فرارو- روزانه ده‌ها نفر در سوانح رانندگی جان خود را از دست می‌دهند، کمتر اخبارش مورد توجه قرار می‌گیرد و کمتر کسی حتی ککش می‌گزد. اما یک تصادف خاص و ویژه کافی است تا جنجالی بزرگ بر پا شود و موجی از اظهار نظر به راه بیافتد. اما چه چیز می‌تواند یک تصادف را به موضوعی خاص تبدیل کند. فجیع بودن حادثه، میزان تلفات و یا عجیب بودن آن می‌تواند توجه‌ها را به آن حادثه جلب کند، این بار پای "پول" در میان است.
  راننده پورشه دستگیر شده است به گزارش فرارو، ماجرا از آنجا آغاز شد که ویدئویی کوتاه در رسانه ها منتشر شد که حاوی صحنه تصادف یک خودرو پورشه با یک دستگاه پراید بود. تصادفی که منجر به مرگ راننده خودرو پراید شده است.
در این ویدئو صدای دختری به گوش می‌رسد که جیغ زنان با ناراحتی از تصادف خودرو پورشه سخن می‌گوید. دختر جوان جمله ای بر زبان می‌آورد که بازتاب گسترده‌ای داشته است و شاید اساسا این تصادف برای این جمله اینگونه جنجالی شده است. او می‌گوید: "کشتیم که کشتیم، دیه اش را می‌دهیم. می‌دانید قیمت این ماشین چقدر است؟ ماشین را تکان ندهید."
براساس گزارش‌ها این تصادف "حاصل کورس گذاشتن دو دستگاه خودرو در خیابان کارگر اصفهان بوده که یکی از آنها پورشه بوده است . خودرویی که دلیل سرعت زیاد از کنترل خارج می شود و با چند دستگاه خودرو  تصادف می‌کند. در این حادثه راننده یک پراید بر اثر تصادف جان خود را از دست داد."
راننده پورشه‌ای که تصاف کرده است پسری جوان است که پس از تصادف از محل متواری می‌شود و ظاهرا دختری جوانی که در سر صحنه تصادف داد و بیداد می‌کند همراه او بوده است.
براساس اعلام پلیس دختر جوان خواهر راننده پورشه است. فرمانده پلیس اصفهان اعلام کرده که راننده پورشه گواهینامه نیز نداشته است. بنا به اعلام پلیس راننده در بازداشت به سر می برد.   بیشتر بخوانید: جزئیات جدید از ماجرای تصادف جنجالی "پورشه و پراید" 
تجربه نشان داده است پس از حوادث اینچنینی به سرعت حواشی و شایعات پیرامون آن منتشر می‌شود. درباره این حادثه نیز شایعات فراوانی منتشر شده از جمله گفته شده بود که راننده خودرو پورشه و دختر جوان از فرزندان مسئولان در اصفهان هستند. گفته شد آن‌ها "آقازاده" و "ژن خوب"اند. حتی گفته شد که پلیس در صحنه تصادف مراعات حال پورشه سواران را کرده است.
روایت‌هایی که حالا تکذیب شده اند. ابوالقاسم چلماقی رییس پلیس راهور اصفهان می‌گوید "این خودرو به هیچ‌یک از مسئولان ارتباطی نداشته، راننده "آقازاده" نیز نبوده است."   حالا گزارش شده است که پدر راننده پورشه نمایشگاه اتومبیل دارد.  
قربانی ماجرا کیست؟
فرهاد طاهریان جوان اصفهانی است که در حادثه کورس دو پورشه جان خود را از دست داد، او ۲۱ ساله، دانشجو و ورزشکار بود، اما قربانی هیجان شبانه دو جوان مرفه اصفهانی شده است.
خانه پدری او حالا سیاه‌پوش و ماتم‌زده در عزای رفتن ناگهانی‌اش است. مادر فرهاد در گفت و گو با خبرنگاران به چند جمله بسنده می‌کند: "کشور قانون دارد و حق فرزندم را می‌گیرم."

