ان عبد الله کان یتخذ القرار فی وجهات نظره و اعماله استناداً الی فتاوی جابر بن زید .
 و البعض الآخر من المحققین یعتقد ان للمذهب الأباضی فی الحقیقة مؤسسین ، احدهما کان یتولی قیادته السیاسیة و هو عبد الله بن أباض ، و الآخر کان یتبنی الزعامة العلمیة و الفقهیة وهو جابر بن زید . فالأباضیة فی بادئ الامر لم تکن حرکة علمیة بل کانت احدی الحرکات السیاسیة الدینیة التی انبثقت بعد قضیة التحکیم ، و کانت لدیها مواقف معادیة للدولة الامویة ، و کان زعیم هذه الحرکة هو عبد الله بن أباض ذلک لانه أحد الشخصیات السیاسیة -الدینیة البارزة ذلک الحین. و ان جابر بن زید کان مرموقا أو شهیراً من الناحیة العلمیة فقط و لیست لدیه وجاهة سیاسیة . فی ذلک الحین اتخذت حرکة الأباضیة لها صفة المذهب و قد أیّد جابر بن زید اسلوب عبد الله السیاسی و عرف حینئذٍ انه الزعیم الدینی لمذهب الأباضیة .
 انتشر مذهب الأباضیة خلال القرن الهجری الثانی فی الیمن و حضرموت و الحجاز و کان العنصر الناشط فی نشر هذا المذهب شخص یعرف ب عبد الله بن یحیی و یلقب ب(طالب الحق) . تعالی صیت ثورته علی عهد مروان بن محمد آخر خلیفة اموی . و فی عهد المنصور الدوانیقی دخل معن بن زائدة مدینة حضرموت و عیّن شخصاً بالنیابة عنه هناک . إلا ان اهالی حضرموت قتلوه بقیادة زعیم المذهب الأباضی .
 أسس الأباضیون دولة فی لیبیا و الجزائر ایضاً و استمرت حکومتهم فی لیبیا لاکثر من ثلاثة اعوام (من 141 و حتی 144 ه ق) ، کما أسس عبد الله بن رستم دولة بنی رستم فی شمال افریقیا و استمرت هذه الدولة حوالی 150 عاماً اعتباراً من 144 و حتی 296 ه ق . و کانت عاصمة هذه الدولة مدینة (ناهرت) فی الجزائر و هی احدی المراکز المهمة لمذهب الأباضیة . امتدت دولتهم و ضمّت اکثر مناطق الجزائر وهران و جبال اوراس و نصف من تونس الجنوبیة و اغلبیة لیبیا .
 یقطن الأباضیة حالیاً مناطق محتلفة من العالم الاسلامی إلا ان مرکزهم الرئیسی هو سلطنة عمان، و اعتبرت عقیدة الأباضیة هو المذهب الرسمی لذلک البلد .

کما تقطن مجموعات من الأباضیة فی زنگبار (جزء من تانزانیا) ، و الصحراء الکبری فی افریقیا خاصة منطقة (میزاب) فی الجزائر ، و جبل (نفوسه) فی لیبیا ، و جزیرة (جربه) فی تونس .
 
*الدکتور هادی الانصاری عضو المجمع العلمی الطبی الایرانی و ناشط اجتماعی .

کد خبر 1357335

دیگر خبرها

  • زندگی‌نامه حضرت امام علی النقی الهادی (علیه السلام)
  • چرا اطلاعات تاریخی درباره امام هادی(ع) محدود است؟
  • مروری بر سبک زندگی امام هادی (ع)/ شکرگزاری فتح بابی برای افزایش روزی است
  • اقامه عزای امام هادی (ع) در جیرفت 
  • مداحی شهادت امام علی النقی (ع) با نوای میثم مطیعی + متن
  • قانون گریزی باید جای خود را به قانون مداری بدهد
  • تحصیل در دانشگاه باقرالعلوم(ع)قم رایگان شد
  • کتاب «موسوعه امام هادی (ع)» منتشر شد/روایتی از زندگی پر کرامت «امام دهم(ع)»
  • کتاب «موسوعه امام هادی علیه السلام» منشر شد
  • حدیث امام هادی| خصلتی که انسان را در جرگه صدیقین و شیعیان می‌آورد
  • چاپ مقاله اعضای هیئت علمی پژوهشکده مواد نوین سرامیکی در نشریه معتبر بین‌المللی
  • «فهما» اتفاق خوبی برای کانون‌های فرهنگی هنری مساجد است
  • تحصیل رایگان طلاب در دانشگاه باقرالعلوم(ع) در سال ۹۹
  • کلیه نشست‌ها و کارگاه‌ها در دانشگاه باقرالعلوم(ع) لغو شد
  • تضمین بقای اسلام برای همیشه با حرکت علمی امام محمدباقر(ع)
  • الهی‌نامه علامه حسن‌زاده آملی به زبان عربی تجدید چاپ شد
  • استارتاپ؛ نوآورانه‌ای در صنعت انگور و کشمش
  • استارت‌آپ؛ نوآورانه‌ای در صنعت انگور و کشمش
  • نقطه عطفی در سلوک انسان به سوی خدا
?>