آیا منطقی و منصفانه است که چنین توقعی داشته باشیم؟ وقتی ما مردم شعار انتقام سریع، کوبنده و کاملا موفق و آن‌هم بدون هیچ‌گونه پیامد منفی ناشی از اقدام تلافی‌جویانه ترامپ را مطالبه می‌کنیم و مرتب صداوسیما آن را در بوق و کرنا می‌کند و افراد و شخصیت‌ها در تریبون‌ها آن را درخواست و مطالبه می‌کنند، به‌ناچار باید اخلاقا در چنین موقعیتی نیز خود را مسئول پیامد‌های این فاجعه بدانند و لااقل نزد وجدانشان پاسخ‌گو باشند.

مدیرکل مطبوعات داخلی دولت اصلاحات در شرق نوشت: فاجعه تأسف‌بار سقوط هواپیمای اوکراینی و روند اطلاع‌رسانی این حادثه، همگان را در بهت، حیرت و تأثر شدیدی فروبرده است. جا دارد برای تحلیل آن، تلاش کنیم روند حوادث را در پس‌زمینه‌های پیدا و پنهان آن ببینیم تا بلکه از آن درسی را بگیریم که تاکنون نگرفته‌ایم.

این نوشته به معنای این نیست که در نظام‌های سیاسی دنیا، اثری از وقایع مشابه در زمینه رویکرد نادرست در فهم و تحلیل مسائل (سوگیری) و همچنین اطلاع‌رسانی رویداد‌ها نیست و کشور ما از این حیث رکورددار است. این معضل، اپیدمی است و موارد حادتر آن در سایر ممالک به‌وفور یافت می‌شود. مثلا به‌تازگی معلوم شده دولت آمریکا سال‌هاست گزارش کاملا خلاف واقع و وارونه‌ای از موفقیت‌های ادعایی‌اش در افغانستان ارائه می‌داده است.

این نوشته همچنین در‌صدد تبرئه منتقدان و مخالفان حکومت از این اپیدمی نیست و بنابراین با آنان که از سر انتقام، کینه‌جویی و تشفی‌جستن علیه دولت و نظام اسلامی با این واقعه تلخ مواجه شده‌اند، هیچ همدلی‌ای ندارد.

این نوشته قصد دارد روشن کند یکی از علل توسل‌جستن بشر به پنهان‌کاری چیست؟ و اگر قرار است تابع حقایق عینی باشیم و نه ذهنیت برساخته خودمان، چه باید بکنیم؟ دستگاه شناختی ما انسان‌ها به‌آسانی آب‌خوردن ما را فریب می‌دهد، بدون اینکه لزوما متوجه شویم.

با این مقدمه کوتاه، اگر بخواهیم رد‌پای عامل مهم در این رویداد تلخ تاریخی را در کنار سایر علل و عوامل به میان بکشیم، باید بی‌مجامله و رودربایستی گفت: در حقیقت نیرو‌های مسلح و سرداران عزیز ما، در برابر حادثه ترور سردار شهید سلیمانی از ناحیه نحوه تبلیغات رسانه ملی و تریبون‌داران ضربه خوردند.

اگر به اظهارات سردار سلامی، فرمانده محترم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (که من را به‌شدت متأثر کرد) دقت کنید، ایشان اذعان می‌کند که تحت فشار سنگین افکار عمومی برای گرفتن انتقام از شرارت آمریکا بودیم (نقل به مضمون). خب وقتی انتظارات مردم را برای واکنش فوری، مؤثر و صدالبته صد درصد موفقیت‌آمیز، تقویت و تشدید می‌کنیم و به‌جای مدیریت درست و عاقلانه افکار عمومی و فضای به‌شدت عاطفی، زخم‌خورده و جریحه‌دار جامعه، این فشار را بر عوامل اجرائی آن یعنی سپاه پاسداران و نیرو‌های مسلح پمپاژ و به نوعی غیرمستقیم تحمیل می‌کنیم، آیا عواقب و پیامد‌های آن را نیز اساسا قابل تصور و محاسبه می‌دانیم؟

