به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، آمریکا اگرچه داعیه‌دار آزادی بیان و آزادی عقیده در دنیاست، اما به هیچ عنوان پرچم‌دار این ارزش‌ها نیست. به تبع دولت این کشور، شبکه‌های اجتماعی آمریکایی هم به ندرت جانب آزادی بیان را رعایت می‌کنند.

کمپانی‌هایی مانند فیس‌بوک گاه داوطلبانه و گاه به اجبار از قوانین دولت آمریکا و سیاست‌های این کشور پیروی می‌کنند و صرفاً به روایت رسمی واشینگتن از وقایع جهان اجازه انتشار می‌دهند، هر قدر هم که این روایت دروغ باشد.

یکی از حساس‌ترین موضوعاتی که اخیراً در حملات دولت آمریکا و رسانه‌های اجتماعی این کشور علیه حقیقت قربانی شد، شهادت سپهبد قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران، بود.

رسانه‌های غربی تمام تلاش خود را می‌کنند تا علاقه مردم ایران به شهید سلیمانی را انکار کنند

عملیات فیس‌بوک برای سانسور واقعیت درباره شهید سلیمانی

کاربران اینستاگرام (که فیس‌بوک سال ۲۰۱۲ آن را خرید) به خوبی می‌دانند که این شبکه اجتماعی چگونه از همان ساعات ابتدایی پس از عملیات تروریستی دولت آمریکا در فرودگاه بغداد، اقدام به بستن صفحه‌هایی کرد که به هر شکل از شهید سلیمانی تعریف و تمجید کرده بودند. از طرف دیگر، وقتی زنی به نام «ساغر کسرایی» با انتشار یک ویدیو در فیس‌بوک (و یوتیوب) دروغ‌های عجیبی درباره «خوشحالی مردم ایران از کشته شدن قاسم سلیمانی» می‌گوید و حتی از ترامپ به خاطر ترور شهید سلیمانی تشکر می‌کند، نه تنها این ویدیو به راستی‌آزمایی نمی‌شود، بلکه به راحتی میلیون‌ها بار دیده می‌شود تا روایت رسمی کاخ سفید این‌بار از زبان یک عروسک خیمه‌شب‌بازی تکرار شود.

با همه این‌ها، تلاش فیس‌بوک برای پوشاندن حقیقت درباره شهادت شهید سلیمانی به همین‌جا ختم نمی‌شود. این شبکه اجتماعی آمریکایی اخیراً ویدیویی را حذف کرد که درباره سابقه مبارزه شهید سلیمانی با تروریسم توضیح می‌داد. در این ویدیو، «دَن کوهن» فیلم‌ساز و خبرنگار مستقل و شناخته‌شده آمریکایی مستقر در واشینگتن که سابقه همکاری با بسیاری از رسانه‌های جایگزین در آمریکا را دارد، یادآوری می‌کند که شهید سلیمانی زمانی که با تروریست‌های داعش می‌جنگید و آمریکایی‌ها چاره‌ای جز همکاری ظاهری با او برای حفظ آبرویشان نداشتند، «آدم خوبه» در رسانه‌های آمریکایی بود، اما پس از آن‌که ترامپ دستور ترور او را صادر کرد، به یک‌باره تبدیل به «آدم بده» در همان رسانه‌ها شد.

ویدیوی کوهن یکی از پست‌های صفحه فیس‌بوکی «در همین آن» (In The Now) وابسته به شبکه راشاتودیبود و پس از آن‌که فیس‌بوک این ویدیو را حذف کرد، خبرگزاری راشاتودی مطلبی را در این‌باره منتشر نمود. در ابتدای این مطلب آمده است:

