برکناری جان بولتون، مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ بازتاب گسترده ای در رسانه های داخلی و خارجی داشته ولی دیدگاهی هم براین باور است که آمدن و رفتن آدم ها در آمریکا نباید در نگاه و تحلیل ما تأثیر بگذارد. اما آیا تفاوت نمی کند سبیلوی عبوس جنگ طلب، هم نشین و مشاور رییس جمهوری آمریکا باشد یا هر کسی دیگر؟

به گزارش ایسنا، مهرداد خدیر در ادامه در عصر ایران نوشت: « تغییرات شکلی در هیأت حاکمۀ آمریکا، تأثیری بر اِدراک ایران ندارد.

» این سخن را آقای علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی در واکنش به برکناری جان بولتون مشاور جنجالی امنیت ملی شورای امنیت ملی رییس جمهوری آمریکا بیان داشته است.

این در حالی است که برکناری یا اخراج بولتون از کاخ سفید از غروب سه شنبه به این سو یکی از مهم‌ترین خبرهای جهان بوده و تحلیل‌ها و تفسیرهای مختلفی دربارۀ آن انتشار یافته است.

جالب‌تر و صریح‌تر از همه البته توییت خانم «الیزابت وارن» سناتور شاخص دموکرات و منتقد جدی ترامپ است که نوشته است: «برای آمریکایی‌ها خوب شد که جان بولتون دیگر در کاخ سفید نیست. برای جهانیان هم بهتر خواهد شد اگر کسی که بولتون را بر سر کار آورده بود نیز برود.»

وزیر خارجه ایران البته موضع طعنه‌آمیزی اتخاذ کرده و گفته «ما در امور داخلی آمریکا دخالت نمیکنیم» اگرچه میدانیم آقای ظریف اصطلاح گروه «ب» را ابداع کرده و جان بولتون یکی از اضلاع چهار‌گانه آن بود (جان بولتون، بن سلمان، بن زاید و بنجامین نتانیاهو) و حالا از این چهار نفر (که نام یا نام خانوادگی آنان با حرف "ب" شروع می‌شود) دو نفر کنار رفته‌اند: بن زاید با تغییر یا تعدیل مواضع دولت امارات و بولتون هم با اخراج.

اگر منظور آقای شمخانی این باشد که اصل کاری که همان «دونالد ترامپ» باشد همچنان در کاخ سفید است، یا به کمتر از رفع تحریم‌ها رضایت نمی‌دهیم سخن درستی است اما اگر از این باور و انگاره حکایت کند که آدم‌ها هیچ نقشی ندارند یا نقش روی دیوار سیاست‌اند و از این رو متقابلا یک سیاست واحد را در هر حالت باید در پیش گرفت با اقتضائات سیاستورزی منفعتگرایانه انطباق ندارد.

چرا که سیاست، فن اولویتها و علم مقدورات است و همین به ما میگوید بین جان بولتون که در میتینگهای مجاهدین خلق سخنرانی و پول دریافت می کرد و آشکارا از براندازی سخن میگفت با اسلاف او تفاوت بود و چه بسا با خلف او باشد و مهمتر این که به عنوان نماد جنگ و آتش افروزی و اجتناب از راه حلهای دیگر شناخته میشد.

از ابتدای جمهوری اسلامی البته این سخن را زیاد شنیدهایم که رییسان جمهوری آمریکا با هم تفاوتی ندارند و فونداسیون و پی ثابت است و اینها نما یا دکورند اما در عمل اتفاقا واکنشها یکسان نبوده و تفاوتها به رسمیت شناخته شده چرا که اگر غیر این بود گروگانهای آمریکایی را درست در لحظۀ سوگند یادکردن رونالد ریگان در فرانکفورت تحویل نمیدادیم.

شاه در مرداد ۵۹ مُرد و حل و فصل مناقشه گروگانها در همان ماه یا شهریور یا مهر آن سال میتوانست به برگ برندۀ جیمی کارتر در انتخابات آبان ماه بدل شود اما به عکس علیه او به کار رفت.

در مجلس ایران که تازه تشکیل شده بود دو چهرۀ متعلق به دو طیف متفاوت و منتقد هم هر چه فریاد برآوردند گروگانها را زودتر آزاد کنیم تا کاخ سفید به دست جمهوری خواهان نیفتد همان تفکر که معتقد بود تفاوتی ندارند اعتنا نکرد و کاخ سفید ۱۲ سال به دست جمهوری خواهان افتاد و هشت سال جنگ ما هم در این بازۀ زمانی جای میگیرد.

آن دو نماینده یکی ابراهیم یزدی بود؛ وزیر خارجۀ دولت موقت که سالها در آمریکا زندگی و تحصیل و تدریس و فعالیت سیاسی کرده و با زیر و بم تفاوتهای دو حزب آمریکا آشنایی داشت و دیگری محمد منتظری که به عنوان چهرهای رادیکال و مخالف نهضت آزادی و دکتر یزدی و لیبرال ها شناخته میشد اما به سبب دوستی با معمر قذافی و فعالیتهای انقلابی در خارج از کشور تفاوتها را می دانست و او هم اصرار داشت کاخ سفید را تحویل جمهوری خواهان ندهیم و از جیمی کارتر بازنده نسازیم.

تفکر «هر دو مثل هماند» یا «آدمها کارهای نیستند» و «سیاستشان تغییر نمیکند» اما غلبه یافت و گروگانها ماندند و ماندند و وقتی آزاد شدند که جیمی کارتر بازی را به رونالد ریگان واگذار کرد.

آقای شمخانی میگوید: «ملاک ارزیابی ایران، سیاست واقعی و عملکرد آمریکا به ویژه در قبال پایبندی به تعهدات بین المللی است و رفع تحریمها علیه مردم ایران». این سخن البته درست است اما مشخص نیست مراد از این جمله چیست: «تغییرات شکلی در هیأت حاکمۀ آمریکا، تأثیری بر ادراک ایران ندارد.»

البته ایشان بعدتر توضیح میدهند « اوباما و ترامپ، هر دو سیاست تحریم ملت ایران را دنبال کردند.»

با این حال این پرسش پدید میآید پس چرا با اوباما مذاکره و توافق شد و با ترامپ نمیشود؟ با منطق «هر دو مثل هماند» چه کار داریم اوباما بر سر کار است یا ترامپ. البته ایشان قبلتر گفته بود «امضای برجام، کاری اشتباه بود» و شاید از همین منطق برخاسته که همه مثل هماند.

میتوان حدس زد که ایشان نگران احتمال دیدار رییس جمهوری ایران با رییس جمهوری آمریکا در چارچوب نشست ۱+۵ و نه جداگانه و دربارۀ برجام یا تحریمها و نه اختلافات فی مابین باشد یا در این جایگاه صلاح نمیداند ذوق‌زدگی نشان دهد اما آیا واقعا در سیاست همه مثل هم هستند؟

این گفتار بر آن است این نظر را طرح کند که آدمها همه جا تأثیر دارند و هر چند در چارچوب یک سیاست قرار گیرند اما باز با هم تفاوت دارند.

بهترین گواه هم خود دریابان علی شمخانی دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی است که با سلف خود –آقای سعید جلیلی – تفاوت دارد با این که هر دو در کلان یک سیاست را پی میگیرند. قبلی خشک و متصلب بود و دربارۀ آقای شمخانی به گواه همین متن میگوییم و مینویسیم و نزدیکان او مدام با نمایندگان رسانهها نشست میگذارند.

در همین جمهوری اسلامی و در سی سال پس از درگذشت رهبر فقید انقلاب، مگر ۴ رییس جمهوری بر سر کار نیامدهاند؟ عین هم بودهاند یا تفاوتها داشته‌اند؟

هاشمی رفسنجانی به توسعۀ آمرانه اقتصادی باور داشت و خاتمی دل باخته توسعۀ سیاسی بود هر چند در عمل سیاستهای اقتصادی و معیشتی او به بار نشست و در نگاه مردم بهترین دوران را به رغم شعارهای سیاسی در اقتصاد رقم زد.

