به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،  تماشاخانه هنر (تأسیس ۱۳۲۵-۱۳۲۱) از جهت گیری‌های سیاسی برکنار بود و به اصطلاح خود، میهن پرستی و طرفداری از هنر برای هنر را انگیزه فعالیت خود می‌دانست.

مشخص‌ترین و در عین حال موفق‌ترین باورمندان چنین طرز تفکری، عده‌ای از فارغ التحصیلان جوان سه دوره نخست هنرستان هنرپیشگی بوده اند مانند:

ذبیح الله صافی (رهگذر)، مهدی امینی، عباس زاهدی، عصمت صفوی، جلال ریاحی، عزت الله وثوق، پور زنجانی، محسن دولو، مصطفی اسکویی و بازماندگی از فعالان دوره گذشته و جز آن مانند: فتح الله جالینوسی، ملک، تقی ظهوری، ناصر مصفا، عبدالعلی همایون، قاسم مالک و یزدان یار.

هسته اصلی این عده، بی تجربه و بدون آگاهی از دشواری‌های کار هنری، فنی و اداری، در سال ۱۳۲۱ با تعیین سهام صد تومانی به تأسیس شرکت سهامی هنر همت گماشتند و ابتدا تالاری تابستانی به نام گوهر و سپس تالاری سربسته به نام تماشاخانه هنر ایجاد کردند.

تفاوت مشخص این تماشاخانه با دیگران، مشارکت جمعی بازیگران پرشور در کار‌های سازمانی، اقدام به آزمایش توانایی‌های خود در کار صحنه و انتخاب آثار بزرگی، چون بی نوایان هوگو، برادران کارامازوف داستایوسکی، برای شرف الکساندر شیروان زاده، رستاخیز و ایده آل میرزاده عشقی، بتکده هندی، عباسه خواهر هارون الرشید، یوسف و زلیخا، صاعقه، کوه شیطان، داریوش، شب‌های نیل، خانواده فنا شده، پزشک اجباری و اسکاپن بود.

افزون بر آن اپرت‌هایی به زبان ترکی، توسط ایرانیان آذری که مجبور هب ترک دیار شده بودند، اجراء می‌شد. از آن جمله اپرت‌های مشهدی عباد، اصلی و کرم، شاه صنم، سویل، شیخ صنعان به کارگردانی علی کنعانی را می‌توان نام برد.

*مهدی امینی

مهدی امینی، فارغ التحصیل دوره دوم هنرستان هنرپیشگی، بازیگر، کارگردان، مترجم و مدیر فنی تماشاخانه هنر سال‌ها بعد پس از تأسیس تئاتر آناهیتا در مجله آناهیتا از تماشاخانه هنر چنین یاد کرد:

«تقریبا بیست سال پیش چند نفر از جوانانی که دوره هنرستان هنرپیشگی را در تهران گذرانده بودند و تنها تئاتر موجود آن زمان زمینه مساعدی برای نشان دادن ذوق و ابتکار و فعالیت مستقل آنان به دست نمی‌داد به فکر ایجاد تئاتر دیگری افتادند و پس از مدتی مشاوره و جمع کردن عده‌ای از جوانان آماتور طرح تشکیل یک شرکت سهامی که هر کس متناسب با امکانات مالی خود سهمی را قبول می‌کرد ریختند و به این ترتیب شرکت سهامی هنرپیشگان با سرمایه‌ای در حدود پنجاه هزار ریال تأسیس شد.


لازم بود تحولی در کار تئاتر صورت بگیرد و این تحول باید در دو جهت کمی و کیفی صورت گرفت. با تأسیس تئاتر جدید در تهران از لحاظ کیفیت قدمی برداشته شد، ولی متأسفانه از لحاظ کیفیت هیچگونه پیشروی قابل توجه صورت نگرفت.

