Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «ایسنا»
2022-08-13@06:59:16 GMT

سیروس میمنت: حوصله دعوا ندارم

تاریخ انتشار: ۱۱ تیر ۱۴۰۱ | کد خبر: ۳۵۳۷۸۷۲۴

سیروس میمنت: حوصله دعوا ندارم

سیروس میمنت، می گوید: من در این سال ها سریال پرمخاطبی مثل «نون خ» را داشتم که واقعا بازخوردهای بسیار مثبتی گرفتم؛ آنقدر مثبت که مردم هنوز هم مرا به اسم کاراکتری که در این سریال ایفا کردم، در خیابان «کیوان» صدا می کنند، اما فیدبک های برنامه ای مثل «جوکر» واقعاً ترکاند.

این بازیگر در گفت و گویی با ایسنا از حضور در برنامه «جوکر» به عنوان یک تجربه بسیار خوب یاد کرد و افزود: به نظرم «جوکر» برنامه نویی در کشورمان بود که برای اولین بار اتفاق می افتاد.

او درباره حاشیه های اخیر برنامه «جوکر» هم تاکید کرد: قصد ما خدایی ناکرده توهین و بی احترامی به جامعه کم توان جسمی نبود، ما آنها را می بینیم و با آنها زندگی می کنیم، همه ما انسان هستیم، پس چرا باید کم توانی هم نوع خودمان را به تمسخر بگیریم؟!

وی در این زمینه به نگاهی از جانب خودش اشاره کرد و گفت: ما بزرگتر از چارلی چاپلین در عالم سینما نداشتیم. چارلی چاپلین مگر چطور راه می رود؟ یا لورل و هاردی که به لحاظ ذهنی کم توان هستند. من معتقدم اتفاقاً اگر درباره اینگونه افراد صحبت نکنیم درست نباشد، منتهی نه به شکل توهین آمیز بلکه به شکل درست. اگر ما درباره کم توانان صحبت می کنیم یعنی فراموششان نکرده‌ایم، یعنی ما آنها را می بینیم و با آنها زندگی می‌کنیم.

کیوان در «نون خ ۴» چطور است؟

این بازیگر در ادامه درباره همکاری‌اش با فصل چهارم سریال «نون خ» توضیح داد: این مجموعه به تازگی پیش تولیدش آغاز شده و گروه مشغول انجام کارهای اولیه و تکمیل مراحل نگارش هستند اما هنوز ما مقابل دوربین نرفته‌ایم. فکر می‌کنم تا اوایل پاییز این اتفاق بیفتد و کارمان شروع شود. راستش هنوز خیلی درباره شخصیت کیوان در سری چهارم صحبت نکردیم و متن را کامل نخواندم اما قطعا شخصیت ذاتی این کاراکتر تغییر نمی کند و همان کیوان است اما ممکن است با یک شکل و رفتار جدیدی از این شخصیت مواجه شویم و واکنش های جدیدی از کیوان ببینیم.

او درباره جدیدترین کارهایش اعلام کرد: با سریال «راز بقا» هم همکاری داشتم که تمام شد و تجربه بسیار خوبی بود اما متاسفانه شرایط کاری ام به گونه‌ای بود که فرصت نشد بیشتر در خدمت گروه باشم؛ بنابراین نقشم چندان بلند نبود اما شیرین و خوب بود. در حال حاضر مشغول بازی در سریالی برای تلویزیون هستم که ۸۰ درصد آن ضبط شده است اما تاکنون گروه تولید خبری از پروژه اعلام کرده‌اند و من هم اجازه ندارم درباره اش صحبت کنم.

سیروس میمنت در "نون خ"

میمنت همچنین درباره اینکه نگاهش نسبت به جوانسازی سازمان صداوسیما و تغییر مدیریت های اخیر در تلویزیون چیست؟ خاطرنشان کرد: به دلیل اینکه هنوز نتیجه عملکرد مدیران را در تلویزیون ندیده ایم نمی توانیم نظر بدهیم و نمی توانیم صرفا چون جوان هستند، بگوییم می توانند بهتر از باتجربه ها باشند. باید ببینیم عملکردشان چطور است و بعد مقایسه کنیم اما در کل جوانسازی اتفاق بدی نیست، منتهی چه جوان و چه باتجربه و سن بالا باید بینشمان را نسبت به مسائل جامعه تغییر بدهیم و درباره همه چیز صحبت کنیم و نگذاریم هیچ چیزی مسئله‌ساز شود. تا جایی که منافع ملی کشورمان، دینمان و برخورد اجتماعی مان اجازه می‌دهد باید درباره همه مسائل صحبت کنیم و دستمان باز باشد.

نوشتن را بیشتر از بازیگری دوست دارم اما حوصله دعوا ندارم 

این بازیگر و فیلمنامه نویس که طراحی فیلمنامه سریال «خانه به دوش» به کارگردانی رضا عطاران را بر عهده داشت، در پایان گفت و گوی خود درباره اینکه چرا دیگر نمی نویسد؟ گفت: راستش خیلی فرصت نمی شود اما نه اینکه کلا نمی نویسم اتفاقاً نوشتن را بیشتر از بازیگری دوست دارم و شغل اولم است، چه کار بشود و چه نشود من همیشه درگیر نوشتن هستم اما راستش را بخواهید شاید حوصله این را ندارم که بروم و دعوا کنم که چرا طرحم رد می شود؛ وگرنه موضوعات خیلی خوبی دارم که اگر فضا خوب باشد می توانیم کار کنیم اما در این شرایط فعلا خیر. اگر کاری از من در نمی آید دلیل بر این نیست که نمی نویسم. امیدوارم در آینده شاهد شرایط بهتری در سازمان صداوسیما باشیم.

انتهای پیام

صرافی ارز دیجیتال

تبلیغات در خبربان

منبع: ایسنا

کلیدواژه: سیروس میمنت برنامه جوکر سریال نون خ4

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.isna.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «ایسنا» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۵۳۷۸۷۲۴ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

لینک‌های ویژه:

خبر بعدی:

چند دقیقه با سایه؛ از «ارغوان» تا «اربعین» ناتمام

«سایه» رفت. آرام و با وقار؛ درست مثل زندگی کردنش. بامداد ۱۹ مرداد ما ماندیم و یک «سراب» و چند صفحه ای «سیاه مشق» که تا «صبح شب یلدا» با آن تنهاییم. چه کنیم که بدجور «تاسیان» شده ایم. بله؛ «تاسیان». یعنی حالتی که به خاطر نبودن کسی به انسان دست می دهد. یعنی دلتنگی غریب یا شاید هم غم فزاینده... آقای ابتهاج اما برای ما کم یادگاری باقی نگذاشته است. یادگاری هایی که ما وقتی غمگینیم یا عاشقیم با خودمان زمزمه می کنیم و برای خودمن می رویم به هزارتوی جهان شعر. مثلا «ارغوان»...

کمتر کسی است که شعر «ارغوان» را نشنیده باشد حتی اگر به طور مشخص طرفدار اشعار «سایه» نباشد. زمانی که «سایه» به زندان افتاده بود، این شعر را در دوری از درخت ارغوانش سرود اما ارغوان سایه حالا بیشتر از یک شعر است. خانه ابتهاج که به ثبت میراث فرهنگی رسیده است، «خانه ارغوان» نام دارد و دلیل این نامگذاری وجود درخت ارغوان در حیاط این خانه است و دلیل معروفیت ارغوان، نه خود درخت بلکه شعر سایه است.

در این شعر با هم دلتنگی و ناامیدی سایه را مرور می کنیم:

ارغوان،

شاخه همخون جدا مانده من

آسمان تو چه رنگ است امروز؟

آفتابی ست هوا؟

یا گرفته است هنوز؟

من در این گوشه که از جهان بیرون است

آفتابی به سرم نیست

از بهاران خبرم نیست

آنچه می بینم دیوار است

آه این سخت سیاه

آن چنان نزدیک است

که چو بر می کشم از سینه نفس

نفسم را بر می گرداند

ره چنان بسته که پرواز نگه

در همین یک قدمی می ماند

کورسویی ز چراغی رنجور

قصه پرداز شب ظلمانی ست

نفسم می گیرد

که هوا هم اینجا زندانی ست

هر چه با من اینجاست

رنگ رخ باخته است

آفتابی هرگز

گوشه چشمی هم

بر فراموشی این دخمه نینداخته است.

اندر این گوشه خاموش فراموش شده

کز دم سردش هر شمعی خاموش شده

باد رنگینی در خاطرمن

گریه می انگیزد

ارغوانم آنجاست

ارغوانم تنهاست

ارغوانم دارد می گرید...

چون دل من که چنین خون آلود

هر دم از دیده فرو می ریزد

ارغوان

این چه رازی ست که هر بار بهار

با عزای دل ما می آید؟

که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است

وین چنین بر جگر سوختگان

داغ بر داغ می افزاید؟

ارغوان پنجه خونین زمین

دامن صبح بگیر

وز سواران خرامنده خورشید بپرس

کی بر این درۀ غم می گذرند؟

ارغوان خوشه خون

بامدادان که کبوترها

بر لب پنجره باز سحر غلغله می شروعند

جان گل رنگ مرا

بر سر دست بگیر

به تماشاگه پرواز ببر

آه بشتاب که هم پروازان

نگران غم هم پروازند

ارغوان بیرق گلگون بهار

تو برافراشته باش

شعر خونبار منی

یاد رنگین رفیقانم را

بر زبان داشته باش؛

تو بخوان نغمه ناخوانده من

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من...

«کیوان ستاره بود» از دیگر آثار مشهور سایه است که به رفاقت و دوستی عمیق او با مرتضی کیوان اشاره دارد. مرتضی کیوان  شاعر، منتقد هنری، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی عضو حزب توده ایران بود. کیوان در روزهای پس از کودتای ۲۸ مرداد، در حالی که سه تن از نظامیان فراری سازمان نظامی حزب توده را در خانه خود پنهان کرده‌ بود، دستگیر و به جرم خیانت در ۲۷ مهر ۱۳۳۳ در زندان قصر تیرباران شد.

سایه در کتاب «پیر پرنیان‌اندیش» که در اصل روایتگر گوشه‌هایی از زندگی خود او است، در پاسخ به سوال زوج جوان پرسشگر که در جست‌وجوی دست یافتن به رمز و راز چگونگی دوستی ماندگار مرتضی کیوان با سایه و دیگران هستند و می‌پرسند:چرا «شماها» این همه کیوان رو دوست دارید؟ با چشمانی که به اشک نشسته است پاسخ می‌دهد:
«اصلاً نمی‌تونم توضیحی بدم، اصلاً توضیح دادنی نیست. این جوونا بارها از من پرسیدند که این آقای کیوان  چی بوده که شماها که هیچ شباهتی با هم ندارین، روشون نشده بگن، بعضی شون هم گفتن که شماها که گاهی متناقض هم هستین و با این تفاوت‌های عظیمی که میان شما هست، چطور درباره یک آدم یک حرفو می‌زنین، این حرف درسته واقعاً، از یک طرف آدمی مثل "شاملو" و از طرف دیگه کسی مثل "اسلامی ندوشن"، از اون ور "محمدجعفر محجوب"، از طرف دیگه "شاهرخ مسکوب"، "نجف دریابندری" و خیلی‌های دیگه … یک جمله‌ای اگه اشتباه نکنم «نجف دریابندری» گفته که کاملترین توصیف درباره کیوانه. گفته: کیوان عاشق دوستی بوده … البته دوستی با تمام معانیش. درست هم گفته نجف. کیوان واقعاً در دوستی تمام بوده و بی اون که شما تقاضا بکنین بهتون خدمت می‌کرده. اینو هم بهتون بگم، کیوان با همه‌ی رفیق‌بازیش، آدم مستقلی بود. آدم حقه‌باز سازشکاری نبود، همه‌جا خودش بود، همه اینو میدونستن. تو هر نامه‌ای که به هرکس می‌نوشته حرف خودشو می‌زده برخلاف عده‌ای که در هر مجلسی خودشونو یه جور نشون میدن به اقتضای اون مجلس، این مهمه که آدم خودش باشه و در عین حال مورد احترام و محبت مردم باشه… حیف شد که شما کیوانو ندیدید. اگه کیوان حالا بود ۸۶ سالش بود... اگه کیوان می‌دونست چقدر بهش محتاجیم، چقدر بهش محتاجیم...»

او در سوگ «کیوان» اینگونه سروده است:

ما از نژاد آتش بودیم
همزاد آفتاب بلند اما
با سرنوشت تیره خاکستر
عمری میان کوره بیداد سوختیم
او چون شراره رفت
من با شکیب خاکستر ماندم
کیوان ستاره شد
تا برفراز این شب غمناک
امید روشنی را
با ما نگاه دارد
کیوان ستاره شد
تا شب گرفتگان
راه سپید را بشناسند
کیوان ستاره شد
که بگوید
آتش
آنگاه آتش است
کز اندرون خویش بسوزد
وین شام تیره را بفروزد
من در تمام این شب یلدا
دست امید خسته خود را
دردستهای روشن او می گذاشتم
من در تمام این شب یلدا
ایمان آفتابی خود را
از پرتو ستاره او گرم داشتم
کیوان ستاره بود
با نور زندگانی می کرد
با نور درگذشت
او در میان مردمک چشم ما نشست
تا این ودیعه را
روزی به صبحدم بسپاریم

ابتهاج در بخشی از کتاب   «پیر پرنیان‌اندیش» که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد و طی آن در گفت و گو با میلاد عظیمی و عاطفه طیه خاطرات زندگی اش را بیان کرد، روایت جالبی را از روز هشتم محرم بیان می کند که در آن شعری با عنوان «اربعین» برای سیدالشهداء(ع) سروده است.

در این کتاب آمده است: «امروز هشتم محرم بود و عصر به خانه سایه رفتیم. سایه مغموم بود و از چشم‌هایش معلوم بود گریه کرده. عاطفه گفت: «بازم شیطونی کردین؟» سایه خندید. پرسیدم «اتفاقی افتاده؟»

- نه! شما می‌دونین که تلویزیون همیشه جلوم روشنه. هر کانالی هم که می‌زنم داره روضه و نوحه نشون می‌ده. من هم گوش می‌کنم و خب گریه‌ام می‌گیره. می‌شینم با اینها گریه می‌کنم. (لبخند می‌زند.)

پس از چند دقیقه گپ و گفت، سایه می‌گوید:

«سال‌ها پیش یک شعری گفتم به اسم «اربعین» که تمومش نکردم.»

با تعجب اصرار می‌کنم شعر را بخواند و می‌خواند:

«یا حسین بن علی

خون گرم تو هنوز

از زمین می‌جوشد

هرکجا باغ گل سرخی هست

آب از این چشمه خون می‌نوشد.

کربلایی است دلم»

انتهای پیام

دیگر خبرها

  • صاحب اصلی کارخانه کیوان تن به احیای این کارخانه نمی‌دهد
  • رصد زحل در وضعیت «مقابله» را از دست ندهید
  • برخی بازیگران جواب سلام مردم را نمی‌دهند!/ دیگر حوصله سینما ندارم
  • الهامی: رحمتی ما را سورپرایز کرد/آلومینیوم بی حوصله بازی کرد
  • الهامی: هوادار، رحمتی را سورپرایز کرد/آلومینیوم بی حوصله بازی کرد
  • ۳۰ ویژگی افرادی که ذهن مُتمرکز دارند
  • قتل به خاطر ارث خانوادگی در رفسنجان
  • سیاحت ساحت سایه
  • چند دقیقه با سایه؛ از «ارغوان» تا «اربعین» ناتمام
  • حافظِ به سعی «سایه» بر چشم‌های محمود دولت‌آبادی