ایران در صدر فهرست همه موضوعاتی بود که بولتون دوست داشت با آنها وارد جنگ شود. او پیش از حضور قابل انتظارش در دولت ترامپ به عنوان یک چهره ضد ایرانی شهرت داشت اما این سابقه زمانی وجه خطرناکی به خود گرفت که در دولت دمدمی مزاج ترامپ حضور یافت و به این گمان قوت بخشید که تصمیم گیری واشنگتن در قبال ایران را تحت تأثیر خواست پایان ناپذیر خود برای جنگ علیه آن قرار دهد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران، چه او در سال 2015 در مقاله ای نوشته بود که امریکا یا اسرائیل باید ایران را بمباران و بدین ترتیب از دستیابی این کشور به سلاح هسته ای جلوگیری کنند. دو سال بعد از آن هم در یک سخنرانی از اشتیاق خود برای تغییر نظام ایران تا پیش از پایان سال 2018 سخن گفته بود.

بولتون  پس از حضور در دولت ترامپ زودتر از آنچه تصور می رفت کارزار فشار حداکثری علیه ایران را به راه انداخت. تیم او در کنار شمار دیگری از تندروهایی که از سوی وزیر خارجه ایران گروه «ب» خوانده شد، به صورت بی محابا  تیر اتهام های خویش را به سمت جمهوری اسلامی روانه کرد. وقتی ترامپ اعلام کرد که ایالات متحده را از توافق هسته ای با ایران خارج می کند، بولتون بخشی از تیمی شد که نه تنها ایران، بلکه هر کشوری را که کوشید با آن تعامل اقتصادی داشته باشد، تحت فشار قرار داد  .حتی وقتی که ایالات متحده به طور مستقیم ایران را هدف قرار نمی داد باز این بولتون بود که ورای خواسته ترامپ تغییر نظام ایران را دنبال می کرد. او در ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی ایران، سیاق هم پیمان تندروی اسرائیلی خود یعنی نتانیاهو را در پیش گرفت و در توئیتر ویدئویی منتشر کرد و گفت «فکر نمی‌کنم سالگردهای زیاد دیگری برای جشن‌گرفتن جمهوری اسلامی ایران باقی مانده باشد».  هدف او کاملاً روشن بود: سقوط جمهوری اسلامی در صورت لزوم با جنگ و جایگزینی آن با حامیان مالی اش که  گروه تروریستی منافقین را شامل می شد.  

گروهی که طبق محاسبات خود به دنبال تحریک برای راه انداختن جنگ بین ایران و امریکا بودند تا به گمانی باطل پس از جنگ وارد خرابه های به جای مانده شوند و غنیمت جمع کنند.

تدارک جنگی

بولتون تحت تأثیر شواهدی که بی تردید از اسرائیل در رابطه با آمادگی ایران برای حمله به منافع ایالات متحده در منطقه دریافت کرده بود، تا مرز آرایش جنگی در خلیج فارس هم پیش رفت و از اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به منطقه خلیج فارس خبر داد. او در این مسیر از پنتاگون هم خواسته بود تا یک فهرست از گزینه های نظامی برای حمله به ایران تهیه کند و با این اقدام بسیاری از مقامات دولت ترامپ را به وحشت انداخت. چه در هفته های اخیر این جدالی که دیگر برای این چهره تندخوی کاخ سفید وجه حیثیتی یافته بود، ابعاد گسترده تری به خود گرفت.  او کوشید اشتیاق پایان ناپذیر ترامپ برای مذاکره با تهران را از مسیر دوچندان کردن فشارها بر تهران تا آغاز یک حمله نظامی به بهانه سرنگونی پهپاد امریکایی از سوی ایران ممکن کند. او در واقع می کوشید رئیس جمهور امریکا را با هدایت به سمت تصمیم گیری های خطرناکش به سمت یک پایان وحشتناک سوق دهد. بولتون خواستار ادامه سیاست جنگ سرد با کشورهای طرف دعوا بود و ترجیح می داد حالت همزیستی تخاصم جویانه با ایران ادامه داشته باشد تا شرایط برای تغییر نظام و باج گیری از آن ادامه یابد.

تردید ترامپ

همه تلاش های بولتون برای کشاندن امریکا به جنگ علیه ایران در حالی بود که ترامپ روی متفاوتی به ایران نشان می داد. رویی که چندان بی‌شباهت به سیاست خشم او نسبت به کره شمالی نبود. چه رئیس جمهور امریکا با نادیده گرفتن پیش شرط های مفصلی که با همفکری  جنگ‌طلبان کابینه اش برای مذاکره با تهران تعیین کرده بود، اعلام کرد که «تنها کاری که دولت ایران باید انجام دهد این است که با او تماس بگیرد و بگوید که امکان توافقی عادلانه وجود دارد». ترامپ برای رسیدن به این خواسته تا جایی پیش رفت که گفت «به دنبال آسیب رساندن به ایران نیست و می خواهد که این کشور قدرتمند باشد و اقتصاد خوبی داشته باشد. اما آنها باید با من تماس بگیرند». به این ترتیب رئیس جمهور امریکا نشان داد که نمی خواهد برای نشستن بر سر میز مذاکره با ایران بجنگد و تنها به دنبال ایجاد فشار برای گرفتن امتیاز است اما کسانی چون بولتون بودند که می کوشیدند فشارهای امریکا به ایران آن‌قدر زیاد شود که تحمل آن تمام شود و آن وقت درگیری نظامی بزرگ آغاز شود.

نبرد رسانه ای ظریف با گروه «ب»

بولتون در عین حال یکی از اعضای ائتلاف ضد ایرانی موسوم به گروه «ب» بود که پیشتر از سوی محمدجواد ظریف در یک نبرد توئیتری برای ائتلاف بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی)، بن‌سلمان (ولیعهد رژیم سعودی) و بولتون (مشاور امنیت ملی دولت امریکا) به کار گرفته شده بود. ظریف در مصاحبه با یکی از نزدیک ترین رسانه های امریکایی به دولت امریکا با اشاره به تلاش‌های برخی چهره های نزدیک به ترامپ برای تغییر نظام ایران، کارزار فشار حداکثری را محکوم به شکست دانسته بود. از نگاه ظریف گروه «ب» آتش بیار اصلی معرکه در روابط ایران و امریکاست و خود ترامپ شخصاً میل و تمایلی به درگیری و منازعه با ایران ندارد اما منفعت طلبی و روحیه جنگ طلبانه افرادی چون بولتون، بن سلمان و نخست وزیر اسراییل فضا را برای ترامپ طوری شکل داده اند که به سمت رویارویی مستقیم با ایران حرکت کند. حاصل عملی تکرار این گزاره که بارها از سوی ظریف به صورت جدی در برابر دیدگان افکار عمومی به نمایش درآمد، مشخص شدن مرزبندی جنگ طلبان با ترامپی بود که خواسته مذاکره با تهران را نه از طریق جنگ که از طریق فشار اقتصادی و تحریم جست وجو می کرد. چنانکه ترامپ یک بار در جلسه ای به مشاوران و دستیارانش تأکید کرده بود که نمی‌خواهد افزایش فشارها بر ایران موجب درگیری شود.

پیام شبانه

از سوی دیگر عملکرد بولتون در ماه‌های گذشته بارها از سوی شمار زیادی از چهره ها و شخصیت های صاحبنام سیاسی و محافل و اندیشکده های تأثیرگذار در عرصه سیاست خارجی امریکا با انتقاد مواجه شده بود. این انتقاد که او در حالی برای به راه انداختن جنگ علیه ایران تلاش   می کند که ظاهراً از بی توجهی، فریب و منفعت شخصی ای که ایالات متحده را در فاجعه های ویتنام و عراق درگیر کرد اطلاعی ندارد. ماجراجویی های ناکامی که به همه کشورهای طرف جنگ آسیب های جبران ناپذیری وارد کرد. به تدریج هویدا شد که بولتون با ادعای انجام  مسئولیتش تا چه اندازه قادر بود از قدرت خود برای پیشبرد هدف بلند مدتش یعنی تغییر نظام در ایران استفاده کند. هدفی که عملاً با مقاومت تهران و کناره گیری اغلب بازیگران بزرگ جهانی از وارد شدن به بازی تندروهای واشنگتن با ناکامی مواجه شد و ترامپ را ناگزیر کرد تا در آستانه یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری به تغییر و تعدیل سیاست های تقابل جویانه خود روی بیاورد و در گام اول چهره جنجالی دولتش را کنار بگذارد.  این چنین بود که حتی شماری از چهره های سیاسی امریکا با انتقاد از مواضع جنگ طلبانه دولت این کشور به وضوح اعلام کردند که  با جنگی که جز برای خدمت به منافع یک گروهک رانده شده ایرانی و سخنگوی رسمی آن هدفی ندارد، کاری ندارند. در چنین فضایی قابل انتظار بود که سرخوردگی ترامپ از پیگیری سیاست هایی که بر تعمیق هرچه بیشتر فشار بر کشورهای طرف دعوا تأکید داشت، به پیام شبانه و کوتاه سه شنبه شب او در صفحه توئیترش ختم شود که «دیگر نیازی به حضور جان بولتون در کاخ سفید نیست».

