عضو کمیسیون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: بی‌تردید تشویق و تحریک جوانان به خروج از کشور نه تنها گناهی نابخشودنی و خیانتی آشکار به نظام و انقلاب است مغایر منویات مقام رهبر معظم انقلاب است.

به گزارش ایرنا، محمدعلی محسنی بندپی در جلسه علنی روز چهارشنبه مجلس در نطق میان دستور خود گفت: در هیچ دیده بینایی پنهان نیست که شرایط اقتصادی کشور بر گُرده همه آحاد جامعه سخت سنگینی می‌کند.

آمریکا و همپیمانان اروپایی و آسیایی او از هیچ کوششی برای به زانو درآوردن ایران اسلامی دریغ نکرده‌اند چراکه به اعتراف خودشان سخت‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین و فلج‌کننده‌ترین نوع تحریم تاریخ تمدن بشری را به ایران تحمیل کرده‌اند که از مصادیق بارز تروریسم اقتصادی و نقض آشکار حقوق بین‌المللی است.

نماینده مردم نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس افزود: مرور تجربیات گذشته ثابت کرده که تنها راه برون رفت از وضعیت موجود حفظ وحدت میان ارکان حاکمیت و مردم و تکیه بر امکانات و توانمندی‌های داخلی است نه اعتماد به دشمنی که برای رسیدن به اهداف پلید خود حتی از تحریم داروی کودکان سرطانی هم دریغ نکرده است.

بندپی خطاب به رییس جمهور عنوان کرد: ابتدا لازم می‌دانم از تلاش‌های حضرتعالی و کابینه برای تامین واکسن و کوشش گسترده واکسیناسیون کشور و همچنین از سفرهای استانی و حضور گرمتان میان مردم صمیمانه قدردانی کنم. اما اگر به دلایل توسعه در کشورهای توسعه یافته بنگریم سه فاکتور عملگرایی، شایسته‌سالاری و پاکدستی اولویت آنها بوده است و بر مبنای همین تفکر شروع به جذب نخبگان و تحصیلکردگان کشورهای مختلف از جمله ایران کرده‌اند.

وی ادامه داد: به گونه‌ای که امروز نه تنها آمریکا، کانادا و اروپا مرزهای خود را به سوی جوانان ما گشوده‌اند بلکه کشورهایی همچون چین، کره‌جنوبی، مالزی، سنگاپور و حتی هنگ‌کنگ هم آماده ارائه فول اسکالرشیپ به جوانان ما و یا هرگونه امتیاز دیگر برای جذب نخبگان هستند چراکه به معنای واقعی معتقدند که باید برای مشکلات کشورشان راه‌حل‌ علمی پیدا کنند.

این نماینده مجلس یازدهم خطاب به رییسی اظهار کرد: به شعار کابینه فراجناحی خود پایبند باشید حلقه خودی‌ها را بازتر و گسترده‌تر کنید از همه جوانان و نخبگان این سرزمین برای توسعه کشور استفاده کنید.

راه‌حل رفع مشکل اشتغال و ازدواج و مسکن جوانان با استفاده از ظرفیت نخبگان علمی و اقتصادی کشور

محسنی‌ بندپی گفت: اگر دغدغه معیشت مردم دارید که دارید، اگر نگران اشتغال و ازدواج مسکن جوانان هستید که هستید، اگر به کاهش آسیب‌های اجتماعی فکر می‌کنید، اگر به توسعه از طریق افزایش بهره‌وری معتقد و به دنبال رشد واقعی اقتصادی ۸ درصدی در لایحه بودجه ۱۴۰۱ هستید، اگر به انتقام خون سردار شهید سلیمانی فکر می‌کنید که فکر می‌کنید، تنها راه وصول به این اهداف، استفاده از همه نخبگان علمی و اقتصادی کشور است.

