در فوتبال ایران «خبر پشت خبر، بد بود و بدتر» هر روز کاربرد دارد و خبر بد است که پشت هم می آید… همین چند روز پیش بود که در لیگ امیدهای تهران، در بازی امیدهای پرسپولیس و ستاره اکباتان، به ادعای هر دو تیم، هیات فوتبال تهران یادش رفت داور برای بازی تعیین کند و امروز در لیگ برتر ایران، یک تیم اصلا وارد زمین نشده است!

به گزارش طرفداری، بازی مس رفسنجان و پدیده مشهد با نتیجه ۳ بر صفر به سود تیم مس در جدول رده بندی لحاظ خواهد شد چرا که تیم مشهدی از سفر به سرچشمه (محل برگزاری بازی) خودداری کرده و داور که در زمین چمن ورزشگاه شهید زینلی حضور دارد، راس ساعت ۱۶:۰۰ در حضور بازیکنان تیم میزبان، حاضر نشدن تیم حریف را مطابق قانون گزارش کرد و آیین نامه لیگ می گوید این بازی با نتیجه ۳ بر صفر به سود مس رفسنجان در نتایج لیگ برتر ثبت می شود و تیم پدیده اگر یک بار دیگر این کار را تکرار کند، از لیگ کنار گذاشته خواهد شد.

از همان ظهر روز گذشته که بازیکنان پدیده حاضر نشدند از مشهد به تهران بیایند تا از پایتخت ایران به کرمان سفر کنند، مشخص بود این بازی برگزار نمی شود. بازیکنان پدیده که هفته اول هم با من بمیرم تو بمیری رضا مهاجری و سید مهدی سیصالحی و هادی عقیلی بازی کردند و تمام تمرینات پیش فصل را هم به هوای خواهش خداداد عزیزی پشت سر گذاشتند، خیلی جدی به مسعود معمایی مدیرعامل فعلی باشگاه که مدیر منصوب فرهاد حمیداوی مالک مجموعه شهر خودرو است اعلام کرده بودند اگر پول نگیرند هفته دوم بازی نمی کنند و دیگر با هیچ وعده ای به باشگاه مهلت نمی دهند.

حالا آنهایی که پدیده را از هیات فوتبال خراسان گرفتند و بدون توجه به هشدارهای اهالی فوتبال به مالک شهر خودرو که فصل قبل به دلیل بدهی سنگین، در تیمداری مانده بود، تحویل دادند بد نیست در مورد این فاجعه ای که امروز رخ داد، پاسخگو باشند. آنها چه بخواهند و چه نخواهند تصمیم آنها در پس دادن پدیده به یک مالک بدهکار در به وجود آمدن اتفاق تلخ امروز نقش داشته است.

فصل قبل چند باری بازیکنان پدیده که آن زمان نامش شهر خودرو بود، پشت در ورزشگاه مشهد ماندند و به واسطه بدهی های سنگین فرهاد حمیداوی، آنها را به ورزشگاه راه نمی دادند و یکی دو بار هم آنها را در هتل ها گروگان گرفته و اعلام کرده بودند تا پول هتل را تسویه نکنند نمی توانند با لوازم شان از هتل خارج شوند.

همین شرایط فاجعه گونه باعث شد اداره کل ورزش و جوانان استان خراسان رضوی دخالت کند و با نظارت شورای تامین استانداری مالکیت را از فرهاد حمیداوی که آن روزها حکم جلبش هم صادر شده بود، بگیرد و به هیات فوتبال خراسان بدهد اما حالا حمیداوی باقدرت (!!!) برگشته تا اعتباری که فوتبال مشهد به دست آورده بود، اینگونه با حاضر نشدن مقابل مس رفسنجان حراج شود… البته در واقع چوب حراج به اعتبار فوتبال ایران خورده است. فوتبالی که داعیه آقایی آسیا را دارد.

با احترام به تمامی تیم های حاضر در لیگ، این اتفاقاتی که در لیگ بیست و یکم رخ می دهد، لیگ را شبیه سیرک کرده است. 

عضویت در کانال تلگرام خبربان

منبع: پارس فوتبال

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت parsfootball.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «پارس فوتبال» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۳۴۷۹۷۶۵ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

افزایش ۱۰ درصدی حقوق کارکنان دولت از سال آینده

نمودار قیمت طلا امروز ۷ آذرماه ۱۴۰۰

زمان واریز همه یارانه‌های آذرماه اعلام شد

حسرت ۱۰ساله معلمان، پول نشد

مدیرکل مدیریت بحران: زلزله آرین شهر خسارت نداشته است

خبر بعدی:

تحلیل استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران از «جریان انقلابی»

کیومرث اشتریان - عضو هیات علمی دانشگاه تهران؛ محتملا مهم‌ترین دستاوردی که روی کار آمدن دولت آقای رئیسی در پی دارد، آن است که «روش فکرکردن» یک جریان فکری تاریخی در کشور به ناگزیر تغییر می‌کند؛ جریانی که ریشه‌های آن در دوران مشروطه، قاجاریه و صفویه نیز قابل مشاهده است.

این تغییر در روش به معنای آن است که به عینیت‌گرایی گرایش می‌یابند که البته ضرورتا به معنای دست‌کشیدن از آرمان‌ها و ارزش‌ها نیست؛ اما می‌تواند نتیجه‌اش به‌کارگیری همه نیرو‌های ملی برای حل مشکلات کشور باشد که با فشار دشمنان و جفای همگنان روزافزون می‌شود.

اما چگونه و چرا این تغییر پدید می‌آید؟ «جریان انقلابی» در کلیت خود درگیر دیوان‌سالاری می‌شود و محتملا به‌تدریج درمی‌یابد که اداره کشور ملاحظات خاص خود را دارد و آن‌گونه که «خیال» می‌کرد، به‌سادگی امکان‌پذیر نیست.

اگرچه شماری از افراد این جریان کم‌وبیش در امور اجرائی بوده‌اند، ولی اینکه مسئول کلیت اداره کشور بوده باشند، پدیده‌ای نسبتا جدید است. حداقل می‌توان گفت پیش از این می‌توانستند ناکارآمدی را در ضعف عملکردی دیگران ببینند، گو اینکه می‌توان ادعا کرد واقعا بخش مهمی از مسئولیت بر عهده خود آنان بوده است؛ اما به هر حال امروز دیگر آن «دیگران» وجود ندارند.

در چنین فضایی است که چوب حکومت‌داری مستقیم بر تن آنان فرود می‌آید... و چه چوبی است این چوب «حکومتگری»!

برجام یک چوب حکومتگری است، ارز چهارهزارو ۲۰۰ تومانی چوب دیگری است‌… و از این «چوب» ها فراوان است. در یک روند تاریخی ابتدا این چوب، طبقه متوسط مذهبی و اصلاح‌طلبان را مجبور به تغییر خود کرد، سپس لایه‌هایی از اصولگرایان را دچار تحول کرد و اینک این بازمانده جریان اصولگرایی تحت عنوان «جریان انقلابی» است که پشت خود را به ضربات بی‌رحمانه این چوب بسپارد.

نکته مهم این است که این جریان با لایه‌های اجتماعی و محافظه‌کار مذهبی در میان توده مردم پیوستگی داشته و آنان را نیز محتملا درگیر همین تغییر فکری می‌کند؛ چون از طریق نقد تندوتیز خود از اصلاح‌طلبان، اعتدالیون و اصولگرایان این لایه‌های اجتماعی را امیدوار به تحول کرده بود.

سیلی سخت واقعیات «حکومت‌گری» به صورت این لایه مردمی نیز نواخته خواهد شد. این تجربه‌اندوزی هرچند ممکن است هزینه گزافی برای کشور در پی داشته باشد، اما اثر آن متزلزل‌کردن بنیان‌های معرفتی در امر دولت‌داری است و محتمل است که این جریان تاریخی به نوعی «نسبی‌گرایی فکری» در امر حکومت‌داری برسند.

چوب حکومت شاید اصلی‌ترین کارکردش گذار از وهم و خیال و روی‌آوری به عمل‌گرایی باشد. از ذهنیت به عینیت گذر می‌کنند. این، دستاورد مهمی است.

اینکه تصور شود مشکل بورس در سه روز و با یک دستور ساده رئیس‌جمهور حل می‌شود، آن‌چنان وهم‌آلود است که تنها با چوب حکومت درمان می‌شود و می‌تواند فرد خیالاتی و طرفدارانش را از عرش به فرش بیاورد. این چوب، موهبت بزرگی است که به باور من اصلی‌ترین اثر آن، تغییر در «نحوه اندیشیدن» است که مهم‌ترین عامل تمدن‌سازی است.

دستیابی به حکومت از منظر «سودجویی» به فراوانی مورد بحث قرار گرفته است و گفته می‌شود با دستیابی به قدرت، امکان رسیدن به ثروت و منزلت فراهم می‌شود. البته این سخن بیراه نیست؛ اما از دستیابی به قدرت از منظر تزلزل بنیان‌های فکری و نوع اندیشیدن و نسبیت معرفتی که پدید می‌آورد، کمتر سخن گفته شده است. این تزلزل که وجهی کاملا واقع‌گرایانه دارد، شاید بتواند درهای گفت‌وگوی ملی را باز کند و در این شرایط سخت و ناگوار در راه‌حل‌یابی جمعی برای مردمان، در اتحاد و همدلی و در اتخاذ تصمیمات حکیمانه ملی به کار آید.

البته امید خوش‌بینانه‌ای است؛ اما فراموش نکنیم که آینده محتوم نیست و می‌توانیم آن را بسازیم؛ یعنی آینده گفت‌وگوی ملی را می‌توان برساخت. اگر خودآگاهی به این فرصت پیدا شود، می‌توان از آن بهتر استفاده کرد و آینده را ساخت. البته می‌دانم رواج کینه و دشمنی یا رنجش از ناجوانمردی‌ها و ناملایمات، مانعی در پذیرش این امر است و حتی تحمل شنیدن چنین سخنی برای برخی دشوار است. شاید تصور شود تنها معجزه عصای موسی می‌تواند چنین کند، اما شاید همین عصای دم‌دستی حکومت هم بکند «آنچه که موسی!» می‌کرد.

دیگر خبرها

  • جمعه سیاه فروشگاه اینترنتی خانومی از راه رسید
  • کشف۲۲ تن چوب قاچاق در ملایر
  • فناوران ایرانی رنگ ضدآب نانویی مخصوص چوب تولید کردند
  • ۲۲ تن چوب قاچاق در ملایر کشف شد
  • دایسوگی شیوه ژاپنی تولید چوب بدون قطع درخت+فیلم
  • قاچاق چوب بلای جنگل‌های طارم
  • حاشیه‌های پررنگ‌تر از متن کارخانه مازندران؛ از رکوردزنی در تولید فلوتینگ تا آمار‌های تأسف‌بار تولید تحریر
  • دست درازی آشکار افراد سودجو به منابع جنگلی کهگیلویه و بویراحمد
  • تحلیل استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران از «جریان انقلابی»
  • پدیده ۱۷ ساله فوتبال اسپانیا در رادار رئال
دیگران می‌خوانند: