از 10 سال قبل هم پیش‌بینی می‌شد که پیکار اصلی و جدید اقتصادی جهان، بین امریکا و چین به وقوع پیوندد. ولی امروز که این گمانه زنی همچنان صحیح و این رقابت برقرار نشان می‌دهد، تغییراتی آشکار در شرایط موجود روی داده و هیچ‌یک از دو «قدرت» فوق‌ توانی را که پیش‌تر داشتند، ندارند. ‌آرویند سوبرامانیان کارشناس ارشد انستیتوی اقتصاد بین‌الملل پترسون امریکا مترجم: وصال روحانی

لرزش‌های اقتصادی امریکا و چین البته سبب‌ها و شکل‌های متفاوتی دارد و مثل یکدیگر نیست.

نزول صنعت امریکا در قسمت‌های نرم افزار و صنایع سبک آن بوده و چیزی است که در کلام جوزف نای، کارشناس حاذق امور اقتصادی ریشه در ناتوانی امریکا در متقاعد کردن خریداران کالا‌های خویش دارد و نمی‌تواند مدعی شود همانی را عرضه می‌دارد که متقاضیان می‌خواهند. مشکل چین چیز دیگری است. این غول شرق آسیایی همچنان در مسیر هدفش- گرفتن پیشتازی اقتصادی از امریکایی ها- حرکت می‌کند اما در سال‌های اخیر هم صادرات این کشور به سبب تکراری نشان دادن کالاها و محصولاتش تنزل کرده و هم قروض داخلی و دیون بین‌‌المللی این کشور به مرزهای هشدار دهنده‌ای رسیده است.
چین البته هرگز خدایگان صنایع سبک و نرم افزارهایی نبوده که کره و ژاپن در تولید آن استادند و بیشتر به صنایع سنگین رویکرد داشته ولی به جبران ضعفی که دارد با افزایش راه‌های مواصلاتی‌اش کوشیده است نقل و انتقال کالاهای سایر کشورها نزد خویش یا به کشورهای دور دست را تسهیل کند و از این طریق بازوی اقتصادی آنها شود.
 اضافه بر این چین نهادی به‌نام بانک سرمایه‌گذاری بنیادین آسیایی را هم راه‌اندازی کرده که کارش کمک‌رسانی به اقتصادهای ورشکسته یا فعالیت‌های اولیه‌ای است که برخی کشورها در زمینه‌های اقتصادی صورت می‌دهند و به‌سبب کمبود بودجه دلیل و پایه‌ای برای خوشبینی نسبت به آن ندارند. شاید شی‌جین‌پینگ، رئیس جمهوری چین به این ببالد که اقتصاد کشورش هنوز پویاتر از فرانسه و انگلیس است و از ژاپن هم عقب نیست اما چیزی هم نیست که کشورش ادعای آن را مطرح کرده بود. امریکا و ترامپ طی سال‌های اخیر از تنزل درجات سیاسی خود بیشتر لطمه دیده‌اند زیرا همین فرآیند اعتبار مالی و شخصیتی نهادهای اقتصادی آنان را هم در چشم جهانیان سست کرده‌است. ترامپ طی سه سال زمامداری‌اش، بیش از آنکه به پرو بال دادن به فعالیت‌های اقتصادی امریکا در بیرون از این کشور بپردازد، مشغول عقب راندن مخالفانش در مجلس نمایندگان امریکا و سایر نهادها سیاسی این کشور بوده و با اینکه اقتصاد داخلی امریکا طی این دوران رونق یافته و ترامپ فرصت‌های اقتصادی جدید و متعددی را پیش روی مردم این کشور گذاشته اما بی‌توجهی اش به مسائل برخاسته از رقابت‌های بین‌الملل جایگاهش را در ستیز نرم با چین نااستوار ساخته است.
اگر تا 50 و حتی 30 سال پیش عملیات اقتصادی و تدابیر مالی امریکا برای سایر کشورها رشک برانگیز بود، امروز همان موارد اسباب تمسخر جهانیان شده و بخصوص بعد از سقوط معروف اقتصادی امریکا در سال رفتن «بوش پسر» و آمدن باراک اوباما (2008) اقتصاد امریکا هرگز به بالندگی گذشته‌اش نشده است. با این اوصاف زیاد هم فرق نمی‌کند که برنده پیکار اقتصادی دیرپای امریکا و چین کیست زیرا هیچ یک چهره و نمای یک پیروز را ندارند.
*‌ منبع: Project Syndicate