واکنش‌ها به ماجرا؛ حمله به اشرافی گری، نو کیسه‌گی و قانون!
پس از این حادثه موجی از واکنش در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاد. بیشتر واکنش‌ها با این پیش فرض بود که راننده پورشه "آقازاده" است، در نتیجه لحن بسیاری از کاربران در این باره تند و گزنده بود.
در سوی دیگر ماجرا  برخی دیگر از کاربران نیز به فرهنگ اشرافیگری، سرمایه داری و نئولیبرالیسم حمله کردند.
کاربری در این باره نوشته است: "این تبدیل شدن سبک زندگی اسلامی به اشرافی گری است که باعث پدید آمدن حادثه پورشه در اصفهان می‌شود. در سبک زندگی اشرافی همه چیز کالا، و کالا قابل تبدیل به پول است، حتی جان انسان؟!"
عده‌ای می‌گویند با توجه به این این تصادف منجر به مرگ در کورس و دور دور خیابانی رخ داده پس باید مجازاتی فراتر از یک تصادف عادی برای راننده در نظر گرفت.   بسیاری از کاربران از بی تفاوتی "پولدارها" نسبت به  قانون،  وظایف اجتماعی و حتی مسائل انسانی سخن می گویند.
برخی دیگر دیدگاه متفاوتی دارند و معتقدند راننده پورشه نیز حقوقی دارد و تصادف ممکن است برای همه رخ دهد. کاربری نوشته است: "کاری نکنیم صبوری و گذشت جایش را با انتقام و تلافی عوض کند، بطور قطع رانندگی پر خطر و حرف‌هایی که از سوی همراهان راننده پورشه بیان شد مردود و زشت و غیر قابل پذیرش است، اما حقوق افراد چه پورشه داشته باشند چه خطاکار باشند باید محترم باشد، تصادف برای همه رخ میدهد «همه» "
حادثه اصفهان در رسانه ها واکنش های فراوانی داشته است. یکی از مهمترین آنها واکنش کیهان است. این روزنامه امروز در گزارش اصلی خود با تیتر "پورشه قاتل سرریز اشرافیت از مدیریت به کف خیابان" به این ماجرا پرداخته است.    کیهان با اشاره سخنان دختر جوان در حادثه تصادف نوشته است: "ریشه این بی‌شرمی کجاست و این فرهنگ منحط از کجا سر ریز می‌شود؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش کافی است لحظه‌ای در رفتار و عملکرد مدیران دولتی درنگ کنید. کدام مدیر ارشد دولتی از رئیس‌جمهور گرفته تا وزرا هنگام قصور و تقصیر و آسیب زدن به معیشت مردم، ابراز شرمندگی و عذرخواهی کرده‌اند؟ "
کیهان در این باره به نمونه‌هایی همچون نحوه برخورد عباس آخوندی وزیر پیشین راه با ماجرای حادثه قطار تبریز، ماجرای "خودت بمال" قاضی زاده هاشمی وزیر پیشین بهداشت و درمان، فساد واردات خودرو‌های قاچاق و ... اشاره کرده است.
به نوشته این روزنامه "نتیجه طبیعی روحیه‌اشرافی و زندگی‌اشرافیت زده مسئولان است که سرریز آن به کف خیابان ریخته و نوکسیه‌های تازه به دوران رسیده هم به تأسی از مدیران‌اشرافی نه تنها هیچ ابائی از تعدی به قانون ندارند، بلکه بهنگام آسیب رساندن به جان و مال مردم هم با پررویی پاسخگوی عملکرد خود نیستند."   امان‌الله قرایی‌مقدم جامعه شناس نیز  از "نوکیسه‌گی" و "نوکیسه‌ها" می گوید.   به گفته او "نابسامانی اقتصادی کشور و باز بودن راه‌های دزدی از بیت‌المال باعث شده تا کسانی در تهران و شهرستان‌ها یکشبه ره صدساله را پیموده و قدرت وارد کردن ماشین‌های چند میلیاردی مانند پورشه و… را پیدا کرده و در خیابان‌ها سوار آن شوند. به احتمال قریب به یقین پدر آن دختر اصفهانی که جان شخص کشته شده در این حادثه را به هیچ می‌انگارد هم به همین طریق ثروتی به هم زده است."   قرایی‌مقدم جامعه ایرانی را جامعه‌ای مبتلا به «از خود بیگانگی» معرفی کرد و ادامه داد: "جامعه ایرانی در این دهه‌ها دچار سبک زندگی «پتلاچ» شده. پتلاچ مفهومی بود متعلق به جامعه سرخپوستی و بعدها در حوزه جامعه شناسی وارد شد. پتلاچ یعنی اینکه عده‌ای سعی کنند با اموال و دارایی خودشان دیگران را تحقیر کنند. اموال و دارایی به ابزاری برای نشان دادن برتری می‌شود."   با وجود اینکه حمله به اشرافیگیری و سرمایه داری در این ماجرا اوج گرفته است، اما داود سوری استاد اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف در این باره دیدگاه متفاوتی دارد. او معتقد است مشکل از قانون است. او در توئیتی نوشته است: «"کشتیم که کشتیم، دیه اش را می دهیم". غیر اخلاقی است اما قانون همین را می گوید!، نمونه ای است بارز از کژرفتاری Moral hazard در صنعت بیمه، که قانونگذار می بایست برای آن چاره ای بیاندیشد. هیچ ربطی هم به سرمایه داری ندارد، روضه نخوانید و داستان نبافید.»
ترجمه این اظهار نظر این است؛ وقتی جریمه تصادف منجر به قتل پرداخت دیه است، طبیعی است که پورشه سواران بی توجه به هیچ چیزی کورس می گذارند و  آن دختر در صحنه تصادف اینگونه سخن گوید. قانون بیمه این علامت  اشتباه را به مردم می دهد که وقتی که تصادف کردند با پرداخت دیه مشکل حل می شود. براساس این اعتقاد قانون بیمه موجب کاهش احساس مسئولیت اجتماعی افراد شده است.