از آن موقع رسم بر این بود که برنامه تئاتر هر هفته یک بار عوض شود، البته ممکن نبود در مدت یک هفته هنرپیشگان گفتار‌های مربوط به خود را به خوبی حفظ کنند و به همین جهت حفظ نکردن رُل و استمداد از سولفور کار قانونی و غیر قابل ایرادی تلقی می‌شد، ولی تهیه دکور و لباس و سایر احتیاجات یک برنامه را نمی‌شد سرسری گرفت. تقریبا همه هنرپیشگان تئاتر هنر با وجود آنکه اشتغالات دیگری هم داشتند قسمت عمده ساعات شبانه روز خود را در تئاتر می‌گذراندند. برای آن‌ها خوردن غذا و استراحت از مسائل کم اهمیت بودند.


 

پیسس‌های دیگری از قبیل ابومسلم خراسانی، عباسه خواهر هارون الرشید، پیس‌های معروف مولیر مانند خسیس، پزشک اجباری و حقه بازی‌های اسکاپن و بورژوا ژانتیوم به روی صحنه آمد و بالاخره کمدی‌های سبک از آثار ماریو و لابیش از برنامه‌های تئاتر هنر بودند یکبار هم اثر مشهور شکسپیر اتللو به وسیله مرحوم قسطانیان نمایش داده شد، اما به هر حال در تئاتر هنر مکتبی به وجود نیامد و تحولی آنچنان که شرایط زمان امکان ایجاب می‌کرد با تئاتر هنر سر نگرفت. این کار بعد‌ها به وسیله هنرپیشگانی که استحقاق لیاقت آن را داشتند عملی شد.

*عباس زاهدی

عباس زاهدی فارغ التحصیل دوره دوم هنرپیشگی، نقش پیشه و کارگردان تماشاخانه هنر در نامه اختصاصی برای درج در این کتاب از جمله نوشته است:

در اوایل خرداد سال ۱۳۲۱ که دومین تئاتر دایمی در تهران به اسم تماشاخانه هنر در خیابان شاه آباد آن زمان شکل گرفت و مسلم است که سالن تابستانی بود و آماده کردن آن برای نمایش زیاد مشکل نبود. اولین برنامه این تئاتر که به وسیله مرحوم سیدعلی نصر گشایش یافت از دو تک پرده به اسم‌های کمپانی هوش و زندگی خودکار که به قلم مهدی امینی بود به روی صحنه آمد و تا حدی مورد استفاده و استقبال مردم قرار گرفت.

سهامداران این تئاتر با جدیتی غیر قابل تصور و بدون چشم داشت مزدی، مشغول شدند و اولین برنامه را مدت یک هفته ادامه دادند، در آن زمان پول قابل ملاحظه‌ای جمع آوری شد که به توسعه تئاتر و لوازم مورد نیاز آن کمک کرد و به علت استقبالی که از جانب مردم شد، مرحوم ارباب افلاطون شاهرخ با مراجعه به تئاتر و عرضه نمایش نامه بتکده هندی وسیله‌ای شد که ۱۰ شب متوالی این نمایشنامه روی صحنه بماند و عایدی قابل ملاحظه و چشم گیری، نصیب سهامداران جوان تئاتر بنماید.


کم کم با برنامه‌های مختلف دیگری از قبیل آرشین مالالان، مشهدی عباد و یوسف و زلیخا که برای مردم آن زمان خیلی قابل توجه بود توانستند بنیه مالی خود را تقویت کرده و، چون تابستان کم کم سپری شد باید به فکر تئاتری باشند که سالن حقیقی سرپوشیده باشد. اولین برنامه تئاتر هنر را با نمایشنامه داریوش در اوایل مهر ماه ۱۳۲۲ به روی صحنه آوردند که از استقبال خوبی برخوردار شد.