احمدینژاد به توزیع ثروت باور داشت و کارهایی چون حذف یارانههای غیر مستقیم در دوران او صورت پذیرفت و روحانی تابوی مذاکره با آمریکا را چه با گفتوگوهای طولانی مدت وزیر خارجهاش با همتای آمریکایی در ژنو و وین و چه ۱۵ دقیقه مکالمۀ تلفنی خودش با باراک اوباما در نیویورک شکست.

آیا میتوان گفت «ادراک»ها متفاوت بوده است؟ شاید آری و شاید نه. اما سیاستها قطعا متفاوت بوده و هر چهار نفر هم رییس جمهوری ایران بودهاند.

خود آقای شمخانی نه تنها با آقای جلیلی تفاوت دارد که با دیگر وزیران دولت اصلاحات. چون هیچ یک با رییس خود وارد رقابت بر سر ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۰ نشد اما او شد.

اگر آدمها با هم تفاوت نداشتند مربیان فوتبال را این قدر تغییر نمیدادند. مثال دیگر در تفاوت اشخاص وضعیت مجمع تشخیص مصلحت نظام در حیات و ممات هاشمی رفسنجانی است.

آیا مجمع پس از مرگ او و در این قریب سه سال که عملا به محاق رفته با قبل از ۹۵ قابل قیاس است؟ مگر چه اتفاقی افتاده جز خروج یک نفر؟

اگر آدمها تأثیر ندارند چرا رسانهها اکنون آزادانه مطالب مربوط به قوۀ قضاییه را منتشر میکنند و در زمان آقای صادق لاریجانی کسی جرأت نداشت دربارۀ این دستگاه، نازکتر از گل بگوید؟ مگر آقای رییسی در همان ساختار مدتی معاون اول نبوده است؟ همین نشان میدهد آدمها تأثیر دارند.

در همین عربستان، دوران پادشاه فعلی با ولیعهدی که یادآور صدام حسین است با عصر ملک عبدالله فقید تفاوت ندارد؟

بهترین مثال اما همچنان خود گوینده است که نه تنها با سلف خود – آقای جلیلی- تفاوت دارد و نه تنها با وزیران دیگر خاتمی، چون ردای رقابت با رییس خود را پوشید که با دیگر منصوبان رییس جمهور روحانی، چون مواضع متفاوت دارد و حتی با کثیری از سپاهیان، چون وارد ارتش شد و از او با عنوان دریادار یاد میشد و اکنون دریابان.

در این تصور یا تفکر که ما با ساختارهای متصلب طرف هستیم و نه با افراد متنوع و منعطف، بیمهایی مغایر با منافع ملی مستتر است.

بیمهایی از این دست:

۱.از پارهای فرصتها که معلوم نیست تکرار شوند یا نه نتوانیم استفاده کنیم. چقدر احتمال دارد بار دیگر چهرهای با خاستگاه باراک اوباما قدرت را در آمریکا در دست گیرد؟ واقعا چقدر امکان داشت با آدمی جز اوباما بتوانیم به توافق برسیم؟ اگر همه را مثل هم ببینیم اوباما و غیر اوباما ندارد اما اگر به تفاوتها بها دهیم از فرصت بهره میبریم. یکی از تعاریف سیاست همین است.

جمال امامی نخست وزیری را به دکتر مصدق تعارف کرد و گفته میشود سید ضیا نزد شاه و منتظر پاسخ منفی مصدق در مجلس بود اما مصدق که همواره از قبول نخست وزیری امتناع میکرد پیشنهاد جمال امامی را روی هوا قاپید و دست روی چشم گذاشت و گفت به چشم! چون میدانست چنین فرصتی دیگر به دست نخواهد آمد.

بعد هم وقت خود را به همایشها و دیدارهای بیهوده نمیگذراند و در همان ۲۷ ماه به اندازه دهها سال کار کرد چون میدانست این فرصت چه بسا تکرار نشود. حالا ما بگوییم اوباما و ترامپ فرق ندارند و بولتون با قبلیها و بعدیها؟

۲. یکی از مهمترین تفاوت  افراد خاص با عوام «تفکیک» است. چرا منِ نویسندۀ این سطور نمیتوانم مانند یک موزیسین از ارکستر سمفونی لذت ببرم؟ چون نمیتوانم سازها را از هم تفکیک کنم. از نخبگان انتظار میرود تفکیک کنند. در دکانهای میوهوترهبار هم دیگر اجازه میدهند مردم «سوا» کنند. در سیاست هم نمیتوان «درهم» کالا عرضه کرد.

۳. اگر قرار باشد همه را یکسان ببینیم قدرت پاسخ دهی به نشانهها را از دست میدهیم. در تعریف انسان میگویند انسان یعنی «حافظه و واکنش». اگر فراموش کنیم و قدرت واکنش را از دست بدهیم نشانه مخاطرهآمیزی است.

سیاست هم جز این نیست. نه حافظه شامل به یاد داشتن بدیها را باید از دست بدهیم و نه واکنش به اتفاقات جدید را. یکساننگری اما توان واکنش را زیر سؤال میبرد.

۴. اگر به این باور برسیم که آدمها کارهای نیستند و تنها سیستم عمل میکند یک نسخۀ واحد را در حالات مختلف تجویز میکنیم و طرفهای خارجی از گفتوگو با ما احساس ملال میکنند چون مدام یک جمله را تکرار میکنیم و به عبارت دیگر ناگزیریم رو بازی کنیم.

۵. متقابلا همین تصور به خارجیها هم القا میشود و آنگاه تغییر دولتها در ایران را جدی نمیگیرند. در داخل هم چنین انگارهای شکل میگیرد.

تا قبل از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سیاستهای ایران با تغییر دولتها تفاوت میکرد و مردم چنین باوری داشتند اما اواخر کار به جایی رسید که تغییر ۴ نخست وزیر در یک سال هم افاقه نکرد و مردم بین جانشینان متعدد و متنوع جمشید آموزگار (شریف امامی، ازهاری و بختیار) تفاوتی قایل نبودند و مستقیم خود شاه را مخاطب شعارها قرار دادند.

آیا شکلگیری چنین انگارهای به نفع امنیت ملی است یا روشی که امام خمینی برای حل مناقشۀ گروگانها در سال ۱۳۵۹ در پیش گرفت و گفت: راه حل را از من نخواهید. مجلس باید تصمیم بگیرد و نهایتا هم مجلس گره را گشود.

مثالها فراوانند که نشان دهد چقدر آدمها در عین شباهتها و محدود و محصور بودن در چارچوبها متفاوتند هر چند که قابل درک است که آقای شمخانی میخواهد بگوید ذوقزده نشدهایم و دنبال کسب امتیازهای بیشتر است اما اصرار بر نفی تفاوتها از منظر داخلی میتواند مغایر امنیت ملی هم باشد چرا که در حال حاضر نیز حجم تبلیغات سنگین رسانههای خارج از ایران علیه شرکت در انتخابات حول این محور است که سیاستها ثابتند و تغییر افراد تغییری ایجاد نمیکند.

انتهای پیام

منبع: ایسنا

کلیدواژه: جان بولتون

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.isna.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «ایسنا» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه در مورد انتشار این خبر انتقاد یا پیشنهادی دارید لطفاٌ کد ۲۵۰۸۵۵۸۴ را به همراه موضوع به آدرس ایمیل [KHABARBAN] ارسال فرمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

اظهارات جنجالی نماینده مجلس: ماشین شاسی بلند می‌خواهم /این درست است که نماینده مردم پیاده باشد؟

تصاویر| استایل تازه ایوانکا ترامپ سوژه رسانه‌ها شد

عکس| جنجال رقص یک زن روی تابوت

ترافیک «دناپلاس» در بهارستان| جنجال تحویل خودروی قسطی به نمایندگان انقلابی؛ ۸ میلیون قسط از کجا؟

ایلام یکی از پاک ترین استان های کشور در بحث مواد مخدر است

خبر بعدی:

9 اختلاف مهم زناشویی که زندگی تان را به طلاق می کشاند

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از بیتوته،

سیمین: فکرش را هم نمی کردم که اوضاع زندگی مان این قدر خراب شود.