پلیس و دستگاه قضایی: با قاطعیت برخورد می‌کنیم
حالا چند روز پس از حادثه و فرمانده انتظامی شهرستان اصفهان می‌گوید: «پلیس اجازه نمی‌دهد عده‌ای با دور دور کردن و کورس گذاشتن خودرو‌های خود در خیابان‌ها نظم و امنیت جامعه را برهم بزنند.»
سرهنگ خدادوست تصریح کرد: «مأموران پلیس در اجرای قانون تفاوتی بین افراد قائل نیستند و با هر کسی در هر جایگاه و مقامی باشد در صورتی که قانون و حقوق شهروندی را زیر پا بگذارد، قاطعانه برخورد می‌کنند.»
علی اصفهانی دادستان اصفهان نیز در توضیح پیگیری قضایی پرونده تاکید کرد که پرونده مراحل تحقیقات را طی کرده و با قاطعیت با آن برخورد می‌شود.

منبع: فرارو

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت fararu.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت fararu.com بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۳۸۴۱۱۵۵ را به همراه موضوع به آدرس info@khabarban.com ارسال فرمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

انتقاد عباس عبدی از منتقدان نامه موسوی‌خوئینی‌ها به رهبر انقلاب

درخواست پدر روح‌الله زم از رییس قوه قضاییه

روحانی به مجلس احضار می‌شود

تصویری ماندگار از سیروس گرجستانی در نقش شهریار

واکنش عبدالمهدی به توهین رسانه سعودی علیه آیت‌الله سیستانی

خبر بعدی:

شیما دختر ۱۵ ساله تهرانی کجاست؟! اعتراف شیطان به شکنجه ۴۵ روزه شیما! + عکس

شیما آخرین مرتبه ۱۰ ماه پیش در خانه مردی کفتارصفت دیده شد و از آن روز به بعد هیچ ردی از خود بر جای نگذاشته است. همین اتفاق باعث شده فرضیه قتل این دختر پررنگ‌تر شود. رکنا، با پدر این دختر گفتگویی را انجام داد که در ادامه می‌توانید این مصاحبه را بخوانید.
هنگامی که ساعت ۸ صبح وارد دفتر رکنا شدم فکرش را نمی‌کردم یکی از بدترین روز‌های کاری ام رقم بخورد.

گمشدن دختر ۱۵ ساله‌ای به نام شیما در تهران   انتشار عکس دختری نوجوان به نام شیما صباگردی مقدم ۱۵ ساله با یک شماره تلفن و مژدگانی ۱۰۰ میلیون تومانی بسیار دردناک بود! تصمیم گرفتم برای کمک به والدین شیما گزارش کوتاهی بنویسم تا شاید اتفاق خوبی رخ دهد، اما زمانی که با شماره روی آگهی این گمشده تماس گرفتم، گریه‌های ناتمام پدر شیما باعث شد تصمیم بگیرم او را به دفتر رکنا دعوت کنم تا راوی یک ماجرای تلخ و پیچیده باشد.

فرار دختر نوجوان که توسط پسری اغفال شد
ناپدید که نه، ربوده شده بود. دخترم ۳ مرتبه از خانه فرار کرد نخستین فرار او مرداد ماه سال ۹۸ رقم خورد. جوانی به نام آرش که شغلش فروشنده بدلیجات بود، مغز دخترم را شست و شو داد و.... پیامک هایشان موجود است. آرش به دخترم گفته بود "از خانه فرار کن، قول میدم اون کارایی رو که اون شب گفته بودم انجام نمی‌دیم. " آن روز توانستیم شیما را در خانه یکی از دوستانش پیدا کنیم و به خانه برگردانیم. دوستی که شیما در خانه اش پناه گرفته بود از سوی پدر اعدامی و از سوی مادر توزیع کننده شیشه است. دو هفته بعد شیما برای بار دوم از خانه فرار کرد. اینبار هم فرار دخترم با اغفال آرش صورت گرفت.

شیما را دوباره یافتم، اما با این فرق که شیما به موادمخدر شیشه آلوده شده بود. تصمیم گرفتم خیلی مراقب شیما باشیم و تا زمانی که شیشه از سرش بیرون رود در خانه را به رویش قفل کردم و با مشاوره قصد حل کردن مشکلش را داشتم. شیما ۳ جلسه توسط روانپزشک ویزیت شد و حتی قول داد که دیگر اینکار را انجام نمی‌دهد. باور کنید هیچ وقت دستم روی دخترم بلند نشده و تا به حال به شخصیت او توهین نکرده ام؛ و بعد؟

بیست و ششم همان ماه شیما ساعت یک بامداد کلید خانه را پیدا کرد و تا الان او را ندیده ام.

چه به سر شیما آمد؟   برخی از حرف‌هایی که الان می‌گویم پس از تحقیقات شخصی و پلیس مشخص شده و آن موقع من از این ماجرا‌ها خبر نداشتم.

شیما پس از اینکه از خانه مان در نارمک به پایانه بیهقی رفته بود از طریق مغازه اسباب بازی فروشی در همان نزدیکی به مادرش زنگ زد و سراغ من را گرفته بود و هرچه مادرش التماس او را می‌کند که برگردد تلفن را قطع کرد و همین آخرین تماس ما با شیما بود.

پس از شکایت و اعلام فقدانی شیما، ماموران پلیس آگاهی پایگاه چهارم سید خندان شماره‌ای که دخترم با مادرش تماس گرفته بود را ردیابی کردند و به مغازه اسباب بازی فروشی در نزدیکی پایانه رسیدند. صاحب اسباب بازی فروشی تایید کرد دخترم آنجا بوده و پس از بیرون رفتن از مغازه به سمت پایانه رفته است.

با چک کردن دوربین‌های مداربسته مشخص شد دخترم ساعت ۲ بامداد روی یکی از نیمکت‌های پایانه و مقابل رستوران شبانه روزی نشسته بود و حتی دوربین رستوران تصویر دخترم را ضبط کرده است در فیلم دوربین مداربسته دیده می‌شود شیما درحال گریه کردن بوده که پیرمردی کنار او نشسته و پس از ۴۰ دقیقه صحبت با او، شیما را سوار خودرویش کرده و دیگر مشخص نبود چه بلایی سر دخترم آمده است.

شیما با شال صورتی و گریان در ترمینا بیهقی
پدر شیما ادامه می‌دهد: سراغ دخترم را از هرشخصی که آنجا بود گرفتم که در آخر صاحب رستوران سر رسید و خطاب به من گفت که دخترت با شال صورتی و کوله پشتی از خانه فرار کرده است؟

به او گفتم بله، دخترم را دیده اید؟ سپس عکس شیما را به آن جوان نشان دادم.

صاحب رستوران وقتی عکس شیما را دید نگاهی به من کرد و گفت: دخترت روی همین نیمکت پایین نشسته بود که "حاج محمود" او را با خودش برد. فیلم را به صاحب رستوران نشان دادم و گفتم: حاج محمود، این شخص را می‌گویید؟

ربودن شیما توسط شیطان تهران   بهلول. ح. ملقب به حاج محمود همان پیرمردی است که در فیلم کنار شیما نشست و شیما را با خودرویش برد.

