چرا جان بولتون وارد دولت دونالد ترامپ، رييس‌جمهور ايالات متحده امريكا شد و چرا رفت؟

اين دو سوالي است كه شايد براي بسياري پس از شنيدن خبر اخراج جان بولتون از سمت مشاور امنيت ملي كاخ سفيد مطرح شد. اما اگر بخواهيم به سوال اول پاسخ دهيم، جان بولتون را مي‌توان نزديك‌ترين فرد به طرح و برنامه‌هاي دونالد ترامپ دانست.

شايد بگوييم بولتون جنگ‌طلب و ترامپ خواهان جنگ نبود. واقعيت آن است كه ترامپ هرچند خواهان جنگ نبود ولي بولتون از ديدگاه ترامپ تنها فردي بود كه مي‌توانست قدم به قدم در كنار او در حوزه سياست خارجي گام بردارد. بسياري هنگامي كه دونالد ترامپ وارد كاخ سفيد شد نگران نفوذ بولتون در دولت بودند.

هرچند او سمت رسمي نداشت اما محل بسياري از مشاوره‌هاي ترامپ بود. بسياري سرچشمه ديدگاه‌هاي ترامپ در سياست خارجي را از جان بولتون مي‌ديدند. حتي برخي بيانيه‌هاي او گفته مي‌شد از سوي بولتون نوشته مي‌شود به خصوص طرح و برنامه‌هاي ترامپ در زمينه ايران كاملا در راستاي ديدگاه‌هاي بولتون بود. هنگامي كه بولتون در سال 2018 در سمت مشاور امنيت ملي وارد كاخ سفيد شد بسياري نگران آغاز يك جنگ بودند. همه مي‌دانستند كه بولتون به عنوان فردي تهاجمي به دنبال وارد كردن امريكا به يك جنگ است.

شايد اگر دونالد ترامپ جنگ را به نفع خود مي‌ديد ابايي از آن نداشت و حتي در زمينه جنگ نيز با جان بولتون همراهي مي‌كرد. اما چه اتفاقي افتاد كه حالا دونالد ترامپ از بولتون خيلي زود نا‌اميد شد و حتي اجازه نداد دولت به پايان برسد و او را بركنار كرد؟ جان بولتون نه در ميان جمهوريخواهان، نه در دولت و نه در ميان متحدان امريكا شخصيت محبوبي به حساب نمي‌آمد.

اما تا قبل از اينكه بولتون سمتي را به دست آورد ترامپ انتظار هيچ نتيجه‌اي از او نداشت، ولي وقتي كه بولتون در سمت مهمي مانند مشاور امنيت ملي وارد كار شد ديگر نمي‌توانست شخص پشت پرده سياست‌هاي ترامپ باشد، بلكه او بايد نشان مي‌داد سياست‌هايي كه مي‌گويد را مي‌تواند عمل هم بكند. بنابراين او چندين پرونده را همزمان برعهده گرفت.

ايران، ونزوئلا و حتي كره شمالي همگي از جمله پرونده‌هايي بودند كه بولتون مدعي بود مي‌تواند به سرانجام برساند. حتي او تا حدي ماموريت ارتباط با روسيه را نيز برعهده گرفت. او فشار زيادي براي خروج از برجام وارد كرد، دولتي خودخوانده در ونزوئلا تعيين كرد و حتي جلوي توافق ميان كره شمالي و امريكا را در هانوي ويتنام گرفت. حتي تمام تلاش خود را به كار بست تا جلوي توافق با طالبان را نيز بگيرد. او همه كار براي رسيدن به اهداف خود انجام داد، ابزارهاي زيادي از جمله اعتماد ترامپ را نيز با خود به همراه داشت.

اما واقعيت آن است همه اين پرونده‌ها يك شكست بزرگ براي بولتون بود. بولتون نيز مانند همه افراد معتمد ترامپ، بعد از مدتي رفته‌رفته جايگاه خود را در كنار رييس‌جمهور ايالات متحده از دست داد. در دولت ترامپ يا بايد موفق شويد يا برويد. تيم سياست خارجي ترامپ پر از شكست است.

بولتون آمده بود تا به شكست‌هاي تيم سياست خارجي ترامپ پايان دهد اما به ليست شكست‌هاي او اضافه كرد و تبديل به نقطه‌ضعف ترامپ شد. شايد در ابتدا ترامپ باور نمي‌كرد كه بولتون مي‌تواند تا اين حد به او ضربه وارد كند. ترامپ احساس مي‌كرد با بولتون مي‌تواند برنده باشد، اما با او به يك بازنده تبديل شد. بولتون نشان داد كه هيچ استراتژي روشني جز گزينه نظامي ندارد. با گزينه نظامي تهديد مي‌كرد، با گزينه نظامي مذاكره مي‌كرد و با گزينه نظامي به هدف فكر مي‌كرد. او حتي نمي‌توانست يك برنامه روشن براي مذاكره و حل مساله طراحي كند، چرا كه او مساله‌ساز بود نه حلال مسائل؛ جان بولتون با رفتن از سمت مشاور امنيت ملي امريكا به پايان راه سياسي خود رسيد. شايد هنگامي كه او در بخش خلع سلاح وزارت خارجه امريكا فعاليت مي‌كرد فردي حرفه‌اي شناخته مي‌شد اما هنگامي كه او ديدگاه‌هاي خود را وارد كار حرفه‌اي كرد از همان ابتدا تبديل به يك بازنده شد.

بولتون در هيچ پرونده‌اي پيروز نبود و همه فرآيندهاي ديپلماتيك را چه به عنوان سفير امريكا در سازمان ملل و چه به عنوان مشاور امنيت ملي همه را به نابودي رساند. دونالد ترامپ آخرين فردي بود كه مي‌توانست به جان بولتون پس از افتضاح حضور در نمايندگي امريكا در سازمان ملل به او سمتي بالاتر در كاخ سفيد را بدهد. حالا ترامپ هم از او عبور كرده است و احتمالا بايد تا آخر عمر به تنظيم برنامه‌هاي خود براي سخنراني در محافلي مانند نشست گروهك مجاهدين خلق (منافقين) بپردازد.

نياز به پيروزي

جان گارامندي، عضو كميته نيروهاي مسلح مجلس نمايندگان در گفت‌وگو با سي‌ان‌ان از رفتن بولتون استقبال كرد، اما نسبت به وجود بي‌ثباتي در كاخ سفيد هشدار داد. او گفت: رييس‌جمهور ذهن خود را دارد و ما نمي‌دانيم دقيقا چه چيزي در آن ذهن است و ترامپ به‌شدت نيازمند يك پيروزي در سياست خارجي است.

استفان كالينسون،كارشناس و نويسنده سي‌ان‌ان معتقد است با وجود اينكه ترامپ با رهبر كره شمالي ديدار كرد اما تهديد آن كاهش نيافته است. ايران پس از خروج امريكا از توافق هسته‌اي بار ديگر غني‌سازي خود را گسترش داده است. چين هرچه سريع‌تر نفوذ خود را گسترش مي‌دهد و روسيه پس از مداخله در انتخابات ايالات متحده بازهم به دنبال اين كار است. او در ادامه مي‌نويسد: ترامپ علاقه بسيار زيادي به دستاوردهاي نمادين دارد، او حتي علاقه داشت تا قبل از سال 2020 به جايزه صلح نوبل دست پيدا كند.

آخرين نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد كه دونالد ترامپ از محبوبيت 39 درصدي در ميان امريكايي‌ها برخوردار است و تنها 36 درصد سوال‌كنندگان او را سزاوار انتخابات مجدد مي‌دانستند. كالينسون در ادامه مي‌گويد: تيم ترامپ به دليل اينكه از اهرم و تخصص لازم در حوزه سياست خارجي برخوردار نيست نمي‌تواند به موفقيت بزرگ در اين زمينه دست پيدا كند. كالين كال، معاون پيشين باراك اوباما مي‌گويد: اين اقدام ترامپ نشان مي‌دهد او نااميد شده تا قبل از انتخابات 2020 بتواند در مورد افغانستان، ايران و كره شمالي دستاوردي داشته باشد و به نحوي بولتون را به عنوان سدي بر سر اين راه قلمداد مي‌كرد. با اين حال برخي بر اين عقيده هستند كه بولتون نه به دليل كارها و شكست‌هاي خود اخراج شده بلكه به دليل كارهاي درستي كه انجام داده تبديل به بهانه‌اي براي اخراج او شده است. گفته مي‌شود جان بولتون با ايده برگزاري نشست با اعضاي طالبان به‌شدت مخالف بوده است. تام نيكولس در يواس‌اي تودي مي‌نويسد: بولتون به دليل كار خوبي كه انجام داده اخراج شده است و زماني كه كل طرح صلح طالبان از بين رفت و شكست خورد بولتون يك هدف طبيعي بود كه ترامپ مي‌توانست آن را اخراج كند.

