سیاست خارجی جمهوری اسلامی و جهت گیری‌های سیاسی، امنیتی، ایدئولوژیک، گفتمانی و اقتصادی آن، همواره یکی از مناقشه برانگیزترین مسائل در میان محققان این حوزه و حتی جامعه ایران بوده است.

به گزارش «تابناک»؛ در همین راستا، سایت خبری ـ تحلیلی تابناک بر آن شده تا با مراجعه به تحقیقات علمی و دیدگاه‌های محققان، صاحب نظران و پژوهشگران حوزه سیاست خارجی، تبیین دقیق و مناسبی از چهارچوب و جهت گیری‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته ارائه دهد.

در این میان، یکی از مناطقی که جمهوری اسلامی ایران سیاست خارجی پر نوسانی داشته است، منطقه اوراسیای مرکزی است. در این رابطه، دکتر «جهانگیر کرمی» دانشیار روابط بین الملل دانشگاه تهران در مقاله ای در فصلنامه سیاست خارجی تحت عنوان «سیاست اوراسیایی ایران؛ انقلاب اسلامی و سیاست خارجی» به این مسئله پرداخته که در ذیل خلاصه ای از آن ارائه می شود.

در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بررسی دستاوردهای آن در سیاست خارجی در منطقه اوراسیای مرکزی کار ساده‌ای نیست زیرا در این چهار دهه تحولات ژئوپلتیک گسترده‌ای در منطقه ایجاد شده است.

سیاست خارجی ایران در این چهار دهه ماهیت و کارکردی متفاوت داشته و این تفاوت عمدتا از نگرش هویتی نظام سیاسی جدید، گفتمان های اصلی حاکم بر عرصه سیاست ملی و سیاست خارجی، نقش ادراکی و قابل تصور دولتمردان ایرانی از یک دولت انقلابی بر خاسته است. ایران پس از انقلاب محصول انقلابی اسلامی بود که بخش های مهمی از ابعاد و عناصر هویتی، ذهنیتی و ساختاری دوران گذشته کشور را نفی نموده و برای نظام سیاسی و دولت جدید هویتی متفاوت قائل بود و این موضوع در تعریف محیط خارجی و دوست و دشمن و تعیین منافع و اولویتهای سیاست خارجی تاثیری بنیادین داشت و بویژه کارکردهای معمول و مرسوم دولت از نگاه اندیشمندان سیاسی سده های گذشته در باب دولت و ملت را نیز به چالش می گرفت. اگر چه در طول دهه های بعدی این نگرش و نقش بتدریج در پرتو تعاملات بین المللی دستخوش بازنگری هایی گردید، اما شاکله و عناصر اساسی آن هویت دینی و انقلابی همچنان چون عنصری تعیین کننده به بقا و بازتولید خود ادامه داده اند.

دهه نخست انقلاب اسلامی، دولت با نگاهی کاملا فراملی، انقلابی و ایدئولوژیک به روابط با اتحاد شوروی می نگریست. اگر چه این گفتمان به مرور و در پرتو واقعیت های محیطی و مشکلات جنگ تغییراتی را تجربه نمود اما در مورد نظام سیاسی بین المللی آن زمان و اتحاد شوروی کمابیش همان بود. از این رو در دهه نخست در چارچوبی کاملا ایدئولوژیک و نگاه ساختاری بین المللی سیاستی مبتنی بر نفی و شوروی و دوری از آن را در پیش گرفته و با وجود برخی تلاش ها از سوی آن ابرقدرت، اما جمهوری اسلامی همواره به دیده سوء ظن به آن نگریسته است. اگر چه شوروی مواضع ایران در مقابل امریکا را مغتنم دانسته و کوشید تا از فشارهای بیشتر امریکا در حد امکان همانند وتوی برخی قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد جلوگیری نماید، اما ایران انقلابی هم به خاطر ابرقدرتی شوروی و هم  ایدئولوژی الحادیش و نیز رفتارهایی مانند اشغال افغانستان تمایلی به روابط و مناسبات خوب با آن نداشت. شوروی متحد عراق بود و با آن قراردادهای نظامی داشت و اگر چه سیاست اعلامی بی طرفی نسبت به جنگ اتخاذ نمود، اما در چارچوب آن سیاستها از بغداد حمایت کرده و همین بر شدت بدبینی ها در ایران افزود.

اما در دوره دوم، در پرتو شرایط پس از جنگ تحمیلی و فروپاشی شوروی و گفتمان سازندگی، دولتمردان جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با منطقه اوراسیایی نقش جدید و نوینی را برای دولت قائل بودند و لذا دولت سازندگی از سیاست نفی و انکار و نگاه عقیدتی به یک سیاست باز و عملگرا و بهره گیری از فرصتهای ژئوپلتیک ناشی از فروپاشی شوروی و دور شدن یک ابر قدرت از مرزهایش روی نمود. در این دوره روابط با روسیه در پرتو نامه حضرت امام خمینی به گورباچف و قرارداد دهساله همکاری های سال 1989 آغاز و با وجود فراز و نشیب های مختلف اما به یکی از مهم ترین روابط خارجی ایران تبدیل شده و در چارچوب سیاست شرقی مورد توجه دولت جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و در سه بحران منطقه‌ای مهم (تاجیکستان، افغانستان و سوریه) به همکاری های سیاسی، امنیتی، نظامی و اطلاعاتی مهمی در برابر ناامنی و تروریسم انجامیده و تاثیرات مهمی بر روند تحولات منطقه‌ای و بین المللی داشته است.

لذا، سیاست خارجی ایران  با نگاهی عملگرایانه به منطقه ورود نموده و در طول نزدیک به سه دهه اخیر در چارچوب روابط دو جانبه و منطقه گرایی گام های مهمی برای ثبات، امنیت و توسعه در منطقه برداشته است. تحکیم روابط دو جانبه، سیاست حفظ وضع موجود در رابطه با نظام های سیاسی، ایجاد زیر ساخت های ارتباطی و حمل و نقلی و انتقالی انرژی در خاک ایران و از مرزهای اوراسیایی تا خلیج فارس و دریای عمان و ایجاد و تقویت سامانه های بندری از مهم ترین اقدامات ایران برای گسترش تعاملات منطقه‌ای بوده است. در تحولات مختلف سیاسی و امنیتی منطقه، جمهوری اسلامی ایران همواره سیاست حمایت از صلح و ثبات و پرهیز از مداخله  در امور سایر کشورها را دنبال نموده است. سياست ايران را در منطقه می توان بيشتر تدافعي ( جلوگيري از ناامني و تهديد احتمالي )، محتاطانه، حفظ وضع موجود و حركت در کنارسياست خارجي روسيه دانست. در واقع، اگر چه ايران شايد امتیازی از دست نداده اما امتیازی هم به دست نياورده است.

سياست ايران در اين منطقه تحت الشعاع  نوع روابط آن در مناطق و موضوعات ديگر همانند منازعه با آمريکا مانده است. اقدامات ایران را می توان در عدم نگاه ایدئولوژیک به منطقه، توجه به روابط اقتصادی و فرهنگی، میانجیگری در بحران های منطقه‌ای، کمک به صلح و ثبات و آشتی، و تلاش برای نهادگرایی منطقه‌ای در قالب گسترش سازمان اقتصادی منطقه‌ای اکو و پیشنهاد تشکیل سازمان کشورهای ساحلی دریای خزر در جریان نشست سران کشورهای ساحلی در تهران دریافت. از این رو، ملاحظه می شود که ایران با اهداف و اصولی عمدتا فرهنگی و تمدنی و اقتصادی به تعامل با کشورهای منطقه پرداخته و در نتیجه این روابط، مجموعه‌ای از تبادلات تجاری و اقتصادی و انتقال انرژی و حمل و نقل کالا برقرار شده و ادامه یافته است . روابط اقتصادی ایران با دولتهای ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان از رتبه درخور توجهی در ارتباطات اقتصادی و تجاری در رابطه با منطقه اوراسیایی برخوردار نبوده به طوری که در حال حاضر  جایگاهی در میان شرکای اقتصادی ردیف یک تا ده کشورهای منطقه ندارد و کمتر از 5 درصد از تجارت آنها با ایران است.

مهمترین این دلایل را باید در فقدان اولویت توسعه اقتصادی در داخل و در نتیجه ضعف اقتصاد ایران در حوزه سرمایه گذاری، فناوری و بخش خصوصی، فقدان اولویت دیپلماتیک برای منطقه، و سیاست امریکایی محدود سازی ایران دید و از این رو، روابط اقتصادي ایران با منطقه به خاطر عدم وجود بخش خصوصي قدرتمند و بخش دولتي كارآمد صرفاً در حد برخي فعاليت هاي پيله وري و محدود باقي ماند و خطوط هوايي نيز روز به روز محدودتر شد. اگر چه دولت های منطقه با تاثیر پذیری از فضای رسانه‌ای بین المللی و نیز فشارهای غرب در تعامل با ایران با احتیاط برخورد داشته اند و همین موضوع موجب شده ایران نتواند نقش متناسب با جایگاه خود را ایفا نماید. ضعف های فنی و اقتصادی، دولتی بودن اقتصاد، و فشارهای بین المللی اجازه نداده‌اند تا ایران از مزیت تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی خود با منطقه در حد و قواره های مورد انتظار بهره برداری کند.

درست است که نگاه ایران به منطقه اقتصادی بوده و کمتر عناصر سیاسی را دخیل کرده است، اما این موضوع صرفا در ارتباط با کشورهای منطقه بوده و چون نسبت به سایر مناطق اولویت های ایران نیز غیر اقتصادی است در نتیجه شرایط را برای دامن زدن به چهره سیاسی و مذهبی ایران از سوی دولت های غربی فراهم کرده است. این موضوع موجب شده تا عامل خارجی نقش گسترده تری در سیاست ایران هراسی داشته باشد.آنچه که طی این سه دهه در عرصه همکاری های منطقه‌ای ایران و همسایگان آسیای مرکزی انجام شده، اگر چه توانسته به نقش آفرینی موثر و سازنده ایران در حوزه های امنیتی و اقتصادی و فرهنگی منجر شود و اینک در کشورهای منطقه عموما ایران به عنوان یکی از پشتوانه های ثبات و امنیت منطقه‌ای نگریسته می شود، اما برای برداشتن گامی اساسی با هدف همگرایی منطقه‌ای و توسعه در مرزهای مشترک و دستیابی به یافته هایی چشمگیر در حوزه توسعه در مناطق مرزی بایستی به بازنگری در نگرش ملی نسبت به توسعه و اولویتهای اقتصادی پرداخت.

سیاست خارجی ایران در چهل سال دوره انقلاب اسلامی را در حوزه اوراسیایی باید سیاستی مستقل، در دوره نخست ایدئولوژیک و سپس عملگرا و از همه مهم تر جستجوی امنیت و ثبات، نفوذ فرهنگی و تمدنی، و یارگیری برای مهار تهدیدات غربی و حفظ استقلال عمل در پرتو آن دانست. ایران در طول این چهار دهه سیاستی ابتکاری در منطقه داشته است. اگر هم بتوان از ابتکار عملی سخن گفت عمدتا مربوط به نخستین سالهای استقلال کشورهای منطقه از 1370 تا 1375 است. ابتکار عمل ایران بیشتر در گسترش سازمان اکو، طرح ایجاد کشورهای ساحلی دریای خزر، طرح غیر نظامی کردن خزر و طرح های میانجی گرایانه در بحران های منطقه‌ای بوده است. اما  پس از آن ایران بیشتر سیاستی سلبی را در پیش گرفته است. ایران به تعبیری حلقه مفقوده هر نوع روندی در حوزه همگرایی، نهادگرایی، توسعه، ارتباطات و انتقال انرژی در منطقه بوده است و عناصر سه گانه: ضعف بخش خصوصی اقتصاد، نگرش دولتمردان منطقه و فشار های امریکا در منطقه موجب عدم پیوند بنیادین میان ایران و منطقه در روندهای اساسی منطقه مانند همگرایی منطقه‌ای، نهادگرایی موثر، انتقال انرژی، حمل و نقل و ارتباطات و توسعه اقتصادی بوده است. منطقه اوراسیایی در چهار دهه حیات انقلاب اسلامی اولویت اول و دوم سیاست خارجی نبوده است. هم در گفتمان انقلابی دهه نخست و هم در گفتمان های دوره دوم به دلایلی مانند شدت خصومتهای موجود میان ایران و غرب، نقش غرب در روابط اقتصادی ایران، قدرت غرب در فشار بر ایران و مسائل مهم و راهبردی ایران در حوزه خلیج فارس و خاورمیانه، عملا امکان اولویت بخشی به حوزه اوراسیایی وجود نداشته و ندارد.

حتی در سالهای دهه 1990 که دولت سازندگی برای این منطقه اهمیت زیادی قائل بود و توجه  در ساختارهای رسمی به این منطقه وجود داشت و شخص رئیس جمهور بر ارتباطات منطقه‌ای در این قلمرو نظارت می کرد، اما همچنان اولویت ایران مسائل و موضوعات و مناطق دیگر بودند؛ یا در دوره دولت هشتم و نهم که علنا بر سیاست نگاه به شرق تاکید می شد، اهمیت و فوریت و مخاطره بر انگیزی مسائل ایران در رابطه با امریکا، اسرائیل و برخی دول عربی مانند عربستان، و نهادهای بین المللی نظیر سازمان ملل متحد کمتر مجالی برای اولویت بخشی واقعی و عملی به حوزه اوراسیایی باقی می گذاشت. مادام که حیاتی ترین و راهبردی ترین و امنیتی ترین مسائل ایران به غرب و حوزه عربی و خاورمیانه‌ای پیوند یافته است، شاید دور از انتظار باشد که حوزه های دیگر بتوانند چنین جایگاهی را اشغال کنند. اما آیا تاکید رهبر انقلاب بر سیاست شرقی، می تواند این عرصه را در اولویت نخست قرار دهد؟ این موضوعی ست که شاید نتوان در حال حاضر به سادگی به آن پاسخ داد.

منبع: تابناک

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

احمدی‌نژاد: دوره دولت کنونی هرچه زودتر به پایان برسد به نفع کشور است



محمود احمدی‌نژاد در گفت و گو با خبرگزاری اسپوتنیک روسیه گفت: دوره دولت کنونی هرچه زودتر به پایان برسد به نفع کشور است.

متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:

ارزیابی شما از توافق هسته ای چیست؟ پس از امضاء توافقنامه ، ایالات متحده آمریکا از آن خارج شد و ایران هم واکنش نشان داد. اگر شما رئیس جمهور ایران بودید، آیا توافق هسته ای را امضا و قبول می کردید و به این توافق ادامه می دادید؟

* این توافق را باید با مواضع دولت و شرایط بین الملل در زمان انعقاد آن بررسی کنیم. قطعا اگر آن شرایط تغییر می کرد، این توافق هم به گونه دیگری می شد. توافقی که به تایید مراجع قانونی ما رسیده و مسیر خود را طی کرده باشد، علی القاعده برای همه محترم است، اما باید همه جوانب و ابعاد آن مدنظر قرار گیرد. قطعا اگر سال 92 دوستان ما رای می آوردند، شرایط به نحو دیگری رقم می خورد. اگر هم بنا بود توافق شود، طور دیگری می شد. اما حالا فعلا این است دیگر…

دیدگاه شما درباره ترامپ چیست و سیاست های فعلی او را با کشورهای منطقه مخصوصا با ایران و عربستان چگونه ارزیابی می کنید؟

* ترامپ هم همانند سایر روسای جمهور آمریکاست. این کشور سیاست های کلانی در رابطه با حاکمیت خود بر دنیا دارد. هر رئیس جمهوری می آید، متناسب با شرایط، ماموریت خود را انجام می دهد. یعنی او دارد همان کاری را تکمیل می کند که آقای اوباما شروع کرد و قبل از او آقای بوش، و پیشتر آقای کلینتون و بوش پدر بودند. آنها همه یک مسیر را دنبال می کنند. آنها می خواهند سلطه آمریکا بر جهان پایدار بماند و منافع اقتصادی و نامشروع آمریکا تضمین شود. آقای ترامپ هم همین را دنبال می کند. او نه دوست ایران و نه دوست عربستان است. او دوست هیچ کس نیست. او فقط دوست خودش و جیبش است، دوست پول و ثروت است. خود او هم این را به صراحت می گوید. او دوست کسی نیست. او نمی خواهد عربستان، ایران،ترکیه و روسیه وجود داشته باشند. هیچ کس نباشد یا همه ضعیف باشند تا او بتواند حکمرانی کند. از ادبیات و رفتارش مشخص است. او از هر کس بتواند، استفاده می کند. او می خواهد بین کشورهای منطقه درگیری باشد تا همه ضعیف باشند. آنها که عاشق چشم و ابروی مقامات عربستان نیستند، 400 میلیارد دلار قرارداد تسلیحاتی بسته اند. 400 میلیارد دلار سلاح… خوب این باید یک جا مصرف شود، پس باید یک درگیری ایجاد کنند تا مصرف بشود تا دوباره سلاحهای جدید جایگزین کنند.

مقامات نظامی ایالات متحده آمریکا می گویند که احتمال جنگ نظامی میان ایران و آمریکا کاهش یافته است اما مقامات دولت ترامپ تاکید می کنند که سیاست فشار حداکثری برای تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی در برنامه موشکی ادامه خواهد یافت. از نظر شما اگر آمریکا به برجام برگردد و تحریم های اقتصادی را لغو کند، ایرانی ها درباره برنامه موشکی با آمریکا گفت و گو خواهند کرد؟

* مگر لغو تحریم ها یک امتیاز برای ایرانی ها تلقی می شود که در مقابل آن بخواهند چیزی دریافت کنند؟ یک آدم و دولت زورگویی آمده کار خلاف قانونی کرده و بعد حالا می گوید من این را برمی دارم، به جای آن یک امتیاز به من بده! مگر از خودش یا جیبش مایه ای گذاشته است؟

برخی مقامات ایران می گویند شاید با مواضع دیگری صحبت کنیم….

* من از موضع مقامات ایران صحبت نمی کنم. من از موضع خودم و مردم صحبت می کنم. برای مثال زمانی هست که می گوید من به شما 500 میلیارد دلار داده ام، شما در ازای آن به من نفت یا امتیاز دیگری بدهید. آمریکا که چیزی به ما نداده است! خودش آمده به زور تحریم کرده، حالا می گوید من تحریم ها را برمی دارم، به من امتیاز بدهید. این زورگویی است. هر کس این را بپذیرد، یعنی پذیرفته است که جهان پرتنش، پرتلاطم و همراه با جنگ و نزاع باشد. دولت آمریکا در طول چندین دهه نشان داده است که با ارزان ترین روش ممکن به دنبال تامین منافع خودش است. این معلوم است. اگر اقتضا کند، جنگ هم می کند. منتهی از جیب دیگران و نه از جیب خودش. الان خودش به عربستان و امارات سلاح داده و پولش را هم گرفته است.

روابط ایران و امریکا پس از به قدرت رسیدن دولت ترامپ تیره تر شده است. رئیس جمهور آمریکا ایران را به برهم زدن ثبات در منطقه و حمایت از تروریسم جهانی متهم می کند. مقامات ایران در پاسخ ضمن رد این اتهامات، اظهار داشتند در برابر فشار واشنگتن تسلیم نشده و به خط مشی سیاسی مستقل خود ادامه می دهند. آیا دوستان ایران، یعنی روسیه و چین، در این زمینه کمک کرده اند؟ و تا چه حد کمک روسیه و چین در این زمینه بر مقاومت ایران تاثیرگذار بوده است؟

* اصل این است که هر انسان و ملتی روی پای خودش بایستد، خودش تدبیر و طراحی کند و به توانمندی های خودش متکی باشد. این مهم است. ایران خودش بسیار توانمند است. ایران هم ثروتمند و هم توانمند است. متاسفانه الان از ثروت و توانمندی ایران در این معادلات استفاده نمی شود و یا بسیار کم استفاده می شود. اگر به قدرت مردم و ثروت ملی ایران تکیه کنیم، اصلا تحریم معنی ندارد و جایی برای فشار آمریکا باقی نمی ماند. آمریکا می آید روی نقطه ضعف های ما فشار وارد می کند. اگر آن نقطه ضعف ها را برطرف کنیم، دیگر روی چه چیزی می خواهد فشار بیاورد؟ انتظار این است که در شرایط سخت و یا تحمیلی از ناحیه بدخواهان، دوستان کنار هم بایستند و همراهی کنند. این انتظار طبیعی است، اما معنایش این نیست که راهبرد اداره کشور و دفاع از منافع ملی به دیگران متکی شود. باید با همه دنیا دوست باشیم و همکاری کنیم، به خصوص در روسیه دوستان خوبی داریم. اما راهبرد باید تکیه بر منابع بومی، قدرت ملی، مردم، ثروت ملی و توانمندی های بومی باشد.

وزیر خارجه ژاپن اعلام کرد که کشورش از موقعیت خود به عنوان دوست دو کشور آمریکا و ایران برای کمک به کاهش تنش های بین واشنگتن و تهران استفاده خواهد کرد. آیا ژاپن می تواند میان این دو کشور میانجی گری کند؟ و تا چه اندازه ای بر روی تنش میان ایران و آمریکا تاثیر خواهد داشت؟

* همه می توانند این کار را بکنند. البته رابطه ایران و ژاپن همواره خوب بوده است. منتهی اگر کسی بخواهد بین ایران و آمریکا تعادلی برقرار کند، باید قدرت تاثیرگذاری بر روی سیاست های آمریکا را داشته باشد. و اگر نه، در حد پیغام آوردن و بردن است. باید دید ژاپن تا چه حد قدرت تاثیرگذاری بر روی سیاست های آمریکا را دارد؟ به میزانی که دارای تاثیرگذاری باشد می تواند موثر شود. البته هر کشوری از جمله ژاپن اگر واقعا روی حق و عدالت بایستد، می تواند بسیار موثر باشد. اما اگر فقط قصد، تسهیل سیاست های اجرایی باشد، ممکن است در کوتاه مدت چنین اتفاقی بیفتد، اما مطمئنا به تعادل، توافق و صلح پایدار بین کشورها منجر نمی شود.

