سفر «شینزو آبه» نخست وزیر ژاپن به ایران که صبح امروز توکیو را به مقصد تهران ترک کرد می تواند ضمن تقویت روابط دو جانبه، به هدف اصلی سفر هم که کاهش تنش ها در خاورمیانه است کمک کند، موضوعی که آبه آن را اینگونه بیان کرد: «می خواهم از طریق میانجیگری میان ایران و آمریکا، به کاهش تنش ها و صلح و ثبات منطقه کمک کنم».

این بخش از اظهارات امروز آبه در فرودگاه توکیو، که پیشتر نیز اعلام کرده بود مهمترین هدف سفر دو روزه وی به تهران است سفری که از نگاه مقامات جمهوری اسلامی ایران هم مهم است و می تواند در شرایطی به اهداف از پیش تعین شده خود برسد.

به گزارش گروه نشریات خبری، بررسی روزنامه‌ها، تارنماها و خبرگزاری‌های داخلی نشان می‌دهد که «سفر شینزو آبه» به صفحه نخست رسانه ها آمده و اهالی رسانه به تحلیل و اهداف این سفر از دید کارشناسان خود پرداختند.

هرچند عنوان مطالب رسانه های جریان های سیاسی و زاویه نگاه آنها به این سفر دیپلماتیک کمی متفاوت است، با این وجود یکی از موضوع های مشترک رسانه های هر دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا در ارتباط با سفر نخست وزیر ژاپن به تهران، نقش میانجیگری ژاپن برای کاهش تنش ها بین ایران و آمریکا و اما و اگرها در این ارتباط می باشد.

آیا ژاپن در نقش میزبان گفتگوهای ایران و آمریکا ظاهر خواهد شد یا شینزو آبه هم مثل پدرش که در گذشته که برای میانجی‌گری بین ایران و عراق به تهران آمده بود، نمی‌تواند ماموریت مهمش را به پایان برساند.

رسانه‌های اصلاح طلب

عبارت‌های به کار رفته در اخبار و گزارش‌های رسانه‌های نزدیک به جریان اصلاح طلب عبارتند از: شینزو آبه پیش از آنکه یک میانجی باشد، یک فرهنگ، یک تاریخ و یک سرگذشت است؛ قد و قواره کشور و سیاستمداران ژاپنی، «میانجیگری» نیست؛ همسویی سیاست ژاپن با آمریکا بیش از حدی است که بتوان برای این کشور و سیاستمدارانی مانند نخست وزیر ژاپن، نقش مستقل و میانجی قائل شد؛ هدف اصلی نخست وزیر ژاپن از سفر به ایران این است که اطمینان حاصل نماید که تنش‌ها در منطقه خاور میانه در سطح مهار شده‌ای باقی خواهد ماند؛ اگر کنش میانجی‌گرایانه ژاپن در حد همین سفر خلاصه شود، تاثیرات آن نیز محدود به یک سفر هر چند مهم خواهد بود؛ از میان همه میانجی‌ها یقیناً میانجیگری که از امروز شروع می‌شود، یعنی آمدن شنزوآبه؛ اصل این سفر برای انجام دیدارها و مناسبات دوجانبه است.

پیام شینزو آبه به ایران

روزنامه ابتکار در مطلبی نوشت: شینزو آبه به عنوان میهمانی گرانقدر و ارجمند، حالا پا به کشوری نهاده است که از قضا خاستگاه خورشید است. شینزو آبه آمده است تا با آمدنش سرگذشت کشوری را در پیش چشم ما مجسم سازد که می‌خواست با قدرت نظامیانش در قرن نوزدهم و بیستم بر جهان اطرافش حاکم باشد اما نشد. این کشور حالا با صنعت و تکنولوژی به جهانی سیطره افکنده است که گویی اصلاً به آن تعلقی ندارد. شینزو آبه پیش از آنکه یک میانجی باشد، یک فرهنگ، یک تاریخ و یک سرگذشت است. شینزو آبه با خود کلمات عمیق فرهنگی و تاریخی کشورش، برف، ماه و شکوفه‌های گیلاس و نیز واژه رازناک «تفاهم» آورده است.

روزنامه ابتکار در مطلب دیگری نوشت: در چنین شرایطی و در حالی شینزو آبه نخست وزیر ژاپن، بلافاصله پس از وزیر خارجه آلمان به تهران آمده و پیش از این نیز تصریح شده بود که وی به عنوان میانجی قرار است پس از ملاقاتش با ترامپ در توکیو، به دیدار مقامات ایرانی بیاید، روز گذشته یک مقام دولتی ژاپن تصریح کرده است که مهم‌ترین محور سفر آبه به تهران کاهش تنش‌هاست؛ اما او حامل پیام خاصی از سوی آمریکا برای ایران نیست. همچنین این مقام دولتی ژاپن در نشست خبری دیروز خود در سفارت این کشور در تهران، یکی دیگر از اهداف این سفر را نه میانجی‌گری میان ایران و آمریکا بلکه تعمیم روابط دوستانه تهران و توکیو عنوان کرد و گفت که نخست وزیر ژاپن امروز عصر با حسن روحانی دیدار خواهد کرد و فردا صبح نیز به دیدار رهبر انقلاب می‌رود.

اهداف سفر

روزنامه اعتماد هم تیتر و عکس یک خود را به اهداف سفر نخست وزیر ژاپن به ایران اختصاص داد و در زیر تیتر کوتاه «فرصت ژاپنی» به ظرفیت‌های اقتصادی برای کاهش تنش در منطقه اشاره کرد.

علی شکوهی روزنامه نگار در سرمقاله امروز اعتماد در مطلبی با عنوان «سفر آبه و چند ملاحظه» به تحلیل این سفر پرداخته و در بخشی از آن می‌نویسد: «قد و قواره کشور و سیاستمداران ژاپنی، «میانجیگری» نیست. اساساً این کشور در وضعیتی نیست که بتواند در یک بحران بزرگ بین المللی نقش محوری کسب کند و بازیگر مستقل باشد. ژاپن اگر چنین نقشی را می‌توانست بر عهده بگیرد، ما در برجام باید با ۵ به علاوه ۲ مذاکره می‌کردیم. یعنی همان نقشی که دولت آلمان بازی کرد. ژاپن بیشتر به کشوری شباهت دارد که می تواند پیام بیاورد و پیام ببرد و بنابراین نباید برای سفر آبه به ایران بزرگنمایی کرد و انتظارات بزرگی را از این سفر دامن زد. همسویی سیاست ژاپن با آمریکا بیش از حدی است که بتوان برای این کشور و سیاستمدارانی مانند نخست وزیر ژاپن، نقش مستقل و میانجی قائل شد.»

«دیپلماسی پدر و پسر» تیتر یک روزنامه ایران همراه با تصویر نخست وزیر ژاپن در ارتباط با این سفر است که در بخشی از آن می خوانیم: در «سال ۱۳۶۲ «شینزو آبه» وزیر خارجه وقت ژاپن و پدر شینزو آبه با سفر به ایران برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق تلاش کرد که البته چندان نتیجه بخش نبود. آبه پدر برای خاتمه جنگ با مسافرت به منطقه در سال ۱۳۶۶ طرح معروف خودش را دایر بر جداسازی آتش جنگ از خلیج فارس اعلام کرد که با استقبال ایران و عدم تمایل عراق رو به رو شد. این کشور همچنین ۱۰ میلیون دلار از بودجه مالی سالانه خود را در اختیار ناظران نظامی سازمان ملل متحد که در سال ۱۹۸۸ تشکیل شده بود، قرار داد تا بر آتش بس میان ایران و عراق نظارت کنند…»

این روزنامه در ادامه به تحلیل سفر شینزو آبه به ایران پرداخت و نوشت: به نظر می‌رسد آبه در نخستین سفر خود به تهران فارغ از آنکه با توصیه چه کسانی انجام می‌شود، در کنار تقویت مراودات اقتصادی با تهران، گوشه چشمی هم به نقش‌آفرینی سیاسی و دیپلماتیک در منطقه به عنوان یک کشور بزرگ آسیایی داشته باشد که کاهش تنش‌ها در خاورمیانه را دنبال می‌کند. ژاپن در جریان مناسبات خارجی خود به دنبال امنیتی فراگیر است و در عمل پایه‌های روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی‌اش را بر تحقق منافع اقتصادی‌اش بنا کرده است بنابراین اهمیت رابطه این کشور با ایران را باید در میزان نفعی دانست که از قبال رابطه با آن به دست می‌آورد. بنابراین مبالغه نیست اگر گفته شود عامل اقتصادی و معاملات نفتی، محور مهمی در همه فراز و نشیب‌های سیاست خارجی این کشور بوده است. نفتی که حیات اقتصاد ژاپن به آن وابسته است و هرگونه فرازو نشیبی در روند آرام و بهای آن لرزه بر اندام اقتصاد این کشور می‌اندازد. اما رؤیای ترامپ برای توقف کامل صادرات طلای سیاه از ایران، ایده بن‌بست اجرای برجام و آرزوی زمستان سخت برای تهران آن چیزی نبود که ژاپن از متحد دیرینه خود انتظار داشته باشد.

روزنامه مردم سالاری نوشت: هدف اصلی نخست وزیر ژاپن از سفر به ایران این است که اطمینان حاصل نماید که تنش‌ها در منطقه خاور میانه در سطح مهار شده‌ای باقی خواهد ماند و این تنش‌ها به تقابل منجر نخواهد شد. هرگونه تقابل در خاور میانه می‌تواند امنیت انرژی کشوری مثل ژاپن را که شدیداً به واردات نفت وابسته است، به خطر بیندازد.

هدف نخست‌وزیر ژاپن، به گفته این مقام رسمی دولت ژاپن، در مقطع فعلی میانجی‌گیری و پادرمیانی بین ایران و آمریکا نیست؛ بلکه هدف اصلی ژاپنی‌ها اطمینان از باقی ماندن تنش‌ها در محدوده‌های قابل‌مدیریت، و کمک به کاهش تنش‌ها در خاور میانه است. بسیاری از رسانه‌ها گمانه‌زنی کرده بودند که شینزو آبه به قصد وساطت بین ایران و آمریکا به تهران می‌آید.

عصر ایران در مطلبی نوشت: بازیگران بین‌المللی پس از بالاگرفتن تنش میان تهران و واشنگتن و به ویژه پس از عقب‌نشینی ایران از تعهداتش در برجام در چارچوپ این توافق بین‌المللی و اعلام ضرب‌الاجل ۶۰ روزه، یکی پس از دیگری به نقش‌آفرینی با هدف کاهش تنش‌ها، حل اختلافات و نزدیک کردن این دو دشمن دیرینه پرداختند اما این بار فراتر از تصورات، این ژاپن بود که ردای میانجگری میان تهران و واشنگتن را برتن کرد و در نقش متحد آمریکا و یار دیرینه تهران، قرار است پس از ۴۰ سال احتمالاً در روزهای گرم تهران، یخ روابط ایران و آمریکا را آب کند.

علاءالدین بروجردی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به سفر نخست وزیر ژاپن به ایران گفت: اصل این سفر برای انجام دیدارها و مناسبات دوجانبه است. ما با ژاپنی‌ها رابطه طولانی داریم که بعد از انقلاب رو به گسترش رفته است. قطعاً در این سمت گام‌های بلندتری برای تقویت رابطه برداشته می‌شود.

اهمیت سفر

اعتماد نوشت: بعد از ۴۱ سال این اولین‌بار است که نخست‌وزیر این کشور به ایران می‌آید و … همین امر، اهمیت این سفر را مضاعف می‌کند. ژاپن به نفت ایران وابسته است و دلش نمی‌خواهد نفت خوب ایران را کنار بگذارد. این کشور در ۴۰ سال گذشته صدها دانشجوی ایرانی را بورسیه تحصیل در ژاپن کرد تا بتواند در آینده اقتصاد ایران فعال باشد و بنابراین راضی نیست به خاطر فشار امریکا، بازار ایران را از دست بدهد. ایران نیز به این کشور حسن ظن دارد و معتقد به رویکرد سلطه‌جویانه و امپریالیستی برای این کشور نیست. سوابق همکاری دوجانبه نشان می‌دهد که در شرایط عادی، ایران و ژاپن می‌توانند دوستان خوبی برای هم باشند و روابط خود را گسترش دهند.

روزنامه دنیای اقتصاد در سرمقاله خود نوشت: سفر شینزو آبه می‌تواند آغاز جدیدی باشد. مهم‌ترین اهرم ژاپن برای ایجاد تغییر در تنش فزاینده ایران و آمریکا، اعتماد و احترامی است که نزد طرفین دارد. ژاپن موتلف آمریکاست و کشوری مورد اعتماد و احترام در میان سیاستمداران و جامعه ایرانی. اینکه آیا سفر نخست‌وزیر با این سرمایه، می‌تواند آغازی بر پایان یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های سیاست بین‌الملل باشد، پرسشی است که اکنون به آن پاسخی نمی‌توان داد. این بحران چونان کلافی سردرگم با ابعاد پیچیده هویتی-منفعتی شده و بازیگران متعددی از وجود و تشدید آن منفعت می‌برند. وقتی دو کشور به مدت ۴۰ سال با یکدیگر در تعارض قرار می‌گیرند، در انداختن طرحی نو در روابط آنان حتی اگر طرفین توان و تمایل داشته باشند و میانجی حرفه‌ای باشد، مدت‌ها به طول می‌انجامد. بنابراین میانجی‌گری نخست‌وزیر ژاپن یک گام مهم به پیش در هزار خم پایان بخشیدن به این بحران ۴۰ ساله است و به اندازه همین یک گام هم می‌توان از آن انتظار داشت. مهم‌تر از این سفر، تداوم تلاش‌های ژاپن برای کاهش تنش میان ایران و آمریکاست. اگر کنش میانجی‌گرایانه ژاپن در حد همین سفر خلاصه شود، تاثیرات آن نیز محدود به یک سفر هر چند مهم خواهد بود.

شرق در یادداشتی با گذار تاریخی از حضور ژاپنی‌ها در دوران نخست وزیری مصدق نوشت: سفر شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن، به ایران و احتمال میانجیگری با آمریکا در راستای رفع تحریم‌های نفتی، نگارنده را یاد واقعه‌ای در زمانه تحریم نفتی ایران در دوره نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق انداخت. امروز هم حضور نخست‌وزیر ژاپن در تهران و نیاز مبرم ژاپن به واردات نفت می‌تواند برگ برنده‌ای باشد که در مذاکرات تهران باید به‌درستی از آن سود برد.

راجارام پاندا استاد روابط بین‌الملل دانشگاه ریتاکو با تاکید بر اهمیت سفر شینزوآبه به تهران، در گفت و گو با ایلنا گفت: بازگشت آمریکا به برجام را عامل مهم برای راضی کردن ایران به مذاکره دانست و گفت: موفقیت دیدار آبه و سران ایران بستگی به هنر دیپلماسی آبه و میزان موفقیت او در بیان پیشنهادهای طرف آمریکایی دارد و باید به نحوی اعتماد از دست رفته سران ایران به آمریکا را احیا کند.

روزنامه آرمان در مطلبی نوشت: تهران باید یک تصمیم بسیار ماهرانه و حساس بگیرد. مجموعه تحرکات دیپلماتیکی با محوریت تهران آغاز شده و از جمله شاهد حضور هایکو ماس وزیر خارجه آلمان در تهران بودیم. با توجه به آنکه روابط میان تهران-برلین بسیار نزدیک است و این کشور جبهه‌گیری ملایم‌تری را نسبت به تهران داشته، شاید این حضور نیز بتواند از افزایش تنش‌ها بکاهد. اما به نظر می‌رسد ژاپن حداقل شرایط برای انجام گفت‌وگو مطرح کند اجازه دهد که موضوع تهران-واشنگتن به یک نقطه سرانجام برسد. افراطیون آمریکایی هر روز و هر لحظه اظهار نظرهای متعارضی در مورد ایران دارند، ایران باید شرایط روشنی برای گفت وگو با همتایان ترسیم کند.

تارنمای فرارو می‌نویسد: به هر حال، فارغ از نتایج گفتگوهای آبه در تهران، این سفر هم از حیث روابط دوجانبه ایران و ژاپن و هم از منظر آینده توافق هسته‌ای مهم خواهد بود. سفر نخست وزیر ژاپن به ایران پس از چهل سال، روح تازه‌ای در روابط دو جانبه تهران و توکیو خواهد دمید. خصوصاً که این روزها، حتی اروپایی‌ها هم ایران را به انزوای بین المللی تهدید می‌کنند. هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان، که دو روز قبل از آبه به تهران سفر کرده بود، پس از بازگشت به اروپا صریحاً ایران را تهدید کرد که در صورت خروج از توافق هسته‌ای، تحریم‌های دیگری علیه ایران اعمال و این کشور دچار انزوای بین المللی خواهد شد.

به گزارش ایسنا، حسین دیوسالار کارشناس ارشد روابط بین‌الملل در یادداشتی با عنوان «سفر آقای نخست وزیر؛ آغاز دوره جدید مناسبات ایران و ژاپن» نوشته است: سفر شینزوآبه می‌تواند نقطه عطفی در روابط بین ایران و ژاپن باشد، سفر نخست‌وزیر ژاپن می‌تواند مسیر بهتری را برای این حضور ترسیم و طراحی کند تا اهداف و منافع ژاپن به ویژه در تامین مطمئن انرژی و کاهش تنش در جهت منافع اقتصادی ژاپن در کنار اهداف اعلام شده دیگر نیز مورد توجه قرار گیرد.

نفی نقش میانجگری ژاپن

روزنامه همدلی می‌نویسد: فارغ از نیات میانجی‌گران یک نکته باریک‌تر ز مو را می‌توان به یاد آورد و آن اینکه میانجی‌گری در میان طرفینی معنا دارد که دیدگاه‌ها اندکی یا بیش از آن به هم نزدیک شده باشد و تنها رودربایستی و دعواهای شانیتی یا کارکرد داخلی حفظ نزاع در داخل مانع گفت‌وگوی مستقیم است و میانجی نقش رساندن به یکدیگر و کاهش تنش را بر عهده می‌گیرد، اما در نزاعی که طرفین حتی بر سر نقطه شروع بازی هم اتفاق ندارند و دم از نزاع ماهیتی و کارکردی می‌زنند، میانجی‌گری احتمالاً نقش پررنگی نخواهد بود. دستگاه دیپلماسی درکنار ارکان نظامی کشور منطقی‌ترین راه ممکن را در این تقابل در پیش گرفته‌اند. توامان بر توان کشور برای دفاع در عین شروع کننده نبودن تاکید کرده‌اند. یک نکته مهم که نباید مورد تغافل قرار بگیرد این است که تقابل میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده یک نزاع ابدیست و اینکه گمان شود یک معاهده، یک توافق و یک دیدار و پینگ‌پنگ مشابه کار هنری کسینجر و چین کمونیست پایان همه کدورت‌ها و آغاز فصل پسرخالگی‌است، بیش از حقیقت به اوهام می‌ماند.

صادق زیباکلام درباره "سفر شینزوآبه به تهران" در روزنامه آرمان نوشت: از میان همه میانجی‌ها یقیناً میانجیگری که از امروز شروع می‌شود، یعنی آمدن شنزوآبه؛ نخست وزیر ژاپن اهمیت بیشتری دارد؛ چرا که همه می‌دانیم ژاپن یک قدرت عظیم اقتصادی است که همزمان مورد تایید و احترام آمریکا و ایران است.

رسانه‌های اصولگرا

در ادامه به برخی از عبارت‌های به کار رفته در گزارش‌های رسانه‌های نزدیک به جریان اصولگرا اشاره می‌شود: «ایران و ژاپن منهای امریکا» می‌تواند یک رویکرد و راهبرد درست باشد؛ ژاپن برای ایفای نقش میانجی باید رویکردی مستقل داشته و نه در چارچوب بازی آمریکا برای سوق دادن ایران به تسلیم شدن؛ هواداران مذاکره با ترامپ آیا هنوز نفهمیده‌اند هدف دشمن، گرفتن یک به یک مولفه‌های قدرت و بازدارندگی‌مان برای تبدیل شدن ایران به لقمه‌ای راحت است؟؛ پیامی که «آبه» باید از دیدار مقامات کشورمان برداشت کند پرهیز از ذوق زدگی برای مذاکره و صفوف متحد ملت و مسئولان مقابل آمریکایی هاست.

اما و اگرهای نقش میانجیگری ژاپن

روزنامه جوان در تیتر نخست خود «ایران و ژاپن منهای امریکا» نوشت: ژاپنی‌ها قبل از سفر نخست‌وزیرشان به تهران رسماً تأکید کرده‌اند که میانجی نیستند و این سفر در چارچوب روابط سنتی میان دو کشور انجام می‌شود. شرط موفقیت سفر شینزو آبه نیز همین رویکرد درست ژاپنی‌هاست. «ایران و ژاپن منهای امریکا» می‌تواند یک رویکرد و راهبرد درست باشد، اما «ژاپن میانجی امریکا در ایران» با شناختی که جهان نسبت به امریکا پیدا کرده است، هیچ آورده‌ای برای ژاپن و ایران نخواهد داشت جز آنکه امریکا، چین و اروپا را با اهرم ژاپن بترساند و سود خودش را ببرد.

سیاست روز نوشت: در باب سفر امروز نخست‌وزیر ژاپن به ایران نیز این امر قابل توجه است که سفر آبه به تهران بیش از هر چیز در چارچوب روابط دوجانبه است و نه میانجی‌گری. این واقعیتی انکارناپذیر است که آمریکا با محروم‌سازی ژاپن از توان نفتی ایران به دنبال وابسته‌سازی ژاپن و باج خواهی از آن است آمریکا با ادعای تحریم ایران در اصل به دنبال مقابله با توسعه اقتصادی ژاپن است که نفت ایران و ظرفیت‌های عظیم ایران نقشی مهم در این توسعه دارد. در این میان ژاپن برای ایفای نقش میانجی باید رویکردی مستقل داشته و نه در چارچوب بازی آمریکا برای سوق دادن ایران به تسلیم شدن گام بردارد عامل تنش‌های ایجاد شده در برجام آمریکا و بدعهدی اروپاست و ژاپن اگر به دنبال حل مشکل است باید به مقابله با این رفتارها بپردازد اقدام ژاپن باید در چارچوب تعهدپذیرسازی طرف‌ها مقابل باشد نه سوق دادن ایران به اجرای تعهدات بدون تعهدپذیری طرف‌های مقابل.

کیهان در بخشی از یادداشت روز خود درباره نقش میانجیگری ژاپن میان ایران و آمریکا می‌نویسد: میانجیگری برای چه؟ برای مذاکره. مذاکره بر سر چه؟ آیا قرار است بر سر برد موشک‌های آمریکا مذاکره کنیم یا بر سر برد موشک‌های ایران؟ آیا این ما هستیم که زیر تعهداتمان زده‌ایم که سراغ ما آمده‌اند؟ هواداران مذاکره با ترامپ آیا هنوز نفهمیده‌اند هدف دشمن، گرفتن یک به یک مولفه‌های قدرت و بازدارندگی‌مان برای تبدیل شدن ایران به لقمه‌ای راحت است؟ آیا واقعاً فکر می‌کنند اگر ما قوی باشیم و توانایی نظامی بالایی داشته باشیم، جنگ می‌شود!؟ پس قدرت بازدارندگی چه می‌شود؟ هنوز نفهمیده‌اند، مقاومت ایران برای جلوگیری از وقوع جنگ است. مگر ادعای سواد دیپلماسی ندارید. واقعاً فهمیدن این مسئله آن‌قدر سخت است!؟ ما آماده مذاکره با ترامپ هستیم به شرطی که موضوع مذاکره، موشک‌های آمریکا و توان هسته‌ای این کشور باشد!

علی قنادی در گزارشی در روزنامه جوان نوشت: امروز شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن به تهران می‌آید، سفری بعد از ۴۰ سال که پس از ملاقات چند هفته قبل دونالد ترامپ رئیس‌جمهور امریکا با او در توکیو برنامه‌ریزی شده و گفته می‌شود بخشی از سیاست گسترده‌تر تهدید-ترغیب کاخ سفید برای وارد کردن تهران به پای میز مذاکره است. صرف‌نظر از اینکه آیا نخست‌وزیر ژاپن برای میانجیگری به ایران سفر می‌کند یا این پرسش که جواب تهران به او چه خواهد بود، درک زمینه سفر آبه به ایران، حائز اهمیت زیادی است. همانطور که خیلی‌های دیگر هم گفته‌اند، سفر نخست‌وزیر ژاپن بعد از دو تلاش نافرجام سیاست خارجی امریکا در ونزوئلا و کره‌شمالی انجام می‌شود. ژاپنی‌ها تأکید کرده‌اند که سفر ابه برای روابط دوجانبه است و تهران نیز بر همین موضوع تأکید دارد، ولی این منتفی کننده این نکته نیست که امریکا نیز بخواهد از این سفر برای خود نمدی بدوزد. در واقع دونالد ترامپ با خط کردن ژاپنی‌ها در مسیر تهران، قصد دارد سیاست خارجی با ایران را به برگ برنده‌ای برای انتخابات نوامبر آینده (۲۰۲۰) تبدیل کند همین‌جا تأکید می‌شود، اینکه ترامپ قصدکرده ژاپن را میانجی مناسبات با تهران قرار دهد، به معنی موفقیت آن یا حتی ورود تهران به این روند نیست.

مشرق نیوز به نقل از سلیمی نمین کارشناس مسائل سیاسی می‌نویسد: اگر ژاپن قصد میانجیگری داشت، یک مقام در سطح پایین را به ایران اعزام می‌کرد، اخیراً از طرف کشور عُمان یک پیکی به ایران آمد که حتی در حد وزیر خارجه این کشور هم نبود، ضمن این‌که ایران پاسخ مکتوب به این پیام داد، اما وی توقف بسیار کوتاهی داشته و سریعاً هم کشور را ترک کرده است. لذا کسی که می‌خواهد میانجیگری کند توقف چندساعته دارد و صرفاً وقتی که پیامش را مبادله کرد، آن کشور را ترک می‌کند.هیچ‌کدام از این مختصات در سفر آقای آبه نیست. آقای «آبه» بالاترین مقامی است که پس از انقلاب اسلامی از سوی ژاپن به ایران می‌آید. اقامت چند روزه در ایران دارد و علائم بسیار مثبتی از روابط با ایران دارد؛ درخواست ملاقات با رهبری داده و رهبری هم از این مسئله استقبال می‌کند.

خبرگزاری فارس به نقل از محمدصادق کوشکی، کارشناس مسائل سیاسی، نوشته که ژاپن، نماد تسلیم و انفعال در برابر آمریکاست و آمریکایی‌ها با فرستادن او می‌خواهند «مطالبات ۱۳ بندی مورد نظر پمپئو» را مطرح و «سازش و تسلیم را دیکته کنند». این کارشناس افزوده که اگر کسی نخست‌وزیر ژاپن را میانجی بخواند، در «زمین جنگ روانی دشمن» بازی کرده است.

اصول راهبردی ایران در مقابل «آبه»

خراسان نوشت: سیاست اصولی ایران همیشه این بوده که برای همه رفتارها و سیاست‌های خود منطق محکم داشته است. بنابراین اولاً باید طرف ژاپنی به خوبی و عیان درک کند که جمهوری اسلامی ایران اهل منطق و گفت و گوست اما نه گفت و گو همراه با فشار و تهدید. ایران هرگز عزت ملی خود را فدای هیچ گفت و گویی نمی‌کند. پیام دوم که «آبه» باید از دیدار مقامات کشورمان برداشت کند پرهیز از ذوق زدگی برای مذاکره و صفوف متحد ملت و مسئولان مقابل آمریکایی هاست. راهبرد فشار آمریکایی‌ها تاکنون نتوانسته است ایران را تسلیم کند به همین دلیل آنها به دنبال تاکتیک‌های مکمل برای راهبردشان هستند؛ موضوعی که هم جامعه ایران و هم مسئولان باید مراقب آن باشند.

گروه نشریات خبری

پژوهشم **۹۳۴۴**۱۰۲۵

منبع: ایرنا

کلیدواژه: ایران شینزو ابه

نامه علی مطهری به آیت‌الله جنتی: ببینید از کجا به کجا رسیده‌ایم| ادامه این رویه منجر به جامعه‌ای دچار اختناق می‌شود| به مردم درباره دلیل ردصلاحیتم چه بگویم؟

ظریف: ایران و امریکا اخیرا نامه‌های تندی رد و بدل کردند| ترامپ مقصر اصلی تنش واشنگتن و تهران است| جعبه سیاه هواپیمای اوکراینی را به دولتهای خارجی نخواهیم داد

نوبت به گلکسی A۳۰ و A۵۰ رسید

مرگ دلخراش کودک میبدی؛ پسر 8 ساله طعمه سگ‌های وحشی شد

علیرضا بیرانوند در پرسپولیس دروازه بان ذخیره می شود؟

منبع این خبر، وبسایت www.irna.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۴۰۳۹۲۵۳ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

خبر بعدی:

ایرانی‌ها خیلی دیر و سخت اعتماد می‌کنند/ زمین برای مسئولان ما نیم‌کره است آنهم متعلق به غرب/ هنرهای شرقی در ایران مورد توجه نیستند/ رقص معابد هندی‌ها شبیه صوفی‌گری است

به گزارش خبرنگار ایلنا، اتفاق مثبتی که به تازگی توسط برخی فعالان عرصه‌های مختلف رخ داده و مورد استقبال علاقمندان و هنرمندان قرار گرفته، برگزاری کارگاه‌های آموزشی تخصصی ثابت است که به دور از مناسبات مرتبط و جشنواره‌های موسیقی‌محور در طول سال برگزار می‌شود.

«مشق حرکت در آیین‌های نمایشی ایران» کارگاهی دائمی است که طی ماه‌های گذشته به صورت رسمی فعالیت خود را برای ثبت، آموزش و ترویج گونه‌های حرکتی، موسیقایی ایرانی و هندی آغاز کرده است. این کارگاه به کوشش آبتین جاوید و همیاری و همکاری مجموعه تئاتر محراب تشکیل شده و به طور دائمی در حال عضوگیری است و از علاقمندان به روش‌های اجرایی کهن و بومی دعوت به عمل می‌آورد. آبتین جاوید طی حضور در کشورهای آسیایی در زمینه گونه «اودیسی» آموزش دیده است.

«اودیسی» یکی از قدیمی‌ترین رقص‌های هندی‌‌ست که تاریخ آن را به بیش از دو هزار سال پیش نسبت می‌دهند. این رقص ترکیبی از جهان‌بینی موجود در مبانی نظری عرفانی و بروز جسمانی شیدایی و برانگیختن حواس انسانی و تجربه وجد و از خود بی‌خود شدن برای رسیدن به معنی واقعی هستی است.

آبتین جاوید در گفتگو با ایلنا، علاوه بر توضیح درباره نحوه شکل‌گیری کارگاه «مشق حرکت در آیین‌های نمایشی ایران» از قدمت و ویژگی‌ها و ظرفیت‌های «اودیسی» سخن گفت.

آنگونه که پیداست، تاکنون در ایران به شیوه «اودیسی» که در کارگاه‌های شما مورد توجه است، پرداخته نشده، آیا اینطور است؟

بله همینطور است. شیوه آموزشی «اودیسی» را من به ایران آورده‌ام و حال در تالار محراب آن را به متقاضیان و علاقمندان آموزش می‌دهم. به‌طور کلی پرداختن به مقوله و اتفاقی جدید و معرفی آن کار بسیار سختی است. باور شخصی خودم این است که ما ایرانی‌ها خیلی دیر و سخت اعتماد می‌کنیم که این موضوع در هنرهای ما نیز وجود دارد. اصطلاحا ما سوالی را همیشه در ذهن داریم و آن سوال این است «که چی؟». طی این اتفاق، زمانی که هنر یا گونه‌‌ای جدید را به هنرمندان و دیگر اشخاص معرفی می‌کنیم، خیلی سخت به آن توجه می‌کنند و آن را می‌خوانند، می‌بینند یا می‌شنوند. در نهایت نیز بسیار دیر آن را می‌پذیرند یا به آن اعتماد می‌کنند و حتی شاید این اتفاق نیفتد

 در نهایت شما پس از بازگشت به ایران در جلب اعتماد هنرجویان و هنرمندان چگونه عمل کردید؟

خوشبختانه مسیر را در جهت شناساندن شیوه آموزش و کارگاه مرتبط با آن، طی کرده‌ام و به نظرم کارساز بوده است. تلاشم این بوده از فرصتی که برای معرفی گونه و شیوه مورد نظرم در اختیار داشته‌ام، درست استفاده کنم. البته به صورت جسته و گریخته شاگردان خصوصی داشتم و پیش از سفر و سکونتم در مالزی، و پس از آن با آنها در ارتباط بودم. طی آن تعامل‌ها بود که آنها متوجه شدند به ایران بازگشته‌ام. ایرانی‌هایی که در فضای مجازی با آنها ارتباط داشتم نیز در جریان فعالیت‌های‌ام بودند و گاه با من در همان فضای مجازی گفتگو می‌کردند. برخی از آنها از زمان بازگشتم به ایران می‌پرسیدند و می‌گفتند هر زمان به کشور برگشتی آنچه بلد هستی و آموخته‌ای را نیز به ما یاد بده.

در این زمینه پدرتان آقای هوشنگ جاوید برای به نتیجه رساندن خواسته‌ها و اهدافتان چقدر به شما کمک کرد؟

بله پدرم برای برگزاری کارگاه به من کمک کرد و به برخی اساتید معرفی‌ام کرد. او همچنین مرا با آقای کاظم نظری کارگردان نمایش «نگهبانان تاج‌محل» آشنا کرد که زمستان سال گذشته در سالن اصلی تالار «مولوی» به روی صحنه رفت. این اثر تئاتر موزیکال هندی بود و من در آن، اجرای حرکات سبک «اودیسی» را به عهده داشتم. همکاری با آقای کاظم نظری اولین فرصتی بود که دست داد. طی آن مدت که با ایشان همکاری کردم، کاراکتری را آورده‌ بودیم که بین اجراها، به رقص «اودیسی» می‌پرداخت. این اولین بار بود که من یک سولوی «اودیسی» را در تالار «مولوی» به صورت انفرادی حین بازی روی صحنه انجام دادم و این اولین معرفی «اودیسی» در ایران بود. از طرفی متولیان جشنواره نمایش‌های آیینی سنتی زمانی که با شیوه من آشنا شدند و از بازگشتم به ایران باخبر شدند از من خواستند طی روزهای برگزاری درباره «اودیسی» و دیگر آموخته‌هایم صحبت کنم که این اتفاق نیز در معرفی من و رقص «اودیسی» موثر بود. طی این اتفاق مسئولان مذکور متوجه کاستی‌ها شدند که پیش‌تر متوجه آنها نشده بودند. نبود شیوه آموزشی درست در زمینه اجرای هنرهای نمایشی ایران و عدم نگاه ما به هنر شرق موضوعاتی بودند که مورد توجه قرار گرفتند.

یعنی می‌گویید طی این سال‌ها به هنر شرق نپرداخته‌ایم؟

انتقادم این بود که انگار زمین برای فعالان و مسئولان ما نیم‌کره است که آن بخش نیز نیم‌کره غربی است. یعنی اینکه ما به هرموضوعی پرداخته‌ایم مربوط به غرب بوده است. این رویه حتی در مراکز آموزشی و دانشگاه‌های ما نیز وجود دارد. به طور کلی ما اتفاقات و جریانات شرق را آنطور که باید مورد توجه قرار نداده‌ایم و نسبت به غرب کمتر به آنها پرداخته‌ایم. طی این انتقاد سولویی که گفتم را اجرا کردم و به معرفی گونه‌های حرکتی شرقی و هندی پرداختم و درباره جزییات رقص‌های هندی و وجوه اشتراک‌ آنها با گونه‌های ایرانی توضیح دادم. از نزدیکی آن آیین‌ها با تعزیه و شبیه‌خوانی گفتم و درباره آیین‌های ورود و خروج توضیح دادم. آن مَنشی که در شبیه‌خوانی وجود دارد و نحوه ورود و خروج‌ها در تمام رقص‌های هندی وجود دارد.

بین تعزیه و گونه‌های حرکتی هندی دیگر چه وجوه اشتراکی وجود دارد؟

به‌طور مثال در تعزیه زمانی که قرار است یکی از یاران ائمه مقابل امام یا معصوم بنشیند، باید طی آن اجرا مسیری را طی کند و به هرحال حرکتی داشته باشد. این رویه در «اودیسی» نیز هست. چنین تشابهات و اشتراکاتی وجود دارد و اتفاقا خیلی بنیادین است. شاید زمانی که سطحی و ظاهری به مقایسه می‌پردازیم با موضوع و نکته‌ای مواجه نشویم، اما زمانی که وارد گونه‌های خودمان و شرقی‌ها و هندی‌ها می‌شویم و آنها را جزیی‌تر می‌نگریم، متوجه خواهیم شد که این شباهت‌ها در بخش‌هایی چون مضمون و محتوا، میزانس‌ها، شیوه‌های راه رفتن و دیگر مقولات وجود دارد. همانطور که گفتم این شباهت‌ها بنیادین است و اتفاقا تعداد آنها آنقدر زیاد است که پراختن به آنها در این مجال نمی‌گنجد و خود یک کتاب است. پس از همه این اتفاقات بود که آقایان و مسئولان به اهمیت موضوع  و تشابهات و وجوه اشتراک‌ها پی بردند و اینگونه شد که توانستم کارگاه مورد نظرم را برگزار کنم.

در کارگاه‌تان به چه مقولاتی می‌پردازید؟

من با شیوه‌ای که در نظر داشته‌ام، توانسته‌ام همان شیوه‌های ایرانی را به متقاضیان آموزش دهم. شاید حتی «اودیسی» را تدریس نکنم اما همان شیوه‌های ایرانی را با آن متدولوژی که از «اودیسی» برداشت کرده‌ام، آموزش می‌دهم.

از بدو تشکیل کارگاه‌تان در تالار محراب تاکنون چقدر می‌گذرد؟

بین دو تا سه ماه است که کارگاه آموزشی‌ام در محراب تاسیس شده و برقرار است.

شما چند سالی برای تحصیل از ایران دور بوده‌اید. چه شد که به دنبال هنر و حرکات و آیین‌های شرقی رفتید؟

به هرحال من در خانواده‌ای هنری زیسته‌ام و این موضوع بر نحوه تعیین مسیر فعالیتم موثر بوده است. همواره زمینه‌های فرهنگی، هنری در خانواده ما فراهم بوده است. پدرم پژوهشگر موسیقی است و مادرم خطاط است و رشته خواهرم نیز ادبیات است و به تبع آن، شعر و ادبیات نیز در خانواده ما مورد توجه است. زمانی که در چنین خانواده‌ای رشد کنید اصولا نگاهتان به سمت کشور یا سرزمینی می‌رود که شبیه کشور شماست و من نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌ام. از طرفی اغلب مردم و فعالان عرصه‌های مختلف به غرب و کشورهای اروپایی و آمریکایی توجه نشان می‌دهند و تمایل دارند. در این میان با خودم فکر کردم اگر بخواهم به کشورم یا حداقل به خانواده‌ام خدمتی کنم و بر داشته‌‌هایم بیفزایم در غرب چیزی نخواهم یافت. زمانی که کتاب‌های هنری را مطالعه می‌کردم نیز متوجه شدم اغلب به شرق اشاره دارند و نگاه‌ها به سمت کشورهای شرقی است. حتی زمانی که کتاب‌های کنکور هنر را می‌خواندم با این موضوع مواجه شدم. مثلا در فلان کتاب  اگر نویسنده یا مولف به دو مورد از غرب پرداخته، در مقابل چهار مورد از شرق آورده است. این تقابل هنوز هم وجود دارد و به ترجمه‌ها ارتباطی ندارد و مربوط به اصل کتاب‌ها با زبان اصلی است. این توجه به شرق نه تنها به هنر و مقولات هنری (بخصوص در زمینه هنرهای نمایشی)، بلکه در معماری و دیگر بخش‌ها وجود دارد. زمانی که به موارد مذکور پی بردم با خودم گفتم چرا به شرق و کشوری چون هند نروم. اینگونه شد که کشوری شرقی را برگزیدم و اتفاقا با موارد و مباحث عجیب‌تر مواجه شدم.

چه شد که به سراغ هنر هند گرایش پیدا کردید؟

استادم را خیلی اتفاقی پیدا کردم. من در یک گالری مشغول دیدن عکس‌های نمایشگاه بودم که آقایی نزد من آمد. او مرا با شخص دیگری اشتباه گرفت که آن شخص رقصنده و اهل هند بود. آن آقا به من گفت شما فلانی هستید؟ که من در جواب گفتم خیر و ایشان گفت شما خیلی به آن شخصی که می‌گویم شباهت دارید. در ادامه با هم گفتگو کردیم و ایشان طی صحبت‌هایش گفت من آکادمی هنری دارم و به آموزش هنرهای نمایشی هندی می‌پردازم وحال که آشنا شده‌ایم بیا آنجا را ببین. من به آن آکادمی رفتم و متوجه شدم تصوری که از هند داشته‌ایم، چقدر با واقعیت‌های موجود متفاوت است. پیش از این اتفاق، تصوری که از هند داشتم همانی بود که در فیلم‌هایشان وجود دارد. سپس متوجه شدم هند سرزمینی دیگر است و اطلاعات ما از آن در حد بالییود و شاهرخان است.

متوجه شدم در سرزمین هند بیش از هفتصد،‌ هشتصد مدل رقص‌های بومی دارد. وسعت کشور هند و اصطلاحا هفتاد و دو ملت بودن آن این تنوع‌ها را رقم زده است. یکی از جذابیت‌ها این بود که همه این اتفاقات در کشور مالزی رخ داد.

تعدد فرهنگ و گستره اجتماعی و اعتقادی مردم هر کشور بر هنر و کم و کیف آن تاثیر می‌گذارد و آن را تنوع می‌بخشد. در زمینه رقص‌ها و گونه‌های موسیقی و نمایشی هندی کدام‌ها مورد توجه شما بوده است؟

من در هنرهای بومی هندی در زمینه سبک «اودیسی» فعالیت کرده‌ام و دانش آموخته این گونه هستم. در ادامه گونه‌های دیگر را نیز فراگرفتم و در این میان با هنرهای دیگر نیز آشنا شدم. به طور مثال برای تمریناتمان دوره باله می‌دیدیم یا اینکه دوره‌های بدن و بیان را یاد می‌گرفتیم تا برای اجراها آمادگی بیشتر داشته باشیم. تخصص من سبک «اودیسی» است.

درباره سبک «اودیسی» کمی توضیح دهید.

همانطور که گفتم تعداد رقص‌های هندی بسیار زیاد است اما در میان آنها هشت مدل بنا به اتفاقاتی که برایشان رخ داده، به عنوان تئاتر کلاسیک هندی شناخته شده‌اند. مانند این است که به رقص‌های کردی بگوییم تئاتر کلاسیک کردی. آن رقص‌ها اصولا بر پایه مهاباهاراتا و رامایانا هستند. در «اودیسی» بیشتر، داستان‌های مهاباهاراتا روایت می‌شوند. رقص «اودیسی» بیشتر از خطوط نرم و اصطلاحأ شاعرانه تشکیل شده است. البته «اودیسی» سبک‌های مختلفی دارد که آن حرکات نرم و میزان انرژی به آن سبک‌ها بستگی دارد. شیوه و روش آموزش استاد مربوطه نیز در این تفاوت‌ها موثر است.

درباره ایستایی و نوع حرکات کلی رقص‌‌های هندی نیز توضیح دهید.

به طور کلی در رقص‌های هندی چیزی به اسم ایستاده کامل نداریم. اصولا بدن رقصنده برای روایت داستا‌ن‌های مورد نظر در انواع رقص‌ها باید به سرعت تغییر فرم دهد و شکل‌های جدید به خود بگیرد، زیرا فرم‌ها ایستاده نیستند، بخصوص در «اودیسی».

شما «اودیسی» را از چه کسی آموختید؟

من نزد استاد راملی ابراهیم آموزش دیده‌ام که او را به عنوان میراث زنده مالزی می‌شناسند. با اینکه او اهل مالزی است، اما دوره هندی دیده و اتفاقا اشراف او بیشتر و بهتر از هنرمندان هندی است تا آنجا که او را در مالزی یکی از قطب‌های «اودیسی» می‌دانند. موضوع دیگر اینکه نام ایشان به عنوان وام‌دار هنر «اودیسی» در یونسکو ثبت شده است. یعنی استادم کسی است که وام‌دار «اودیسی» است و من آن را از کسی آموختم که حفظش کرده است.

 از شباهت برخی گونه‌های هندی با تعزیه گفتید. کدام گونه به لحاظ ظاهری بیش از بقیه به شبیه‌خوانی نزدیک است؟

رقص «کاتالاکی» به دلیل شباهت رنگ لباس‌ها به شبیه‌خوانی شبیه است. مثلا اشقیا در تعزیه لباس قرمز و اولیا سبز می‌پوشند. در کاتالاکی نیز این مورد وجود دارد. رنگ‌های مورد استفاده در کاتالاکی قرمز، زرد، سیاه و سفید هستند و جز اینها رنگ دیگری کاربرد ندارد. یعنی هر رنگ دیگری به کاتالاکی وارد شود اصولا رنگی با اصالت نیست مگر اینکه دلیل برای استفاده از آن وجود داشته باشد یا اینکه متنی از گذشته کهن درباره آن یافت شود.