منبع: اقتصاد آنلاین

مطالب پیشنهادی:

نخستین تصاویر از شبنم نعمت‌زاده در دادگاه

واکنش سحر قریشی به درگذشت دختر آبی

اگر فردی بالای یک میلیارد پول در حسابش باشد، مصادره خواهد شد

کلیدواژه: واشنگتن دونالد ترامپ جان بولتون

منبع این خبر، وبسایت www.eghtesadonline.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۵۰۸۱۷۸۷ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
خبر بعدی:

مذاکره نکردن با امریکا صدای واحد ایران

مردم صاحبان اصلی کشور و انقلابند و مسئولان خدمتگزار مردمند. این حقیقتی است انکارناپذیر که طی سال‌های پس از انقلاب بار‌ها و بار‌ها توسط امام راحل و امام خامنه‌ای مورد تأکید قرار گرفته است. ۲۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۹:۲۵ رسانه ها خواندنی نظرات - اخبار رسانه ها -

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، سید عبدالله متولیان طی یادداشتی در روزنامه جوان نوشت :مردم صاحبان اصلی کشور و انقلابند و مسئولان خدمتگزار مردمند. این حقیقتی است انکارناپذیر که طی سال‌های پس از انقلاب بار‌ها و بار‌ها توسط امام راحل و امام خامنه‌ای مورد تأکید قرار گرفته است. در آخرین نمونه؛ مقام معظم رهبری در ابتدای درس خارج خود در روز سه‌شنبه 26 شهریورماه 98 بر آن تأکید کرده و فرمودند: «زمام بهبود امور کشور به دست مردم و به ویژه جوانان است، عزم، تصمیم، بصیرت و ایمان مردم می‌تواند کشور را به نقطه مطلوب برساند و بر همین اساس است که مکرراً بر جدی گرفتن ظرفیت‌های داخلی در همه بخش‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی تأکید و تکیه می‌کنیم.»


فرمایش رهبری یادآور دو نکته و حقیقت پنهان در باره مذاکره با امریکا در سال 1392 است. در سال 92 جمهوری اسلامی نه به خاطر فشار حداکثری دشمن و تشدید تحریم‌ها بلکه صرفاً به این دلیل که شعار آقای روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری با رأی مردم تبدیل به مطالبه ملی شده بود مذاکرات با شیطان بزرگ را قبول کرده و در عین حال، چون نظام اسلامی در سایه لطف، هدایت و عنایت پروردگار، متکی به پشتیبانی مردم است و در همه حال مردم از انقلاب خود حمایت کرده و در مقابل دسیسه‌ها و آتش‌افروزی‌های دشمن خواهند ایستاد تأکید شد که از مذاکرات ضرر نخواهیم کرد؛ و دلیل دوم قبول مذاکره وجود تردیدی بود که در بین بخشی از مردم نسبت به احتمال نتیجه بخش بودن مذاکره با شیطان بزرگ وجود داشت و این تردید نه با استدلال بلکه در متن مذاکره قابل رفع بود.


اینک حاصل شش سال مذاکرات طولانی با شیطان اعظم و طرف‌های غربی و توافقنامه برجام سکه‌ای دو رو است که یک روی این سکه، نقش ابلیس و خساراتی است که شیاطین غربی طی شش سال گذشته به جمهوری اسلامی ایران وارد کرده اند: «فعالیت‌های هسته‌ای ایران تقریباً به حال تعلیق درآمده»، «تحریم‌ها تشدید شده و تحریم‌های کاتسا و سیاه‌چاله‌ای نیز به آن‌ها اضافه شده»، «آورده ایران از برجام خسارت محض و تحقیقاً هیچ بوده»، «امریکا از برجام خارج شده و به هیچ‌کدام از تعهداتش عمل نکرده»، «اروپایی‌ها نیز به هیچ‌کدام از تعهدات خود عمل نکرده اند»، «مبادلات مالی ایران به طور مطلق مسدود شده»، «غربی‌ها انجام تعهدات خود را به قبول مذاکره از سوی ایران در سایر حوزه‌های مورد علاقه آنان نظیر موشکی، حقوق بشر، قبول قوانین یکسویه مبارزه با تروریسم!، محدودسازی نفوذ منطقه‌ای ایران، عدم حمایت از محور مقاومت و... توسعه داده‌اند»، «اقتصاد و معیشت مردم در نتیجه فرصت سوزی شش ساله آسیب جدی دیده است» و...، اما روی دیگر این سکه را مردم ایران نقش کرده‌اند: «مردم ایران به غرب به ویژه امریکا مطلقاً اعتماد ندارند»، «نفرت مردم ایران نسبت به بدعهدی و خوی کثیف استعماری غرب به شدت افزایش یافته است»، «بصیرت مردم به شدت بالاتر رفته است»، «قدرت بازدارندگی نظامی ایران به ویژه در حوزه موشکی تعیین‌کننده میدان نبرد است»، «عمق استراتژیکی ایران بیشتر و محور مقاومت در کل منطقه غرب آسیا بر اوضاع مسلط شده است»، «دولتمردان و مسئولان کشور در سایه مطالبات مردم از حل مشکلات کشور از طریق بیگانگان ناامید شده و توجه خود را به استفاده از ظرفیت‌های داخلی معطوف داشته‌اند»، «علاوه بر همدلی و یکپارچگی بین مسئولان و دولتمردان، یک همسویی استثنایی بین احزاب، جناح‌ها و جریانات سیاسی با مردم نیز در باره عدم هر گونه مذاکره با امریکا به‌وجود آمده است» و در یک کلمه «دیگر در ایران کسی از مردم مطلقاً خواهان مذاکره با شیطان بزرگ نیست.»


اگر چه برای مسئولان و دولتمردان خواست مردم حجت است و مردم با بصیرت، فهیم و انقلابی ایران طالب مذاکره با شیطان بزرگ نبوده و به این باور قطعی رسیده‌اند که اعتماد به دشمن عین حماقت و عین خیانت است و (دقیقاً مانند بسیاری از حوزه‌ها مثل حوزه‌های نظامی، امنیتی، علمی و... که با تکیه به داخل شگفتی‌ساز بوده‌ایم) تنها راه حل مشکلات اقتصادی، معیشتی، فرهنگی و... در کشور تکیه به ظرفیت‌های بالای داخلی و استفاده از توانمندی جوانان با انگیزه کشور و بهره‌گیری از مشی و روش‌های جهادی و انقلابی است، اما علاوه بر خواست و اراده مردم، نظام مقدس جمهوری اسلامی برای مذاکره نکردن با امریکا به‌عنوان پرچمدار نظام سلطه دارای منطق و حجت علمی و استدلالی نیز هست. حضرت امام خامنه‌ای حجت و منطق استدلالی برای عدم مذاکره با غرب وحشی را این‌گونه بیان می‌فرمایند:


«رژیم ایالات متحده به دنبال آن است که هم برای رقبای داخلی خود و هم برای اروپایی‌ها این را به‌عنوان یک سیاست قطعی جا بیندازد که تنها راه مواجهه با ایران، فشار حداکثری است. امریکایی‌ها و متحدان آن‌ها به ناکام ماندن سیاست فشار حداکثری در به زانو درآوردن ایران، اذعان کرده‌اند، هدف آن‌ها از مذاکره این است که به همه ثابت کنند فشار حداکثری جواب داد و مسئولان جمهوری اسلامی بر خلاف آنکه می‌گفتند مذاکره نمی‌کنیم مجبور شدند پای میز مذاکره بیایند، بنابراین تنها راه مواجهه با ایران، فشار حداکثری است. اگر دشمن توانست اثبات کند که فشار حداکثری علاج کار ایران و مؤثر بر روی ایران است، ایران و ملت عزیز ما دیگر روی آسایش را نخواهند دید، چون پشت سر همه سیاست‌های مستکبرانه امریکا این سیاست قرار خواهد گرفت و از این به بعد، هر چیزی را که قلدرانه از جمهوری اسلامی مطالبه کنند، اگر به آن‌ها «چَشم» گفتیم، مسئله تمام است، اما اگر «نه» گفتیم دوباره فشار حداکثری آغاز خواهد شد. علت اصرار امریکایی‌ها و واسطه کردن برخی اروپایی‌ها برای مذاکره و دیدار در همین چارچوب است. علت اصرار اروپایی‌ها به اینکه اگر با رئیس‌جمهور امریکا یک جلسه بگذارید همه مشکلات شما حل خواهد شد، این است که اثبات کنند فشار حداکثری در مقابل ایران یک سیاست موفق است و باید همین سیاست را به کار بست. ما در مقابل باید ثابت کنیم که سیاست فشار حداکثری در مقابل ملت ایران پشیزی ارزش ندارد.


جمهوری اسلامی بنا به خواست و اراده مردم و بر اساس منطق و استدلال قوی با هر نوع مذاکره با شیطان بزرگ مخالف بوده و امریکا و غرب هیچ راهی جز عقب‌نشینی از سیاست استکباری خود نسبت به ایران ندارند و امریکا هم اگر مایل به مذاکره با ایران است باید در برابر منطق قوی ایران سر تعظیم فرود آورده و شرط ایران را برای مذاکره بپذیرد: «چنانچه امریکا حرف خود را پس گرفت و توبه کرد و به معاهده هسته‌ای که آن را نقض کرده است، بازگشت، آن‌وقت در جمع کشور‌های عضو معاهده که شرکت و با ایران صحبت می‌کنند، امریکا هم می‌تواند شرکت کند، اما در غیر این‌صورت هیچ مذاکره‌ای در هیچ سطحی بین مسئولان جمهوری اسلامی و امریکایی‌ها اتفاق نخواهد افتاد نه در نیویورک و نه غیر آن».

انتهای پیام/

بازگشت به صفحه رسانه‌‌ها

R1437/P/S9,1299/CT12

دیگر خبرها

  • اظهارات وزیر علوم درباره دانشمند ایرانی بازداشت شده: امریکا هیچ شرطی برای آزادی مسعود سلیمانی ندارد
  • تصاویر/ انفجار نزدیک کارزار انتخاباتی رئیس جمهور افغانستان در شمال کابل
  • برکناری بولتون و اهداف ترامپ
  • جنگ با ایران ویرانگر است/اخراج بولتون تغییر بزرگی ایجاد نمی‌کند
  • ترامپ در نقش سوپرمن! / آرزو‌های آمریکا را به خبر تبدیل نکنید!
  • برکناری معاون بانک مرکزی به دستور همتی
  • برکناری معاون بانک مرکزی
  • پمپئو بعد از ترامپ به اصلی ترین سیاستگذار خارجی آمریکا بدل می‌شود
  • عقب نشینی ترامپ از موضع جنگ افروزی با ایران
  • انفجار نزدیک کارزار انتخاباتی رئیس جمهور افغانستان در کابل؛دستکم ۲۴ کشته و ده‎ها زخمی
  • انفجار بمب در کارزار انتخاباتی هواداران اشرف غنی
  • ایران اخراج بولتون را تغییر سیاست ترامپ تفسیر نکند
  • اعتراف تلخ امریکا به شکست در تحریم نفتی ایران
  • وعده صلح تا فدرالیسم و حقوق زنان ؛ نگاهی به شعارهای انتخاباتی در افغانستان
  • پشت پرده سناریوسازی علیه ایران درباره آرامکو/ توصیه‌ای که سفیر فرانسه به روحانی کرده بود
  • اعتراف به شکست تلخ ترامپ در رسانه‌ها / ایران با تحریم نفتی قدرتمندتر شد
  • اعتراف به شکست تلخ ترامپ توسط رسانه‌ها/ ایران با تحریم نفتی قدرتمندتر شد
  • اعتراف به شکست تلخ ترامپ توسط رسانه‌های آمریکایی/ ایران با تحریم نفتی قدرتمندتر شد
  • برکناری بولتون هیچ تاثیری بر ایران نخواهد داشت