پاك كردن صورت مساله

جان بولتون علاقه زيادي به پاك كردن صورت مساله دارد. او سه توافق منع اشاعه هسته‌اي را كه مي‌توانست بزرگ‌ترين توافق در اين زمينه باشد و تبديل به الگويي براي جهان بدل شود، بر هم زده است. او چارچوب توافق ميان بيل كلينتون و كره شمالي را در دولت بوش برهم زد، با فشار بر ترامپ، امريكا را از توافق هسته‌اي با ايران كه در دوره اوباما منعقد شده بود خارج كرد و همچنين توافق منع استفاده از موشك‌هاي بالستيك كوتاه‌برد با توان حمل كلاهك هسته‌اي با روسيه را كه در دوره ريگان منعقد شده بود نيز از بين برد.

او را مي‌توان اصلي‌ترين شخصي دانست كه باعث شد امريكا از توافق INF كه در سال 1987 به امضا رسيده بود خارج شود. ايالات متحده با اين توافق توانسته بود بخش زيادي از توانمندي هسته‌اي اتحاد جماهير شوروي را محدود كند. بولتون معتقد است كه اين توافق‌ها امريكا را تضعيف مي‌كرد. به نوشته جوزف كرينسيون در ذهن بولتون امريكا بايد گزينه‌هاي نظامي چندگانه داشته باشد تا بتواند از امنيت و منافع خود در سراسر جهان حفاظت كند. بولتون بر اين عقيده است كه ما بايد از ملت خود با قدرت نظامي محافظت كنيم نه تكه كاغذ. اما كرينسيون در اين تحليل معتقد است روسيه اگرچه INF را نقض كرده بود اما قانون‌شكني را نبايد با قانون‌شكني پاسخ داد. بولتون به اصلاح يك توافق اعتقاد ندارد بلكه او مي‌خواهد آن را از بين ببرد. همه اين موارد دست پوتين را باز مي‌گذارد و برنامه‌هاي ايدئولوژيك بولتون در دولت ترامپ قطعا به روسيه پوتين صدمه‌اي وارد نكرد.

واقعيت آن است كه بولتون در دولت ترامپ مخالفان و دشمنان امريكا را تضعيف نكرد بلكه باعث شد آنها به اين باور برسند كه مي‌توانند در برابر امريكا ايستادگي كنند. اتفاقي كه براي چين، روسيه، ايران، كره شمالي و ونزوئلا رخ داد نمونه‌اي از همين اتفاق است.

تماس با مشاور سابق

روز گذشته خبرگزاري NBC از تماس‌هاي پراكنده دونالد ترامپ با هربرت مك مستر مشاور امنيت ملي سابق امريكا پرده برداشت. به گفته دو منبع آگاه دونالد ترامپ در تماس‌هاي خود با مك‌مستر كه اولين‌بار در پاييز گذشته صورت گرفته بود، در خصوص دوره حضور او در كاخ سفيد سخن گفته و به نوعي عنوان كرده كه اخراج او اشتباه بوده است. حتي گفته مي‌شود دونالد ترامپ از مك‌مستر در برخي چالش‌هاي امنيت ملي مشاوره گرفته و حتي از او در خصوص تعيين وزير دفاع نيز نظرخواهي كرده است.

اين در حالي است كه به گفته مقام‌هاي آگاه در كاخ سفيد دونالد ترامپ در روزهاي آخر حضور مك‌مستر در كاخ سفيد به سختي با او صحبت مي‌كرد و در غياب وي، انتقادهاي تندي عليه مك‌مستر انجام مي‌داد.