فیس‌بوک سانسور هرگونه محتوایی را تشدید کرده است که چیزی غیر از بدنام‌سازی «قاسم سلیمانی» سرلشکر کشته‌شده [به شهادت رسیده]ایرانی باشد؛ از جمله با حذف ویدیویی که تاریخ مبارزه سلیمانی با تروریسم را نشان می‌دهد، و همچنین کاهش رتبه اعتبار حساب کاربری‌ای که این ویدیو را منتشر کرده بود. این رسانه اجتماعی غول‌پیکر، روز سه‌شنبه [۲۴ دی ۹۸]نه تنها قسمتی از برنامه «در همین آن» توسط دن کوهن، خبرنگار مستقل، تحت عنوان «چگونه سلیمانیِ «آدم خوبه» تبدیل به «آدم بده» رسانه‌های آمریکایی شد» را از صفحه این برنامه حذف کرد، بلکه مانند همیشه با ادعای مبهم نقض «استاندارد‌های اجتماعی» اقدام به تنزل اعتبار کل صفحه «در همین آن» کرد [اقدامی که توانایی صاحب صفحه برای کسب درآمد در فیس‌بوک را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد]. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که فیس‌بوک به شکل نگران‌کننده‌ای دست به سرکوب روایت‌های سیاسی‌ای زده است که بر خلاف سیاست خارجی آمریکا هستند؛ اگرچه این موج سانسور منحصر به فیس‌بوک نیست.

تصاویر بالا برای کاربران اینستاگرام طی روز‌های پس از شهادت شهید سلیمانی کاملاً آشنا هستند

تناقض‌گویی رسانه‌های غربی: «شیطان مجسم» یا «ناجی منطقه از داعش»؟

خود کوهن پس از حذف ویدیوش در فیس‌بوک رو به توئیتر آورد و آن‌جا نوشت: «با وجود آن‌که ویدیوی من درباره فرماندهی سلیمانی در مبارزه ایران علیه داعش ۱۰۰ درصد مبتنی بر واقعیت بود، اما فیس‌بوک آن را حذف کرد و اعتبار حساب کاربری «در همین آن» را هم تنزل داد. ظاهراً «حقیقت» ناقض «استاندارد‌های اجتماعی» [فیس‌بوک]بوده است.» راشاتودی درباره محتوای ویدیوی حذف‌شده (که بعداً دوباره به صفحه فیس‌بوک «در همین آن» برگشت) توضیح می‌دهد:

ویدیوی کوهن در کمال آرامش و دقت توضیح می‌دهد که سلیمانی چگونه در کنار آمریکا و متحدان کُردش علیه تروریست‌ها جنگید و «منطقه را از افتادن به دست داعش نجات داد»، و در عین حال، رسانه‌های غربی همدست [با دولت آمریکا]چگونه بعد از کشته شدنش [شهادتش]او را «در واقع یک تروریست بزرگ و یک بمب ساعتی» توصیف کردند که «برای کشتن آمریکایی‌ها به دنیا آمده بود.» این ویدیو برای به نمایش گذاشتن تناقض‌های ایدئولوژیک رسانه‌هایی که در حال حاضر فرمانده نیروی قدس [سپاه پاسداران ایران]را «شیطان مجسم» ترسیم می‌کنند، برخی از ویدیو‌های سال‌های اخیر همان رسانه‌ها را نمایش می‌دهد که در آن‌ها عملکرد میدانی سلیمانی ستایش شده است.

آمریکایی‌ها بار‌ها اعتراف کرده‌اند که در میان نبرد با داعش مجبور به حمایت از نیرو‌های مقاومت تحت فرماندهی شهید سلیمانی شده‌اند

«رانیا خالق» مدیر برنامه «در همین آن» نیز در توئیتر خود به حذف ویدیوی کوهن واکنش نشان داد. این خبرنگار و فعال سیاسی لبنانی-آمریکایی که با رسانه‌های جایگزین شناخته‌شده آمریکایی کار کرده است، با طرح این سؤال که چرا هیچ‌کس به حذف محتوا توسط فیس‌بوک به دلایل مشخصاً ایدئولوژیک اعتراضی نمی‌کند، می‌نویسد: «فیس‌بوک دارد محتوای سیاسی را به نیابت از دولت آمریکا حذف می‌کند. به نیابت از دولتی به ریاست ترامپ. دارند محتوایی را حذف می‌کنند که شتاب آمریکا به سوی جنگ را به چالش می‌کشد. خشم [عمومی از این اقدامات فیس‌بوک]کجاست؟ »

تحریم‌های آمریکا، دست‌آویز فیس‌بوک برای مبارزه با آزادی بیان

راشاتودی در بخشی از گزارش خود تصریح می‌کند:

