نجفی در دادگاه گفت که قصد کشتن استاد را نداشته است

فرارو- مسعود استاد برادر میترا استاد، همسر مقتول محمدعلی نجفی اعلام کرد که خانواده اش، محمد علی نجفی را بخشیده اند. به این ترتیب شهردار پیشین تهران از قصاص نجات یافت.

به گزارش فرارو، مسعود استاد صبح امروز در پست های اینستاگرامی این خبر را اعلام کرد.  برادر میترا استاد تاکید کرده است که خانواده اش نجفی را بدون هیچ معامله ای بخشیده اند. همچنین  یکی از وکلای مدافع اولیای دم میترا استاد از اعلام رضایت برادر میترا استاد از نجفی خبر داد. مسعود افرازه گفت: "آقای استاد از اقای نجفی اعلام رضایت کردند."

مسعود استاد در متن اینستاگرامی خود ضمن  از برخی نزدیکان محمد علی نجفی و محمود علیزاده طباطبایی وکیل عزل شده نجفی به شدت انتقاد کرد.

برادر میترا استاد نوشت: «قصه ما به سر رسید، قصه یتان بی غصه باد.... هفتم خرداد ۹۸ تلفنم زنگ خورد و زندگی مان چرخی خورد، خبر کوتاه بود و خبرنگاران زیاد. تا به خود آمدم خواهرم بود و خون و جنازه و مردی مشهور به سیاست، وزیری خوشنام، شهردار پرطمطراق سابق و معاون و مشاوری امین برای بالاترین مقام اجرایی کشور، حامی حقوق زنان ولی قاتل زن خودش. سخت بود برایم مدیریت بچه ای که با جنازه خون آلود مادرش روبرو شده بود و جامه از تن دریده بود.

سخت بود برایم ضجه های مادری که شاید تا دیروز داماد خود را دولتمردی شریف می دید و امروز قاتل عزیز خود. سخت بود برایم اشکهای پدری که همیشه فرزندان خود را از ظلم به دیگران پرهیز می داد و امروز سینه دخترش سوراخ به گلوله داماد خود می دید.

کمی شاید ترسیده بودم از آن همه قدرت مرد سیاستمدار که تا دیروز فکر می کردم قدرتش پشت گرم خانواده مظلومم می شود و امروز همه آن قدرت در مقابل من و خانواده مظلومم بود. آری خواهرم با سلاحی کشته شده بود که قرار بود مقابل سلاح ناجوانمردان باشد.

آری ترسیده بودم زمانی که پلیس، قاتل را با گرمی استقبال می کرد و فارغ شده بود که این تصاویر برای خانواده یک شهروند عادی، داغ بر داغ می افزاید. اما فردای آن روز ساعت 9 صبح در دادسرا با اولیاء دم نزد دادستان عادل جناب آقای دکتر شهریاری حاضر شدیم. مرد با شوکت دیروزمان را، بیچاره مرد گرفتار در پنجه عدالت دیدم که حتی قادر به تکلم صریح دیروز نبود. پدرم زیر گوشم گفت حضرت عزرائیل توسط این مرد جان دخترم را گرفت و من تسلیم اراده خداوند هستم، مادرم نیز چشم در چشم او شد و گفت به خدا واگذارت کردم. فرزند مقتول هم از دادستان محترم تقاضای قصاص کرد.

از آن پس بود که آماج حمله خبرنگاران هم خط سیاست های آن مرد قرار گرفتم و سؤالات آنها از ما به گونه ای بود که ظن کشته شدن دکتر محمد علی نجفی توسط خانواده و خواهر ما صورت پذیرفته بود و به جای مقتول باید پاسخ می دادیم که چرا کشته شده ایم.

ناجوانمردانه ترین قسمت داستان این روزهای ما، زمانی شروع شد که وکیل افراد سیاسی زبردست وارد میدان شد و فراموش کرد که به عنوان یک بال کبوتر عدالت، باید به یاری قاضی بشتابد. آموزشی که این وکیل با وجدان به موکل خود داد در کنار مطبوعات مغرض، کمرمان را خرد کرد و اگر نبود توکل به خداوند متعال، شاید زبان در دهان می چرخید و رازهایی برملا می گشت و پرده از معمای چرایی قتل می افتاد.

مسعود استاد و محمد علی نجفی در حاشیه جلسه دادگاه

جناب آقای علیزاده طباطبایی، امیدوارم کارآموزان قضایی تان تاریخ وکالتتان را نخوانند و ندانند که حب خط سیاسی، چگونه استادشان را به رغم چهره موجه اش، ملعبه دنیادوستی کرد و حتی از موکل خود با آن همه دبدبه و کبکبه عبرت نگرفت. شما تا آنجا فرار رو به جلو فرمودید که همسر رفیق گرمابه و گلستان خود را، پرستو و در یک کلام مهدورالدم خواندید و فکر نکردید که فرض آنکه حتی موکل از قصاص در این دنیا نجات یابد در محکمه عدالت خداوند، خود و موکل باید پاسخ دهید و این چند روز باقیمانده عمرتان در قبال حیات همیشگی، خسران ابدی برایتان دارد.

خوشبختانه موکل شما هوشمندتر از شما بود و در جلسه دوم دادگاه، عزلتان کرد و کمترین دفاعیات شما را کان لم یکن نمود. شما آنقدر این پرونده قتل برایتان جذاب بود که حتی در زمانی که سمتی در پرونده نداشتید باز در کنار فرزند معزول آیت الله خزعلی اظهار نظر نمودید. امیدوارم به خود بیایید و توبه بفرمایید والا عمر برف است و آفتاب تموز!

و اما جناب نجفی، به خبرسازان هم خطی خود گفتی که صداهایت را نهاد امنیتی به همسرت می داد و ظن پرستو بازی را با کمک خبررسان هایت چرخاندی. بدان و آگاه باش پرستوی شما کلاغی بود و در قامت شخص مورد اطمینانت که دست بر قضا در دادگاه هم حضور داشت این مهم را انجام می داد و در تماسهای شما، فایلهای خاله زنانه را به همسرت می رساند که اگر مایل بودی در یک جلسه خصوصی، اسم شخص را به شما خواهم گفت بلکه در ملاء عام آبرویی از کسی نریخته باشیم.

نکته دیگر با حامیان زنان می گویم! مشاورین و نمایندگان بانوان کشورم، خواهرم در نگاه شما زن نبود؟ که عریان در داخل حمام توسط همسرش به قتل رسید و یک کلام در موردش نگفتید؟ آیا سیاست تان فقط به شما اجازه می دهد در مورد حق تحصیل و حق کار، نفقه و سهم کابینه، وامصیبتا سر دهید؟ قتل بانوی ایرانی برایتان ارزش نداشت که قدماً یا قلماً یا کلاماً از او یاد کنید؟ باشد مردمانمان در دوره های بعدی انتخاباتتان، قضاوتتان کنند.

و اما در مورد خودم که روزی سردار گمنام و روزی سردار سپاه نام گرفتم، می گویم که الان نه شغلی دارم و نه رسمی که از کسی گرفته باشم. فقط فرزند روستازاده ای به نام کاکابرار از دیار کرمانشاهانم. از کودکی از پدر و مادرم مهرورزی آموختم و تا درجه دکتری تخصصی هواوفضا در معتبرترین دانشگاههای کشور و بدون رانت تحصیل کردم. در بهمن سال 93 خانه هواوفضای ایران را در شهرداری تهران تأسیس نمودم و الان نیز فقط مدرس دانشگاه هستم.

و اما در آخر داستانمان به واسطه پادرمیانی بزرگان کرمانشاه و کشور و همچنین وکلای عزیزمان آقای مسعود افرازه و محمود حاجلویی، پدرم، مادرم و مهیارمان آقای محمدعلی نجفی را بخشیدیم و از خون عزیزمان گذشتیم و خرسندیم که هیچ معامله ای با خون آن بزرگوار نکردیم و امیدوارم آقای محمدعلی نجفی در این چند صباح باقی مانده، به دور از سیاست، به تزکیه نفس بپردازد. اجر همه خیرخواهان و هدایت همه بدخواهان به راه راست را از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم.»

محمدعلی نجفی و میترا استاد سال 97 ازدواج کردند

بیشتر بخوانی:

محمدعلی نجفی؛ فرجام یک "رابطه نامتعارف" با شلیک پنج گلوله‌!

میترا استاد کیست؟

صدور حکم قصاص

روز هشت مرداد ماه سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد شعبه نهم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدرضا محمدی کشکولی، محمد علی نجفی را در پرونده قتل میترا استاد همسر دومش، به قصاص محکوم کرده است. 

ه گفته اسماعیلی دادگاه، "قتل عمد را محرز دانسته" و به همین دلیل حکم قصاص صادر کرده است. او گفته در ارتباط با اتهام "صدمه غیرموثر در قتل" دادگاه رای برائت صادر کرده و افزوده که آقای نجفی در ارتباط با نگهداری اسلحه غیرمجاز به دو سال حبس محکوم شده است.

دادگاه محمدعلی نجفی در سه جلسه برگزار شد که آخرین جلسه آن ۳۱ تیر بود.