به طور کلی رقص‌ها و آیین‌ها مملو از نماد و سنبل هستند. آیا می‌توان گفت در این زمینه نیز وجوه اشتراکی میان رقص‌های ایرانی و هندی بخصوص «اودیسی» وجود دارد؟

ببینید مثلا «اودیسی» سولو، زیاد دارد اما زمانی که رقص گروهی وارد آن می‌شود و آنها را می‌بینیم، گویا رقص‌های منطقه زاگرس را تماشا می‌کنیم. رقص‌های گروهی «بهاراتانیام» نیز دارای همین شباهت‌هاست. یعنی «اودیسی» و«بهاراتانیام» به لحاظ گروهی بودن و چگونگی چینش و قرار گرفتن اعضا کنار هم، و انجام حرکات موزون جمعی به رقص‌های منطقه زاگرس شبیه هستند. این رقص‌ها حین اجرا در مقاطعی به رقص‌های غرب ایران شباهت دارند. نمونه‌های بسیاری در این زمینه وجود دارد و شباهت‌های بسیاری را می‌توان یافت. یا مثلا رقص معابد که گونه‌ای ممنوع است و من آن را در معبد آموختم. رقص معابد هندی‌ها شبیه صوفی‌گری است. فعالان این گونه برای انجام آن باید به اماکنی بروند و کارهایی را انجام دهند و دوره‌ای را بگذرانند.

در میان انبوه گونه‌های مرسوم در هند «اودیسی» چقدر به عنوان منبع مورد استفاده قرار گرفته است؟

کلا گونه‌های متعدد هندی به نوعی در بخش‌های مختلف از یکدیگر وام گرفته‌اند. حال در این میان کانال و آنچه که رقص‌های جنوب هند را به رقص‌های شمال این کشور وصل می‌کند «اودیسی» است، زیرا می‌تواند همه رقص‌ها را دربربگیرد.

یعنی می‌توان گفت شخصی که «اودیسی» را می‌شناسد و بلد است به‌طور کم و بیش بر گونه‌های دیگر اشراف دارد؟

بله همینطور است. «اودیسی» آنقدر باز است که می‌توان از هر منظری به آن نگاه کرد. حتی می‌توان رقص‌های کردی را نیز وارد «اودیسی» کرد.

کارگاه‌تان طی مدت کوتاه تا چه حد مورد توجه فعالان موسیقی و نمایش و دیگر رشته‌ها قرار گرفته است؟

کلا در این زمینه مشکلاتی وجود دارد. مشکل من آدم‌هایی که می‌‌آیند و می‌روند نیستند، مشکل من آن تصوری است که عده‌ای برای آنها به وجود آورده‌اند. زمانی که می‌گویم رقص کردی برخی متعجب می‌شوند و زمانی که از رقص سیستانی حرف می‌زنم می‌گویند رقص سیستانی؟! مگر چنین چیزی داریم؟ یا اینکه بسیاری از هنرجویان و متقاضیان شرکت در کارگاه دانشجو نیستند. خیلی دوست داشتم دانشجویان و آنهایی که در زمینه هنرهای نمایشی فعالند در کلاس‌های کارگاه حاضر شوند. یا اینکه دوست دارم آنهایی که در تئاتر فیزیکال مدعی هستند از این کارگاه استقبال کنند. زمانی که در هند یا مالزی تدریس می‌کردم و حتی در کلاس‌های آکادمیکی که در آنها حضور می‌یابم یکی از جذابیت‌ها برایم این بود که حتی شخصی که در زمینه فشن فعالیت می‌کرد سر کلاس‌ها حاضر می‌شد و مثلا نظرش این بود که از آنجایی که «اودیسی» پوزیشن‌های متعدد دارد و با یادگیری آنها بهتر مقابل دوربین حاضر می‌شوم یا حداقل اینکه بهتر راه می‌روم. متاسفانه مثلا اگر از نیازهای یک مدل یا فعال فشن به رقص و یادگیری آن بگوییم باید این نظریه را اثبات کنیم و برای آن دلیل بیاوریم. همانطور که گفتم دلیل این اتفاق این است که به سختی و دیر اعتماد می‌کنیم.
اجرای بخشی از آیین خروج از صحنه و تمام کردن نمایش در جنوب شرق هند توسط آبتین جاوید. به گفته جاوید، ورود و خروج به صحنه بسیار مقدس است. (این فیلم به صورت سریع ضبط شده است)؛

اشتای در رپرتوارهای «اودیسی» دومین آیین نمایشی است که اجرا می شود! این گونه نمایشی بر پایه فیگور مجسمه‌های معابد تنظیم شده است. اجرا توسط آبتین جاوید. (این فیلم به صورت سریع ضبط شده است)؛

دیگر خبرها

  • توسل عربستان به ادعاهای جعلی؛ میانجی های ریاض برای تماس با تهران چه کسانی بودند؟
  • دانشجویان باید به مطالبه گری از نمایندگان مجلس بپردازند
  • پاسخ رئیس‌جمهور به سوالات رسانه‌های داخلی و خارجی/ گرایش سیاسی کاندیداهای انتخابات مجلس در تهران/ لزوم مدیریت جامعه مداحان/ درخواست ۵ کشور برای دریافت جعبه سیاه هواپیمای اوکراینی/ مشروح دومین جلسه دادگاه «روح‌الله زم»
  • واکنش کدخدایی به اظهار نظر برایان هوک درباره انتخابات ایران
  • تصاویر: نشست خبری رئیس جمهور با رسانه‌های داخلی و خارجی
  • سخنان رییس‌جمهوری در نشست خبری با رسانه‌های داخلی و خارجی
  • نشست خبری رئیس جمهور با رسانه‌های داخلی و خارجی/تصاویر
  • آغاز نشست خبری روحانی با رسانه‌های داخلی و خارجی
  • نشست خبری رئیس جمهور آغاز شد
  • نشست خبری روحانی آغاز شد
  • نشست خبری روحانی برگزار می‌شود
  • نقش جریان سازی رسانه ها در جامعه/مطالبه گری رسالت اصلی است
  • اما و اگرهای توسعه گردشگری در منابع آبی
  • رایزنی سه‌جانبه وزرای خارجه کره‌جنوبی، آمریکا و ژاپن در مونیخ
  • اما و اگرهای حذف انتگرال از کتب درسی ریاضی!
  • اما و اگرهای تلف شدن پرندگان میانکاله
  • نشست آمریکا، کره جنوبی و ژاپن در مونیخ با محوریت کره شمالی
  • جدیدترین قیمت خودرو‌های داخلی امروز( ۲۷ بهمن)
  • اما و اگرهای تلف شدن پرندگان میانکاله 
?>