گفته مي‌شود يكي از اخلاق‌هايي كه ترامپ دارد اين است كه گاهي اوقات زماني كه از جانشين يك نفر ناراضي مي‌شود، سعي مي‌كند با فرد قبلي تماس برقرار كند. به‌طور مثال در دوره جان كلي به عنوان سرپرست كاركنان كاخ سفيد، ترامپ شروع كرده بود به تماس با رينس پريبيوس سرپرست سابق كاركنان كاخ سفيد و با او درد و دل كرده است. گفته مي‌شود تماس‌هاي تلفني ترامپ با مك مستر در پاييز سال 2018 آغاز شد يعني حدود شش ماه پس از آنكه بولتون در سمت مشاور امنيت ملي امريكا قرار گرفت.

منبع: روزنامه اعتماد

منبع: الف

مطالب پیشنهادی:

عکس| مهناز افشار عضو جدید خانواده‌اش را معرفی کرد

جلسه ترامپ درباره «حمله نظامی» علیه ایران با حضور مقامات پنتاگون| گزینه محتمل آمریکا برای دفاع از عربستان چیست؟

فیلمی از تصادف تریلی با مینی‌بوس در کرندغرب

منبع این خبر، وبسایت www.alef.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۵۰۸۶۸۰۸ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.
خبر بعدی:

«تیم B» و آنچه برایش اتفاق افتاد

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد بیان کرد: تا اینجا اسرائیل موفق شده از ایران به عنوان یک مترسک استفاده کند و برخی سیاست‌های نژادپرستانه خود را پیش برد، اهمیت ایران این است که اگر دشمنی برای اسرائیل نباشد، روند سقوط آن سریع‌تر خواهد بود چون جمعیت اسرائیل کاملا ناهمگن است. 

به گزارش ایسنا- منطقه خراسان دکتر علی‌اصغر داوودی در نشستی تحت عنوان «شکست تیم B » با محوریت گفت‌وگویی پیرامون شکست بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در دفتر حزب کارگزاران سازندگی خراسان رضوی اظهار کرد: عده‌ای از گوشه و کنار دنیا کنار هم جمع شده‌اند و مجموعه‌ای ناهمگن هستند که تنها در مذهب یهودیت اشتراک دارند، لازمه تشکیل یک دولت، ملت و دولت‌سازی است. عوامل عدیده‌ای برای تفرقه در درون اسرائیل وجود دارد، اختلاف طبقاتی زیادی در این رژیم وجود دارد، در همین انتخابات نزدیک 31 حزب در انتخابات شرکت کردند. 

وی ادامه داد: در مورد اسرائیل نیز مساله روشن است، اختلافات ما با آن بسیار اساسی است، این رژیم در شرایط کنونی بزرگترین تهدید برای خود را ایران می‌داند، اسرائیل تا دهه 80 تقریبا توانست اعراب را منکوب کند و به عنوان یک رژیم خود را در منطقه تثبیت کرده و بخشی از جامعه جهانی است که امروز عرب‌ها برای مصالحه با آن صف کشیده‌اند.

داوودی افزود: به نظر من اگر این بلا سر اسد نمی‌آمد، او هم تمایلی به درگیر شدن با اسرائیل نداشت. دو مساله در خصوص دشمنی ایران و اسرائیل وجود دارد؛ یکی خطر واقعی ایران است، اسرائیل این را جدی نمی‌گیرد. دوم استفاده از ابزار ایران برای سرکوب اعراب فلسطین و نهادینه شدن در فضای بین‌المللی است و این حربه موفقی بوده است. از همین مسیر است که این رژیم سالانه کمک بلاعوض از آمریکا دریافت می‌کند. 

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد خاطرنشان کرد: این مساله گویای پراکندگی جمعیت اسرائیل است. کنار هم نگه داشتن این‌ها واقعا دشوار است. آنچه که این‌ها را کنار هم نگه داشته، دشمن مشترک بوده است. یکی از کابوس‌های اسرائیل همین بود که اعراب با آن کنار آیند. در نبود یک دشمن با این جمعیت ناهمگن چه می‌توانند بکنند. این رژیم دنبال یک دشمن است. جمهوری اسلامی برای اسرائیل حیاتی است. با آمدن اعراب پای میز مذاکره، ایران بهترین جایگزین است تا این مجموعه ناهمگن را متحد نگه دارد. در انتخابات اسرائیل نیز این مساله دیده شد. 