وکلای نجفی در جلسات دادگاه قتل میترا استاد را "شبه عمد" خواندند، اما نماینده دادستان آن را قتل عمد دانسته بود.

دادستانی تهران، نجفی را متهم به "قتل عمد، حمل و نگهداری سلاح غیر مجاز و ایراد صدمه بدنی عمدی منتهی به جرح" کرده بود.

در دومین جلسه دادگاه ( چهارشنبه ۲۶ تیرماه) پسر میترا استاد با حضور در دادگاه تقاضای قصاص نجفی را کرده بود.

میترا استاد روز سه‌شنبه ۷ خرداد در محل سکونتش واقع در سعادت آباد تهران بر اثر شلیک گلوله به قتل رسید.

نجفی در دادگاه گفت که از مدت‌ها پیش با همسرش اختلاف داشته و آن روز پس از آنکه تنش‌ میان‌شان بالا گرفت، به قصد ترساندن همسرش با سلاح وارد حمام شد و پس از درگیری فیزیکی چند تیر به همسرش شلیک کرده که منجر به کشته شدن او شد.

به گفته پلیس سلاحی که نجفی نگهداری می‎کرده است از سال ۱۳۹۴ مجوز نداشته است و به همین علت یکی از سه اتهام او در کیفرخواست "حمل و نگهداری سلاح غیر مجاز" عنوان شده است.

پرونده قتل میترا استاد در این مدت دستخوش حاشیه های فراوانی بود. ادعاهای زیادی درباره ارتباط میترا استاد با نهادها امنیتی منتشر شد، همچنین برخی نیز معتقد بودند که او مهدور الدم است، ظاهرا این ادعا از جانب محمود علیزاده طباطبایی وکیلی معزول نجفی مطرح شده بود. در جلسه دادگاه نجفی دادگاه نجفی همه این ادعاها را رد کرد و گفت که میترا استاد نه "مهدورالدم" بود، نه "پرستو".

پس از اعلام حکم قصاص نجفی وکیل او تاکید کرد که به حکم اعتراض می کند همچنین او گفت که برای بخشش مذاکره خواهد کرد.

منبع: فرارو

مطالب پیشنهادی:
خبر بعدی:

علیزاده طباطبایی: از ۲ اسلحه به میترا استاد شلیک شده است!

صراط:

اخیراٌ علیزاده طباطبایی در پرونده قتل میترا استاد، همسر دوم محمدعلی نجفی شهردار سابق تهران وکالت قاتل (محمدعلی نجفی) را به همراه یکی دیگر از همکاران خود به عهده گرفت. برخی اظهار نظرهای این وکیل سبب شد حساسیت ها بر این پرونده بیشتر از پیش شود، اما در دومین جلسه رسیدگی به این جرم اعلام شد که محمدعلی نجفی، وی را از وکالت خود عزل کرده است.

به گزارش فارس در مورد پرونده آقای نجفی در خرداد ماه وکالت ایشان را برعهده گرفتید. اواخر تیر ماه نه این که کناره‌گیری کنید بلکه از شما خواستند کناره‌گیری کنید و شما این کار را نکردید تا این که شما را از پرونده عزل کردند. چه شد؟ این گمانه‌زنی ایجاد کرد که چه اتفاقی افتاده است. آن چیزی که خانواده آقای نجفی اعلام کردند این بود که چون آقای دکتر طباطبائی با آقای نجفی دوست بودند خواستند رفاقت روی پرونده تأثیر نگذارد و به نظر می‌رسد کسی این حرف را در عالم سیاست جدی نمی‌گیرد. واقعیت ماجرا را شما بفرمائید که چه بود؟

در مورد پرونده آقای نجفی من هفته پیش صحبت‌هایی کردم و به شدت دلخور شدند و گفتند اجازه بدهید پرونده به نتیجه برسد و صحبت‌های شما ممکن است روی نتیجه پرونده تأثیر داشته باشد. به این دلیل اجازه دهید من صحبتی نکنم.

قاعدتاً صحبت منفی می‌کنید؟

خیر. من به این جمع‌بندی رسیدم و روز اول هم به خود آقای نجفی گفتم که شما مرتکب قتل نشدید چرا این قتل را به عهده گرفتید؟ ایشان محکم می‌گفت من مرتکب شدم. من دلایل آوردم.

شما که این روزها به آقای نجفی از نزدیک دسترسی دارید و با ایشان نشست و برخاست کردید، چه شد که آقای نجفی به اینجا رسید؟ این برای خیلی‌ها سؤال است.

آقای نجفی می‌گفتند قبول دارم که یک اشتباه شخصی مرتکب شدم که خانم استاد را صیغه کردم.

