به گزارش همشهری آنلاین،   «خرداد پر حادثه» در تاریخ ایران رویدادهای بزرگی در سینه دارد و یادآور روزهای تلخ و شیرینی برای ملت ایران است. قیام ۱۵ خرداد، آزادی خرمشهر، رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران از جمله حوادث تاریخی این ماه پُرتلاطم است.

مردم ایران سوم خرداد ۱۳۶۱ را از یاد نخواهند برد، این روز برای همیشه در تارک تاریخ ایران خواهد درخشید.

روزی به ‌یاد ماندنی و فراموش ‌ناشدنی که تجسم عصاره دفاع مقدس بوده و با یاد و نام «خرمشهر» گره خورده است. شهری که در ۳۸ سال پیش در میان خون و آتش بود و به خونین شهر معروف شد.

مجله جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (۱۳۵۹-۱۳۶۷) مجله زندگینامه شهدای دفاع مقدس مجله روایات و خاطرات جنگ تحمیلی

«خرمشهر»، چهارم آبان ماه سال ۵۹ پس از ۳۵ روز پایداری و مقاومت توسط نیروهای ارتش، سپاه و مردم این شهر به اشغال ارتش متجاوز بعثی صدام درآمد و در نهایت به مدت ۵۷۸ روز از کشور جدا شد.

خرمشهر پس از ۱۹ ماه اسارت و اشغال قلب ایران، رزمندگان و فرزندان غیور ایران طی عملیات غرورآفرین بیت‌المقدس توانستند با جانفشانی این خبر را به ملت ایران مخابره کنند: «شنوندگان عزیز توجه فرمائید؛ خونین ‌شهر، شهر  خون آزاد شد».

حالا این روز در تقویم ایران، روز مقاومت، ایثار و پیروزی نامگذاری شده است. امروز سوم خرداد ۹۹، سی و هشتمین سالگرد آزادسازی خرمشهر است، به همین مناسب به سراغ یکی از راه‌آهنی‌ها رفتیم که کمتر از آنها و نقش‌شان در دفاع مقدس گفته شده است.

قدمگاه آهنی شهدا

راه‌آهن نقش مهمی در تدارک و پشتیبانی از جنگ تحمیلی را داشت. اعزام رزمندگان به جبهه، حمل مهمات و اسلحه، انتقال و جابه‌جایی مجروحان و شهیدان تنها بخشی از وظایف راه آهن بود، به طوری که در اواسط جنگ دشمن بعثی به این موضوع پِی بُرد و زیرساخت‌های ریلی کشور را بمباران کرد.

اسرافیل شیری مشاهیر یکی از قدیمی‌های راه آهن است. او ۸۱ سال دارد و در سال ۱۳۳۹ به عنوان مامور توشه به استخدام راه آهن تبریز درآمد.

حاج اسرافیل که کوله‌باری از خاطرات جبهه و جنگ را در سینه خود جای داده، در زمان جنگ مامور قطار بوده و شهدای زیادی را تحویل خانواده‌هایشان داده است.

به گفته خودش قطار خانه دوم اوست و در طول دوران خدمتش در راه‌آهن، ۲۲ مدیر عوض شده است و او نیز دو سالی است که  ترجیح داده تا به صورت کامل بازنشسته شود.

او می‌گوید: در طول ۶۰ سال خدمتم به صورت رسمی و بخش خصوصی حتی یک ثانیه کوتاهی در کار و تاخیر نداشتم.

شیری به همراهی همسرش که ۱۴ سال پیش فوت شده، اشاره کرده و می‌گوید: ما راه آهنی‌ها حقوق آنچنانی نداریم ولی همسرم با یک چرخ خیاطی جهیزیه چند دختر را داد در حالی که ما خودمان اصلا دختری نداریم.

از او می‌خواهم که بهترین تصویری که در ذهنش از آن روزها نقش بسته است را بگوید: همان‌طور که گفتم من مامور توشه بودم و همه جابه‌جایی اقلام و کالا با نظارت من انجام می‌گرفت ولی بعد شروع جنگ، هیچگونه جابه‌جایی انجام نگرفت و واگن‌های توشه برای جابه‌جایی شهدا و انتقال آنها به شهرشان اختصاص یافت و روزهای خاطره‌انگیز من هم شروع شد.

همسفر شهدا روی راه آهنی

حاج اسرافیل تعریف می‌کند: بنابه دستور راه‌آهن باید تمام پیکرهای شهدا از طریق واگن‌های توشه جابه‌جا می‌شد ولی برخی از همکاران چند روزی کار کردند و دیگر توان ادامه نداشتند ولی من و برادرم هر روز با عشق این پیکرها را جابه‌جا می‌کردیم.

گوشه چشم آقای شیری پُر از اشک شده و از داخل کیف پولش عکس پسرعموی شهیدش را نشانم می‌دهد و می‌گوید: حسن پسرعموی من است که وقتی عازم جنگ شد، ۱۸ سال بیشتر نداشت، آن زمان همه با رفتن او مخالفت می‌کردند ولی وقتی او را با قطار راهی می‌کردیم، به خوبی شور و شوق را می‌توانستم از چشم‌هایش بخوانم.

او ادامه می‌دهد: ولی سختی ماجرا برای زمانی بود که پیکر بی‌جان جوانانی را حمل می‌کردیم که هم محله‌ای و از اقوام بودند.

آذربایجان‌شرقی در دوران دفاع مقدس بیش از ۹ هزار و ۵۰۰ شهید تقدیم کرده است. آن‌طور که آقای شیری می‌گوید، هشت سال تمام شهید حمل کرده‌ و شب‌های زیادی را در کنار آنها صبح کرده‌ است.

مامور توشه‌ای که ۵ هزار شهید جابه‌جا کرد

او در این خصوص توضیح می‌دهد: حدود ۵ هزار شهید استان و منطقه را در واگن توشه همراهی کرده‌ام و با هر کدام خاطره‌ای دارم؛ خوشبختم از اینکه کنار تابوت چه جوانانی که از لشکر عاشورا بودند و دلاورمندانه به درجه شهادت رسیدند، روزهایی را سپری کرده‌ام.

او داخل واگن توشه را نشانم می‌دهد و می‌گوید: وقتی عملیات بود، واگن‌ها هم شاهد شهدایی می‌شدند که از همه چیز گذشته بودند.

آقای شیری درحالی‌ که بغض گلویش را گرفته، در گوشه‌ای از واگن ایستاده و می‌گوید: همین جا بود که پیکر شهیدی در اثر تکان‌های قطار از داخل تابوت نمایان شد، هیچ‌گاه چهره‌اش را فراموش نمی‌کنم، پلک‌های پُرپشت و سیاهش و چهره‌ای زیبا که در میان موهای فرفری آغشته به خون جلوه‌گری می‌کرد.

او ادامه می‌دهد: کنار واگن توشه یک اتاقک کوچکی برای مامور توشه تعبیه شده است ولی مگر می‌شود که مسافرت قهرمان باشد و تو در یک اتاق دیگر بمانی.

مرد کهنسال ریلی از سالروز آزادسازی خرمشهر تعریف می‌کند: وقتی خرمشهر در دست بعثی‌ها بود، انگار همه‌ مردم ایران در زندان بودند، احساس خفگی می‌کردیم اما وقتی آزادسازی خرمشهر را از رادیو شنیدم، دلم لرزید و نماز شکر خواندم ولی برای یک مامور توشه سخت است که شیرینی این موفقیت را با حمل پیکر شهدای آزادسازی خرمشهر بچشد.

او می‌افزاید: گاهی اوقات به گلزار شهدا می‌روم و یا در مساجد، عکس شهدا را می‌بینم و اسم‌شان برایم آشنا می‌آید و کمی که فکر می‌کنم یادم می‌افتد که پیکرشان را من تحویل گرفته‌ام.

رجعت شهدا با رجا

شیری تعریف می‌کند: هر هفته چند سرویس داشتیم که اکثرا از مسیر تهران بود که پیکر شهدای آذربایجان‌شرقی و منطقه را از معراج با لیست اسامی به ما می‌دادند و ما نیز همه آنها را طبق لیست در مسیرهای خود که از کرج تا تبریز بود، تحویل بنیاد شهید می‌دادیم.

حاج اسرافیل ادامه می‌دهد: البته شهدای زیادی نیز از منطقه شمال‌غرب (جبهه کردستان) تحویل می‌گرفتیم به طوریکه پیکر آنها از طریق آمبولانس به تبریز می‌آمد و ما آنها را از طریق قطار به تهران می‌بردیم.

شیری از درد و دل‌های شبانه خود با شهدا در واگن برایمان می‌گوید: حدود ۵ هزار شهید مسافرم بودند؛   اکثرشان ۱۷ یا ۱۸ سال داشتند که برای گرفتن خاک‌ وطن‌شان رگ غیرت‌ نشان دادند، پشت لب‌های تازه سبز شده و با عشق برای حفظ کیان وطن رفتند؛ پیکر شهدای زیادی را حمل کردم که بعدها فهمیدم مغز متفکر و فرمانده یک لشکر و گردان بودند.

او یادآور می‌شود:  اگر به راحتی در سوم خرداد ماه خوشحالیم که خرمشهر آزاد شد، به خاطر جوانان کم سن و سالی بود که از همه زیبایی‌های دنیوی دست کشیدند؛ در پوست خود نمی‌گنجیدند و خویشتن را در قفسی حبس شده می‌دیدند و جان دادند تا مردم خیالشان راحت باشد.

شیری در پایان خاطرنشان می‌کند، ما با هر تفکر، عقیده و سبک زندگی مدیون شهدا هستیم و خواهیم بود.

خبرگزاری فارس-کتایون حمیدی

کد خبر 514291 برچسب‌ها دفاع مقدس استان آذربایجان شرقی

منبع: همشهری آنلاین

کلیدواژه: دفاع مقدس استان آذربایجان شرقی آزادسازی خرمشهر ۵ هزار شهید جابه جایی راه آهن جابه جا

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.hamshahrionline.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت www.hamshahrionline.ir بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه این خبر را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ۲۸۰۴۷۷۳۹ را به همراه موضوع به آدرس info@khabarban.com ارسال فرمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

جزئیات جدید از قتل ناموسی دختر نوجوان در گیلان توسط پدر

ائتلاف نافرجام؛ وقتی اصولگرایان بر سر کرسی‌های مجلس دعوا دارند، می‌خواهید مسائل مملکت را حل کنند؟

آسوشیتدپرس: نفتکش ایرانی تحریم‌های آمریکا را شکست

واکنش‌ها به قتل دختر نوجوان تالشی توسط پدر بخاطر ارتباط با یک پسر

رییس پلیس راهور ایلام: شهروندان در مراکز پلاک گذاری ازدحام نکنند

خبر بعدی:

خاطرات ناطق‌نوری، روحانی و توکلی از مجلس اول

ابتدا نمایندگان عضو فراکسیون حزب جمهوری اسلامی تمایل داشتند که مقام معظم رهبری ریاست مجلس را بپذیرد اما ایشان با استدلال و صحبت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خود نمایندگان را قانع کرد که آقای هاشمی رفسنجانی برای ریاست مجلس مناسب تر خواهد بود.

 

به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام ناطق نوری در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ و منتشر شده است می‌گوید: بنده‌ (ناطق نوری) و آقای معادیخواه‌ و دکتر حسن‌ روحانی در جریانات‌ انتخابات‌ ریاست‌ جمهوری و مسایل‌ دوران‌ بنی‌صدر، معروف‌ شدیم‌ به‌ سه‌ تفنگ‌دار، چون‌ همیشه‌ با هم‌ بودیم‌ و در دفاع‌ از حزب‌ و موضع‌ سران‌ آن‌ و نیز در مجلس‌ همیشه‌ در یک‌ جهت‌ حرکت‌ میکردیم‌. در انتخابات‌ ریاست‌ جمهوری چالش‌ جدی میان‌ روحانیت‌ ایجاد شد که‌ آقای مروارید فوق‌العاده‌ روی شهید بهشتی حساسیت‌ داشت‌ و در جلسه‌ی جامعه‌ برضد حزب‌ حرف‌ زد. یک‌ بار بین‌ من‌ و ایشان‌ جدال‌ شد.

انتخابات‌ برگزار شد و بنی‌صدر رئیس‌ جمهور شد و کار برای حزب‌ مشکل‌ شد. ماندیم‌ که‌ حالا باید چه‌ کار کنیم‌ لذا همه‌ی سران‌ حزب‌ و ما نقطه‌ی تمرکز کارمان‌ انتخابات‌ مجلس‌ شورای اسلامی شد. ثبت‌نام‌ که‌ شروع‌ شد روزی در دفتر جهاد بودم‌ که‌ مرحوم‌ شهید باهنر تلفن‌ زد و گفت‌: «در شورای حزب‌ تصمیم‌ گرفته‌ شده‌ که‌ شما هم‌ یکی از افرادی باشید که‌ کاندیدای حزب‌ برای مجلس‌ باشید.» به‌ ایشان‌ عرض‌ کردم‌: «اگر وظیفه‌ می‌دانید که‌ من‌ باشم‌ عیبی ندارد.» بنابراین‌ در انتخابات‌ مجلس‌ اول‌ هم‌ دفتر هماهنگی بنی‌صدر و هم‌ جامعه‌ی روحانیت‌ و هم‌ حزب‌، کاندیداهای مختلف‌ داشتند، منتها مقداری از لیست‌ جامعه‌ روحانیت‌ و حزب‌ مشترک‌ بود و با گرم‌ شدن‌ انتخابات‌ تمام‌ نیروهای فقاهتی یک‌ لیست‌ مشترک‌ دادند و این‌ ائتلاف‌ بزرگ‌ نامیده‌ شد.

انتخابات‌ برگزار شد و آقای فخرالدین‌ حجازی نماینده‌ اول‌ تهران‌ شد. مهندس‌ بازرگان‌ نفر دوم‌ یا سوم‌ شد و بقیه‌ آقایان‌ هر کدام‌ در ردیف‌های مختلف‌ قرار گرفتند. مرحوم‌ شهید رجایی نفر دوازدهم‌ و بنده‌ نفر سیزدهم‌ و آقای هاشمی نفر چهاردهم‌ شد.

پیشنهاد ریاست مجلس به آیت‌الله خامنه‌ای

دکتر حسن روحانی یادمانده‌های خود از انتخاب ریاست مجلس را اینگونه روایت می‌کند: «ابتدا نمایندگان عضو فراکسیون حزب جمهوری اسلامی تمایل داشتند که مقام معظم رهبری ریاست مجلس را بپذیرد اما ایشان با استدلال و صحبت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های خود نمایندگان را قانع کرد که آقای هاشمی رفسنجانی با توجه به ویژگی‌هایی که دارند مناسب‌تر برای ریاست مجلس خواهد بود.»

انتخاب هیات رئیسه

حجت‌الاسلام ناطق‌نوری در بخش دیگرای از خاطرات خود درباره حضور لیبرال‌ها در مجلس و انتخاب هیات رئیسه می‌گوید: از سران‌ نهضت‌ آزادی معین‌فر، یزدی، بازرگان‌، مهندس‌ سحابی، دکتر سحابی به‌ مجلس‌ راه‌ یافتند و نیروهای شاخص‌ دفتر هماهنگی بنی‌صدر هم‌ سلامتیان‌ و غضنفرپور بودند و اشکوری هم‌ به‌ اینها پیوست‌. بحث‌ اعتبارنامه‌ها که‌ شروع‌ شد، بحث‌های داغی در گرفت‌. روی اعتبارنامه‌ی آقایان‌ امید نجف‌آبادی و احمد سلامتیان‌ حساسیت‌ داشتم‌ و خیلی هم‌ تلاش‌ کردم‌ که‌ امید رأی نیاورد و ساقط‌ شود ولی بالاخره‌ رأی آورد.

اما در مورد سلامتیان‌ آقای هاشمی صدایم‌ زد و گفت‌: «حالا تو چه‌ اصراری داری سلامتیان‌ اعتبارنامه‌اش‌ رد شود.» گفتم‌: «این‌ها آدم‌ صالحی نیستند و اسباب‌ زحمت‌ میشوند.» ایشان‌ حرف‌ خیلی قشنگی زد و گفت‌: «سلامتیان‌ اگر بیرون‌ از مجلس‌ برود شیطنت‌ زیادی میکند، بگذار در مجلس‌ باشد خودمان‌ همین‌ جا زیر نظرش‌ داشته‌ باشیم‌.» دیدم‌ حرف‌ خوبی است‌ بالاخره‌ یک‌ خرده‌ کوتاه‌ آمدم‌ و ایشان‌ هم‌ رأی آورد.

خلاصه‌ مجلس‌ به‌ دو دسته‌ تقسیم‌ شد. فراکسیون‌ حزب‌الله‌ که‌ انصافاً خیلی قوی بود و این‌ مجموعه‌ بیشتر نیروهای حزب‌ بودند که‌ انقلابی و قوی بودند. از نظر عاطفی بسیاری از مسایل‌ سیاسی، خیلی به‌ هم‌ نزدیک‌ بودیم‌ و در مقابل‌ فراکسیون‌ حزب‌ و نیروهای ارزشی، لیبرال‌ها و نهضت‌ آزادی‌ها بودند که‌ آنها هم‌ یک‌ اقلیت‌ قوی بودند. در انتخاب‌ آقای هاشمی رفسنجانی هیچ‌ مشکلی وجود نداشت‌. اکثریت‌ نمایندگان‌ مجلس‌ به‌ آقای هاشمی رفسنجانی رأی دادند و هیئت‌ رئیسه نیز همگی از دوستان‌ حزب‌ انتخاب‌ شدند.

نحوه تصویب اعتبارنامه‌ها

احمد توکلی هم درباره نحوه تصویب و رد اعتبارنامه‌ها در کتاب خاطراتش می‌گوید: در مجلس، هیأت رئیسه سنى انتخاب و مرحوم دکتر یدالله سحابى رئیس سنى مجلس شد و عده‌اى از جوان‌ها از جمله عطاءالله مهاجرانى و مجید انصارى منشى شدند. این دو نفر شاید یکى دو سال جوان‌تر از من بودند. در تصویب اعتبارنامه، حساسیت‌هاى زیادى وجود داشت. مقصود این بود که افرادى که به رژیم پهلوى نزدیک بودند و سر و کارى با انقلاب نداشتند، حذف شوند. همین گونه هم شد.

نماینده‌ها به ده شعبه تقسیم شده بودند و اعتبارنامه‌ها به ترتیب حروف الفبا بین آن شعب ده‌گانه تقسیم شده بود. شُعب تحقیق مى‌کردند و اعتبارنامه را به مجلس گزارش مى‌کردند، اگر معترضى داشت پرونده به کمیسیون تحقیق مى‌رفت یا ممکن بود خود شعبه، پرونده را به کمیسیون تحقیق ارجاع دهد.

در آن ایام، دسترسى به نماینده‌ها بسیار آسان بود. روزى عده‌اى از شهر کاشمر به دیدن من آمدند و اسنادى درباره‌ى نماینده‌ى آن شهر به من دادند؛ این اسناد و عکس‌ها نشان‌دهنده‌ى نوعى ارتباط بین آن نماینده و محمدرضا شاه بود و نزدیکى او را به خاندان سلطنتى نشان مى‌داد. این موضوع براى یک ملت انقلاب کرده، خیلى منطقى بود که دلش نخواهد چنین آدم‌هایى وارد مجلس انقلابى بشود. خلاصه من به اعتبارنامه‌ى این فرد اعتراض کردم و پرونده به کمیسیون تحقیق رفت. آن‌جا حق را به من دادند، سپس در مجلس رأى‌گیرى شد و ایشان رأى نیاورد.

فخرالدین حجازى اولین رأى را در تهران آورد. وقتى نماینده‌ها به خدمت امام رفتند، حجازى بلند شد و آن نطق معروف خود را کرد و مدحى از امام گفت که به نظر من خلاف واقع نگفته بود، ولى امام این روش او را تقبیح کرد تا مدح رایج نشود. وقتى اعتبارنامه‌ى حجازى در مجلس مطرح شد، سیدمحمدمهدى جعفرى، نماینده‌ى دشتستان، اعتراض کرد.

داستان هم از این قرار بود که حجازى در ایامى که روزنامه‌ خراسان را داشت، مقاله‌هایى علیه امام و به نفع رژیم نوشته بود که خیلى بد بود. دلیل دیگر مخالفت آقاى جعفرى این بود که مى‌گفت: «شما بى‌جهت به حجازى خوش‌بین هستید، ایشان خیلى هم عوض نشده و فعالیتش در حسینیه‌ى ارشاد در اذهان هست، الآن هم نقشش را دارد به گونه دیگر بازى مى‌کند.»

آقاى یار محمدى، نماینده‌ى بم، که با او هم‌زندان بودم، پیش من آمد و به کار آقاى جعفرى اعتراض کرد: «مثلا اشتباهى بوده که تمام شده است، حجازى در تهییج احساسات دینى مردم نقش داشته و خدمات او در دوره‌ى انقلاب لطمات او را مى‌پوشاند، اِنَّ آلحَسَناتِ یذْهِبْنَ اَلسَّیئاّتِ ...»

او از من خواست که با آقاى جعفرى صحبت کنم. آن موقع ما جوان‌هاى فعال مجلس بودیم؛ من پیش آقاى جعفرى رفتم و با او صحبت کردم و به او گفتم: «این کارها بین مردم اثر بدى مى‌گذارد؛ ایشان نماینده‌ى اول تهران شده، پیش امام صحبت کرده، حالا اگر یک دفعه اعلام شود که او فلان موقع، علیه امام مقاله نوشته، چه بازتابى خواهد داشت؟ حجازى در دفاع از اعتبارنامه قدرت دارد و این جور هم نیست که دفاعش کار ساز نباشد، رأى هم مى‌آورد، ولى از نظر روحى این مردم اندک ضربه‌اى مى‌خورند.»

جعفرى گفت: «من به شما علاقه‌مندم و حرف‌هایتان را قبول مى‌کنم، ولى بدانید گوساله‌اى را پشت بام مى‌برید که گاو خواهد شد. آن وقت نمى‌توانید پایین بیاورید.» جعفرى خیلى بدبین بود، ولى احترام گذاشت، لطف کرد و اعتراض خود را پس گرفت. اعتبارنامه‌ى حجازى هم تصویب شد و مسأله‌اى پیش نیامد.

منبع: پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی

انتهای پیام/

دیگر خبرها

  • پیکر شهید مدافع حرم «جواد الله کرم» به کشور بازگشت
  • رونمایی از کتاب سه مرد افلاکی در ورامین
  • ماجرای جابه‌جایی گسل مشا چقدر جدی است؟
  • سلام بر ابراهیم «درق» / روایتی از تشییع شهید ناوچه کنارک + فیلم
  • بهره‌برداری از 3 پروژه شهری در اراک/ سالن‌های ورزشی به نام زیبای شهدا مزین شد
  • رهایی از بن بست‌های زندگی به برکت قلم زدن برای شهدا
  • دست‌خط و امضای شهید محسن حججی بر فرم موسسه خیریه ذاکرین امام حسین(ع) + عکس
  • بازدید مجازی از خانه موزه شهید استاد مطهری
  • عمود این خیمه‌گاه جوانان هستند
  • ماجرای جابه‌جایی گسل مشا چقدر جدی است
  • پیکر بی‌جان جوان ۳۶ ساله در دریاچه الموت پیدا شد
  • پیکر نخستین سم شناس دارویی ایران در گتوند به خاک سپرده شد
  • انتقاد امام جمعه خرمشهر از برنامه بهار اروند
  • پیدا شدن پیکر یکی از غرق شدگان سپیدرود
  • پیکر صدیقه کیانفر در قطعه هنرمندان آرام گرفت
  • پیدا شدن پیکر یکی از غرق شدگان سفیدرود
  • پیکر یکی از مغروقان سد سپیدرود پیدا شد
  • خاطرات ۱۱ هزار پیشکسوت دفاع مقدس در اردبیل تدوین می شود/ برگزاری دومین هنرواره جبیب با یاد و نام حاج قاسم سلیمانی
  • ابتلای اقتصاد ایران به پدیده پول داغ؟