داوودی گفت: بخشی از دلایل موفقیت نتانیاهو به سیاست‌های داخلی او بازمی‌گردد که به گروه‌های افراطی مذهبی نزدیک شده بود. بخش دیگر به سیاست خارجی این رژیم بازمی‌گشت. این مساله سبب شد تا حدودی در این 10 سال در قدرت باقی بماند. مساله‌ای که موجب شکست وی شد، انشقاق حزب لیکود بود که لیبرمن از او جدا شد. دومین مساله اتحاد بین اعراب یهودی اسرائیل بود. نزدیک 20 درصد جمعیت اسرائیل همین اعراب هستند که به دلیل سیاست‌های خاص نتانیاهو و احزاب دست راستی، متحدتر شدند و حدود 13 تا 14 کرسی را به دست آوردند. 

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد تصریح کرد: این موجب شکست نتانیاهو شد و تلاش زیادی کرد تا جلوی این مساله را بگیرد. در آخرین لحظات الحاق دره اردن به اسرائیل را مطرح کرد. البته هنوز او شانسی برای نخست‌وزیری دارد. سناریوهای مختلفی برای این مساله وجود دارد. پیش‌بینی در مورد اینکه چه خواهد شد، خیلی سخت است ولی این مساله به این معنا نیست که او شناسی برای پیروزی نداشته باشد. این مساله به تبادل امتیازات بستگی دارد. در مجموع چه او باشد چه نباشد، در سیاست خارجی این رژیم در قبال جمهوری اسلامی تفاوت چندانی رخ نخواهد داد. به عقیده من تیم B فرو نخواهد پاشید و هنوز این مساله پابرجاست. 

وی خاطرنشان کرد: یکی از ایرادات اساسی در سیاست‌ورزی اکثر دولتمردان در جمهوری اسلامی این است که برخی مفروضات را برای خود می‌سازند که بعضا مبتنی بر واقعیات یا غیرواقعیات است. بسیاری از این موارد در سیاست داخلی یا خارجی کشور دیده می‌شود. اینکه ما می‌گوییم گروهی به نام B وجود دارد که کمر به نابودی جمهوری اسلامی بسته‌اند و حالا در حال سقوط هستند و با شکست این‌ها خود را پیروز میدان می‌دانیم، یکی از همین مفروضات است.

داوودی با اشاره به اینکه این نوع سیاست‌ورزی جز اینکه ما را دچار توهم کند، ثمر دیگری ندارد، بیان کرد: البته اگر از این مسائل استفاده‌های تبلیغاتی شود، امر مثبتی است. از این مسائل می‌توان به عنوان ابزار پروپاگاندای سیاسی استفاده کرد. 

داوودی ادامه داد: چند روزی است که در جمهوری اسلامی ابراز خرسندی می‌شود که بولتون، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور امریکا، شکست خورد و این نشان‌دهنده پیروزی مقاومت حداکثری ما در مقابل فشار حداکثری آن‌هاست. این تصور اشتباه است. رفتن بولتون به معنای شکست فشار حداکثری نیست. کمااینکه شکست نتانیاهو نیز هنوز کامل نشده و احتمال نخست‌وزیر شدن مجدد او وجود دارد. آیا شکست این‌ها به معنای چرخش سیاست کشورهای‌شان در برابر ایران خواهد بود؟ آیا تغییری در سیاست آن‌ها نسبت به ایران رخ خواهد داد؟ خیر. تحلیل من این است که شاید در سطحی ناچیز برخی مسائل و ژست‌ها تعدیل شود ولی اینکه تحولی رخ دهد که از آن بتوان به نفع کشور استفاده کرد، اتفاق نخواهد افتاد. 

وی با اشاره به اخراج بولتون از سیستم حاکمیتی امریکا خاطرنشان کرد: آمدن ترامپ به کاخ سفید برخلاف برداشت‌های اولیه که تصور می‌شد نمایان‌گر گرایشات پوپولیستی بوده، یک نقطه عطف در تاریخ امریکاست. بعد از 80 سال از جنگ جهانی دوم، آمدن او یک انقلاب است. خیلی‌ها فکر می‌کنند او یک پوپولیست است و آن را اعوجاج و انحراف از سیاست خارجی امریکا تلقی می‌کنند.

این تحلیل‍گر مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: به نظر بسیاری از نظریه‌پردازان آمدن او یک انقلاب در سیاست خارجی امریکا بوده است، او دکترین جدیدی را در سیاست خارجی امریکا به وجود آورد. تا پیش از این سیاست خارجی این کشور بین دو گروه نئوکان‌ها و لیبرال‌ها در گردش بود. تز لیبرال‌ها در سیاست خارجی این بود که ما باید در سیاست خارجی کاری کنیم که امریکا در خدمت جهان باشد، این کشور باید از همه قابلیت‌ها و ظرفیت‌های خود در جهت مدیریت جهان استفاده کند. تاکید آن‌ها هم بر نهادگرایی بود تا از نهادهای بین‌المللی برای غلبه دادن ارزش‌های خود به دنیا استفاده کنند. 

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد با بیان اینکه این سیاست در دوره ولیسون و روزولت مورد استفاده قرار گرفته بود، گفت: در مقابل این جریان، جریان نئوکان‌ها هستند که اعتقاد دارند جهان باید در خدمت ایالات متحده باشد. امریکا باید به عنوان یک ابرقدرت از همه ظرفیت‌های خود استفاده کند تا دنیا را مطیع خود کند و هیچکس حق سرکشی در برابر امریکا را ندارد. مفاهیمی چون نظم نوین، محور شرارت و... مفاهیم مربوط به این گروه است. بی‌محابا این‌ها به سمت استفاده از خشونت برای پیشبرد اهداف خود استفاده کردند. 

وی تصریح کرد: آمدن ترامپ یک نقطه عطف بود. سخن او برگرفته از ایده‌های ساموئل هانتیگتون بود. جوهره استراتژی او در کتاب ما چه کسی هستیم آمده است. او این دو جریان را دشمنان درجه یک امریکا می‌داند و معتقد است این دو گروه در مسیر خطا حرکت کرده‌اند. او می‌گوید سیاست امریکا برای امریکا؛ یعنی باید به دنیا به عنوان یک ابزار نگاه کرد. این، با شعار «اول امریکا»ی ترامپ یکی است و به روز شده استراتژی هانتیگتون بود.

داوودی تاکید کرد: حرف ترامپ از ابتدا این بود که منافع این کشور باید در اولویت باشد. برخی سیاست او را مشابه تئودور روزولت می‌دانند. مسیر ترامپ در سیاست خارجی امریکا کاملا ناسیونالیستی است. برخی نظریه‌پردازان این حرکت را بحران استراتژیک و عصر بازتعریف نقش امریکا در سیاست بین‌الملل می‌دانند. 

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد اضافه کرد: دکترین اصلی سیاست خارجی ترامپ این است که اولویت ایالات متحده و منافع آن است و تا جایی که ممکن است این کشور باید از ورود به چالش‌هایی که برای آن دردسرساز است، جلوگیری کند. ترامپ دنبال این است که از دیگر ابزارها، به ویژه نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک خود به شکل حداکثری برای محدود کردن رقبای خود استفاده کند.

وی با بیان اینکه هنگامی که ترامپ وارد کاخ سفید شد، خود را مدیون هیچ جریانی نمی‌دانست و دست تنها بود، افزود: ترامپ چون تنها بود از نیروهای موجود استفاده کرد، او ابتدا سراغ لیبرال‌ها رفت و تصور می‌کرد با قدرت خود می‌تواند آن‌ها را با خود همراه کند اما این‌ها در برابر او مقاومت‌هایی داشتند. یکی از اصول سیاست خارجی امریکا این بود که باید از همه پیمان‌هایی که دست و پای این کشور را می‌بندد، خارج شود. 

داوودی بیان کرد: در فاز بعدی او دنبال خروج از برجام و پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان بود؛ به همین دلیل لیبرال‌ها را کنار گذاشت، او در فاز دوم سراغ نئوکان‌ها رفت که دو نفر از آن‌ها یعنی بولتون و پمپئو برجسته بودند، از ابتدا مشخص بود بولتون چه سیاست‌هایی دارد. در قیاس با او، پمپئو نرم‌تر بوده است.

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل یادآور شد: فرصت‌طلبی پمپئو موجب شد راحت‌تر با ترامپ کنار آید. بولتون همان سیاست چماق را دنبال می‌کرد اما با توجه به شخصیت خود حاضر نبود نقش مترسک را بازی کند و از جایی به بعد راه خود را جدا کرد. سه روز پس از انتصاب وی اختلافات آغاز شد. زمانی که صحبت از استفاده از تسلیحات شیمیایی توسط بشار اسد مطرح شد، بولتون متن سخنرانی را بلافاصله جلوی ترامپ گذاشت ولی ترامپ حرف‌های خود را زد. 

عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد عنوان کرد: جالب اینجاست که او خواسته بود که به ایران و روسیه گفته شود که چه بخش‌هایی قرار است بمباران شود. این اختلافات در حوزه‌های مختلف مانند ایران، کره شمالی و ونزوئلا نیز دیده شد. بولتون و نئوکان‌ها دنبال این بودند که امریکا به عنوان یک ابرقدرت آمادگی استفاده از همه ابزارها را داشته باشد ولی ترامپ به دنبال این بود که کمترین درگیری نظامی را داشته و روی ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک تکیه کند. فشار حداکثری و خروج از برجام مساله‌ای بود که بولتون در آن نقشی نداشت. پمپئو، منوچین و برایان هوک در این سیاست بیشتر نقش داشتند. این‌ها فردای برکناری بولتون مصاحبه‌ای داشتند که قرار نیست فشارهای حداکثری کنار گذاشته شود.

وی با اشاره به خاطرنشان کرد: سیاست امریکا در قبال ایران با رفتن بولتون به هیچ عنوان تغییری نمی‌کند و به هیچ عنوان رفتن او ناشی از تدبیر ما و مقاومت حداکثری ما نبوده است. فرد جدیدی هم که برای مشاور امنیت ملی منصوب شده، خیلی گمنام است تا تنها مطیع ترامپ باشد.

انتهای پیام

دیگر خبرها

  • جنگ‌طلبی که جانشین بولتون شد
  • ایران با تحریم مذاکره نمی‌کند/ «ماکرون» می‌خواهد زمان بخرد/ «اوبرایان» با همه مواضع سخت‌گیرانه‌اش مانند «بولتون» نیست/ ترامپ در بحرانی خودساخته گرفتار شده است
  • گفتگو با جوانی که مقابل کاخ سفید مداحی کرد
  • گفت‌وگو با جوانی که مقابل کاخ سفید مداحی کرد
  • واکنش کره شمالی به اخراج جان بولتون از کاخ سفید
  • ترامپ این بار می‌خواهد از راه اوکراین به کاخ سفید برود
  • کره شمالی: با برکناری بولتون می توان به مذاکرات بازگشت
  • خودکشی سیاسی نتانیاهو/ این ویروس‌های عفونت‌زا...! / دفاع از حریم دانشگاه
  • اخراج بولتون از کاخ سفید ما را به مذاکره نزدیک می کند
  • ترامپ فرمان جنگ را صادر نمی‌کند/ جایگزین بولتون شباهت‌هایی به او دارد
  • هاشمی: حذف نام شهدا فتوشاپ است/ ترامپ به‌خاطر عربستان، وارد جنگ با ایران نمی‌شود/ موضع کاندیدای جانشینی آمانو درباره ایران
  • ترامپ فرمان جنگ را صادر نمی‌کند/ جایگزین بولتون شباهت‌هایی به او دارد/ شرایط تحریمی موقعیت عادلانه‌ای برای مذاکره نیست/ آمریکا تاکنون به تلاش‌های ماکرون پاسخ درستی نداده است
  • هجو «زن» جرم‌انگاری می‌شود؟ /اخراج بولتون و سردرگمی نتانیاهو؛ بازی تازه جذاب شده است! /تداوم بن‌بست سیاسی در تل‌آویو
  • مذاکره کننده کره شمالی : با برکناری بولتون می توان به مذاکرات بازگشت
  • پولیتیکو: ترامپ گفته بود از حضور بولتون استفاده می کنم چون ایران از او حساب می برد
  • پولیتیکو: ترامپ گفته بود از حضور بولتون در مذاکرات استفاده خواهم کرد چرا که به باور من دشمنانی چون ایران از او حساب می برند
  • ترامپ: از حضور بولتون در مذاکرات استفاده خواهم کرد چرا که به باور من دشمنانی چون ایران از او حساب می برند
  • یک کشته در تیر اندازی حوالی کاخ سفید
  • تیراندازی در حوالی کاخ سفید/ ۱ نفر کشته و ۵ نفر زخمی شدند