Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «ناطقان»
2022-08-09@23:03:29 GMT

احکام وسواس در اسلام

تاریخ انتشار: ۱۳ تیر ۱۴۰۱ | کد خبر: ۳۵۳۹۹۱۳۷

اختلال وسواس به ۲ نوع فکری و عملی تقسیم می‌شود؛ اختلال وسواس در برخی مواقع منجر به انجام کار‌هایی می‌شود که به آن وسواس عملی می‌گویند و نسبتا هم شایع است، شستن چندباره دست‌ها، چک کردن باز یا بسته بودن درب منزل، چک کردن خاموش یا روشن بودن اجاق گاز مواردی از اختلال وسواس عملی است. ناطقان: احکام وسواس با توجه به فتوای اغلب فقها که بر اساس مدارک و ادله توجیح شده، مطرح شده است وظیفه شخص وسواسی، بی توجهی به وسواس است؛ یعنی هر جا در پاکیزگی یا طهارت چیزی به شک افتاد، باید فرض را بر پاکیزگی بگذارد و عمل خود را به طور صحیح و بدون نگرانی انجام دهد.



این قضیه تا آن جا پیش رفته که می‌گویند اگر یقین فرد به نجاست و آلودگی برسد، که برای بیشتر مردم چنین اتفاقی نمی‌افتد، یقین فرد وسواسی هیچ گونه ارزش و اعتباری ندارد بر او واجب است که فرض را بر پاکیزگی بگذارد.


اگر شخصی به این دستور عمل کند و در مواقع شک در نجاست یا پاکیزگی بنا را بر طهارت بگذارد، نزد خدا بلند مرتبه است هر چند که لباسی که به آن نماز خوانده یا غذایی که خورده، نجس باشد.
به افراد وسواسی چه سفارشی شده است؟

به این افراد وسواسی توصیه اکید می‌کنیم که در اسرع وقت نسبت به ترک این عادت اقدام کرده تا از این بیماری خلاص گردد و این امر در دو مرحله انجام می‌گردد:

مرحله اول:

باید توجه داشته باشد که این کار چه از نظر عقلی و چه از نظر شرعی، مذموم است، چون شخص را از حالت اعتدال و استاندارد خود خارج می‌کند و بدون این که سودی داشته باشد یا خصلت پسندیده‌ای ایجاد کند، توانایی و نیروی انسان را به هدر می‌دهد. وسواس در دین اسلام هرگز به عنوان پرهیزکاری عنوان نشده و در شرعیت دین مبین اسلام این امر پسندیده‌ای نیست بلکه آن را نوعی اختلال یا بیماری در درک و فهم فرد می‌دانند. این بیماری ناشی از ضعف نفس و اراده می‌باشد و همانطور که در احادیث و روایات ذکر شده، تسلیم شدن در برابر وسوسه‌های شیطان رجیم این امر را دو چندان کرده است. پس اگر آدمی به این حقیقت پی ببرد، نوبت به اجرای مرحله دوم می‌رسد.

مرحله دوم:

انسان باید با تلاش و زحمت فراوان بتواند بر نفس خود غلبه کند و قدرت تصمیم گیری را از عوامل نفسی خود گرفته و نگذارد شیطان او و ذهنش را بازی بگیرد. او باید در تمامی کار‌ها عزم راسخ داشته باشد تا خداوند به دلیل این وسوسه‌ها او را مورد سرزنش قرار ندهد. مثلا زمانی که شک داشته باشد که آب قسمتی از بدنش رسیده است یا نه، در این شرایط و شرایط مشابه، باید فرض را بر رسیدن بگذارد و شک در نجاست را طهارت دانسته و به شک خود ادامه ندهد. اگر بی اعتنایی به این شک‌ها را فرا گیرد، تصورات، تخیل یا خرافات خاموش می‌گردد. با این کار شیطان از او منصرف شده و او را به حال خود رها می‌کند.

با تبدیل شدن به یک شخص درستکار و میانه رو می‌توانید قدم در میدان مبارزه با عمل گذاشته و مطمئن باشید که اگر در این میدان قرار گیرید، به طور حتم و با یاری روز افزون خداوند، پیروز میدان خواهید گشت. خداوند کریم در این باره می‌فرماید: "همانا کید و حیله شیطان ضعیف است. "

در واقع احکام طهارت یا نجاست همان است که در رساله‌های علمیه به آن اشاره شده. در حقیقت همه اشیا محکوم به طهارت هستند مگر آنان که اشاره به حکم نجاست دارند و انسان نیز به نجاست آن‌ها یقین حاصل کرده است. به این صورت، رهایی از وسوسه و وسواس برای انسان به راحتی آب خوردن می‌شود؛ این به خوش ذوقی و سلیقه شخصی آن‌ها مربوط است و این که انقدر با ایمان و معتقد به اصول خدواندی باشد که هر چیز و هر کسی را نجس نداند. چرا که یقین پیدا کردن به نجاست در و دیوار یا هر چیز دیگری چندان آسان نیست. پس چگونه یک فرد می‌تواند یقین پیدا کند؟ چگونه یک نفر می‌تواند نجاست را مصری دانسته و تصور کند اگر فلان چیز نجس بود می‌تواند نجاست را به وسایل اطرافش پراکنده کند و آن‌ها نیز نجس خطاب شوند؟ این چگونه یقینی ست و علم رسیدن به یقینی است؟ کمی در این رابطه تمرین کنید و این تمرین‌ها را مرتب تکرار کنید تا به لطف خداوند بتوانید از همه آن‌ها دست بکشید.


در روایت است که عبدالله بن سنان می‌گوید در محضر امام صادق (علیه السلام) از شخصی که در وضو و نماز مبتلا به وسواس بود نام بردم و گفتم: او شخص عاقلی است، حضرت فرمودند: چگونه عاقلی است که از شیطان اطاعت می‌کند، عرض کردم چگونه از شیطان اطاعت می‌کند؟ فرمودند: از او بپرسید که دلیل و ریشه این حالتش چیست؟ قطعا می‌گوید این از حالات شیطان است.

حکم اعتنا به احکامی که برخواسته از وسواس است

از منظر آیت الله مکارم شیرازی عنوان گردیده که یقین پیدا کردن به مواردی که برخواسته از وسواس است، به طور یقین حرام است و باید برای ترک آن، هر کاری صورت گیرد و ما مسئولیت آن را به گردن خواهیم گرفت.

وسواس موجب بطلان وضو نمی‌شود؟

با این که وسواس موجب هدر رفتن آب می‌شود و اسراف کار گناهی است و عملی حرام شمرده می‌شود، اما وضو را باطل نمی‌کند و هیچ قانونی در دین مبین اسلام نمی‌تواند منکر آن شود. مگر این که در شستن دست چپ دچار شک و تردید شوید و آب اضافه‌ای برای آن مصرف کنید که برای مسح سر شما را دچار ایراد یا مشکل کند.

نماز فرد وسواسی

چون تکرار و ازدیاد در بیان اذکار در نماز می‌تواند وسواس نامیده شده و نماز را حرام کند (البته برخلاف تکرار معمولی و رایج در نماز که تمام نماز گزاران از آن تبعیت می‌کنند) این زیادی اذکار نماز را دچار اشکال می‌نماید. باید سریعا برای رفع آن چاره‌ای اندیشید تا به بقیه اعمال روزمره شما آسیب وارد نکند. منبع: باشگاه خبرنگاران برچسب ها: وسواس ، اسلام ، احکام

صرافی ارز دیجیتال

تبلیغات در خبربان

منبع: ناطقان

کلیدواژه: وسواس اسلام احکام

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت nateghan.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «ناطقان» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۵۳۹۹۱۳۷ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

لینک‌های ویژه:

خبر بعدی:

روز عاشورا؛ حسین (ع) زیباترین سجده عالم را به نمایش گذاشت

بانگ اذان عصر که در آسمان پیچید، حسین (ع) آخرین سجده خود را به زیباترین حالت که هیچ کدام از اولاد آدم به آن موفق نشده بود و نمی‌شود را در حالی که پیشانی‌اش به خاک بود و شمر در حال جدا کردن سر او بود، به جا آورد.

به گزارش خبرگزاری برنا، لیلا اسدی طی دلنوشته‌ای پیرامون روز عاشورا نوشت:

روز دهم فرا رسید، ابلیس با تمام جنود و قوایی که داشت  به سبب امتناع‌ از سجده بر آدم که از درگاه  خداوند رانده شده بود، تمام کینه و دشمنی خود را در این روز به نمایش گذاشت و اینکه چرا برای این انتقام و تلافی از اولاد آدم امام حسین (ع) را انتخاب می‌کند، بسیار قابل تامل است.

شیطان در عالمین مصیبتی را توسط اولاد شرور خود آدم ترتیب می‌دهد که در آسمان و زمین هیچگاه تکرار نخواهد شد.

آنگاه که خداوند در آسمان به معرفی اصحاب کساء پرداخت  و فرمودند هرچه در عالمین من آفریدم به سبب این پنج تن بود، ابلیس که سراسر از کینه و حسادت بود، جازم بود تا آخرین بازمانده آن اصحاب را  که حسین (ع) است و توبه آدم به شفاعت او مورد قبول خداوند قرار گرفت را به زعم خود به خواری بکشاند تا او کشته شود و هدایت از اولاد عالم برداشته شود.

و امام حسین (ع) که سرالله و عین الله و مظهر رحمت محض است و از تمام حیله‌های ابلیس آگاه است، در روز واقعه عاشورا حماسه ای آفرید که مغلوب این کارزار در آخر خود ابلیس بود.

در روز عاشورا دو سپاه مقابل هم بودند، با چند ویژگی مشترک. هردو سپاه اسلام را قبول داشتند. قرآن کتاب مشترکشان بود. قبله هر دو سپاه هم یکی بود و هر دو سپاه نماز را برپا می‌داشتند! و هر دو سپاه حضرت محمد (ص) را شفیع خود می‌دانستند اما ابلیس که خود دانش بسیاری دارد و می‌داند اگر همه اینها باشد و ولایت امام حی آن زمان  نباشد، همگی باطل است، سپاه مقابل حسین (ع) را با طرق مختلف که یکی از آنان تهمت به امام بود، از مسیر ولایت خارج کرد.

لیک سپاه حسین (ع) وجه افتراقشان با سپاه مقابل در معرفت به امام و ولایت‌پذیری و همراهی با امام زمانشان بود.

با این مقدمه قصه روز عاشورای محرم سال ۶۱ هجری شروع شد.

حسین (ع) در طلوع آن صبح که در بالاترین قله عرفان و توحید است، به حضرت دوست عرضه داشت که ای اله من، فاجمعنی علیک بخدمة توصلنی علیک، مرا در حضور خویش به خدمتی فرمان ده که راه وصول به تو را بر من هموار سازد. بدین معنی مرا یکپارچه برا خودت جمع کن و در این راه هر چه بر سر من بیاید، به آن راضی‌ام.

این لحظات برای حسین (ع) و یاران او مملو از عشق و زیبایی و ایمان بود و برای جنود نمازگزاران بی‌ولایتِ ابلیس، نفرت، زشتی و کفر بود.

حوالی ساعت ۱۰ رسماًجنگ‌ از جانب عمر بن سعد آغاز می‌شود.

امام که دوست نداشت این جنگ‌ شکل بگیرد، چندین مرتبه خود و یارانش به موعظه آن سپاه در آمدند اما آنان امام زمان خود را که مقابلشان بود، نه می‌دیدند نه می‌شنیدند.

سپس جنگ‌ تن به تن شروع شد.

و هر یک از اصحاب امام یکی پس از دیگری به شهادت می‌رسیدند و اولین جایی که اشک امام جاری شد، پس از شهادت حبیب من مظاهر به وقت اذان ظهر بود.

و همه اصحاب تا حوالی ساعت ۲ همان روز به مقام شهادت نائل آمدند.

از این ساعت به بعد جوانان بنی هاشم که ۲۸ تن بودند یکی پس از دیگری به نبرد رفتند.

و هر کدام قصه شهادتشان چنانی بود که گویی در آن کارزار  کتاب قرآن ختم می‌شد و سپاه شیطان قرآن را پار پاره می‌کردند.

پس از شهادت آنان فقط علمدار  کنار حسین (ع) بود.

عطش بر  اهل بیت حسین (ع) چیره شد. اطفال بی‌تابی می‌کردند. امام از حضرت عباس (ع) خواسته بود که مامور رساندن آب به خیمه‌ها باشد.

در روز واقعه هر دو رفتند اما حرامیان طوری حمله کردند که بین دو برادر فاصله افتاد اما وقتی عباس به آب رسید، انبوهی او را محاصره کردند و اورا به شهادت رساندند.

و شیطان و دستگاهش بر این مصیبت‌ها قهقهه می‌زدند و جنودش تکبیر می‌گفتند و کِل می‌کشیدند.

شیطان بی تاب  و بی قرار بود که حسین (ع) را چگونه از پا در بیاورد که کینه‌اش را خالی کند.

از این به بعد خود شیطان مستقیما وارد کارزار شد‌ 

امام به سوی خیمه‌ها رفت تا وداعی بکند. وقتی طفل شش ماهه را در آغوش گرفت و به میدان برد تا که شاید آن طفل را سیراب کند، حرمله که به ابلیس تکیه کرده بود، تیر را به سمت حنجره آن طفل رها کرد و او را به شهادت رساند.

امام به میدان رفت اما از جذبه امام کمتر کسی حاضر به مقابله با آن وجود مقدس بود. از این رو با تیر و نیزه از امام زمانشان پذیرایی می‌کردند. آنقدر تیر و نیزه زدند تا حسین (ع) از اسب به زمین فتاد.

نزدیک به اذان عصر و لحظه شهادت امام، تمام معادلات و محاسبات شیطان را حسین (ع) که پسر علی (ع) و فاطمه (س) است، خنثی می‌کند.

و خداوند عزوجل و شیطان رجیم هر دو  به تماشای حسین (ع)  هستند.

شمر که روح شیطان او را تسخیر کرده بود، دید که حسین (ع) هنوز زنده است. بانگ بر داشت که بکشید حسین را. چندین نفر به سمت قتلگاه رفتند و نتواستند سر حسین (ع) را جدا کنند.

شمر خود به سوی قتلگاه می‌رود در حالی که حسین (ع) در خون خود غلطان است.

بالاترین حالت بندگی و عبادت برای آدم و فرزند آدم همان چیزی است که سبب رانده شدن شیطان از قرب الهی و ملکوت شد، در واقع سجده در بندگی، نجوای عاشقانه متواضعانه‌ای است که بنده به اطاعت از معبود خود دارد.

حالا شمر آمده که سر از تن حسین (ع) جدا کند.

آن لحظه عرش خدا و جمیع ملائک و انبیا و اولیا به زمین آمدند تا حسین (ع) را نظاره‌گر باشند.

شمر که بر سینه اباعبدالله (ع) نشست، مشتی خاک به چشمان حضرت پاشید که نگاه حسین (ع) را نبیند، نه از روی حیا، چون می‌دانست حسین (ع) ولی خدا و عین الله است و ممکن است جاذبه نگاه حسین (ع) مانع کارش شود لذا هرچه خنجر را به گلوی حسین (ع) کشید، دید خنجر نمی‌برد.

امام زمانش به او گفت شمر اینجا جای بوسه جدم رسول الله (ص) است.

شمر که قساوت شیطان با او همراه بود، سر ابا عبدالله (ع) را از پشت گرفت و صورت حسین (ع) را به خاک چسباند تا از قفا سر از بدن آقا جدا کند.

بانگ اذان عصر که در آسمان پیچید، حسین (ع) آخرین سجده خود را به زیباترین حالت و هیئت و کیفیت که هیچ کدام از اولاد آدم به آن موفق نشده بودند و نمی‌شوند را در حالی که پیشانی‌اش به خاک بود و شمر در حال جدا کردن سر او بود، به جا آورد و در آن سجده چنین به خداوند عرضه داشت: الهی رضاً برضائک و تسلیماً لامرک.

حسین (ع) در آن مهلکه، عبودیت محض را به ابلیس نشان داد.

اذان عصر به پایان نرسیده بود که خداوند روح دردانه خلقتش را قبض کرد و در آغوش گرفت و فرمود: السلام علیک یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة.

انتهای پیام/

دیگر خبرها

  • شکست موشکی شیطان
  • احمد وحیدی: آغاز مرحله نهایی تخریب ساختمان متروپل / حدود و مرزبندی اجرای ماده ۶۵ احکام دایمی توسعه در اروند مشخص شده است
  • عضو خبرگان رهبری: در ایام محرم همه چیز برای دریافت رزق‌های خاص الهی مهیا است
  • شیطان به دنبال جدایی جوانان از مکتب سیدالشهدا است
  • روز عاشورا؛ حسین (ع) زیباترین سجده عالم را به نمایش گذاشت
  • انقلاب اسلامی ایران شعبه ای از قیام سیدالشهداء است
  • نماز ظهر عاشورا جهاد تبیین است
  • زمان و مکان مراسم نماز ظهر عاشورا و شام غریبان در قلعه رئیسی
  • شاخص دین‌داری این است که ولایت داری یا نداری!
  • ارائه راهکاري جهت کنترل «وسواس موکني»