ارزیابی شما از روابط روسیه و ایران چیست؟ روس ها و ایرانی ها اذغان دارند که روابط خوب و در حال پیشرفت است، اما رسانه ها می گویند که در خصوص سوریه، یمن و چندین کشور دیگر، اختلاف نظر وجود دارد. آیا روسیه یک شریک قوی و متحد با ایران است؟ و یا شریکی موقت است؟ آیا برخورد کنونی ایران با روسیه صحیح است؟ و این معامله منافع ایران را تضمین می کند؟

* این که دوست هستیم، به این معنا نیست که تمامی نظرات صد در صد مثل هم باشد. ما باید درباره راهبردهای کلان مشترک، با یکدیگر همکاری کنیم. برای صلح جهان، برای عدالت جهانی، برای تامین منافع ملت ها، جلوگیری از غارت و چپاول منافع ملت ها، برای جلوگیری از یک جانبه گرایی در جهان. زمینه های خوب بسیاری وجود دارد. حالا در روابط دو جانبه نیز، فرصت های اقتصادی و فرهنگی فراوانی بین ایران و روسیه وجود دارد که می تواند مورد استفاده قرار گیرد. زمینه های بسیار خوبی وجود دارد، اما به این معنا نیست که نباید هیچ کجا اختلاف نظری وجود داشته باشد، دو برادر و یا زن و شوهر هم که با هم زندگی می کنند، می توانند در بعضی مسائل اختلاف نظر پیدا کنند. اما در راهبردها باهم مشترک هستند و کار می کنند.

در سوریه و یمن و به ویژه در سوریه می گویند که اختلاف نظراتی (میان ایران و روسیه) وجود دارد…

* طبیعی است که سیاست ها صد در صد نمی تواند بر هم منطبق باشد. راهبردهای اصلی روسیه در سوریه یک چیز و در ایران چیز دیگری است. اما من فکر می کنم در یک مسئله کلان ما می توانیم خیلی خوب با هم کار کنیم، آن هم اینکه تلاش کنیم اراده مردم سوریه حاکم باشد و کسی دخالت نکند و چیزی را بر ملت سوریه تحمیل ننماید. تلاش نکنند سوریه را بیش از این ویران کنند و بین مردم درگیری و کینه و نقاق درست کنند. این یک هدف مقدس انسانی است که ایران، روسیه و هر کس دیگری که واقعا دلسوز مردم سوریه است می تواند در آن مشارکت کند.

شما مدارک خود را برای شرکت در آخرین دوره ریاست جمهوری ارسال کردید اما شرکت نکردید. اگر مشارکت می کردید، چه نتیجه ای در انتخابات حاصل می شد؟ آیا در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کنید؟

* قطعا اگر در دور قبل تعداد کاندیداها بیشتر می شد و یا ترکیب آنها عوض می شد، نتیجه هم تغییر می کرد و این را همه می دانند. اگر بعضی افراد درآن لیست شش نفره بودند، نتایج چیز دیگری می شد. برای آینده هم باید صبر کنیم. ما می خواهیم آنچه خواسته مردم است، حاکم شود. این مهم است که آنچه مردم می خواهند، اتفاق بیفتد. ما هم تابع خواست مردم هستیم.

خواستار انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری بودید. آیا واقعا امروز ایران به انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری احتیاج دارد؟

* هر جا مشکلی پیدا می شود که راه حل سختی دارد و در محدوده سیاسی قابل حل و اصلاح نیست، تنها راه، مراجعه به نظر مردم است و راه دیگری وجود ندارد. البته من آن پیشنهاد را یک سال و سه ماه قبل دادم. الان شرایط عوض شده و دولت کنونی به پایان دوره خود نزدیک می شود. من فکر می کنم هر چه زودتر این اتفاق بیفتد، به نفع کشور است.

عملکرد دولت روحانی را در سیاست داخلی و خارجی چگونه ارزیابی می کنید؟ سیاست فعلی ایران را در منطقه چطور می بینید؟ برای مثال عملکرد ایران در سوریه چگونه است و چگونه می توان این عملکرد را بهبود بخشید؟ آیا حضور ایران در سوریه باعث بحران اقتصادی در ایران شده است؟

* بحران اقتصادی نمی تواند تنها تابع یک عامل باشد. بحران اقتصادی اول تابع برنامه ها و مدیریت داخلی است، و بعد تحریم و مسائل منطقه ای. این نیست که یک پدیده ما را دچار بحران اقتصادی کند. مشکل عمده این است که برنامه روشنی در حال حاضر در اقتصاد وجود ندارد. اما در سوریه و سایر نقاط ما باید اصول ثابتی داشته باشیم و برای همه ملت ها در تمام دنیا از این اصول پیروی کنیم. کمک ما به سوریه این است که تلاش کنیم تا وحدت ایجاد شود و مردم با نظر خودشان کشورشان را اداره نمایند و استقلال خود را حفظ کنند و به عمران و آبادی بپردازند. کمک کنیم کینه و نفاق و اختلافی نباشد. در هر جای دیگر هم این اصل قابلیت اجرا دارد. چون ما معتقدیم حق تعیین سرنوشت متعلق به تک تک مردم و ملت ها است. در آمریکا هم همین است. اگر روزی ما در داخل آمریکا بتوانیم تاثیر گذار باشیم، باید تلاش کنیم که خواست واقعی مردم امریکا به کرسی بنشیند و حاکم شود. هر چه که مردم آمریکا می خواهند همان تحقق یابد.

