فرارو- در روز‌های اخیر، حرف و حدیث‌ها درباره احتمال وقوع نزاع مسلحانه میان ایران و آمریکا بشدت بیشتر شده است و ناظران زیادی در این باره هشدار داده‌اند. اما، اقدامات عملی آمریکا نشان می‌دهد که گزینه جنگ نظامی، آخرین گزینه‌ای است که آمریکا به آن فکر می‌کند.
به گزارش فرارو، از اول ماه مه، حدودا به مدت دو هفته، اوضاع منطقه خاورمیانه به شکل کم‌سابقه‌ای تنش‌آلود شده است. ایالات متحده آمریکا در روز‌های اخیر، با ادعای اینکه جمهوری اسلامی ایران و نایبان منطقه‌ای آن، خود را برای حمله به اهداف آمریکایی آماده کرده‌اند، تدابیری اتخاذ کرد که سطح تنش‌ها را به شکل قابل توجهی بالا برد.
آمریکا، اخیرا، برای ارسال پیام به ایران، تجهیزات نظامی متعددی، نظیر ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن و بمب افکن‌های بی ۵۲ را، به خاورمیانه اعزام کرد. علاوه بر این، نیرو‌های خود را در عراق به حالت آماده باش درآورد و بعضی از دیپلمات‌های غیرضروری خود را از عراق خارج کرد.
در جدیدترین تحول، آمریکا و کشور‌های عربی حوزه خلیج فارس، درباره استقرار مجدد نیرو‌های آمریکایی در این کشور‌ها به توافق رسیده‌اند. منابع آگاه عربی به روزنامه فرامنطقه‌ای «الشرق الاوسط» گفته‌اند که عربستان و تعدادی از کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس با درخواست آمریکا برای استقرار مجدد نیرو‌های نظامی خود در آب‌های خلیج فارس و خاک کشور‌های عربی موافقت کردند. منابع عربی ادعا می‌کنند این استقرار با هدف بازداشتن ایران از اتخاذ هرگونه اقدام نظامی محتمل علیه کشور‌های عربی و منافع آمریکا انجام شده است.
پیش از این، روزنامه «نیوریورک‌تایمز» و دیگر رسانه‌های غربی اعلام کرده بودند که پنتاگون طرح‌هایی برای جنگ با ایران تهیه کرده است. نیویورک‌تایمز مدعی شد که پاتریک شاناهان، سرپرست وزارت دفاع آمریکا، طرحی تهیه کرده که متضمن ارسال ۱۲۰ هزار نیروی آمریکایی به خاورمیانه است. این خبر البته توسط کاخ سفید تکذیب شد، اما باعث موجی از ابراز نگرانی‌ها در غرب شد؛ به طوری که بسیاری از مقامات پیشن آمریکایی و ناظران غربی درباره احتمال وقوع جنگ میان تهران و واشنگتن هشدار دادند. حتی در منطقه نیز، برخی مقامات بلندپایه، وقوع نزاع مسلحانه در خلیج فارس را بسیار محتمل دانستند. به عنوان نمونه، دیروز نمایندگانی از دولت کویت در پارلمان این کشور درباره تنش‌های منطقه، جلسه سری برگزار کردند. پس از این جلسه، مرزوق الغانم، رئیس پارلمان کویت، اعلام کرد اوضاع خاورمیانه «نامطمئن» است و احتمال وقوع جنگ «بالا» است.
همزمان با این تحولات، رسانه‌های آمریکایی درباره بروز اختلاف میان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و مشاوران ارشدش، گزارش‌هایی منتشر کردند. در این گزارش‌ها ادعا می‌شود که جان بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا، دنبال جنگ با ایران است، اما ترامپ چنین چیزی نمی‌خواهد. خود ترامپ اواخر هفته گذشته ابراز امیدواری کرد که جنگی با ایران اتفاق نیافتد. با این حال، رسانه‌های غربی، خصوصا محافل نزدیک به دمکرات‌ها، به گونه‌ای درباره خطر جنگ سخن می‌گویند که انگار ترامپ امروز یا فردا به ایران حمله خواهد کرد. اما آیا واقعا وقوع جنگ میان ایران و آمریکا محتمل است؟
برخی ناظران، با برشمردن تبعات ناخوشایند هرگونه جنگ میان دو کشور، تصریح می‌کنند که جنگ اتفاق نخواهد افتاد. چرا که ایران و آمریکا تمایلی به ورود به یک نزاع پرهزینه ندارند. مضاف بر این، رهبران ایران و آمریکا هر دو وقوع جنگ را منتفی دانستند. در این میان، یک نکته میان هیاهوی رسانه‌ای گم شده است و آن این است که آمریکا، طبق استراتژی فشار حداکثری خود، اساسا به جنگ نظامی با ایران نیازی ندارد، چون از مدت‌ها پیش جنگ را به شکلی دیگر با جمهوری اسلامی آغاز کرده است. جنگی که از اول ماه مه جاری آغاز شده و به شلیک یک گلوله هم نیاز ندارد.
در واقع اوج‌گیری گمانه‌زنی‌ها درباره جنگ، و نیز تحرکات نظامی آمریکا، از اوایل ماه مه شروع شد. یعنی دقیقا زمانی که معافیت‌های فروش نفت ایران به هشت کشور لغو شد و آمریکا گام‌های جدی خود را برای صفر کردن صادرات نفت ایران برداشت. درباره اینکه سهم صادرات نفت در بودجه ایران چقدر است، گمانه‌زنی‌های متعددی وجود دارد. آمریکایی‌ها به وضوح معتقدند که نفت، درآمد اصلی دولت ایران است و قطع کردن صادرات آن، قطعا اقتصاد ایران را به فروپاشی می‌کشاند. آن‌ها پیش‌بینی می‌کردند که با اجرای تحریم‌های نفتی، ایران پاسخ عملی خواهد داد. خصوصا که مقامات بلندپایه ایران مکررا تهدید کرده‌اند که اگر صادرات نفت ایران مختل شود، تنگه هرمز را مسدود خواهند کرد. آمریکایی‌ها با در نظر گرفتن این تهدیدات، تجهیزات نظامی بیشتری را به منطقه اعزام کرد تا با برقراری نوعی بازدارندگی در برابر ایران، محاسبات آن را در پاسخ عملی دادن به آمریکا تغییر دهند. اما بسیاری از ناظران، با نادیده گرفتن این نکته، خطر جنگ را بزرگنمایی کردند. البته این را هم باید گفت که خطر بروز جنگ در اثر یک سوء محاسبه وجود دارد، اما به هر حال، حرکت به سمت یک جنگ برنامه‌ریزی شده با ایران، در استراتژی فعلی آمریکا در برابر ایران جایگاهی ندارد.
این روزها، رسانه‌ها بیش از هر زمان دیگری بر جان بولتون و احتمال جنگ‌افروزی او تمرکز کرده‌اند، اما واقعیت این است که مغز متفکر استراتژی فعلی آمریکا در برابر ایران، مایک پومپئو است. دولتمردی که با بهره گیری از پیشینه اطلاعاتی خود در سازمان سیا، راهبردی بر مبنای فروپاشی از درون و تکرار سناریوی شوروی در ایران طراحی کرد که امروز مو به مو در حال اجرا است. این به بدان معنا نیست که بولتون نقشی ندارد. بلکه به عکس، بولتون و پومپئو، در دولت ترامپ، مکمل یکدیگر هستند. کاخ سفید می‌داند که جمهوری اسلامی به فشار‌های فزاینده اقتصادی واکنش نشان خواهد داد. به عقیده محافل نزدیک به دولت ترامپ، چنین واکنشی با توجه به حضور بولتون در دولت به عنوان فردی که مشتاق جنگ با ایران است، ملایم خواهد بود. این محافل معتقدند که وجود بولتون در دولت ترامپ، به ایران پیام شدیدی ارسال می‌کند که هر گونه اقدام علیه منافع آمریکا، می‌تواند با تحریکات بولتون به جنگ تمام عیار با ایران منجر شود. مارک دوبوویتز، رئیس اندیشکده بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها، و سایر همفکران او، دقیقا به همین نکته اشاره می‌کنند.