منبع: ایران آنلاین

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.ion.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «ایران آنلاین» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه در مورد انتشار این خبر انتقاد یا پیشنهادی دارید لطفاٌ کد ۲۵۵۳۷۱۹۳ را به همراه موضوع به آدرس ایمیل [KHABARBAN] ارسال فرمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

جنجال اظهارات عیسی کلانتری، معان روحانی درباره امام خمینی

چرا نظامیان می‌خواهند خدمت به امنیت وطن را رها کنند و وارد سیاست شوند؟

عکس| اقدام سخیف یک نشریه حکومتی با پول بیت المال

جو بایدن به دنبال بازگشت به برجام پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری ایران؛ چه کسانی ترسیده‌اند؟

واکنش ترکیه به احتمال تحریم از سوی دولت بایدن برای خرید اس-۴۰۰

خبر بعدی:

چین و آمریکای بایدن، تقابلی که ادامه خواهد یافت

گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس – مهدی پورصفا: در میانه تمام درگیری‌های انتخاباتی آمریکا که به پیروزی بایدن انجامید، گزارشی از سوی کمیته اطلاعاتی سنا منتشر شد که اخبار مرتبط با این رویداد در میانه تحولات سیاسی گم شد. در جمع‌بندی این گزارش این‌گونه ذکر شده بود که تمرکز دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا بر موضوع تروریسم سبب غفلت از چین و تهدیدهای پیرامون آن شده بود.

البته از مدت‌ها قبل قدرت‌گیری چین و رشد اقتصادی این کشور به عنوان یک مشکل و نه تهدید ذکر می‌شد اما به تدریج و از آغاز دهه دوم قرن 21 با رشد اقتصادی چین، ورود آن به حوزه‌های گسترده فناوری و تقابل این کشور با متحدین آمریکا در دریای چین جنوبی، پکن از یک رقیب اقتصادی به یک رقیب راهبردی تبدیل شد. در نهایت گزارش امنیت ملی آمریکا در سال 2017 رسماً چین را به عنوان یک تهدید جدی معرفی کرد. تبعات این گزارش به خوبی در اقدامات دولت ترامپ منعکس شد. بستن تعرفه‌های سنگین تجاری بر کالاهای چینی، تنبیه و تحریم شرکت‌های چینی فعال در حوزه‌های هایتک به خصوص اینترنت 5G همانند شرکت هوآوی و در نهایت بررسی طرح‌های جدی برای ممانعت از فعالیت سرمایه‌گذاران چینی که احتمال همکاری آنها با ارتش چین و نهادهای مرتبط می‌رود.

این به غیر از بازدیدهای پیاپی مقامات آمریکایی از تایوان است که سبب خشم و نارضایتی مقامات چینی می‌شود. در این میان و با توجه به تحولات روی داده که مهم‌ترین آن شکست دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکاست، سؤال اصلی این است که آیا در زمان «جو بایدن» جانشین وی  شاهد بازگشت آرامش به روابط دو طرف خواهیم بود و یا سطح تنش و اصطکاک روند رو به افزایشی را طی خواهد کرد.

* چین‌ستیزی به روش آمریکایی در قرن نوزدهم

چین‌ستیزی رویدادی بی‌سابقه در آمریکا نیست؛ در حقیقت سابقه آن به میانه قرن 19 میلادی باز می‌گردد، زمانی که قرار بود دو سوی آمریکا با خطوط آهن به یکدیگر وصل شود و 12 هزار کارگر چینی ستون فقرات نیروی انسانی لازم برای این کار را فراهم می‌کردند.

کارگران چینی بر خلاف سفیدپوستان سرکش بسیار حرف‌گوش‌کن بودند و با دریافت سهمیه تریاک روزانه خود تمام وظایف روزانه خود را به خوبی انجام می‌دادند. با این حال زمانی که پروژه اتصال خطوط آهن به پایان رسید و چینی‌ها وارد بازار کار کارگران سفید پوست و همچنین رقابت بر سر اکتشاف طلا شدند، اعترضات به تدریج شروع شد. اولین ایالتی که شروع به ممنوعیت فعالیت چینی‌ها کرد، کالیفرنیا بود؛ سرزمینی که نقطه ورود چینی‌ها به خاک آمریکا محسوب می‌شد. به تدریج سایر ایالت‌ها هم به این قانون پیوستند و در نهایت در ماه مه 1882 قانون جلوگیری از ورود چینی‌ها به تصویب رسید. این لایحه قرار بود ۱۰ سال بر جای بماند ولی در سال ۱۸۹۲ تمدید شد و در ۱۹۰۲ دائمی شد. این ممنوعیت تا سال 1943 و تا همپیمانی چین و آمریکا علیه امپراطوری ژاپن باقی ماند.

