Web Analytics Made Easy - Statcounter

به گزارش جام جم آنلاین از motamedpooya، دراین مقاله می خواهیم در باره شوخ طبعی صحبت کنیم  شوخ طبعی چیست؟

منظور از شوخ طبعی این است که وقتی یک چیزی می گوییم صدای خنده بیاید .یا حداقل یک لبخند کوچک روی لب ها بنشیند.

شوخ طبع بودن چه فایده هایی دارد؟ نشان دهنده ی هوش کلامی بسیار بالای ماست.چون مشخص می کند روی صحبتمان تسلط بالایی داریم.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!
به برطرف شدن ترس کمک می کند.وقتی در حال صحبت کردن با کسی هستیم،شوخ طبعی به مدیریت استرس ما کمک می کند.چون هنگام خندیدن، میزان تنش و استرس کم می شود.

به همین خاطر شوخ طبعی در اولین برخورد ما با یک آدم جدید، خیلی به ما کمک می کند.شوخ طبعی ما در برخورد اول، باعث می شود برای طرف مقابل ترسناک به نظر نرسیم.

خاص و حرفه ای به نظر می رسیم.چون انگار به همه چیز تسلط داریم. علاقه مند شدن مخاطب به ما.وقتی شوخ طبع باشیم،محبوب قلب آدم ها می شویم.وقتی آدم ها می خندند،حالشان خوب است.آدم ها کسی را که حالشان را خوب می کند،دوست دارند.بنابراین آدم ها دوست دارند وقت بیشتری را با ما بگذرانند.مثل همان لیدر شوخ طبعی که سر سفر کردن با او دعوا بود. مخاطب از ما خسته نمی شود.وقتی می خواهیم چیزی را به او یاد بدهیم،با خندیدن، مغزش انرژی می گیرد و ادامه می دهد.شوخ طبعی،زنگ تفریح مغز ماست. با مخاطب ارتباط احساسی برقرار می شود.طبیعی است که وقتی ما با کسی بخندیم،با او راحت تریم.اینطوری می شود که می گوییم: فلانی خیلی با حاله! خندیدن به کاهش درد کمک می کند.شوخ طبعی ما هنگام ملاقات با یک بیمار،درد او را کاهش می دهد.دیدید اگر بعد از عمل جراحی، دکتر با بیمارش شوخی کند،بیمار، روحیه اش بهتر می شود؟ هنگامی که جو سنگین شده،تنش را کاهش می دهد.مثلا وقتی در یک تیم کاری دلخوری پیش آمده،با شوخ طبعی می توانیم یخ گروه را بشکنیم.پس شوخ طبعی به ما کمک می کند رهبر خوبی باشیم.

تا این جای مقاله شاید به این فکر افتاده باشید که: من یک آدم جدی هستم.من دوست دارم شوخ طبع باشم.یک آدم جدی اصلا می تونه شوخ طبع بشه؟ چطوری؟!

شاگردانم از من می پرسند: خانم معتمد پویا مگه شوخ طبعی ذاتی نیست؟!

من هم به عنوان کسی که فاقد کمترین میزان شوخ طبعی بودم،قبلا چنین سوالاتی، ذهنم را به خودش مشغول کرده بود. خبر خوب اینکه شوخ طبعی یک مهارت است که با تمرین زیاد می توانیم آن را بدست بیاوریم.

ما به چی می خندیم؟

ما به هر چیزی که ریتم عادی را عوض کند،می خندیم.ما زمانی به چیزی می خندیم که مغزمان توقع اش را ندارد.طنز،تغییر ناگهانی در وضعیت ذهنی مان است.مثلا وقتی کسی زمین می خورد،ناخودآگاه می خندیم چون مغزمان توقع آن را نداشته است.

اجزای مختلف طنز:

۱- گوینده:  اینکه دیگران ما را به عنوان یک آدم جدی می شناسند یا شوخ طبع؟وقتی ما را می بینند،آماده ی شوخی  و خنده هستند یا نه؟ مثلا حسن ریوندی استندآپ کمدین،هر چه می گوید،همه می خندند! چون از قبل او را به عنوان یک آدم شوخ طبع می شناسند.

۲- جو: جایی که در آنجا حضور داریم هم اهمیت دارد.در چه جوی هستیم؟ مخاطب در چه فضایی هست؟ مثلا اگر سر کلاس، زنگ آهنگ موبایل یک نفر صدای خروس باشد،همه می خندند!

دیدید در مجالس سنگین ختم،پتانسیل خندیدن بعضی آدم ها بالاتر می رود؟! پس در محیطهای با جو سنگین که مخاطب انتظار خندیدن را ندارد،احتمال خنداندن آنها بالاتر می رود.

۳- گفته: مدل گفتن طنز، خیلی اهمیت دارد.یعنی اینکه چطوری از زبان بدن و لحنمان به صورت مناسب استفاده کنیم.

۴- شنونده: اگر تمام شرایط بالا مهیا باشد،حتی جدی ها  و ضدحال ها هم با ما در خندیدن همراه می شوند.

چگونه شوخ طبع باشیم؟ آماده سازی شرایط و جو اولیه

اگر اول صبح یک نفر، جوک بگوید،خیلی کم می خندیم.بنابراین ابتدا با گفتن دو سه تا خاطره از خودمان، شرایط را آماده کنیم.اینطوری مخاطب، منتظر یک چیز خنده دار می ماند.پس بهتر است مخاطب را در حالت انتظار بیاوریم که من می خواهم یه چیز خنده دار بگویم!

وقتی اول تعریف داستان،خودمان هم می خندیم،مخاطب را آماده می کنیم.این یعنی: قرار است یک چیز خنده دار بیاید.مخاطب در ذهنش می گوید: این آدم در ذهنش یک چیز خنده دار آمده که دارد می خندد،پس من الان آماده ی طنزم.بیشتر کمدین ها از این تکنیک استفاده می کنند.

مثلا حسن ریوندی استندآپ کمدین،هنوز حرف نزده،مردم به او می خندند!

هنگام طنز گویی، بهتر است زبان بدن مناسب داشته باشیم.یعنی وقایع را با حرکات پانتومیم وار نمایش دهیم.همچنین بهتر است در لحنمان، اشتیاق و انرژی کافی وجود داشته باشد.اگر مانند داستانگویی ،شخصیت پردازی کنیم،خیلی خوب می شود.

یکی از راه های شوخ طبع شدن این است که از آدم های شوخ طبع مثلا حسن ریوندی استندآپ کمدین، ایده بگیریم.وقتی یک نفر چیزی را گفت که همه خندیدند،به این فکر کنیم که او چه گفت که همه خندیدند؟در صورت امکان شوخ طبعی های دیگران را در موبایلمان یا در دفترچه ای وارد کنیم.

پس به شوخ طبعی ها آدم های شوخ طبع اطرافمان دقت کنیم.خواندن کتاب ها  و مجلات طنز و دیدن برنامه های تلویزیونی و فیلم ها کمدی، به ما در این زمینه خیلی کمک می کند.مثلا از مهران مدیری یا مهران غفوریان می توانیم کلی ایده بگیریم.

همچنین لیست خاطرات  و خرابکاری های خنده دار خودمان و سوتی های بچگی مان  را در موبایل یا دفترچه ی یادداشت وارد کنیم.با داشتن این لیست، چون از  قبل آماده هستیم ،اعتماد به نفسمان بالاتر می رود.اینجوری خیالمان راحت است که همیشه داستان خنده دار دم دستمان داریم.

۹ راهکار برای اینکه چگونه شوخ طبع باشیم؟

۱- نفی حالت مطلوب:

یعنی وقتی مخاطب منتظر یک اتفاق خاص است،ما آن حالت را نفی می کنیم.مثلا مخاطب منتظر یک جمله ای هست،ما یک چیز دیگری می گوییم.یا مخاطب منتظر یک کار دیگری هست،ما یک کار دیگری می کنیم.

مثلا وقتی داریم تعریف می کنیم: میریم باشگاه به یک نفر می گیم:این دمبل زدنت چه فایده ای داره؟می گه: حالا معلوم نمیشه! سه ماه بعد بیا تا نتیجه شو روی بدنم ببینی! سه ماه بعد می ریم نتیجه رو ببینیم…می بیینم که….نیست! بس که مردم ما زود کارها رو ول می کنن….

در این تعریف در جمله ی آخر مخاطب انتظار داشت که بگوییم: سه ماه بعد می ریم نتیجه رو ببینیم… می بینیم چه پشت بازوهایی درست کرده! در صورتی که چیزی گفتیم که خارج از انتظار او بود.پس می خندد.

۲- دست گرفتن رفتار یا حرف کسی:

وقتی یکی یک سوتی داده،مدام آن را دست بگیریم.مثلا یکی عطسه می کند،همان را با مبالغه به آن برگردانیم.یا اگر زنگ موبایل یکی خنده دار یا عجیب بود،به او بگوییم: این زنگه؟! من برای خودت میگم،عوضش کن!

۳- پی بردن به درونیات:

مثلا چیزی که آن لحظه آن شخص دارد به آن فکر می کند و فکر نامربوطی هست.حالا ما آن فکر را بازگو کنیم که : می دونم الان داری به این فکر می کنی که  این مسخره بازی ها چیه؟!

۴- بازگویی رفتارهای رایج:

کاری که عموم مردم انجام می دهند.مخصوصا در تنهایی.مثلا تعریف رفتار مردم در دوران نامزدی و تغییر آن بعد از عروسی.یا تعریف رفتار مردم در توالت و دستشویی.

۵- مبالغه بر صحبت قبلی در موقعیت جدید:

یکی یک چیزی را قبلا گفته، بعدا آن را بزرگ کنیم و هی بگوییم.مثلا قبلا گفته وجود پرنده در خونه،آرامشبخشه.بعد که به خانه شان رفتیم و دیدیم آن پرنده با سروصدایش خانه را روی سرش گذاشته،مدام با مبالغه بگوییم: پرنده آرامشبخشه؟! البته فقط تا جایی ادامه دهیم که دیگر خنده ها کم شده است.چون بیشتر از آن بی مزه می شود.

۶- تکیه کلام های ثابت:

مثلا تکیه کلام: ما از اون خانواده هاش نیستیم.

۷- دست گرفتن خودمان:

برای مثال اگر زیادی چاق یا قلد بلند هستیم.یا دماغ بزرگی داریم،خودمان،خودمان را دست بگیریم.مثلا وقتی وارد  جایی می شویم و دماغمان بزرگ است،بگوییم:دماغ اومد!

یا اگر یکی از دوستانمان به ما گفت: تو چقدر خنگی! بگوییم: چاکریم! مخلصیم! به جمع ما خوش اومدی!

این کار به دیگران اجازه می دهد تا از روی صمیمیت به ما  بخندند، چرا که ما  هم  می توانیم  به خودمان بخندیم. این کار نه تنها چیزی از شخصیت ما کم نمی کند، بلکه ما را شخصی با عزت نفس بالا معرفی می کند که ضعف هایمان را پذیرفته ایم و حتی از بیان نقاط ضعف خود هم ترسی نداریم.

این روش، راه بسیار مناسبی برای خلع سلاح دیگران در مقابل تمسخر کردن ضعف هایمان هم  هست. همچنین این توانایی، ما را دوست داشتنی تر و قابل اعتمادتر نشان می دهد.

منبع: جام جم آنلاین

کلیدواژه: خنده مهارت زندگی چیز خنده دار یک آدم جدی مثلا وقتی شوخ طبعی منتظر یک یک نفر یک چیز آدم ها

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت jamejamonline.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «جام جم آنلاین» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۲۹۵۳۸۸۲۴ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

چگونه باید به زندگی ادامه دهیم؟

فرارو- تحمل این اندوه ممکن است سخت باشد، اما لازم نیست طاقت فرسا باشد. آن چه ممکن است کمک کند این است که دستاورد‌های خود را تصدیق کرده و همزمان درک کنیم که بسیاری از چیز‌ها خارج از دسترس ما باقی خواهند ماند. زمانی که از تعریف خود براساس آن چه به دست نیاورده ایم، دست برداریم آن هنگام می‌توانیم عزت نفس خود را تقویت کنیم.

به گزارش فرارو به نقل از واشنگتن پست، همه ما رویا‌هایی در مورد زندگی خود داریم و نشانه‌هایی را به صورت شخصی یا حرفه‌ای برای موفقیت در نظر می‌گیریم از سلامتی خوب گرفته تا شغل رضایت بخش، خانواده دوست داشتنی، ثبات مالی یا هر چیز دیگری. در حالی که برخی از افراد به روش‌های متعادل و پایدار به این اهداف می‌رسند برخی دیگر آن را چالش برانگیز می‌دانند.

زمانی که تحقق سناریو‌های ایده آل دور از دسترس باقی می‌ماند به ویژه با افزایش سن و زمان کم تری که برای دستیابی به آن سناریو‌ها وجود دارد ما ممکن است احساس گناه یا شرم کنیم. به مثابه پادزهری برای این احساسات بد، ممکن است علیه جهان بشوریم و بی‌رحمانه خود را مورد سرزنش قرار دهیم و یا با فشاری بی امان بر خود به راه مان ادامه دهیم.

در این میان باید پرسید اگر فردی از دنبال کردن ایده آل هایش دست بکشد چگونه می‌تواند به زندگی ادامه دهد؟ راه‌های سالمی وجود دارد که می‌توان نسخه‌های ایده‌آلیزه از زندگی را رها کرد و در عوض بر روی ساختن زندگی در هر سنی تمرکز کرد زندگی‌ای که مطابق با نیاز‌ها و ارزش‌های مان باشد.

۱-به انتظارات خودتان و نه انتظارات دیگران از خودتان، توجه کنید

برای آغاز می‌توانید از خود بپرسید شما غیر از دیدگاه دیگران چه کسی هستید؟ پاسخ دادن به این پرسش می‌تواند دشوار باشد، زیرا اغلب طرز فکر ما نسبت به خودمان در ارتباط با نظر دیگران است این که از ما چه انتظاری می‌رود و آیا چنین انتظاراتی را برآورده می‌کنیم یا خیر.

این موضوع به ویژه در اوایل زندگی زمانی که افراد مهمی مانند والدین ما، نقشه‌ای از فکر کردن به جایگاهمان در جهان ارائه می‌کنند، بسیار مهم است. اگر با رفتاری خاص یا دستیابی به نتایجی خاص عشق یا تایید آنان را به دست آوریم این بذر ممکن است به رشد خود ادامه دهد و به عنوان قطب نما برای آن چه باید برایش تلاش کنیم عمل نماید. با این وجود، این مسیر می‌تواند شیوه‌ای از وجودِ تحت فشار ایجاد کند که به ما اجازه نمی‌دهد از مسیری که به نظر می‌رسد یک مسیر ایده آل و از پیش تعیین شده است منحرف شویم؛ مسیری که ممکن است در هموار کردن آن حرف چندانی نداشته باشیم.

در آن صورت کسی که احساس می‌کنیم باید باشیم ممکن است برای ما اصیل و منحصر بفرد نباشد. این وضعیت می‌تواند میزان بیان خلاقانه و فردیت را که به خودمان اجازه می‌دهیم تجربه کنیم محدود کند، زیرا از برخی جهات بر اساس فیلمنامه شخص دیگری برای خود زندگی می‌کنیم، اما از کاری که انجام می‌دهیم ممکن است هرگز احساس کافی بودن نکنیم به ویژه اگر این احساس را داشته باشیم که هرگز به اندازه کافی خوب نیستیم یا اشتباهاتی مرتکب شده ایم که قابل ترمیم نیستند. مهم نیست چقدر به دست می‌آورید یا انباشته می‌کنید مهم این است که در آن صورت کاری که انجام می‌دهید به سرعت از ارزش تهی می‌شود و شما را در همان موقعیت قبلی قرار می‌دهد. این مانند تلاش برای پرداخت بدهی با استفاده از ارز اشتباه است.

حتی زمانی که موفقیت و امنیت به دست می‌آید همه چیز شکننده و در خطر فروپاشی به نظر می‌رسد. در ظاهر رسیدن به یک مکان کنترل مطلق و کمال می‌تواند بسیار جذاب به نظر برسد، اما با توجه به این که حفظ این موقعیت تا چه اندازه دشوار است و با توجه به رضایت اندکی که ممکن است به همراه داشته باشد چنین وضعیتی می‌تواند به یک پیگیری آزاردهنده و عذاب آور تبدیل شود. با این وجود، دست کشیدن از این پیگیری ممکن است برایمان دشوار باشد، زیرا احتمالا تنها الگوی ما برای چگونگی زندگی است. در آن صورت ما گرفتار شده و نمی‌توانیم آینده را به شیوه‌ای انعطاف پذیر در آغوش بگیریم.

۲-محدودیت‌ها را بپذیرید

در چنین شرایطی پذیرش هرگونه محدودیتی ممکن است کار دشواری باشد. وقتی واقعیت میل ما را برای یک خود ایده آل به چالش می‌کشد می‌تواند بسیار ناراحت کننده به نظر برسد. با این وجود، زندگی کماکان در جریان خواهد بود و وقایع رخ خواهند داد و ما را با کنترل اندکی بر بسیاری از مسائل و رخداد‌ها داریم مواجه می‌سازد. روابط مان پایان می‌یابد، شغل و امور مالی مان طبق برنامه ریزی قبلی پیش نمی‌رود، بدن مان آن گونه که می‌خواهیم کار نمی‌کند عزیزان مان فوت می‌کنند و صدمات دیگری بر ما وارد می‌شود و مجبور می‌شویم با این تصور فکر کنیم که زندگی ایده آل بیش از آن که قابل دست یافتن باشد به یک حسرت تبدیل می‌شود.

تحمل این اندوه ممکن است دشوار به نظر برسد، اما لازم نیست طاقت فرسا باشد. آن چه ممکن است کمک کننده باشد این است که دستاورد‌های خود را تصدیق کرده و همزمان درک کنیم که بسیاری از چیز‌ها خارج از دسترس ما باقی خواهند ماند. زمانی که از تحریف خود براساس آن چه به دست نیاورده ایم دست برداریم آن هنگام می‌توانیم عزت نفس خود را تقویت کنیم.

۳-به اندازه کافی خوب را پیدا کنید

وقتی از آن چه که می‌توانست باشد یا از ایده آن چه که باید می‌بود، عبور کنیم و آن را پشت سر بگذاریم می‌توانیم ارزش موجود در آن چه باقی مانده در چیزی که از فروپاشی حالت ایده آل جان سالم به در برده را بیابیم. این گونه خواهد بود که خواهیم توانست بخش‌هایی از خود را کشف کنیم که فراتر از انتظارات غیر واقع بینانه‌ای که ما را هدایت می‌کنند وجود دارند. این‌ها بخش‌هایی هستند که می‌توانند به ما در ساختن یک زندگی پایدار با هدف و معنا کمک کنند. آن هنگام است که به این نتیجه خواهید رسید: پیش‌تر خیلی نگران مورد قضاوت قرار گرفتن توسط دیگران بودم اکنون اگر کسی کم‌تر به من فکر می‌کند می‌دانم که به من مربوط نیست اگر نمی‌خواهند من را آن طور که هستم ببینند این مربوط به آنان است.

۴-خودت را ببخش

برای آن چیزی که در زندگی می‌خواستید و پیش نیامده خودتان و دیگران را مورد بخشش قرار دهید. اتخاذ یک نگرش دلسوزانه‌تر و بخشنده‌تر از جمله نسبت به خودمان می‌تواند استرس را کاهش دهد و بهزیستی عاطفی را بهبود بخشد. این دستور کار هم چنین می‌تواند اضطراب و ترس پیرامون تعاملات اجتماعی را کاهش دهد. فشار‌هایی که برای مطابقت با یک نسخه ایده آل از خودمان وجود دارد می‌تواند منجر به این احساس شود که توسط دیگران مورد بررسی قرار می‌گیریم و ما را نسبت به تعامل با آنان خودآگاه و محتاط می‌سازد.

۵-شکرگزاری و قدردانی را پرورش دهید

حس قدردانی را در خود پرورش دهید. بررسی واقع بینانه میزان دستاورد‌های مان می‌تواند چشم انداز اساسی تری به ما ارائه دهد. این می‌تواند به عنوان یک موازنه برای غریزه ما برای رد کردن هر چیزی کم‌تر از ایده آل عمل کند. قدردانی می‌تواند میل به تلاش بی پایان برای کسب بیش‌ترین دستاورد را کاهش دهد. هم چنین، شکرگزاری و قدردانی می‌تواند باعث کاهش حسادت شود حسادتی که احساس مضری می‌باشد که اغلب با مشاهده دستاورد‌ها یا ویژگی‌ها و قابلیت‌های دیگران ایجاد می‌شود و پس از آن ما در خود احساس حقارت می‌کنیم و ما را وادار می‌سازد با بی ارزش کردن دیگران یا بالا بردن خود این شکاف را کاهش دهیم.

دیگر خبرها

  • چگونه باید به زندگی ادامه دهیم؟
  • (ویدئو) حرف‌های جنجالی پزشکیان درباره موسوی و دیگران در دانشگاه تهران
  • ماجرای جنجال پزشکیان درباره بنزین ۲۰ هزار تومانی؛ این حرف فیک است یا واقعی؟ +ویدئو
  • تجربه شیرین فاصله‌گرفتن از شبکه‌های اجتماعی
  • تفاوت یحیی گل‌محمدی با دیگران چیست؟!
  • حرف‌های جنجالی پزشکیان درباره موسوی و دیگران در دانشگاه تهران
  • پشت پرده‌ نگران کننده همستر کامبت!
  • آیا روس‌ها با همستر کامبت به ایران ضربه می‌زنند؟
  • ویدیو/ تا انتخابات؛ کنار کشیدن به نفع دیگران؟ شاید وقتی دیگر
  • تأثیر مخرب تبلیغ دخانیات در سریال ها