بهنام: چرا قبل از ازدواج به من نگفته بودی که علاقه ای به رفت و آمد بافامیل های نزدیک نداری؟

سیمین: تو چرا به من نگفته بودی که در زندگی فقط به فکر پول هستی؟

بهنام: من فقط به فکر پولم!؟ واقعا ثابت کردی که در حد سیکل بیشتر نمی فهمی!

سیمین: باز می خوای مدرک لیسانس ات را به رخم بکشی؟ باز خوبه خدا را شکر وضع مالی ما از خانواده شما بهتر بود وگرنه...

 

 

 

این دیالوگ ها شبیه گفت و گوهایی است که بین برخی زن و شوهرهایی اتفاق می افتد که قبل از ازدواج به اهمیت تفاوت های شخصیتی و خانوادگی شان توجه نکرده و اصل هم کفو بودن را جدی نگرفته اند. اگر دختر و پسری اهمیت هم کفو بودن را بدانند و با توجه به آن ها تصمیم به ازدواج بگیرند، در زندگی زناشویی بسیار موفق تر و شادتر خواهند بود.

 

محرابی، کارشناس و مشاور خانواده : به طور طبیعی انسان ها در بسیاری از جنبه های فردی و شخصیتی با یکدیگر تفاوت دارند و همین تفاوت ها، باعث اختلاف در انگیزه ها، سلایق و دیدگاه های آنان است؛ بنابراین وجود اختلاف در بین افراد و به ویژه زن و شوهرها یک امر طبیعی است و نباید انتظار داشته باشیم که یک زن و مرد در زندگی مشترک مثل هم فکر کنند و یا رفتارهای آنان کاملا شبیه به هم باشد چرا که این امر بسیار بعید و شاید غیر ممکن به نظر برسد. آن چه که مهم است و باید به آن توجه شود نوع و میزان این اختلافات است که با توجه به نسبی بودن آن در بین افراد و زوج های مختلف، فرق می کند و به همین دلیل هم قطعا راهکارهای کاهش اختلافات و درگیری ها نیز تفاوت هایی خواهد داشت و ما نمی توانیم برای همه زوج ها، نسخه واحدی ارائه دهیم.

 

آگاهی از تفاوت های فردی، یک اصل غیرقابل انکار

معمولا دختر و پسرهایی که قبل از ازدواج این واقعیت را پذیرفته و با آگاهی از این تفاوت های فردی، وارد یک زندگی مشترک شده اند، چالش های کمتری را در زندگی خود احساس می کنند زیرا سطح انتظارات خود را از طرف مقابل، بر این مبنا تنظیم می کنند. نکته اساسی در این تفاوت های فردی، این است که اگر زن و شوهر این تفاوت های فردی را به عنوان یک اصل غیر قابل انکار درک نکنند همواره جهان و پدیده های گوناگون زندگی و حتی سطح انتظارات، آرزوها و توانمندی های خود را از دیدگاه خودشان مورد بررسی قرار می دهند و این یعنی شروع اختلاف و هر قدر که تفاوت این متغیرها (انتظارات، آرزوها، توانمندی ها و...) بیشتر باشد میزان درگیری و عمق مشکلات بیشتر خواهد بود. در ادامه به چند مورد از علت های عمده بروز اختلافات زوجین اشاره می کنیم که دختر و پسرها می توانند با توجه به آن ها، تصمیم دقیق تر و اصولی تری برای ازدواج شان بگیرند.