در چند روز گذشته، در حالی که اغلب رسانه‌های جریان اصلی در غرب از نقش بولتون در جنگ قریب الوقوع ایران و آمریکا سخن می‌گفتند، دوبوویتز، به روزنامه «یواس‌ای تودی» گفت: «بولتون صرفا نقش خود را در یک رقص ژئوپولتیک بازی می‌کند. رقصی که برای ارسال یک پیام شدیداللحن به ایران طراحی شده است.» دوبوویتز، نقش بولتون را از منظر عملیات روانی مفید ارزیابی کرد.
اندکی پیش از بالا گرفتن تنش‌های نظامی، بعضی محافل رسانه‌ای از تحریم‌هایی خبر دادند که دولت ترامپ به زودی علیه صنعت پتروشیمی ایران اعمال خواهد کرد. مدتی بعد، دولت ترامپ ناگهان صنایع فلزی ایران را تحریم کرد. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که تحریم‌های پتروشیمی بزودی علیه ایران اعمال خواهد شد. نکته قابل توجه در این ماجرا، هدف این تحریم‌هاست. به گفته روزنامه «دیلی‌بیست» مقامات بلندپایه دولت ترامپ، تحریم‌های پتروشیمی را با هدف بی‌ثبات کردن ایران بررسی می‌کنند.
اعمال تحریم بر ایران، مهمترین بخش سیاست کاخ سفید برای تسریع فروپاشی اقتصادی ایران است. از یک سال پیش تاکنون، طیف گسترده‌ای از تحریم‌ها علیه ایران اعمال شد که برای نابودی اقتصاد ایران و ایجاد ناآرامی در ایران طراحی شده‌اند. دولت ترامپ علنا از سیاست تغییر رژیم در ایران حمایت نمی‌کند، اما محافل اندیشکده‌ای نزدیک به کاخ سفید معتقدند که اگر تحریم‌ها به درستی اجرا شوند، تغییر رژیم محقق خواهد شد. در همین رابطه، دوبوویتز، به روزنامه «دیلی‌بیست» گفته است که همانگونه که دولت رونالد ریگان معتقد بود که شوروی به زباله‌دان تاریخ خواهد پیوست، دولت ترامپ هم چنین دیدگاهی درباره ایران دارد. در بحبوحه تنش‌های ایران و آمریکا، دوبوویتز و تیمش هفته گذشته با مقامات دولت ترامپ درباره ایران جلسه داشته است.
مضاف بر این، اخیرا، در یک جلسه خصوصی، پومپئو، به مایکل مورل، سرپرست پیشین سازمان سیا، گفته است که بعید است که سیاست دولت ترامپ، موضع ایران را در برابر آمریکا دوستانه کند.
واقعیت این است که نه ترامپ در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری خواهان جنگ با ایران است و نه هیئت حاکمه آمریکا، که چین و روسیه را رقیب اصلی خود می‌داند، به جنگ با ایران فکر می‌کند. آمریکا، خصوصا پس از روی کار آمدن ترامپ، درگیر «رقابت با ابرقدرت‌ها» چین و روسیه شده است. از این رو، مایل است مسئله ایران را به شکل کم‌هزینه، و به نحوی که توجهش را از سایر ابرقدرت‌ها منحرف نکند، حل و فصل کند. به همین دلیل، راهبردی را طراحی کرده است که بر مبنای آن، ایران زیر فشار‌های خردکننده له شود، بدون آنکه بتواند بازدارندگی نظامی روزافزون آمریکا در منطقه را به چالش بکشد. اما آیا این استراتژی موفق می‌شود؟ تاکنون، تحریم‌های آمریکا، زندگی بسیاری از ایرانیان را سخت‌تر از همیشه کرده است، به موازات این امر، طبق برخی گزارش‌ها، صادرات نفت ایران در ماه جاری به کمتر از ۵۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است، اما موفقیت یا عدم موفقیت نهایی چنین راهبردی به حرکت‌های بعدی هر یک از بازیکنان شطرنج ایران و آمریکا بستگی دارد.