عملکرد دولت روحانی در سیاست خارجی و داخلی را چگونه ارزیابی می کنید؟

* هر چه مردم می گویند، ما هم همان نظر را داریم.

بحران های واقعی ایران امروز چیست و چگونه می تواند حل شود؟ شما به عنوان رئیس جمهور پیشین ایران مثلا چگونه با بحران اقتصادی ایران برخورد می کنید و از نظر شما راه حل آن چیست؟

* ایران به لحاظ اقتصادی از بنیه ای بسیار قوی برخوردار است. ثروت طبیعی بی پایان و ثروت انسانی بسیار برجسته ای داریم. بهترین دانشگاه ها، بهترین متخصصین، بهترین جوان های فعال، بهترین فن آوران و اصحاب فکر و اندیشه. ایران یک تاریخ و یک فرهنگ است. هم ثروت طبیعی و هم نیروی انسانی دارد. مدیریت یعنی این ها به هم وصل شود که نیروی انسانی بتواند از این ثروت طبیعی برای پیشبرد کشور استفاده کند. هم اکنون این رابطه بسیار ضعیف است و برنامه های اقتصادی ای که طراحی می شود اصلا به این مسئله نگاه نمی کند و توجه ندارد که این ثروت عظیم قابل استفاده است. اگر فقط بخشی از آن نقد شود و در اختیار مردم قرار بگیرد، ایران خیلی زود در همه زمینه ها شکوفا می شود. متاسفانه راهبردی وجود ندارد و یک اشکالاتی در اینجا است. آمریکایی ها هم این را می دانند و از همین دارند حداکثر استفاده را می کنند. تحریم را علیه کشوری اجرا می کنند که ضعیف باشد. اگر کشوری قوی باشد، آیا هدف تحریم قرار می گیرد؟ اگر کشوری قوی باشد، آیا آمریکا با او مواجهه می کند؟ آمریکا اصولا ضعیف کش است. سعی می کند ابتدا ضعیف کند و بعد آن را از پای در بیاورد. این سیاستشان است. می خواهند اقتصاد ما را آنقدر ضعیف کنند که با یک تلنگری بشود کشور را فروپاشاند.

در حال حاضر به نظر شما میان ایران و آمریکا احتمال جنگ وجود دارد؟

* الان بزرگترین جنگ، جنگ اقتصادی و سیاسی است. به نظرم دلیلی وجود ندارد آمریکا با ایران بجنگد، فشار های اقتصادی را دارد وارد می کند و اهداف خود را محقق می سازد. آمریکا جز اسلحه و دلار چه دارد؟ آنها به دنبال سلطه دلار هستند و این کار را با چاپ دلار دنبال می کنند. دست خودشان است که چقدر چاپ کنند. بیست و دو هزار میلیارد دلار بدهی آمریکا به خزانه داری است. یعنی بیست و دو هزار میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا تزریق کرده اند. از کجا؟ از جیب بقیه ملتها. این سلطه دلار است. یعنی همین الان که اینجا نشسته ایم، بدون اینکه خودمان متوجه شویم از جیب ما خارج و به جیب آمریکایی ها ریخته می شود. در مکانیزم اقتصاد جهان و نظام بانکی جهانی ، دلار حاکمیت دارد. اگر حاکمیت دلار و زرادخانه عظیم تسلیحاتی از آمریکا گرفته شود، نابود خواهد شد. آیا آمریکا منادی یک فرهنگ پیشرفته و یا ارزش های انسانی است؟ اسلحه می دهد تا مردم را بکشند. جنگ راه می اندازد تا اسلحه بفروشد.

پس درآینده نزدیک شاید جنگ بشود؟

* آمریکایی ها دنبال آن هستند، اما ایران هم قوی است. شرایط اقتصادی ایران عوض خواهد شد. شرایط سیاسی و اقتصادی تغییر خواهد کرد. مدیران جا به جا می شوند. اقتصاد ما اگرکمی از این وضعیت خارج شود، آمریکا دیگر چه می خواهد بگوید؟ اگر ما به لحاظ منابع طبیعی و ثروت انسانی، کشور فقیری بودیم، راه چاره ای وجود نداشت. اگر ایران بخشی از ثروت های خود را فعال کند، اصلا دیگر نیازی به نفت ندارد. ثروت هایی بیشتر از نفت داریم. این ها راه دارد، مطالعه و طراحی شده است. با مردم در میان می گذاریم و به وقتش جدی تر گفته خواهد شد. به محض استفاده از اینها، شاهد یک اقتصاد پررونق خواهیم بود و دیگر تحریم و فشار در آن جایی ندارد. اگر مردم وضعشان خوب باشد و پولدار باشند، زندگی شان بچرخد، صنعت و بازار بچرخد، دیگر آمریکا چه می خواهد بکند؟

یعنی ایرانی ها باید منتظر تغییر مدیریت باشند؟

* امیدوارم همین ها که هستند، خودشان راهبردها را تغییر دهند، درست عمل کنند و از این ثروت به نفع مردم استفاده نمایند اما اگر هم انجام ندهند، حتما تغییرات انجام می شود و مردم ایران متوقف نخواهند ماند. هیچ کس نمی تواند بر ملت ایران سلطه پیدا کند و این یک اصل است. این ملت چند هزار سال سابقه دارد و از بانیان تمدن و فرهنگ جهانی است، در پایه گذاری علم و صنعت جهان نقش مهم و اصلی را داشته است. همین الان صنعت ما صنعت بسیار گسترده و پیشرفته ای است. کشاورزی، دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی ما بسیار پیشرفته است. چندین هزار مرکز تحقیقاتی داریم و نیروهای مسلط و با درجه علمی بسیار بالا داریم. اگر مقداری هماهنگ شوند و همه انرژی آنها در یک مسیر قرار گیرد، خیلی زود شرایط عوض می شود. به نظر من مهمترین کاری که دولت امریکا کرده، این است که دولت ایران را به خصوص در حوزه اقتصاد به بی تصمیمی رسانده است. در غیر این صورت چند تصمیم گرفته شود و یا یک گوشه اقتصاد را بگشائیم، مردم فوری فعال می شوند و شرایط را تغییر می دهند.

روابط ایران و عربستان را چگونه ارزیابی می کنید؟ ایران چگونه می تواند با محیط اطراف خود هماهنگی و روابط خوبی داشته باشد؟ آیا راه حل، قطع روابط است؟ و یا حساسیت ها و تنش ها را افزایش می دهد؟ آیا ایران در برخورد با کشورهای همسایه اشتباه کرده است؟ از نظر شما این روابط اصلاح پذیر است؟

* برای اصلاح وضعیتی که مورد قبول نیست، نباید به دنبال مقصر گشت، چرا که در آن صورت همه یکدیگر را متهم خواهند کرد و مسئله حل نخواهد شد، بلکه باید بر روی اصول قطعی به تفاهم برسیم. من معتقدم درگیری بین کشورهای منطقه برنده ندارد و همه آن به نفع نظام سلطه است. اختلاف نظر و سلیقه با یکدیگر وجود دارد، اما درگیری بین ما برنده ندارد و به ضرر هر دو خواهد بود. هر کدام از کشورهای منطقه با هم درگیر شوند، به ضرر هر دو و کل منطقه خواهد بود. اگر ایران، عربستان، ترکیه، عراق، مصر، سوریه، عمارات، کویت، قطر، بحرین، عمان، پاکستان، افغانستان و آذربایجان با هم باشیم، چه اتفاقی می افتد؟ با تکیه بر ثروت طبیعی، موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک، ثروت انسانی، تاریخ، تمدن و فرهنگ خودی به بزرگترین قدرت برای اصلاح وضع جهان و برای برقراری عدالت، آزادی و صلح واقعی در جهان تبدیل خواهیم شد. درگیری ها سر مسائل بسیار ابتدایی است. آرمان، عقاید، اصول و ماموریت های الهی بسیار عظیم و مشترک را کنار گذاشته ایم و بر سر مسائل جزئی که چه کسی نماینده مجلس، فرماندار و استاندار بشود. اختلافات برسر اینها است. بگذاریم خود مردم انتخاب کنند…. قبلا هم بارها گفته ام درگیری بین کشورهای منطقه برنده ندارد.

ایران دارد اشتباه می کند؟

* دنبال مقصر نباشیم. هر دو باید کنار هم بشینیم و شرایط را درک کنیم. قطعا آقای ترامپ دلسوز عربستان و ایران و هیچ کس دیگری نیست. آنها دلسوز جیبشان هستند و خودشان هم رسما این را می گویند که دنبال پول هستند. پول بده، همه کار برایت می کنند. خوب ما باید چطور فکر کنیم؟ عواملی هستند که تفرقه می اندازند، کینه درست می کنند و بد عمل می کنند. باید هر دو طرف و هر چند طرف مراقب باشیم. الان شرایط منطقه به نفع کیست؟ به نفع صهیونیست هاست. چه کسی جز صهیونیست ها از شرایطی که در سوریه و یمن به وجود آمده است منتفع می شود؟ نیروی انسانی و ثروت چه کسی دارد از بین می رود؟ چندین سال پیش آقای بوش رئیس جمهور اسبق آمریکا، به امارات آمد. به بالای برجی رفت و از آبادانی آنجا حیرت کرد. جمله مبهمی گفت که گویا اینها زیادی است و باید از بین برود. امریکایی ها باید پول مردم را بگیرند اسلحه بدهند، جنگ درست کنند خراب کنند و بعد دوباره پول بگیرند و بیایند بسازند. اقتصادشان از همین راه می چرخد. تمام کشورهای منطقه باید در امنیت و آبادانی منطقه مشارکت کنند. اگر ما دست به دست هم دهیم اتفاقات بسیار مهمی در دنیا می افتد.

یعنی امکان متحد شدن ایران و کشورهای منطقه وجود دارد؟

* بله، اگر ما بخواهیم می شود. من در دوره ریاست جمهوری به جلسه شورای همکاری خلیج فارس (مجلس التعاون) رفتم و با تمام برادران دست دوستی دادم. 12 پیشنهاد برای همکاری مطرح کردم که به نفع همه بود و در آن یکجانبه گرایی و یا منافع خاص نبود. هر اتفاقی بیفتد، در نهایت ما باید با هم زندگی کنیم. همسایگی و جغرافیا را که نمی توان از بین برد. هر اتفاقی هم که بیفتند، بالاخره باید با هم زندگی کنیم. بهترین حالت این است که دست به دست هم بدهیم و با یکدیگر مشارکت کنیم. اگر در بخش اقتصادی تمام منابع خود را در کنار هم قرار دهیم، کشورهای منطقه می توانند پیشرفته ترین کشورهای جهان باشند.

آیا ایران در حال حاضر پیشنهادی در این راستا دارد؟

* من همین پیشنهاد را دارم می دهم. باید همه کوتاه بیایند و منتظر نباشند دیگری اول کوتاه بیایند. بخاطر منافع ملی، مردم و منافع حقیقی هر کس می تواند، باید گذشته را کنار بگذارد و دوباره شروع کند. آمریکا آمده و به این و آن اسلحه می دهد و هر روز در اختلافات می دمد. آیا دولت آمریکا دلسوز مردم منطقه است؟ خود آمریکا پنجاه میلیون فقیر و چند میلیون کارتن خواب دارد. اگر خیلی دلسوز است برود و برای همان ها کار کند و به آنها برسد. معلوم است که دل آنها برای نفت مفت می سوزد و می خواهند انرژی مفت در دستشان باشد و بر منطقه ما مسلط باشند. این را باید تمام سیاستمداران منطقه بفهمند و حواسشان باشد. ما برادر و همسایه هستیم و اختلاف نظرهایی داریم. باید با هم خوب زندگی کنیم و راهی جز خوب زندگی کردن نداریم. هر شیوه ای به غیر از خوب زندگی کردن با هم، به ضرر همه است. این منطق، خیلی روشن است و همه باید بپذیرند.

آیا در زمان ریاست جمهوری شما روابط کشورهای منطقه نسبت به وضعیت فعلی بهتر بود…

* الان به نظرم مداخله بیگانه و سلطه گران بسیار زیاد شده است. هر کس به اندازه مسئولیت خودش نباید اجازه بدهد. لازم است در کنار هم بنشینیم و با هم گفتگو کنیم، همدیگر را در آغوش بگیریم. چه خبر است؟ بعدها خدا، پیامبر و همین مردم از ما حساب کشی خواهند کرد که شما چه کردید؟ بیگانه را بر کشورهای منطقه مسلط کردید! باید کنار هم بنشینیم و باهم تفاهم کنیم. به نظر من زمینه های تفاهم بسیار بیشتر از زمینه های اختلاف است. اما خوب باید از آن استفاده کرد. مطمئنم آینده بسیار خوب خواهد شد.

بهار نیوز

سپاه یک فروند پهپاد جاسوسی آمریکایی را سرنگون کرد+ جزئیات عملیات

سپاه یک فروند پهپاد جاسوسی آمریکایی را سرنگون کرد

تاج: نمی‌دانم قاضی‌زاده حلال و حرام را می‌داند یا نه!

کلیدواژه: ایران اوراسیا سیاست خارجی مارک ویلموتس سردار فدوی شاخص فلاکت توزیع کاغذ بمباران صنعا پرسپولیس سپاهان خداحافظی خسرو

منبع این خبر، وبسایت www.tabnak.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۷۹۰۷۶۱ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • ایران با سیاست تعاملی به دنبال افزایش روابط با کشورهاست
  • ترامپ بانک مرکزی اروپا را به دستکاری ارزش یورو متهم کرد
  • استاندار اصفهان: مدیرانی که چشمشان به دولت است نمی توانند موفق باشند
  • حضور ظریف در جمع مدیران اصفهان
  • نشریه آمریکایی: ایران به کابوس سیاست خارجی ترامپ بدل شده است
  • چرا در خودرو توسعه نایافته ایم؛ دیدگاه و راه حل نهادگرایان چیست؟/ 40 درصد مالکیت را به خارجی واگذار کنید
  • دستور ویژه رئیس جمهور برای حمایت از گردشگران خارجی
  • اگر وزارت بازرگانی تاسیس بشود، هفته بعد زندگی مردم بهتر می‌شود/ توسعه روابط بانکی با دنیا بدون تصویب پالرمو و سی‌اف‌تی حاصل نمی‌شود/ فردا اگر روابط بانکی ما با دنیا دچار مشکل شد، مردم نگویند دولت ناکارآمد است
  • سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران: ارتقاء شان
  • روحانی: حمله عده ای به دو نفتکش واکنش به روابط نزدیک ما با آسیا، ژاپن و چین بود
  • روحانی: توقف برخی اقدامات در چارچوب بندهای ۲۶ و ۳۶ برجام، حداقل اقدام تهران است/ حمله عده ای به دو نفتکش واکنش به روابط نزدیک ما با آسیا، ژاپن و چین بود/ کسی جز آمریکا و انگلیس و دو کشور کوچک منطقه، بازی سیاسی و تبلیغاتی حمله به نفتکش ها را باور نکرد
  • دلار ۴۲۰۰ به خط پایان رسیده است یا ادامه خواهد داشت؟ دو سناریو برای ارز رانتی؛ نظر دولت، کارشناسان و فعالان اقتصادی چیست؟
  • رودریگو می‌تواند مثل وینیسیوس موفق باشد
  • درباره ادامه کاهش تعهدات برجامی/ مرسی را دوست داشتند سیسی را بیشتر/ شترسواری دولادولا با ارز ۴۲۰۰
  • چرایی ضرورت توجه به «سیاست همسایگی» از سوی ایران
  • ترامپ با ایرانی ها آشنا نیست
  • افق روشن در توسعه روابط ایران و روسیه؛ امضای ۹ توافق‌ مهم و کلیدی بین دو کشور
  • تأکید وزرای خارجه اتحادیه اروپا بر تقویت همکاری‌ها با آسیای مرکزی
  • روابط اقتصادی ایران و آذربایجان در سطح بالایی قرار دارد