آقای نجفی از دوره سال ۹۶، از زمانی که شهردار شدند یا کمی قبل از آن، مسیری را پیش گرفتند که برای فرد ۶۸ ساله عجیب است که در اوج باشد و خیلی از مناصب دولتی غیر از رئیس‌جمهور شدن، را تجربه کرده باشد، یکباره برای خانواده او اتفاقی افتد و همسر دوم با فضای نامتعارفی اختیار کند. زن دوم خود را بکشد. چه طور شد که این اتفاقات برای آقای نجفی رخ داد؟

همه اینها برای من هم ابهام است. به خود آقای نجفی هم می‌گفتم که به این دلایل شما مرتکب قتل نشدید. می‌گفتند آقای طباطبائی این حرف‌ها را رها کنید، بروید رضایت بگیرید و اگر رضایت ندادند من ۶۸ سال زندگی کردم و الان یک قلب در سینه من هست و می‌خواهم ۴-۳ سال دیگرزنده باشم یا نباشم. جای بدی هم قرار نیست برویم. به همین سادگی صحبت می‌کردند.

احساس می‌کنید اثراتی از افسردگی در ایشان هست؟

اصلاً.

ایشان قتل را پذیرفت.

قتل را هم پذیرفت ولی وقتی کارشناس اسلحه می‌گوید ۹ گلوله شلیک شده است که این ۹ گلوله از دو اسلحه باید باشد و ۴ پوکه نیست. به آقای نجفی می‌گوییم این چیست؟ می‌گوید نمی‌دانم. می‌گوییم اسلحه شما ۷۶۵ بوده است. این اسلحه ۹ میلی‌متری را قاچاقی خریدید؟می‌گوید مگر می‌شود اسلحه ۷۶۵ تبدیل به ۹ میلی متری شود؟ ابهامات خیلی زیادی وجود دارد.

یعنی خانم استاد با سلاحی به قتل رسیده که سلاح آقای نجفی نیست؟

بله. دقیقاً. سلاح آقای نجفی سلاحی است که مجوز آن را دارد. از سازمان قضائی نیروهای مسلح از زمانی که سازمان برنامه بوده تحویل گرفته و کلت ۷۶۵ است.

ارتباط آقای نجفی با خانم استاد را می‌دانستید؟

بله.

از قبل این پرونده‌ها بود؟

بله.

از چه سالی این اتفاق افتاده بود؟

آقای نجفی می‌گفتند از انتخابات شورا با ایشان آشنا شدم.

آقای علیزاده طباطبائی شما مشهور به وکیل خانواده آقای هاشمی هستید ولی بارها این مطلب را تکذیب کرده اید.

من خیلی قبل از این که وکیل خانواده هاشمی باشم وکیل بودم ولی بعد از مدتی وکیل خانواده آقای هاشمی هم شدم.

من دیدم در برخی از رسانه‌ها تکذیب کردید که هیچ وقت وکیل شخص آقای هاشمی نبودید، چون او نه از کسی شکایت می‌کرد و نه کسی از وی شکایت داشت. شما از چه زمانی با خانواده آقای هاشمی آشنا شدید؟

من به خود آقای هاشمی از قدیم و از قبل انقلاب ارادت داشتم ولی او را ندیده بودم. اولین باری که او را ملاقات کردم روز ۱۹ بهمن ۵۷ بود که من همافر نیروی هوایی بودم و در مراسم روز ۱۹ بهمن شرکت داشتیم.البته در این مراسم با مشکل مواجه شدیم. بعد از این که از سراسر کشور همافرها را دعوت کردیم در مدرسه رفاه باشند، چون من قبل از این که حضرت امام بیایند در کمیته استقبال بودم و دوستی به نام مهندس نیکخواه داشتیم که داماد حاج مانیان، از جبهه ملی بود، او به من گفت آمادگی دارید با لباس نیرویی هوایی به اینجا بیایید. گفتم بله چون دو الی سه ماه است که فراری هستم. وقتی تصمیم گرفته شد بچه‌ها خدمت حضرت امام برسند، با هیچ کسی هماهنگ نکردیم. اول گفتیم ببینیم چه تعداد می‌آیند، با همه پایگاه‌ها به صورت رمزی تماس گرفتیم. اطلاع دادیم و آن روز آمدند. وقتی به خانه‌های اطراف آمدند لباس پوشیدند و وارد مدرسه علوی شدند، چون مدرسه رفاه و علوی کمیته استقبال بود، آن زمان گفتیم می‌خواهیم با امام ملاقات کنیم. گفتند امروز امام ملاقات ندارند. یکی از دوستان ما، همافر طاهری که گرداننده این قضیه بود و همافر نورشاهی که فرماندهی میدان را بر عهده داشت، خیلی حرص می‌خوردند.