منبع: فرارو

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

یادداشت عباس سلیمی‌نمین درباره نامه ۲۲۵ نفر: خدمتی به ترامپ؛ خیانتی به وطن

چرا امضا کنندگان نامه به جای محکوم کردن آمریکا سعی دارند که هزینه‌ها را برای آمریکا تقلیل دهند و بهای سنگینی را متوجه ملت مظلوم ایران کنند؟ ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۰:۵۲ سیاسی گزارش و تحلیل سیاسی نظرات - اخبار سیاسی -

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، عباس سلیمی‌نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران طی یادداشتی به نامه‌ی اخیر جمعی از افراد که خود را «فعالان سیاسی» نامگذاری کرده بودند، واکنش نشان داد. متن یادداشت او که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته به این شرح است:

«مذاکره تسلیم نیست... تنش‌زدایی، بازی با کارت‌های واقعاً موجود و... در صورت امکان حل وفصل آن دسته از اختلافاتی که هزینه کمتری برای دو طرف دارند ودر نهایت حل وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات...زور‌مداری و جنگ افروزی دولت ترامپ و متحدان منطقه‌ای‌اش را به‌صراحت محکوم می‌کنیم... معتقدیم سیاست خارجی‌ای که حکومت ایران به‌ویژه در منطقه در پیش گرفته باید به صورت ساختاری تغییر کند، همین رویکرد نادرست است که زمینه را برای زیاده‌خواهی قدرت‌های سیاست‌طلب... فراهم آورده است... ما جمعی از فعالان سیاسی و مدنی (از) آغاز جنگی ویرانگر... احساس نگرانی می‌کنیم... بخش زیادی از مردم ایران بارها و از جمله در چند انتخابات گرایش ونظر خویش را برای تنش‌زدایی با جهان و منطقه اعلام کرده اند. حکومتگران نمی توانند و نباید نظر خویش را...مبنای سیاست خارجی قرار دهند... ما شاهد کارشکنی در روند دیپلماسی توسط برخی اپوزیسیون همگام با دولت آمریکا هستیم...»

 این جملات، فرازهایی از نامه پرتناقض و بدون مخاطب تعدادی «افراد» ناهمگون داخل و خارج از کشور است که خود را فعالان سیاسی خوانده‌اند. از بد حادثه برای این امضا کنندگان،‌ تحولات مهم منطقه در هفته گذشته، مانع دیده شدن تحرک آنان شد، اما برای شناخت سطح فهم این مدعیان سیاست‌ورزی، همچنین ملاحظاتی‌که می‌تواند پای بندی به منافع ملی را تحت الشعاع قراردهد بررسی محتوای نامه ضروری است.

اولین نکته ای که در این نامه خود‌نمایی می‌کند ترساندن مکرر ملت ایران از خطر جنگ است. تهیه کنندگان این متن با مفروض گرفتن موفقیت آمریکا در جنگ تمام عیار اقتصادی، درصدد القای نگرانی جدیدی به جامعه برآمده‌اند؛ در حالی که بسیاری از تحلیل‌گران غربی سخن از شکست واشنگتن در جنگ اقتصادی علیه ملت ایران به میان می‌آورند باید دید چنین رویکردی از چه رو اتخاذ شده است.

خروج ترامپ از برجام واعمال تحریم‌های به‌اصطلاح فلج کننده برای واداشتن ایران به دادن امتیازاتی که نشانه تسلیم در برابر سیاست های زورمدارانه باشد هر چند پدیده ای کم نظیر در تاریخ مذاکرات چند جانبه و بین المللی بود، اما هرگز این کشور را به اهداف گردن کشانه‌اش نزدیک نساخت. مردم ایران اقدامات غیر انسانی همچون تحریم دارو، منع فروش قطعات وهواپیماهای مسافربری و... را تحمل نمودند، اما هرگز نظم جامعه خود را بنا بر خواست بیگانه ای نژادپرست بر هم نزدند و زمینه های تسلیم را تقویت نکردند؛ زیرا از تجربیات خود غافل نشدند.