البته الان نه قرن 19 است و نه زمانی است که آمریکایی‌ها به راحتی بتوانند چین را از عرصه سیاسی و اقتصادی خود حذف کنند. البته سیاست‌های دولت ترامپ در حال حرکت به این سمت بود. نوعی هیستری کامل که قرار بود چین را به دلیل رشد اقتصادی وسیعش مجازات کند. حتی در این میان «هنری کیسینجر» هم به زبان آمد و شرایط فعلی را همانند سال‌های قبل از جنگ جهانی اول دانست و این که ممکن است بار دیگر چنین نبردی میان چین و آمریکا روی دهد.

حالا مساله اصلی اینجاست که آیا بایدن یک ابزار جادویی برای حل مشکلات چین و آمریکا در اختیار دارد؟

* زمین سوخته برای دولت بایدن

برای تعیین یک چارچوب دقیق برای تعریف مساله اول باید راهبرد اصلی دولت بایدن را در حوزه سیاست خارجی در نظر گرفت. بایدن قرار است آمریکا را بار دیگر تبدیل به همان هم‌پیمان و قیم مهربانی کند که متحدانش انتظار آن را دارند. کشوری که بتواند تکیه‌گاهی محکم برای ساختارهای بین‌المللی باشد تا حفاظت از آن‌ها نیز مقدور باشد. در مورد چین ترامپ تقریباً عکس این راهبرد عمل می‌کرد. از نظر ترامپ واشنگتن تنها باید منافع تجاری خود را در مقابل چین تأمین می‌کرد.

بر خلاف دولت اوباما، ترامپ آمریکا را از پیمان «ترانس-پاسیفیک» بیرون کشید. پیمانی که قرار بود به آمریکا توانمندی تعیین رژیم جدید تجاری در بزرگترین منطقه اقتصادی دنیا را بدهد. البته از دید ترامپ وی موفق بود. واشنگتن توانست برنامه تولید گوشی‌های جدید چینی را با تحریم تحویل تراشه‌های پیشرفته مختل کند. چینی‌ها را تشویق به واردات کالاهای بیشتر از آمریکا کرده و برخی شرکت‌های بین‌المللی را متقاعد کند که خطوط تولید خود را از چین به کشورهایی همچون هند و ویتنام منتقل کنند.

البته از نگاه دولت آتی بایدن سیاست‌های آمریکا همگی خطا بودند چرا که چین توانست بزرگترین منطقه آزاد تجاری را با توافقنامه جامع مشارکتی راهبردی اقتصادی آسیا و اقیانوسیه موسوم به «آر سی یی پی» را ایجاد کند.

تشکیل این منطقه تجاری بازتابی از 8 سال مذاکرات آرام چینی‌ها و در کنار آن بازیابی سریع اقتصادی این کشور از شیوع ویروس کرونا بود. در طرف مقابل آمریکا هنوز بر سر مسائلی همچون تعرفه واردات لبنیات از کانادا با دو شریک اصلی اقتصادی خود در پیمان «نفتا» درگیر است.

به این ترتیب دولت بایدن با چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای در ابتدای دولت خود روبه‌رو نخواهد بود.

* چین یک گام در تجارت جلوتر است

دولت بایدن در ابتدا و در تقابل با چین به دنبال این خواهد بود که بار دیگر جایگاه خود را در رژیم تجاری منطقه اقیانوسیه احیا کند؛ البته با توجه به شرایط پیش آمده چنین کاری به سهولت امکان‌پذیر نیست.

مساله مهم اینجاست که چین در حال تبدیل شدن به بازار جذابی است که هیچ‌کس نمی‌تواند از آن چشم‌پوشی کند. رییس‌جمهور چین وعده داد که بازارهای این کشور آماده جذب کالاها و صادارات سایر کشورهاست و وعده یک بازار 22 تریلیون دلاری را در ده سال آینده داده است. نکته مهم در تضمین این بازار رشد پایدار اقتصادی چین است که بر اساس برخی تخمین‌ها تا سال 2027 از آمریکا فراتر می‌رود.

به این ترتیب رشد اقتصادی کشور چین که جزو اهداف غیر قابل تخطی حزب کمونیست این کشور هم محسوب می‌شود به خودی خود در تقابل با راهبرد اصلی دولت بایدن محسوب می‌شود؛ مساله‌ای که رهبری آمریکا را در منطقه آسیا پاسیفیک هم زیر سؤال خواهد بود.

رشد فناوری در چین هم ماجرای دیگری است که انعطاف چندانی برای واشنگتن در مقابل پکن فراهم نمی‌کند. برنامه‌ریزان دولتی در چین در ماه مه سال 2015 طرحی به نام «صنایع کارخانه‌ای چین در سال 2025» را با هدف کمک به توسعه صنایع و فناوری‌های پیشرفته ارائه کردند که اهداف بلندپروازانه‌ای برای توسعه 10 صنعت در آن پیش‌بینی شده است. با گذشت نزدیک به 5 سال آمریکایی‌ها خطر نزدیک شدن چین در حوزه‌هایی همچون بیوتکنولوژی، هوش مصنوعی، رباتیک، فناوری سایبری و اینترنت اشیا را به خوبی حس می‌کنند.

پاسخ دولت بایدن به این چالش مهم به احتمال زیاد سرمایه‌گذاری بیشتر در حوزه تحقیقات خواهد بود اما چین هم حریفی جدی است. دولت آمریکا به احتمال زیاد تلاش خواهد کرد چینی‌ها را وادار به رعایت حقوق کپی‌رایت کند ولی واقعیت این است که دولت‌های گذشته توفیقی در این مسیر نداشته‌اند.

* تقابل نظامی و زخم‌های کهنه

اوج گیری توانایی‌های نظامی چین نیز چالش دیگری است که واشنگتن در دوره بایدن با آن روبه‌رو خواهد بود. چین به سرعت در حال توسعه نیروی دریایی خود برای مقابله با ناوگان‌ آمریکا است.

به زودی سومین ناوهواپیمابر چینی به آب انداخته خواهد شد. ارتش خلق چین در حال ترکیب توانمندی‌های خود در حوزه‌های موشکی، هوایی، دریایی و سایبری برای رسیدن به سطح بالاتری از آمادگی است. موشک‌های هایپرسونیک، جنگنده‌های نسل 5، سامانه‌های ضد ماهواره و توانمندی‌های بالا در حوزه هوش مصنوعی تنها بخشی از ارکان جدید قدرت چین محسوب می‌شوند.

آمریکا امیدوار است با کم کردن تمرکز در سایر مناطق دنیا از جمله خاورمیانه و گسترش همکاری نظامی با رقبای منطقه‌ای چین از جمله ژاپن، هند و استرالیا، چین را گرفتار نوعی بن‌بست دریایی کند. قدم‌های موثری نیز در این زمینه برداشته شده است. برگزاری یک مانور مشترک دریایی بین 4 کشور فوق برای مقابله با توان دریایی چین، انعقاد یک پیمان نظامی با هند برای تجهیز این کشور در مقابله با چین و همچنین تبادل اطلاعات ضروری ماهواره‌ای با دهلی نو از جمله مهم‌ترین موارد است.

به نظر دولت بایدن نیز در تقابل نظامی با چین این مسیر را تعقیب خواهد کرد. انتخاب احتمالی «میشل فلورنوی» به عنوان وزیر دفاع در دولت آینده بایدن بازتابی از همین نگاه است. فلورنوی همانند «مارک اسپر»، چین را بزرگترین چالش بلندمدت در مقابل سلطه آمریکا در سطح جهان می‌داند. در قبال خاورمیانه هم، او در خصوص ترک این منطقه هشدار داده و حامی حضور مداوم اما محدودتر در آن است تا توانمندی بیشتری برای مقابله با چین فراهم شود.