که آقای هاشمی مسئله را حل کرد؟

البته آقای هاشمی، مقام معظم رهبری، آقای منتظری و غیره تلاش کردند تا آن ملاقات انجام شد. اولین برخوردم با آقای هاشمی آنجا بود ولی بعد در نیروی هوایی بودم.

از چه زمانی با آقای هاشمی و خانواده او رفت‌وآمد پیدا کردید؟

من از سال ۶۴ که به سازمان برنامه رفتم، با شخص آقای هاشمی ارتباط مستقیم پیدا کردم. او فرمانده جنگ بود و من هم مسئول بودجه دفاعی بودم. فشار روی سازمان برنامه بود که بیشتر پول بدهد و ما هم نداشتیم که بدهیم. تا قبل از این که من به سازمان برنامه بروم مدیریت دفاعی خیلی منفعل بود چون از جنگ و نیروهای مسلح هیچ درکی نداشتند. قبل از انقلاب روال این بود که رئیس سازمان برنامه اول هر برنامه ۵ ساله نزد شاه می‌رفت و می‌گفت در پنج سال آینده این منابع را داریم. شاه یک درصدی را برای ارتش تعیین می‌کرد که سازمان برنامه دیگر هیچ دخالتی نداشت. این دست ستاد ارتش می‌رفت و آنجا تقسیم می‌کردند. بعد از انقلاب این سازمان‌دهی به هم خورده بود. با چانه‌زنی پول می‌گرفتند. سال ۶۴ که سازمان برنامه رفتم جلوی این چانه زنی را گرفتم. اول خیلی مقاومت بود. همان کارشناسان می‌گفتند عملیات است. من می‌گفتم اگر امروز عملیات است باید ۶ ماه پیش بودجه آن را گرفته باشند. پولی که امروز می‌دهم به درد عملیات هفته آینده نمی‌خورد و مقاومت کردم. شکایت‌های ما پیش آقای هاشمی می‌رفت. همیشه سر بودجه دعوا و درگیری را داشتیم. دو الی سه بار به شورای عالی دفاع کشیده شد. آقای هاشمی برای حرف کارشناسی اعتبار قائل بودند. هر بار هم خدمت او می‌رفتیم حرف کارشناسی می‌زدیم. من مستدل و مستند حرف می‌زدم. از سال ۶۴ تا سال ۷۲ عضو هیئت بررسی خریدهای تسلیحاتی بودم. در خریدها به شدت دخالت می‌کردم. به یاد دارم اولین درگیری ما با آقای روحانی سال ۶۴ پیش آمد. من در نیروی هوایی بودم و یک راداری را بچه‌های نیروی هوایی، همافرها دنبال بازسازی و ساخت آن بودند. آقای روحانی هم رئیس ستاد پدافند بود و دنبال خرید راداری به نام رادار مارتلو از انگلیس بود. خیلی تلاش کردیم و موفق نشدیم. روز اولی که سازمان برنامه رفتم و آقای زنجانی به من به عنوان نماینده دولت در هیئت بررسی خریدهای تسلیحاتی ابلاغ داد، در جلسه رفتم و گفتم این قرارداد را بیاورید. نماینده وزارت دفاع گفت این تمام شده است و برای گشایش اعتبار رفته است. گفتم من می‌خواهم ببینم. باید می‌دادند. من قرارداد را دیدم. ایرادهای عمده‌ای به قرارداد وارد بود. فوری ایرادات را یادداشت کردم و پیش آقای زنجانی آمدم و گفتم این خرید این ایرادات را دارد. آقای زنجانی گفت فوری بنویسید و من نوشتم. یک نامه روی این گذاشت و پیش مهندس موسوی بردم. مهندس موسوی فوری با مرحوم نوربخش تماس گرفت و گفت جلوی این را بگیرید که این منجر به درگیری شدید بین من و آقای روحانی شد. این درگیری پیش آقای هاشمی کشیده شد.

ایشان رئیس مجلس بودند. آقای هاشمی گفت با هم آشتی کنید. آقای روحانی می‌گفت این توطئه است. از قبل گفته بود من صبح با طباطبائی بحث کردم، ساعت ۱۲ نامه نخست وزیر را آورده است. وقتی در بحث رادار توضیحات خود را به آقای هاشمی دادم، گفتم رادار را برای جنگ می‌خواهیم. وقتی در این قرارداد متعهدمی شویم این رادار را در جنگ استفاده نکنیم و تا پایان جنگ فقط در مرزهای شمالی استفاده شود، رادار برای چه می‌خواهیم؟

این قراردادی بود که آقای روحانی دنبال آن بود؟

بله. آقای روحانی دنبال این بود که انجام شود.

یعنی آقای روحانی تعهد کرده بود که رادار را در جنگ استفاده نکنیم؟

دولت تعهد کرده بود؛ یعنی وزارت دفاع تعهد کرده بود که در جنگ استفاده نکنیم.

اگر استفاده می‌کردید چه می‌شد؟

مستشارهای انگلیسی در مدیریت رادار بودند. یعنی رادار باید در مرزهای شمالی مستقر می‌شد.

با چه نیتی آقای روحانی پیگیر این کار بودند؟

به هر جهت می‌خواستند رادار بخریم.

که رادار را چه کنیم؟

شاید توجیه او این بود که یک تکنولوژی پیشرفته‌تر است و کارشناسان ما با این تکنولوژی آشنا می‌شوند. به هر جهت نیت او را چون جوان بودم و سر پرشوری داشتم نمی‌دانستم. درگیری خیلی شدیدی با آقای روحانی داشتیم.

بعداً رابطه شما با آقای روحانی بهتر شد؟

خیر. همین جا بگویم دیگر با آقای روحانی کاری نداشتم. در بحث بودجه گاهی با هم ملاقات داشتیم. او کمیسیون دفاع بود و من بخش دفاعی سازمان برنامه بودم. بحث‌هایی با هم داشتیم ولی سال بعد از قضایای ۸۸ در داستان سید حسین موسویان هم وکالت او را برعهده داشتم. با اینکه مستقیم با آقای روحانی ارتباطی نداشتم ولی از طریق موسویان این ارتباط بود. موسویان می‌گفت آقای روحانی خیلی نظر مثبتی روی شما ندارد. گفتم من هم روی ایشان نظر مثبتی ندارم. به حالت شوخی می‌گفتم. تا اینکه مسئول سایت تحقیقات استراتژیک به اتهام جاسوسی بازداشت شد.

بعد هیچ وقت بعداً رابطه شما با آقای روحانی خوب نشد.

خیر. هیچ وقت رابطه ما خوب نشد.

شما در انتخابات به آقای روحانی رای دادید؟

بله. من به آقای روحانی رأی دادم. من به آقای هاشمی گفتم به هر جهت با یکسری از اساتید دانشگاه‌ها، وکلا و قضات ارتباط دارم و شما از آقای روحانی حمایت نکنید چون به هیچ وجه زمینه رأی آوری ندارد. آقای هاشمی خندید و گفت از قدیم هم با آقای روحانی مشکل داشتید. بالاخره تصمیم ما تصمیم جمعی خواهد بود. لیکن تصور من این بود که آقای روحانی رأی نمی‌آورد چون روحانی با اصلاح طلبان روی خوشی نشان نداده بود و تا آن زمان نه ارتباطی داشت .

از ابتدا هم با آقای روحانی‌نمی‌ساختید؟

بله.

چرا؟ احساس می‌کردید روحیه ایشان چطور است؟

در مسجد ارگ در سخنرانی آقای روحانی در چهلم آقا سید مصطفی بودم. جالب بود آن روز هم به او«دکتر» روحانی می‌گفتند.

دکترا نداشتند؟

خیر. لیسانس بودند. هنوز هم دکترا ندارند. البته بعداً گفتند گرفته‌اند. جالب است اگر سوابق مجلس را ببینید در مجلس اول، دوم، سوم نوشته است دکتر حسن روحانی، مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد است. ایشان کارشناسی حقوق از دانشگاه تهران داشتند، از همان زمان که کارشناسی گرفتند به دکتر روحانی معروف بودند.

خود ایشان این طور می‌خواستند؟

قاعدتاً تا خود آدم نخواهد که اتفاقی رخ نمی‌دهد. البته بعداً خاطرم هست این نقل شد که

نه بنی صدر دکتر بود، نه آقای بهشتی. قاعدتاً آقایان هیچ کدام دکترا نداشتند. البته من آقای بهشتی را اطلاع ندارم ولی این طور شنیدم.

در انتخابات ۹۲ اگر حمایت آقای هاشمی نبود قطعاً به آقای روحانی رأی نمی‌دادید؟

قطعاً رأی نمی‌دادم.

بین گزینه‌های آن روز به چه کسی رأی می‌دادید؟

من آقای رئیسی را خوب می‌شناختم و آقای رئیسی را قبول داشتم.

آقای روحانی قرار بود نسخه‌ کوچک‌تر آقای هاشمی باشد، نقاط ضعف آقای هاشمی را داشت و خوبی‌های ایشان را نداشت.