نباید فراموش کرد مذاکراتی فشرده و طولانی زیرنظر سازمان ملل و اتحادیه اروپا تعهداتی را متوجه تهران و متقابلاً پایتخت‌های پنج عضو دائمی شورای امنیت، به علاوه بن ساخت. دولت دکتر روحانی با شتاب ناشی از اعتماد بیش از اندازه به غرب سرمایه داری آن چه را متعهد شده بود عملی ساخت تا فشار اقتصادی ناشی از تحریم‌ها  بر ملت را هر چه سریع تر برطرف سازد، اما دولت اوباما از همان ابتدا بنا را بر به تعویق انداختن مسئولیت‌هایش در قبال برجام گذاشت تا در نهایت خلف وی رسماً خروج از این توافق را اعلام کرد.

اکنون  بعد از یک سال از چنین بد عهدی‌ این حقیقت قابل درک است که  اگر فشار بی‌سابقه اقتصادی می‌توانست جامعه ایران را به هم ریزد هرگز نمایش شاخ و شانه کشیدن‌های جنگ‌طلبانه به اجرا درنمی‌آمد. سؤالی  که در این زمینه امضاکنندگان نامه باید به آن پاسخ گویند این است که چرا در قالب دفاع از منافع ملت، شکست امریکا در جنگ تمام عیار اقتصادی علیه ایران را پیروزی تفسیر کرده و رجزخوانی‌های پوشالی را نگران کننده جلوه‌گر ساخته‌اند و  یک ملت را دعوت به تسلیم می‌کنند.

دومین نکته قابل تأمل در  نامه این که از یک سو مسئله مذاکره بدون قید و شرط مطرح می‌شود، اما تنظیم کنندگان آن بلافاصله در تناقضی آشکار،به تکرار  یکی از شرایط محوری آمریکا  مبنی بر ضرورت تغییر موضع منطقه‌ای ایران می پردازند: «معتقدیم سیاست خارجی‌ای که حکومت ایران به‌ویژه در منطقه در پیش گرفته باید به صورت ساختاری تغییر کند. همین رویکرد نادرست است که زمینه را برای زیاده‌خواهی قدرت‌های سیادت طلب جهانی برای تهدید زندگی روزمره اقتصادی مردم ایران و وضعیت مخاطره‌آمیز کنونی و خطر درگیری نظامی فراهم آورده است.» (نامه «مذاکره، تسلیم نیست»، 22 خرداد 98)

در این زمینه چند نکته از نظر صاحب نظران دور نخواهد ماند:

1- چرا امضا کنندگان نامه به جای محکوم کردن خروج آمریکا از برجام که حاصل مذاکره‌ای طولانی بوده و اعلام این که شرط هر نوع مذاکره جدید  بازگشت به برجام باشد  سعی دارند که هزینه این اقدام تحقیر کننده ملت‌ها را برای آمریکا تقلیل دهند و متوجه ملت مظلوم ایران نمایند؟

2- تنظیم‌کنندگان نامه اگر کمترین علقه‌ای به منافع ملی داشتند ملت ایران را به این امر دعوت می‌کردند که حتی اگر فشار جهانی نتوانست واشنگتن را به برجام بازگرداند می‌بایست همه برگ‌های برنده‌ای که در چارچوب توافق، خرج شد را مجدداً احیا ساخت و سپس مذاکره جدیدی را آغاز کرد، والا امتیازات داده شده در برجام پوچ خواهد شد وبرای برخودداری از مزایای  تعهدات طرف مقابل می بایست امتیازات جدید داد؛ تازه معلوم نیست امتیازات جدید در چرخه بد عهدی قرار نگیرد!    

