2018-12-12@10:15:58 GMT
۰ نتیجه - (۰.۰۰۰ ثانیه)

«اخبار ������������ ����������»

    روزگاری تار می نواخت و سازش کوک و کار و بارش سکه بود. هرکس یک بار هم دلش را به شنیدن ساز موسیقی او سپرده باشد، نمی تواند نوای آن را فراموش کند. اما امروز ساز مخالف زمانه غبار غم و اندوه بر چهره فرتوتش نشانده است. استاد محمد ابراهیمی را می گویم. او از آخرین بازماندگان عاشیق های خراسان شمالی، 64 ساله و از اهالی حاشیه شهر بجنورد است.برای دیدن استاد محمد به منطقه حلقه سنگ در حاشیه شهرستان بجنورد رفتم. تیرهای چوبی سقف خانه اش نشان می دهد که راه را درست آمده ام. در خانه ای که کارگاهش هم هست میزبانم می شود تا پای صحبت ها و درد دل هایش بنشینم. درد دل هایی که حاصلش می شود دل پری از وضعیت موسیقی به ویژه نابسامانی موسیقی سنتی. او که روزگاری نوای تار و کمانچه اش گرمابخش محافل این و آن بود، از به فراموشی سپرده شدن هنرمندان از سوی مردم و مسئولان گلایه دارد و می گوید: نوازندگی کمانچه را یازده سالگی از پدر و عموهایم آموختم. سالها به مجالس عروسی و شادی مردم دعوت می شدم و درآمد خوبی از این راه بدست می آوردم. اما حالا 20 سالی است که با آمدن ارگ...