به هر جهت مسئله‌ای که برای آقای روحانی مطرح بود ایشان برای نظر کارشناسی خیلی ارزش قائل نبود. همان زمان که آقای هاشمی حمایت کردند به ایشان گفتم از آقای روحانی چرا حمایت می‌کنید؟ آقای هاشمی گفتند آقای روحانی آدم عاقلی است، مملکت را به باد نمی‌دهد. آقای هاشمی اعتقاد داشتند اگر کسی غیر از روحانی یعنی از جریان مقابل انتخاب شود ممکن است مملکت به سمت جنگ برود. آقای هاشمی این باور را داشتند و من ایراداتی به آقای روحانی داشتم. گفتند شما همانند محمد آقا همیشه با روحانی مشکل داشتید.

محمد آقا یعنی برادر آقای هاشمی؟

بله. محمد آقای هاشمی منظور است. آقای هاشمی گفتند آقای روحانی آدم عاقلی است و مملکت را به باد نمی‌دهد. دیدگاه ایشان این بود.

تصور شما این بود که آقای هاشمی بعدها از روند کار دولت راضی بود؟

خیر. شاید ۶-۵ ماه اول بود که نزد آقای هاشمی رفتم و گفتم قرار شده سازمان برنامه دوباره احیا شود ولی آقای روحانی بنا ندارد. با انتخاب نوبخت بنا ندارد سازمان برنامه را احیا کند. آقای هاشمی خندید و گفت همه مثل من فکر نمی‌کنند، می‌خواهند خودشان ریاست کنند. وقتی سازمان برنامه باشد، این سازمان مدیریت می‌کند. کارشناس ریاست می‌کند، رئیس‌جمهور کاره‌ای نیست. واقعاً زمان آقای هاشمی و مهندس موسوی این طور بود. از زمان دولت اصلاحات سازمان برنامه روبه تحلیل رفت و زمان احمدی‌نژاد هم کلاً منحل شد و روحانی هم سازمان برنامه را احیا نکرد که دوباره قدرت دست کارشناس بیاید که تصمیم بگیرد.

آقای دکتر پرونده کرسنت و نقش مهدی هاشمی در آن چیست؟

خیلی جالب است که پرونده کرسنت هنوز به دادگاه نرفته است که ببینیم متهمان این پرونده چه کسانی هستند.

چه کسی اجازه نمی‌داد که به دادگاه برود؟

من یک بار مصاحبه‌ای داشتم در دادگاه مهدی هاشمی که گفتند ما تحت فشار هستیم. گفتم قدرت دست شما است. چه کسی شما را تحت فشار گذاشته است؟

چه کسی اجازه نمی‌دهد؟ تکلیف دستگاه امنیتی و قضائی روشن است. آنها بگویند چه کسی اجازه نمی‌دهد کرسنت به دادگاه برود؟

شما چه فکری می‌کنید؟

من پرونده کرسنت را نخواندم و اطلاعی هم از آن ندارم.

بعد از ۳۰ سال رابطه با خانواده هاشمی چطور از کرسنت بی‌اطلاع هستید؟

بی‌اطلاع یعنی در پرونده نیستم. یعنی پرونده ای هنوز تشکیل نشده است. تا حالا یک جلسه مهدی را احضار نکردند که در مورد کرسنت از او بپرسند.

حرف موافقین و مخالفین را درباره کرسنت شنیده اید؟

بله. وزارت نفت هنوز می‌گوید کرسنت بهترین قرارداد بود و احمدی‌نژاد آمد این را بهم ریخت.

وزارت نفت فعلی این را می‌گوید؟

یعنی آقای زنگنه؟

بله.

شاید پای آقای زنگنه هم گیر باشد.

به هر جهت آقای زنگنه از ابتدا از کرسنت دفاع کرده است. مهدی هم می‌گوید کسانی که در کرسنت پورسانت گرفتند مشخص هستند. بررسی کنند مشخص می‌شود.

افرادی را اسم می‌برد؟

بله. افرادی را اسم می‌برد. در کرسنت هرگز مهدی نه احضار شده و نه حتی دستگاه امنیتی یک جلسه مهدی را خواسته است. مهدی می‌گویدیک بار حداقل دستگاه امنیتی درباره کرسنت من را بخواهد و سؤال کند.

وکیل پرونده‌هایی می‌شدید که با نظام و یا جمهوری اسلامی در تعارض قرار می‌گرفتند.

به دلیل این که من می‌خواستم از جمهوری اسلامی دفاع کنم.