هم‌اکنون نقطه اصلی تنش در تقابل چین و آمریکا جزایر دیابائو در دریای ژاپن و جزایر پاراسل و اسپراتلی در دریای چین جنوبی است. هم‌اکنون چین در جزایر اسپراتلی تاسیسات راهبردی مستحکمی ایجاد کرده و آب‌های این منطقه را جزو مناطق حاکمیتی خود می‌داند، این در حالی است که واشنگتن ادعای چین را نادرست می‌داند.

در حال حاضر نیز نیروی هوایی آمریکا با پرواز مداوم بمب‌افکن‌های سنگین B-1B و B-52 در منطقه شناسایی هوایی این جزایر در حال یادآوری این نکته است که همچنان از توان لازم برای اعمال اراده نظامی خود برخوردار است.

* سه‌گانه تنش‌زا در مقابل چین و دولت بایدن

با در نظر گرفتن موارد فوق می‌توان یک سه‌گانه از موارد اختلافی بین آمریکا و چین در دوره بایدن به تصویر کشید. این سه‌گانه شامل رقابت بر سر رهبری اقتصادی و تجاری منطقه آسیا-پاسیفیک، رقابت بر سر فتح سنگرهای آینده فناوری و رقابت برای کسب دست بالای قدرت نظامی در مقابل یکدیگر می‌شود.

دولت آینده آمریکا تمایل زیادی خواهد داشت تا تنش‌های به وجود آمده بین دو کشور تا حدودی مهار شود چرا که دولت بایدن به دنبال مهار بیماری کرونا، ترمیم جامعه دو دسته آمریکا و مهار تبعات اقتصادی ناشی از آن خواهد بود.

البته این آتش‌بس به احتمال زیاد چندان طولانی نخواهد بود و تنش‌ها بار دیگر بالا خواهد گرفت؛ اگرچه این بار شاید بایدن به جای تک‌روی در مقابل پکن به همکاری‌های گسترده با رقبای منطقه‌ای چین همانند کره جنوبی و ژاپن روی خواهد آورد.

البته چینی‌ها نیز چندان دست و پا بسته نخواهند بود و شاید برگه مهمی را در دوره بایدن رو کنند. این برگه چیزی جز گشودن بازهای مالی و سرمایه‌ای چین نخواهد بود که به دلیل حجم گسترده این بازار اثری همانند زلزله بر روی قدرت مالی آمریکا خواهد داشت. این که پکن این برگه را رو می‌کند یا نه به تحولات 4 سال آینده بستگی دارد.

انتهای پیام/

 

دیگر خبرها

  • خط تولید آیپد و آیفون به ویتنام می‌رود
  • آمل و ارومیه؛ آخرین برنده های جمعه والیبالی
  • سپاهان برنده مهم‌ترین دیدار هفته/ تراکتور منصوریان در حسرت پیروزی
  • غلامی و مرادمند برنده رقابت در پست پرترافیک
  • حامیان مذاکره با امریکا از گذشته عبرت نگرفته‌اند/ قیمت سربه فلک کشیده مرغ، محصول بی‌تدبیری‌ دولت است
  • لیگ برتر والیبال| خداپرست: بهتر از خاتم بازی کردیم و برنده شدیم
  • ذهنیت برنده و شکست‌ناپذیری
  • میز اتویی که دختر هندی را برنده جایزه نوآوری کرد
  • بدون عنوان" برنده جایزه آمریکا
  • انتقال تولید تبلت و نوت بوک اپل به ویتنام
  • ترمیم اقدامات مخرب ترامپ علیه ایران چقدر طول خواهد کشید؟
  • شرایط فعلی اقتصادی کشور حاصل توطئه یا ناتوانی؟/ کلید حل مشکلات، اتکا به داخل است نه مذاکره
  • توافق پکن-سئول برای سلاح شبه جزیره کره
  • توافق پکن-سئول برای پیشبرد گفتگوها در حوزه خلع سلاح شبه جزیره کره
  • ترامپ ظاهرا شکست را پذیرفت
  • یاران صیادمنش برنده تقابل با تیم انصاری‌فرد
  • سزار آزپیلیکوئتا: برای حضور در تیم برتر لندن باید ذهنیت برنده‌ای داشته باشید
  • لیگ اروپا| صعود آرسنال و لسترسیتی، توقف میلان و حذف یاران محمدی/ زوریا برنده جدال لژیونرهای ایرانی
  • لیگ ستارگان قطر/ تقابل یاران ابراهیمی و خلیل زاده برنده نداشت