فیس‌بوک و دیگر شبکه اجتماعی تابعه‌اش اینستاگرام، به خاطر عملیات همه‌جانبه‌شان برای سانسور هرگونه حمایتی از سلیمانی طی هفته‌های بعد از حمله هوایی آمریکا که وی را به قتل [شهادت]رساند، به شدت مورد انتقاد خبرنگاران و سازمان‌های رسانه‌ای مستقلی مانند «فدراسیون بین‌المللی خبرنگاران» قرار گرفته‌اند. کمپانی فیس‌بوک ادعا می‌کند تحریم‌های گسترده آمریکا علیه ایران، از جمله تعیین «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» به عنوان یک سازمان تروریستی، این شبکه اجتماعی را ملزم به سانسور چنین پست‌هایی می‌کنند، اما این در حالی است که حتی کارشناسان حقوقی‌ای که سی‌ان‌ان از آن‌ها نقل‌قول کرده است، نسبت به این توجیه فیس‌بوک اظهار تردید کرده‌اند. فیس‌بوک و اینستاگرام نه تنها حساب‌های کاربری‌ای را حذف کردند که توسط یا به سود افراد یا گروه‌های تحت تحریم اداره می‌شدند، بلکه پست‌هایی را هم پاک کردند که (مدعی هستند) این افراد یا گروه‌ها را ستایش کرده یا به دنبال کمک به آن‌ها بوده‌اند. فیس‌بوک به این ترتیب تحریم‌ها را تبدیل به بهانه‌ای مناسب برای سانسور گسترده همه کاربرانی کرده است که دولت آمریکا دیدگاه سیاسی آن‌ها را بدعت‌آمیز تلقی می‌کند.

اگر می‌خواهید حساب کاربری‌تان در اینستاگرام حذف شود، کافی است شما فقط چندده دنبال‌کننده داشته باشید و مطلبی مثبت درباره شهید سلیمانی پست کنید

راشاتودی ادامه می‌دهد:

ایرانی‌ها زمانی احساس کردند نمک به زخمشان پاشیده شده که حساب‌های کاربری بیش از ده خبرنگار، چندین سازمان رسانه‌ای دولتی، و تعداد بی‌شماری از اشخاص عادی و فعالان ایرانی در اینستاگرام طی روز‌های پس از ترور سلیمانی، به طور کامل از این شبکه اجتماعی حذف شدند. بسیاری از کاربران، حتی پس از آن‌که حواسشان را جمع کردند تا از نام «قاسم سلیمانی» استفاده نکنند، باز هم پست‌هایشان حذف شدند. به عنوان نمونه، یک محقق لبنانی [به نام «هادی نصرالله»]به خاطر محافظت از مسیحیان در مقابل داعش و القاعده صرفاً «قـ*سم سـ*ـیمـ*نی» را ستایش کرد، اما باز هم شاهد حذف شدن ویدیویش [از فیس‌بوک ]بود . این تبعیض فاحش ایدئولوژیک توسط فیس‌بوک، نه تنها به این افراد اجازه نداد تا به شکل علنی برای فرمانده‌ای عزاداری کنند که اکثر قریب به اتفاق ایرانی‌ها عاشقش بودند، بلکه به مترسک‌های طرفدار تغییر رژیم در ایران این امکان را داد که کنترل روایت [غالب درباره شهادت شهید سلیمانی]رئیس به دست بگیرند. اگرچه فیس‌بوک اخیراً به خاطر خودداری از «راستی‌آزمایی» پست‌های حاوی تبلیغات سیاسی به شدت مورد انتقاد ساختار سیاسی آمریکا قرار گرفته، اما در عین حال، محتوای غیرتبلیغاتی در فیس‌بوک تا کنون هیچ‌گاه به این اندازه تحت کنترل شدید نبوده است.

رسانه‌های غربی تا پیش از شهادت شهید سلیمانی، اعتراف می‌کردند که او قوی‌ترین فرمانده خاورمیانه و عامل مهم شکست داعش است

مبارزه سایر شبکه‌های اجتماعی آمریکایی با آزادی بیان

راشاتودی گزارش خود را با توصیف اقدامات سایر شبکه‌های اجتماعی آمریکایی در سانسور رسانه‌ها و اشخاص ایرانی، این‌گونه به پایان می‌رساند:

فیس‌بوک و اینستاگرام ابداً تنها شبکه‌های اجتماعی‌ای نیستند که حق آزادی بیان کاربران ایران را زیر پا گذاشته‌اند. یوتیوب [متعلق به گوگل]اخیراً کانال [سرویس بریتانیای]«پرس‌تی‌وی» [شبکه ماهواره‌ای]تحت حمایت دولت ایران، را حذف کرد، اگرچه پس از حمایت گسترده کاربران از این کانال، مجبور شد دوباره آن را فعال کند. توئیتر هم حساب‌های کاربری رسانه‌های تحت حمایت دولت ایران، از جمله «العالم نیوز» و شبکه محبوب اسپانیایی‌زبان «هیسپان‌تی‌وی»، را حذف کرد، اما پس از سیل انتقادات کاربران مجبور شد حساب هیسپان‌تی‌وی را دوباره بازگرداند. توئیتر همچنین اقدام به حذف حساب‌های ده‌ها نفر از ایرانی‌هایی کرد که از دولتشان حمایت کرده بودند. این در حالی است که کاربران ضددولتی (که بسیاری از آن‌ها به گروه تروریستی و تبعیدی بدنام «مجاهدین خلق» وابسته هستند) در تمام این مدت اجازه داشتند تا به نفرت‌پراکنی علیه سلیمانی و حامیانش ادامه دهند. توئیتر حتی حساب کاربری بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه، را نیز حذف کرد، اما آن را پس از چند روز دوباره فعال نمود.


منبع: مشرق

انتهای پیام/

منبع: باشگاه خبرنگاران

کلیدواژه: حاج قاسم سلیمانی فیسبوک اینستاگرام سانسور حاج قاسم شبکه های اجتماعی آمریکایی فیس بوک و اینستاگرام درباره شهید سلیمانی شهادت شهید سلیمانی شبکه اجتماعی حساب های کاربری رسانه های غربی سپاه پاسداران قاسم سلیمانی فیس بوک دولت آمریکا آمریکایی ها برای سانسور حساب کاربری پس از آن فیس بوک فیس بوک همین آن فیس بوک ایرانی ها رسانه ها تحریم ها نه تنها

منبع این خبر، وبسایت www.yjc.ir است و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۶۷۵۶۳۳۹ را به همراه موضوع به آدرس info@khabarban.com ارسال فرمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

نبرد سیاسی اصولگرایان با روحانی در روزهای کرونایی؛ قالیباف در فکر انتقام است؟

کفِ حقوق بازنشستگان ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان شد

عکس| هدیه سپاه به آمریکا

هشدار قالیباف به آمریکا

آموزش مجازی را در دانشگاه فنی و حرفه ای ادامه می دهیم

خبر بعدی:

سانسور عادل؛ آری یا نه؟

آفتاب‌‌نیوز :

داستان عادل فردوسی‌پور و تلویزیون، عاشقانه‌ای دراماتیک بود که حالا دیگر در آن خبری از دلدادگی نیست و نفرت حکومت می‌کند؛ تعدادی از مسئولان سیما، خاصه آنهایی که در شبکه سه روی کار آمدند، نزدیک به یک سال و اندی می‌شود که چشم دیدن عادل را ندارند. آنها با تأکید روی این فرضیه که باید به این مجری بفهمانند «کت تن کیست»، او را ابتدا به حاشیه رانده و سپس پای خودش و برنامه محبوبش را از تلویزیون بریدند. حکم این بود که خبری از پخش تصویر عادل در سیما نباشد؛ زمان که جلوتر رفت، حکم ثانویه ایجاب می‌کرد عادل به عشق اولش یعنی گزارشگری هم رجوع نکند.

شاید اگر انگ غرض‌ورزی و حسادت به مسئولان شبکه سه نمی‌خورد، کاری می‌کردند صدای عادل هم از تلویزیون، در هر شبکه‌اش پخش نشود. بااین‌حال، همان نیمچه صدای عادل را هم محدود کردند به گفتن نریشن در برنامه فوتبال 120؛ برنامه‌ای که به صورت اختصاصی به فوتبال خارجی می‌پردازد و اصطکاکی با برنامه‌های داخلی نداشت. البته که پخش تصویر عادل در همان شبکه نیز حکم میوه ممنوعه را دارد.