با ناراحتی‌های متعددی که در امور مالی تماشاخانه پیش آمد، مع ذالک پاییز و زمستان سال ۱۳۲۳ را هم با موفقیت نسبی و با عرضه نمایش‌های نظیر ابومسلم خراسانی، برای شرف، خانواده فنا شده و امیر ارسلان رومی پشت سر گذاشت و وارد سال ۱۳۲۴ گردید. بدیهی است سوء اداره تئاتر، عدم پشتیبانی دولت وقت به طور کلی از تئاتر‌ها و صنعت، فرهنگی عمومی خود هنرپیشه‌ها خود گردانندگان تئاتر دست به دست هم دادند و از قوام این تئاتر نوپا به عناوین مختلف جلوگیری کردند، به طوریکه بعد از گذراندن تابستان ۱۳۲۴... و اوائل سال ۱۳۲۵ از موسیسن قبلی و هنرپیشه‌های اولیه که اغلب هم علاقه مندانی دارای استعداد قابل توجهی بودند، کسی باقی نماند و شد آنچه باید بشود.

تماشاخانه تهران که مرکز فساد و سیاست بود از برچیده شدن تئاتر هنر نفسی به راحتی کشید و کتاب تئاتر هنر که با عشق و علاقه بسیار شدیدی شروع شده بود، در کمال بی انصافی بسته شد و سالن تئاتر هنر که روزی وابسته فرهنگی سفارت روسیه آقای کمیساراف برای تشویق و تبریک هنرپیشگان نمایش برای شرف به وسیله یکی از کارمندان سفارت کارت زیبائی با یک دسته گل فرستاده بود، دو مرتبه به انبار اجناس تجار خیابان لاله زار تبدیل شد که امروز گویا توگویی سیاوش هرگز نبوده است».

باری معمولا تماشاخانه‌ها از آن جمله تماشاخانه هنر هم مانند تماشاخانه تهران هنگام تعویض دکور‌ها و ایجاد فواصل بین پرده ها، جو تالار را با نواختن آهنگ به ویسله ارکستری که در جلوی صحنه، کف تالار قرار می‌گرفت پر می‌کردند. اقبال از این کار سبب شد، که تصنیف‌هایی که بیشتر جنبه اجتماعی و انتقادی نیز به عنوان میان پرده بر نمایش‌ها افزون شود.


اسکویی، مشگین، خطیبی

 

چیزی نگذشت که خواندن چنین تصنیف‌های میان پرده ای، از ضروریات نمایش در کلیه تماشاخانه‌ها شد. ماهرترین تصنیف ساز این دوره پرویز خطیبی یکی از استعداد‌های باذوق ادبی هنری زمان بود.

پرویز خطیبی با استعداد و ذوقی سرشار، در عین حال نویسنده نمایشنامه‌های سرگرم کننده ای، چون کوه شیطان، چهل دزد بغداد و شب‌های دجله و روزنامه نگار نیز بود. با اوج گرفتن جنبش ملی گرایی، وی اقدام به نشر مجله فکاهی هفتگی حاج بابا نیز کرد. این نشریه در نهضت ملی گرایی مردم نقش بزرگی داشت. چاپ کاریکاتور بی لاخ در این مجله، در رابطه با عقیم ماندن کودتایی علیه دکتر مصدق، بی گمان جایی بزرگ در تاریخ روزنامه نگاری خواهد یافت.

پرویز خطیبی همراه کاروان جوانان اعرامی به فستیوال بوداپست شرکت داشت. کودتای ۱۳۳۲ هنگامی وقوع یافت که این کاروان در حال مراجعت از فستیوال ۲۳ به مسکو رسیده بود. خطیبی با برخورداری از روحیه عالی میهن پرستی، بی ترس از پیامد‌های کودتا بهمراه کاروان عازم شد، و به محض رسیدن به سرحد دستگیر و روانه زندان شد. فعالیت‌های هنری پرویز خطیبی در عرصه‌های روزنامه نگاری و هنر‌های نمایشی در رشته‌های مختلف سرشار از روق و شوق ملی گرایی بود.

*مصطفی اسکویی

اسکویی از هنگام ورود به هنرستان هنرپیشگی تهران در سال ۱۳۱۹ به عنوان بازیگر علاقمند و تمام وقت در محیط تئاتری پایتخت زیسته و نخستین گام‌ها را با شرکت در نمایش محمدعلی بیک و کلوپ جانیان به عنوان هنرجوی هنرستان برداشته و سپس به دعوت ابواقاسم جنتی همشاگردی ارشد هنرستان نقش کاکلی را در نمایش په پو ایفا کرده و رأسا اقدام به اجرای نمایشی ملی به نام عبرت مردم در تالار سپه طعم زیان‌های مالی را پشیده و در یک سفر نمایشی به شهرای اراک و همدان به همراه ابوالقاسم جنتی عطایی از لذت معنوی بازی در صحنه برخوردار شده و با خرید سهمی در شکرت هنر شبانه روزی غرق در کار‌های نمایشی شد.

اسکویی در سن ۲۰ سالگی کم سن‌ترین سهامدار شرکت هنر بود، ولی با تمام وجود همه اوقات را در تماشاخانه سر می‌کرد و مخلصانه در خدمت تمام فعالیت‌های جنبی آن بود. مسئله‌ای که برای وی مطرح نبود همانا کیفیت نقش در نمایش‌ها بود. به عنوان نمونه وی در نمایش چهل دزد بغداد عابری در کوه و دزدی در غار بود. حضور تمام وقت وی در تماشاخانه و انجام آرایش و پوشش خیلی پیش از آغاز نمایش به معیتیکی دو نفر شیفته دیگر همانند خود، سوژه تمسخر و استهزاء برای بازیگران غره و نقش‌های بزرگی بود که تنها چند دقیقه قبل از آغاز نمایش پس از جابه جا کردن مهمان‌ها و خودنمایی در تالار به اتاق گریم می‌رفتند.


در آن زمان کمتر امکان داشت نمایشی در رأس ساعت مقرر آغاز شود، شروع نمایش بستگی کامل به هنگامی داشت که هنرپیشگان بزرگ خود را با شتاب آماده سازند. حضور دائم در تئاتر خود به خود، باعث آشنایی وی با همه نقش‌های هر نمایش، فعالیت کارکنان فنی و در ضمن فرصت یک زندگی دوم در تئاتر می‌شد. این زندگی هنرپیشگان کوچک و به اصطلاح نعش، همه نقش‌های نمایش و از جمله نقش دل خواه را پیش خود و برای خود عهده دار شوند، و گاه و بی گاه برای یکدیگر بازی کنند و یا در واقع تقلید بازیگران اصلی را در آورند.

نقش‌های عزیز مصر در یوسف و زلیخا، دژخیم در صاقه، کوه شیطان، شب‌های دجله، وامق و عذرا، برای شرف و ... را نیز ایفا کرد. تا شبی که نوشین جهت همراهی همسرش از تماشاخانه هنر به خانه در پشت صحنه حضور یافته و پایان نمایش به زبان ارمنی را که لرتا بازیگر آن بود، انتظار می‌کشد. حضور نوشین در پشت صحنه و دعوت وی از اسکویی به تئاتر در دست تأسیس فرهنگ نیز ریشه در باور هنرمندان ارمنی، از آن جمله لرتا، به علاقه بنیادین اسکویی نسبت به هنر تئاتر داشت. زیرا در کلیه تمرینات گروه‌های ارمنی، اسکویی مهماندار، یاری رسان و آموزنده تجربیات آنان بود. اساس قرارداد نوشین و اسکویی که از تاریخ ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۸ ادامه داشت، تنها یک جمله، قبولی همکاری بود.

منبع: فارس

انتهای پیام/

منبع: باشگاه خبرنگاران

کلیدواژه: تماشاخانه تئاتر هنرستان هنرپیشگی تماشاخانه هنر پرویز خطیبی مهدی امینی تئاتر هنر روی صحنه برای شرف آن زمان

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.yjc.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت www.yjc.ir بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۸۰۴۳۷۳۶ را به همراه موضوع به آدرس info@khabarban.com ارسال فرمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

کدام نماینده مجلس ۶۵ میلیارد تومان رشوه گرفته است؟

واکنش وزیر راه به افزایش قیمت مسکن: مردم اگر قدرت خرید ندارند، اصلا نگران نباشند!

جزئیات جدید از قتل ناموسی دختر نوجوان در گیلان توسط پدر

ائتلاف نافرجام؛ وقتی اصولگرایان بر سر کرسی‌های مجلس دعوا دارند، می‌خواهید مسائل مملکت را حل کنند؟

دروس خارج آیت الله اراکی ۱۱ خرداد آغاز می شود

خبر بعدی:

تراژدی‌ها منتظر نمی‌مانند/شباهت قتل رومینا با یک رمان از نگاه هادی معیری‌نژاد نویسنده این رمان

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، با قتل رومینا دختر چهارده ساله تالشی موضوع قتل‌های ناموسی به موضوع روز شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است. مخصوصا که با موضوعات پیش آمده در مورد فیلم «خانه پدری» کیانوش عیاری، بسیاری به نقش هنر در بازنمایی و حتی پیشگیری از این مشکلات اجتماعی پی برده‌اند.

به همین بهانه به سراغ هادی معیری‌نژاد رفته‌ایم که با رمان «ساعت باران»  از انتشارات نیماژ به صورت داستانی در ژانر دلهره، به این موضوع پرداخته است.

آقای معیری‌نژاد پیش از پرداختن به موضوع داستان «ساعت باران» به نظر شما هنر و مخصوصا ادبیات تا چه اندازه می‌تواند در پیشگیری و درمان معضلات اجتماعی کمک کند؟

هنر در ذات خودش برای  سرگرمی و سپس پالایش روح به وجود آمده است و این وجه تمایز هنر با پدیده‌های دیگری مثل فلسفه و اخلاق  است. بنابراین هنر با همین تعریف می‌تواند با افراط در هر یک از دو وجه باعث شود که تاثیرگذاری مثبت کمتری در اجتماع داشته باشد. بنابراین ایجاد موازنه بین دو وجه سرگرم‌ساز و آگاهی‌بخش هنر یکی از بزرگترین دغدغه‌های فکری هنرمندان است. ابتذال و موعظه‌گری در دو سوی هر هنری منتظر ایستاده‌اند تا هنر مقبول و تاثیرگذار را ببلعند. هنرمندی که دغدغه اجتماعی دارد خیلی بیشتر از بقیه، کار مشکلی در پیش دارد و بیشتر آماج انتقاد و حمله قرار می‌گیرد.

به نظر شما ادبیات ایران تا چه اندازه می‌تواند تاثیرگذاری اجتماعی داشته باشد؟

ادبیات ایران مثل همه پدیده‌ها در کشور ما  شرایط ویژه‌ای دارد. این شرایط را می‌توان در سرفصل‌هایی مثل گرانی کاغذ و کتاب، حذف تدریجی کتاب از سبد مصرفی خانواده، مشکل همیشگی فرهنگ مطالعه، سانسور و بالاخره نوع نگرش نویسندگان ایرانی به مخاطب خلاصه کرد. این شرایط متاسفانه باعث تیراژ پائین ادبیات ایران شده است، بنابراین بسیاری از دوستان نویسنده ما که دغدغه اجتماعی دارند عملا هنرشان به سمع و نظر مخاطب نمی‌رسد. یعنی از نظر آماری، تعداد و قشربندی مخاطبان ادبیات ایران، اصولا پتانسیل هر نوع تاثیرگذاری اجتماعی بالا را از این هنر می‌گیرد. در مقابل آن تئاتر و بسیار بیشتر از تئاتر مدیوم سینما و تلویزیون توانایی بالاتری برای فرهنگ‌سازی اجتماعی دارند. ادبیات ایران اگر بخواهد به تاثیرگذاری بالای اجتماعی دست یابد یا باید  به نفع جلب مخاطب بیشتر، در برخی از سخت‌گیری‌های زبانی و در افتادن در مسابقه تئوری‌سازی و پست مدرن نویسی تجدیدنظر کند یا اینکه حداکثر تلاش خود را برای ورود به مدیوم‌های دیگر انجام دهد. شاید بسط و گسترش کتاب‌های الکترونیک و کتاب‌های صوتی و تلاش برخی از دوستان ما برای ارتباط گیری با کارگردان‌های سینمای نسل جدید تاییدکننده این نظر باشد.

در رمان «ساعت باران» موضوع محوری شما یک قتل غیرعمد ناموسی است آیا این موضوع بر مبنای حقیقتی خاص است؟

نه داستان «ساعت باران» مطلقا غیرواقعی و تا حدودی سورئال است. در حقیقت من موضوع قتل ناموسی را مورد بررسی جامعه‌شناسانه و غیره قرار ندادم بلکه فقط یک بستر داستانی است که البته با قتل رومینا، دختر تالشی مشابهتهایی دارد؛ از نظر سن و سال دختر قصه، عشق به پسری بزرگتراز خودش و بالاخره از نظر دنیای متفاوت بزرگسالان و در نهایت حرف مردم که به صورت کاملا اتفاقی باعث مرگ دختری میشود که به دلیل نوع مرگ، روحش از عمارت و باغ محل وقوع حادثه بیرون نمیرود و خودش را به ساکنان عمارت نشان میدهد و در عالم رویا و خواب و حتی واقعیت داستانش را یادآوری میکند.

استقبال از این رمان چه طور بوده؟
«ساعت باران» توسط نشر نیماژ که نشری معتبر در زمینه ادبیات  و داستان ایرانی  است منتشر شده و در جایزه ادبی نوفه (ادبیات گمانه زن)  اثر شایسته تقدیر شناخته شده. با این حال فکر می‌کنم شرایط پیش آمده امسال باعث شده از رمان من هم مثل بسیاری دیگر از آثار دوستان ما استقبال قابل ملاحظه و راضی‌کننده‌ای نشود. به هر حال این هم دغدغه اصلی ماست تا بتوانیم به هر شکلی در وهله اول آثار خودمان و در وهله بعد ادبیات ایران را بسیار بیشتر از قبل به مخاطب معرفی کنیم.

شما در رشته جامعه‌شناسی تحصیل کردهاید، اصولا قتل رومینا را چه طور تحلیل میکنید؟

موضوع رومینا موضوع دشواری‌است. برای تحلیل جامع، تحلیل‌گر باید بتواند خودش را جای همه طرف‌های درگیر ماجرا بگذارد. پدری خشمگین که دختر کودکسال خود را گریخته با مردی بزرگتر از فرزندش می‌بیند، دختری که در سن پائین و شاید در گریز از محیط اطراف به عملی خارج از عرف دست می‌زند، مردی که به دختری کودکسال وعده و وعید ازدواج می‌دهد. همه اینها در بستر جامعه‌ای روستایی اتفاق می‌افتد که احتمالا آگاهی از حقوق شخصی و  قانون جزا در آن اندک است و در نهایت خشم حاصل از این اتفاق که توسط بازدارنده‌هایی مثل قانون جزا و حتی مهر پدری کنترل نمی‌شود؛ همه اینها دست به دست هم می‌دهند و اتفاقی را شکل می‌دهند که هیچ وقت نباید یک‌سویه و با سوگیری‌های خاص که در شبکه‌های اجتماعی مد شده به آن نزدیک شد. اما وجه مشترک همه این حادثه ها عدم آگاهی است. عدم آگاهی از حق و حقوقی که یک دختر خردسال نسبت به عواطف و بدن خود دارد، عدم آگاهی از حق و حقوقی که یک پدر را بر آن می‌دارد که در برخورد با چنین پدیده‌ای از قانون و مددکاران اجتماعی بهره ببرد و بالاخره عدم آگاهی مرد جوانی که به دلیل زندگی در بافت روستایی نمیداند ارتباط عاطفی با دختری کودکسال  با این اختلاف سن درست نیست. همه این حوادث شاید با یک هوشیاری قضائی و با ارجاع پرونده به یک  مددکار کاربلد اجتماعی و در قالب یک وعدهگیری برای ازدواج در آینده  حل میشد و به قتلی فجیع که وجدان عمومی جامعه را متاثر کند منجر نمیشد. اما تراژدیها منتظر نمیمانند، ناگهان اتفاق میافتند و داستان خود را روایت میکنند. تا شاید کسانی که این تراژدیها را میخوانند به آگاهی برسند و در آینده در شرایطی مشابه، دیواری کوتاهتر از گردن لطیف طفلی بیگناه را پیدا نکنند تا تمام ناآگاهی و تعصب خود را با داس خشم بر روی آن حک کنند.

و کلام آخر؟

موضوع رمان من، خودم را بارها هنگام نوشتن متاثر کرده است و در فصل‌هایی، تلخی موضوع  و عواطف بر ژانر اثر که ژانر دلهره است غالب آمده است با این حال امیدوارم این اثر خوانده شود و تاثیرگذار باشد. همچنان که امیدوارم ناآگاهی و تعصب باعث ایجاد حوادثی مثل قتل رومینا در جامعه ما نشود.

۲۵۸۲۵۸

کد خبر 1393429

دیگر خبرها

  • ‌هنر نمایش، هنر آگاهی‌بخشی و روشنگری است
  • دردنامه ای از کارگردان «ممنوعه» / ببینید
  • کاهش ۲۶۰ هزار تومانی قیمت سکه/ ادغام ۲ بانک نظامی هفته آینده/ امکان فروش سهام عدالت از فردا
  • تصویر خنده دار سردار آزمون در صفحه AFC فارسی؛ تصویری قدیمی از دنی آلوز در کنار زلاتان ابراهیموویچ
  • رادیو هنر/ بومی‌سازی «اوشین» به سبک خانم افشار!/ آقای خواننده وعده‌اش را فراموش کرد + فیلم
  • فروش قدیمی ترین تیم فرمول یک
  • عکس ؛ تصویری زیر خاکی و جالب از شجاع خلیل زاده
  • دارایی واقعی سهام عدالت خود را ببینید/ارزش ۵۰۰ هزار تومانی سهام عدالت ۸ و نیم میلیون تومان است
  • تئاتر بهبهان در غم فرو رفت
  • تیم قدیمی فرمول یک فروخته می‌شود
  • جشنواره مجازی کارتون آفریقا و کووید-۱۹
  • پرباز دیدترین و مهمترین اخبار گروه فرهنگ و هنر
  • کرونا قدیمی ترین ماراتن دوومیدانی دنیا را هم لغو کرد
  • بازگشایی تماشاخانه‌ها در این شرایط جان بازیگران و تماشاگران را به خطر می‌اندازد
  • پشتیبانی Xbox Series X از چهار نسل بازی‌های این کنسول
  • وزارت علوم دستورالعمل‌های قدیمی ۵۰-۴۰ سال قبل را کنار بگذارد/سرفصل‌های مصوب رشته ارتباطات کاربردی نیستند
  • راهیابی نمایش اسکیس از شیراز در جشنواره جهانی پیکولو ایتالیا
  • برگزاری لیگ قهرمانان آسیا با فرمول قدیمی
  • تئاتری از شیراز در جشنواره جهانی دانشجویی «پیکولو» ایتالیا