Web Analytics Made Easy - Statcounter

ایسنا/اصفهان «هر زمانی نظارت متولیان و مدیران شهری کاهش یافته، موضوع حاشیه‌نشینی عمق پیدا کرده است، به همین دلیل نظارت مدیران شهری بر حاشیه‌های شهر باید همیشگی و جدی باشد وگرنه آتش زیرخاکستری است که آینده شهر را در سال‌های پیش‌رو تهدید می‌کند.»

این بخشی از گفته‌های نفیسه واعظ شهرستانی، استاد روابط بین‌الملل و علوم سیاسی، عضو شورای پژوهشی دانشگاه و پژوهشگر توسعه شهری در گفت‌وگو با ایسناست که با نگاهی به آسیب‌ها، محدودیت‌ها و ظرفیت‌های توسعه شهری در اصفهان، از «شهر پژوهی» به‌عنوان یک ضرورت انکارناپذیر پژوهشی یاد می‌کند و از تکاپو برای راه‌اندازی پژوهشکده‌ای در این زمینه سخن می‌گوید.

بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان

در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

- به‌عنوان نخستین سؤال بفرمایید از چه منظری به توسعه شهری علاقه‌مند شده‌اید و چه پژوهش‌هایی در این زمینه داشته‌اید؟

سال‌هاست در مورد یک کهن محله تاریخی به نام پل شهرستان کار می‌کنم و مسائل این کهن محله از منظر جغرافیای تاریخی، فرهنگی و توسعه شهری برایم اهمیت یافته است و مقالات زیادی نیز در چند دهه گذشته دراین‌باره نوشته‌ام، اما مهم‌ترین آن کتاب «گنجینه تاریخی و سیر توسعه شهری در محله شهرستان» است که در قسمت دوم بر روند توسعه شهری در محله‌ای شبه شهر تأکید کرده‌ام که در ادواری، مرکز اصفهان بوده است. همچنین مقاله‌ای در کتاب مجموعه مقالات با عنوان «زندگی شهری، چالش‌های کنونی و افق‌هایی در آینده» کمیته ملی اسکان بشری سازمان ملل متحد در ایران، یک مقاله با عنوان ظرفیت‌ها و محدودیت‌های توسعه شهری در کهن محله تاریخی پل شهرستان منتشر کردم. مدتی است در حال رایزنی با مدیران شهرداری و جهاد دانشگاهی اصفهان هستم تا پژوهشکده‌ای برای پر کردن خلأهای موجود در این حوزه راه‌اندازیم کنیم تا پژوهش‌های علمی در حوزه توسعه شهری در اختیار مدیران شهری قرار گیرد و بر اساس مطالعات این پژوهشکده بتوانند به متغیر نقش عمل کرده و به سمت مدیریت شهری پست‌مدرن حرکت کنند.

- چرا پرداختن به مباحث توسعه شهری و آسیب‌شناسی آن از منظر محدودیت‌ها و ظرفیت‌های توسعه شهری در کلان‌شهری مثل اصفهان را ضروری می‌دانید؟

شهر پژوهی یک ضرورت انکارناپذیر است، در غیر این صورت مدیران شهری در کلان‌شهری مثل اصفهان در بند روزمرگی می‌افتند، درحالی‌که اگر پژوهش‌های سازمان‌یافته و مدونی در این زمینه وجود داشته باشد نقشه راهی برای دهه‌های آینده پیدا می‌کنند. یکی دیگر از ضرورت‌های تشکیل این پژوهشکده، انجام تحقیقات و استناد به تجارب و دانش اساتید و پژوهشگران در رشته‌های مختلف مرتبط با موضوع توسعه شهری این است که می‌توان با کمک اطلاعاتی که جامعه دانشگاهی تولید می‌کند اقدام به توسعه گردشگری مدرن در شهر اصفهان کرد. با توجه به اینکه گردشگری یکی از سه صنعت بزرگ درآمدزا در دنیاست، با انجام پژوهش‌های علمی می‌توان خلأها را شناسایی کرد و قبل از تبدیل شدن به معضل، برای آن چاره‌اندیشی کرد. به‌عنوان‌مثال در برخی از محلات اصفهان که پتانسیل گردشگری دارند باید اقدام به باز زنده سازی بافت‌های فرسوده کرد؛ مثل محله پل شهرستان. از دیگر ضرورت‌های تحقیق و تأمل به‌صورت متمرکز در زیر چتر پژوهشکده توسعه شهری این است که باید به همه بایسته‌ها و ابعاد توسعه توجه کرد. چنانچه می‌دانید برای یک تصمیم‌گیری چند متغیر از هم اثر می‌گیرند و بر هم اثر می‌گذارند، مثل متغیر شخصیت، نقش، محیط و نظام بین‌الملل. بنابراین در کلان‌شهرهایی مثل اصفهان، مشهد، تبریز و تهران هنگام تصمیم‌گیری علاوه بر اینکه متغیر شخصیت شهردار حائز اهمیت است، متغیر نقش هم به گونه خودآگاه یا ناخودآگاه بر فرایند تصمیم‌گیری اثر می‌گذارد. اگرچه همچنان شهردار یکی از متغیرهای اصلی برای تصمیم‌گیری درباره توسعه شهری است، اما شخصیت و خصوصیات فردی شهردار مانند برخورداری از طرح ویژه فکری، آرزو و آیده آل‌های شهردار، اهل تعامل و مشورت بودن یا نبودن شهردار از متغیرهای اثرگذار بر تصمیم‌گیری درباره توسعه شهری است، بنابراین عملکرد شهردار علاوه بر اثرپذیری از متغیر نقش، محیط ملی و فضای بروکراتیک، از متغیر خلق و خو و باورداشت‌های شهردار نیز متأثر می شود. همین موضوع عملکرد یک شهردار را نسبت به شهردار قبل و بعد متفاوت می‌کند. به‌جز متغیر شخصیت، متغیر نقش هم حائز اهمیت است. متغیر نقش به معنی انتظاری است که از یک پست می‌رود، درواقع انتظاری که از شهردار اصفهان و شهرداران مناطق اصفهان می‌رود با انتظاری که از شهردار یک شهر مرزی یا مرکزی در نقطه دیگری از کشور می‌رود متفاوت است.

- به نظر شما از شهردار شهری مثل اصفهان چه انتظاراتی می‌رود؟

انتظاری که از شهردار اصفهان می‌رود می‌تواند با چند عامل ارتباط داشته باشد؛ یک عامل مسئله هویت شهروندان اصفهانی است که به یکسری پارامترها می‌بالند و افتخار می‌کنند و همین افتخارات روی هویت آن‌ها تأثیر گذاشته و بر انتظارشان از نقش شهردار تأثیر می‌گذارد، بنابراین پویایی و عملکرد یک شهردار امروز در اصفهان وابسته به توسعه فیزیکی شهر نیست و عملکرد فقط با توسعه فیزیکی شهر محاسبه نمی‌شود که مثلاً چقدر فضای سبز و آسفالت و پل سازی ایجاد شده، بلکه افزون بر آن انتظار دارند زیرساخت‌های شهر به‌گونه‌ای طراحی شود که باعث ایجاد فرصت‌های اقتصادی برای شهر شده و افق روشنی برای آینده اصفهان ترسیم شود. در شهرداری اصفهان باید پرسنل خلاقی وجود داشته باشد که بتوانند زمینه‌ساز مدیریت پست‌مدرن در شهر اصفهان شوند. یکی از انتظارات مردم اصفهان این است که مدیریت شهری دانش‌بنیان باشد، به این معنا که تحقیقات و مطالعاتی که در رشته‌های مختلف صورت می‌گیرد، مبنایی برای مدیریت شهری شود و مهارت با ترکیب دانش در مدیریت شهری اصفهان اعمال شود. یکی دیگر از متغیرهای اثرگذار بر انتظار از نقش شهردار و مدیران کلان‌شهری در اصفهان، متغیر هویت است. این درحالی‌ است که اصفهانی‌ها متغیر رنجوری هویتی دارند؛ ازیک‌طرف همان‌طور که در کتاب‌های معجم‌البلدان، یاقوت حموی، مرآت البلدان و فتوح البلدان، مسالک الممالک، فتوح البلدان و کتاب‌های دیگر اشاره شده بخشی از هویت شهری با هویت شهر اصفهان گره خورده و همواره جغرافیدانان از شهر اصفهان به‌عنوان شهری که بر جمله جهان رجحان دارد یاد کرده‌اند. همه این‌ها بر انتظارات شهروندان اصفهانی از مدیران این کلان‌شهر تأثیر می‌گذارد، علاوه بر هویت‌های اساطیری و باستانی، در سال‌های پس از اسلام و تشیع هم می‌بینیم که انباشت تجربه‌های متنوع تاریخی مردم اصفهان بر هویت آنها اثر گذاشته است، بنابراین انتظار می‌رود اقدامات این شهر و یا حتی المان‌هایی که در این شهر وجود دارد با محیط جامعه دیرپای شهری مردم اصفهان انطباق داشته باشد. حتی در افتخارات ملی معاصر نیز مردم اصفهان نقش ویژه‌ای داشته‌اند و انتظار دارند این نقش دیده شود، برای نمونه مردم اصفهان تأثیر و سهم بسزایی در دوران جنگ ایران و عراق داشتند و انتظار دارند در یکسری از المان‌های شهری این فداکاری و ایثار دیده شود. انتظاری که از مدیران ارشد شهری در اصفهان می‌رود این است که خط‌مشی‌ها برای توسعه شهری، به‌خصوص در متن محلات تاریخی مثل پل شهرستان، باعث تعلیق و رنجوری هویت در این محلات نشود.

- بر اساس چنین ضرورت‌هایی بود که توجه شما به موضوع آسیب‌ها، محدودیت‌ها و ظرفیت‌های توسعه شهری در اصفهان جلب شد؟

بله، و به فکر راه‌اندازی پژوهشکده‌ای افتادیم که در آن می‌توان تأملی روی خط‌مشی گذاری‌ها و سیاست‌گذاری‌های توسعه شهری در اصفهان داشت، چون خودآگاهی انسانی در مطالعات علوم انسانی حائز اهمیت است و باید در پیامدهای توسعه شهری تأمل شود تا به بحران هویتی در محلات نینجامد و حتی قبل از اینکه به مرحله بحران هویتی برسد مسئله از ابعاد مختلف در پژوهشکده مورد تأمل قرار گیرد و بتواند راهکاری تحت عنوان چه باید کرد و تبدیل آن به چه می‌توان کرد ارائه داد. مدیریت شهرها و یا نقاطی که قبلاً روستا بوده و به شهر تبدیل شده با شهر اصفهان که در طول تاریخ تجربیات فروانی به دوش کشیده و شاهد مدیران بسیاری در سلسله‌های مختلف تاریخی بوده، بسیار متفاوت است. در مقدمه منشور حقوق اسکان، نکته‌ای تحت عنوان دانش توسعه شهری طرح شده؛ به این معنا که باید روی شرایط انسان و تحلیل نیازهای فیزیکی و متافیزیکی تأمل صورت گیرد و به بستر و اقلیم توجه شود که توجه به این امر کار مدیران شهری در اصفهان را در اجرا متفاوت و متمایز نسبت به شهرهای دیگر می‌کند و در نهایت اصفهان می‌تواند به الگویی برای شهرهای دیگر تبدیل شود.

- به نظر شما مهم‌ترین آسیب سیاست‌گذاری شهری چیست؟

در منشور حقوق اسکان ۵ آسیب مهم سیاست‌گذاری شهری ذکر شده که در صدر آن‌ها به آسیب هویتی اشاره شده است؛ مثل وخیم شدن کیفیت طبیعی محیط‌زیست انسان، بهره‌برداری نامناسب از منابع و فناوری و به‌ویژه بروز آشفتگی بین نیازهای انسان و طبیعت. بنابراین از مدیران کلان‌شهری انتظار می‌رود که در سیاست‌های توسعه شهری، حفظ هویت تاریخی و بهبود وضعیت فرهنگی و معنا بخشیدن به زندگی انسان اسکان یافته در شهری با پیشینه تاریخی را در اولویت‌های خط‌مشی گذاری‌ها به‌خصوص در کهن محله‌های تاریخی قرار دهند. همچنین از همین رهگذر از مدیران شهری انتظار می‌رود علاوه بر اینکه خط‌مشی گذاری‌های شهری متوجه بعد مادی توسعه است، به سمت اولویت‌بخشی به سمت نیازهای معنوی و حفظ سرمایه‌های معنوی محلات بروند.

- برپایی پژوهشکده‌ای برای مطالعه ابعاد توسعه شهری در شهری مثل اصفهان چه نتایجی به دنبال خواهد داشت؟

پژوهشگران، اساتید دانشگاه و کارشناسان جزو تصمیم‌گیرندگان نیستند و حوزه تصمیم‌گیری متعلق به مدیران ارشد شهری است، ولی جامعه دانشگاهی و پژوهشگران می‌توانند دانش و نتایج تحقیقات در این پژوهشکده را در اختیار مدیران شهری قرار دهند و تصمیم‌ساز شوند. برای نمونه در محله پل شهرستان همان‌گونه که در کتاب گنجینه آثار تاریخی و در مقاله ظرفیت‌ها و محدودیت‌های توسعه شهری به این موضوع پرداختم، باوجود ظرفیت‌های قابل اعتنای این محله برای توسعه شهری مثل ارزش تاریخی، جاذبه‌های گردشگری و فضای سبز شهری، یکسری خلأهای کمی و کیفی وجود دارد که به نظر می‌رسد ناشی از توسعه ناهمگون و فرم گرایانه شهری باشد، و این توسعه ناهمگون و فرم‌گرایانه در تعارض با حفظ ساخت و بافت سنتی و تاریخی و هویت محله قرار گرفته است. یک ناظر دقیق که مطالعات توسعه شهری و یا تجربه سفرهای خارجی داشته متوجه سرگردانی هویتی در این محله می‌شود، چون ازیک‌طرف هویت تاریخی به گذشته‌گرایی معنا شده و از طرف دیگر در خط‌مشی‌های توسعه شهری از چهره کهن این محله، تصویرزدایی صورت گرفته و این محله را به محله مدرن تغیر چهره داده است. به همین دلیل تعارضی بین آرمان سکوت و سکون این محله تاریخی با رویکرد و علاقه‌مندی مدیران شهری به زدودن زنگار غبار شبه شهر بودن از این محله قابل مشاهده است.

- چرا توجه به مسئله حاشیه‌نشینی، چرایی، روند و پیامدهای آن برای مدیران شهری حائر اهمیت است؟

برای قدرت اجتماعی می‌توان ۷ منبع در نظر گرفت، درحالی‌که بین قدرت اجتماعی و قدرت سیاسی تفاوت وجود دارد و اگر تعارض بین قدرت اجتماعی و سیاسی تشدید شود باعث انقلاب می‌شود. برای اینکه ببینیم چه کسانی در سطح اجتماع قدرتمند هستند ۷ پارامتر وجود دارد؛ ۱- منابع مالی که شامل درآمد خالص و تسهیلات اعتباری می‌شود ۲- امکانات تولید خانواده ۳- فضای زندگی قابل دفاع به این معنا که هرچقدر سطح برخورداری از امکانات قابل زیست بالاتر باشد باعث قدرت اجتماعی بیشتر می‌شود و از همین‌جاست که محلات اعیان‌نشین و فرودست در شهرهای مختلف شکل می‌گیرند ۴- دانش و مهارت که شاید اصرار یکسری خانواده‌ها برای سرمایه‌گذاری سنگین و صرف وقت و هزینه برای اینکه فرزندشان حتماً مدرکی بگیرد به همین دلیل است ۵- اطلاعات مناسب خانواده‌ها ۶- عضویت در سازمان‌های اجتماعی مثل عضویت خانواده‌ها حتی در هیئت امنای مدرسه، مسجد یا صندوق‌های قرض‌الحسنه  ۷- دسترسی به شبکه‌های اجتماعی که از دیگر منابع قدرت اجتماعی برای خانواده‌هاست.

خانواده‌هایی که در حاشیه شهرها زندگی می‌کنند یعنی به حاشیه شهر رانده می‌شوند و یا از ابتدا در حاشیه مستقر می‌شوند، از این ۷ منبع قدرت اجتماعی، بسیاری را ندارند، بنابراین حاشیه‌نشینان با فقر و کسری منابع قدرت اجتماعی روبرو می‌شوند که همین کسری منابع قدرت اجتماعی، به کسری قدرت فرهنگی و قدرت سیاسی هم می‌انجامد.

- از رهگذر رشته‌ای که سال‌ها تحصیل کرده‌اید یعنی روابط بین‌الملل، علاوه بر علل و عوامل درونی، چه عوامل خارجی ممکن است سبب حاشیه‌نشینی و یا تعمیق مسائل حاشیه‌نشینی شود و تبدیل به یکی از آسیب‌ها برای سیاست‌گذاری در توسعه شهری شود؟

مطالعه چرایی و پیامد حاشیه نشینی جزو مطالعات تخصصی من نبوده، اما از رهگذر مطالعه و تدریس علوم سیاسی و روابط بین المللی بر اثرات جنگ تأمل و مطالعاتی داشته‌ام، از جمله اینکه یکی از تبعات اجتناب ناپذیر جنگ، مهاجرت، آوارگی و پناهندگی است. این افراد چون از منابع ۷ گانه قدرت اجتماعی محروم و یا دچار محدودیت می‌شوند نمی‌توانند در متن شهرها مستقر شوند، بنابراین پرتاب و رانده به حاشیه شهرها می‌شوند و یا از ابتدا توان ورود و استقرار در متن شهر را در خودشان نمی‌بینند. برای نمونه در جنگ عراق و اشغال افغانستان توسط روس‌ها و سپس روی کار آمدن طالبان در دو دهه قبل و در سال‌های اخیراً باعث شد اتباع کشور همسایه به دلیل اضطرار جان و بحران سیاسی که کشورشان را آشفته کرده بود ناگزیر از مهاجرت به ایران و پناهندگی شوند. ما در این پژوهشکده می‌خواهیم روی این موضوع تحقیق کنیم که چگونه جنگ و بحران‌های سیاسی باعث تشدید مهاجرت و پناهندگی می‌شود و چگونه مهاجران و پناهندگان در حاشیه شهرهای بزرگی مثل اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز و ... که خودشان از یک جنگ و بحران سیاسی آسیب ‌دیده‌اند و شایسته کمک و امداد هستند، اما همین مهاجران خارجی آسیب دیده در یک سیکل معیوب در حاشیه شهرها آسیب‌زا می‌شوند.

ازجمله گروه‌هایی که در حاشیه شهرها و در زمره مهاجران و اتباع پناهنده در اولویت امداد هستند، زنان، سالمندان، کودکان و افراد دچار بیماری جسمی و روحی هستند. لازم است در یک مدیریت مطلوب شهری زمانی که به موضوع حاشیه‌نشینی در شهر توجه می‌شود، این افراد در اولویت برنامه‌ریزی برای امدادرسانی قرار گیرند.

- متغیرهای اثرگذار بر حاشیه‌نشینی یا سکونتگاه‌های غیررسمی چیست؟

یکسری متغیرهای اثرگذار بر حاشیه‌نشینی یا سکونتگاه‌های غیررسمی وجود دارد که گاهی از آن‌ها به‌عنوان زاغه‌نشینی یاد می‌شود. ازجمله این متغیرها افزایش جمعیت است که باعث می‌شود برخی افراد نتوانند فضای مناسبی در شهر پیدا کنند، بنابراین به دنبال پیدا کردن فضای مناسب به حاشیه شهرها می‌روند. فقر و محرومیت نیز سبب می‌شود برخی افراد در جست‌وجوی یکسری از خدمات ارزان‌تر به حاشیه شهرها بروند و در آنجا مستقر شوند. همان‌طور که اشاره شد جنگ و بحران سیاسی هم یکی از دلایلی است که افراد از خانه‌های خود به‌اجبار جدا می‌شوند و باید به همه امکانات مادی و پایگاه‌های اجتماعی که داشتند پشت پا بزنند. در کشور خودمان این تجربه را داریم که در دوران جنگ تحمیلی، مردم خوزستان که چنگال جنگ بر زندگی آن‌ها افتاد به بسیاری از امکانات خودشان پشت پا زدند و در کمپ‌ها و اردوگاه‌های پناهندگان مستقر شدند، درحالی‌که زمان زیادی طول کشید تا بتوانند فرصت‌های از دست رفته و زندگی نزیسته خود را بازیابند.

- نشانگان حاشیه‌نشینی یا سکونتگاه‌های غیررسمی به چه صورت است؟

عموماً نشانگان مشترکی دارند مثل خانه‌های کوچک، در نظر گرفتن یک اتاق به‌عنوان خانه، کوچه‌های تنگ و غیر مهندسی، جمعیت بسیار بالا، افرادی که در کوچه و خیابان پرسه می‌زنند و تفاوتی بین کوچه و حیاط دیده نمی‌شود، قیمت زمین در این مناطق پایین است، ساخت‌وسازها غیراصولی است، اغلب مشکلات هویتی دارند و ممکن است زندگی مطلوبی را پشت سر گذاشته باشند و الان در شرایط نامطلوب باشند، بنابراین دچار شکاف ادراکی می‌شوند بین تلقی از خود با آنچه در محیط بیرونی واقعی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. متأسفانه آمار بزهکاری در این محلات بالاست، زندانی شدن نان‌آور خانواده بسیار شایع است، قومیت‌گرایی در حاشیه شهر وجود دارد و مستعد ستیزه‌های اجتماعی هستند، همچنین بی‌عدالتی که در این محلات وجود دارد آن‌ها را مستعد شورش و ناآرامی می‌کند. اگر بخشی از این جمعیت اتباع خارجی برای نمونه افغانستانی‌های مقیم ایران باشند، آنگاه در می‌یابیم که یک حاشیه‌نشین تبعه خارجی بار مضاعفی از رنج و مشقت را به دوش خواهد کشید و در بین آنها زنان، سالمندان، کودکان و افراد بیمار رنج بیشتری را تحمل می‌کنند. بنابراین اتباع خارجی که از جنگ فرار کرده و برای حفظ امنیت جانشان به کشور همسایه یعنی ایران فرار کرده‌اند، آسیب‌دیده و نیازمند کمک مجامع جهانی هستند تا بتوانند بر این شرایط سخت غلبه کنند. این افراد نیاز به همدلی جهانی از نوع همدلی که برای اوکراین صورت گرفت دارند، به‌ویژه کشور میزبان یعنی ایران هم امروز با مشکلات متعددی از نظر تورم، بیکاری، تحریم و مشکلات اقتصادی دست‌به‌گریبان است و نمی‌تواند مثل برخی از کشورهای اروپایی که پذیرای اوکراینی‌ها هستند میزبان اتباع افغانستان باشد.

- حاشیه‌نشینی از چه زمانی در ایران رواج یافت؟

آمار دقیقی وجود ندارد اما تا قبل از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ حدود ۱۳.۶ درصد در سکونتگاه‌های غیررسمی یا حاشیه‌نشین تخمین زده می‌شد، که این آمار به‌مرور زمان بیشتر شد. با توجه به اینکه تمرکز ما بر موضوع توسعه شهری اصفهان است، نمونه‌های آنچه به‌عنوان زاغه‌نشینی از آن یاد می‌شود، تقریباً از سال ۱۲۸۰ هجری شمسی در اصفهان دیده می‌شود، یعنی هم‌زمان با انقلاب کارخانه سازی در ایران که مقارن با دوران رضاشاه است و به‌ویژه صنایع نساجی که در اصفهان رشد پیدا کرد، به دنبال آن عده زیادی در جست‌وجوی کار بودند به‌عنوان کارگر صنعتی وارد اصفهان شدند و بسیاری از آن‌ها در حاشیه شهر و سکونتگاه‌های غیررسمی مستقر شدند که بعداً جزو شهر شدند. وقتی ذوب‌آهن در سال ۱۳۴۶ در اصفهان مستقر شد دوباره جمعیت کارگران صنعتی که عمدتاً فاقد سواد بودند به اصفهان آمدند و در محلاتی مثل مفت آباد که اسم آن هم قابل تأمل است مستقر شدند. اگر خط مشی حاشیه‌نشینی را در سال‌های بعد از انقلاب دنبال کنیم به‌مرور مهاجرانی در دستگرد در غرب اصفهان و اتباع افغانستانی و عراقی در زینبیه در جنوب اصفهان مستقر شدند. محلاتی مثل۲۴ متری، محله عرب‌ها، حصه، دارک و ارزنان جزو محلات حاشیه‌نشین شهری است که اگر امروز برای این محلات چاره‌اندیشی نشود به‌زودی تبدیل به معضل می‌شوند و باید علاج واقعه را قبل از وقوع کرد، یعنی باید برای حاشیه نشینان شهری که پتانسیل شورش‌ اجتماعی را دارند چاره‌اندیشی شود، در غیراینصورت مدیران شهری در تله غافلگیری قرار خواهند گرفت.

- وضعیت حاشیه‌نشینی در شهرهای دیگر ایران به چه صورت است؟

در تمام شهرهای ایران می‌توان حاشیه‌نشینی یا سکونتگاه‌های غیررسمی را نام برد، مثلاً اهواز سرنوشت مشابه اصفهان داشت و به خاطر پالایشگاه نفت عده‌ای کارگر مشخصاً به آبادان و اهواز هجوم بردند و برخی که نتوانستند در متن مستقر شوند و به حاشیه رفتند یا مثل مهاجرت عرب‌زبان‌های دشت آزادگان که در حاشیه شهر مستقر شده‌اند، جاهای دیگر هم مهاجر دارد که عموماً مهاجران افغانستان هستند. در دیواره شرقی ایران یعنی استان سیستان و بلوچستان و خراسان بیشترین آمار مهاجران اتباع افغانستان و مهاجران حاشیه شهرها را دارند. ۳۰ درصد از جمعیت زاهدان اتباع افغانستان هستند، البته آنجا مهاجران هند و پاکستانی هم وجود دارد، مثلاً منطقه پشتی گاراژها و کارخانه نمک یا منطقه کریم‌آباد که تعداد قابل‌ توجهی از جمعیت مهاجران را اتباع افغانستان تشکیل می‌هند. شهر مشهد نمونه‌ای از این شهرهاست که در حاشیه شهرها انبوهی از مهاجران افغانستانی زندگی می‌کند، این شهر همچنین پایگاه بسیاری از معاودین عراقی است که اگر مدیران شهری توجه نکنند در سال‌های آینده می‌تواند خطرساز باشد. در استان فارس و شهر شیراز نیز منطقه حاشیه‌نشین ده پیاله دارند که مهاجران از قومیت‌های افغان، عرب، ترک و فارس را دارد. در شهر کرج هم مهاجران افغانستانی در بسیاری از قسمت‌های این شهر زندگی می‌کنند.  

- از دیدگاه شما آیا بین مهاجرت و پناهندگی با توسعه شهری رابطه معناداری وجود دارد یا خیر؟

هر زمانی نظارت متولیان و مدیران شهری کاهش یافته، موضوع حاشیه‌نشینی عمق پیدا می‌کند، به همین دلیل نظارت مدیران شهری اصفهان بر حاشیه‌های شهر باید همیشگی و جدی باشد، وگرنه آتش زیرخاکستری است که آینده شهر را در سال‌های پیش رو تهدید می‌کند، درحالی‌که حتی یک‌لحظه هم نباید از حاشیه‌نشینی غفلت کرد.

- این نظارت از کجا باید شروع شود؟

جای مصاحبه‌های میدانی با مهاجران خارجی به شدت خالی است، درحالی‌که فضا برای کار پژوهشی زیاد است. به‌عنوان‌مثال اگر از اتباع خارجی سؤال شود که چرا مهاجرت کرده‌اید پاسخ‌های راهگشایی به دست خواهد آمد. در این زمینه دست یاری به سمت مدیران شهری و متخصصان و پژوهشگران دراز می‌کنم تا هرکدام از منظر تخصصی کمک کنند و بتوانیم در پژوهشکده فضایی برای تحقیقات فراهم کنیم تا به‌صورت متمرکز از انباشت این دانش نظری برای بهبود وضعیت اصفهان استفاده کنیم. در غیر این صورت در سال‌های آینده ممکن است بخشی از انرژی و توان شهر مدنی و پویایی مثل اصفهان صرف مهار و مقابله رو در رو با مشکلات حاشیه‌نشین‌ها شود.

انتهای پیام

صرافی ارز دیجیتال

منبع: ایسنا

کلیدواژه: استانی اجتماعی مديريت شهري اصفهان شهرداري حاشيه نشيني پژوهش توسعه شهری حاشیه نشینی یا سکونتگاه های غیررسمی متغیرهای اثرگذار توسعه شهری اتباع افغانستان حاشیه شهر شهری در اصفهان حاشیه شهرها قدرت اجتماعی حاشیه شهر همین دلیل پژوهشکده ای مردم اصفهان سیاست گذاری مدیران شهری مدیریت شهری برای نمونه حاشیه نشین مستقر شدند خانواده ها شهر اصفهان تصمیم گیری محدودیت ها پل شهرستان متغیر نقش کلان شهری ظرفیت ها کهن محله گذاری ها کلان شهر مستقر شد بر حاشیه خط مشی

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.isna.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «ایسنا» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۵۸۷۱۸۱۹ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۰۰۲۲۱۰۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

رونمایی از سرمربی لالیگایی تراکتور در اصفهان؟

به گزارش ورزش سه، پیش از ورود پاکو خمس سرمربی جدید تراکتور، مسئولان این تیم با نظر مثبت محمد نصرتی، دیدار دوستانه با ذوب‌آهن در اصفهان را برنامه ریزی کردند.

این دیدار برای روز سه شنبه برنامه‌ریزی شده و تیم تراکتور برای انجام بازی دوشنبه هفته بعد راهی اصفهان خواهد شد.

البته پاکو خمس اعلام کرده که به زودی در این مورد تصمیم خواهد گرفت اما در صورت موافقت وی، این بازی نخستین دیدار او با تیمی لیگ برتری خواهد بود.

خمس همچنین خلاصه اطلاعات بازیکنان تراکتور را دریافت کرده و در حال مطالعه وضعیت آنهاست.

او بازی امروز تراکتور با عقاب را از نزدیک تماشا کرد و فردا هم به تماشای دیدار دوستانه با مس سونگون خواهد نشست.

دیگر خبرها

  • سیزده دلیل برای حاشیه‌نشینی
  • رونمایی از سرمربی لالیگایی تراکتور در اصفهان؟
  • ۱۳دلیل برای حاشیه‌نشینی
  • طرح تفصیلی ۱۱ شهر استان اصفهان به تصویب رسید
  • این استان ها بیشترین و کمترین محله‌های حاشیه نشین را دارند | زنگ خطر حاشیه‌نشینی به صدا در آمد
  • کارگردان سریال حاشیه‌نشین‌ها در ایران
  • ایجاد بزرگترین سکونتگاه رسمی در تاریخ همدان
  • رونق گردشگری شهرکرد نیازمند برنامه‌ریزی راهبردی است
  • طرح تفصیلی ۳۰ شهر استان اصفهان ابلاغ شد
  • هیچ برنامه‌ریزی در شهر همدان وجود ندارد