عادل اما در همه این روزهای سخت سعی می‌کرد نشان دهد هنوز فرزند صداوسیماست؛ او روزهای نخستی که شنیده بود عرصه در محل کار برایش تنگ شده، سعی می‌کرد هنوز به معشوقه‌اش (تلویزیون) عشق بورزد؛ او روی پیشنهادهای کلان و چشمگیر شبکه‌های آن‌طرف‌آبی چشم بست (کاری که مزدک میرزایی انجامش نداد)، به این امید که دوباره «90اش» را به آغوش بگیرد؛ خودش را فرزند صداوسیما خطاب کرد تا نشان دهد با وجود بی‌مهری‌ها، هنوز مهر خانواده را در گوشه‌ای از دل دارد.

زمان که جلو رفت، عشق عادل به سیما هم رنگ باخت. او عطش همیشگی برای ابراز محبت به تلویزیون را نداشت و حالا هم حتی اگر خودش تکذیب کند، پرواضح است که تنفر از رفتاری که با او شده، وجودش را گرفته است.

عادل هم شاید بیش از اندازه خوش‌بین بود یا هست؛ او هنوز هم باور دارد با ایجاد تغییراتی ساختاری در کادر مدیریت شبکه سه، فرصت بازگشت به سیما را دارد. این خوش‌بینی یا انتظار فرصت، برای گرفتن انتقام از آنهایی است که معشوقه‌اش را از چنگش بیرون کشیده‌اند یا هنوز هم ته‌مانده‌ای از عشق قدیمی به سیما.

البته هرچه از دوری‌ عادل گذشته، بیشتر پی برده بازگشتش به یک جادو نیاز دارد تا تغییرات ساختاری؛ او حالا نه‌تنها جایی در تلویزیون ندارد، بلکه وب‌سایتی که در حاشیه همان برنامه محبوب هم ساخته بود، از او گرفته‌اند تا دیگر عادل و 90، رسما کاری با سیما نداشته باشند.

داستان اما به همین سادگی‌ها نمی‌تواند به پایان برسد؛ عشق هرچه قدیمی‌تر، فراموشی‌اش محال‌تر. عادل نه‌تنها در بین افراد حاضر در تلویزیون، بلکه در بطن جامعه و در سطوح مختلف سیاسی و اجتماعی نیز برای خودش صاحب پایگاه شده است. به ظاهر این پایگاه حاصل درستکاری و پاک کارکردن او در مدت‌های طولانی است و شاید همین خصیصه است که هرکسی که پایش به طریقی به تلویزیون باز می‌شود، سعی می‌کند از فردوسی‌پور و عدالتش حرفی به میان بیاورد.

اینجا درست همان‌جایی است که تضادها خودنمایی می‌کند؛ سیما که تلاش زیادی برای ضربدرزدن روی اسم عادل کرده، در وانفسایی گیر آمده که برایش باورکردنی نیست؛ مسئولان تلویزیون که به دلیل بی‌کیفیت‌بودن برنامه‌های ارائه‌شده، مدت‌هاست قافیه را به شبکه‌های ماهواره‌ای و جدیدا شبکه‌های اینترنتی باخته‌اند، با دعوت‌کردن از چهره‌هایی که به زعمشان برای مخاطب جذاب هستند، تلاش می‌کنند آب رفته را به جوی برگردانند.

مدعوین اما کار را برای تلویزیون سخت‌تر کرده‌اند! نه همه آنها، بلکه تعدادی که به قدرت فضای مجازی باور دارند و نمی‌خواهند حرف و عملشان با یکدیگر تضاد داشته باشد؛ یکی مثل پژمان جمشیدی که دوستی‌اش با عادل زبانزد است. او به برنامه دورهمی مهران مدیری می‌رود تا میهمان یکی از همان برنامه‌های سرگرم‌کننده سیما باشد؛ ولی وقتی صحبت از خالی‌بودن جای عادل در تلویزیون می‌کند، تیغ تیز سانسور، صدا و تصویرش را می‌برد؛ گویی این خط«قرمزتر» از چیزی است که بشود از کنارش عبور کرد!

عادل فردوسی‌پور، کسی که حسام‌الدین آشنا، مشاور حسن روحانی و نماینده قوه مجریه در شورای نظارت بر صداوسیما، او را بهترین مجری تلویزیون می‌داند و با نوشتن نامه به محسنی‌اژه‌ای، رئیس شورای نظارت، می‌خواهد مقدمات بازگشتش به تلویزیون فراهم شود، حالا نامش هم برای سیمایی‌ها دردسرساز است. آنها تا جایی که می‌توانند عادل را سانسور می‌کنند؛ به این امید که رفته‌رفته فراموش شود کسی به اسم فردوسی‌پور نزدیک به یک دهه بهترین مجری همین شبکه‌ها بود. تلویزیون برای عبور از عادل، رویکرد مشخصی دارد؛ سانسور اسمش در برنامه‌های از پیش ضبط‌شده. البته این مورد شامل استثنا هم می‌شود؛ اگر کسی در برنامه ضبط‌شده از عادل فردوسی‌پور انتقاد کند و بد بگوید، سانسورچی به زحمت نمی‌افتد.

این‌طور نیست که حذف عادل و 90 در برنامه‌های ضبط‌شده تازگی داشته باشد؛ چون در شاهکاری جذاب‌تر، همین چند ماه پیش که بازپخش سریال قدیمی پژمان هم دوباره روی آنتن رفته بود، به طرز شگفت‌آوری آن قسمت از سریال که اشاره‌ای مختصر به برنامه 90 داشت، سانسور شد!

حالا اما این تصمیم به سانسور، معضلی عجیب‌تر هم شده؛ اگر کسی در برنامه زنده از عادل فردوسی‌پور حرف بزند، چه؟ اتفاقی که 26 اسفند در همین برنامه‌ای که مثلا جایگزین برنامه 90 و عادل فردوسی‌پور شده است، رخ داد؛ جایی که سروش رفیعی در کنار شجاع خلیل‌زاده روی آنتن زنده از جای خالی عادل فردوسی‌پور گفت و او را با لفظ استاد خطاب قرار داد. آنجا اما سناریو یکباره تغییر کرد و مجری، دوست قدیمی فردوسی‌پور و متهم ردیف ثانویه حذف عادل، در اقدامی جالب، خبر از دلتنگی همه(!) برای عادل فردوسی‌پور داد. عجیب آنکه اندکی بعد از آن دلتنگی، در برنامه دورهمی از شبکه نسیم، بی‌ربط‌ترین شبکه به عادل فردوسی‌پور و ورزش، نام عادل سانسور شد تا مشخص شود چیزی تغییر نکرده؛ عادل باید در سیما سانسور شود.

منبع: روزنامه شرق

دیگر خبرها

  • سانسور رقص ارسطو در «پایتخت»
  • اعتراض بازیگر پایتخت از سانسور رقص ارسطو +عکس
  • سانسور رقص ارسطو در «پایتخت» و واکنش سردار آزمون
  • اعتراض ارسطو به سانسور صحنه رقص خود در سریال پایتخت
  • اعتراض احمد مهران‌نفر به سانسور رقص ارسطو در «پایتخت» و واکنش سردار آزمون / عکس
  • سانسور رقص ارسطو در «پایتخت» و واکنش سردار آزمون / عکس
  • دیالوگی که در بازپخش پایتخت سانسور شد+عکس
  • سانسور عادل؛ آری یا نه؟ | دردسرهای نام عادل فردوسی پور برای صدا وسیما
  • نرم‌افزار ویژه گرافیکی گوگل برای پلی ‌استیشن
  • مدیر فیس‌بوک: از اشتباهات‌مان برای نبرد با کرونا درس بگیریم
  • مدیر فیس بوک: از اشتباهاتمان برای نبرد با کرونا درس بگیریم
  • واقعیت ماجرای پیرمردی که توانایی خرید پنیر را نداشت، چیست؟
  • رقص ارسطو سانسور شد
  • تیم حکومتی؛ توهم یا واقعیت؟
  • اعتراف مهدی طارمی پس از حاشیه های اخیر : یک رابطه جدید را شروع کردم و قصد ازدواج دارم + ویدیو
  • گزارش تصویری ایتنا: با واقعیت افزود گوگل حیوانات را به خانه خود بیاورید
  • پروژه ویژه استریم آنلاین فیس‌بوک برای تلفن‌‌های همراه هوشمند
  • آیا آمار چین درباره مبتلایان به کرونا واقعیت دارد؟
  • اینستاگرام، کارگزار اقدامات تروریستی آمریکا