   3- چرا باید تنظیم‌کنندگان نامه چنین خلاف واقع بزرگی را به جوانان کم اطلاع از تاریخ عرضه دارند؟ آیا سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی ایران موجب زیاده‌خواهی قدرت های سیادت طلب جهانی شده است؟! انگلیس و آمریکا چه زمانی اسرائیل را به عنوان پایگاه سلطه طلبی خود بر منطقه تحمیل کردند؟ در واقع پیدایش انقلاب اسلامی مربوط به زمانی است که این پایگاه صهیونیستی بر بخش اعظم آسیای غربی مسلط شده بود. اسرائیل شاهاک در کتاب «اسرار آشکار» در این زمینه می نویسد:« آرزوی گسترش تسلط اسرائیل و نفوذ آن یکی از اصول و مبانی خط مشی های آن است... محدوده های خط مشی‌های اسرائیل منطقه ای است و هدف آن کل خاورمیانه از مراکش تا پاکستان است... سیاست‌های اسرائیل امروزه در قالب براندازی رژیم ایران( یکی از اهداف اصلی کنونی اسرائیل) ارزیابی می‌شوند... دلیل اصلی دشمنی اسرائیل با ایران... از دید من کاملاً ساده است... رژیمی که خواهان دست یابی به تسلط انحصاری به یک منطقه است نمی‌تواند و نمی‌خواهد یک دولت قوی دیگر را در منطقه مذکور تحمل کند. ایران که بعد از بهمن 1357 خ.  پیوسته در برابر زورگویی‌های آمریکا ایستادگی کرده است... به طور حتم یک دولت قدرتمند در منطقه محسوب می شود.» (اسرار آشکار، ترجمه ساحله پیوند،‌ انتشارات اندیشه ورزان، صص3-22)

  آیا انتظار صداقت از کسانی که خود را پای بند به منافع ملی ایران عنوان می‌کنند، حتی صداقتی در حد یک استاد دانشگاه تل آویو، زیاده خواهی است؟

4- سیاست منطقه ای ایران بعد از پیدایش جمهوری اسلامی همواره خنثی کننده سیاست های غیر انسانی اسرائیل بوده است؛  سیاست اخیر یعنی تلاش برای مسلط کردن داعش بر منطقه و تغییر نقشه غرب آسیا از این طریق ماهیتش بر همگان روشن شد. به راستی اگر سیاست منطقه ای ایران نبود چه فاجعه ای رقم می خورد؟ این که آمریکایی‌ها و نژادپرستان حاکم بر فلسطین به دنبال تضعیف ایران برای دست برداشتن از سیاست های بازدارنده‌اش باشند قابل فهم است، اما چرا عده ای به نام ایران و ایرانی، پی گیر  چنین خواسته‌ای هستند؟!

 5- تنظیم کنندگان نامه آیا تفاوت گفت وگو و مذاکره را نمی دانند که این دو واژه را یکسان تلقی کرده‌اند؟ حتی در شرایط کنونی، مقامات ایرانی بعضاً با شخصیت های فرهنگی و اجتماعی آمریکایی گفت وگو دارند؛ زیرا گفت وگو صرفاً به منظور اطلاع از مواضع هم صورت می گیرد و هیچ گونه چارچوب خاصی ندارد و تعهد آور نیز نیست، اما مذاکره دارای چارچوب و موضوع مشخص است و با هدف نیل به یک توافق صورت می گیرد؛  مقامات همتراز دو یا چند کشور برای نیل به یک نتیجه حول یک مسئله اختلافی گرد هم می آیند تا با امتیاز دادن‌ها در یک عرصه و امتیاز گرفتن‌ها در عرصه ای دیگر به حل چالش فی‌ما‌‌بین بپردازند، بنابراین بسیار غیرصادقانه خواهد بود اگر بگوییم مذاکره به هیچ وجه تعهدآور نیست و صرفاً  به اطلاع از مواضع دو طرف محدود می شود؛ به ویژه این که بلافاصله موضع مورد چالش را در نامه، یکی از نقاط قوت ایران قرار دهیم.

  یکی دیگر از نکات کلیدی نامه یاد شده،‌ تلاش برای تأمین خواست آمریکا در این مقطع با کمترین هزینه برای آن کشوراست. قطعاً اعزام هیئت هایی به تهران برای واداشتن ایران به مذاکره نمی تواند ناشی از قدرت و ابتکار عمل باشد؛ این واقعیت اثبات می کند که از یک سو آمریکا در جنگ تمام عیار اقتصادی در آستانه شکست کامل قرار گرفته واز دیگر سو برای ورود به فاز نظامی بر اساس واقعیت های پیش رو به‌شدت خائف ومتزلزل به نظر می رسد.

زمانی که واشنگتن بی پروایی بی سابقه ای را در استفاده از ادبیات یک گروه تروریست حرفه ای مزدور (مجاهدین خلق) به نمایش درآورد تا از این طریق ایران را مرعوب سازد، تهران برای اصلاح محاسبات بولتونی یا تام کاتنی (که به کمک لابی صهیونیست‌ها، سناتور شده ومبلغ این باوراست که حمله به ایران دو ضربه ای خواهد بود) تصمیم گرفت هزینه‌هایی را به صورت بسیار محدود بر واشنگتن تحمیل نماید که در نتیجه آن  جایگاه بولتون  که نقطه پیوند تروریست ها با کاخ سفید بود به‌شدت متزلزل شد تا حدی که موضوع کنار گذاشتن وی بر سر زبان ها افتاد. آیا کسانی که خود را فعال سیاسی معرفی می‌کنند در این تغییر سریع  رویکردها اقتدار می بینند که به القای وحشت از توان خانمان برانداز!! نظامی آمریکا همت می گمارند و تسلیم شدن ملت ایران را طلب می کنند؟!

  این فعالان سیاسی؟! آیا ناظر توان نظامی آمریکا در ونزوئلا (که به هیچ وجه قابل مقایسه با ایران نیست)  نبودند که صرفاً توانست پیروزمندانه سفارت این کشور در واشنگتن را به اشغال درآورد؟!

  البته باید اذعان داشت امضا کنندگان این نامه یکسان نیستند؛ در این طیف افرادی را می توان سراغ گرفت که به همایش های ضد بیداری اسلامی و ایرانی با اتومبیل سفیر آمریکا تردد می کنند ونیز افرادی که به عنوان فعال سیاسی در پی طرح کردن خویشند؛ در هر صورت این همراهی با آقای ترامپ برای پیروزی مجدد در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، سطح سیاست ورزی این حضرات را مشخص می کند. به راستی این تندروهای افراطی دیروز ، امروز برای بازگشت به قدرت سیاسی تا کجا پیش خواهند رفت؟! ترامپ واقعاً اهل مذاکره نیست و هدفش صرفاً پرکردن یک کارنامه یا رزومه انتخاباتی است؛ لذا برای او یک گفت وگو در مورد آب و هوا نیز کفایت می کند و می خواهد  به ملت آمریکا بگوید من توانستم ایران را هم مقهور قدرت خویش سازم.

رئیس جمهور کنونی اگر اهل مذاکره بود هرگز برجام را ترک نمی کرد. آن چه می تواند مذاکره سازنده را رقم زند بازگرداندن آمریکا به برجام و واداشتن این کشور به پای بندی به تعهداتش در چارچوب این توافق بین المللی خواهد بود. متأسفانه برخی به‌اصطلاح فعالان سیاسی برای پیوند خوردن با افرادی در خارج کشور که مدت هاست از مرزهای منافع ملی عبور کرده‌اند حاضر شده اند به جای فشارآوردن بر فرد نژادپرست افراطی‌ای چون ترامپ با ارائه داده هایی غیر صادقانه، ملت ایران را تسلیم چنین فردی نمایند. این نوع تسلیم نه تنها صلح و امنیت به‌بار نخواهد آورد بلکه بر جسارت نژادپرستان خواهد افزود. آن چه امروز ترامپ را به وادی واسطه تراشی سوق داده بالا رفتن هزینه های مواضع ضد ایرانی وی بوده است، نه کاهش هزینه های اقدامات ضد ایرانی چنین عنصر منفوری در جهان.

در آخرین فراز از این مقال باید به این مهم اشاره شود که مسئولان تراز اول جمهوری اسلامی ایران بر اساس تجربیات میدانی متعدد بر ماهیت آمریکا واقف بودند، اما به دلیل تمایلاتی که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در بهار سال 92 بروز می‌یافت تن به آزمون دیگری در این زمینه دادند. اگر امروز همصدایی مسئولان را در نفی مذاکره با آقای ترامپ شاهدیم ناشی از از همان سیاست احترام به افکار عمومی بوده است . یعنی جریان خوش‌بین به غرب سرمایه داری، خود فرصت یافت تا به نمایندگی از اکثریت، به ویژه قشر جوان، به واقعیت آمریکا نزدیک شود؛ بنابر این همدلی کنونی مقوله‌ای دستوری نیست بلکه ناشی از فراهم شدن فضا برای تجربه اندوزی بیشتر بوده است.

انتهای پیام/

R1011115/P/S1,1411/CT4

هرکس گول بخورد وثوق‌الدوله این دوره می‌شود/از کجا معلوم مذاکرات به نتیجه برسد حرم امام رضا، بقیع نشود؟/اینکه مدام میانجی می‌فرستند برای همین است که ما در برجام باقی بمانیم

اگر آمریکا به ایران حمله کند، اسرائیل گروگان ماست/همه جاده‌ها برای آقای روحانی صاف است/اصلا نفت نفروشیم، چرا فکر می‌کنید مملکت گیر می‌کند؟/چند نفر از بخش خصوصی متخلف را بگیرند و اعدام کنند

آغاز مذاکره با سه گزینه خارجی/دومربی داخلی مدنظر مسئولان پرسپولیس

منبع این خبر، وبسایت fararu.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۸۱۶۷۵۹ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • آمریکا به سه دلیل وارد جنگ با ایران نخواهد شد
  • القدس العربی: آمریکا به سه دلیل وارد جنگ با ایران نخواهد شد
  • سناتور آمریکایی: ترامپ به جای تقابل با ایران، روی چین تمرکز کند
  • افکار عمومي آمريکا هنوز آماده پذيرش جنگ با ايران نيستند/ توازن ميان ايران و امريکا براي مذاکره برقرار نيست
  • سناتور ارشد آمریکایی از ترامپ خواست به جای ایران روی چین تمرکز کند
  • ترامپ در جنگ با ایران باید جنازه جمع کند
  • علت ترس ترامپ از جنگ با ایران
  • ترس ترامپ از جنگ با ایران چیست؟
  • جنگ تجاری با چین ترامپ را بازنده انتخابات می‌کند
  • ترامپ از بازگشت جنازه آمریکایی‌ها در صورت جنگ با ایران بیم دارد
  • ترس ترامپ از جنازه های آمریکایی ها در جنگ با ایران
  • لندمن: ترامپ از بازگشت جنازه آمریکایی‌ها در صورت جنگ با ایران بیم دارد
  • خدمتی به ترامپ؛ خیانتی به وطن
  • ترامپ و اطرافیانش چگونه خطر جنگ با ایران را افزایش داده‌اند؟
  • لس‌آنجلس‌تایمز: ترامپ زیاد دروغ می‌گوید؛ ادعای او درباره نقش ایران در حمله به نفتکش‌ها را هم باور نکنید| نیوزویک: فیلم کوتاه سیاه و سفید پنتاگون بهانه خوبی برای جنگ علیه ایران نیست| چرا ایران باید به کشتی‌های نروژی و ژاپنی حمله کند؟!
  • تیم جنگ طلب «بی» تنش آفرینان خلیج فارس
  • اجرای طرح کنترل آلودگی هوا از اول تیر/ بعید است انتخابات شورایاری ها ۳۱ خرداد برگزار شود
  • ترامپ براي جنگ افروزي تلاش مي کند
  • ورود سهام سرخابی ها به بورس تا شهریور بعید است