پرونده‌ امنیتی بوده که وکیل باشید و در میانه احساس کنید موکل شما واقعاً مقصر است؟

بله. خیلی جاها بوده است. در ۸۸ خیلی بوده است.

از پرونده‌های مشهور که مردم می‌شناسند بوده است؟

خیر. در پرونده‌های مشهور نبوده است ولی در سال ۸۸ خیلی‌ها را دیدم که مقصر هستند و دفاع من در دادگاه این بود.

کلاً خیلی از سیاسیون اصلاح طلب و دوستان شما این برداشت را دارند که هر جا آقای علیزاده طباطبائی وکیل است معروف شده این فرد خوش‌بینی است و جاسوس را جاسوس نمی‌بیند. طرف محکوم می‌شود و این از ما دفاع کند ما هم جاسوس می‌شویم و یک نفر دفاع دیگری کند و تمام شود.

من هیچ وقت به کسی نگفتم وکالت را به من بدهید.

خودشان خواستند.

بله. حتی خاتمی، میرحسین موسوی، دکتر معین و کسانی که موکل من بودند.

در پرونده‌های امنیتی معمولاً خود و خانواده شما زیاد مورد تهدید و تحت فشار قرار گرفته است؟ یعنی زندگی شما از فضای کار شما تأثیر گرفته است؟

از نظر مالی بله. خیلی‌ها پرونده‌های مالی را پیش ما نمی‌آورند. با این که خودم، دخترم، پسرم، دامادم و همه وکیل هستیم. بالاخره می‌بینند من اهل زدو بند نیستم. من ۲۷ سال است که وکیل دادگستری هستم، یک هزار تومانی به آبدارچی در دادگستری ندادم. این که دستگاه امنیتی فشار بیاورد نبوده است چون من را می‌شناسند و دقیق هم می‌شناسند. ممکن است گاهی توصیه‌ای‌هایی کنند مثلاً یکبار دو الی سه سال پیش بود که اطلاعات سپاه من را خواست و گفت در مورد فلانی یک بیانیه امضا کردید و این پرونده و این فیلم‌ها است، بیایید ببینید. من دیدم و بدون اینکه آنها چیزی از من بخواهند پذیرفتم و مصاحبه کردم و گفتم این ماجرا این طور بوده است.

شمخانی: مردم می‌گویند نباید برجام را امضا می‌کردیم!| اگر ایران و آمریکا وارد جنگ شوند، ایران ابزارهای متعددی دارد؛ از جمله جنگ نیابتی

توضیح شهردار قم درباره خارج‌نشینی فرزندانش: آنها سفیران نظام هستند!| زندگی ساده‌ای دارم

واکنش آیت الله نوری همدانی و جنتی به اختلاف محمد یزدی و آملی لاریجانی

منبع این خبر، وبسایت fararu.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۴۷۶۰۸۱۳ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

دیگر خبرها

  • توضیح وکیل نجفی درباره علت اعتراض به حکم دادگاه
  • زمان آزادی نجفی از زندان
  • وکیل سابق نجفی: او میترا استاد را نکشته بود!
  • پیچیدگی دوباره در ماجرای قتل میترا استاد!
  • وکیل مدافع نجفی به دادنامه صادره اعتراض کرد
  • وکیل نجفی: ما قتل را شبه عمد می‌دانیم
  • اعتراض وکیل مدافع نجفی به دادنامه صادره ثبت شد/ قتل شبه عمد است
  • اعتراض نجفی به دادنامه صادره ثبت شد/ وکیل مدافع نجفی: ما قتل را شبه‌عمد می‌دانیم
  • اعتراض وکیل مدافع نجفی به دادنامه صادره ثبت شد
  • محمدعلی نجفی به حکم دادگاه اعتراض کرد
  • ادعای عليزاده ‌طباطبایی: نجفی مرتکب قتل نشده/ استاد با سلاحی به قتل رسيده که سلاح نجفی نيست
  • علیزاده وکیل سابق نجفی: از ۲ اسلحه به میترا استاد شلیک شده! +فیلم
  • واکنش نجفی به حکم صادره دادگاه
  • نجفی به حکم دادگاه اعتراض کرد
  • علیزاده طباطبایی: از ۲ اسلحه به میترا استاد شلیک شده است!/ اسلحه دوم برای نجفی نبود
  • نجفی به حکم قصاص اعتراض کرد/ ارجاع پرونده به دیوان‌عالی کشور
  • نجفی به حکم قصاص اعتراض کرد
  • فیلم | پشت پرده قتل میترا استاد از زبان وکیل سابق محمدعلی نجفی
  • فیلم | پشت پرده قتل میترا استاد از زبان وکیل محمدعلی نجفی