متاسفانه آن جوان صحبت‌هایی کرد که دست و پایم شروع به لرزیدن کرد. او گفت: حاج محمود اسم واقعی اش "بهلول" است، شغل او راننده تاکسی نما، اما در اصل ماده مخدر شیشه می‌فروشد. بهلول درعین حال مغز زنان و دختران شهرستانی یا تهرانی را شست وشو می‌دهد که به هر دلیلی از خانه خارج شده اند و پایشان به پایانه بیهقی باز شده است. زمانی که دختر شما همراه بهلول به راه افتادند سریعا مقابل بهلول ایستادم و به او گفتم که این دختر خیلی کوچک است، این کار را نکن؛ اما بهلول به حرفم توجهی نکرد و گفت که این دختر تاکسی می‌خواهد قرار نیست اتفاقی رخ دهد.

"باتوجه به سرنخ‌های موجود پلیس بهلول را به آگاهی سیدخندان احضار کرد و پس از یک بازجویی او آزاد شد!. "

چرا؟

بهلول به ماموران پلیس گفته بود که شیما را در چهارراه نظام آباد پیاده کرده است. اما اینطور نبود، همان لحظه که بهلول در پلیس آگاهی این دروغ‌ها را سرهم می‌کرد، شیما در خانه این شیطان زندانی بود.

پدر شیما گفت: افسر پرونده پس از بازجویی از بهلول او را رها کرد و خطاب به من گفت که فکر نمی‌کنم این فرد دخالتی در این پرونده داشته باشد. من که حسابی تعجب کرده بودم وقتی دلیل اینکه چرا اینچنین فکر می‌کند را جویا شدم، گفت: او آدم حسابی است زن وبچه اش در ترکیه زندگی می‌کنند و حتی اول کد تلفن همراه اش با یک شروع می‌شود. این حرف‌ها را که شنیدم درخواست کردم پرونده شیما را به اداره ۱۱ آگاهی مرکز انتقال دهند.

باید این موضوع را اضافه کنم؛ زمانی که بهلول برای نخستین بار به آگاهی سیدخندان احضار شد با این فکر که با خودرویش به آگاهی می‌آید برادرم را مقابل اداره پلیس قرار دادم تا بهلول را تعقیب کند. اما هنگامی که بهلول از اداره پلیس بیرون آمد سریع به سمت موتورسواری که از قبل منتظرش بود رفت و متواری شد.

پدر شیما می‌گوید: پرونده شیما در اداره ۱۱ آگاهی تهران پیگیری شد و احضار بهلول برای آخرین مرتبه به پلیس آگاهی مرکز صورت گرفت. اینبار کارآگاهان با ترفند‌های تخصصی بهلول را به حرف آوردند و او مجبورش شد اعتراف کند. بهلول تایید کرد شیما، دختر من، به مدت ۴۵ روز در خانه اش زندانی بود و هرروز شیما را به ماده مخدر شیشه آلوده‌تر می‌کرد او حتی گفت: تا روزیکه اولین بار به آگاهی سیدخندان احضار شده بود هنوز دخترم در خانه اش بود!

پس همه اعترافات قبلی بهلول دروغ بود؟   همینطور است. بهلول مقابل بازپرس شعبه ۷ دادسرای جنایی تهران اعتراف کرد و گفت: مواقعی که از خانه خارج می‌شد در را روی دخترم قفل می‌کرد. او همه چیز را گفت: به جز اینکه دخترم کجا است؟! اگر شیما را به قتل رسانده باید مشخص شود، این شخص خیلی سرسخت است، ماموران آگاهی می‌گویند کار بهلول است. احتمالا یک شب شیشه مصرف کرده و به جان دخترم افتاده است.

التماس‌های پدرانه برای فرار دختری از خانه

فکر می‌کنید شیما به قتل رسید باشد؟   واهد این فرضیه را از دیگر فرضیه‌ها پررنگ‌تر می‌کنند. دخترم اگر زنده بود در این مدت ۱۰ ماه که هیچکس از او خبری ندارد سرنخی از خود به جا می‌گذاشت. بازپرس و افسر پرونده گفتند که نمی‌خواهیم ناامیدت کنیم، اما احتمال زیاد دخترت را به قتل رسانده است.

خانه شیطان پر از کفش‌های دخترانه و بچگانه!
هنگامی که پلیس خانه بهلول را بازرسی کرد من هم آنجا حضور داشتم. خانه بهلول مثل خانه وحشت بود، تمام درز‌های خانه گرفته شده و با پتو خانه را عایق کاری کرده بود. در ادامه بازرسی ها، گونی‌ای کشف شد حاوی ده‌ها جفت کفش دخترانه و بچگانه؛ قصد اتهام زدن به شخصی را ندارم، اما شواهد، وحشتناک به نظر می‌رسد. بهلول در سن ۶۱ سالگی به دام افتاده احتمال اینکه او در پرونده‌های دیگری هم حضور داشته زیاد است.

شیما چطور دختری است؟   دختری باهوش؛ او در رفاه کامل زندگی می‌کرد. معلم خصوصی در حوزه‌های زبان خارجه و ریاضیات برای او گرفته بودم. هرچیزی می‌خواست سریعا برای او فراهم می‌شد. شیما را فقط اغفال کردند. دختر من به خاطر سادگی اش چنین بلا‌هایی سرش آمد.

التماس‌های پدر شیما: دخترم به خانه برگرد!
شاید این تصاویر را شیما ببیند؛ صد در صد با او حرف دارید؟   پدر شیما در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده است سرش را به سمت لنز دوربین تکان می‌دهد و می‌گویید: شیما دخترم، برگرد خانه، خواهش می‌کنم در هر وضعیتی که باشی آغوش من به روی تو باز است، فقط برگرد خانه، مادرت مریض شده، می‌دانی که وضعیتش چگونه است. تو فقط یک اشتباه کردی، هیچ ایرادی ندارد، امکان این که من هم در این سن اشتباه کنم وجود دارد. پس فقط برگرد. اصلا نترس به خانه برگرد.

و، اما حرف آخر؟
از مسئولان می‌خواهم یا دخترم را پیدا کنند یا محل دفنش را! بهلول قرار است به زودی با قرار ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شود. دخترم را پرپر کرده و حالا آزاد می‌شود. جناب رئیسی رئیس قوه قضاییه کشور، کمکم کنید مشخص نیست چه بلایی سر دخترم آمده است؟! خواهش می‌کنم کمکم کنید.

دیگر خبرها

  • (تصویر) دیدار با دو کودک مشهور دهه ۶۰ پس از ۳۴ سال
  • دیدار با دو کودک مشهور دهه ۶۰ پس از ۳۴ سال+عکس
  • واکنش تیز و تند راننده با دیدن لاستیک سرگردان در خیابان
  • منشأ نوسانات اقتصاد در کجاست؟
  • بزرگترین مرکز آموزش خلبانی کشور کجاست؟
  • دیدار با دو کودک بازیگر دهه ۶۰ پس از ۳۴ سال/ عکس
  • تصادف خونین 2 خودرو در جاده قم
  • دیدار با دو کودک مشهور دهه ۶۰ پس از ۳۴ سال + عکس
  • سانحه رانندگی در جاده تبریز  آذر شهر ۶ مصدوم برجای گذاشت
  • مقایسه قدرت خرید خودرو در ایران و کشورهای مختلف/ تخلف اپراتورها با گران فروشی ۱۰۰ درصدی/ آخوندی: دولت تصمیمی برای کنترل ریشه نقدینگی ندارد / تسلیم بانک مرکزی در برابر دلالان ارزی
  • تصادف دو خودرو در جاده قم با ۵ مصدوم
  • تصادف ۲ خودرو در جاده تهران قم +عکس
  • تصادف ۲ خودرو در جاده تهران قم
  • تصادف ۲ خودرو در جاده تهران قم/۵ نفر مصدوم شد
  • حمله آشکار به معترضان واشنگتنی که قرار است انحراف از جاده جلوه داده شود
  • حمله خودرو به معترضان به نژادپرستی در واشنگتن 
  • سانحه رانندگی در جاده تبریز - آذر شهر ۶ مصدوم برجای گذاشت
  • زرگان اهواز کجاست؟ | نیروگاه شهید مدحج اهواز ؛ نیروگاهی در یک منطقه باستانی
  • برخورد تیبا با درخت در جاده مخصوص