وی خطاب به نمایندگان و رییس جمهوری و هیات وزیران گفت: هیچ‌یک از نمایندگان و مسئولین در هر مسئولیتی که باشیم نه تنها مجاز به بدرقه جوانان و تحصیلکردگان کشور نیستیم بلکه باید تمام عزم خود را به‌کار ببندید تا انگیزه‌های ماندگاری این جوانان افزایش پیدا کند چرا که در شرایط سخت تحریم و اقتصاد کشور برای تحصیل این جوانان از بیت‌المال مملکت هزینه شده است.

توجه به دغدغه‌ها و نگرانی‌های اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها، پزشکان، پرستاران، معلمان

محسنی‌بندپی افزود: بی‌تردید تشویق و تحریک جوانان به خروج از کشور نه تنها گناهی نابخشودنی و خیانتی آشکار به نظام و انقلاب است مغایر منویات مقام رهبر معظم انقلاب است. بنابراین باید به دغدغه‌ها و نگرانی‌های اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها، پزشکان، پرستاران، معلمان، کارگران، بازنشستگان و کارمندان سایر آحاد جامعه در لایحه بودجه ۱۴۰۱ بیشتر توجه کنیم.

وی با اشاره به مشکلات حوزه انتخابیه خود در شهرستان‌های نوشهر و کلاردشت، ضمن قدردانی از وزیر راه و شهرسازی و معاونین وی بیان کرد: پروژه‌های عمرانی راه در غرب استان به‌ویژه حوزه انتخابیه، از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند و جاده‌های روستایی ما از زیرساخت‌های مناسبی بهره‌مند نیستند که نیازمند اقدامات جدی هستند.

عضو کمیسیون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در تذکر به وزیر نیرو عنوان کرد: همانگونه که مکرر عرض کردم به دنبال کمترین بارانی، آب شرب مردم منطقه کدر و آلوده می‌شود که نه قابل شرب و نه قابل استفاده برای سایر امورات جاری زندگی است و علیرغم تذکرات مکرر متاسفانه هیچ اتفاقی نیفتاده است و سلامت مردم همچنان در معرض خطر است.

محسنی بندپی در تذکر به وزیر آموزش و پرورش اظهار کرد: ساماندهی نیروی انسانی و ایجاد انگیزه در تمامی افرادی که در نظام تعلیم و تربیت کشور خدمت می‌کنند باید اولویت اول شما باشد. اجرای کامل طرح رتبه‌بندی معلمان، همسانسازی و دائمی حقوق بازنشستگان، تثبیت ‌وضعیت شغلی خرید خدمتی‌ها، قراردادی‌ها، پیمانی‌ها و حق‌التدریسی‌ها و آموزگاران طرح امین و نهضت سوادآموزی باید در دستور کار قرار گیرد.

وی در تذکر به اعضای کمیسیون تلفیق گفت: همه می‌دانیم که لایحه بودجه ۱۴۰۱ علیرغم رای به کلیات آن در صحن مجلس، دارای نواقص جدی است و باید اصلاحات اساسی صورت گیرد. باید دقت شود که ضعف نظارتی مجلس و دولت با فشار مضاعف به مردم جبران نشود.

نماینده مردم نوشهر، چالوس و کلاردشت در مجلس عنوان کرد: بنابراین باید اصلاحات اساسی در جهت کاهش هزینه‌های کالاهای اساسی و مورد نیاز مردم از جمله دارو و نهاده‌های دامی و سایر نیازها صورت گیرد تا بیش از این تامین معیشت مردم سخت نشود.


عضویت در کانال تلگرام خبربان

منبع: بیتوته

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.beytoote.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «بیتوته» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۴۱۱۶۰۲۴ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

کمیسیون تلفیق سقف پاداش پایان خدمت کارکنان دولت را ۴۷۲ میلیون تومان تعیین کرد

سود ۶۰۰ هزار تومانی سهام عدالت تا پایان سال واریز می‌شود

اخباری به جای بیرانوند به اردوی تیم ملی دعوت شد

خبر مهم درباره یارانه معیشتی و نقدی/ یارانه ٨٠٠هزار تومانی قطعی شد

مهاجم تیم ملی با لباس عزا گل زد / مردم بوشهر به احترامطارمی شادی نکردند

خبر بعدی:

معنای قرآنی عدالت نظم است/انتظار بی‌جا از فیلسوفان نداشته باشید

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و اندیشه: شاید بسیاری بر این عقیده باشند که عدالت یک معنای کلی و بدیهی دارد که همه به آن واقفند، این در صورتی است که یکی از مشکل‌ترین مفاهیم در دانش‌های جامعه‌شناسی و فلسفه مفهوم عدالت است و معناهای برداشت شده از آن شاید گاهی متناقض هم باشد. در راستای این معنا معنای فرهنگی عدالت و اینکه مفهوم عدالت در دستگاه و نظام فرهنگی چه ساحت‌هایی از معنا پیدا می‌کند، نیز چندان تبیین نشده است.

افلاطون به عنوان یکی از نخستین فیلسوفان در تاریخ تفکر بشری که از او متونی به عصر ما رسیده، عدالت را یک ویژگی نفس فردی معرفی می‌کند که در جامعه تبلور و انعکاس می‌یابد. بر این مبنا هرکس باید به کار ویژه خودش مشغول باشد و از آن سرپیچی نکند. افلاطون حکومت را نیز شایسته خردمندان و حکیمان می‌داند و به نظر دلیل از او این اختصاص سمت، به دانش‌های گسترده فردی خردمندان در حوزه‌های مختلف بازمی‌گردد. در مقابل او ارسطو، عدالت را اعطای حق به سزاوار آن می‌داند و این اعطا فضیلتی است که به موجب آن باید به هرکسی آنچه را که حق و استحقاق اوست داد. به زعم معلم اول فضیلت هر چیز در حد وسط است و این حد نیز حدی طبیعی است، اما طبیعت ذاتی نابرابر دارد و عدالت دنباله همین نابرابری‌هاست.

شاید بتوان گفت که خاستگاه بحث در مفهوم عدالت حوزه «فلسفه اخلاق» است و با این اوصاف اگر این بحث را به حوزه فلسفه سیاسی ببریم، به نکات بسیار متناقضی بر می‌خوریم و همین مسئله را در حوزه تبیین این مفهوم پیچیده می‌کند. شاید به همین دلیل هنوز هم در زمینه عدالت نظام‌های سیاسی به تکامل نرسیده‌اند. چیزی که کشور ما نیز از آن مبرا نیست و فی المثل در صحبت‌های رهبر معظم انقلاب در طول دوران زمامداری‌شان مدام هشدار در زمینه ضعف در عدالت دیده می‌شود و دغدغه ایشان بوده است.

درباره مفهوم عدالت و عناصر آن فرهنگی از دو دیدگاه دین و فلسفه با سیدموسی دیباج به گفت‌وگو نشستیم. دیباج، عضو هیات علمی گروه فلسفه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران است. «هرمنوتیک متن و اصالت آن»، «پرسش فلسفی، ایرانی بودن چیست؟» و «فی‌المکان» از جمله مهم‌ترین تالیفات و «درباره یقین» از ویتگنشتاین، «مارتین هیدگر: پیش‌درآمدی به فلسفه او» از جوزف کاکلمانس، از جمله مهم‌ترین ترجمه‌های منتشر شده شده اوست.

*وقتی صحبت از عدالت می‌شود، با توجه به ردپای این مفهوم در متون دینی، همه گمان دارند که معنایی درست و صحیح از آن وجود دارد و همه به این معنا آگاه هستند. با این اوصاف اما به نظر می‌رسد مفهوم عدالت و شئون مختلف آن کمی مبهم و البته متفاوت با برداشت عامه انسان‌ها باشد. درباره جایگاه عدالت در تفکر اسلامی توضیح دهید.