اگر توقع داریم نیرو‌های مسلح ما در برابر بزرگ‌ترین ارتش دنیا که از سوی سایر قدرت‌های شریر جهانی و منطقه‌ای حمایت می‌شود، قادر باشند آن انتقام سخت را به‌خوبی و خوشی و آن‌هم «بسیار فوری» به مرحله اجرا درآورند، آیا هیچ احتمال نمی‌دهیم در این فرایند سخت و بسیار دشوار، اگر به موفقیت نهایی نرسند، باید ما هم شهامت پذیرش ریسک و نتایج آن را نیز داشته باشیم و اخلاقا خود را در هزینه‌های آن شریک بدانیم؟

سردار سلامی در توضیحات خود در مجلس، به نکته ظریف، ولی دردناک دیگری اشاره کردند و آن بی‌خوابی مفرط خود و همکارانشان به‌مدت چندین شبانه‌روز بود تا بلکه بتوانند مأموریت سنگین و فوری خود را در شرایط صعب، دشوار و بسیار پیچیده‌ای که تشریح کردند، به‌درستی به انجام برسانند.

کسانی که در امور اجرائی یا حداقل در زندگی روزمره، مثلا وقتی عزیزشان کارش به اورژانس بیمارستان کشیده شده، و به ناچار در معرض چنین تجربه سخت، جانکاه و بی‌خوابی قرار داشته‌اند، خوب درک می‌کنند که معنای این وصف سردار از وضعیت روانی و جسمی ایشان و همکارانشان چیست! مگر بشر در چنین مواقعی قادر به مدیریت صحیح تمام جزئیات امور جانبی پیچیده و نگرش جامع به کل مسائل و حاشیه‌هایی مانند توجه به لزوم کلییر (clear) بودن یا نبودن آسمان کشور برای پرواز‌های داخلی و خارجی آن‌هم در نقاط حساس و تجزیه‌و‌تحلیل بسیار دقیق میزان ریسک‌های پیدا و پنهان هر‌یک از این دو گزینه‌ها، آن‌هم در بازه زمانی بسیار کوتاه و فشرده هست؟ آیا چنین ظرفیتی به‌طور کامل وجود داشت؟

روشن است که چنین توانی در شرایط عادی نیز کار ساده‌ای نیست؛ چه رسد به شرایط ویژه‌ای که ایشان و کل تیم درگیر در این پروژه در آن قرار داشتند. آیا منطقی و منصفانه است که چنین توقعی داشته باشیم؟ وقتی ما مردم شعار انتقام سریع، کوبنده و کاملا موفق و آن‌هم بدون هیچ‌گونه پیامد منفی ناشی از اقدام تلافی‌جویانه ترامپ را مطالبه می‌کنیم و مرتب صداوسیما آن را در بوق و کرنا می‌کند و افراد و شخصیت‌ها در تریبون‌ها آن را درخواست و مطالبه می‌کنند، به‌ناچار باید اخلاقا در چنین موقعیتی نیز خود را مسئول پیامد‌های این فاجعه بدانند و لااقل نزد وجدانشان پاسخ‌گو باشند.

اینان آیا اینک حاضرند چنین فداکاری‌ای بکنند؟ چرا باید فقط آنان را که دوششان را زیر بار بسیار سنگین چنین سفارشی قرار داده‌اند، مسئول و پاسخ‌گو بدانیم؟ به‌راستی چرا؟! چرا در آتش کوبنده و «فوری و فوتی» و البته موفقیت‌آمیز و بدون هیچ پیامد تلافی‌جویانه دمیدیم، در‌حالی‌که می‌دانیم در شرایط روانی سخت و دشوار، کار و عمل جنگی توأم با احساسات و هیجان و استرس می‌تواند نتایج فاجعه‌بار جانبی یا حداقل دور از انتظاری به دنبال داشته باشد.

ما در زمان جنگ این پدیده دردناک را کم تجربه نکرده‌ایم؛ چه عملیات‌هایی که تحت فشار ناشی از ملاحظات سیاسی، تبلیغاتی، روانی و... بدون آنکه زمینه عملی و علمی آن فراهم باشد، پی در پی سفارش داده می‌شد، ولی منجر به نتایج دردناکی می‌شد و گل‌های زیبایی از این بوستان پرپر می‌شدند و نتیجه عکس به ارمغان می‌آورد.

این رویکرد را در کنار واکنش برخی رسانه‌های قدرت قرار دهید که نامه مشفقانه برخی شخصیت‌های دلسوز مبنی بر لزوم تدبر و تأمل در واکنش «برحق و مشروع» در به شهادت سردار عزیزمان قاسم سلیمانی را با چه الفاظ زننده‌ای به ریشخند گرفتند و چه اتهامات ناروایی که نثارشان نکردند! همین عزیزان منتقد نامه فوق، اکنون چقدر حاضرند گوشه کوچکی از بار سنگینی را که بر دوش سردار سلامی‌ها و سردار حاجی‌زاده‌ها سنگینی می‌کند، به دوش بکشند؟ آیا اساسا قادر به برآورد هزینه فایده کل پروژه هستند؟

ممکن است حادثه سقوط هواپیما در مقابل حملات موشکی حقیقتا تحسین‌برانگیز سپاه به پایگاه عین‌الاسد را هزینه چندانی تصور کنند، اما باید اذعان کرد مثلا یک تیم فوتبال به واسطه مهاجمان زبده که هت‌تریک می‌کنند لزوما برنده مسابقه نمی‌شود در جایی که مدافعان یا دروازه‌بان ضعیف با گل‌خوردن‌های پیاپی، زحمات مهاجمان را هدر می‌دهند. آنچه اهمیت دارد پیروزی تیم است وگرنه هیچکس عظمت حمله به حق تلافی‌جویانه سپاه به پایگاه آمریکایی‌ها را نمی‌تواند انکار کند.

اگر بخواهیم جمع‌بندی کوتاهی از این منظر ارائه بدهیم، باید متوجه این عامل تبلیغاتی اشتباه باشیم که فضای روانی جامعه پس از ترور سردار سلیمانی، درست مدیریت نشد. دامن‌زدن به جو هیجانی برای انتقام، به‌جای ترویج هوشمندانه چهره مظلومیت ایران و اینکه کشور و جامعه ما بیشتر قربانی تروریسم بوده است نه عامل بی‌ثباتی و ترور، موجب شده میزان بهره‌برداری کشور در عرصه سیاسی، دیپلماتیک و تبلیغاتی تقریبا از دست برود یا به حداقل ممکن برسد و این جای تأسف و افسوس فراوان دارد.

ناگفته نماند این سخن البته به معنای چشم‌پوشی از تنبیه جنایت روشن ترامپ در ترور سردار سلیمانی نبوده و نیست. در این زمینه حتما وزارت خارجه و دستگاه‌های رسانه‌ای کشور و تا حدی خود عزیزان سپاه و نیز تریبون‌داران و اشخاصی که دسترسی به تریبون داشته‌اند، مسئول‌اند و در نتایج خوب و بد ماجرا که اینک همه دریافته‌اند چه اتفاقی رخ داده و چه پیامد‌هایی دارد و خواهد داشت، شریک و سهیم هستند و اخلاقا باید در زمینه سوء‌مدیریت فضای روانی جامعه پس از ترور سردار سلیمانی و همراهان عزیزش، جواب‌گو باشند و لااقل درس بگیرند و درس بگیریم. امیدوارم خداوند فرصت درس‌آموزی را به ما بدهد؛ اما ظاهرا و با نهایت تأسف، به نظر می‌رسد ما بیشتر عادت کرده‌ایم کَره را آب کنیم، ولی دیگران جلوتر از ما یاد گرفته‌اند از آب، کره بگیرند! تا کی؟

در خاتمه انتظار می‌رود نسبت به دلجویی از خانواده‌های داغدار و کاستن از آلام مردم و جلب اعتماد آن‌ها از هر کوشش و تدبیری فروگذار نشود.

فرارو /مهرنوش جعفری

منبع: بیتوته

نقویان: می‌ترسم روزی سریال «معمای روحانیت» را بسازند

خانم مجری، حرف شاه را تکرار نکنید!

تکرار گفتمان «رستاخیزی» شاه پهلوی در صداوسیما و خط و نشان برای مردم؛ آیا منتقدان باید از ایران بروند؟

موج انصراف هنرمندان از جشنواره فجر در واکنش به فاجعه هواپیمای اوکراینی

گلایه تبریزی‌ها از تاخیر در اطلاع رسانی تعطیلی مدارس

منبع این خبر، وبسایت beytoote.com است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۶۵۰۸۱۲۲ را به همراه موضوع به آدرس info@porsyar.com ارسال فرمایید.
با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع مطلب و کاربران است.

خبر بعدی:

روشهای تقویت حافظه

آیا می‌دانستید با بهبود قدرت حافظه، سرعت یادگیری‌تان افزایش می‌یابد و در سنین پیری از ابتلا به بیماری آلزایمر در امان خواهید ماند؟ در این مقاله با ما همراه باشید تا با ۸ روش تقویت حافظه و یادگیری سریع‌تر که البته بسیار ساده و بی‌دردسر هستند، آشنا شوید. ناطقان: بسیاری از افراد با ثبت‌نام در باشگاه‌های ورزشی به دنبال عضله‌سازی و تناسب اندام هستند. بسیاری دیگر با اینکه وقت باشگاه رفتن ندارند، هفته‌ای چند بار پیاده‌روی می‌کنند تا استقامت‌شان بالا برود. خیلی‌ها هم اگرچه نه باشگاه می‌روند و نه پیاده‌روی می‌کنند، به شدت در حسرت اندکی وقت اضافه هستند تا هیکل‌شان را روی فرم بیاورند. اما آیا همین‌قدر که در صدد دستیابی به اندام ایده‌آل هستید، به سلامت مغز و تقویت حافظه‌ی‌تان هم فکر می‌کنید؟ آیا می‌دانستید با بهبود قدرت حافظه، سرعت یادگیری‌تان افزایش می‌یابد و در سنین پیری از ابتلا به بیماری آلزایمر در امان خواهید ماند؟ در این مقاله با ما همراه باشید تا با ۸ روش تقویت حافظه و یادگیری سریع‌تر که البته بسیار ساده و بی‌دردسر هستند، آشنا شوید.

۱. کار کشیدن از حافظه



توآیلا ثارپ (Twyla Tharp)، رقصنده‌ و طراح رقص مشهور آمریکایی، در زمینه‌ی تمرین حافظه به نتایج جالبی دست یافته است. وی می‌گوید هر وقت پای تماشای اجراهایی که خودش طراحی کرده می‌نشیند، سعی می‌کند ۱۲ تا ۱۴ مورد از اصلاحاتی را که قصد دارد بعدتر با گروهش در میان بگذارد، حفظ کند. چنانچه فکر می‌کنید حفظ کردن این تعداد اصلاحات، کار شاقی نیست، سخت در اشتباه هستید. ثارپ در کتاب عادت خلاق ادعا می‌کند اغلب مردم فقط می‌توانند حداکثر سه مورد از اصلاحات را به یاد بیاورند.

مقصود ثارپ این است که یاد بگیرید نکات مورد نظرتان را یادداشت نکنید، بلکه به ذهن بسپارید و سپس سعی کنید هر نکته را از حفظ با دیگران به بحث بگذارید. پژوهش‌هایی که پیرامون قدرت مغز انجام شده‌اند نیز به تأثیر مثبت این تمرین اذعان دارند. فعالیت‌های ذهنی، به ویژه فعالیت‌هایی که عملکرد مغز را در تمامی سطوح (دریافت، یادآوری و تفکر) تحریک می‌کنند، موجب بهبود بهره‌وری مغز می‌شوند.

شاید با خودتان بگویید ما که طراح رقص نیستیم، پس این تمرین به دردمان نمی‌خورد. اما شاید در موقعیتی قرار بگیرید که لازم باشد در مورد یک سخنرانی اظهار نظر کنید یا ممکن است دوست‌تان علاقه‌مند باشد درباره‌ی آثار جالبی که در بازدید اخیرتان از فلان موزه مشاهده کردید، گپ بزنید. موقعیت‌هایی از این قبیل، فرصت‌های بسیار مناسبی هستند تا ماهیچه‌های مغزتان را ورزش دهید.

تکرار، ساده‌ترین راهکاری است که در یادآوری هر چیزی مؤثر است. فرض کنید با شخص جدیدی به اسم سیاوش آشنا شده‌اید. وقتی سیاوش خودش را معرفی کرد، بهتر است به جای اینکه بگویید «از آشنایی‌تون خوش‌وقتم.» از جمله‌ی «سیاوش، از آشنایی باهات خوش‌وقتم.» استفاده کنید تا با تکرار اسم طرف مقابل، اسمش را راحت‌تر به خاطر بسپارید.



تکرار مداوم یک کار جدید

وقتی خودتان را به انجام مداوم یک کار جدید عادت می‌دهید، مسیرهای عصبی جدیدی در مغز شکل می‌گیرند که موجب می‌شوند در انجام کارهای جدید، کارآمدتر و پرسرعت‌تر ظاهر شوید.

یک کودک سه ساله به طور حتم آنقدر بزرگ شده که بتواند قاشق و چنگال دست بگیرد. اما فقط کافی است کودک دلبندتان را موقع غذا خوردن به حال خودش رها کنید تا ببینید چه افتضاحی به بار می‌آورد. کودکان در این سن اگرچه می‌توانند قاشق و چنگال دست بگیرند، هنوز قادر نیستند با قاشق و چنگال، شبیه بزرگ‌ترها غذا بخورند، اما سعی می‌کنند با تکرار مداوم این رفتار که البته در تمرین‌های اولیه چیزی جز کثیف‌کاری نیست، روش صحیح غذا خوردن با قاشق و چنگال را یاد بگیرند. با تکرار مداوم این رفتار، مسیرهای عصبی جدیدی در مغز کودک شکل می‌گیرند و موجب می‌شوند کودک در نهایت یاد بگیرد شبیه بزرگ‌ترها غذا بخورد.

حتما دل‌تان می‌خواهد بدانید بزرگسالان چطور می‌توانند مغزشان را به تشکیل مسیرهای عصبی جدید وادار کنند؟ قدم اول این است که انجام هیچ کاری را به تعویق نیندازید. شاید بگویید عادت به تعویق انداختن امور چنان در رفتارتان ریشه کرده که نمی‌توانید ترکش کنید. اما برای اینکه موتورتان راه بیفتد، پیشنهاد می‌کنیم کاری را انتخاب کنید که معمولا طرفش نمی‌روید. سپس به انجام قسمت کوچکی از این کار مشغول شوید. از آنجایی که این کار کوچک در راستای تکمیل همان کار بزرگ‌تری است که معمولا طرفش نمی‌رفتید، تشکیل مسیرهای عصبی جدید در مغز به تدریج آغاز می‌شود.

مثلا چنانچه عادت ندارید میز تحریرتان را مرتب کنید و همیشه انجام این کار را به تعویق می‌اندازید، می‌توانید با مرتب کردن فقط یک برگ کاغذ شروع کنید. یعنی از بین انبوه وسایلی که روی میز تحریرتان جمع شده است، یک برگ کاغذ بردارید و همان یک برگ را سر جایش قرار دهید. حتی می‌توانید برای شروع، بدون اینکه به کاغذ مورد نظر دست بزنید، فقط تصمیم بگیرید چه بلایی سرش بیاورید: آیا لازم است این کاغذ را دور بریزید یا داخل کِشو قرار دهید؟ در این مرحله، نیازی نیست کاغذ مورد نظر را در سطل آشغال بیندازید یا به داخل کِشو منتقل کنید، فقط کافی است در موردش تصمیم بگیرید. با همین اقدام خیلی خیلی کوچک می‌توانید دست به کار شوید و مطمئن باشید تشکیل مسیرهای عصبی جدید در مغز به تدریج آغاز می‌شود. با ادامه‌ی این روند، به تدریج از فردی تنبل که عادت دارد انجام هر کاری را به لحظه‌ی آخر موکول کند، به فردی زبر و زرنگ تبدیل خواهید شد که هر کاری را به وقتش انجام می‌دهد.

۳. یادگیری یک مهارت جدید
بدیهی است که هرچه بیشتر از مغزتان کار بکشید، عملکرد مغز بهبود می‌یابد. مثلا یادگیری یک ساز جدید موجب خواهد شد در تبدیل اطلاعات دیداری (نُت موسیقی) به یک کار عملی (نواختن ساز) مهارت بیشتری پیدا کنید. یا مثلا یادگیری یک زبان جدید، مغزتان را با طرز تفکری متفاوت مواجه خواهد کرد و ناگزیرتان می‌کند خودتان را به شیوه‌ی دیگری ابراز کنید.

حتی می‌توانید یک قدمِ بلندتر بردارید و به یادگیری رقص اقدام کنید. مطالعات نشان داده است یادگیری رقص در سالخوردگان به پیشگیری از آلزایمر کمک می‌کند.

۴. دنبال کردن برنامه‌های آموزشی پرورش مغز


زمانی که روی کاناپه لم داده‌اید نیز می‌توانید با بهره‌گیری از دنیای اینترنت، عملکرد مغزتان را بهبود ببخشید. مطالعات بالینی نشان داده است برنامه‌های آموزشی پرورش مغز نظیر BrainHQ موجب تقویت حافظه می‌شوند و کمک‌تان می‌کنند سریع‌تر فکر کنید. با مراجعه به آدرس www.brainhq.com می‌توانید بازی‌‌هایی انجام دهید که گفته می‌شود روی عملکرد مغز، تأثیر مثبت می‌گذارند.
۵. ورزش کردن


احتمالا از همان اول که شروع به خواندن این مقاله کردید، منتظر بودید به این مورد برسید. ورزش نه تنها در سلامت جسمانی مؤثر است، بلکه موجب تقویت حافظه نیز می‌شود. فقط ۲۰ دقیقه ورزش به پردازش اطلاعات و عملکرد حافظه کمک می‌کند. همچنین با ورزش می‌توانید روند تشکیل اتصالات عصبی جدید در مغز را سرعت ببخشید. خلاصه اینکه ورزش به یادگیری سریع‌تر و افزایش سطح هوشیاری می‌انجامد و همگی این فواید فقط با تحرک بدنی حاصل می‌شود.

چنانچه از جمله افرادی هستید که به طور منظم ورزش نمی‌کنید و از اینکه مغزتان را از فواید ورزش محروم کرده‌اید، احساس گناه می‌کنید، توصیه می‌کنیم از برنامه‌های ورزشی پرورش مغز نظیر Exercise Bliss غافل نشوید. با دنبال کردن آموزش‌هایی که در برنامه‌ی Exercise Bliss ارائه می‌شود، می‌توانید ورزش کردن را به راحتی آب خوردن به یک عادت دلپذیر تبدیل کنید.
حتما بخوانید: بهترین نوع ورزش برای مغز چیست؟
۶. معاشرت با خانواده و دوستان

معاشرت با خانواده و دوستان

چنانچه قصد دارید از توانایی شناختی مطلوبی برخوردار شوید، پس حتما سعی کنید در زندگی‌تان روابط معنی‌دار برقرار کنید. هم‌صحبتی با دیگران و هم‌نشینی با افرادی که دوست‌شان دارید، موجب می‌شود واضح‌تر فکر کنید و خُلق‌تان باز شود.

افراد برونگرا از برقراری ارتباط با دیگران فایده‌ی مضاعف می‌برند. ماریا بریلاکی (Maria Brilaki) که نویسنده‌ی اصلی این مقاله است، می‌گوید در یکی از کلاس‌هایی که در دانشگاه استنفورد تجربه‌ کرد، یاد گرفت افراد برونگرا از طریق صحبت کردن با دیگران سعی می‌کنند به درک صحیح‌تری از افکار خود برسند و در واقع با این رفتار، افکار خود را پردازش می‌کنند. ماریا می‌گوید استادش در کلاس تعریف کرد که وقتی نتیجه‌ی آزمون شخصیتش را دید، حسابی تعجب کرده بود، چرا که همیشه فکر می‌کرده خصلت درونگرایانه دارد، اما نتیجه‌ی آزمون ثابت کرده بود که از جمله افراد برونگرا به شمار می‌رود. از آن زمان به بعد، استاد ماریا متوجه شد که چقدر هم‌صحبتی با دیگران به ساماندهی افکارش کمک می‌کند و به این ترتیب بود که موقعیت جدیدش را به عنوان یک فرد برونگرا پذیرفت.

۷. جدول حل نکردن


هر وقت حرف از راهکارهای تقویت حافظه می‌شود، بسیاری از ما به فکر جدول حل کردن می‌افتیم. جدول حل کردن موجب تقویت فصاحت و روانی کلام می‌شود، اما مطالعات نشان داده است این فایده به تنهایی برای تقویت حافظه کافی نیست. جدول حل کردن اگرچه فعالیت سرگرم‌کننده‌ای است، در تقویت حافظه آنقدرها هم که تصور می‌شود، مؤثر نیست. البته، چنانچه از روی سرگرمی به جدول حل کردن روی آورده‌اید، پس حتما به این فعالیت مفرح ادامه دهید. اما چنانچه به امید تقویت حافظه جدول حل می‌کنید، بهتر است به فعالیت دیگری مشغول شوید که در تقویت مغز کارآمدتر باشد.
۸. تغذیه‌ سالم


خوراکی‌هایی نظیر ماهی، میوه و سبزیجات به عملکرد مطلوب مغز کمک می‌کنند. جالب است بدانید شکلات تلخ نیز در تقویت عملکرد مغز مؤثر است. وقتی شکلات می‌خورید، مغز دوپامین آزاد می‌کند. دوپامین موجب می‌شود سریع‌تر یاد بگیرید و راحت‌تر به خاطر بیاورید. همچنین، شکلات حاوی فلاونول‌ و آنتی‌اکسیدان است که به تقویت عملکرد مغز کمک می‌کنند. پس هر وقت به انجام فعالیت‌های ذهنی دشوار مشغول می‌شوید، یک تکه‌ی کوچک شکلات تلخ بخورید تا مغزتان سرحال‌تر شود.


اکنون که با روش‌های تقویت حافظه و یادگیری سریع‌تر آشنا شدید، وقتش است که از همین حالا دست به کار شوید. امیدواریم با مطالعه‌ی این روش‌ها ترغیب شده باشید سبک زندگی‌تان را بهبود ببخشید. فقط کافی است راهکارهایی را که یاد گرفتید به کار ببندید تا باهوش‌تر از قبل زندگی کنید.
برچسب ها: حافظه ، تقویت ، ورزش ، عضله ، ناطقان

دیگر خبرها

  • خسارت جان‌باختگان سانحه بویینگ با کیست؟
  • جابجایی بیش از 2.8 میلیون مسافر در جاده‌های کرمانشاه/ مینی‌بوس‌ها دارای بیشترین سهم
  • بیش از ۵۷ میلیون سهم در بورس سمنان معامله شد
  • برگزاری نشست بررسی ابعاد سیاسی و راهبردی پیامد‌های ترور سردار سلیمانی
  • واگذاری سهم دولت در یک شرکت بیمه اتکایی
  • واگذاری سهم دولت در یک شرکت بیمه اتکایی/تعهدات سانچی پرداخت شد
  • سهم قرارگاه خاتم از بودجه عمرانی کشور کمتر از ۳ درصد
  • سهم قرارگاه خاتم از بودجه عمرانی کشور کمتر از 3 درصد/ پارسال 400 میلیارد تومان مالیات دادیم
  • در حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی نباید سیاسی‌سازی شود
  • حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی نباید سیاسی شود
  • یونیسف درباره پیامد‌های افزایش درگیری‌ها در لیبی هشدار داد
  • اعتراض وزارت ورزش به سهم ۷۰درصدی تلویزیون از حق پخش تلویزیونی
  • اعتراض وزارت ورزش به سهم 70 درصدی تلویزیون
  • پیکرهای سه شهید سانحه هواپیمای بویینگ ۷۳۷ در اهواز تشییع و خاکسپاری شدند
  • پیامد‌های ترور سردار سلیمانی در خاورمیانه/ پمپئو قربانی، جنگ افروزی خود خواهد بود؟
  • سهم تجهیزات پزشکی ایرانی در بازار درمانی کشور چقدر است؟
  • دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع): سپهبد شهید سلیمانی تربیت یافته مکتب حضرت زهرا(س) بود
  • اظهارات مقام دولتی که ۲ فرزندش را در سقوط هواپیما از دست داد | مطمئنم تنها یک اشتباه عامل فاجعه نیست
  • فرامرزیان: کاهش سهم ورزش و فوتبال از تبلیغات تلویزیون ناگوار است