مشاهده اخبار داغ روز

بنده قصد شرح دادن اصطلاح عالم خیال را از نگاه فلسفه ندارم، این که مثلا ابن عربی یا ملاصدرا درباره آن چه می گویند. همین طور، قصد ندارم درباره عالم تخیل در ادبیات صحبت کنم. آن هم موضوعی است که مثل اولی، هزاران صفحه در باره آن نوشته شده است. بلکه بحثم این است که مردم ما، دوست دارند با پرهیز از تعقل وتجربه، تصوراتی برای خود بسازند، میان مفاهیم خیالی، سامانه ای از نظم و نسق پدید آورند، و از آنها در زندگی بهره و امورشان را پیش ببرند.

از نظر آنها اصلا لازم نیست، آن تخیلات، عقلانی باشد، یا با عالم واقع و تجربه، سروکار داشته باشد، بلکه مهم این است که با مفاهیم و کلید واژه هایی که  بیشتر متعلق به گذشته اند و نسل های گذشته برای آنها به ارمغان گذاشته اند، در رفت و برگشت میان خوب و بد، بالا و پایین، آسمانی و زمینی، و مفاهیمی از این دست، عالم خیالی برای خود بسازند و با آن زندگی کنند.

توهم در این عالم خیال نقش زیادی دارد، اما معنایش این نیست که آنان به خصوص عامه مردم می دانند آنها توهم است، بلکه آنها را اصیل و جدی می دانند. مردم یا همان عامه، اندیشه های خیالی خود را بدون آن که نسبت به آن هشیار باشند و به اصطلاح خودآگاهی داشته باشند که در چه سطحی از معرفت است، نظم می دهند و هر جا نیاز بود به آن استناد می کنند و دل خود را بر اساس آنها استوار کرده، و راه آینده خود را تعریف می کنند. در میان این مردم، کسانی بیشتر نفوذ می کنند که از قدرت تخیل بیشتر برخودار هستند، بهتر می توانند با زبان و کلمات، بازی کنند؛ کلمات را در کنار هم بگذارند و آن تصویر خیالی را که می تواند تصویری از گذشته خوب یا آینده خوب تر که در انتظار است، عرضه کنند.

در چه حال و هوایی هستید؟
یک ویژگی این تخیل، این است که آن کلمات و معارف خیالی، نیاز به واقع گرایی، تجربه و سنجش عقلی ندارد. یعنی دو رکن اصلی معرفت را که تفکر عقلانی و تأمل تجربی و داد و ستد میان اینهاست، نیاز ندارند. همان مقدار که بتوانند با استفاده از زبان و کلمات قدیمی و نیز کلمات و ترکیبات تازه منعطف به گذشته و فقط صورتا تغییر یافته استفاده کنند، کافی است. علم در این تخیل، هیچ جایگاه و ارزشی ندارد بلکه مضر است. برای مثال، در این تخیل، فکر می کنید در چه حال و هوایی هستید؟ فکر می کنیم ما مردمی هستیم که هفت هزار سال قبل بهترین مردم روی زمین و از عاقل ترین مردم ربع مسکون بوده ایم. بهترین پیشرفت را داشته ایم. اصلا ما همه چیز داشته ایم.

بهترین طب، بهترین فن و صنعت، بهترین افکار و اندیشه ها از آن ماست. حالا نواقص و شکست های مختصری هم بوده، اما هیچ وقت، ما تسلیم آن نشده ایم. اصلا شأن ما شکست نیست و هیچ وقت شکست نخورده ایم. همیشه استوار و متین ایستاده ایم. تمام هنرهای عالم در اختیار ما بوده و هست. هیچ مردمی به اندازه ما قدرت فهم و اراده ندارند. اصلا هیچ کجای دنیا مردمانی به خوبی ما یافت نمی شوند. البته، ممکن است برخی از ملت ها، تمدنی بهتر از ما داشته باشند، اما امیدوار باشید که ما به دروازه تمدن نزدیک هستیم و عن قریب است که داخل این تمدن شویم. تازه، همان تمدنی هم که در جاهای دیگر عالم هست، اصلش از ماست و آنها از ما سرقت کرده اند.

ما هزار سال پیش قمر مصنوعی درست کردیم، ما لامپ را کشف کردیم... ما چند مشکل کوچک داریم که به همین زودی حل می کنیم و از تمام موانع عبور خواهیم کرد. در فاصله کوتاهی می توانیم مثل کشور های متمدن مثلا فرانسه، ژاپن یا دست کم مالزی شویم. این نمونه از خیالات، در بسیاری از زمینه ها، جز لوازم زندگی ماست. اساسا در شرایطی که ما هستیم، این خیالات کمک زیادی به بالا بردن روحیه ما می کند.
هادیان جامعه هم که این شرایط احساس را می کنند، چرا نباید بر دامنه این خیالات بیفزایند. اصلا گفتن عیوب و نواقص کار زشتی است و نباید کسی اشکالات را بیان کند. شهد الله که مقصودم بحث سیاسی نیست، مقصودم این است که ما، غالب مردم و بسیاری از  خواص و نخبگان، در مثلث، 1. عقل، 2. تجربه و 3. تخیل، بیشتر جانب تخیل را داریم و بیشتر از ذهن مایه می گذاریم. تاریخ خیالی می سازیم، فلسفه خیالی، تمدن خیالی، و گاه و بیگاه هنر خیالی و حتی اقتصاد که از همه عینی تر و محسوس تر و تجربی تر است هم گاهی خیالی تصویر می شود. اصلا چه اشکالی دارد به قول ملاآقای دربندی، روز عاشورا 72 ساعت باشد تا همه داستانهای ما را  ـ یعنی ملاآقا را ـ در خود جای دهد؟ یک کسی باید پیدا شود و به ما یاد بدهد که بهتر است در کنار آگاهی، قدری خودآگاهی نسبت به وضع موجود هم داشته باشیم. بهتر است اشکالات و نواقص را هم بشناسیم. بهتر است بدانیم که در شرایط خوبی نیستیم. بهتر است کسی دست ما را بگیرد، و از عالم خیال، وارد عالم واقعیت کند. ما مشکل معرفتی داریم.

چطور یک دانشگاه کوچک در شهر کوچک در لایدن، می تواند شانزده برنده جایزه نوبل داشته باشد؟


این مسأله به طور مداوم مرا آزار می دهد که چطور یک دانشگاه کوچک در یک شهر کوچک در لایدن، می تواند شانزده برنده جایزه نوبل داشته باشد، اما نه فقط ایران، بلکه مجموعه ای عظیم از کشورهای اسلامی، تنها دو بار آن هم نصف نیمه جایزه نوبل دریافت کرده باشند.
شاید کسی بگوید جنس ما آدم ها در این سوی و آن سوی عالم یعنی شرق و غرب متفاوت است؟ پذیرفتن این امر مشکل است، چرا که ایرانیان فراوانی هستند که در حال حاضر در کشورهای غربی، در جایگاه های علمی خوبی قرار دارند.
ممکن است گفته شود این جایزه نوبل و امثال اینها، یک دروغ برساخته استعمار است، کما این که کسانی این مطلب را هم گفته اند. در این باره زیاد می شود گفت و حتما این مساله باید پاسخی داشته باشد. تا وقتی جواب درستی برای این سوال پیدا نکنیم، نباید از پای بنشینیم. ما باید دریابیم گیر کار ما در کجاست که نمی توانیم یک تکان علمی محکم به خودمان بدهیم.
در این زمینه، مطالب زیادی طی این دو قرن گفته شده است. بخش مهمی از این مباحث، حتی در غرب هم محل توجه بوده و آنها از زاویه درک چگونگی تحول علمی در آن نواحی، در این باره تأمل کرده اند. بحث های فلسفی، تاریخی، و حتی دینی. در ایران هم این بحث ها شده است، چنان که بسا بحث از «علم دینی» هم یکی از همان راه حل هایی است که مطرح شده است. البته این نظریه گوشه چشمی به این هم دارد که شکل گیری یک انقلاب علمی در این جا، نباید مثل غرب باشد و اینجا باید نظریات خاص خود را داشته باشد و منطبق با دین باشد.

در اینجا روی یک نکته می خواهیم تکیه کنم و آن این که واقعش، ما هم کم کار نمی کنیم. هم دانشگاه به اندازه کافی داریم، هم کتاب زیاد می نویسم، هم ناشر فراوان داریم، هم مجلات علمی پژوهشی و هم موسسات فرهنگی و تحقیقاتی. به اصطلاح جاری، تولید علممان بدک نیست، و سالانه هزاران کتاب و مقاله انتشار می دهیم. این مسأله جدید هم نیست. ما در دوره قاجار هم زیاد نوشتیم. آثار فراوان و بیشمار. اما یک نکته هست، اینها در چه چارچوبی نوشته شده، بیشتر در چه موضوعاتی بوده، و از علم و تحقیق و نوپژوهی چه بهره ای داشته است؟ ما تحت سیطره چه اصولی از نظر علمی، چه ساختاری از نظر فهم فلسفی، و چه دیدگاه شناخت شناسانه، به مباحث و موضوعاتی که باید بپردازیم، قرار داریم؟

زمانی که کتابی از یک شیخی مذهب دوره قاجاری را تصحیح می کردم، نویسنده یک مطلب مهم را مطرح کرده بود. او گفته بود که به ما شیخی مذهب ها، ایراد می گیرند که مطالب نو می گوییم و حرفهای تازه می زنیم. نویسنده آن کتاب راست می گوید، شیخی ها کتابهای بزرگی می نوشتند، انبوهی از رسائل و متون. آثار چند جلدی. در این اثار حرفهای نو هم می زدند.
نویسنده آن کتاب، محمد حسین ممقانی، در سال 1285 ق یعنی 150 سال پیش می گوید، این چه اشکالی دارد که ما مطالب زیاد بنویسیم و حرف نو بزنیم. مگر در غرب این هم کتاب جدید و راه  و رسم تازه درست نکرده اند. مگر همیشه باید آدم، حرفهای کهنه و قدیمی بزند؟ پاسخ ممقانی این است که در غرب هم، کلی کار تازه شده است، اما کسی آنها را بد نمی گوید و تازه پادشاهان آنها، از نویسندگان و مبدعان حمایت هم می کنند. عبارت او را ببینید:

«شکی نیست چنانچه تصرّفات اهل این زمان را می‌بینیم، در مآکل و مشارب و عمارات و باغات و فروش و ظروف و اسباب و آلات حرب و صنعت ها و حرفت‌ها و کشتی ها و عرّاده ها، تصرّفات عجیبه و غریبه می‌کنند که پیشتر اسمی و رسمی از آنها در میان عامه مردم نبود؛ مگر اصول آنها که اهل این زمان همان اصول را در دست گرفته، تصرّفها در آنها می‌کنند که الی الان به ذهن احدی نرسیده بود. چنانچه الان در فرنگستان کارخانه ها از برای بافندگی چیت و کرباس و حریر و سایر اقمشه اختراع کرده و از برای آنها اسباب و آلاتی گرد قرار داده‌اند که همه به یک جا می‌چرخند، و یک دفعه به حرکت می‌آیند؛ به طوری که هم حلاجی می‌کند، و هم می‌ریسد و هم می‌بافد، و این کار هر بافنده و حلاج نیست. و هم چنین در صنعت بخاری، کشتی‌های بخاری درست می‌کنند که دو سه روزه یک ماه را طی می‌کند، و بالون که به هوا می‌رود، و سریع تر از کشتی دریایی سیر می‌کند، و عرّاده های بخاری که در یک ساعت ده فرسخ راه می‌رود. و تلگراف که در چند دقیقه از همه روی زمین خبر می‌دهد و هکذا عمل چاپ، وعمل عکس که صورت به همان هیأت در شیشه می‌ماند و محو نمی‌شود. خلاصه صنعت‌های عجیب و غریب به کار می‌برند که عقول اکثری از ادراک آنها عاجز و قاصرند و اغلب صنعت کاران به همین جهت از کار افتاده‌اند. با وجود این احدی از جولا و جوال باف و مکاری و سایر صنعت کاران و اصناف بازاری کاری با فرنگی ندارند و به آنها بحث نمی‌کنند که چرا شما این صنعت ها را اختراع کرده، امر ما را فاسد و بازار ما را کاسد، و راه‌ها را نزدیک و کارها را آسان کرده‌اید؛ بلکه همه آنها دیدند که این کارها بهتر و آسان تر از کارهای سابق است رفتند پی آن کار» (تمام).

مرد مومن! این چه مقایسه ای است؟
نکته ای که ممقانی در مقایسه تولید آثار علمی توسط شیخیه با تولیدات غرب مطرح می کند، جالب است. او نوشته های شیخی را که از عالم هورقلیا و رکن رابع سخن می گفتند، با ساختن تلگراف و کشتی و ساعت و بالون و... مقایسه می کند. این شگفت است. کسی نیست به او بگوید، مرد مومن! این چه مقایسه ای است؟
دیروز و امروز، شما می توانید کسانی را داشته باشید که روزی ده خطابه ارائه دهند، دو ساعت حرف بزنند که یک ما به ازای جدی در عالم واقع نداشته باشد، آسمان و ریسمان را بهم ببافند و اسمش را علم و دانش و راهنمایی خلایق به سوی تمدن بگذارند. آن وقت آیا مقایسه کردن این خطیبان که هر روز افاضاتشان در کلیپ های مسخره منتشر می شود را می توان با تولیدات علمی جهان دیگری مقایسه کرد که هزار چشم ناظر آنها را کنترل می کند؟ هرچند در همه جای دنیا پرت و پلا و شبه علم هست، اما مهم جریان غالب است.

مشکل ما در عدد تولید نشریات و کتاب نیست، مشکل ما این است که در چارچوب معارف کهنه ای که به اسم فلسفه و فرهنگ اطراف دین را احاطه کرده و با عنوان تقدس اجازه کوچکترین تأملی را در آنها به ما نمی دهد. کاری که ما می کنیم این است که مرتب حرف های قدیمی را باز تولید می کنیم. اسمش را شرح آن متون نمی گذاریم ولی حقیقت چیزی بیش از شرح گذشته نیست.
ما عادت به تفکر نداریم، ما همان را که داریم، و البته گاه در عالم هورقلیا، بازتولید می کنیم. گاهی معقول تر و گاهی مسخره تر. کافی است برای شناخت بازتولید، به همین کتاب اسرار الشهاده ملاآقادربندی بنگرید که چطور عاشورای ابومخنف را بازتولید می کند و حجم آن را به صد برابر می رساند. دهها بلکه صدها مثل اسرار الشهاده در آن دوره نوشته شد. این آقای آقادربندی مرتب هم شما را توبیخ می کند که اگر در اینها تردید کنید، به جرگه ناصبیان یا جهلا و حمقا رفته اید و کافر شده اید، و شما جاهلید و نمی دانید و از اسرار عالم و دقایق آن خبر ندارید.

ما در وقت گذاشتن، نیرو گذاشتن، صرف امکانات، و بسیاری از مسائل دیگر، دست کمی از دیگران نداریم، اما در اینجا، شبه علم تولید می کنیم نه بیشتر. نباید به های و هوی اطرافمان توجه کنیم. به آنچه هم که ذیل تمدن غربی رشد می کند، مثل پزشکی نباید دل ببندیم، هرچند همان هم مهم است، ما باید به فکر خارج شدن از چارچوب های قدیمی، دانش پوسیده و اندیشه های شکل گرفته در اطراف آن که همه چیز ما را احاطه کرده باشیم تا راهی باز شود.

* استاد تمام گروه تاریخ دانشگاه تهران

کد خبر 1318952

منبع: خبرآنلاین

ارتباط ایرانیان با اینترنت جهانی قطع شده است

واکنش‌ها به گرانی بنزین| از مخالفت مراجع تقلید تا بی‌خبری نمایندگان مجلس

عکس| حسین ماهینی و همسرش در مراسم عروسی سیامک نعمتی

واکنش‌ها به گرانی بنزین| طرح دوفوریتی نمایندگان مجلس برای توقف افزایش قیمت بنزین

منبع این خبر، وبسایت www.khabaronline.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۵۷۲۳۶۷۳ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

کلیدواژه: رسول جعفریان دانشگاه جایزه نوبل تمدن توسعه علمی زلزله زلزله آذربایجان استان آذربایجان شرقی باشگاه پرسپولیس ایالات متحده آمریکا سینمای ایران لیگ برتر نوزدهم تیم ملی فوتبال ایران مارک ویلموتس هلال احمر

خبر بعدی:

نقش طلایه داران تبلیغ در اعتلای فرهنگ دینی

به گزارش خبرنگار مهر، رضا کفیلی دانش آموخته حوزه علمیه قم و کارشناسی ارشد علوم سیاسی در یادداشتی به نقش طلایه داران تبلیغ در اعتلای فرهنگ دینی پرداخته است:

«... فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ» (توبه/۱۲۲) یکی از موضوعات مرسوم و مهم حوزویان، بحث تبلیغ دینی در برخی ایام سال مانند محرم الحرام ، ماه مبارک رمضان، ایام صفر و همچنین برخی مناسبت های ملی و مذهبی می‌باشد. در این ایام مبلغین دینی و مروجین شریعت نبوی جهت تبلیغ و ارتباط با مردم، به شهرها، مساجد و مناطق مختلف کشور و بلکه خارج از کشور سفر می‌کنند تا در میان مردم باشند. به پرسشها، نیاز های معنوی و روحی مردم پاسخ داده و به تبلیغ دین مشغول شوند. مبلغین در سطوح مختلفی قراردارند که برخی از آنها طلابِ جوانِ در حال تحصیل در سطوح عالی حوزه های علمیه؛ برخی از آنها علما و اساتید حوزوی و تعداد اندکی از آنها هم علمای اعلام و مراجع عظام تقلید و بزرگان دین هستند.

مسئله‌ای که در این یادداشت به آن خواهم پرداخت ارتباط میان تبلیغ دینیِ علمای اعلام، بزرگان دینی  و مراجع عظام تقلید و تأثیر آن در اعتلای فرهنگ اسلامی است. پرسش مطرح شده در این یادداشت این است که سفر تبلیغی بزرگان دین چگونه سبب اعتلای فرهنگ اسلامی در جامعه می‌شود؟ به نظر می‌رسد این امر موجب آشنایی یک مرجع دینی با موقعیت‌های جغرافیایی و تاریخی منطقه تبلیغی خود می‌شود؛ از امور جاری در کشور خصوصا منطقه تبلیغی خود آگاه می‌شود ؛ به صورت مستقیم با مردم در ارتباط بوده و مشکلات زندگی مردم را حس می‌کند؛ با مردم منطقه و خصلت ها و آداب و رسوم آن‌ها آشنا می‌شود؛ افراد ذی نفوذ، خیرین، مسئولین و سایر آحاد مردم را شناسایی کرده و همه این ها را در رفع حوائج مسلمین بسیج می‌کند؛ علاوه بر موارد مذکور، موجب تقویت توانایی های تبلیغی و برخورد اجتماعی می شود؛ در زندگی شان تنوع ایجاد شده و از لحاظ جسمی و روحی تقویت می شوند.

سفر تبلیغی یک مرجع دینی به یک منطقه، شناخت‌شان از مسائل جغرافیایی و تاریخی آن مکان را بیشتر می‌نماید. این نکته باعث می‌شود اطلاعات تاریخی و جغرافیایی مرجع تقلید از مناطق کشور به صورت تجربی بیشتر شود  که مهم ترین اثر آن هم بررسی موقعیت‌های طبیعی، جغرافیایی و تاریخی منطقه و رابطه و تأثیر آن‌ها بر روحیه مردم است. یعنی یک مرجع دینی به تجربه درمی‌یابد که مثلا با مردم منطقه گرمسیر چگونه باید برخورد کند؟ یا مثلا برخورد اجتماعی شان با مردمی که در تاریخشان تعصب به زبان قومیتی یا... دارند چگونه باشد؟ ولذا محتوای تبلیغی، صحبت ها و خدمات اجتماعی‌شان را بر اساس آن می‌سنجند و از ظرفیت های طبیعی، جغرافیایی و تاریخی منطقه جهت پربار شدن سفر تبلیغی استفاده کرده و برای مسائل و ایام تبلیغی بعدی که توسط خودشان یا سایر مبلغان انجام خواهد شد، مورد نظر قرار می‌دهند.

دومین اثر این کار مبارک، اطلاعِ مرجع تقلید از امور جاری در جامعه خصوصا منطقه تبلیغی خود است. طبیعی است که سفر تبلیغی یک مرجع تقلید متفاوت از سفر تبلیغی طلاب جوان خواهد بود. وقتی یک مرجع دینی به سفر تبلیغی می‌رود و از امور جاری جامعه و خصوصا آن منطقه خبردار می‌شود، توانایی رسیدگی و سوق دادن امکانات موجود به سمت رفع موانع در امور مسلمین در راستای اعلای فرهنگ دینی را دارند. این امر نیز اثرات مثبتِ خودش را در آن منطقه خواهد گذاشت از جمله این که: مسئولین دولتی در راستای خدمات عمومی مردمی فعالیت بیشتری انجام می‌دهند. وقتی مسئولین متوجه باشند که یک مرجع تقلید به صورت مستقیم ناظر بر خدمات دولتی به مردم است، بالطبع علاقه و انگیزه بیشتری برای خدمت پیدا می‌کنند و با هدایت و حمایت آن مرجع تقلید، نهاد های مختلف دست در دست هم می‌دهند و با همدلی و همزبانی همدیگر کار های مردم را در راستای بهبود وضعیت موجود پیش می‌برند. دومین اثر تبلیغ علمای اعلام در اطلاع از امور جاری منطقه، بحث ارزش نهادن به امر مقدس تبلیغ و مبلغان و همچنین رفع موانع و مشکلات پیش روی آنان می باشد. سفر تبلیغی مراجع تقلید نشانگر اهمیت ایام تبلیغی و امر مقدس تبلیغ می‌باشد. مرجع دینی مستقیما نظاره گر موانع و چالش های مبلغان می‌شود و در راستای رفع هرچه زودتر آنها تلاش می‌کند. علاوه بر این ها وقتی یک مرجع تقلید در پای منبر یکی از مبلغان آن منطقه بنشیند بالطبع پیام بسیار مهمی برای مردم و عالمان منطقه و مبلغان دارد. پیام این رفتار به مردم این است که لازم است در جلسات وعظ و خطابه شرکت کنند تا بتوانند در امور دینی و معنوی هم پیشرفت خوبی داشته باشند و وقتی یک مرجع تقلید به مرجعیت، فضل و سواد و... مغرور نشده و پای منبر یک مبلغی می‌نشیند ، مردم هم تشویق می‌شوند که به علم و فضل خود مغرور نشده و در جلسات وعظ و خطابه شرکتت کنند. اما پیام این رفتار به مبلغان و علمای شهرها و مساجد منطقه این است که مجهز و مسلط به مسائل باشند. مخاطبانشان از فضل و سواد و علمیت بالایی در نظر می‌گیرند و طبیعی است که در این صورت بدون مطالعه دقیق به سخنرانی نپرداخته و در چینش مطالب برای سخنرانی دقت لازم را به کار می‌برند. به جای پرداختن به مسائل حاشیه ای و غیر لازم، کلامشان را با استناد به دلایل محکم، خصوصا منابع عظیم قرآن کریم و روایات صحیحه اهل بیت(علیهم السلام) بیان خواهند کرد.

سومین اثر جهاد تبلیغی مراجع عظام این است که به طور مستقیم با مردم ارتباط می‌گیرند و از نزدیک شاهد نحوه زندگی مردم می‌شوند.  نیاز به این منش در جامعه امروز بیشتر از قبل احساس می شود به طوری که فقدان این امر پیشرفت ناصالحان در جامعه را موجب شده و فاصله‌ی بین مردم و بزرگان دینی و به تبع آن فاصله از مسائل دینی هر روز بیشتر می‌شود. همچنین وقتی مرجع تقیلد از نزدیک شاهد چگونگی زندگی مردم می‌شود، بهتر می‌تواند برای بهبود وضعیت زندگی مردم برنامه ریزی کرده و با مسئولین منطقه و رده بالای نظام اسلامی رایزنی کرده و حتی مبلغین دینی را نیز در جهت انجام خدمات اجتماعی به مردم تشویق و تربیت می‌کنند. این ارتباط، اثرات مثبتی هم به دنبال خواهند داشت از جمله  این که: مردم هم به طور مستقیم با یک مرجع تقلید و زندگی ایشان آشنا می‌شوند. اگر مردم زندگی یک مرجع تقلید را از نزدیک شاهد باشند، علاوه از این که مسائل زیادی را از اعمال آن مرجع بزرگوار یاد می‌گیرند، شایعات در این مورد هم فرصت گسترش نخواهند داشت چرا که مردم واقعیات را با چشم خود می بینند.

همان طوری که شایعات دشمنان در خصوص زندگانی رهبری معظم انقلاب اثری ندارد چرا که زندگانی و دارایی ایشان برای همگان روشن است. دومین اثر ارتباط یک مرجع دینی با مردم، سهولت در پرداخت وجوهات است. پرداخت وجوهات یک وظیفه شرعی بر عهده مسلمانان است که توسط دفاتر مراجع تقلید به نمایندگی از مراجع دریافت و با اجازه و نظارت مرجع تقلید در موارد مصرف خودش خرج می‌شود. در صورت ارتباط مرجع تقلید با مردم اولا مردم به راحتی می‌توانند به وظیفه شرعی خود عمل کرده و وجوهات خود را به شخص مرجع تقلید برسانند و ثانیا موارد مصرف وجوهات مشخص می شود و بسیاری از مسائل و مبهمات این مسئله حل می‌شود. حتی امکان دارد وجوهات همان منطقه توسط مرجع تقلید در همان منطقه خرج شود و ثالثا مردم با نهایت اطمینان وجوهات خود را پرداخت می‌کنند و رغبت بیشتری در پرداخت آن پیدا می‌کنند و در نتیجه مردم با انجام وظیفه شرعی خود، موجب رفع حوائج جامعه دینی می‌شوند. سومین اثر این حرکت، تحقق همدلی و همزبانی مردم و مرجعیت هست که به صورت عملی اتفاق می‌افتد. مردم کمافی السابق و بلکه بهتر و بیشتر با مرجع تقلیدشان هماهنگ می شوند. که نماد عینی تحقق این مسئله در بحث تحریم تنباکو عیان می باشد،که بنا به فتوای تحریم تنباکو توسط یک مرجع تقلید، مردم واقعا به دنبال عملی کردن فتوای مرجع تقلید شدند. یکی از علل آن، مصاحبت مرجع تقلید و مردم با همدیگر بود.

چهارمین اثرِ مثبت سفر تبلیغی علمای اعلام، تقویت مهارت های تبلیغی وسیره اجتماعی شان می‌باشد. از ابزار بسیار مهم یک سفر تبلیغی، سخنور و اجتماعی و مردمی بودن مبلغ می باشد. وقتی یک عالم بزرگواری و مرجع تقلیدی به سفر تبلیغی می‌رود، علاوه بر این که برکات مادی و معنوی این سفر شامل حال اهالی منطقه می‌شود، یکی از منافع آن برای آن عالم یا مرجع تقلید، تقویت هرچه بیشتر مهارت های تبلیغی و سیره عملی اجتماعی می‌باشد که اگر آن‌ها هرچه بیشتر تقویت شوند، تأثیر کلامشان بیشتر خواهد بود و مردم رغبت بیشتری برای حضور بزرگان دینی در میان‌شان را خواهند داشت. همچنین در بالا بردن سطح سواد دینی مردم موثر واقع می‌ شود و مردم و علمای منطقه از نزدیک با سیره اجتماعی یک مرجع دینی آشنا شده و آن را نصب العین قرار می‌دهند.  از آن طرف علمای منطقه هم سعی در پیشرفت خواهند داشت تا بتوانند مثل آن مرجع بزرگوار در تبلیغ و ترویج دین موفق باشند و مردم از سخنرانی و سیره عملی آن‌ها فیض کامل را ببرند.

پنجمین اثر؛ سنجش توانایی های خود می باشد. وقتی یک مبلغ به سفر تبلیغی می رود بهترین فرصت فراهم می شود تا خودش و توانایی هایش را بسنجد. اگر این کار انجام بگیرد بدون شک برای سفرهای تبلیغی بعدی تأثیرات بسیار مثبتی خواهد داشت.  مراجع و بزرگان حوزوی نیز از این قاعده مستثنی نیستند اما مسئله یک مسئله نسبی است. بدون شک مراجع معظم تقلید دارای توانایی های بیشتری نسبت به یک مبلغِ جوان هستند اما شاید توانایی هایی هم که برای منزلت مرجعیت در سفرهای تبلیغی لازم است را به صورت کامل دارا نباشند و این سفر باعث می شود که با سنجش توانایی های خود، توانایی های مثبت را تقویت کرده و برای جبران عدم توانایی ها قدمی بردارند و این یعنی پویایی و پیشرفت. این پیشرفت توانایی ها باعث جذاب و شیوا تر شدن سفر تبلیغی هم برای مبلغ و هم برای مردم می شود و لذا مساجد و شهرها خالی از عالم نمی‌ماند و عالمان هم توفیق حضور در مناطق مختلف جهت تبلیغ دین را پیدا می‌کنند.

ششمین اثر؛ آشنایی با افراد ذی نفوذ خیرین منطقه است. یکی از ابزار های بسیار مهم روحانیت و خصوصا مبلغان دینی، ارتباط مستقیم با مردم است و قسمتی از این مقوله به ارتباط با افراد متمول دین دار و خیرین منقطه تبلیغی مربوط می‌شود. عالمان دینی مثل ائمه هدی (علیهم السلام) ، ملجاء و پناهگاه مردمان نیازمند مادی و معنوی هستند. نیاز معنوی آن‌ها با تقوا و علم عالم درمان می‌شود اما برای تامین نیاز مالی با توجه به محدودیت مالی علما، لازم است بانیان و خیرینی باشند تا عالم منطقه با کمک گرفتن از آنها بتواند به افراد نیازمند کمک رسانی کند. علاوه بر آن در این صورت خدمات مادی اجتماعی بسیاری میتوان ارایه داد از جمله این که دیگر مسجد فقط محل عبادت نخواهد بود بلکه کم کم تبدیل به مرکزی با خدمات بسیار عالی اجتماعی می شود که این در جای خود کم نظیر بوده و باعث جذب افراد زیادی به دینداری می شود. همانطوری که در برخی مساجد مشاهده می شود به سبب ارتباط عالمان آن مساجد با متمولان، توانسته اند کارگاهی در مسجد راه اندازی کرده و چند نفر بیکار را مشغول کرده و محصولاتی تولید کنند و از درآمد آن محصول به مسجد رسیدگی کرده و با گسترش این حرکات به فقرای منطقه هم کمک رسانی می‌کنند و در واقع مشکلات مردم را به دست خود مردم و با هدایت و کمک یک مرجع تقلید حل می‌کنند.

هشتمین و آخرین اثر سفر تبلیغی علمای اعلام و مراجع تقلید، ایجاد تنوع در زندگی و تقویت روحی و جسمی آنها می باشد. با توجه به اهمیت بحث مرجعیت و بزرگان دینی و تأثیرات مثبت آن ها در جامعه اسلامی، از جمله نکاتی که در مورد این بزرگواران باید مراعات شود تا روحیه آن ها سرزنده مانده و از لحاظ جسمی تقویت شوند، حضور در مناطق مختلف و ایجاد تنوع در زندگی است و سفرهای تبلیغی بهترین موقعیت برای تقویت امور مذکور است.

با تحقیق حاضر به این نتیجه می رسیم که اگر علمای اعلام و مراجع عظام تقلید در ایام تبلیغی در مناطق مختلف کشور مشغول امر مقدس تبلیغ باشند نتایج خوبی از جمله: ارتباط و آشنایی مستقیم مردم با یک مرجع تقلید؛ سهولت و اطمینان در پرداخت وجوهات؛ فعالیت بیشتر مسئولین دولتی؛ ارزش نهادن به امر مقدس تبلیغ و مبلغ و رفع مواع و مشکلات آن؛ تحقق همدلی و همزبانی بزرگان دینی و مردم؛ صحت و سلامتی روح و جسم مرجع تقلید و... را در پی خواهد داشت. همه موارد مذکور در واقع کوششی همگانی در راستای اعتلای فرهنگ دینی محسوب می‌شود که مراجع تقلید به عنوان طلایه داران تبلیغ تا عصر ظهور صاحب الزمان (عج) سهم سنگینی در اعتلای فرهنگ دینی را به دوش می‌گیرند.

کد خبر 4772220

دیگر خبرها

  • جشنِ خیالی ناامنی ایران در رسانه های بیگانه
  • آمار جدید تعطیلی معادن کوچک مقیاس/ فقط ۱۲۳معدن سنگ‌آهن فعال است
  • «جوکر» برنده قورباغه طلایی
  • مکس بورن، اعجوبه فیزیک کوانتوم
  • توییت قابل تامل کاسیاس: به نظر می‌رسد در تعیین برندگان جوایز فردی فوتبال، منطق چندانی وجود ندارد
  • جایزه‌ای جدید به افتخار «مریم میرزاخانی»
  • دانشمند آمریکایی برنده جایزه جهانی «اخلاق در علم ابن‌سینا»
  • «شبکه کوچک» بزودی میهمان خانه‌های مردم می‌شود
  • استاد ایرانی برنده جایزه انجمن جوشکاری آمریکا شد
  • استاد ایرانی برنده جایزه انجمن جوشکاری امریکا شد
  • تیم دانشگاه آزاد مازندران به مرحله نیمه‌نهایی لیگ برتر کشتی آزاد صعود کرد
  • شبکه کوچک راه افتاد
  • استاد ایرانی برنده جایزه پروفسور ماسوبوچی امریکا شد
  • مرکز پویانمایی صبا در دوران شکوفایی خود قرار دارد/ تولید و پخش برنامه «شبکه کوچک»
  • آل پاچینو به تلویزیون می‌آید
  • برنده جایزه ایرانی «ابن سینا برای اخلاق در علم» معرفی شد
  • تولید و پخش برنامه «شبکه کوچک»
  • برنده جایزه جهانی ابن سینا برای اخلاق در علم مشخص شد
  • رقابت جذاب قویترین مردان کوچک(عکس)