در بحث از تبیین مفهوم عدالت باید به فرهنگ اسلامی خودمان بازگردیم. عدالت از مفاهیم اساسی در تفکر اسلامی است، چرا که یکی از اسامی خداوند «عدل» است. بر همین اساس یکی از مهم‌ترین ارکان و اصول دین در تفکر شیعی هم «عدل» است. اعتقاد به خدا، باعث اعتقاد به عدل و حق می‌شود. بنابراین عدالت بحث اعتقادی عمیقی در دین اسلام دارد. دعوت به قسط و عدل، هم در قرآن هم در روایات و احادیث و هم در مضامین ادعیه ما وجود دارد و این در زمره امتیازات دین ماست.

اسلام دینی است که دعوت به عدل می‌کند و سرانجام جهان را با عدل و روز قیامت می‌داند. یوم الاخره، یوم العدل است. اینکه خداوند در یوم الحساب برای اعمال ما ترازو قرار می‌دهد از روی عدل است. روز قیامت روز میزان و عدل است. بنابراین میزان و قسطاس در دین وجود دارد و بالاترین تعالی از اسماالله نیز در معنی عدل داریم. یکی از معانی عرش نیز عدل است. عدل زینت العرش است و خداوند میزان و سنگینی عرش.

*اگر بخواهیم به پرسش فلسفی از «عدالت» و «عدل» هم بپردازیم، آیا معنای فلسفی عدالت با معنای دینی و فرهنگی آن برابر است؟

در نگاه فلسفی و از نظر وجودشناختی می‌توان گفت که «عدل» همان است که «هست». عدل گزافه بر «هست» نیست و عدل همان این‌همانی «هستی» است. از نظر آنتولوژی عدل چیزی نیست که در پی آن باشیم. همان‌جایی که هستیم هر لحظه‌اش بر عدل است. هرچند که عذاب، عقاب و پاداش مربوط به یوم‌القیامه است، اما این عدل غیر از عدلی است که همراه با وجود است. به طور کل خود «وجود» یعنی عدل. به این معنا عدل در ضمن خود، منتشر در وجود و با وجود یگانه است. به عبارتی عدل در خود وجود است یا اینکه وجود همان عدل است و عدل همان وجود.

عدالت از مفاهیم اساسی در تفکر اسلامی است، چرا که یکی از اسامی خداوند «عدل» است. بر همین اساس یکی از مهم‌ترین ارکان و اصول دین در تفکر شیعی هم «عدل» است. اعتقاد به خدا، باعث اعتقاد به عدل و حق می‌شوداز نظر آنتولوژیک هرچیزی در جای خود قرار دارد و در مراتب وجود اختلال نیست. طفره در هستی وجود ندارد. وقتی در فلسفه قاعده طفره را رد می‌کنند، یعنی اینکه همه چیز مبتنی بر سلسله پیشینی است، نشان دهنده آن است که عدل وجود دارد. در تعریف عدل گفته‌اند که «وضع کل شی فی موضعه». شی را در جای خودش باید قرار داد. از نظر آنتولوژی همه اشیا در جای خود قرار دارند. عالمی که خدا آفرید همه از روی نظم و سامان است. این سامان حقیقی است و پیش از سامان مربوط به جهان انسانی وجود دارد. جهان مبتنی بر نظم قرار دارد و این نظم همان عدل است. عدل نه یک وصف خارجی بلکه یک وصف عینی و مربوط به خود شی، خود هستی و خود وجود است. مسلما وقتی بر مقوله‌ای از «هستن» بحث می‌کنیم روح انسان خواهان آن می‌شود. مانند خود وجود که وقتی از آن و مراتب وجود صحبت می‌کنیم به قول ملاصدرا برای این است که وجود میل دارد با عالم هستی یگانه شود و این یعنی یگانگی با عدل. ایرادی ندارد این‌گونه بحث کنیم که انسان میل دارد با عدل یگانه شود و هستی خود را با هستی عدل و هستی محض گره بزند.