 

اختلاف در حوزه معنویت :

مرد و زنی که از نظر رعایت و پایبندی به امور معنوی هم کفو نیستند، زندگی بی دغدغه ای نخواهند داشت؛ بنابراین در امر ازدواج، بعد اعتقادی به ویژه جنبه های معنوی آن باید به صورت خاص، مورد توجه قرار گیرد و زن و شوهر مطمئن شوند که در حوزه اعتقادی با هم اختلاف نظر ندارند.

 

اختلاف طبقاتی :

با آن که زوج های روشنفکر و خانواده های میانه رو، معمولا به اختلاف طبقاتی زیاد اهمیت نمی دهند و تلاش می کنند تا خوشبختی خود را با تفاهم و همکاری تضمین کنند، گاهی سطح متفاوت قدرت اقتصادی و طبقه اجتماعی مشکل ساز می شود. اگر زن از قدرت اقتصادی بالاتری برخوردار و متعلق به خانواده متمولی باشد، این موضوع، ممکن است احساس ضعف و ناتوانی را به مرد منتقل کند که در نتیجه سبب عصبانیت و درگیری او با همسرش می شود و یا بر عکس.

 

اختلاف سنی :

میزان اختلاف سن زوجین یک امر نسبی است و نمی توان عدد مشخص و قطعی در باره آن مشخص کرد ولی آنچه که با توجه به شرایط جامعه ما مورد توافق نسبی کارشناسان و صاحب نظران قرار دارد حدود 3 تا 5 سال است، ولی مسلم است اختلاف سنی بیش از یک دهه مشکلات زیادی را به همراه دارد چرا که در این صورت آقا و خانم در 2 دوران متفاوتی از رشد سنی و روانی قرار دارند و بالطبع خواسته ها و انتظارات شان متفاوت است. به طور مثال، اگر خانم ۲۵ ساله باشد در صورت آماده بودن شرایط به فکر ادامه تحصیل و یافتن شغل خوب است، حال آن که شوهر ۵۰ ساله اش قبلا به این اهداف رسیده و تمرکزش بر ثبات زندگی و آماده شدن تدریجی برای خانه نشینی است.

 

 

اختلاف در بهره هوشی و میزان تحصیلات :

اختلاف زیاد همسران در سطح هوشی و همچنین اختلاف زیاد در میزان تحصیلات، بعضی مواقع، می تواند زمینه ساز مشکل باشد؛ زیرا این 2 نفر در بسیاری از موارد قادر به درک کامل یکدیگر نیستند و این امر سبب ایجاد سوءتفاهم و عدم درک احساسات، عواطف و افکار میان زوجین می شود.

 

تفاوت در تیپ شخصیتی :

به طور قطع زندگی کردن یک فرد برون گرا در کنار یک فرد درون گرا و منزوی، مشکلات زیادی را به همراه خواهد داشت؛ زیرا این 2 نفر هیچ گاه در مسائلی مانند مسافرت، مهمانی رفتن و مهمانی دادن، معاشرت کردن، حضور در اجتماع و بسیاری از جنبه های دیگر به توافق نمی رسند.

 

اختلاف در خلق و خوی :

وجود فاصله زیاد در معیارهای اخلاقی پذیرفته شده زوجین، یکی دیگر از عوامل تنش زا در زندگی محسوب می شود. بعضی افراد عصبانی، خشن، متکبر، خودخواه، از خود راضی و بعضی دارای روحیه ای گرم، خوش برخورد، متواضع و مردم دوست هستند. بنابراین توافق اخلاقی یکی از معیارهای اصلی انتخاب همسر به شمار می رود.

 

اختلاف در دیدگاه ها :

افرادی که نسبت به دنیای اطراف خود همیشه نظر منفی دارند و مدام نیمه خالی لیوان را می بینند، اگر قرار باشد با یک فرد مثبت نگر زندگی کنند به طور قطع مشکل پیدا می کنند، بنابراین دختر و پسرها، قبل از ازدواج، باید به این نکته توجه داشته باشند که دیدگاه طرف مقابل شان درباره زندگی و اتفاقات آن چگونه است.

 

اختلاف در علایق و سلیقه ها :

اختلاف سلیقه یک امر طبیعی است ولی اگر این اختلاف، در راستای توافق و همسویی بین زن و شوهر تعدیل نشود، امکان بروز ناسازگاری افزایش می یابد؛ بنابراین جوانان قبل از ازدواج باید تا حدودی با علایق اصلی یکدیگر آشنا شوند و حداقل، مطمئن شوند که تضادی بین علایق آنها با علایق همسرشان وجود ندارد.

 

اختلاف در خواسته ها و آرزوها :

یکی از مواردی که زمینه بروز درگیری در زندگی را فراهم می کند، همین سطح آرزوها و انتظارات است و بدیهی است که اگر خواسته های یکی از زوجین بسیار ایده آل و رویایی بوده و طرف مقابل دارای توقعات پایین و حداقلی باشد تا زمانی که تعدیل خواسته های رویایی و ارتقای انتظارات ناچیز و سطح پایین انجام نگیرد، همیشه در زندگی مشکل خواهند داشت و شایسته است که در گفت وگوهای قبل از ازدواج جوانان عزیز به این نکته توجه داشته باشند.

 

مهم ترین نکات این مطلب

1 - در شروع زندگی مشترک، همسران نباید توقع تفاهم صددرصدی با یکدیگر را داشته باشند.

2 - دختر و پسرها قبل از ازدواج باید مطمئن شوند که در حوزه اعتقادی، اختلاف نظر اساسی با یکدیگر ندارند.

3 - تفاوت سطح اقتصادی خانواده دختر و پسر باعث احساس ضعف یکی از زوجین در زندگی مشترک خواهد شد.

4 - تفاوت هرگونه علایق و سلیقه در شروع زندگی مشترک لزوما به معنی نداشتن تفاهم نیست.

دیگر خبرها

  • وضعیت کرونا خطرناک‌تر می‌شود | تفاوت موج اول و دوم کرونا در ایران با موج سوم | تازه اول بازی پاندمی است!
  • حریرچی: وضعیت کرونا خطرناک‌تر می‌شود | تفاوت موج اول و دوم شیوع کرونا در ایران با موج سوم | تازه اول بازی پاندمی است!
  • هدف گزارش اخیر گاردین، سیاه نمایی از وضعیت حقوق بشر در ایران است
  • تفاوت عجیب تعداد مشمولان وام ودیعه با مستاجران
  • اعتراف بولتون درباره کلید زدن مکانیسم ماشه
  • لاوروف: تحریم تسلیحاتی ایران 27 مهر لغو می شود/ بولتون: تلاش آمریکا برای کلید زدن مکانیسم ماشه شکست خوررد
  • تفاوت اصلی کرونا با سرماخوردگی و آنفلوآنزا
  • هانی زاده: پیام سخنان روحانی در مجمع عمومی ایستادگی در مقابل آمریکا بود
  • سرمربی الشارجه: پرسپولیس با التعاون تفاوت دارد
  • نگاه عمیق به تفاوت‌های آزمون آیلتس و تافل
  • تفاوت کلیدی کرونا با سرماخوردگی و آنفلوآنزا چیست؟
  •  تفاوت کلیدی کرونا با سرماخوردگی و آنفلوآنزا
  • تفاوت کلیدی کرونا با سرماخوردگی و آنفلوآنزا
  • دشمن امروز با دشمن دوران دفاع مقدس در دشمني تفاوت ندارد
  • تفاوت‌های اختلال سوگ با افسردگی
  • رییس جمهور به صورت شفاف سیاست های ایران مقابل آمریکا را مطرح کردند
  • بررسی یک آبشن من درآوردی خودروسازان؛ تفاوت پلاس و معمولی چیست؟/ ادامه 30 سال کج روی‌ها در صنعت خودرو
  • اصرار ترامپ بر یکجانبه‌گرایی وجهه شورای امنیت را تخریب می‌کند
  • اصرار ترامپ بر یکجانبه‌گرایی باعث تخریب وجهه شورای امنیت خواهد شد