عبدالرضا داوری در سال ۱۳۸۸ در ستاد انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد فعالیت می‌کرد و از اوایل دهۀ ۱۳۹۰ جزو یاران نزدیک احمدی‌نژاد شد، ولی در چند ماه اخیر به شدت از احمدی‌نژاد فاصله گرفته و یکی از منتقدان رادیکال او شده است.

به گزارش عصر ایران، بخش‌هایی از این گفتگو را بخوانید؛

شما مدتی است که در توئیتر مشغول انتقاد از آقای احمدی‌نژاد هستید، ولی اخیرا به مواردی اشاره کرده‌اید که سال‌ها قبل بسیاری افراد به این موارد اشاره کرده بودند.

مثلا آنچه که ناسپاسی آقای احمدی‌نژاد قلمداد می‌شود و یا رویکرد «انحرافی» ایشان به مقولۀ مهدویت و امام زمان. چرا این قدر دیر متوجه این مسائل شدید؟

ابتدا باید بگویم که من در توئیت‌هایم به ماهیت فرقه‌گون جریان آقای احمدی‌نژاد اشاره کرده‌ام. در این ماهیت فرقه‌گون، رهبر فرقه دارای یک حریم قدسی می‌شود. من در سال‌های اخیر در جلساتی بوده‌ام که در آن جلسات آقای احمدی‌نژاد در تراز انبیا و اولیاء الهی توصیف می‌شد و این توصیفات در حضور خود او مطرح می‌شد. در ذهن ما این نکته فرو رفته بود که هر انتقادی به آقای احمدی‌نژاد همسویی با اسرائیل و صهیونیسم است. چون «شیمون پرز» گفته بود باید کاری کنیم که بودن در کنار احمدی‌نژاد به ننگ تبدیل شود، ما بدون اینکه به فراز و فرود انتقادها دقت کنیم، با منتقدین احمدی‌نژاد مخالفت می‌کردیم.

ما حتی انتقادها علیه احمدی‌نژاد را نمی‌خواندیم و راستش فکر می‌کردیم هر انتقادی که به سمت آقای احمدی‌نژاد روانه می‌شود، از یک کانون واحد صهیونیستی است و این منتقدین دشمنان امام زمان هستند و آقای احمدی‌نژاد هم نایب خاص امام زمان است.

به غیر از این ماهیت فرقه‌ای، نقدناپذیری شما و دوستان‌تان دلیل دیگری هم داشت؟

دلیل اصلی‌اش همین بود. ما به حرف‌های خارج از فرقۀ آقای احمدی‌نژاد اصلاً وقعی نمی‌نهادیم. هر متنی را در نقد آقای احمدی‌نژاد، در زمینۀ دشمنی صهیونیست‌ها با ایران و احمدی‌نژاد می‌دیدیم.

یعنی وقتی مثلا نقدهای عباس عبدی و سعید حجاریان را می‌خواندید، آن نقدها را هم در خدمت صهیونیست‌ها می‌دیدید؟

دقیقا. البته باید بگویم که دولت آقای احمدی‌نژاد روندی در حوزۀ اقتصاد سیاسی داشت که این جنبه هم برای من خیلی مهم بود. من تخصصم در حوزۀ اقتصاد سیاسی است و هنوز هم به آن رویکرد اقتصادی آقای احمدی‌نژاد اعتقاد دارم. اصلا من از این منظر ارتباطم با آقای احمدی‌نژاد شروع شد. ولی بعدا این ارتباط وارد حوزه‌های اعتقادی و… شد.

مطابق نگاه قبلی‌تان، الان خودتان هم در خدمت صهیونیست‌ها هستید. البته الان چنان نگاهی را دیگر قبول ندارید.

بله، صد در صد.

الان نسبت به نقدهای سایر افراد به احمدی‌نژاد، چه نظری دارید؟

هیچ کدام از نقدها را در خدمت صهیونیست‌ها نمی‌دانم. به نظر من آقای احمدی‌نژاد چهره‌ای است با سیاست‌ورزی به شدت معوج و پرخطا، که صحنۀ سیاست ایران را به جهت رویکردهای افراطی‌اش در بعضی محورها، از حالت تعادل خارج می‌کند. آقای احمدی‌نژاد خودش را در جایگاه ولیّ خدا یا حداقل در جایگاه «نایب خاص» می‌بیند. ایشان الان خبر از «ظهور صغری» می‌دهد. تا حالا چنین حرفی را به این صراحت نگفته بود.

به بحث امام زمان هم می‌رسیم، ولی فعلا بفرمایید دقیقا چه شد که چراغ انتقاد به آقای احمدی‌نژاد در ذهن شما روشن شد؟

بالاخره خیلی از انتقادات به صورت درونی شروع شده بود. حتی من دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، تحلیلم را نوشته بودم و این تحلیل متفاوت از تحلیل آقای احمدی‌نژاد بود. دربارۀ انتخابات ریاست جمهوری خودمان هم نظرم متفاوت از نظر آقای احمدی‌نژاد بود.

در دفتر ولنجک، اتاق من و آقای دکتر عبدالرضا شیخ‌الاسلامی کنار هم بود. در شهریور ۱۳۹۹ یک روز با آقای شیخ‌الاسلامی وزیر رفاه در دولت اول احمدی‌نژاد صحبت کردم و به ایشان گفتم احتمال تایید صلاحیت آقای احمدی‌نژاد تقریبا منتفی است و به دکتر شیخ‌الاسلامی پیشنهاد دادم شما روی کاندیداتوری خودتان تامل کنید. اما آقای شیخ‌الاسلامی به خاطر همین شرایطی که آقای احمدی‌نژاد ایجاد کرده، که کسی نتواند در کنارش در فضای سیاسی موثر باشد، از پیشنهاد من مضطرب شد. منظورم این است که این اختلافات از مدت‌ها قبل شکل گرفته بود و الان که نظرات انتقادی‌ام را علنی کرده‌ام، این اختلاف نظر برای اطرافیان آقای احمدی‌نژاد اصلا عجیب نیست.

در پاییز یا زمستان ۹۶ شما به این نظر فعلی‌تان رسیده بودید که احمدی‌نژاد در برابر رهبری و نظام ایستاده است؟

از آن جا به تدریج تردیدهای من در منش سیاسی آقای احمدی‌نژاد شروع شد. اتفاقات دیگری هم رخ داد که موثر بودند. مثلا پیام آقای احمدی‌نژاد دربارۀ شهادت سردار سلیمانی. من در جلسات حضور داشتم و می‌دانستم آقای احمدی‌نژاد با چه ادبیات و عباراتی راجع به حاج قاسم صحبت و قضاوت می‌کند. وقتی آن پیام توام با تجلیل را از آقای احمدی‌نژاد خواندم، دود از سرم بلند شد! یعنی از دوگانگی‌ای که ایشان در درون و بیرونش دارد، حیرت کردم.

مگر احمدی‌نژاد در جلسات خصوصی چه می‌گفت؟ چون منتقد سردار سلیمانی بود، می‌فرمایید احمدی‌نژاد دوگانگی داشت؟

نه، بحث انتقاد مطرح نیست؛ مساله کلمات و ادبیاتی است که استفاده می‌شد. احمدی‌نژاد طرحی در ذهنش است که بر اساس این طرح جمهوری اسلامی به زودی فرومی‌پاشد و مانند شوروی سابق، که غرب از یلتسین استفاده کرد، الان هم جهان غرب از ایشان (احمدی‌نژاد) استفاده می‌کند و یک یلتسین ایرانی در دوران پس از جمهوری اسلامی متولد می‌شود! این تحلیل آقای احمدی‌نژاد است.

احمدی‌نژاد از اواخر سال ۹۶ به بعد، مرتبا به ما می‌گفت جمهوری اسلامی سه ماه، حداکثر شش ماه دیگر سقوط می‌کند. حتی در اواخر سال ۹۹، وقتی که بحث انتخابات مطرح بود و من انتقاد می‌کردم از کنش آقای احمدی‌نژاد، آقای بقایی به من گفت اصلا ببین جمهوری اسلامی به انتخابات می‌رسد؟ یعنی تلقی‌شان این بود که جمهوری اسلامی تا ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ سقوط می‌کند!

آقای احمدی‌نژاد هم اعتقادش این است که جمهوری اسلامی نظام پایداری نیست و سقوط خواهد کرد. این آقایان سه احتمال را برجسته می‌کردند برای سقوط نظام: احتمال اول فوت رهبری بود و یکی از اخباری که همیشه در محافل خاص آقای احمدی‌نژاد دنبال می‌شود، وضعیت سلامتی رهبری است.

دو عامل دیگر را چه می‌دانستند؟

حملۀ آمریکا به ایران را هم عامل فروپاشی می‌دانستند و به شدت اخبار مربوط به حملۀ احتمالی را دنبال می‌کردند.

یعنی از حملۀ آمریکا به ایران استقبال می‌کردند؟

بله.

احمدی‌نژادی که آمریکاستیز بود، الان طرفدار حملۀ نظامی آمریکا به ایران است؟

بله. می‌گفتند اگر آمریکا حمله کند و زیرساخت‌ها را بزند، یعنی آب و برق قطع شوند، این نقطۀ آغاز فروپاشی جمهوری اسلامی خواهد بود.

عامل سوم را چه می‌دانستند؟

آشوب‌های اجتماعی. یکی از اخباری که ما با آقای احمدی‌نژاد به طور روزانه در اتاق ایشان مرور می‌کردیم، اخبار بورس بود. سقوط بورس که می‌توانست نارضایتی اجتماعی ایجاد کند و مردم را به کف خیابان بیاورد، یکی از اخبار مورد علاقۀ آقای احمدی‌نژاد بود.

یعنی احمدی‌نژاد از فلاکت اقتصادی ایران استقبال می‌کند؟

دقیقا. این‌ها مرتبا بدهی دولت به بانک‌ها را دنبال می‌کردند و فلاکت اقتصادی را نه فقط زمینه‌ساز آشوب‌های اجتماعی، بلکه وزنه‌ای می‌دیدند که می‌تواند این‌ها را در الاکلنگ قدرت بیاورد بالا.

برویم سراغ موضوع مهدویت. حرف اصلی آقای احمدی‌نژاد دربارۀ امام زمان چیست؟

آقای احمدی‌نژاد در منشور بهار گفته است که رابطۀ امام زمان با همۀ انسان‌ها، رابطه‌ای یکسان است. ایشان از این مدعا می‌خواهد نتیجه بگیرد که «نیابت عام» وجود ندارد. می‌دانید که پایۀ تئوری ولایت فقیه این است که روحانیان و فق‌ها «نیابت عام» دارند. حکومت دینی از همین نیابت عام استخراج می‌شود. احمدی‌نژاد سعی کرد با نیروهایی که با اصل ولایت فقیه تضاد یا زاویه دارند، ارتباط برقرار کند. من خودم در چند مورد از طرف آقای احمدی‌نژاد با عده‌ای از نیروهای سیاسی صحبت کردم. مثلا با آقای تاج‌زاده یا اعضای جبهۀ ملی و اعضای نهضت آزادی. من تلاش کردم نظر این افراد را نسبت به رویکرد آقای احمدی‌نژاد جلب کنم. هر چند که موفق نشدم.

یعنی برنامه احمدی‌نژاد این بود که همۀ منتقدین داخلی را متحد کند؟

بله؛ حول محور خودش. آقای احمدی‌نژاد با نفی «نیابت عام» می‌خواست قرائتی مهدوی و آخرالزمانی از حکومت دینی ارائه و با این قرائت به نظریۀ ولایت فقیه حمله کند.

این شایعه که احمدی‌نژاد و یاران نزدیکش مدعی‌اند که رابطه‌ای خاص با امام زمان دارند، صحت دارد؟ مثلا شایع بود که احمدی‌نژاد مرید مشایی است و او را با امام زمان مرتبط می‌داند.

آقای احمدی‌نژاد از یک نظر فرد زیرکی است. من معتقدم احمدی‌نژاد مشایی را برجسته کرد تا مشایی ضربه‌گیر او باشد. یعنی حواس‌ها متوجه آقای مشایی شود تا خود احمدی‌نژاد آسیب نبیند. احمدی‌نژاد از مشایی به عنوان سپری در فضای سیاسی استفاده کرد.

مدلول این حرف شما این است که آن کسی که خودش را با امام زمان مرتبط می‌داند…

خود آقای احمدی‌نژاد است. احمدی‌نژاد اخیرا در عید نیمه شعبان به صراحت اعلام کرد که امام زمان چند سال است که ظهور کرده و منتظر تصمیم و ارادۀ ماست. این یعنی احمدی‌نژاد به «ظهور صغری» و «نیابت خاص» باور دارد. وقتی او می‌گوید امام زمان ظهور کرده، یعنی افراد معدودی با امام زمان در ارتباطند. شما این مدعا را بگذارید در کنار سخنرانی‌ای که احمدی‌نژاد چند روز قبل از نیمۀ شعبان ایراد کرد. در این سخنرانی احمدی‌نژاد گفت جهان دارد احمدی‌نژادی می‌شود. منظور او از احمدی‌نژادی شدن، بهار انسانی است. کد «بهار انسانی» در گفتارهای احمدی‌نژاد هم یعنی امام زمان. یعنی احمدی‌نژاد در این‌جا یک همسانی بین خودش و امام زمان برقرار می‌کند!

نهایتا، به نظر شما، احمدی‌نژاد به امام زمان اعتقاد دارد یا اینکه معتقد است خودش امام زمان است؟

آنچه به صورت حداقلی بروز می‌دهد، خودش را به عنوان یکی از نواب خاص ترسیم می‌کند. ولی تصویری که در جلسات خصوصی ترسیم می‌شود این است که خود آقای احمدی‌نژاد ولیّ خداست!

آخر مطابق تفکر مذهبی، ممکن است کسی یکی از اولیای خدا باشد، ولی امام زمان نباشد.

این‌ها اعتقاد دارند در هر عصر فقط یک ولیّ خدا حضور دارد.

با این حال، مطابق روایت شما، در جلسات خصوصی تصریح نمی‌کردند معنای این جمله که «احمدی‌نژاد ولیّ خداست» دقیقا چیست.

وقتی می‌گویند آقای احمدی‌نژاد ولیّ خداست، با توجه به اینکه ولیّ خدا را یگانه و انسان کامل می‌دانند، در واقع منظورشان این است که احمدی‌نژاد انسان کامل است.

بر اساس توضیحات شما، احتمال دارد احمدی‌نژاد همان طور که از جمهوری اسلامی عبور کرده، از مهدویت هم عبور کرده باشد و منظورش از ولیّ خدا، لزوما امام زمان نباشد.

- ایشان به مهدویت حول محور خودش اعتقاد دارد. به نظرم ایشان دچار یک نوع بیماری اختلال روانی است و از نوعی توهم رنج می‌برد که اخیرا یکی از روانشناسان کشور هم به این موضوع پرداخت.

شما هیچ وقت از این ابهام دربارۀ جایگاه معنوی احمدی‌نژاد، در حلقۀ یارانش انتقاد نکردید؟

من چند سال است آقای احمدی‌نژاد را از نزدیک می‌شناسم، اما عبارت «ولیّ خدا» را اولین بار آذر ماه سال گذشته شنیدم و شوکه شدم. در جلسه‌ای که با آقای احمدی‌نژاد و بقایی داشتم، آقای بقایی این عبارت را در توصیف احمدی‌نژاد به کار برد و احمدی‌نژاد هم هیچ واکنشی نشان نداد. یعنی بیماری ناشی از توهم ایشان در طول زمان تشدید شده است.

به هر حال شما تحصیلکرده‌اید. اصلا چطور جذب احمدی‌نژاد شدید؟ چون ایشان وقتی حرف می‌زند، اصلا آدم فرهیخته یا فرهمندی به نظر نمی‌رسد.

آقای احمدی‌نژاد مطلقا اهل مطالعه نیست. داده‌هایی که ایشان در سخنانش ارائه می‌کند، برگرفته از متون کلاسیک اقتصادی و فلسفی نیست. ایشان این داده‌ها را از دیگران می‌شنود و بیان می‌کند. برای همین گاهی در بیان عبارات و کلمات دچار خطای فاحش می‌شود. مثلا نمی‌داند کجا بگوید مارکسیسم، کجا بگوید مارکسیست. یا اخیرا احمدی‌نژاد یک جلسۀ شعرخوانی حافظ برگزار کرد و آنجا معلوم شد تفاوت ملَک و ملِک را نمی‌داند. آن مصرع مشهور حافظ را این طور خواند: من ملِک بودم و فردوس برین جایم بود. بعد با این مایه از سواد، نشسته شعر حافظ را معنا می‌کند. واقعیت این است که من از موضع اقتصاد سیاسی جذب ایشان شدم، اما هر چه جلوتر آمدیم، دیدم رویکردهای عجیب ایشان در حوزه‌های اعتقادی، به اقتصاد سیاسی مد نظرش هم دارد لطمه می‌زند. یعنی عملاً آن را به حاشیه می‌برد.

ماجرای آن جلسۀ سه نفره چه بود؟

جلسه‌ای بود در منزل آقای بقایی. من و آقای بقایی و آقای احمدی‌نژاد حضور داشتیم. بحث راجع به انتخابات آمریکا بود. آقای احمدی‌نژاد تحلیلش این بود که اگر بایدن پیروز شود، اصلاح‌طلبان در ایران قوی می‌شوند و در این صورت نظام و رهبری و سپاه نیرویی ندارند که آن را جلوی اصلاح‌طلبان بگذارند؛ بنابراین مجبورند راه را برای من باز کنند.

احمدی‌نژاد پیروزی بایدن را به نفع خودش می‌دانست. حدود چهل دقیقه بحث کردیم. من به آقای احمدی‌نژاد گفتم اگر نظام همین امروز آقای مهندس موسوی را از حصر بیرون بیاورد، او را به شما ترجیح می‌دهد؛ آقای خاتمی و آقای روحانی که جای خود را دارند و به طریق اولی بر شما مرجح خواهند بود.

واقعا هم به نظرم جمهوری اسلامی فرسنگ‌ها از احمدی‌نژاد دور شده و من واقعا تایید صلاحیت مهندس موسوی را محتمل‌تر از تایید صلاحیت احمدی‌نژاد می‌دانم. این تحلیل را بیان کردم، ولی احمدی‌نژاد نظرش این بود که پیروزی بایدن موجب تایید صلاحیت خودش در انتخابات ریاست جمهوری می‌شود.

بحث به درازا کشید و آقای بقایی به من گفت چرا شما این قدر با آقای احمدی‌نژاد چالش می‌کنی؟ و بعد بقایی به من گفت ایشان در جایگاه انبیا و اولیاء الهی است و ما فقط باید از ایشان تمکین کنیم و شما هم تمکین کن. من هم گفتم من چنین اعتقادی ندارم که بخواهم به آقای احمدی‌نژاد این طور نگاه کنم. به هر حال بقایی جلوی خود احمدی‌نژاد چنان حرفی زد و احمدی‌نژاد هم متاسفانه هیچ واکنشی نشان نداد.

ماجرای جن‌گیری و ارتباط با اجنه در حلقۀ یاران احمدی‌نژاد صحت دارد؟

من از این موضوع اطلاعی ندارم. نوشته‌های سایت‌ها را خوانده‌ام، ولی خودم اطلاع خاصی ندارم. یکبار از آقای مشایی راجع به عباس غفاری سوال کردم و مشایی هم گفت که عباس غفاری را یکبار در منزل محمدرضا رحیمی، معاون اول احمدی‌نژاد، دیده است و دیدارشان در حد یک ساعت بوده.

بین اصولگرایان شایعاتی وجود داشت که مشایی نمازهای طولانی می‌خواند و نیروهای متافیزیکی خاصی دارد. دربارۀ صحت و سقم این شایعات اطلاعی دارید؟

در اینکه آقای مشایی اهل نمازهای مستحبی و عبادت و تهجد است، تردیدی ندارم. خودم این را دیده‌ام. اما اینکه این تهجد در یک چارچوب خاصی باشد، خبر ندارم. من در این حوزه‌ها صحبتی نکرده‌ام با آقای مشایی.

برخی از منتقدین شما هم گفته‌اند که این نحوۀ انتقاد شما از آقای احمدی‌نژاد، نوعی خیانت است؛ چراکه شما جزو خِصّیصین ایشان بودید و نباید به‌اصطلاح پتۀ ایشان را می‌ریختید روی آب.

فرض کنید من و شما دوست هستیم و در این دوستی مسائلی وجود دارد. ولی این مسائل در حوزۀ شخصی است. اما آقای احمدی‌نژاد یک کنشگر عمومی است. روابط من و ایشان در حوزۀ عمومی تعریف شده بود. یعنی من در حوزۀ عمومی از ایشان دفاع می‌کردم. بسیاری از افراد به خاطر نوع بیان و تحلیل‌های من و همین طور جلساتی که من بین آقای احمدی‌نژاد و نخبگان می‌گذاشتم، جذب ایشان شدند. بسیاری از رسانه‌ها به خاطر ارتباطات شخصی‌ای که با من داشتند، تریبون ایشان شدند.

یعنی به نوعی عذاب وجدان داشتید که نیرو برای احمدی‌نژاد جمع کردید؟

یکی از دلایل انتقاداتم همین است. بالاخره بسیاری از نخبگان را ما آوردیم پای کار آقای احمدی‌نژاد. احمدی‌نژاد می‌خواهد سرنوشت این کشور را در دست بگیرد. این جا دیگر بحث رفاقت و حوزۀ شخصی نیست. من تا وقتی که در تلاش بودم دیدگاه‌های عمومی احمدی‌نژاد را با حوزۀ خصوصی و شخصی‌اش به هم نزدیک کنم، ساعت‌ها با ایشان بحث کردم. ولی دیدم این بحث‌ها هیچ فایده‌ای ندارد و ایشان در حوزۀ خصوصی و شخصی‌اش گفتار و رفتار خاصی دارد و در حوزۀ عمومی گفتار و رفتار دیگری دارد. این حقیقت باید به جامعه گفته شود.

ما در قبال جامعه‌مان مسئولیم. این جا بحث رفاقت شخصی و رابطۀ عاطفی موضوعیت ندارد. گاهی من با کسی دوست هستم و دوستی‌ام با او به هم می‌خورد. مسائل این دوستی به جامعه مربوط نمی‌شود. ولی کسی که می‌خواهد سرنوشت کشور را در دست بگیرد، حسابش جدا از یک دوست عادی است. مثلا آقای بقایی تصویری از خودش ارائه داده، کاملا خلاف واقعیت.

چند شب قبل، کسی در کلاب هاوس از من پرسید که بقایی گفته بیستم هر ماه اگر از دوستانم پول قرض نکنم، زندگی‌ام نمی‌چرخد. اما من به عمارت آقای بقایی در آبسرد رفته‌ام و از زندگی شخصی ایشان خبر دارم. درآمدهای ایشان را از محل تجارتخانه‌ای که در میدان رسالت دارد، می‌دانم.

این خیلی زشت است که ما بگوییم ما بسیار پاکدست هستیم و اصلا چیزی برای خوردن نداریم، ولی چندین خانه و ماشین داشته باشیم. آقای بقایی دو تا خانۀ ویلایی در تهران دارد. یعنی منزلش آپارتمان نیست. آقای بقایی برای دو تا همسرش دو تا خانۀ ویلایی دارد و یک ویلا هم در آبسرد دارد.

الان که به آقای احمدی‌نژاد جوالدوز می‌زنید، نباید یک سوزن هم به خودتان بزنید؟

بله، ما حتما اشتباه کردیم. من که گفتم از جایی به بعد، کاملا در یک کنش فرقه‌ای بودم. ما حتما باید از جامعه عذرخواهی کنیم. من خودم شخصا بابت آن کنش فرقه‌ای و سال‌ها حمایت چشم‌بسته از آقای احمدی‌نژاد، از مردم ایران عذرخواهی می‌کنم.

ما هر منتقد آقای احمدی‌نژاد را با چوب اتصال به صهیونیسم و اسرائیل راندیم و با دقت پای حرف‌های منتقدین ننشستیم. من یکی از پایه‌های پروپاگاندای احمدی‌نژاد بودم. تا قبل از اینکه من به تیم آقای احمدی‌نژاد اضافه شوم، بسیاری از رسانه‌ها حاضر نبودند با احمدی‌نژاد مصاحبه کنند.

فاکس نیوز چطور آمد با آقای احمدی‌نژاد مصاحبه کرد؟ این موارد ناشی از ظرفیت‌های شخصی من بوده. من این ظرفیت‌ها را متاسفانه در این چارچوب فرقه‌ای به کار گرفتم و به ترویج افکار احمدی‌نژاد کمک کردم. شاید برخی از جوانان به علت همین تلاش‌های بنده جذب فکر انحرافی آقای احمدی‌نژاد شدند. من در قبال این افراد مسئولم و در حد توانم باید این راه طی شده را جبران کنم و این را برای خودم یک تکلیف اجتماعی می‌دانم.

برخی هم گفته‌اند شما حکم پنج سال زندان دارید و انتقاداتتان از احمدی‌نژاد، برای این است که زندانی نشوید.

من هیچ حکمی ندارم و این از بداخلاقی‌های اطرافیان آقای احمدی‌نژاد است که، چون پاسخی برای انتقادها ندارند، بنده را متهم می‌کنند به همکاری با نهادهای امنیتی. این‌ها اتهامی می‌زنند که هیچ کس نمی‌تواند این اتهام را از خودش رفع کند. من چطور می‌توانم این اتهام را رفع کنم؟ این آقایان پاسخی به نقدها ندارند و برای اینکه بدنۀ نیروهای اجتماعی‌شان ریزش نکند، منتقد خودشان را به نهادهای امنیتی منتسب می‌کنند. کما اینکه منتقدین را به اسرائیل و آمریکا و صهیونیسم منتسب می‌کردند. این اصلاً شیوۀ این فرقه است.

ولی احمدی‌نژاد که در دو سال آخر از ادعای نابودی اسرائیل عقب‌نشینی کرد و الان هم خواستار نابودی اسرائیل نیست. پس چطور منتقدان خودش را در خدمت صهیونیسم می‌داند؟

همین تناقضات باعث شد این ترَک‌ها در ذهن فردی مثل من ایجاد شود.

یعنی در حالی که خودش مخالف اسرائیل نیست، منتقدین خودش را در خدمت اسرائیل می‌داند؟

بله، آقای احمدی‌نژاد مجموعه‌ای از تناقضات است. احمدی‌نژاد بسته به موقعیت خودش و نسبتش با کانون‌های قدرت، سیاست‌ورزی‌اش تغییر می‌کند. ایشان در شورای عالی امنیت ملی با آقای علی لاریجانی درگیر شد و او را برکنار کرد، اما در سال ۸۷ از آقای لاریجانی برای کسب ریاست مجلس، در رقابت با حداد عادل، حمایت کرد. یعنی تیم خودش را روانۀ مجلس هشتم کرد تا علی لاریجانی رئیس مجلس شود. بعد دوباره با همین آقای لاریجانی دچار مشکل شد.

احمدی‌نژاد در نسبت با آمریکا و اسرائیل و عربستان هم این طور است. امروز در چارچوب پروژۀ «یلتسین ایرانی» لازم می‌بیند که به این کشورها سیگنال مثبت بدهد تا به زعم خودش با حمایت این کشورها بتواند پرچمدار تغییر سیاسی در ایران شود.

 در نهایت، از نظر شما، می‌توان گفت احمدی‌نژاد کلاه گشادی بود که بر سر حکومت رفت؟

صد در صد. آقای احمدی‌نژاد دچار یک نفاق پیچیده است. آشکار شدن این موضوع برای هر کسی زمان خاص خودش را لازم داشته.

عضویت در کانال تلگرام خبربان

منبع: فرارو

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت fararu.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت « فرارو» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۱۵۶۷۵۶۰ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

مخالفت با افزایش قیمت خودرو نقشه دشمن است!

تصاویر | رژه موتوری زنان در تبریز

عکس| دختری با تیپ خاص در مراسم روز قدس تهران

احمدی‌نژاد: فضای انتخابات بسیار سرد است؛ اتفاقات زیادی در راه است

ویدئو: خلاصه بازی پرسپولیس تهران یک سپاهان اصفهان یک

خبر بعدی:

نوباوه: نفوذی‌هایی در دولت اجازه رونق تولید را نمی‌دهند/ظریف الفبای مولفه‌های قدرت را نمی‌داند

گروه پارلمانی خبرگزاری فارس، علی عباسی‌مزار: در طول هشت سال گذشته ما شاهد بودیم دولت برای رفع مشکلات اقتصادی توجه ویژه‌ای به مذاکره با تحریم‌کنندگان از جمله آمریکا داشت و توان زیادی را برای این کار صرف کرد اما تاکنون که به ماه‌های پایانی دولت نزدیک می‌شویم نتیجه مطلوبی از این این امر حاصل نشده است. بیژن نوباوه وطن نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو مشروح با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس با اشاره به این موضوع می گوید:‌ در حوزه اقتصادی که محور آن تولید است نگاه غربگرایانه مشهود است و افراد ذی‌نفوذ غربگرا در حوزه صنعت ما اجازه نمی‌دهند که تولید ما از وابستگی به غرب نجات پیدا کند و با مانع‌تراشی‌ها سعی در وابسته نگه داشتن کشور به غرب دارند.

به گفته وی در بدنه اقتصاد و صنعت و وزارتخانه‌های ما افراد وابسته بسیار زیاد هستند و این افراد اجازه نمی‌دهند تولید در داخل کشور رونق گیرد چرا که از واردات کالاها رانت نصیب‌شان می‌شود و حساب‌های این افراد همگی در خارج از کشور است و این بلای اقتصاد ما است.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی معتقد است : در حوزه نفت هم شخص آقای وزیر اصلاً اعتقادی به تولید بنزین در کشور نداشت و تأکیدش بر خام فروشی در حوزه نفت بود و توجیه‌اش این بود که اگر بنزین تولید کنیم مصرف بنزین در کشور افزایش می‌یابد. 

نوباوه همچنین یادآوری می کند: که ما در حوزه پارچه چادر مشکی می‌توانیم نیاز خود را تأمین کنیم و تولیدکنندگان در این حوزه اعلام آمادگی کرده‌اند اما وزارت صنایع در این مورد مخالفت می‌کند و امروز پارچه چادری ما از کره و ژاپن وارد می‌شود. 

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با انتقاد از عملکرد وزارت امور خارجه اظهار می دارد: امروز پیاده‌نظام آمریکا همین بحث سیاست خارجی در کشور ما است اینها جاده‌ صاف‌کن آمریکایی‌ها هستند. اینکه آقایان بخواهند پشت میزهای مذاکره کشور را بفروشند ما در مورد این آقایان افشاگری خواهیم کرد.

متن گفت‌وگوی تفضیلی بیژن نوباوه‌وطن نماینده مردم تهران، شمیرانات، ری، اسلامشهر و پردیس با خبرگزاری فارس را در ادامه بخوانید:

* وابستگی به غرب در صنایع کشور 

فارس:‌ عملکرد اقتصادی دولت را در طول هشت سال گذشته در حوزه تولید، تأمین کالاهای اساسی، رفع تحریم‌ها  و ... چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نوباوه: مشکلات در حوزه تولید در کشور ما سابقه دیرینه دارد و ساختار اقتصادی ما از زمان قبل از انقلاب وابسته به فروش نفت بوده و اگرچه در ابتدای پیروزی انقلاب امام خمینی (ره) نسبت به این موضوع حساسیت نشان دادند و بعد از آن مقام معظم رهبری و دیگر شخصیت‌ها به این مسئله اشاره داشتند که برای برون رفت از مشکلات اقتصادی ما باید تولید داخلی داشته باشیم اما متأسفانه به دلیل سهل‌الوصول بودن منابع حاصل از فروش نفت در مقابل دولت‌ها هیچ دولتی از خود رغبت نشان نمی‌داد به اقتصاد درونگرا توجه داشته باشد و درآمد حاصل از فروش نفت حتی تا سقف 200 میلیارد دلار را ما داشتیم و این درآمدهای نفتی باعث شد تا نسبت به اقتصاد درونزا در کشور غفلت بزرگی صورت گیرد. 

متأسفانه در سال‌های اخیر که ما با مشکلات جدیدتری مواجه شدیم این مشکل بیشتر احساسی می‌شد که ما باید برای برون رفت از وابستگی به نفت اقتصادی و تولیدی درونگرا داشته باشیم، به تولید داخلی اهمیت دهیم و با توجه به تحریم‌هایی که صورت گرفت دیگر راه گریزی برای ما وجود نداشت.

متأسفانه به دلیل اینکه در بدنه ساختار اقتصادی‌مان فساد وابستگی به غرب نهادینه شده و اساساً در صنایع مختلف‌مان از جمله خودروسازی و دیگر صنایع ما از جمله صنایع نفت وابستگی به صنایع غربی در بدنه کاملاً وجود دارد و مدیرانی هم که در بدنه دولت مشغول به کار شده‌اند و مشغول به کار هستند در این زمینه تعیین کننده‌اند و آنها این اجازه را نمی‌دهند که ما برای برون رفت از این وضعیت اقدامی داشته باشیم و بتوانیم مستقل عمل کنیم. 

 

اساساً در صنایع ما فساد غربگرایی کاملاً مشهود است و در شرایط کنونی بسیاری از این صنایع متضرر شدند 

به عنوان مثال کشور فرانسه که دو شرکت بزرگ رنو و پژو را دارد تا شب قبل از امضای برجام سرمایه‌های خود را از ایران خارج  و حتی بدترین اهانت‌ها را به شخصیت ملت ما کرد اما فردای برجام فرانسوی‌ها اولین گروهی بودند که تولیدات‌شان به راه افتاد و علت این امر هم این است که این افراد در بدنه سیستم دولتی ما کاملاً نفوذ دارند و رانت‌هایی که چه در صنایع پایین‌دستی همچون خودرو و لوازم خانگی و چه در صنایع بالایی همچون هواپیما و ... جابه‌جا می‌شود باعث می‌شود تا افرادی که از این رانت‌ها بهره‌مند هستند هیچ‌وقت اجازه ندهند که ما بتوانیم برای برون رفت از این وضعیت نگاهی به شرق داشته باشیم و در اینجا قابل ذکر است که در صنایع هواپیمایی به عنوان مثال روسیه واقعاً صنعت پیشرفته‌ای است و افراد صاحب نفوذ در بدنه دولت اجازه گرایش به شرق در حوزه صنعتی را به ما نمی‌دادند و با بهانه‌تراشی می‌خواستند ما را به غرب وابسته نگه دارند.

 

* زنگنه می‌گفت؛ اگر بنزین تولید کنیم مصرف آن در کشور بالا می‌رود

در دولت یازدهم و دوازدهم ما متأسفانه حرکتی برای برون رفت از این وضعیت مشاهده نکردیم و به عنوان مثال در مورد صنعت نفت یکی از وابسته‌ترین صنایع ما نفت است و همین آقای زنگنه نفت را حتی به صورت پتروشیمی هم قبول نداشت و وقتی که بنا بر این بود که پتروپالایش‌ها به راه بیفتد آقای وزیر نفت اعتقادش بر این بود که ما اصلاً نباید بنزین تولید کنیم چرا که اگر این کار را بکنیم حتماً مصرف بنزین بالا می‌رود و چنین بهانه‌هایی را مطرح  و عنوان می‌کرد این کار برای ما فایده‌ای ندارد و ما باید نفت بفروشیم.

این اظهارنظرها در حالی است که آنچه ما را در وضعیت کنونی نجات داد و فرآورده‌های نفتی و بنزین بود و فروش یک میلیون بشکه نفتی هم که آقایان مطرح می‌کردند ابتدا در حد 600 یا 700 هزار بشکه بود که در اواخر با محاسبه همین پتروشیمی‌ها و محصولات و فرآورده‌های نفتی به یک میلیون بشکه نفت در روز رسید. 

این دولت اصلاً تلاشی برای تولید بنزین و دیگر فرآورده‌های نفتی نداشت و ندارد و اگر هم کاری در این زمینه انجام شد توسط قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا در پالایشگاه ستاره خلیج فارس انجام شد که توسط نیروهای خلاق جدید این کار انجام شد و وزارت نفت مجبور شد که براساس مصوبه مجلس یکسری کارها را انجام دهد. 

 

در بدنه صنایع و همچنین وزارتخانه‌های ما افراد وابسته بسیار زیاد هستند و اینها اجازه نمی‌دهند صنایع داخلی ما فعال شوند چرا که پورسانت و رانت می‌خوردند و حساب‌هایشان هم همگی در خارج از کشور است و این بلای اقتصاد ما است

اساساً در صنایع ما فساد غربگرایی کاملاً مشهود است و در شرایط کنونی بسیاری از این صنایع متضرر شدند. 

* درآمد 30 درصدی کره جنوبی از بازار ایران 

کره جنوبی درآمد حداقل 30درصدی از ایران دارد و با وجود اینکه دارایی‌های ما را بلوکه کرده‌اند نخست‌وزیر این کشور در سفر به ایران به دنبال احیای شرکت‌های کره‌ای در ایران است و البته دیگر نباید اجازه دهیم که کره‌ایی‌ها در ایران بازار باز کنند چرا که در این صورت صنایع داخلی ما از بین خواهد رفت. الان در مراکز فروش 90 درصد محصولات بازار فروش لوازم خانگی ایرانی است و امروز تولید 12 میلیون برنامه به 14 تا 15 میلیون رسیده است و این نشان می‌دهد که ما این قدرت را داریم به صنایع داخلی‌مان تکیه کنیم. 

در بدنه صنایع و همچنین وزارتخانه‌های ما افراد وابسته بسیار زیاد هستند و اینها اجازه نمی‌دهند صنایع داخلی ما فعال شوند چرا که پورسانت و رانت می‌خوردند و حساب‌هایشان هم همگی در خارج از کشور است و این بلای اقتصاد ما است.

اگر ما در دولت آینده بتوانیم در این زمینه حرکتی داشته باشیم که قطع وابستگی به غرب در حوزه اقتصادی صورت گیرد قطعا ً در همان مرحله اول 50 درصد رشد صنعتی خواهیم داشت این موضوع مسئله بسیار مهمی بود که متأسفانه در دولت فعلی چندان به آن اهمیت داده نشد در عین حالی که ما به آن بسیار نیاز داشتیم.  اما تحریم ما در موقعیتی قرار داد که ما در این زمینه رشد قابل توجهی داشته باشیم. شرکت ارج که در ایران بیش از 50 سال سابقه تولید دارد می‌بینیم که تعطیل می‌شود و در مقابل جنس درجه سه کشورهای دیگر به کشور وارد می‌شود و برای آن تبلیغ می‌کنند. 

اگر ما امروز می‌بینیم رشدی در صنایع کشور ایجاد شده به خاطر فشارها و تحریم‌ها است و الا اقدامی جدی از سوی مسئولان انجام نشده و پیشرفت‌ها در سایه فشار و تحریم انجام شده است.

* سیستم توزیع دولتی کالا مخدوش و فاسد است

فارس: در بحث تخصیص ارز دولتی به کالاهای اساسی مورد نیاز مردم و واردات شاهد تخلفات و مفاسده زیادی بودیم که در نهایت کالا اگر هم به دست مردم می‌رسید با قیمت آزاد آن فرقی نداشت و حتی بعضاً کالا گرانتر از قیمت واقعی آن در بازار توزیع می‌شد؛ این اتفاقات را نتیجه چه اقدامات و وضعیتی می‌دانید؟

نوباوه: در ماجرای واردات با ارز 4200 تومانی اتفاق بسیار بدی در کشور افتاد اولاً که اساساً تخصیص این ارز به این شکل کاملاً غیر علمی بود و وقتی سیستم توزیع دولت کاملاً مخدوش است و فساد در آن زیاد است قطعاً این ارز در اختیار کسانی قرار می‌گیرد که با این سیستم توزیع معیوب و مخدوش ارتباط دارند.

در بحث تخصیص ارز 4200 تومانی برای واردات کالاهای اساسی دو اتفاق بد افتاد؛ اول اینکه این ارز که به نام ارز جهانگیری معروف شد و بیش از هفت یا هشت میلیارد دلار بود به کسانی داده شد که این افراد اصلاً سابقه‌ای در واردات کالا ندارند این افرادی کسانی بودند که یک کارت بازرگانی مخدوش در اختیار داشتند و با این کار بازرگانی مخدوش این ارز را گرفتند و توانستند از این طریق ارز را بگیرند و از کشور وارد کنند که این یک تخلف کاملاً محرز است و نکته‌ای که در اینجا قابل ذکر است تا مدت‌ها وزارت صنایع و دیگر دستگاه‌های مربوطه اسامی این افراد را در اختیار قرار نمی‌دادند تا بتوان بررسی‌های در مورد آنها داشت. 

موضوع دیگر این است که کالاهایی که با این ارزها وارد ایران شد کالاهای وارد شده در شبکه توزیع عمومی و دولتی قرار نگرفت و در نهایت این کالاها با قیمت بسیار بالا به دست مردم رسید. به عنوان مثال وقتی نخود و لوبیا که قیمت تمام شده‌اش کیلویی 9 هزار تومان است و با سود 15 درصد کیلویی 13 هزار تومان می‌شود چرا باید لوبیا امروز کیلویی 43 هزار تومان باشد. اینها نشان دهنده این است که سیستمی که واردکننده این کالاها است منوپل خود دولت است. 

در بحث صادرات سویا، ذرت و ... نیز وضع به همین ترتیب است و کسانی واردکننده این کالاها هستند که وابسته سیستم هستند و اگر می‌بینیم که سیستم توزیع اصلاح نمی‌شود به خاطر این است که خود سیستم در این بخش فاسد است. 

* حتی وزیر هم قادر به مقابله با ذی‌نفوذان در حوزه واردات نیست

به عنوان مثال در مورد قیمت نهاده‌ها یک میلیون و 200 هزار تن ذرت در گمرک مانده و اجازه ترخیص آن داده نمی‌شود برای اینکه قیمت داخلی آن شکسته نشود، چه کسی این کار را می‌کند؟  این فساد بزرگی است که گریبانگیر کشور شده است. در واقع سیستم توزیع دولتی واردکنندگان کالاها نیز عوامل خود دولت هستند و افراد وابسته به مقامات بالای ارشد دولتی هستند و پرونده هم دارند و قوه قضاییه باید مهم‌تر از مشکلات تولیدکنندگان با بانک‌ها و غیره به این موضوع رسیدگی کند که اساساً چرا تولید در کشور به این وضعیت دچار شده است. کسانی که امروز خودروهای خارجی وارد می‌کنند در داخل سیستم خود دولت هستند. حتی برای واردات موز نیز شاهد این وضعیت هستیم. 

* رد پای نفوذی های داخل در زیان ایران در خرید موز از اکوادور

من از زبان یکی از وزرای پیشین شنیدم که می‌گفت «ما رفتیم از اکوادور برای شب عید موز وارد کنیم یک کشتی پیدا نشد موز ما را به ایران بیاورد بعد فهمیدیم که در اکوادور موز صادر می‌کنند وابسته به افرادی ذی‌نفوذی هستند که در داخل کشور ما هستند و سالانه میلیون‌‌ها تن جنس را جابه‌جا می‌کنند و این افراد اجازه ندادند کشتی پیدا شود تا موزها را به ایران بیاورد.» دست این افراد در همه جا هست و الان مشاهده می‌کنیم که دست بسیاری از افرادی که وابسته به دولت هستند در این رانت‌ها است و هیچ وزیری از پس این افراد برنمی‌آید. همین آقای وزیری که می‌گفت ما در اکوادور موز خریدیم و کشتی پیدا نمی‌شد تا موز را به ایران بیاوریم موزی که کیلویی 85 سنت خریده بودیم  را کیلویی 50 سنت فروختیم و به ایران می‌آمدیم چرا که اگر می‌ماند همه موزها خراب می‌شد.

این افراد ذی‌نفوذ در بدنه دولت از کشورهای مختلف خرید می‌کنند و بارنامه را به نام کشور دیگری می‌زنند تا ممنوعیتی هم نداشته باشد و به عنوان مثال بعضاً بی‌کیفیت‌ترین ذرت‌ها را وارد ایران می‌کنند که حدود 10 درصد آن خاک است. وقتی این ذرت به دست مصرف‌کننده نهایی برسد معلوم نیست که چقدر باید ضرر بدهد و چه مقدار آسیب‌های بهداشتی آن را متحمل شود. 

* قیمت جهانی لوبیا کمتر از یک دلار اما در ایران بیش از 2 دلار است

در سیستم توزیع دولتی ما فساد آشکار وجود دارد و اگر این سیستم اصلاح نشود و دولت آینده به همین ترتیب عمل کند وضع تغییری نخواهد کرد.

به عنوان مثال قیمت جهانی لوبیا در هر کیلو کمتر از یک دلار است اما در ایران کیلویی نزدیک 43 هزار تومان یعنی 2 دلار  و نیم فروخته می‌شد آیا این ربطی به تحریم دارد؟ جواب این است خیر؛ این مشکل مربوط به مدیریت و رانت‌های سیستم داخل دولتی است.

اگر ما بخواهیم رشد کنیم باید روی پای خود به این شکل بایستیم یعنی ما از تولیدکننده داخلی خود حمایت داشته باشیم و اگر تلاطمی در بازار ایجاد می‌شود یارانه به تولیدکننده پرداخت شود تا قیمت محصول نهایی تغییری نکند اما در کشور به عنوان مثال در حوزه محصولات لبنی یارانه‌ای به دامدار پرداخت نمی‌شود و شیر را با قیمت پایین و مدت‌دار از وی می‌خرند اما محصولات لبنی گران به دست مردم می‌رسد چرا که صنایع لبنی در کشور ما وابسته به سیستم‌های فاسد داخل صنعت ما است و در اتحادیه‌های خود قیمت‌ها را افزایش می‌دهند. اینها همه اشکالات داخلی سیستم دولتی ما است که فساد در آن بسیار زیاد است. 

فارس:‌ در دولت‌های یازدهم و دوازدهم دولت سعی داشت موضوع تحریم را از طریق مذاکره و امضای توافقنامه با کشورهای تحریم‌کننده رفع کند که البته ثمره چندانی برای کشور به همراه نداشت علت این رویکرد و اصرار دولت برای نگاه به خارج به منظور رفع تحریم‌ها را در چه می‌دانید؟

نوباوه: اگر نگاه ما به برجام مثبت باشد و بگوییم که اگر مذاکرات برجام درست انجام می‌شد و مسائل ما را به درستی مطرح و قرارداد نهایی درست منعقد می‌شد می‌توانست برای همه برد برد باشد. اما ما از همان ابتدا به این مسئله مشکوک بودیم که غربی‌ها نمی‌خواهند قدرت هسته‌ای داشته باشیم نه اینکه سلاح هسته‌ای؛ سلاح هسته‌ای آخرین فرآورده انرژی هسته‌ای است. امروز در دنیا هزار و یک استفاده از صنعت هسته‌‌ای می‌شود اعم از بخش کشاورزی، بهداشت، تولید برق و ... .

وقتی اوباما این اظهارنظر را داشت که می‌گفت «اگر من قدرت داشته باشم پیچ و مهره صنایع هسته‌ای ایران را باز می‌کنم و می‌برم» باید به ما این آگاهی را می‌داد که آمریکا نمی‌نشینند تا به راحتی بتوانیم انرژی هسته‌ای داشته باشیم و از این انرژی هسته‌ای استفاده کنیم. به همین دلیل آمریکا‌یی‌ها آنچه را در مذاکرات می‌توانستند دنبال کنند، دنبال کردند و تیم کارشناسی حقوقی مذاکره کننده ما در برجام بسیار ضعیف بود. به عنوان مثال دسترسی‌ها به بسیاری از صنایع و دانشگاه‌های ما که اصلاً قرار نبود در برجام مطرح شود داده شده و در مقابل مسئله ریترن یا برگشت دلار که بزرگترین مشکل در اقتصاد ما ایجاد کرده آقای ظریف علناً عنوان کرد که «آقای کری به من گفته که اینکه مسئله‌ای نیست دلار پول جهانی است» و ما این را در برجام نیاوردیم و بعد که برجام را امضا کردیم فردای آن روز آقای اوباما هر نوع معامله با پول ملی خودش را که دلار باشد برای ایران ممنوع کرد و این نشان می‌دهد که تیم مذاکره‌کننده ما تیم لایقی نبود. 

* امید بستن به کدخدا از سوی دولت ناشیانه بود

تمام امیدی که دولت تدبیر و امید به این مسئله بسته بود تا بستن با کدخدا و از این قبیل مسائل بخواهد مشکلات کشور را حل کند یک خوش‌بینی بسیار ناشیانه و کودکانه بود. کشوری که خصومت‌های مختلفی با ما داشته و چندین بار بعد از انقلاب علیه جمهوری اسلامی کودتا کرده بود، دولت تدبیر و امید به این کشور دل بسته بود که بتواند مشکلاتش را از طریق آن حل کند اما سابقه انقلاب می‌گفت که این شدنی نیست و به بدترین شکل این مسئله اثبات شد و در هشت سال اخیر بیشترین ضربات به اقتصاد و سایر منابع‌مان وارد کرد.

 

نگاه وابسته ای که در سیستم سیاست خارجی ما وجود دارد کشور را دارد به سمتی سوق می‌دهد که با هر قیمتی هست با غرب ارتباط برقرار شود و این خطرناک‌ترین مسئله است

در حال حاضر هم که بحث مذاکرات مطرح شده ما باید از موضع قدرت برخورد کنیم. مذاکره برای چیست؟ یک کشور از برجام خارج شده و به ما خسارت زده، بهترین نیروهای ما را ترور کرده و به عنوان نمونه بزرگترین سردار نظامی شهید قاسم سلیمانی را ترور کرده و ما باز آمده‌ایم کنار چنین کشوری می‌نشینیم و باز اطمینان می‌کنیم که سر ما کلا نگذارد این کار را دیگر نمی‌توان گفت ساده‌لوحانه است. به نظر من نگاه وابسته ای که در سیستم سیاست خارجی ما وجود دارد کشور را دارد به سمتی سوق می‌دهد که با هر قیمتی هست با غرب ارتباط برقرار شود و این خطرناک‌ترین مسئله است.

امروز سیستم وابسته به تفکر غربی در کشور ما بسیار فعال است طرف مقابل قطعاً با برنامه جلو می‌آید و مذاکرات را طولانی خواهند کرد و گام به گام در مذاکرات جلو می‌روند و مسئله بسیار مهمی که برای غربی‌ها وجود دارد این است که اگر دولت‌هایی از قبیل دولت آقای روحانی و در ایران سر کار نباشد حداقل برای یک دهه این اتفاق نیفتد قطعاً وابستگی ما به غرب به حداقل خواهد رسید و آنها می‌خواهند به هر قیمتی شده بخشی از تحریم‌ها را بردارند و بار دیگر کشور ما را به سمت نابودی سوق دهند. 

اگر هر گونه توافقی خارج از آن طریقی که رهبری اعلام کردند یعنی رفع صددرصد همه تحریم‌ها و راستی‌آزمایی صورت گیرد خیانت به کشور است و ما نمی‌توانیم این خیانت را تحمل کنیم و آن را برنمی‌تابیم. 

دولت در بحث قیمت دلار دارد بسیار ناشیانه خود را معرفی می‌کند، دولت می‌تواند می‌توانم سه روزه دلار 25 هزار تومانی را به 20 و 21 هزار تومان برسانیم و این یعنی اینکه من دولت قبلاً می‌توانستم و این کار را نکردم و خودم دلار را گران کردم و الان این کار را می‌کنم چرا که وعده آن را داده‌ام، تا انتخابات؛ با این وضعیت باز صنایع ما دچار مشکل می‌شوند و بار دیگر دوباره پول‌دارها به بازار می‌ریزند و دلارها را می‌خرند و با این کار خود بازار را مخدوش می‌کنند و با این وضعیت ما شاهد تورم در سال آینده خواهیم بود و این کار کاملاً حساب شده از سوی دولت انجام می‌شود. 

دولت باید جواب دهد که چرا تاکنون می‌توانسته قیمت دلار را پایین بیاورد و نکرده اینکه می‌گفتند خود دولت دلار را به 30 هزار تومان رساند یک واقعیت بود و تمام نشانه‌های آن در بانک مرکزی و سایر جاها وجود داشت و امروز هم علناً مردم دارند می‌بینند دلاری که سه روزه می‌تواند 5 هزار تومان ارزان شود دولت قطعاً می‌تواند در آن متغیر اصلی باشد.

 

دولت در بحث قیمت دلار دارد بسیار ناشیانه خود را معرفی می‌کند، دولت می‌گوید می‌توانم سه روزه دلار 25 هزار تومانی را به 20 و 21 هزار تومان برسانیم و این یعنی اینکه من دولت قبلاً می‌توانستم و این کار را نکردم و خودم دلار را گران کردم و الان این کار را می‌کنم چرا که وعده آن را داده‌ام، تا انتخابات

الان دولت عنوان می‌کند که حقوق‌ها را زیاد کرده باید از دولت سؤال کرد که طی هشت سال که می‌توانستید براساس قوانین موجود حقوق‌ها را خارج از تورم سالی 15 درصد اضافه کنید؛ چرا این کار را نکردید چرا امسال که دولت کمتر از دو ماه به پایان کار خود وقت دارد اقدام به افزایش حقوق‌ها کرده و این کار با چه پشتوانه‌ای انجام می‌شود آیا دولت پول پرداخت این افزایش حقوق‌ها را دارد که این خود یک حرکت سیاسی است.

افزایش حقوق‌ها به صورت بی‌رویه دولت آینده را به زمین می‌زند وقتی پولی برای پرداخت وجود نداشته باشد دولت باید اسکناس چاپ کند و این تورم را افزایش می‌دهد. 

این کارهایی که الان دولت در این موارد انجام می‌دهد کاملاً حساب شده و ضربه زننده است. 

دولت عنوان کرده حتی اگر یک متر لوله کار گذاشته شد اعلام شود. همه می‌دانند که بسیاری از طرح‌هایی که به نتیجه رسیده اعم از طرح‌های پالایشگاهی، سد و ... طرح‌هایی نیست که دو ساله یا سه ساله انجام شود؛ بسیاری از اینها ریشه در دولت‌های قبل دارد و دولت امروز آنها را به نام خود ثبت می‌کند. 

دولت سعی دارد با این کارها با خوشنامی کار را تحویل دهد غافل از اینکه مردم به خوبی دولت را می‌شناسند و از رفتارهای دولت به خوبی آگاهند و گشایش‌های اخیری هم در بحث ارز که هیچ تأثیری در زندگی مردم نداشته موضوعی نیست که کسی متوجه نشود و مردم می‌فهمند که چطور شده نزدیک انتخابات این اتفاق افتاده است. این بازی‌ها دیگر نمی‌تواند مردم را فریب دهد. تحرکات اقتصادی دولت هیچ رشدی در پایه‌های اقتصادی ما نخواهد داشت. ما زمانی رشد کردیم که ستاره خلیج فارس را ساختیم و توانستیم با کاتلیست‌های جدید پتروشیمی‌مان را زنده کنیم اگر پتروشیمی نبود قطعاً ما زمین خورده بودیم و کارهایی که آمریکایی‌ها کردند قطعاً ما را زمین می‌زد. 

ما نمی‌توانیم نفت را بفروشیم و آن را هم که می‌فروشیم نمی‌توانیم پولش را وارد کنیم بالاتر از این تحریم دیگر چه چیزی است که کالا با زحمت تولید شود و وقتی به فروش برسد نتوانیم پول آن را دریافت کنیم. 

ما باید دست ناپاک را قطع،  سیستم‌های اقتصادی و بانکی‌مان را اصلاح کنیم و دیتا سنتری که مرکز اطلاعات و داده‌های اقتصادی در کشور است احیا شود معلوم می‌شود چه کسی چه مقدار پول دارد، پولش را از کجا آورده و آیا مالیات پرداخت کرده یا خیر و وقتی این وضعیت حاکم شود به جای اینکه مردم طبقه متوسط و پایین تحت فشار باشند کسانی که پول‌هایی از منشأ نامشخص و به ناحق داشته و یا مالیات نداده‌اند خواهند ترسید.

فارس:‌ شنیده‌ها از این امر حکایت دارد که بنزین می‌فروشد اما معلوم نیست دلارهای آن را در کجا هزینه می‌کند و هیچگونه شفافیتی در این زمینه وجود ندارد آیا در این زمینه اطلاعاتی دارید که در اختیار ما قرار دهید؟

نوباوه: حدود سه سال است که گزارش‌های دیوان محاسبات منطقی و عملیاتی شده گزارش امسال برای امسال به درد می‌خورد ؛ حتی رئیس فعلی دیوان محاسبات اعلام کرده که می‌تواند گزارش 6 ماهه نیز بدهد و وقتی گزارش دیوان محاسبات ارائه شود ما می‌توانیم ببینیم که عملکرد دولت چگونه است. ما در سال‌های گذشته در بسیاری از موارد که اعلام شده عملکرد دولت مخدوش است و حساب و کتاب دولت با هم نمی‌خواند. اینکه الان دولت بنزین می‌فروشد و حساب و کتابش معلوم نیست به قانون داخل وزارت نفت بازمی‌گردد. مگر فروش نفت ما کاملاً شفاف است!؟ ما برای شفافیت در این بخش بسیار پیگیر بودیم و البته بسیاری هم جلوی این کار ایستادند و حتی در مجلس حرف‌هایی زده می‌شد که معلوم می‌شد این افراد همسو با سیاست‌های عدم شفافیت در این حوزه هستند و اجازه نمی دادند ما شفاف‌سازی را در این حوزه انجام دهیم.

یکی از مشکلات بسیار مهم دولت عدم شفافیت در دخل و خرجش است و این قطعاً باعث آسیب خواهد شد و متأسفانه یکی از مسائلی که امروز مطرح است این است که ما هنوز دخل و خرج دولت را در امر فروش نفت، گاز، میعانات، فرآورده‌ها در پتروپالایش‌ها دقیقاً در اختیار نداریم و این قطعاً می‌تواند قابل بررسی باشد. 

* اظهارات ظریف نشان داد که الفبای مؤلفه‌های قدرت را نمی‌داند

فارس:‌ رهبر معظم انقلاب اظهارات اخیر وزیر امور خارجه را تکرار صحبت‌های دشمن عنوان کردند و انتقاداتی را به این صحبت‌ها وارد دانستند به نظر شما چنین اظهاراتی از سوی وزیر امور خارجه کشورمان چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟

نوباوه: من فکر می‌کنم که رهبر معظم انقلاب با این اظهارنظر آقای ظریف بسیار مدارا کردند و به این آقایان فرجه دادند و محترم شمردند.

در کجای دنیا عرصه سیاست خارجی در اختیار وزارت امور خارجه است، وزارت امور خارجه مجری است، همانطور که وزارت صنایع مجری است. آیا وزیر امور خارجه یک کشور بالاتر از رئیس جمهورش حرف می‌زند؟! اینکه وزیر خارجه ما مدعی باشد که من آن کاری که می‌خواستم نتوانستم انجام دهم اتفاقاً برعکس آنچه اتفاق افتاده برعکس است و آن کاری که نباید انجام می‌داده مرتکب شده است. 

اگر مؤلفه‌های قدرت در اختیار ما نباشد نمی‌توانیم از موضع قدرت از منافع‌مان دفاع کنیم. به عنوان مثال امروز چین به خاطر قدرت اقتصادی و نظامی‌اش است که از موضع قدرت با آمریکا صحبت می‌کند. روسیه و آمریکا هم همینطور؛ اساس و قدرت‌شان براساس اقتصاد و قدرت نظامی‌شان است. 

اینکه وزیر امور خارجه ادعا می‌کند قدرت نظامی نگذاشت که ما در عرصه سیاست خارجی موفق باشیم نشان می‌دهد که الفبای مؤلفه‌های قدرت را نمی‌داند. آقای ظریف می‌گوید که مذاکره می‌تواند برای ما قدرت‌ساز باشد اما قبول ندارد که ما با از بین بردن داعش و ... برده‌ایم. 

در مورد روسیه هم باید این نکته مدنظر قرار گیرد که چه کسی پای روسیه را در سوریه باز کرد و توانست از قدرت نظامی این کشور علیه داعش استفاده کند واقعیت این است که جمهوری اسلامی این کار را انجام داد و همین شهید سلیمانی که ما فکر می‌کنیم تنها یک فرد نظامی بود این کار را انجام داد. شهید سلیمانی هم سیاستمداری بسیار با هوش بود و هم یک ژنرال کامل و کار کشته.

این یک توطئه است که سردار سلیمانی و دیگر ژنرال‌های ما در عرصه سیاست خارجی و تصمیمات عقلایی در این حوزه دور شوند. این حرف زده شده تا ژنرال‌های آینده ما در سیاست دخالت نکنند و این یک مسئله قابل پیگیری است و آقای ظریف و شاکله وزارت امور خارجه باید در ارتباط با این مسئله پاسخگو باشد.

 

این آقایان با این اظهارات‌شان نشان دادند که منافع ملی را نمی‌شناسند و دیگر اینکه نشان دادند اصلاً سیاستمدار نیستند؛ سیاستمداری که ضمانت قدرت نظامی در اختیارش نباشد نمی‌تواند با قدرت پای میز مذاکرات حاضر شود و از موضع قدرت صحبت کند

همانطور که ما در مورد گذشتگان همچون امیرکبیر یا حسین قلی‌ خان حرف می‌زنیم آیندگان نیز در مورد ما صحبت و قضاوت خواهند کرد و قطعاً در آینده این مطالب گفته خواهد شد که چه کسانی در تمایلات نظام اسلامی و انقلاب اسلامی به غرب سر از پا نمی‌شناختند و تمام قدرت خود را در این زمینه به کار گرفتند. 

این آقایان با این اظهارات‌شان نشان دادند که منافع ملی را نمی‌شناسند و دیگر اینکه نشان دادند اصلاً سیاستمدار نیستند. سیاستمداری که ضمانت قدرت نظامی در اختیارش نباشد نمی‌تواند با قدرت پای میز مذاکرات حاضر شود و از موضع قدرت صحبت کند. 

این آقایانی که این حرف‌ها را می‌زنند و نمی‌خواهند ما قدرت نظامی و منطقه‌ای داشته باشیم زمان جنگ تحمیلی صدام علیه ایران در کشور نبودند و در اروپا زندگی می‌کردند در آن زمان با موشک‌های اسکاتی که امروز به عنوان اسباب‌بازی صنایع دفاعی ما است تهران مورد هدف قرار می‌گرفت و در همان زمان کشورهای غربی این توجیه را می‌آوردند که ما با عراق قرارداد داریم و نمی‌توانیم به این کشور موشک ندهیم و ما در آن زمان قدرت زدن موشک اسکات را نداشتیم. 

این کشور حالا امروز به جایی رسیده که موشک نقطه‌زن تولید می‌کند و آمریکایی‌ها می‌گویند بزرگترین خطر ما همین است که همینه ما با این موشک‌های نقطه‌زن شکسته شده است.

پس از جنگ جهانی دوم که انگلیسی‌ها می‌خواستند پای آمریکا را به جنگ باز کنند و در این راستا حمله ژاپنی‌ها به پرل هاربر انجام شد بعد از این حمله هیچ گلوله‌ای به سمت آمریکا نرفته و تنها کشوری که چنین جرأتی را به خرج داده ایران بوده و عده‌ای این قصد را دارند تا این جرأت را در نطفه خفه کنند و این افراد همان‌هایی است که سیاست آمریکا را در کشور ما عادی‌سازی می‌کنند.

*اسرائیل در نطنز خرابکاری کرد چون خیالش راحت بود اورانیوم غنی‌شده نداریم

دولت در این هشت سال کشور را معطل کرده و مشکلاتی را برای کشور ایجاد کرده اگر ما 10 تن اورانیوم غنی‌شده داشتیم و اگر آنها را نگه می‌داشتیم خودش به تنهایی بازدارنده بود. چه شد که اسرائیل در نطنز خرابکاری کرد به خاطر این بود که خیالش راحت شد که ما اورانیوم غنی‌شده نداریم.

اینکه آقایان در کشور دائماً می‌گویند جنگ بد است ما هم می‌گوییم جنگ بد است و هیچ وقت طالب جنگ نیستیم اما قوی بودن و قوی شدن ربطی به جنگ‌طلب بودن ندارد. حتی یک حشره اگر نیش نداشته باشد کسی از آن نمی‌ترسد چه رسد به به یک کشور.

* اجازه نمی‌دهیم آقایان پای میز مذاکره کشور را بفروشند

امروز پیاده‌نظام آمریکا همین بحث سیاست خارجی در کشور ما است اینها جاده‌ صاف‌کن آمریکایی‌ها هستند. اینکه آقایان بخواهند پشت میزهای مذاکره کشور را بفروشند ما در مورد این آقایان افشاگری خواهیم کرد که نهایت کار، دادگاه است.

امروز صنایع نانو ما به 45 کشور دنیا از جمله ژاپن که کشوری صنعتی است صادر می‌کنیم و این در حالی است که ما همه چیز را از صفر شروع کرده‌ایم و به اینجا رسیده‌ایم.

خود ژاپنی‌ها به من حرف‌هایی زده‌اند که اگر بازگو کنم بسیاری از این سیاستمداران ما باید خجالت بشکند ژاپنی‌ها می‌گویند ما همه چیز داریم اما بالاترین آمار خودکشی را داریم و این به خاطر سرخوردگی است که مردم ما نسبت به آمریکایی‌ها پیدا کرده‌اند. زن‌های ژاپنی در اوکیناوا مورد تجاوز قرار می‌گیرند. آنها می‌گویند ما همه چیز داریم  و هیچ چیز نداریم. آنها می‌گویند ما تولید داریم اما اعتماد به نفس‌مان را از دست داده‌ایم.  اینها می‌خواهند اعتماد به نفس ملت ایران را از این ملت بگیرند و این خطر است.

مشکل امروز ما پول نیست بلکه مشکل تصمیم‌گیری و نحوه هزینه‌کردها است ما پول و تولید داریم اما آقایان نمی‌خواهند این چرخ تولید در داخل بچرخد و به عنوان مثال عدس مورد نیاز ما را از کشوری مثل کانادا وارد می‌کنند که هر اقدام ضد حقوق بشری علیه کشور ما انجام می‌دهد. همانطور که گفتم حبوبات کشور کانادا در کشور ما به وفور یافت می‌شود و کانادایی‌ها از این طریق هم پول ما را می‌برند و هم اهانت می‌کنند؛ چه کسی این حبوبات را از کانادا وارد می‌کند آیا در دنیا غیر از کانادا کشوری نیست که حبوبات داشته باشد. 

* مخالفت وزارت صنایع با تولید چادر مشکی در کشور

امروز واردات بذر کشاورزی ما صددرصد وابسته است. امروز بذر خیار در کشور ما دانه‌ای هزار تومان به فروش می‌رسد و اجازه نمی‌دهند در حوزه بذر محصولات کشاورزی ما در داخل تولید و پیشرفت داشته باشیم. یا در مورد پارچه چادر مشکی اجازه نمی‌دهند این صنایع در کشور رشد کند و پارچه چادر مشکی ما را کره و ژاپن تأمین می‌کنند بارها تولیدکنندگان آمده‌اند و گفتند و ما می‌توانیم چادر مشکی تولید کنیم اما خود وزارت صنایع نمی‌گذارد که این صنعت رشد کند چرا که واردات این کالا سود فراوانی برایش دارد. 

انتهای پیام/

دیگر خبرها

  • داوری حتی از واکسن زدن احمدی‌نژاد هم خبر دارد/ بادامچیان: دو قطبی سازی‌های انحرافی به جایی نخواهد رسید / کاندیداتوری رئیسی به روز عید فطر موکول شد!
  • احمدی نژاد واکسن فایزر کرونا تزریق کرده است
  • داوری: «احمدی نژاد فایزر تزریق کرده است»
  • ادعای جدید علیه احمدی‌نژاد
  • داوری: احمدی نژاد برای مصونیت از کرونا واکسن فایزر تزریق کرده است
  • افشاگری جدید داوری؛ احمدی نژاد واکسن آمریکایی کرونا را تزریق کرد /30 میلیون تومان هزینه خرید آن از امارات شد
  • مصوبه شورای نگهبان برای وزارت کشور لازم الاجراست
  • خرید واکسن کرونای اختصاصی ۳۰ میلیون تومانی برای احمدی نژاد از امارات
  • حملات تند احمدی نژاد به شورای نگهبان: آشکارا قانون اساسی را زیر پا می گذارید /این چه منطقی است؟
  • احمدی نژاد واکسن فایزر تزریق کرد؟
  • احمدی‌ نژاد واکسن آمریکایی فایزر زد
  • کنایه تند محمود احمدی نژاد به «کدخدایی»/ آقایی که با بورسیه از لندن دکترا گرفته برای کل ملت دارد تعیین تکلیف می‌کند
  • این ۴ نماینده در انتخابات ریاست جمهوری، رقیب قالیباف می شوند
  • «در انتخابات ۸۸ میلیاردها صرف خرید رای برای احمدی‌نژاد شد»
  • پرونده افتخار «قحطی»!
  • ماجرای خرید رای برای احمدی نژاد در انتخابات 88 چیست؟
  • الویری:در انتخابات88 صدهامیلیاردتومان صرف خرید رای برای احمدی نژاد شد/علیرضا بهشتی:نتیجه انتخابات،محصول رای مردم نیست
  • این 4 نماینده در انتخابات ریاست جمهوری، رقیب قالیباف می شوند؟
  • علی محمدی: این مساوی به درد سپاهان و پرسپولیس نمی‌خورد/ استفاده از الفاظ بد از سوی هر تیمی بد است