*یعنی «وجود» مطابق با نظام علی و معلولی جهان شود؟

مطابق با همه عالم و آفرینش شود. از نظر آنتولوژیک هم علت و هم معلول درون عدل قرار دارند. البته وقتی صحبت از سرانجام اعمال انسان و پاسخگویی او می‌کنیم، امر دیگری است، هرچند که آن هم بر همین مبناست. به همین دلیل هم اعتقاد ما به عالم اخری احتمالی نیست، بلکه در زمره عین وجود است. یوم الاخره مراتب اتم و اشد وجود است و نسبت به یوم الدنیا عقب نیست. اگر اسم آن را یوم الاخره گذاشتند به معنای ترتیب وجودشناختی است و ترتیبی است که اعلی مرتبه و مرتبه اکمل را می‌رساند. به عبارتی در مقابل مرتبه دنیا که فرودست است، مرتبه اکمل مرتبه آخرت است.

*دیدگاه فیلسوفان راجع به عدل چگونه بوده است؟

معمولا زیباترین بخش از منظومه فکری فیلسوفان به دیدگاه‌های آنها درباره عدل اختصاص دارد. فلاسفه در تعریف عدل رسیدن انسان به جایگاهی که شایستگی آن را دارد، در نظر گرفته‌اند. همه فیلسوفان حتی ماکیاولی و هابز هم دعوت به عدل می‌کنند. نمی‌توان از عدل طفره رفت. در تاریخ تفکر بشری هیچ فیلسوفی نبود که بگوید جهان بر اساس ظلم است. در مقابل اما شعرا هم در قدیم و هم در جدید از یونان تا ایران، بعضا ظلم به عنوان اساس جهان تاکید کرده‌اند. حتی در فرازهایی از فردوسی و خیام هم این نکته که جهان مبتنی بر ظلم است، وجود دارد. من مقاله‌ای نوشته بودم درباره تاریک‌بینی و تاریک‌اندیشی در شعر فارسی که در آنجا موضوع عدل را از نظر برخی شعرا مورد سوال قرار دادم.

*به چه دلیل جهان انسانی از مدار عدل خارج می‌شود؟ آیا این دلیل به عدم تعریف صحیح از عدالت در جهان باز می‌گردد؟

عدلی که در اینجا مراد شماست عدل تعیین و تحدید شده در برخی از شئون انسانی است. از این نوع عدل می‌توان به عدل سیاسی یا عدل از منظر سیاستمداران یا علم سیاست را مثال زد. البته برخی فیلسوفان سیاسی مانند کارل اشمیت، فیلسوف برجسته آلمانی که امر سیاسی را عین عدل می‌دانند، که این معنا و مفهوم اکنون منظور نظر ما نیست، اما مطلب اساسی در این است که از منظر سیاستی که سیاستمداران و جهان سیاسی در عالم سیاسی در انداخته‌اند و بر مبنای آن بی‌عدلی و بی عدالتی در جهان رشد کرده و وجوه آن یعنی فقر و تبعیض به شدت دیده می‌شود، آیا می‌توان از آن خلاص شد؟ یا اینکه آیا بشر می‌تواند خود را از ظلم و تبعیض نجات دهد یا خیر؟

به طور کل این خواسته انسان است که تبعیض، ظلم و فقر رفع شود و تمام تلاش خود را نیز برای نیل به این مقصود به خدمت می‌گیرد. فیلسوفان و دانشمندان علوم اجتماعی نیز برای رفع این مشکلات کوشیده‌اند؛ اما گاهی اوقات در این راستا مغالطه هم بوجود می‌آید.

به عنوان مثال در سیاست بارها این اتفاق رخ داده که برای رفع ظلم از یک ملتی به ملت یا ملت‌های دیگر ظلم شده است. بعضا رهبران بزرگ جهان اینگونه عمل کرده‌اند. آدولف هیتلر قصد داشت تا از ملت آلمان رفع ظلم کند. ظلمی که باعث شده بود تا این ملت جایش تنگ شده و منابع حیاتی‌اش مورد تهدید واقع شود. هیتلر آمد، اما خود جنگ‌های بزرگی را به‌وجود آورد و به دیگر کشورها حمله و به مردمان آنها ظلم کرد. این اقتضای عمل سیاسی و یک کشمکش در امر سیاسی است که باید آن را دید و تحلیل کرد. همچنین این مسئله به سوءنیت سیاستمداران نیز ربطی ندارد، هرچند که برخی سیاستمداران سونیت داشته، برخی شریرند و عده‌ای دیگر حتی شیطانی و شیطان صفت هستند، اما کل روند ظلم به دیگر ملت‌ها از آنها نیست، بلکه حاصل ماجرای عمل سیاسی‌شان است. معیار در تحلیل عمل سیاسی کمی تفاوت دارد. در حوزه عمل سیاسی معمولا به این توجه می‌شود که چه چیزی در برابر ما قرار دارد و مخالف ماست و ما چگونه می‌توانیم آن را کنترل کنیم و بر آن چیره شویم یا آن را به بازی خود بکشانیم. این مسائل ارتباطی به تلقی فلسفی از عدل و عدالت ندارد.

*اگر اخلاق بر عمل سیاسی حاکم شود، وضعیت چگونه خواهد شد؟

در اخلاق دعوت به تشکیل دولت نشده است. کسی نمی‌تواند از یک حکم اخلاقی یک دولت استخراج کند. هیچ فیلسوفی هم پیدا نشده که بخواهد از یک حکم اخلاقی state استخراج کند. حتی هابز هم که عقایدش به زعم من خطرناک است، اما مبنای اخلاقی‌اش عمیق‌تر از دیگران است، می‌گوید انسان‌ها از ترس دیگر انسان‌ها و برای اینکه مانع از ظلم دیگری شوند، دست به تاسیس مجتمع می‌زنند و بر مبنای آن دولت‌ها به‌وجود می‌آیند. واقعیت این است که در حکم اخلاقی که باید و نباید دارد آن یک وضع متعالی دارد و در هر جایی قابل تطبیق است. چه ظالم باشی و چه مظلوم حکم اخلاقی برایت وجود دارد. حکم اخلاقی حکمی متعالی است و در محدوده قدرت قرار نمی‌گیرد.

*بر مبنای کلام شما می‌توان گفت که عدالت در معنای درون مرزی تفاوت دارد با آن عدالتی که در معنای گزاره کلی آن مدنظر است. یعنی فیلسوفان سیاسی منظورشان از عدالت، عدالت درون مرزهاست. در درون مرزها حکومتی تشکیل شده و باید عدالت را برقرار کند، اما به مفهوم متعالی عدالت توجهی نمی‌شود؟

کانت در مقاله «جهان وطنی»اش می‌خواهد وضعیتی را پیشنهاد دهد که بر مبنای آن همه دولت‌ها در کنار هم هم‌زیستی داشته باشند. در میان اکثر فیلسوفان سیاسی و حتی فراتر از آن کلیه اندیشمندان، از جمله سقراط معنایی که از عدالت مدنظرشان است به ملت خودشان باز می‌گردد. سقراط عدالت را درباره ملت یونانی می‌تواند تصور کند و برای ملت‌ها دیگر نمی‌تواند.

از نظر آنتولوژیک هم علت و هم معلول درون عدل قرار دارند. البته وقتی صحبت از سرانجام اعمال انسان و پاسخگویی او می‌کنیم، امر دیگری است، هرچند که آن هم بر همین مبناست. به همین دلیل هم اعتقاد ما به عالم اخری احتمالی نیست، بلکه در زمره عین وجود است. یوم الاخره مراتب اتم و اشد وجود است و نسبت به یوم الدنیا عقب نیستتشخیص امر سیاسی دشوارترین تشخیص است. به طور کل اندیشه سیاسی اندیش‌ای دشوار و سخت‌تر و دشوارتر از فلسفه است. چون اندیشیدن سیاسی مبتنی بر ملاحظات گوناگونی است که همه در زمینه موضوع وجود دارد، اما در فلسفه خیر چنین نیست برخی موضوعات و مفاهیم می‌توانند انتزاعی بوده و قابل سنجش برای دیگران نباشند. آنقدر که بتوانند شما را اقناع کنند که این جهت از گفته‌های شما با جهت دیگر در تعارض و تناقض قرار دارد، کافی است و دیگر گفت‌وگو رها می‌شود. در مقابل در عمل سیاسی وضعیت این‌گونه نیست، چرا که شخص دچار گرفتاری است و باید نتیجه را ببینند.

نظریه‌ای سیاسی‌ درباب عدالت که مورد اجماع فیلسوفان باشد به هیچ عنوان نداریم و این هم به دلیل طبیعت و موضوع عمل سیاسی است. هگل درباره اروپا به عدالت بیشتری اعتقاد دارد تا نسبت به آسیا. در مقابل نیچه اروپا را طرد کرده و نسبت به آسیایی‌ها همراه‌تر است.

در سیاست منافع را نمی‌شود فراموش کرد و آنکه فراموش کند، سیاستمدار ضعیفی است. مثل فیلسوفی که بخواهد مانند افلاطون عمل کند. افلاطون شکست خورد و این درسی برای همه است. وقتی افلاطون در مدینه فاضله خود شکست می‌خورد، یعنی اینکه فیلسوف نمی‌تواند موضعی را داشته باشد که از آن موضع فلسفی بدون اینکه تقلیل پیدا کند به موضع مرد سیاسی، درباره سیاست نظریه بدهد. باید به نشدن این جریان اعتراف کرد.

اینکه عده‌ای انتظار داشته باشند که فیلسوفان برای جهان طرحی را تدوین کرده و پس از آن فی‌المثل صلح پایدار کانت اجرا شود، پس از وقوع دو جنگ جهانی و دیگر جنگ‌های خرد و کلان پس از تئوری کانت، انتظار بی‌جایی است و نشان می‌دهد که این گفتارها دورنمایی از حقیقت را نیز با خود ندارد. در سیاست تشخیص سیاسی و وضع سیاسی درکش بسیار دشوار است و آینده نگری سیاسی از همه چیز دشوارتر است.

در عمل سیاسی با تلاش و کوشش و مجاهدت، شخص در پی عدالت است. در این تعریف دین هم وارد می‌شود و ما آن را قبول داریم، اما جدا از آن دولت‌ها بنا بر منطق قدرت با هم همزیستی دارند، بنا بر منطق قدرت با یکدیگر گاهی اوقات در چالش قرار می‌گیرند و گاهی اوقات در جنگ و پس از آن هم بر مبنای ملاحظات و مصالح با هم صلح می‌کنند. در این وضعیت نمی‌توان گفت که فیلسوفان دو ملت با هم گفت‌گو کرده و به نتیجه‌ای برای صلح و عدالت برسند. در سیاست فقط و فقط منطق قدرت حرف اول را می‌زند، ملاحظات فیلسوفان، بزرگان دین و علما، هرچند خیرخواهانه و تاثیرگذار است، اما در مرحله بعدی اهمیت قرار دارد.

کد خبر 5410333 محمد آسیابانی

دیگر خبرها

  • مهمان جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در سینما‌های شهرکرد باشید
  • آمریکا خطاب به چین: از نفوذت در مسکو برای حل بحران اوکراین استفاده کن
  • هشدار رسایی به رئیسی: منتظر هک دولت سیزدهم باشید! / جلسات قالیباف با رئیسی درباره حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی / نماینده مجلس: سفر رئیسی به روسیه آقایی دلار را در هم شکست / واکنش نماینده تهران به هک شدن شبکه یک سیما
  • درمان خانگی صرع
  • انتقاد امام جمعه سنندج از بی‌تفاوتی سازمان ملل نسبت به ظلم به کشورهای مسلمان/دغدغه کابینه دولت خدمت بیشتر به مردم استت
  • تهدید نفتالی بنت به سرنگونی کابینه ائتلافی در صورت مذاکره با فلسطینیان
  • مهمان «سوپ جوجه برای روح» باشید
  • سخنان حاج قاسم خطاب به آمریکا درباره سازمان منافقین
  • ۶ دلیل برای این‌که باید خواب کافی داشته باشید
  • معنای قرآنی عدالت نظم است/انتظار بی‌جا از فیلسوفان نداشته باشید
دیگران می‌خوانند: